ch
Feedback
دکتر فریبا بشر دوست

دکتر فریبا بشر دوست

前往频道在 Telegram

تهران پارس خ 111 (ملکی)پ22 تلفن 02177889129

显示更多
1 076
订阅者
+324 小时
+37
-330
帖子存档
۱۰ کاری که نباید در بحث انجام داد ۱. فرار نکنیم! ۲. میان حرف هم نپریم! ۳. به همدیگر توهین نکنیم! ۴. تهدید به رفتن از رابطه نکنیم! ۵. بچه‌ها را قاطی بحث‌هایمان نکنیم! ۶. اگر حرف بدی زده شد، ما حرف بدتری نزنیم! ۷. بیش از حد، از ناراحت شدن طرف مقابل نترسیم! ۸. به جای اهمیت به حاشیه، روی حل مسئله تمرکز کنیم! ۹. از در میان گذاشتن احساسات و نیازهایمان چشم‌پوشی نکنیم! ۱۰. با پیش کشیدن بحث‌های قدیمی، مشکل اصلی و فعلی را فراموش نکنیم! https://t.me/DrBashardoost

تغییر عقیده، نیازمند خودآگاهی و شجاعت است. بررسی و به چالش کشیدن باورها و روش‌های انجام کارها به شجاعت نیاز دارد. اعتراف به اشتباه زمانی که همه‌چیز به صورت درست کار نمی‌کند، شجاعت می‌خواهد. ظاهر شدن به شیوه‌ای جدید شهامت می‌خواهد. ‌ما دائماً در حال تجربه چیزهای جدید و دریافت اطلاعات جدید هستیم. وقتی به عقیده یا روشی پایبند هستید فقط به این دلیل که قبلاً دیگران آن کار را کرده‌اند، ممکن است اشتباه کنید. جهان دائما و به سرعت در حال تغییر است. رشد بیش از حد باورها، ایده‌ها و روش‌های انجام کارها، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه حتی اجتناب‌ناپذیر است. ‌گاهی اوقات وقتی نظر خود را تغییر می‌دهیم، قضاوت، شرم یا احساس گناه را تجربه می‌کنیم؛ و اغلب، نگران این هستیم که اگر نظر خود را تغییر دهیم یا به گونه‌ای دیگر ظاهر شویم، دیگران چه فکری می‌کنند. ‌بهترین کاری که وقتی می‌خواهید نظر خود را تغییر دهید، این است که مسئولیت آن را بپذیرید. اگر اشتباهی مرتکب شده‌اید یا چیزی را اشتباه ارزیابی کرد‌‌اید، بپذیرید که اشتباه قضاوت کرده‌اید، اگر لازم است اظهار کنید که دوباره فکر کرد‌‌ه‌‌اید و نظر خود را تغییر داده‌اید. تغییر، محصول فرآیند زیبای رشد و کشف خود است، و شایسته تجلیل است! ‌ https://t.me/DrBashardoost

🔻چه نباید کرد؟ 《چه باید کرد؟》سوال مهمی است. اما من خیلی وقت‌ها به این فکر می‌کنم که《چه نباید کرد؟》: نباید خواندن را رها کرد نباید از آموزش و تربیت خود غفلت کرد نباید فرزندان را هزینه تمناهای خود کرد نباید در درون خود، سیاست را بر فرهنگ مسلط کرد نباید ظلم را توجیه کرد نباید با واقعیت جدال کرد نباید بیهوده شتاب کرد نباید گفت‌وگو را ترک کرد نباید گوش خود را از حرف‌های موافق پر کرد نباید در مبارزه خود را شبیه دشمن کرد نباید خشم و کینه را در دل آبیاری کرد نباید شعله اميد را خاموش کرد و نباید آن‌قدر جان خود را عزیز شمرد که حاضر بود به پای زندگی، انسانیت را قربانی کرد https://t.me/DrBashardoost

⭕️فایده و ضرورت های گفتگو 1️⃣ نزدیک شدن از لحاظ عاطفی همانطور که متخصصان ارتباطات می‌دانند «گفتن» آثار و کارکردهایی دارد و «گفته» هم آثار و کارکردهای دیگری دارد و این دو را نمی‌توان به یک حکم شناسایی کرد. در گفت‌وگو، اولین اثر و نتیجه مثبت گفت‌وگو، خود گفت‌وگو است نه حاصل آنچه در بابش گفت‌وگو می‌شود و آن این است که گفت‌وگوگران معمولا از لحاظ عاطفی و اجتماعی باهم نزدیکتر می‌شوند، فارغ از اینکه درباره چه چیزی گفت‌وگو می‌کنند. 2️⃣ آگاهی از عقاید یکدیگر وقتی گفت‌وگو صورت می‌گیرد نزدیکی‌ها و دوری‌ها و اختلاف نظرها و اتفاق نظرها واقعیت پیدا می‌کنند. فایده دوم گفت‌وگو این است که از عقاید یکدیگر آگاه می‌شویم تا اگر صف‌بندی‌های اجتماعی هم وجود دارد، در یک فضای مه‌آلود نباشد و واقعا باهم دوست یا دشمن باشیم. بسیاری از دشمنی‌ها و دوستی‌هایی که باهم داریم ناشی از این است که نمی‌دانیم آرایمان چیست و با توهمی‌ که از آرای یکدیگر در ذهن داریم باهم مخالفت یا موافقت می‌کنیم. 3️⃣فهم مواضع اختلاف فایده سوم این است که من مواضع اختلافم را با شما می‌فهمم، هر انسانی ممکن است در سه موضع با دیگری اختلاف داشته باشد، یک وقت درباره واقعیت‌ها باهم اختلاف داریم، یک وقت درباره ارزش‌ها و وقتی هم درباره تکالیف باهم اختلاف داریم. متاسفانه در کشورهایی مثل کشور خودمان که در آن فضای گفت‌وگو وجود ندارد، خیلی وقت‌ها ما نمی‌دانیم که با طرف مقابلمان در کدام یک از این سه مورد اختلاف داریم چرا که نحوه فیصله دادن اختلافات در این سه مورد نیز خیلی باهم متفاوت است. یک وقت اختلاف ما سر این است که فلان کاندیدای ریاست جمهوری ثروتمند است یا ثروتمند نیست، شما می‌گویید میزان دارایی اش n تومان است و من می‌گویم میزان دارایی اش m تومان است، اینجا اختلاف بر سر واقعیت است. اما یک وقت هست که ما بر سر واقعیت اختلاف نداریم و هردو معتقدیم که میزان درآمد و ثروت او فلان قدر است و هردو می‌گوییم آن کاندیدا، ثروتمند است. اما از لحاظ ارزشی باهم اختلاف داریم که آیا خوب است که کاندیدای ریاست جمهوری ثروتمند باشد یا خیر، که اینجا اختلاف بر سر ارزش است، اینجا بحث بر سر این است که آیا باید این واقعیتی که بر آن اتفاق نظر داریم را نیک تلقی کرد یا بد تلقی کرد. یک وقتی هم هست که درباره ارزش هم باهم اختلاف نداریم، یعنی هردو معتقدیم که ثروتمند است و هردو هم معتقدیم که خوب است که ثروتمند باشد یا بد است که ثروتمند باشد، اما نمی‌دانیم چه باید بکنیم بر سر اینکه کاندیدای ریاست جمهوری ثروتمند است. 4️⃣فهم نقاط ضعف خود نکته چهارم این است که من نقاط ضعف خودم را در گفت‌وگو می‌فهمم، من در گفت‌وگو امکان ندارد به نقطه ضعف خودم پی نبرم. آدم اگر با صداقت وارد گفت‌وگویی شود حتما به نقاط ضعف خود پی می‌برد. 5️⃣پی بردن به نقاط قوت دیگران نکته پنجم این است که به نقاط قوت دیگران هم پی می‌برم، وقتی از نقاط قوت دیگران آگاه شوم میزان لجاج و اصرارم بر موضعی که دارم کاهش می‌یابد. دو نکته اخیر سبب می‌شود که انواع خودشیفتگی‌های فکری در من تضعیف می‌شود و تعصب؛ جزم و جمود و خرافه‌پرستی و آرزواندیشی و بی‌مدارایی در من ضعیف می‌شود. چون می‌فهمم آنطور که گمان می‌کردم موضع خودم قوی نیستم و آنطور که می‌پنداشتم موضع دیگران هم ضعیف نیست. 6️⃣رهایی از خشونت و فریبکاری ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مسئله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند. تنها چیزی که ما را از این فریب‌خوردگی عموم مردم و خشونت‌دیدگی خواص مردم نجات می‌دهد، باز شدن باب گفت‌وگو است. با باز شدن این باب هم استعداد فریب‌خوردگی عوام کم می‌شود و هم دیگر نمی‌توان با خواص به خشونت برخورد کرد. گفت‌وگو، عوام را به سوی خواص شدن می‌برد و تعداد خواص را هم افزایش می‌دهد و دیگر نمی‌توان با آن‌ها خشونت کرد. 🌂سخنرانی گفتگو ،زمستان 95 https://t.me/DrBashardoost

سرزنش كردن خود يكی از مهمترين دلايل مبتلا شدن به افسردگیه ...!! وقتی دائم به خاطر شكست ها و مشكلات زندگی خودمون رو مورد انتقاد قرار ميدیم، در واقع پيام "تو بد هستی." رو‌به خودمون  ارسال می‌كنيم و احساس حقارت رو تو اعماق وجودمون لمس می‌كنيم. پس به جای سرزنش کردن خودمون، باید درس ها و تجاربی كه تو‌ انتخاب ها يا  تصميمات اشتباه گرفتیم رو مدنظر قرار بدیم و يادمون باشه كه مشكلات باعث آگاهی ما ميشن  و اين تجارب بسيار ارزشمند هستن. بدون اين تجربه‌ها اگر دوباره تو‌همون جايگاه اوليه قرار بگيريم مسلماً اشتباهات رو دوباره تكرار می‌کنیم ...!! https://t.me/DrBashardoost

🔶 ازدواج سفید نه، هم‌باش‌های سیاه! 👤 امان الله قرایی مقدم ❌ ازدواج سفید کلمه‌ای است که جوانان به راحتی فریب آن را می‌خورند. جوانان با خودشان فکر می‌کنند که این امر هم ازدواج است هم سفید. در صورتی که نه ازدواج است و نه سفید. البته این امر از قبل از انقلاب آغاز شده بود ولی در حال حاضر رو به افزایش است. واقعا نباید در جامعه این واژه غلط ازدواج سفید را به کار برد چون همان‌طور که گفتم بسیار فریبنده است. حتی در ازدواج‌های رسمی گاهی دیده می‌شود زوجین به‌هم خیانت می‌کنند حالا چه برسد به ازدواج‌های سفید که هیچ‌گونه تعهدی در آن وجود ندارد و ما می‌بینیم که این دختران و پسران مرتب طرف مقابل‌شان را عوض می‌کنند و هر از گاهی با پسر یا دختران دیگری وارد رابطه می‌شوند. در برخی شهرها هم مثل مشهد این اتفاق ساعتی رخ می‌دهد و حتی بالای پشت‌بام‌ها زنان و مردان با هم رابطه برقرار می‌کنند. این عوامل فحشا و روسپی‌گری را افزایش می‌دهد. ❌ «جدا از مشکلات زنان، پسران خودفروش نیز در جامعه وجود دارند که من اصطلاح ژیگولو را برای آنان درنظر گرفتم. این پسران با زنانی که وضع مالی خوبی دارند وارد رابطه می‌شوند و در ازای رابطه با این زنان پول دریافت می‌کنند.... ادامه مطلب👇 https://www.migna.ir/news/60504/preview/

💢 کتاب سیلی واقعیت درباره وقتی است که زندگی با سیلی به‌صورت آدم می‌زند، او را به کناری پرت می‌کند و زندگیش را بالا و پایین می‌کند. این کتاب کتابی مفید برای هرکسی است که در زندگیش حادثه تنش‌زای بزرگی اتفاق افتاده و به‌طور اختصاصی درباره سوگ و فقدان است.💢 (درباره نحوه مقابله با مرگ محبوب، ورشکستگی، طلاق، بیماری صعب‌العلاج، تصادف جدی، معلولیت و حوادثی نظیر این‌ها.) ❌ برای کنار آمدن و مقابله موفق با این اتفاقات چهار اصل اساسی را باید رعایت کرد: اصل اول: با خودتان به مهربانی رفتار کنید. آیا می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ حفره بسیار بزرگی بین آنچه می‌خواهم و آنچه دارم وجود دارد؛ و درد بسیار زیادی می‌کشم. با این اوصاف می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ بسیاری از ما نمی‌دانیم چطور این کار را بکنیم؛ به دارو یا الکل یا غذا پناه می‌بریم یا به خودمان زخم می‌زنیم یا از زندگی کنار می‌کشیم. واضح است که این راه مهربانی با خود نیست. پس بایستی شیوه‌های ساده‌ای وجود داشته باشد که از طریق آن‌ها سپری برای مقابله پيدا كرد. اصل دوم: لنگر بیندازید. همه این هیجانات و احساسات دردناک یک طوفان هیجانی به راه می‌اندازند. من اگر در میانه طوفان به دریانوردی خود ادامه بدهم کاری از دستم برنخواهد آمد و پس چطور می‌توانم لنگر بیندازم؟ من از توجه‌آگاهی استفاده می‌کنم تا در لحظه اکنون جای بگیرم و به افکار و احساسات دردناکم اجازه بدهم تا بدون آنکه مرا بدزدند از ذهنم آمدوشد بکنند. اصل سوم: ارزش‌های زندگی‌تان را بشناسید. من برای چه می‌خواهم به زندگی ادامه بدهم؟ من در مواجهه با این چالش، در مواجهه با این فقدان، در مواجهه با این بحران می‌خواهم چگونه باشم؟ من ناچار از نامیدی نیستم. همچنان می‌توانم به خاطر چیزی به زندگی ادامه بدهم. حتی در میان این طوفان بلا، حتی در غم از دست دادن محبوبم هنوز می‌توانم دلیلی برای روی پا ایستادن و ادامه دادن پیدا کنم. من می‌توانم دست از زندگی بکشم یا دلیلی پیدا کنم که به زندگی‌ام معنا ببخشد. پی این اصل به ارزش‌های زندگی و اقدام متعهدانه می‌پردازد. اصل چهارم: یافتن گنج است. حتی در زمان رنج و درد چیزهایی وجود دارد که آن‌ها را گرامی بداریم و قدردانشان باشیم. مثلاً وقتی سالگرد مرگ محبوب خود را می‌گیریم درد بسیاری می‌کشیم اما در همان حال افرادی وجود دارند که با ما به مهربانی و با عشق رفتار می‌کنند. آیا نمی‌توانیم قدردان این لحظات باشیم؟ این اصل چهارم تنها وقتی قابل‌اجرا است که به سه اصل قبلی عمل کرده باشیم. خطرناک است که افراد در وهله اول به دنبال یافتن گنج باشند. این‌طور افراد می‌گویند: خوب از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید یا هر آنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌سازد؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد. من در این کتاب درباره فرزند خودم زیاد حرف می‌زنم؛ اینکه چطور مبتلا به اوتیسم تشخیص داده شد و این اتفاق چقدر دردناک بود. وقتی این اتفاق افتاد یکی از دوستان بسیار نزدیکم به من گفت: خدا کودکان خاص را به والدین خاص می‌دهد. من از این حرف خیلی عصبانی شدم! چرا؟ چون او اصلاً به من گوش نمی‌کرد. او درد مرا تائید نمی‌کرد. در این حرف هیچ حسی از شفقت و مهربانی وجود نداشت. یک حرف کلیشه‌ای بود. این فرد از روی بدخواهی آن حرف را به من نزد. او می‌خواست حال من بهتر بشود؛ اما چون این حرف اولین چیزی بود که به من زدند حس کردم که انگار او حال مرا اصلاً نمی‌فهمد. پس یافتن گنج آخرین اقدام است. ما نباید تظاهر کنیم که درد و رنجی وجود ندارد. 📕 سيلی واقعيت 🖋دکتر راس هريس https://t.me/DrBashardoost

خشونت و رفتارهای ضد انسانی در اجتماع: ۱. زمانی که فرد خشونت گر بر این باور باشد که هویت و نام او شناخته نخواهد شد بسیار راحت تر این نوع رفتارها را نشان می دهد. به این پدیده، فردیت زدایی (deindividuation) می گویند. فردیت زدایی احساس گناه، شرم‌، ترس از داوری، و مسولیت پذیری فردی را بازداری می کند و به دنبال آن مقدار بی رحمی و‌خشونت افزایش می یابد.‌ ۲. نقش اجتماعی ای که برای فرد تعریف می شود در بروز خشونت و بی رحمی نقش دارد. این نقش علاوه بر تعریفی که او از وظیفه خود پذیرفته توسط لباس، ابزار و حضور در گروه‌ هم نقش افزایش می یابد و هرچه بیشتر به دنبال هنجار گروه خود می رود. ۳. بروز خشونت فردی یا اجتماعی، برخلاف آنچه در فرضیه پالایش گفته می شد، نه تنها خشونت را کاهش نمی دهد بلکه احتمال بروز مجدد آن را در آینده نزدیک افزایش می دهد. ۴. حضور در «جماعت» نقش مهمی در بروز بی رحمی و‌خشونت دارد. فروید می گفت «جماعت ناخودآگاه را از قفل خارج می کند» و سورن کیرکگارد فیلسوف دانمارکی نیز در مورد خشونت و بی رحمی با حضرت مسیح معتقد بود «آنها ...‌ چنان کردند و به روی مسیح آب دهان انداختند زیرا در جمع بودند.» ۵. آدلر نیز رفتارهای خشن را ناشی از احساس حقارت و ضعف در حل مسأله می دانست و می گفت: «هر قدر که احساس حقارت بزرگتر باشد، سودای تسلط و نیز خشونت و آشفتگی هیجانی بیشتر خواهد بود.» در واقع فرد خشن باید در شرایط مناسب توسط خانواده و افراد داری نفوذ، نسبت به این مسایل آگاه شود، حس همدلی، مسولیت فردی، احساس نوعدوستی و علاقه اجتماعی او مورد تاکید قرار بگیرد. یکی از عوامل بسیار مهم و اثرگذار در کاهش رفتارهای خشن و ضد انسانی، ترس از احتمال تلافی شدن است، اما نباید تحریک کننده باشد، چرا که تهدید تحریک کننده می تواند احتمال بروز خشونت را بیشتر کند‌. https://t.me/DrBashardoost

کارگاه ترمیک مادر و کودک با استفاده از آلات موسیقی ( تقویت هوش هشتگانه ؛ درک ریتم_حرکت_کشف_خلاقیت_دستورزی و ....) رده سنی: ۷ ماه تا ۴ سال. کارگاه مادر و کودک به زبان انگلیسی ( آموزش مفاهیم پایه انگلیسی از طریق تعامل با مادر و کودکان_ پرورش خلاقیت_مهارتهای شنیداری _گفتاری و...) رده سنی: ۱/۵ تا ۴ سال. 🎈🎈 با ثبت نام در کارگاه های مادر و کودک از خدمات زیر بهره مند خواهید شد: چهار جلسه کلاس حضوری مادر و کودک ارائه گزارش از عملکرد کودک ارائه فایل صوتی در زمینه فرزندپروری توسط مدرس روانشناس کودک و خانواده ارتباط با مدرسان کلاس و امکان پرسش و پاسخ. در خصوص ثبت نام و اطلاعات بیشتر در گروه عضو شوید👇👇👇 https://chat.whatsapp.com/IDNQ6zMU8Dn6zhyr1h82sC

تاثیرپذیری برای کوتاه کردن موهام، به يه مغازه سلمونی می‌رفتم که آرايشگرش هميشه موقع کار يه سيگار گوشه لبش بود. تا آخر شب هرجا می‌رفتم، همه می‌گفتن: سيگار می‌کشی؟ هفته پيش به یه مغازه عطرفروشی رفتم. فروشنده يه ادکلن به لباسم زد و گفت: اين ماندگاریش فوق‌العاده است. با اينکه خريد نکردم، تا همين دو سه روز پيش هرجا می‌رفتم، می‌گفتن: چه بوی خوبی. يادمون باشه ارتباط‌ها خيلی مهم هستن. وقتی با افراد مؤدب و فهميده در ارتباطیم یا وقتی با افراد آلوده‌ در ارتباطیم، خواه ناخواه از این روابط تأثير می‌گیریم. سعدی بزرگ می گوید : گلی‌ خوش‌بوی‌ در حمام‌ روزی رسید از دست‌ محبوبی‌ به‌ دستم‌ بدو گفتم‌ که‌ مشکی‌ يا عبیری ‌كه‌ از بوي‌ دل‌آويز تو مستم‌ بگفتا من‌ گِلی‌ ناچيز بودم ‌ولیكن‌ مدتی‌ با گُل‌ نشستم‌ کمال‌ هم‌نشين‌ در من‌ اثر کرد وگرنه‌ من‌ همان‌ خاکم‌ که‌ هستم .. ضرب_المثل معروف ؛ اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشوند همخو ميشوند! دقیقا به همین تاثیر پذیری از هم نوع و هم کیشان و دوستان اشاره دارد. مواظب ارتباطات باشیم. https://t.me/DrBashardoost

✳️ ویلیام_گلاسر مفهومی تحت عنوان #کنترل_بیرونی را معرفی کرده و مکرراً در آثارش از آن استفاده کرده است. او کنترل بیرونی را در هرگونه تلاش برای تحت فشار قرار دادن یا تغییر رفتار دیگری خلاصه می‌کند. او همچنین کنترل بیرونی را مایه فلاکت و بدبختی انسان‌ها می‌داند. همانطور که بارها بیان می‌کند، کنترل بیرونی تخریب کنندهٔ ازدواج، روابط خانوادگی، روابط کاری، و کارایی مدارس و محیط‌های آموزشی است. ما معمولاً کنترل بیرونی را توسط هفت عادت رایج در روابطمان به کار می‌بریم: *⃣ انتقاد: به معنای آن است که رفتار، عملکرد، گفتار، نحوهٔ پوشش و یا ویژگی‌های شخصیتی طرف مقابل را مورد ارزیابی و قضاوت منفی قرار بدهید، و این قضاوت‌های منفی را برای او بازگو کنید. *⃣ سرزنش: به معنای متهم کردن طرف مقابل است و یا اینکه دیگری را مسبب اتفاقی ناخوشایند بدانید و او را محکوم کنید. *⃣ گلایه و شکایت: به معنای تجربهٔ احساس ناخشنودی و یا سرخوردگی از رابطه و یا رفتار طرف مقابل و ابراز این احساسات و نارضایتی‌های کلی به اوست. *⃣ تهدید: با گوشزد کردن نتایج و پیامدهای ناخوشایند به طرف مقابل، قصد و تلاشتان مجبور کردن او به انجام‌دادن و یا ندادن رفتاری است. *⃣ غرغر: تکرار مکرر انتقاد، سرزنش، گلایه و تهدید نزد طرف مقابل است. *⃣ تنبیه: تحمیل یک آسیب و یا وضعیت نامساعد و ناخوشایند به دیگری، و هر گونه اِعمال درد و رنج به او، به منظور کنترل او و مجازات اوست. *⃣ باج دهی و یا پاداش به منظور کنترل: تلاش برای وادارکردن طرف مقابل به انجام دادن و یا ندادن کاری در عوض پیامدی خوشایند است. ❇️ هر چه میزان حضور این رفتارها در رابطهٔ‌تان بیشتر باشد، احتمالاً رضایتمندی شما از آن رابطه کمتر خواهد بود. مراقب روابطتان باشید! https://t.me/DrBashardoost

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت: سردت نیست؟ گفت: عادت دارم گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند ... و فراموش کرد صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود: به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد ... ! " مواظب وعده دادن‌هایمان باشیم https://t.me/DrBashardoost

مکث آگاهانه! فیلم سینمایی *Mine*  داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت ، یکی از پاهایش روی مین می‌رود، اما او بلافاصله متوجه شده و پایش را از روی مین برنمی‌دارد ، به همین دلیل مین عمل نمی‌کند. با توجه به شرایط خودش نمی‌تواند مین را خنثی کند، پس مجبورست چندین روز در انتظار نیروی کمکی بماند. اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر می‌شه و مرگ او حتمی است . خستگی بیش از حد ، گرمای روز ، سرمای شب ، بی‌خوابی و ایستادنِ مداوم ، تشنگی و گرسنگی میتواند او را از پا دربیاورد. در این حال و روز ، او به حالتی نیمه هوشیار فرو‌می‌رود  و مدام خاطرات گذشته‌اش را مرور می کند. مینِ رابطه عاطفی با همسرش ، مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش ، مینِ درگیری در کافه با غریبه‌ها و... ... این مین توی  بیابان او را  وادار می‌کند تا کاری را انجام دهد  که قبل از این انجام نمی‌داده   ، *مکث کردن* . او چند روز مکث می‌کند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند . مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار . مین توی  بیابان ، استعاره  از مین‌هاییست  که او در  روابط عاطفی ، خانوادگی ، اجتماعی و شغلی خود منهدم کرده است. این مکثِ چند روزه در  بیابان به او یاد میدهد  که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات واکنشی نشان نمی‌داد ، زندگی بهتری رو تجربه می‌کرد. و به ما یاد میدهد که این *مکث آگاهانه*، چیزیست  که در زندگی پرتلاطم به آن  نیاز داریم. ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان می‌دهیم که تجربه کرده‌ایم. ما به ناشناخته‌های امروز بر اساس شناخته‌های دیروز عکس العمل نشان می‌دهیم .   مکث کردن موقع کنش‌ها و واکنش‌ها می‌تواند افقی از انتخاب‌های جدید را به روی ما باز کند. آخر فیلم جالب تر است.   آخر فیلم متوجه می‌شویم  پای سرباز  روی هیچ مینی نبوده و فقط یک سر عروسک زیر پایش قرار داشته است، موضوع همین است . توی زندگی، مین‌های خودساخته‌ی زیادی برای خودمان  می‌تراشیم و گام بعدی را از دست می‌دهیم . خیلی از مین‌هایی که ما را فلج کرده‌اند وجود خارجی ندارند. زاده‌ی خیالات ما هستند و آنقدر به آنها باور داریم که حاضر نیستیم قدم بعدی را برداریم. موفقیت و پیشرفت در زندگی هر یک از ما بستگی به نوع نگرش و احساس خودمان دارد. https://t.me/DrBashardoost