717
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-230 天
帖子存档
شبِ غارت تتاران، همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایهیِ دیوسار بشکن
زِ برون کسی نیاید چو به یاریِ تو اینجا
تو زِ خویشتن برون آ، سپهِ تتار بشکن
🍂شفیعی کدکنی
یک شب مرا میسوزی و یک شب تماشا میکنی با گریه میپرسم چرا با خنده حاشا میکنی یک آن امانم میدهی جانی به جانم میدهی خود را نشانم میدهی دیوانه رسوا میکنی.... 🍂اهورا ایمان
نرگسٖ جادوی مست تو به هنگام صبوح
فتنهای بود کهاز خواب صبوحیبرخاست
متحیر نه در آن شکل و شمایل شدهام
حیرتم در قلم قدرت بی چون خداست
🍂خواجوی_کرمانی
گر نکیر آید و پرسد که بگو ربِ تو کیست
گویم آنکس که ربود این دل دیوانه ما
🍂عبدالقادر_گیلانی
صبح از پرده به در میآید
اثر آه سحر میآید
یا کسی مشک ختن میبیزد
یا نسیم گل تر میآید
خیز ای ساقی و میده به صبوح
که حریف چو شکر میآید
🍂عطار
منم زاگرس
منم آبستن دردی
که درمانی نمی بینم
و فریادی..که هر جا میزنم
فریاد رس نیست
فقط باد ست.... می جوشد و می نوشد به کامم...
خاک را
هر دم
نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
به مویههایِ غریبانه، قِصه پردازم
به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار
که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم
من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب
مُهَیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم
🍂حافظ شیرازی
دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد
اشکم از دیده همی رفت و زمین تر میشد
از خیال تو به هر سو که نظر میکردم
پیش چشمم در و دیوار مصور میشد
چشم مجنون چو من همه لیلی دیدی
مدعی بود اگرش خواب میسر میشد.
🍂سعدی
تـا دل بـه تـو پـیـوسـتـم راه همه دربستم
جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد
🍂سعدی
