.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多599
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کند
گر نباشی در وجودم درد چکّه می کند
سر بچرخان با دلم حرفی بزن ای مونسم
چون بخندی خنده ات بازار سکّه می کند
دست خود را روی قلب من گذارو گوش کن
عشق من را با تمام جانِ خود، تو نوش کن
سرنوشتت را به نام ِ من بزن جشنی بگیر
این رقیبان را چُنان دیوانگان مدهوش کن
می بریز و چینِ دامن را برقصان نازنین
قِر بریز و دینُ مالم را بدزدِ ای بهترین
جان بگیر و جانِ من را پیشِ خود در بند کن
بهترینم.... نازنینم.... تا ابد ای.... آخرین
آشتی کن با دلِ من ای طبیبم ای دوا
حال من را خوب کن با یک نگاهت ای شفا
من خریدارم اگر نازی هنوزم مانده است
قهر چشمانت دلم را کُشت ای نازک ادا
@hamnafasane1
دلبر شیرین بازیگوش من
عطر تو پیچیده در آغوووش من
شهر از بوی نگاهت پر شده
گل فروشان نانشان آجر شده
کس ندیده مثل تو این گونه یار
کوزه ای لبریز و چشماااانی خمار
دلبر من ، ماه بازیگوش من
بی تو می پیچد به خود آغوش من
تا لبت ساییده بر فنجان من
جسم غم جاری شده در جان من
آه ، لب ، اینقدر آفت خیز نیست
تشنه را از بوسه ات پرهیز نیست
طعم باران میدهد لبهای تو
مزه جان میدهد لبهای تو
کاشَکی من میشدم خال لبت
مثنوی هایم همه مااااال لبت ...
@hamnafasane1
چشم گریان تو نازم ، حاااال دیگرگون ببین
گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین ...
بر نتابید این دل نازک غم هجران دوست
یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین
مانده ام با آب چشم و آتش دل ، ساقیا
چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین ...
رشکت آمد ناز و نوش گل در آغوش بهار
ای گشوده دست یغمای خزان ، اکنون ببین
سایه دیگر کار چشم و دل گذشت از اشک و آه
تیغ هجران است اینجا ، موج موج خون ببین
#هوشنگ_ابتهاج
@hamnafasane1
مبر پای قمار عشق ای دل ، باااااز ، هستت را
ندارم بیش از این تاب تماشای شکستت را
مشو مبهوت گیسویی که سر رفته است از ایوان
که ویران میکند این"نقش ایوان" "پای بست"ات را
همیشه گریه راه التیام زخمهایت نییییییست
کدامین آب خواهد شست داغ پشت دستت را؟!
تو خار چشم بودی قلعه ی یک عمر پا برجا
که حالا شهر دارد جشن میگیرد نشستت را
تودل بستی به معشوقی که خود معشوووقها دارد
رهاااا کن ای دل غافل خدای بت پرستت را ...
@hamnafasane1
مرحمی گر بردلم باشی طبیبت میشوم
چون بخواهی یانخواهی دلفریبت میشوم
درگلستان وجودت می نشینم روزوشب
همچو پروانه اسیرعطرسیبت میشوم
مهر تو افتاده بر دل عاشق رویت شدم
عاشقی دلخسته و بی شک حبیبت میشوم
من شبیه اسب وحشی #تاااااختم برقلب تو ...
گرچه سرکش بوده ام رام و نجیبت میشوم
گرچه استادی و درسی ازمحبت داده ای
در کلاس عاشقی #گااااهی رقیبت میشوم ...
@hamnafasane1
ﺁﻣﺪﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘﯽ
ﺑﻪ ﮔﻠﯿﻢ ﺩﻝ ﻣﻦ
ﺟﺮﻡ ﻣﻦ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧﻮﺍﺯﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺭﻓﺘﯽ ﻭبےﺧﺒﺮ ﺍﺯ
ﺧﻮﯾیییش ﻧﻤﻮﺩﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﻧﻈﺮ ﮐﻦ
ﻧﮕﺮﺍاااﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ...
@hamnafasane1
هاااان ای
عقاب عشق..!
از اوج
قله های مه آلود دور دست
پرواز کن
به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا
که شرااااابم نمی برد..!
آن بی ستااااره ام
که عقابم نمی برد..!
#فریدون_مشیری
@hamnafasane1
هــرچند پای قول و قراری که بست ، نیست
هــرچند یاد آنکه به پایش نشست ، نیست
بـاور کنید طعنه شنـیدن از این و آن
مـزد کسی که پای دلش مانده است ، نیست
تقـصیر از تـو بوده اگر عاشقت شدم
فرقـی میان جرم بت و بت پرست نیست
آنــقدر محو دیدن روی تـو گشته ام
در چشم من هر آنچه که غیر از تو هست ؛ نیست
فــرقی نمی کند که وصال است یا فراق ...
پـایان قصه هر چه که باشد، شکست نیییست !
@hamnafasane1
از خاک درت رخت اقامت نبرم
وز دست غمت جان به سلامت نبرم
بردار نقاب از رخ و بنمای جمال
تا حسرت آن رخ به قیامت نبرم ...
#ابوسعید_ابوالخیر
@hamnafasane1
....کاش این همه از دسترسم دور نبودی!
خورشید نبودی و پر از نور نبودی!
ای کاش که هم رنگ تو بودم من و ای کاش
بر پیرهنم وصلهی ناجور نبودی!
گفتند شما مال همید... آه! چه می شد
ای چشمِ تر! این قدر اگر شور نبودی؟
پر بود، پر از آهوی یک ساله در و دشت
در شهر اگر این همه ساطور نبودی
صیاد که با دست پر آمد... تو چطوری؟
ای صیدِ بد اقبال که در تور نبودی!
#پانتهآ_صفایی
@hamnafasane1
....من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم
درمانده ی گرمای دو دستان تو هستم
آغشته به “تو” میشود این جسم پر از عشق
چون شاعر دیوانه ی چشمان تو هستم
لبهای تو مانند دوبیتی قشنگی ست
من عاشق آن خنده و دندان تو هستم
هر یک مژه ات مثل غزلهای قشنگی ست
چون شیفته ی هر خط دیوان تو هستم
از سلسله ی موی تو شب هم شده عاشق
بیمار شده این دل و حیران تو هستم
بی جان شده ام در پی وصل رخ ماهت
با خنده ی خود جان بده ویران تو هستم
@hamnafasane1
....شببخیر زیباترین مهتاب شببیدار من
شببخیر شیرینی ایندل گل زیبای من
شب بخیر نیلوفر مردابی فردای عشق
شب بخیر ای آتش افتاده در دنیای من
شب بخیر اینازنین افتاده یادت در دلم
شببخیرروشنترینمهتابدرشبهایمن
شببخیربارانیادتکردهدلرامست خود
شببخیرغرقنگاهتکردهاینچشمان من
شب بخیر غارتگر جانم که حالا نیستی
شببخیر ایجسم تو لیلیترین لیلای من.
@hamnafasane1
....راز عشاق اگر گوشه میخانه نبود
حرمت میکده را این همه افسانه نبود
گر نمی کرد تبسم بر عاشق معشوق
جان عاشق گر و خنده مستانه نبود
آمد از جانب لیلی بر مجنون پیغام
ورنه مجنون به خدا این همه دیوانه نبود
شمع اگر جلوه نمی کرد به هر محفل و بزم
سوزش عشق به بال و پر پروانه نبود
آتش عشق اگر در دل من شعله نداشت
روز و شب چشم و دلم بر در این خانه نبود
دانه خال تو گویند که دام است ولی
مرغ دل بال نمی زد اگر این دانه نبود
@hamnafasane1
....گفته بـــودم بی تو می میــرم ولی ایــن بار ، نه
گفته بـــودی عاشقـــم هستی ولی انگــار ، نه
.
هـــرچه گویی "دوستت دارم" به جز تکرار نیست
خو نمی گیــــرم به این تکــــرارِ طوطیــــوار ، نه
.
تا که پا بندت شَــوَم از خـــویش می رانی مـــرا
دوست دارم همدمت باشــم ولی ســــربار ، نه
.
دل فروشی می کنی گویا گمان کــــردی که باز
با غــــرورم می خـــــرم آن را در این بــازار ، نه
.
قصد رفتن کـــــرده ای تا باز هـم گویــم بمـــان
بار دیگـــر می کنــم خواهش ولی اصــــرار ، نه
.
گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه
.
می روی اما خودت هم خــــوب می دانی عزیـــز
می کنی گاهــی فــــرامـوشم ولی انکـــار ، نه
.
سخت می گیـری به من با اینهمه از دست تـو
می شوم دلگیـــر شایــد نازنیــن ، بیــــزار ، نه
@hamnafasane1
....عشق یعنی
شبها تو کہ میخوابی
تازه معاشقہے انڪَشتانم با موهایت
شروع میشود ؛
بخواب محبوب من
امشب ملودے زیباے خواستنت را
میان تار موهایت چنان بنوازم کہ فرشتڪَان
بہ رقص بیایند ..!!
#علی_ڪـریمی
@hamnafasane1
...شب براے من از نبودنهاے تــو آغاز میشود ؛
چہ ڪسی میداند تمام شبهایم را
در حسرت نبودنت صبح خواهم ڪرد
و باز شب میشود و
دلتنڪَی از نو آغاز ؛
حجم نبـودنت ، نـداشتنت را
سخت صبح خواهم ڪرد
چہ ڪسی میداند نـداشتنت
بہ اندازهے سپیدے یڪ تار مویم
فاصلہ هست تا صبح ..
چہ ڪسی میداند؟
#مجید_مسافر
@hamnafasane1
نیستی وسوسه ی بودنت اینجاست، بیا
یک نفر بی تو به جان آمده، تنهاست، بیا
یک نفر در من و از من به تو وابسته ترست
محض اویی که مرا بی تو نمی خواست بیا
از غروبی که تو از یاد خیابان رفتی
شهرِ نفرین شده زندانی سرماست، بیا
سایه ی سرد قدم های تو دردیست که بر
حسرت حافظه ی پنجره پیداست، بیا
درد در دایره ی هضم فراموشی نیست
بغض امروز همان گریه ی فرداست، بیا
#دلارام_میرزاآقا
@harfedeletanhaee
@hamnafasane1
دلم از نرگس بیمار تو بیماااارتر است
چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است
من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن
که ز مژگان سیاه تو نگونسارتر است
گر تواش وعدهٔ دیدار ندادی امشب
پس چرا دیدهٔ من از همه بیدارتر است
گر گشایند بتان دفتر مکاری را
بت حیلتگر من از همه مکارتر است
عقل پرسید که دشوارتر از کشتن چیست
عشق فرمود فرااااق از همه دشوارتر است ...
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
گفتی: بگو که با "که" خوشی در نبودِ من؟!
گفتم: کسی به جز تو ندارم ؛ حسودِ من!
آموختم به دست تو پرواز، از این جهت
جز پیشِ پای خویش، نبینی فرودِ من!
در جان و تن تنیدهای ای عمرِ مهربان
سررشتهی تو گم شده در تار و پود من
آیا حضورِ بنده جدا از حضورِ توست؟!
آیا وجودِ توست جدا از وجودِ من؟! ...
ای برقِ عشق، از سرِ من دست برندار
باید برآید از دل این کُنده دووودِ من!
#مرتضی_لطفی
@hamnafasane1
