717
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-230 天
帖子存档
به هر نفس که فرو میرود ز لطف خداست
به هر دمی که برآید پر از عطای خداست
نه شکر ماست که درگاه او سزاوار است
همین که یاد تو داریم خود عطای خداست ….
🍂مولانا
ای آنکه چشمٖ شوخ کماندار دلکشت
ما را به تیر غمزهٔ دل خون چکان بسفت
شامست گیسوی تو و تا صبح بسته عقد
طاقست ابروی تو و با ماه گشته جفت
🍂خواجوی_کرمانی
سالها پرسیدم از خود کیستم؟
آتشم، شورم، شرابم، چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من، من به جز او نیستم.
🍂بسطامی
توافق نامه امضا شد میان چشم تو با من
نباید آتش افروزد،زِ تیرش اندر این خرمن
ندارم چشم امّیدی به جنگ و صلح صدبارَت
به آتش بس مدارا کن دمی ای بی وفای من!
🍂محبوبه آشتیانی
درین دریا که من هستم نه من هستم نه دریا هم
نداند هیچکس این سِر مگر آن کو چنین باشد
🍂عطار
مکتوب عاشق از ره دل میرسد به دوست
این نامه را به بال کبوتر چه حاجت است؟
🍂طالب_آملی
آفتابِ گرم آدینه روزهای آخر زمستان ...
درِ این خانه به امید تو باز است هنوز ...
🍂 عماد خراسانی
تسلیم شو ؟ که زخم نمایان عشق را گرهست
بخیه ای ,لب خودراگزیدن است .....
دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد
اشکم از دیده همی رفت و زمین تر میشد
از خیال تو به هر سو که نظر میکردم
پیش چشمم در و دیوار مصور میشد
چشم مجنون چو بخفتی همه لیلی دیدی
مدعی بود اگرش خواب میسر میشد...
🍂سعدی
