ch
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

前往频道在 Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

显示更多
740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
همیشه منظرِ دریا و کوه، روح‌افزاست و منظر تو، تلاقیّ کوه با دریاست نفس ز عمق تو و قلّه‌ی تو می‌گیرم به هرکجا که تو باشی، هوای من آنجاست دقایقی‌ست تو را با من و مرا با تو نگاهِ ثانیه‌ها مات بر دقایق ماست من و تو آینه‌ی روبه‌روی هم شده‌ایم چقدر این‌همه با هم یکی‌شدن زیباست خوشا به سینه‌ی تو سرنهادن و خواندن که همدلی چو من آنجا گرفته و تنهاست بدون واسطه، همواره دیدمت... آری درون آینه‌ی روح، جسم ناپیداست همیشه عشق به جرمِ نکرده می‌سوزد نصیب ما هم از این پس لهیبِ تهمت‌هاست بیا ولی که بخوانیم بی‌هراس از هم که هم‌سُرایی مرغان عشق بی‌پرواست #محمدعلی_بهمنی دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

....می کند آخـر مـرا رسـوا، غـمِ  پنهـانی ام ظاهـری شـادم ، نقـابی بـر رُخِ بارانی‌ ام روزگاری عـاشقی راسِخ قـدم بـودم ، ولی لـرزه‌ هـای عشقِ تـو شد باعثِ ویرانی ام حرف هـایم در گلـو دیگر امـانـم را بُـرید یک نفس مهلت بده، بعداً بکن قربانی‌ ام عاشقت بودم و چشمانت چه حاشا میکند ای زلیخا زل بـزن... من یوسفِ زندانی‌ ام عـاقبت مانندِ من، سر در گریبـان میشوی تـا ابـد یـادت بمـاند، مصرعِ پـایـانی ام امشبی بـا مـن بمان، در جشنِ شام آخرم با شرابِ خون و نان، پایان بده مهمانی‌ ام #فریدون_مشیری

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم اگر دل دلیل است، آورده‌ایم اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گُرده‌ایم گواهی بخواهید، اینک گواه همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم دلی سر بلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده‌ایم #قیصر_امین_پور دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

....‌‏زندگی را گشتم و حیران شدم از سرنوشت آنچه‌راجایش نبود درقلب من برمن نوشت او  که  دوستش داشتم ، از من گرفت وانکه من‌دوستش‌نداشتم‌از برای‌من نوشت اوکه بودم عاشقش سهمم نشد آخر چرا این‌چه‌تقدیراست‌که‌ایزد ازبرای من نوشت هر زمان ازفکر او آید به چشمم اشک غم من‌نخواهم‌اینچنین‌تقدیر را در سرنوشت من‌چگونه‌سرکنم‌بی‌او که‌روحم مال اوست در کنار او فقط این زندگی باشد بهشت عاقبت‌روزی‌کنم‌عصیان‌ازاین تقدیر خویش می‌روم‌می‌پرسم‌ازاوکه‌چنین تقدیر نوشت بحر چه وقتی نبودیم ما دو تایی سهم هم او گذاشت ما را کنار هم در این تقدیر زشت

....سلام ای یار دور از ما نشسته ؛ سلام ای بدتر از ما دل شکسته ! سلام ای آشنا همچون غریبان ؛ سلام ای عشق من ، ای بهتر از جان ! سلام سالار گلهای بهاری ؛ سلام ای برتر از صوت قناری ! سلام خورشید من در روز سردم ؛ سلام ای مرهم و داروی دردم ! سلام ای با وفا ای با مروت ؛ سلام ای ساز و گیتار محبت ! سلام کردم نگی در یاد ما نیست ؛ سلام کردم نگی اهل وفا نیست ! سلام کردم نگی تو بی وفایی ؛ سلام کردم بگم خوب نیست جدایی ! #شهریار

تا چاربند عقل را ویران کنی این‌گونه شو: دیوانه‌خو، دیوانه‌دل، دیوانه‌سر، دیوانه‌جان ای حاصل ضرب جنون در جانِ جان جان من دیوانه در دیوانگی، دیوانه در دیوانه‌جان هم عشق از آن‌سوی دگر سوی جنونت می‌کشد گیرم که عاقل هم شدی زین ره‌گذر دیوانه‌جان یا عقل را نابود کن یا با جنون خود بمیر در عشق هم یا با سپر یا بر سپر دیوانه‌جان #حسین_منزوی دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

....دلم گرفته ای درمان همه ی دردهایم دردت به جانم که درد میدهی مراهوای تو را نمیدانم اما اینجا برای من بدون تو تمام فصلها پاییز است رخ زرد مرا ببین که چون برگهای افتاده به زیر پا ترک بر داشته ام دلم این دل پر دردم که دوایی ندارد را چه کنم با کدامین چشم دنیا را ببینم در حالی که چشمانم خیره به جاده ها مانده است برای امدنت هر ثانیه انتظار برای دیدنت هزار سال از عمرمرا کم می کند کاش بیایی......

....بـــاران باش و ببــار... نپرس کاسه های خالـــی از آنِ  کیستـــ... 🤞

....قطار میرود تو میروے تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام ڪه سالهاے سال در انتظار تو ڪنار این قطار ایستاده ام و همچنان به نرده هاے ایستگاه رفته تڪیه داده ام #قیصر_امین_پور

....آه، اے شباهت دور! اے چشم های مغرور ! این روزها که جرأت دیوانگی ڪم است بگذار باز هم به تو برگردم ! بگذار دست ڪم گاهی تو را به خواب ببینم! بگذار در خیال تو باشم! بگذار ... بگذریم! این روزها خیلی براے گریه دلم تنگ است #قیصر_امین_پور

#زندگی_کوتاه‌ست ....عمرِ من مثلِ غروبی ، لبِ بندرگاه‌ست ساحلی چشمِ من و ، خلوتِ تو با ماه‌ست حیف از آن عمر ، که دائم به بطالت گذرد زندگی قصّه‌یِ عشق‌ست ، ولی کوتاه‌ست اوجِ دلتنگی‌ دل ، ثانیه‌ای بیش نبود هر نفَس ، سینه‌ام از خاطره‌ات پُر آه‌ست مثلِ تنهاییِ یک قطره‌ی باران در ابر عاشقی ، نورِ امیدی به دلِ هر چاه‌ست زخمِ عشق‌ست ، که درمان به نمک باید کرد چاره مرگ‌ست ، فراموشیِ آن جانکاه‌ست گر نگیری ز دلم دست ، بیفتم از پا رفتم از خویش ، دل از غربتِ خود ، گمراه‌ست زندگی در گذر از ، مرزِ محبت زیباست #قاصدعشق چنان ، رهگذرِ در راه‌ست تا که نجوایِ سکوت ، از دلِ  پرغم دَم زد فاش دیدم نفسم ، از غم‌ِ دل آگاه‌ست

....هیچ عیبی ندارد حالم را نپرس  نباش  نیا  نمان  فقط اگر بی هوا دیگر دوستت نداشتم  حق را به من بده  همین ..... #شادی_ادیب

...بزرگترین ضربه زندگیم واز ڪسی‌خوردم ک میگفت.. غلط ڪرده ڪسے دل تور بشڪونه...... آخرش میگفت دردت بجونم 💔