ch
Feedback
🔊 روانپژوهشگران

🔊 روانپژوهشگران

前往频道在 Telegram

🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم

显示更多
1 439
订阅者
-124 小时
-57
-730
帖子存档
📗مرگ سرچشمه ی اصلی اضطراب است. انسان موجودی است که می داند متناهی و فانی ست و رویارویی با این واقعیت برایش اضطراب آور است. انسان در رویارویی با مرگ دو راه پیشرو دارد. یکی آنکه تلاش کند آگاهی از آن را سرکوب کند و از آن فرار کند که این راه می تواند منجر به نابه هنجاری روانی و زندگانی غیراصیل شود. راه دیگر رویارویی صادقانه با مرگ و پذیرش آن و به جان خریدن اضطراب عادی ناشی از این مواجهه است. این راه انسان را از نابه هنجاری روانی دور می کند و امکان زندگانی اصیل را فراهم می کند. یالوم موارد بالینی فراوانی را گزارش می کند که در آن مرگ و آگاهی از آن هم موجبات روان‌رنجوری شده و هم امکان زندگی اصیل را فراهم کرده است و این به خود فرد بستگی دارد که چگونه با واقعیت میرایی اش روبه رو می شود. 📚روان درمانی اگزیستانسیال 🖌#اروین_دیالوم #گزیده_کتاب https://t.me/third_generation

📕ملانی کلاین موضع افسرده وار را دوره ای از تحول می داند که در آن، نوزاد موضوع کامل را تشخیص می دهد و با این موضوع ارتباط برقرار می کند. این لحظه در رشد و تحول کودک، لحظه ای سرنوشت ساز است و افراد غیر متخصص نیز به روشنی آن را تشخیص می دهند. همه اطرافیان نوزاد متوجه تغییر می شوند و آن را گامی بزرگ در رشد نوزاد می‌دانند - آن‌ها متوجه این نکته می شوند که حال، نوزاد مادرش را تشخیص می دهد. 📗همان طور که می‌دانیم، کمی بعد از این نوزاد به سرعت دیگر افراد محیطش را نیز (معمولا با شروع از پدر) تشخیص می دهد. اینکه نوزاد مادرش را تشخیص می دهد به این معناست که حالا او را به عنوان یک موضوع کامل ادراک می کند. وقتی می گوییم نوزاد مادرش را به عنوان موضوعی تشخیص می دهد، این امر را هم در تقابل با روابط با موضوع جزئی قرار میدهیم و هم در تقابل با روابط با موضوع دو پاره شده؛ منظور این است که نوزاد بیش از پیش، نه تنها با پستان مادر و دست ها، چهره و چشم های او به عنوان موضوع هایی مجزا ارتباط برقرار می کند، بلکه با خود او نیز به عنوان یک شخص کامل نیز ارتباط برقرار می کند، شخصی که می تواند گاه خوب باشد و گاه بد، حاضر باشد یا غایب و منفور باشد یا دوست داشتنی. 📔او کم کم می فهمد که تجارب خوب یا بدش از پستان یا مادری خوب یا بد نشئت نمی گیرد، بلکه این تجارب حاصل تعامل با مادری است که به یکسان، هم منشأ چیزهای خوب است و هم منشأ چیزهای بد. شناخت مادر به عنوان شخصی یکپارچه و کامل، تلویحات گسترده ای با خود دارد و همراه خود، بابی به جهانی از تجارب نو می گشاید. شناخت مادر به عنوان شخصی کامل، یعنی شناخت او به مثابه فردی که زندگی خود را پیش می برد و با افرادی دیگر نیز روابطی دارد. در اینجا کودک به درماندگی خود، وابستگی محض خود به مادر و حسادتش نسبت به دیگران پی می‌برد. 📚منبع: درآمدی بر آراء ملانی کلاین 🖋نوشته:هانا سیگال 📝ترجمه: مهیار علینقی https://t.me/third_generation

مورد تو هم قضیه این هست بدون که از درد و غم و عصبانیت تو غمگینم و می‌تونم تا حدودی از چشم تو به قضیه نگاه کنم و بفهمم چرا جنین حالی داری. از طرف دیگر این رو بدون که این زندگی تو هست و هیچ کس نمی‌تواند تو را مجبور کند زندگی‌ات را به طور خاصی پیش ببری. در نهایت انتخاب با تو هست و اگر تو می‌خواهی در مقابل درد این شکاف واقعیت با ناامیدی و ناتوانی رفتار کنی کسی نمی‌تواند جلوی تو را بگیرد. فقط تو می‌توانی بگویی چطور پاسخ دادن به این درد می‌تواند برای تو بهترین انتخاب باشد. فقط تو می‌توانی انتخاب کنی که اجازه بدهی افکاری مثل زندگی‌ام معطل شده است یا هیچ امیدی نیست رفتار تو را هدایت کند یا این که ببینی علی‌رغم 15 سال درد کشیدن، چه چیزی همین چند دقیقه پیش جرقه زد، قلبت را روشن کرد و می‌توانی از آن برای بهتر زندگ استفاده کنی؟ https://t.me/third_generation

کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی: مدیریت یک گفتگوی دشوار در ACT راس هریس ترجمه: علی فیضی آلکس یک مددکار اجتماعی (سابق) 44 ساله است که مزایای از کار افتادگی بلند مدت را دریافت می‌کند. او با سابقۀ 15 سال PTSD مزمن، افسردگی عمده و نشانگان درد مزمن ارجاع داده شده بود. مشکلات او از 15 سال پیش و از وقتی شروع کرد که به طور وحشتناکی مورد حمله قرار گرفت. این حمله آسیب‌های متعددی را در کمر و گردنش ایجاد کرد؛ و او به خاطر این آسیب‌ها متحمل چند بار جراحی شد. آلکس قبل از مورد حمله قرار گرفتن یک بازیکن فوتبال مشتاق بود و حالا به سختی می‌توانست با عصا این طرف و آن طرف راه برود. وقتی در آغاز کار کردن روی ارزش‌ها و اهداف الکس را شروع کردیم او علی‌رغم این که جراحان زیادی به او گفته بودند دوباره فوتبال بازی کردن برای او غیرممکن است مدام دربار این که چطور می‌خواهد این کار را بکند حرف می‌زد.. به او گفتم: خوب، آلکس من در جایگاهی نیستم که به تو بگویم چه چیزی ممکن هست و چه چیزی ممکن نیست؛ اما می‌توانیم امروز و الان توافق کنیم که در 24 ساعت بعدی فوتبال بازی کردن برای تو ممکن نیست؟ آلکس موافقت کرد و بعد توانستیم در مورد ارزش‌های او که مبنای هدف دوباره فوتبال بازی کردن بود صحبت کنیم. در آغاز او به این این موارد اشاره کرد: بردن دوبارۀ دیگر تیم‌ها، کسب احترام، داشتن زندگی اجتماعی. هیچ کدام از این ارزش نبوداند: آنها ویژگی‌های مطلوب اقدام مداوم نیستند؛ پس از او پرسیدم: تصور کن عصایی جادویی داشتم که وقتی تکانش دادم می‌توانستی به همۀ این اهداف برسی: دوباره فوتبال بازی کنی، دوباره همۀ بازی‌هایت را ببری، احترام زیادی کسب کنی و یک زندگی اجتماعی عالی داشته باشی. آن وقت، به چه نحو متفاوتی... با خودت، بدنت و دیگران رفتار می‌کردی؟ به عنوان یک بازیکن، کدام ویژگی‌های فردی را دوست داشتی داشته باشی؟ با افرادی که با آنها ارتباط اجتماعی داشتی چطور رفتار می‌کردی؟ با کاوش بیشتر بر اساس این پرسش‌ها، توانستیم به چند ارزش اساسی برسیم: فعال بودن، مراقبت از سلامتی، همیاری با یک تیم، اجتماعی بودن، رقابت‌گر بودن، یک دوست خوب بودن، ارتباط با دیگران. من خاطرنشان کردم که راه‌های مختلف زیادی وجود دارد که او حتی اگر الان نتواند فوتبال بازی کند بتواند بر اساس این ارزش‌ها عمل کند. آلکس اعتراض کرد که «اما اینها آن چیزی که من می‌خواهم (دوباره فوتبال بازی کردن) نیست». قبل از ادامه دادن به مطالعه یک لحظه تامل کنید: چطور به اظهارنظر آلکس پاسخ می‌دادید؟ آنچه در اینجا با آن سر و کار داریم شکاف واقعیت است: یک شکاف بزرگ بین واقعیت کنونی و واقعیت مطلوب؛ و هرچه شکاف بزرگ‌تر باشد، احساساتی که برمی‌انگیزد دردناک‌تر می‌شوند. به این ترتیب آنچه در این مورد نیاز داریم از این قرار است: ارزنده‌سازی و بهنجارسازی آن احساسات، تصدیق مشفقانۀ این که چقدر دردناک‌اند و این که به درمانجو کمک کنیم آن احساسات را بپذیرد. بنابراین پاسخ من به آلکس اینطور بود: درمانگر: البته. اصلا یکی نیستند. حتی نزدیک همدیگر نیستند؛ و وقتی شکاف بزرگی بین آنچه میخواهی و آنچه داری وجود دارد درد می‌کشی. می‌توانم ببینم که الان چقدر ناراحتی و تنها می‌توانم فقط تصور کنم که چقدر داری رنج می‌کشی (مکث) و بنا به تجربۀ من، افراد وقتی حال تو را پیدا می‌کنند، دلیلش این است که با چیزی خیلی مهم در تماس‌اند؛ چیزی که اهمیت دارد (مکث)؛ پس به نظر من تو اینجا می‌توانی انتخاب کنی. یک گزینه این هست که یاد بگیری چطور برای احساسات دردناک جایی در وجودت باز کنی و کشمکش با آنها را رها کنی تا بتوانی نیروی خودت صرف انجام کاری مهم بکنی، کاری که واقعاً برایت در عمق وجودت مهم باشد تا بتوانی در مواجهه با این واقعیت دردناک بتوانی نشان بدهی که چه چیزی برایت ارزشمند است. گزینۀ دیگر این هست که به طور کامل خودت را با این احساسات درگیر کنی؛ به نوعی از تلاش کردن دست برداری و زندگی‌ات را معطل نگه بداری. کدام گزینه را می‌خواهی انتخاب کنی؟ * * * در کتاب، راس هریس میگوید درمانجو گزینه اول را انتخاب می‌کند که کاملا رایج هست. حالا اگر بخواهیم قضیه را کمی سختر کنیم میتوانیم تصور کنیم که درمانجو بگوید که «هیچ امیدی نیست، این حرفها به درد من نمیخورد. زندگی من معطل شده است.» اینجا چطور می‌توانیم پاسخ بدهیم؟ https://t.me/third_generation

💠کمال طلبی مادر اختلالات

#جان_بالبي ( #نوروانکاو ) و #دلبستگي هاي سالم و بيمارگونه و ارتباط با #عشق_بیمارگون @third_generation

💠مذاکره وحل اختلاف درخانواده دکترفرشته موتابی @third_generation

روانشناسی افرادی که ماسک نمی‌زنند! گروهی از پژوهشگران دانشگاه اج هیل انگلستان به بررسی این موضوع پرداخته اند که آیا ماسک نزدن افراد طی همه گیری کرونا دلیل روانشناحتی خاصی دارد یا خیر. این پژوهش روانشناسی نتایجی جالب توجه داشت. روانشناسی افرادی که ماسک نمی‌زنند! در حالی که دنیا مشتاقانه منتظر پایان دادن به همه گیری با کمک واکسن‌های کرونا است، همچنان استفاده مکرر از ماسک، می‌تواند برای جلوگیری از انتقال ویروس در جهان مفید باشد. اگرچه بسیاری از مردم از ماسک استفاده می‌کنند و از توصیه‌های بهداشت عمومی پیروی می‌کنند، اما برخی از آن‌ها از ماسک استفاده نمی‌کنند و معتقدند که استفاده از ماسک چندان لازم نیست. حدود یک سال است که استفاده از ماسک و رعایت فاصله اجتماعی، برای بسیاری از مردم جهان یک عادت مهم تلقی می‌شود، اما انطباق با شرایط دوران کرونا برای برخی از افراد چندان ساده نبوده است. عوامل مختلفی از جمله سطح درآمد، وابستگی های سیاسی و جنسیت با این موضوع که افراد ماسک و فاصله اجتماعی را انتخاب می‌کنند، ارتباط دارد. با این حال، روانشناسی می‌تواند به نوعی توضیح دهد که چرا تفاوت‌های رفتاری برای استفاده از ماسک رخ می‌دهد. تحقیقات گذشته نشان داده است که عوامل روانشناختی مانند درک فرد از خطر و گرایش به رفتار مخاطره آمیز بر پایبندی به رفتار‌های سلامتی تأثیر می‌گذارد. این موضوع اکنون در همه گیری کنونی مشاهده شده است، درواقع ممکن است یک توضیح روانشناختی برای این عدم رعایت بهداشت وجود داشته باشد: پدیده "واکنش روانشناختی". این پدیده ای روانشناختی است که بر اساس آن مردم به شدت اعتقاد دارند که واجد آزادی عمل در رفتار خود هستند و وقتی این آزادی به هر وسیله‌ای تهدید می‌شود احساسات منفی را تجربه می‌کنند و بنابراین برای بازگرداندن آن انگیزه می‌گیرند. این بدان معناست که وقتی به آن‌ها گفته می‌شود از ماسک استفاده کنید و از نظر اجتماعی فاصله داشته باشید، برخی از افراد ممکن است حس کنند که رفتار مستقل آن‌ها در معرض تهدید است. سپس خشم و احساسات منفی دیگر به دنبال آن می‌آیند. برای کاهش این احساسات ناراحت کننده، این افراد ممکن است سعی کنند با رعایت نکردن توصیه‌های اجباری، آزادی خود را بازیابند. همانطور که روانشناسی می‌تواند به شما توضیح دهد که چرا مردم ممکن است ماسک را رد کنند، همچنین می‌تواند راهنمایی در مورد نحوه پذیرش ماسک را به مردم ارائه دهد. درواقع با استفاده از تکنیک‌های مختلف روانشناسی اجتماعی می‌توان برای ترغیب مردم به پیروی از توصیه‌های بهداشتی مانند استفاده از ماسک، فاصله گرفتن از اجتماع و قرنطینه کردن خود استفاده کرد. یکی از روش‌های اصلی، ایجاد اطمینان بین مردم در این خصوص است که ماسک واقعا موثر است. درواقع مردم باید برای پیروی از توصیه‌های بهداشتی باید اطلاعات دقیق و منطقی دریافت کنند. اطلاع رسانی در شبکه‌های اجتماعی نیز می‌تواند مفید باشد. یک مقاله جدید نیز نتیجه گرفته است که اعمال اجبار و جریمه به مردم برای ماسک زدن کمک نمی‌کند و حتی ممکن است منجر به دافعه شود. https://t.me/third_generation

🍎 مطالب مرتبط با #آگاهی_جنسی 👇🌹👇🌹👇🌹👇 نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/psycho_hami @psycho_hami

❎ برخی از ویژگی های طرحواره درمانی طرحواره درمانی، هم جذابیت رفتاردرمانی شناختی دارد و هم این که با رویکردهای روان پویایی ترکیب شده است. طرحواره درمانی دو ویژگی مهم رفتاردرمانی شناختی را حفظ کرده است: هر دو رویکرد ساختار یافته و نظام مندند. درمانگر به دنبال فرآیند سنجش، روش های درمانی را اعمال میکند. در مرحله سنجش، چندین پرسشنامه به کار برده می شود که سبک های مقابله ای و طرحواره ها را می سنجند. فرآیند درمان، فعال و جهت دهنده است. مدل طرح واره، علاوه بر بینش، به تغيير شناختی، هیجانی، بین فردی و رفتاری نیز اهمیت می دهد. همچنین به نظر میرسد طرحواره درمانی در درمان زوجین مشکل دار نیز مفید و اثربخش باشد، چون به آنها کمک می کند طرحواره های طرف مقابل را بشناسند و بهبود بخشد . یکی دیگر از مزیتهای مدل طرح واره، اختصاصی بودن آن است. این مدل، طرح واره ها، سبک های مقابله ای و ذهنیت های خاصی را مشخص می کند. علاوه بر این، مدل طرح واره، راهبردهای درمانی خاصی، از جمله دستورالعمل باز والدینی مناسب برای هر بیمار را مشخص کرده است. طرحواره درمانی روشی دقیق و قابل دسترس برای درک رابطه درمانی و کار کردن در بطن آن فراهم می سازد. درمانگران در حین کار با بیماران، طرحواره ها و سبک های مقابله ای و ذهنیت های خودشان را | نیز مورد بازنگری و بازاندیشی قرار می دهند. نهایتأ و به عنوان مهمترین موضوع، معتقدیم که رویکرد طرحواره درمانی در مقایسه با درمان متداول بسیار دلسوزانه و انسانی است. طرحواره درمانی به جای آن که اختلالات روان شناختی را پدیده ای غیر عادی بنگرد، آنها را طبیعی جلوه می دهد. هر فردی طرح وارها، سبک های مقابله ای و ذهنیت هایی دارد که این موارد در بیمارانی که برای درمان مراجعه می کنند، حالت افراطی و انعطاف ناپذیری به خودشان گرفته اند. همچنین، این رویکرد با بیماران بسیار احترام آمیز و همدلانه برخورد می کند، مخصوصا نسبت به بیمارانی که شدت اختلال آنها زیاد است، مثل افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که اغلب کمترین دلسوزی و بیشترین سر زنش را از درمانگران دریافت می کنند. مفاهیم رویاروسازی همدلانه و "باز والدینی حدومرزدار"، درمانگران را در ایجاد نگرش مراقبت آمیز از بیماران راهنمایی می کنند. استفاده از مفهوم ذهنیت ها، فرایند رویاروسازی را برای درمانگران راحت می سازد. این مفهوم به درمانگران اجازه میدهد که بیماران را با رفتارهای ناسازگارشان رویارو سازنده در عین حال که اتحاد درمانی را با بیماران حفظ می کنند. https://t.me/third_generation

🔹مفهوم همانندسازی نسبتا واضح است و اشاره ای است به فرایند شکل گیری و جرح و تعدیل بازنمایی های خود در خلال رشد، که از تقليد هشیارانه متمایز است. پسر بچه‌ای که با کفش های پدر در اطراف پرسه می زند صرفا در حال تقلید است، اما به مجرد تأثیرپذیری انگاره درونی او و سپس تبدیل آن به خصوصیتی شخصیتی، همانندسازی به وقوع پیوسته است، به ویژه هنگامی که عاقبت «پا در کفش پدر» کند و امور خانواده را بر عهده بگیرد. 🔹با آنکه مفاهیم «درونی سازی» و «برونی سازی» در آرای پیاژه به رشد توانایی شناختی اشاره دارند نه به بازنمایی خود، اما در کل با مفهوم همسان سازی مشابه اند. پیاژه باور داشت که «روان بنههای درونی نوزاد در آغاز فقط اعمال و ادراکات را در بر می گیرند، اما بعدها به یمن بهره گیری از کلمات و نمادها، کودک خواهد توانست چیزی را به واسطه چیز دیگر بازنمایی کند و توان بازنمایی اشیا را کسب می کند. 🔹تجارب جدید در قالب روان‌بنه‌های موجود درون سازی می شوند و احتمالا به سعی آن‌ها تحريف می شوند؛ درست همان گونه که در مدل روان‌کاوی، جهان خارج به سبب خیال پردازی ناهشیار، درون فکنی و دگرگون می شود. روان بنه‌ها، در قالب فرایند برون سازی تعدیل می شوند و گسترش می یابند و ترکیب می شوند تا با وضعیت های جدید تطبیق پیدا کنند. به همین شکل، بازنمایی های خود، به واسطه همانندسازی های جدید، تعدیل و ساخته می شوند. 📚منبع:درآمدی نو بر روان‌كاوي (نظریه و درمان) 🖊نوشته: آنتونی بیتمن ، جرمی هُلمز 📝ترجمه: علیرضا طهماسب https://t.me/third_generation

⚛ #اختلال_تجزیه‌ای @third_generation

پاورپوینت: #تشخیص_اعتیاد ( #اعتیاد_به_موادمخدر) ✔️دکتر مکری @third_generation

پاورپوینت: #روانشناسی_ورزشی @third_generation

پاورپوینت:#سالمندی_و_تغییرات_ان @third_generation

پاورپوینت:#تحلیل_رفتار_متقابلTA @third_generation

‍ 💢 نقش انتقال دهنده عصبی خوشحالی در اندازه مغز #مدینا_مقاله 🔹 در طول تکامل، اندازه مغز انسان، به ویژه در قسمت خاصی به نام نئوکورتکس افزایش قابل توجهی داشته است. نئوکورتکس ما را قادر می سازد تا صحبت کنیم ، رویا ببینیم و فکر کنیم که انسان از سایر پستانداران جدا میکند. 🔸 در جستجوی علل زمینه ای برای گسترش نئوکورتکس، محققان تعدادی از نقش آفرینان اصلی این فرآیند را شناسایی کردند. این سلول ها، سلولهای بنیادی در نئوکورتکس در حال رشد هستند و نقش محوری در گسترش آن دارند. 🔹 محققان این پژوهش نقش جدیدی برای انتقال دهنده عصبی سروتونین گزارش کرده اند. سروتونین غالباً انتقال دهنده عصبی خوشبختی نامیده می شود زیرا پیام هایی را بین سلولهای عصبی منتقل می کند که در بهزیستی و خوشبختی دخالت دارند. به علاوه، سروتونین به عنوان واسطه ای برای رضایت ، اعتماد به نفس و خوش بینی در مغز عمل می کند. 🔸 با وجود علم به این موضوع که جفت برای جنین در حال رشد ، سروتونین تولید می کند و از طریق گردش خون به مغز می رسد، عملکرد این انتقال دهنده عصبی تا کنون در مغز در حال توسعه ناشناخته بوده است. اما اکنون میتوان گفت سروتونین مشتق شده از جفت در طول دوره جنینی، به عنوان یک فاکتور رشد برای تولید سلولی در انسان در حال رشد شناخته میشود و به گسترش تکاملی نئوکورتکس انسان کمک میکند. 🔹 مجموعه داده های یافت شده توسط این گروه در پژوهش های گذشته نشان می دهد یک نوع گیرنده سروتونین تنها در جنین انسان و نه بقیه پستانداران دیده می شود. سروتونین برای فعال کردن سیگنال دهی در مغز، به اتصال به این گیرنده نیاز دارد. بنابراین سوال اصلی پژوهش این بود که آیا این گیرنده می تواند یکی از کلیدهای این سوال باشد که چرا انسان مغز بزرگ تری نسبت به سایر موجودات دارد؟ 🔸 برای کشف این موضوع ، محققان تولید گیرنده سروتونین را در نئوکورتکس جنین موش القا کردند و دریافتند سروتونین با فعال کردن این گیرنده ، باعث ایجاد زنجیره ای از واکنشها می شود که منجر به تولید سلول های بنیادی بیشتری در مغز در حال رشد می شود. تعداد بیشتری از سلول های بنیادی منجر به تولید بیشتر سلول های عصبی قشر مغز شده که این امر راه را برای مغز بزرگتر هموار می کند. 🔹 سیگنال های غیرطبیعی سروتونین و بیان مختل یا جهش گیرنده آن در اختلالات مختلف عصبی_رشدی یا روانشناختی مانند سندرم داون ، اختلال بیش فعالی و نقص توجه و اوتیسم مشاهده شده است. یافته های این پژوهش میتواند توضیح دهد که چگونه سوعملکرد سروتونین و گیرنده آن در طی رشد مغز جنین می تواند منجر به بروز این اختلالات مادرزادی شود و ممکن است روش های جدیدی را برای درمان پیشنهاد دهد. https://t.me/third_generation

#واکسن_بخرید ☫☤⛨ نسل سوم ⛨☤☫ مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی حامی موسسان و مروجین #نسل_سوم روانشناسی و مشاوره در ایران https:
#واکسن_بخرید ☫☤⛨ نسل سوم ⛨☤☫ مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی حامی موسسان و مروجین #نسل_سوم روانشناسی و مشاوره در ایران https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم