ch
Feedback
مطالعات خلیج فارس

مطالعات خلیج فارس

前往频道在 Telegram

﷽ کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss ارتباط با ادمین: @Mers_ad

显示更多
4 733
订阅者
-124 小时
-37
+2830
帖子存档
🔹ملاحظه: باید توجه کرد که خروج نظامی آمریکا از منطقه یک شمشیر دو لبه است. از طرفی ممکن است عمق توان آمریکا برای رویارویی نظامی با ایران را کاهش دهد ولی از طرف مقابل اهداف عملیاتی ایران در یک جنگ نظامی را بسیار محدود و دور از دسترس کند. امری که می‌تواند اهرم‌های قدرت موشکی و پهپادی ایران را کم اثر کند و ایران را در جنگی گرفتار کند که در آن مهم‌ترین ابزار خود، یعنی نبرد نامتقارن را نتواند به کار بگیرد.

♨️ پایان مأموریت سنتکام؛ چرا پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس منقضی شده‌اند؟ 🔻 تحلیل تام اوکانر در نشریه نیوزویک، به واکاوی یک جراحی در ساختار ارتش آمریکا در پساجنگ می‌پردازد: «سقوط ارزش راهبردی پایگاه‌های ثابت و سنتی واشینگتن در تیررس موشک‌های ایران». حملات موشکی و پهپادی بی‌امان ۴ ماهه به مقر دپوی تسلیحاتی آمریکا در منطقه، کارآمدی این سازه‌های غول‌پیکر را زیر سؤال برده است؛ تا جایی که حامیان سنتی این پایگاه‌ها اکنون به صف منتقدان پیوسته و خواستار برچیدن یا انتقال آن‌ها به سمت غرب شده‌اند. اوکانر ابعاد این بن‌بست نظامی و شکست دکترین بازدارندگی سنتکام را در سه محور کالبدشکافی می‌کند: 🔻 یک: العدید؛ نمادی از «تفکر کهنه» در عصر جنگ‌های ترکیبی: ژنرال مک‌کنزی، فرمانده سابق سنتکام، در کنفرانس اندیشکده JINSA صراحتاً اعلام کرد که پایگاه هوایی العدید در قطر (مقر فرعی سنتکام) امروزه به «بنای یادبود تفکر کهنه» تبدیل شده است. مک‌کنزی تأکید کرد: «هیچ عاقلی مقر فرماندهی تقدمی سنتکام را در ۱۰۰ مایلی ایران نمی‌سازد؛ این مکان محصول مأموریت‌های قدیمی مربوط به عراق و افغانستان بود، نه تهدید موشکی رو به رشد ایران.» در عصر پهپادها و ماهواره‌های تجاری تصویربرداری، حفظ این پایگاه‌های صلب و غیرقابل‌تحرک، تنها تقدیم کردن «اهداف لوکس» به ایران است. مک‌کنزی پیشنهاد کرد که واشینگتن باید تجهیزات گران‌قیمت خود را به دژ پدافندی رژیم صهیونیستی یا جزیره‌‌ی کرت یونان منتقل کند؛ جایی که ردیابی و برد موشکی ایران بر روی آن‌ها دشوارتر باشد. 🔻 دو: انهدام افسانه‌ها و خسارت ۴۰۰ میلیون دلاری در بحرین: پروفسور دیوید واین، مردم‌شناس ارشد، با رد «افسانه‌ی کارکرد دفاعی پایگاه‌ها» فاش ساخت که این ۸۹ مقر نظامی آمریکا در خاورمیانه، نه تنها مانع از جنگ نشدند، بلکه به دلیل برانگیختن رفتارهای تهاجمی، جان سربازان را به خطر انداختند؛ کما اینکه ترامپ ناگزیر شد در مارس ۲۰۲۶ در مراسم بازگشت تابوت سربازان کشته‌شده در کویت شرکت کند. وال‌استریت ژورنال نیز فاش کرد که حجم تخریب ناشی از حملات سپاه به پایگاه دریایی پشتیبانی آمریکا در بحرین به حدی بوده که هزینه بازسازی آن بالغ بر ۴۰۰ میلیون دلار برآورد شده است؛ آن‌هم بدون محاسبه‌ی ارزش میلیون‌ها دلار مهمات مصرف‌شده برای پدافند. این فرسایش مادی، حاکمیت پنتاگون را به سمت پذیرش بند چهارم تفاهم‌نامه ژوئن (تعهد به خروج نیروهای آمریکایی از مجاورت ایران ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی) سوق داده است. 🔻 سه: ضرورت نوسازی بوروکراسی پنتاگون: مایکل روبین، پژوهشگر ارشد AEI، با ابراز خرسندی از پایان دکترین مهار سنتی، حضور در العدید قطر و اینجيرليك ترکیه را یک «حماقت دیپلماتیک» خواند؛ زیرا دبی و آنکارا از این حضور به عنوان کارت «فرار از زندان» برای رفتارهای مخرب خود استفاده می‌کردند. روبین تأکید کرد وجود نیروهای ما در کویت و قطر، اهرم فشار ایران را افزایش می‌دهد، نه بازدارندگی ما را. با تغییر شتابان ماهیت جنگ در اوکراین و رژیم صهیونیستی، وقت آن رسیده که کل بوروکراسی فسیل‌شده‌ی پنتاگون کوبیده شده و ارتش بر پایه‌ی دکترین «عمق استراتژیک چندقطبی» و سیستم‌های چابک نوسازی شود؛ روندی که در آن، خلیج فارس پساجنگ ۲۰۲۶ دیگر لنگرگاه امنی برای ارتش آمریکا نخواهد بود. https://www.newsweek.com/why-us-bases-persian-gulf-doomed-12135334 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ اقتصاد بحرین در لبه بحران؛ چرا پساجنگ ۲۰۲۶ زنگ خطر را برای اقتصاد بحرین به صدا درآورد؟ 🔻تحلیل موسسه کشورهای عربی خلیج فارس، به کالبدشکافی عمیق آسیب‌پذیری‌های ساختاری منامه در پساجنگ می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که امضای تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای کاهش تنش میان واشینگتن و تهران اگرچه پالس آرامش موقتی را برای بازگشایی هرمز ارسال کرده، اما «آزمون بقای واقعی بحرین» تازه آغاز شده است. این مجمع‌الجزایر به عنوان میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و امضاکننده پیمان ابراهیم، هدف حدود ۷۰۰ حمله موشکی و پهپادی سپاه (۱۰ درصد از کل حملات به اعضای شورا) قرار گرفت؛ بحرانی که نشان داد دکترین تنوع‌بخشی اقتصادی منامه تنها بر روی کاغذ وجود دارد و در عمل نتوانسته تاب‌آوری استراتژیک ایجاد کند. 🔻نویسنده ابعاد این فلج اقتصادی را در سه لایه‌ی پیشینی و پسینی کالبدشکافی می‌کند: بحرین در حالی وارد جنگ ۱۲ هفته‌ای شد که ضعیف‌ترین زیربنای مالی را در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس داشت. در نوامبر ۲۰۲۵، مؤسسه S&P رتبه اعتباری منامه را به دلیل بحران بدهی به لایه خطرناک "B" سقوط داد و صندوق بین‌المللی پول (IMF) پیش‌بینی کرد که بدهی ناخالص دولت در سال ۲۰۲۶ از ۱۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی عبور کند. کسری بودجه کشور در سال ۲۰۲۵ به ۱۰.۸ درصد رسید و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ نیز دورقمی باقی بماند. از آنجا که ۷۵ درصد درآمد دولت کماکان به بخش هیدروکربن گره خورده و هزینه‌ی خدمات استقراض ۳۳ درصد از کل درآمدهای کشور را می‌بلعد، انسداد چهارماهه‌ی هرمز ضربه‌ای ویرانگر بر پیکر این اقتصاد نحیف وارد ساخت. 🔻عامل جغرافیا، پاشنه‌آشیل غیرقابل‌مهار منامه است؛ بر خلاف سعودی که از خط‌لوله‌های کمربندی بهره می‌برد، بخش غیرنفتی بحرین (که ۸۵.۸ درصد از GDP را شامل می‌شود) وابستگی کاملی به مسیرهای دریایی هرمز دارد. در پی انسداد تنگه، ارزش تجارت بحرین در فصل اول ۲۰۲۶ حدود ۱۴.۵ درصد سقوط کرد و غول آلومینیوم‌سازی کشور ناگزیر شد ۱۹ درصد از ظرفیت تولید خود را از دور خارج کند. بخش توریسم نیز که ۱۳ درصد از اشتغال و تولید کشور را تأمین می‌کند، به دلیل لغو پروازها و اتکای تام به گردشگران سعودی (که اکنون با جاذبه‌های داخلی چشم‌انداز ریاض ترغیب می‌شوند) دچار رکود شد. اگرچه بانک مرکزی با تزریق ۱۸.۶ میلیارد دلار نقدینگی، تعویق وام‌ها و پرداخت حقوق ۱۰۵ هزار کارگر بخش خصوصی از طریق صندوق «تمکین» تلاش کرد مانع از بحران مطلق شود، اما این اقدامات تکنیکی تنها مسکن‌هایی دفاعی هستند که ریشه‌های بدهی را درمان نمی‌کنند. 🔻در نهایت، نویسنده معتقد است بقای منامه در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ کاملاً گروگان تزریق پول از سوی ریاض، ابوظبی و کویت است؛ کما اینکه امارات در آوریل یک خط اعتباری ۵.۴ میلیارد دلاری برای حمایت از پول ملی بحرین گشود و منامه توانست ۱ میلیارد دلار اوراق قرضه ۱۰ ساله با نرخ سود بالای ۷ درصد در ژوئن بفروشد. اما با افزایش مخارج داخلی خود همسایگان، این چتر حمایتی پایدار نخواهد بود. در بعد داخلی نیز، تمدید یک‌ساله‌ی مجلس و تعویق انتخابات به سال ۲۰۲۷ توسط فرمان پادشاهی، فرجه‌ای موقت برای مهار شکاف‌های مذهبی اکثریت شیعه ایجاد کرده است. جنگ ۲۰۲۶ ثابت کرد که موازنه امنیتی بحرین بدون اصلاحات عمیق مالی و عبور از مدل رانتی سنتی، با کوچکترین تشر نظامی تهران پتانسیل فروپاشی کامل را خواهد داشت. https://agsi.org/analysis/lingering-vulnerabilities-bahrains-political-economy-and-the-iran-war/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

‍ 🔻بازگشت کشتی‌ها از تنگه هرمز؛ برخی مسیر نزدیک به سواحل ایران را انتخاب کردند 🔻داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد که دست‌کم هشت کشتی، از جمله نفتکش‌ها، کشتی‌های فله‌بر و خودروبر، که بین روزهای جمعه و شنبه در حال خروج از خلیج فارس از مسیر ساحل عمان بودند، پیش از عبور از تنگه هرمز مسیر خود را تغییر داده و بازگشتند؛ موضوعی که نشان می‌دهد با وجود بازگشایی تنگه، تردد در این آبراه همچنان به دلیل تلاش ایران برای اعمال کنترل بر آن با پیچیدگی‌هایی همراه است. 🔻برخی از این شناورها پس از تغییر مسیر، با حرکت به سمت شمال از مسیر نزدیک‌تر به سواحل ایران که از سوی تهران تعیین شده است، به سفر خود ادامه دادند. در میان آن‌ها یک نفتکش حامل نفت خام، دو نفتکش فرآورده‌های نفتی و یک کشتی فله‌بر از این مسیر عبور کردند. 🔻دلیل دقیق بازگشت این کشتی‌ها مشخص نیست، اما ایران بارها اعلام کرده است که عبور از تنگه هرمز باید تنها از مسیر رسمی تعیین‌شده توسط جمهوری اسلامی انجام شود. همچنین در ماه‌های اخیر، برخی کشتی‌هایی که قصد خروج از خلیج فارس را داشته‌اند، گزارش داده‌اند که از طریق بی‌سیم از سوی نیروهای ایرانی اخطار دریافت کرده‌اند که برای عبور باید از تهران مجوز بگیرند. 🔻در مواردی نیز کشتی‌هایی که بدون توجه به این هشدارها به مسیر خود ادامه داده‌اند، هدف حمله قرار گرفته‌اند؛ مسئله‌ای که نگرانی‌ها درباره هماهنگی عبور و مرور دریایی را افزایش داده و میزان پذیرش ریسک از سوی شرکت‌های نفتکش و خدمه آن‌ها را به عاملی مهم برای بازگشت بازار جهانی نفت به شرایط عادی تبدیل کرده است. 🔻از روز دوشنبه تاکنون، به طور میانگین روزانه حدود ۳۴ کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کرده‌اند که نسبت به بخش عمده دوره درگیری‌ها افزایش محسوسی داشته، اما همچنان فاصله زیادی با سطح تردد پیش از جنگ دارد. بر اساس داده‌های مرکز مشترک اطلاعات دریایی، در فاصله ۳۰ ژوئن تا اول ژوئیه، ۶۵ کشتی از مسیر ساحل عمان عبور کردند که ۵۹ فروند از آن‌ها با حمایت آمریکا تردد داشتند. 🔻با وجود توافق آمریکا و ایران در اواسط ژوئن برای بازگشایی تنگه هرمز، تهران همچنان بر کنترل خود بر این گذرگاه راهبردی تأکید دارد و آمریکا نیز به حمایت از عبور کشتی‌ها از مسیر ساحل عمان ادامه می‌دهد. 🔗 Bloomberg #هرمز 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

+3
♨️حضور رؤسای مجلس قطر و عمان در مراسم ادای احترام به پیکر رهبر شهید 🔻«خالد بن هلال المعولی»، رئیس مجلس عمان، در رأس هیئتی - ازجمله محمد المعمری، وزیر اوقاف و خلیفه الحارثی، معاون تشریفات وزارت خارجه، با حضور در تهران به پیکر رهبر شهید انقلاب ادای احترام کرده و به مسئولان ارشد ایران تسلیت گفتند. 🔻همچنین از قطر نیز هیئتی به ریاست «حسن بن عبدالله الغنیم» رئیس مجلس شورای این کشور در این مراسم حضور یافتند. 🔻سه کشور دیگر خلیج فارس، یعنی امارات، بحرین و کویت در این مراسم غایب بودند. #عمان #قطر 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

+1
♨️حضور هیئت عربستانی در مراسم ادای احترام به پیکر رهبر شهید انقلاب 🔻هیاتی از عربستان سعودی به ریاست یک مقام ارشد وزارت خارجه در مراسم ادای احترام به پیکر رهبر شهید ایران شرکت کرد. 🔻ولید بن عبدالکریم الخریجی، قائم مقام وزیر خارجه عربستان و هیات همراه با ورود به تالار وداع به پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی ادای احترام کردند. 🔻الخریجی همچنین یادداشتی در دفتر یادبود رهبر شهید انقلاب ثبت کرد. 🔻گفتنی است عبدالله بن سعود العنزی، سفیر عربستان در ایران نیز در جمع هیات سیاسی و دیپلماتیک این کشور حضور داشت. #عربستان 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ سندرم پساجنگ؛ چرا خلیج فارس به میدان اول شطرنج پکن با واشینگتن بدل شد؟ 🔻 تحلیل چنجی سونگ در پایگاه دیپلمات، به کالبدشکافی پازل نوین سیاست خارجی چین در خاورمیانه پساجنگ می‌پردازد. سونگ استدلال می‌کند که پس از امضای تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن میان دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان، دکترین منطقه‌ای پکن دچار یک انقباض ژئوپلیتیک شده است. از نگاه چین، با الحاق کامل رژیم صهیونیستی به سیستم نظامی واشینگتن و وابستگی گریزناپذیر و ارزان‌قیمت ایران پساجنگ به بازار پکن، تنها یک حلقه‌ی مجهول در موازنه قدرت باقی مانده است: «کشورهای پرنوسان خلیج فارس با محوریت سعودی و امارات». اولویت مطلق دکترین پکن اکنون نه امتیازبخشی به تهران، بلکه مهار شتاب این دو کشور محوری عرب به سمت چتر ساختاری واشینگتن است. نویسنده این موازنه‌ی پنهان اژدهای زرد را در سه لایه تبیین می‌کند: 🔻 یک: تنزل رتبه خاورمیانه در دکترین نوین همسایگی پکن: سونگ فاش می‌کند که پکن در کنفرانس مرکزی آوریل ۲۰۲۵، پس از ۱۲ سال هرم دیپلماسی خود را بازطراحی کرد و با اولویت دادن مطلق به «محیط پیرامونی و همسایگان مستقیم چین»، خاورمیانه را به رتبه سوم اولویت‌هایش تنزل داد. از این رو، چین تمایل و منابع مادی کافی برای اعطای تضمین‌های امنیتی گران‌قیمت مدل آمریکایی به اعراب را ندارد و به یک هدف ارزان‌قیمت و حداقلی بسنده کرده است: مهار اعراب در نقطه‌ای پیش از «مرز بازگشت‌ناپذیر» تا فضا برای نفوذ پترویوان و قراردادهای تجاری چین کور نشود. 🔻 دو: امارات؛ الحاق کامل به Pax Silica و گنبد آهنین آمریکا: تحلیل‌گر معتقد است امارات بیشترین فاصله را از چین گرفته و به طور ساختاری درون سیستم پدافندی و فناوری واشینگتن قفل شده است. ابوظبی پس از رهگیری هزاران موشک سپاه توسط سیستم‌های آمریکایی، به این جمع‌بندی رسید که واشینگتن تنها ضامن بقای اوست. دکترین انور قرقاش در دوبرابر کردن قمار روی آمریکا، با پاک‌سازی سخت‌افزارهای هواوی از شرکت هوش مصنوعی G42 در ازای دریافت تراشه‌های Nvidia تکمیل شد؛ امری که سقف پرواز امارات با چین را به شدت منقبض و این کشور را به مدل رژیم صهیونیستی نزدیک کرده است. 🔻 سه: عربستان سعودی؛ فضای باز مانور برای دکترین پکن: در سمت مقابل، ریاض کماکان یک کیس باز و مستقل برای چین است. سعودی با امتناع از پذیرش پایگاه‌های دائمی آمریکا و دوری از پیمان‌های انحصاری، فاصله ساختاری خود را با واشینگتن حفظ کرده است. ریاض نه تنها اولین خریدار موشک‌های بالستیک چین و شریک مانورهای دریایی ارتش آزادی‌بخش است، بلکه از ورود به پیمان فناوری Pax Silica و پروژه هوش مصنوعی Stargate آمریکا خودداری کرده است. پکن با اتکا به اهرم «وابستگی اقتصادی مطلق ایران»، خود را به عنوان تنها بازیگر قادر به کنترل رفتار تهران بدون استفاده از زور نشان داده و وزیر خارجه ایران نیز صراحتاً از نقش فعال پکن در تفاهم‌نامه ژوئن تقدیر کرده است؛ فضایی صامت که پکن درصدد است پیش از تعیین تکلیف نهایی، از آن برای مهار سقوط کامل سعودی به کمپ ترامپ استفاده کند. https://thediplomat.com/2026/06/after-the-iran-war-chinas-middle-east-strategy-will-prioritize-the-gulf/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ ایران و همسایه عربی؛ آیا یخ‌های رابطه در نظم پساجنگ ۲۰۲۶ ذوب می‌شوند؟ 🔻 تحلیل زید بن علی الفضيل در پایگاه المجلة، به بررسی پویایی‌های نوین اجتماعی و فکری در روابط ایران و جهان عرب می‌پردازد. الفضيل با تکیه بر نظریه تطور اجتماعی ابن‌خلدون استدلال می‌کند که اصل حاکم بر سیاست، «عدم ثبات» است؛ دکترین تقابل میان ایران و اعراب دیگر در چارچوب کلیشه‌های سال ۱۹۷۹ قابل تفسیر نیست، چرا که فونداسیون فکری، اجتماعی و سیاسی در هر دو سوی خلیج فارس دچار دگرگونی بنیادین شده و جنگ ۱۲ هفته‌ای اخیر (فوریه تا آوریل ۲۰۲۶) میان آمریکا-رژیم صهیونیستی و ایران، کاتالیزور ظهور یک ادراک واقع‌بینانه و کمتر تنش‌آلود میان همسایگان گشته است. الفضيل این دگرگونی فکری و اجتماعی را در سه لایه تبیین می‌کند: 🔻 یک: ظهور مدرنیته‌ی ایرانی پساجنگ: ایران امروز با وجود تحمل سنگین‌ترین ضربات نظامی و امنیتی خارجی و التهاب اعتراضات داخلی، تفاوت ماهوی با ایران ۱۹۷۹ دارد. روحیه آرمان‌گرایانه در لایه‌های جامعه به شدت تضعیف شده و روح مدرنیته و تجددخواهی در عمق بدنه اجتماعی رشد کرده است؛ پدیده‌ای که سبب شده کاریزمای سنتی روحانیت در ذهنیت توده‌ها جای خود را به عقلانیت ابزاری بدهد. این دگرگونی بطنی، نظام سیاسی پسا-جنگ در تهران را ناگزیر ساخته تا در محاسبات خود، عقلانیت ژئوپلیتیک قرن ۲۱ را بر ادبیات رادیکال صادر کردن بحران مقدم بشمارد. 🔻 دو: فروپاشی نظام‌های ناسیونالیستی و دکترین «خودیاری» اعراب: در طرف مقابل، مشرق عربی نیز ساختار قدیمی خود را پشت سر گذاشته است؛ رژیم بعث عراق که لنگرگاه اصلی مهار فیزیکی ایران بود نابود شده و هراس سنتی از «هلال شیعی» فروکش کرده است. خویشتن‌داری بی‌سابقه‌ی شورای همکاری خلیج فارس و اردن در عدم پاسخ به حملات موشکی سپاه، منبعث از یک بلوغ ساختاری بود. نخبگان عرب درک کردند که ایران معاصر دیگر به طور کامل به گرایشات تندروانه ۱۹۷۹ تعلق ندارد و جامعه‌ی تغییریافته‌ی ایران، منطق خود را بر سیستم تحمیل کرده است؛ لذا کشورهای عربی با خروج از تله‌ی نظامی رژیم صهیونیستی، راهبرد تنش‌زدایی را برگزیدند. 🔻 سه: خطای محاسباتی اعراب در ساده‌سازی جناح‌های داخلی ایران: نویسنده بزرگترین ایراد ذهنیت سیاسی سنتی عرب را یکسان‌انگاری تمام ساختارهای درون حاکمیت ایران می‌داند. اعراب نتوانستند تفاوت‌های دقیق چپ و راست اسلامی را با عینک درون‌حاکمیتی تهران تحلیل کنند؛ جایی که اصول‌گرایان در آغاز بر دکترین اقتصاد تعاونی (سوسیالیستی) پای فشردند اما اصلاح‌طلبان با حمایت بازاریان سنتی، دکترین اقتصاد آزاد (سرمایه‌داری) را ترویج کردند. الفضيل تأکید می‌کند که پساجنگ ۲۰۲۶ نیازمند خروج پژوهشگران از کلیشه‌های قالبی است؛ چرا که پیوند منافع اقتصادی پادشاهی‌های عرب با تکنوکرات‌های میانه‌رو در تهران، فونداسیون نظمی نوین، صلح‌آمیز و متکثر را در خلیج فارس پی‌ریزی خواهد کرد. https://www.majalla.com/node/331680/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️وال‌استریت ژورنال: شکست «پروژه آزادی» روابط آمریکا و عربستان را وارد بحران کرد 🔻بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، روابط آمریکا و عربستان پس از شکست عملیات نظامی آمریکا موسوم به «پروژه آزادی» برای تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، با یکی از جدی‌ترین تنش‌های سال‌های اخیر روبه‌رو شده است. این بحران زمانی آغاز شد که بیش از ۱۰۰ هواپیمای نظامی آمریکا برای اجرای عملیات به پرواز درآمدند، اما عربستان با استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود مخالفت کرد؛ اقدامی که به گفته مقام‌های آمریکایی، واشنگتن را به لغو کامل عملیات واداشت. 🔻به نوشته این روزنامه، کاخ سفید در واکنش تهدید کرد ارسال سامانه‌های رهگیر موشکی و پهپادهای دفاعی به عربستان را متوقف می‌کند. منابع آمریکایی و عربی می‌گویند ریاض بعدها از موضع خود عقب‌نشینی کرد، اما آمریکا این رخداد را ضربه‌ای جدی به روابط دو کشور دانست. هم‌زمان، واشنگتن بررسی کاهش حضور نظامی خود در عربستان و انتقال بخشی از نیروها به اسرائیل و اردن را آغاز کرده، هرچند هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است. 🔻وال‌استریت ژورنال همچنین از نارضایتی ریاض نسبت به سفر مارکو روبیو به امارات، کویت و بحرین بدون توقف در عربستان و نیز رد دعوت محمد بن سلمان برای شرکت در نشست گروه هفت خبر داده است. با این حال، کاخ سفید تأکید کرده روابط دو کشور همچنان مستحکم است. 🔻این گزارش می‌افزاید عربستان از آغاز با تشدید جنگ علیه ایران مخالف و هشدار داده بود که این اقدام می‌تواند به بسته شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و بی‌ثباتی بازارهای جهانی منجر شود. پس از حملات ایران به زیرساخت‌های انرژی در عربستان، امارات و قطر، ریاض سیاست کاهش تنش، گفت‌وگو با تهران و تقویت همکاری دفاعی با پاکستان را در پیش گرفت. 🔻حضور نظامی آمریکا در عربستان از سال ۱۹۴۵ آغاز شده و در سال ۲۰۲۰ نیز دولت نخست ترامپ سامانه‌های پاتریوت را پس از اختلاف بر سر تولید نفت از این کشور خارج کرده بود. این روزنامه در پایان می‌نویسد آمریکا پس از شکست «پروژه آزادی» دیگر این عملیات را از سر نگرفت و اکنون در حال بررسی بازآرایی حضور نظامی خود در منطقه است. 🌐WSJ #عربستان 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

🔻 بندبازی روی خط گسل هرمز؛ چرا زلزله‌ی آتش‌بس، اتحاد صامت اعراب را اجباری کرد؟ 🔻 تحلیل نشریه‌ی اکونومیست، به کالبدشکافی یک پارادوکس رفتاری در خلیج فارس می‌پردازد. اعضای شورای همکاری خلیج فارس که پیش‌تر با شوک‌های تاریخی نظیر بحران نفتی ۱۹۷۳ و انقلاب اسلامی ایران مواجه شده بودند، اکنون با واقعیتی به مراتب هولناک‌تر روبرو هستند: «امتیازات سخاوتمندانه‌ی دونالد ترامپ به تهران در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد». اکونومیست استدلال می‌کند که بقای زیرساخت‌های ۲.۳ تریلیون دلاری اعراب (از هاب‌های هوایی و بنادر لجستیکی تا دیتاسنترها) به یک حباب امنیتی شکننده وابسته است؛ حبابی که اکنون با دکترین جدید ایران مبنی بر «اشراف قانونی و وضع عوارض اجباری در تنگه هرمز»، در آستانه‌ی فروپاشی قرار دارد. نویسنده مسیر گریز اعراب از این تله‌ی ژئوپلیتیک را در سه لایه‌ی راهبردی تبیین می‌کند: 🔻 یک: عبور از پاتریوت آمریکایی و الحاق دکترین پهپادی اوکراین: جنگ ۱۲ هفته‌ای اخیر ثابت کرد که خریدهای تسلیحاتی گران‌قیمت و انفرادی اعراب، بدون چتر سنتکام بی‌خاصیت است؛ تا جایی که امارات با وجود پدافندهای پیشرفته‌اش، ناگزیر به گنبد آهنین رژیم صهیونیستی و کمک‌های فوری فرانسه و کره جنوبی متوسل شد. با فرسایش تمایل واشینگتن برای بقا در منطقه، اعراب باید فوراً دکترین «اشتراک‌گذاری داده‌های راداری» را فعال کنند. گام نخست، بومی‌سازی دکترین پدافندی اوکراین از طریق احداث یک شبکه از «حسگرهای آکوستیک (شنیداری)» در سراسر خلیج فارس برای ردیابی زودهنگام پهپادها و کروزهای ساحلی ایران است؛ پروژه‌ای که کی‌یف صراحتاً آمادگی خود را برای ارسال مشاوران نظامی و کیت‌های فنی آن اعلام کرده است. 🔻 دو: بی‌خاصیت کردن هرمز از طریق ابرپروژه‌های خط ‌لوله‌ی زمینی: راهبرد حیاتی دیگر شورای همکاری، پایان دادن به گروگان‌گیری اقتصاد جهانی توسط تهران در تنگه هرمز است. اعضا باید به طور شتابان سرمایه‌گذاری بر روی خط‌ لوله‌های زیرزمینی موازی به مقصد دریای سرخ و دریای مدیترانه، و توسعه‌ی شبکه‌های ریلی فرامرزی (نظیر قطار سریع‌السیر امارات-صحار) را کلید بزنند. هدف نهایی پساجنگ ۲۰۲۶ باید این باشد که با تنوع‌بخشی به مسیرهای صادراتی، اهرم خفه‌کنندگی هرمز برای ایران را به یک «دارایی مستهلک و بی‌ارزش» در محاسبات ژئوپلیتیک تبدیل کنند. 🔻 سه: پایان خودویرانگری استراتژیک در رقابت ریاض-ابوظبی: تحقق این نظام پدافندی و کریدوری، مشروط به یک جراحی دردناک است: «پایان دادن به جنگ قدرت صامت میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید». رقابت مخرب و موازی این دو رهبر که هر کدام خود را برادر بزرگتر منطقه می‌دانند، در باتلاق یمن و شاخ آفریقا، یک خودویرانگری استراتژیک بود که تمرکز آن‌ها را از تهدید اصلی (تهران) منحرف کرد. اکونومیست هشدار می‌دهد همان‌طور که اروپا برای مهار روسیه اختلافات را کنار گذاشت، اعراب نیز باید رقابت‌های لوکس خود را دفن کنند؛ چرا که در نظم جدید پسا-آمریکایی، انشقاق درون شورای همکاری، بهترین سوخت برای ماشین هژمونی تهران خواهد بود. https://www.economist.com/leaders/2026/06/25/with-iran-emboldened-its-neighbours-must-put-old-divisions-aside 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ نظم نوین خلیج فارس در قاب اکونومیست؛ چه کسی احیا می‌شود و چه کسی غرق؟ 🔻 تحلیل نشریه‌ی اکونومیست، به کالبدشکافی آینده‌ی پساجنگ پادشاهی‌های حوزه خلیج فارس می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که فراتر از نتایج تفاهم‌نامه ژوئن میان واشینگتن و تهران، شوک ناشی از جنگ ۱۲ هفته‌ای فوریه تا آوریل برای اعضای شورای همکاری خلیج فارس، بسیار عمیق‌تر از بحران اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ توسط صدام بود؛ چرا که در آن زمان اعراب تنها پمپ‌بنزین جهان بودند، اما امروزه هاب ۲.۳ تریلیون دلاری زنجیره تأمین، امور مالی، لجستیک و صندوق‌های حاکمیتی جهان هستند و این جنگ موشکی، دکترین «واحه‌ی امن و مرفه» را برای نخبگان و سرمایه‌گذاران خارجی با تردید ابدی روبرو ساخت. اکونومیست بازیگران پساجنگ را بر اساس سه متغیر جغرافیا، پول نقد و میزان اعتماد بازار به دو دسته‌ی برنده‌-بازنده تقسیم می‌کند: 🔻 یک: امارات و کویت؛ پارادوکس بازسازی مدل دبی پساجنگ در نگاه نخست، امارات با تحمل ۲۸۰۰ حمله (بیش از کل اعضا) بزرگترین ضربه را خورد، اما به دلیل عمق استراتژیک مالی، قیمت سرآمدی نفت ۵۰ دلاری و تزریق ۲.۵ میلیارد درهم محرک اقتصادی، بازار را مهار کرد؛ هرچند احیای بخش توریسم توازن ندارد و هندی‌ها و روس‌ها بلافاصله بازمی‌گردند اما بریتانیایی‌ها تا اواخر ۲۰۲۷ دبی را بایکوت کرده‌اند. این جنگ دکترین دبی را نابود نکرد، اما این ایده که «همه در خلیج فارس می‌توانند دبی شوند» را دفن نمود. در این میان، قطر به دلیل انباشت مگاپروژه‌های پسا-جام‌جهانی و کویت به دلیل چند دهه فلج سیاسی در فرآیند تصمیم‌گیری، با رشد منفی دو رقمی مواجه شده و تا سال ۲۰۲۸ به حجم GDP پیش از جنگ باز نخواهند گشت. 🔻 دو: بحرین و عمان؛ گسل‌های ورشکستگی و بندبازی‌های پرریسک بحرین بحرانی‌ترین مهره‌ی پساجنگ است؛ کشوری با نسبت بدهی ۱۴۶ درصدی به GDP، ذخایر ارزی کمتر از دو ماه برای واردات، و انباشت گسل‌های مذهبی میان حاکمیت سنی و اکثریت شیعه‌ی متمایل به تهران. سقوط صادرات نفت از ماه مارس، منامه را کاملاً وابسته به خط اعتباری ۵ میلیارد دلاری امارات ساخت؛ کشوری که به دلیل وابستگی مطلق به هرمز و عدم دسترسی به آب‌های آزاد، پتانسیل بالایی برای سقوط به ورطه ورشکستگی دارد. در مقابل، عمان با اتکا به جغرافیای خارج از هرمز و بازی رندانه و هم‌سویی با دکترین عوارض دریایی ایران، خود را از بمباران مصون ساخت، اما خشم شدید واشینگتن و شرکای عرب شورا را برانگیخت. 🔻 سه: عربستان سعودی؛ دگردیسی لجستیکی و موازنه‌ی چندقطبی ریاض به لطف وسعت جغرافیایی و دوری شهرهای بزرگش از مرزهای ایران، بهترین تاب‌آوری را ثبت کرد و حتی برخی شرکت‌ها موقتاً از دبی به ریاض کوچ کردند. با این حال، جنگ سبب شد سعودی مگاپروژه نیوم را به شدت کوچک‌سازی کند و به جای ساخت برج‌های آینه‌ای، دکترین خود را به سمت احداث هاب‌های لجستیکی ایمن در ساحل دریای سرخ و دیتاسنترهای هوش مصنوعی در عمق ۱۵۰۰ کیلومتری از خاک ایران (برای فرار از برد پهپادهای سپاه) تغییر دهد. 🔻 در نهایت، اکونومیست بر زوال فونداسیون اتحاد شورای همکاری تأکید می‌کند؛ جنگ نشان داد اعضا در زمان بحران به جای پدافند یکپارچه، دکترین «گدایی از همسایه» را برای احتکار موشک‌های پاتریوت پیش گرفتند. در بعد کلان، اعراب دیگر نه به تضمین‌های امنیتی آمریکا اعتماد دارند و نه به لبخندهای دیپلماتیک یکدیگر. امارات دیپلماسی را بی‌فایده می‌داند و به سمت پدافند چندلایه خشن چرخیده، در حالی که سعودی به ائتلاف‌های موقت با ترکیه و پاکستان برای موازنه متمایل شده است. پساجنگ ۲۰۲۶ فصلی است که در آن، فرمول سنتی حکام عرب یعنی «رفاه و امنیت در ازای عدم مداخله در سیاست»، به دلیل سوراخ شدن چتر سنتکام، برای همیشه منقضی شده است. https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2026/06/25/the-gulfs-three-post-war-challenges 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

Repost from N/a
☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی 🌎 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال @andishkadehiqbal 🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی @politicsman 🌎 برگزاری دوره های مترجمی زبان انگلیسی @policyinact 🌎 آرشیو بزرگ بهترین اینفوگرافی‌ها 🎨 @Infographicer 🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) @iras_institute 🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل @ecopolitist 🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی @language_political 🌎 کتابخانه تخصصی روابط بین‌الملل @ir_Texts 🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی @Policy_researcher 🌎 مطالعات ترکیه و قفقاز @turkeycaucasus 🌎 آرشیو بزرگ اینفوگرافیک در تلگرام 📊 @Infographicers 🌎 راوی عربستان 🇸🇦 @KSA_Narrator 🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS @EurasiaPost 🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique @mondediplofa 🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳 @china_Reivew 🌎 مرکز مطالعات عراق @instituteofiraqistudies 🌎 آکادمی تخصصی روابط بین‌الملل @InternationalAcademic 🌎 کانال  علوم سیاسی @politicalsciencce 🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه @paygah_ejtemayi 🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها @zaviyeinsight 🌎 خبری تحلیلی سیاق @syaaq_ir 🌎 پژوهشکده علوم سیاسی @Policyresearcherr 🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌وشمال‌آفریقا @mena_news_analysis 🌎 دیپلماسی کتاب؛ رصدخانه نشر بین‌الملل @bookdiplomacy 🌎 تحولات عراق و شامات @IraqLevant 🌎 ملت دین @melatedin 🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی @Politicianns 🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی @Iranian_diplomacy 🌎 کتابخانه علوم سیاسی @Politicalsciennce 🌎 اقتصاد آفریقا @EcoAfrican 🌎 بانک مقالات علوم سیاسی @maghalatolomsiasii 🌎 روسکیی چاس @RusskiyChas 🌎 کانال مطالعات سوریه @hdrhbb1 🌎 سیاستکده @siyasatkadehh 🌎 ژئواکونومیک نیوز @GeoecoNEWS 🌎 آلبوم جنگاوران تاریخ🛡 @Marzupan 🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳 @chinese10 🌎 اندیشکده بهارستان @Baharestan_ThinkTank 🌎 ایران در قفقاز و آسیای مرکزی 📚 @Dosuyecaspian 🌎 ویرایش متون سیاسی✍️ @virast_yar 🌎 تحلیل در رشته علوم سیاسی @Iranianpoliticianss 🌎 آکادمی مدیریت استراتژیک @strategiaacademy 🌎 مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies 🌎 مطالعات یمن 🇾🇪 @yemenstudies_ir 🌎 مطالعات تخصصی تاریخ صفویه 🔰 @SafavidStudies 🌎 جاینگاره: نقشه‌های تاریخی و سیاسی 🌍 @Jaynegareh 🌓 مطالعات حقوق بشر @ngoodvv 🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل @mrgp_1

♨️ حس مشترک کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی: آمریکا ما را فروخت 🔻 تحلیل تسوی بارئل در هاآرتص، به کالبدشکافی ارکستر آشفته‌ی دیپلماسی ترامپ در پساجنگ می‌پردازد. بارئل استدلال می‌کند که پادشاهی‌های عربی خلیج فارس، درست همانند رژیم صهیونیستی، به این جمع‌بندی قطعی رسیده‌اند که توسط دونالد ترامپ وجه‌المصالحه قرار گرفته و فروخته شده‌اند. ارکستر دیپلماتیک آمریکا اکنون توسط سه رهبر ناهماهنگ هدایت می‌شود: جی‌دی ونس در ژنو سرگرم باج‌دهی هسته‌ای به ایران است، ترامپ در واشینگتن بیهوده تفاهم‌نامه را «تسلیم بی‌قیدوشرط تهران» می‌خواند، و مارکو روبیو، وزیر خارجه، عازم منامه و ابوظبی شده تا چتر پاره‌ی بازدارندگی واشینگتن را وصله‌پینه کند؛ نمایشی کاریکاتوری که در آن، رژیم صهیونیستی به تماشاچی مأیوسی بدل شده که تنها کارش سرفه کردن برای اخلال در کنسرت است. 🔻 سفر منطقه‌ای مارکو روبیو به امارات، کویت و بحرین—که به دلیل عدم حضور سعودی، قطر و عمان در پروتکل سفر، واجد معناست—صرفاً تلاشی برای دادن تضمین‌های توخالی به کشورهایی است که بیشترین ضربه را از موشک‌های سپاه خوردند. روبیو اصرار دارد که واشینگتن دستکش مخملی در برابر تهران نپوشیده و ترامپ مدعی است ایران قول داده هیچ عوارضی در هرمز نگیرد؛ اما تفسیر تهران کاملاً معکوس است. هیئت بلندپایه‌ی محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی بلافاصله پس از ژنو عازم مسقط شدند تا در یک بیانیه مشترک، «کارگروه حاکمیتی هرمز» را برای وضع هزینه‌های خدمات ناوبری و امنیتی پایه‌گذاری کنند. تهران اعلام کرده که لغو عوارض فقط محدود به مهلت ۶۰ روزه است و پس از آن، قواعد بازی را خود تعیین خواهد کرد. 🔻 این گسست صامت، فراتر از یک محور عمانی-ایرانی است. چهارشنبه‌ی گذشته، محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، سراسیمه عازم مسقط شد تا دکترین «کریدور مستقل عربی-ایرانی» را برای مدیریت مشترک هرمز و فرمول تدارک عوارض پایه‌ریزی کند. این تحرکات بر دو فرض استراتژیک در پایتخت‌های عربی استوار است: نخست اینکه واشینگتن هرگز توان مهار فیزیکی ایران را در هرمز ندارد، و دوم اینکه اعراب باید پیش از آنکه ترامپ امتیازات بزرگتری را روی میز پزشکیان بگذارد، خودشان با تهران به تفاهم برسند. این رویکرد، دکترین جبهه متحد ضدایرانی آمریکا را متلاشی کرده و ایران را به شریکی ناگزیر و برابر در معادلات پساجنگ بدل ساخته است. 🔻 اولین آزمون سخت تفاهم‌نامه، پرونده‌ی آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده‌ی ایران است که بخش عمده‌ی آن در بانک‌های خلیج فارس (۶ میلیارد دلار در قطر، ده‌ها میلیارد دلار در امارات و ۱۵ میلیارد دلار پول گاز عراق) دپو شده است. پادشاهی‌های عربی در آستانه‌ی یک خطای کلاسیک و امتیازدهی پیش‌دستانه به تهران، پیش از اثبات تغییر رفتار این کشور هستند. فیصل بن فرحان، وزیر خارجه سعودی، صراحتاً از «فرسایش شدید اعتماد» سخن گفته، اما قطر موضع نرم‌تری اتخاذ کرده است. پارادوکس نهایی خشم حماسی ترامپ اینجاست؛ کشورهایی که زیر باران موشکی تهران تحقیر شدند، اکنون به دلیل هراس از غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ترامپ، در حال تبدیل شدن به یک «سپر سیاسی و اقتصادی» برای تهران هستند تا موازنه فروش نفت و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری را با ایران هماهنگ کنند؛ فرآیندی که اگر در آزمون هرمز و بوشهر شکست بخورد، جبهه لبنان و دکترین روبیو برای مهار حزب‌الله را نیز به طور کامل در خود غرق خواهد کرد. https://www.haaretz.com/israel-news/israel-security/2026-06-25/ty-article/.premium/as-u-s-tries-to-win-back-trust-some-gulf-powers-are-already-talking-to-iran/0000019e-fbeb-d4c5-a9fe-ffeb5db00000 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

🔻 سازش تحمیلی برای کشورهای عربی؛ چرا آتش‌بس ترامپ شالوده‌ی مهار ایران را متلاشی کرد؟ 🔻 تحلیل موسسه بین المللی مطالعات راهبردی، به کالبدشکافی ابعاد «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» میان دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان از منظر کشورهای عربی خلیج فارس می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که پادشاهی‌های عربی خلیج فارس در یک موقعیت تراژیک، صرفاً برای فرار از کابوس جنگ ۱۲ هفته‌ای، به طور علنی از این توافق شکننده حمایت کرده‌اند؛ توافقی که با اعطای امتیازات کلان مالی و امنیتی از سوی واشینگتن، عملاً دکترین مهار ۴۷ ساله‌ی ایران را متلاشی کرده و این کشور رادیکالیزه‌شده را به عنوان پیروز استراتژیک نبرد در خلیج فارس تثبیت نموده است. نویسنده ابعاد خطرناک این توافق را در سه محور ساختاری کالبدشکافی می‌کند: 🔻 یک: خطای حذفی ترامپ در پرونده‌ی پهپادی و موشکی: بزرگترین ناامیدی اعضای شورای همکاری خلیج فارس این است که تفاهم‌نامه، برخلاف برجام ۲۰۱۵، هیچ بندی برای مهار زرادخانه‌ی موشکی و پهپادی ایران یا قطع حمایت از گروه‌های نیابتی (مانند انصارالله و حزب‌الله) ندارد. ترامپ که در فوریه ۲۰۲۶ وعده‌ی نابودی صنایع موشکی ایران را داده بود، با چرخشی آشکار مدعی شد تا زمانی که سایر کشورهای منطقه موشک دارند، محروم کردن ایران غیرمنصفانه است؛ چرخشی که نشان‌دهنده سقوط اهرم فشار واشینگتن است. بدتر آنکه آتش‌بس ۶۰ روزه، به درخواست تهران، پوشش حمایتی محکمی برای نیروهای نیابتی ایران در عراق و لبنان ایجاد کرده و آن‌ها را از ضربات تلافی‌جویانه‌ی بعدی رژیم صهیونیستی مصون می‌دارد. 🔻 دو: ابهام خطرناک در حاکمیت هرمز و دکترین عوارض دریایی: تفاهم‌نامه رژیم حقوقی تنگه هرمز را بلاتکلیف رها کرده است؛ متن توافق عبور رایگان کشتی‌ها را «صرفاً برای مهلت ۶۰ روزه» تضمین کرده و راه را برای اخذ عوارض‌های بعدی باز گذاشته است. محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران، صراحتاً اعلام کرد که هرمز هرگز به شرایط پیش از جنگ بازنمی‌گردد و تحت مدیریت ایران خواهد بود. بیانیه مشترک ایران و عمان برای بومی‌سازی مدیریت ناوبری و وضع هزینه‌های خدمات، ظن اعراب را به تلاش تهران برای تحمیل دکترین عوارض اجباری تبدیل به یقین کرد. توئیت‌های ترامپ در تروث سوشیال و خط‌ونشان‌های مارکو روبیو، وزیر خارجه، مبنی بر عدم اجازه به ایران برای دریافت عوارض، به دلیل پیام‌های متناقض کاخ سفید، هرگز مایه‌ی دلگرمی اعراب نیست. 🔻 سه: لیست امتیازات افسانه‌ای ترامپ به تهران: در طول این ۶۰ روز، ایران به ۲۰ میلیارد دلار ارز نقد دست می‌یابد (۱۲ میلیارد دلار دارایی‌های آزادشده و ۸ میلیارد دلار درآمد نفتی) که مستقیماً به شریان‌های اقتصادی سپاه پاسداران برای بازسازی زرادخانه‌اش تزریق می‌شود. تعهد هولناک‌تر آمریکا، خروج نیروهای نظامی از مجاورت ایران (نیروهای محاصره‌کننده دریایی و پایگاه‌های خلیج فارس) است که رؤیای دیرینه‌ی ایران را محقق می‌سازد. از سوی دیگر، ترامپ به تعهد احداث صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران تن داده که به ادعای جی‌دی ونس، باید توسط اعراب تأمین مالی شود؛ امری که با مخالفت قاطع فیصل بن فرحان مواجه شد، هرچند قطر چراغ سبزهای صامتی نشان داده است. با تعهد آمریکا به لغو «تمام انواع تحریم‌ها» (نه فقط هسته‌ای)، دکترین مهار برافتاده و خلیج فارس با یک ابرقدرت نوظهور اتمی روبروست که اعراب منشق و بدون چتر سنتکام، توان ایستادگی در برابر آن را ندارند. https://www.iiss.org/online-analysis/online-analysis/2026/06/a-bad-peace-the-arab-gulf-states-and-the-usiran-memorandum-of-understanding/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️دیدار سلطان عمان و مکرون؛ تنگه هرمز در کانون رایزنی‌ها 🔻هیثم بن طارق، سلطان عمان در کاخ الیزه پاریس با امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه دیدار کرد. اگرچه هدف اولیه سفر سلطان عمان، گسترش همکاری‌های اقتصادی و برگزاری مجمع بزرگ تجاری فرانسه و عمان عنوان شده بود، اما گفت‌وگوهای دو طرف، عمدتاً بر تفاهم‌نامه اخیر آمریکا و ایران و پیامدهای آن برای بازگشایی تنگه هرمز متمرکز شد. 🔻تا جایی‌که مکرون پس از این دیدار از توافق پاریس و مسقط برای همکاری در زمینه مین‌روبی تنگه هرمز به منظور تضمین امنیت مسیرهای دریایی و عبور آزاد و بی قیدوشرط کشتی‌ها خبر داد. این اظهارات با واکنش تند ایران روبه‌رو شد؛ که آن را مغایر با تفاهم‌نامه اسلام‌آباد دانست. تهران تأکید کرد که اجازه انجام چنین اقدامی از سوی هیچ کشوری را نمی‌دهد و از فرانسه خواست اوضاع را پیچیده‌تر نکند. 🔻این دیدار در حالی انجام شد که گمانه‌زنی‌ها درباره نقش عمان در مدیریت آینده تنگه هرمز افزایش یافته است. هفته گذشته، مقام‌های ارشد ایران و عمان در مسقط توافق کردند کارگروهی مشترک برای بررسی مدیریت آینده کشتیرانی، خدمات دریایی و هزینه‌های مرتبط تشکیل دهند. با این حال، بدر البوسعیدی تأکید کرد مسقط از دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز حمایت نمی‌کند، هرچند ارائه خدمات دریایی و ناوبری در ازای پرداخت‌های داوطلبانه را مطابق استانداردهای بین‌المللی قابل بررسی می‌داند. 🔻این نخستین سفر رسمی یک حاکم عمانی به فرانسه از سال ۱۹۸۹ به شمار می‌رود؛ از سویی، فرانسه از پیشگامان فناوری مین‌روبی هوشمند در اروپا و جهان به شمار می‌رود و از این رو، سفر هیثم‌بن‌طارق به این کشور - به‌ویژه در سایه تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، و همچنین مخالفت‌های پی‌درپی مسقط با دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری، قابل توجه است. #عمان 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️مسقط: با دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری تنگه هرمز مخالفیم 🔻وزارت خارجه عمان اعلام کرد نخستین نشست کمیته مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز در مسقط برگزار شد و دو طرف درباره مدیریت آینده این آبراه، تقویت هماهنگی و پایبندی به حقوق بین‌الملل در حوزه کشتیرانی گفت‌وگو کردند. 🔻وزیر خارجه عمان همچنین با تأکید بر حمایت از اجرای تفاهم ایران و آمریکا، اعلام کرد آزادی و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز باید حفظ شود و هرگونه ترتیبات درباره این گذرگاه در چارچوب حقوق بین‌الملل باشد. 🔻وی همچنین مخالفت عمان با دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری را اعلام کرد و گفت مسئولیت اطمینان از پاک بودن تنگه هرمز از مین‌های دریایی، در درجه نخست بر عهده ایران است. #عمان 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

🔻 انفجار رأس‌لفان و چالش احیای انرژی؛ مأموریت دشوار اعراب در پساجنگ ۲۰۲۶ 🔻 تحلیل ساموئل وندل در پایگاه خبری المانیتور، به واکاوی یک شوک عملیاتی جدید در پساجنگ می‌پردازد: «انفجار مرگبار در تأسیسات گاز قطر و چالش احیای شریان‌های انرژی خلیج فارس». تنها چند روز پس از امضای تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن میان واشینگتن و تهران، وقوع انفجار مهیب در مجتمع گاز قطر در شمال دوحه که منجر به جان باختن حداقل ۱۳ نفر و مجروح شدن ده‌ها تن دیگر شد، یک واقعیت تلخ را به بازارهای جهانی مخابره کرد؛ بازگشایی کاغذی تنگه هرمز تنها گام نخست برای بازگشت به وضعیت عادی است و زیرساخت‌های آسیب‌دیده منطقه، تاب‌آوری لازم برای احیای آنی تولید را ندارند. وندل ابعاد این بحران عملیاتی و ناپایداری بازارهای جهانی را در سه محور کالبدشکافی می‌کند: 🔻 یک: شوک فنی در رأس‌لفان و خوش‌بینی نقش‌برآب‌شده‌ی بازار: انفجار درست در جریان راه‌اندازی مجدد عملیات در شهر صنعتی رأس‌لفان رخ داد. اگرچه «سعد الکعبی»، مدیرعامل قطرانرژی، در کنفرانس مطبوعاتی فوراً اعلام کرد که بندر صادراتی صدمه ندیده و خللی در روند ارسال محموله‌های LNG ایجاد نخواهد شد، اما این حادثه خوش‌بینی احیای سریع را نابود کرد. قطر پیش‌تر به خریداران خود وعده داده بود که ظرف یک ماه پس از آتش‌بس، ۵۰ درصد و ظرف دو ماه، ۸۰ درصد از ظرفیت صادراتی خود را احیا کند؛ اما واقعیت فنی نشان داد که فرآیند بازگشت به مدار بسیار کندتر، خطرناک‌تر و نامتوازن‌تر از پیش‌بینی‌ها خواهد بود. 🔻 دو: میراث حملات مارس و سقوط چشمگیر GDP قطر: بر اساس گزارش المانیتور، بخش عمده‌ای از این ناتوانی ساختاری به حملات موشکی مارس گذشته از سوی ایران بازمی‌گردد که به بزرگترین مجتمع صادراتی LNG جهان در رأس‌لفان آسیب زد و ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی قطر را از مدار خارج کرد؛ تعمیراتی که کارشناسان معتقدند تا ۵ سال به طول خواهد انجامید. به همین دلیل، طبق ارزیابی صندوق بین‌المللی پول (IMF)، اقتصاد قطر به دلیل وابستگی ۱۰۰ درصدی به کریدور هرمز، شدیدترین ضربه را در میان اعضای شورا متحمل شده و با رشد منفی ۸.۶ درصدی در سال ۲۰۲۶ مواجه است؛ در حالی که عربستان به دلیل بهره‌مندی از خط‌لوله‌های زمینی، آسیب بسیار کمتری را ثبت کرده است. 🔻 سه: بازگشت شبح انسداد هرمز و فرسایش انبارها: این بحران عملیاتی با یک پاتک ژئوپلیتیک از سوی تهران هم‌زمان شد. تنها چند روز پس از صدور لغو مشروط تحریم‌های نفتی ایران توسط آمریکا، تهران در آستانه آخر هفته بار دیگر تنگه هرمز را مسدود و علت آن را «نقض مفاد آتش‌بس توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی» اعلام کرد. موسسه وود مکنزی پیش‌بینی کرده بود که ۷۰ درصد از تولید بلوکه‌شده‌ی خلیج فارس ظرف ۳ ماه و ۹۰ درصد آن ظرف ۶ ماه به بازار بازگردد، اما تلاقی «خرابکاری‌های فنی پساجنگ» و «شکنندگی سیاسی تفاهم‌نامه»، بازار تشنه‌ی جهانی را با فرسایش شدید ذخایر استراتژیک و جهش مجدد قیمت‌ها روبرو ساخته است. https://www.al-monitor.com/originals/2026/06/qatar-blast-underscores-challenges-race-restart-gulf-energy-flows 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ معادله جدید خطر در خلیج فارس؛ چرا اسرائيل به اندازه ایران مایه هراس اعراب است؟ 🔻 تحلیل پایگاه العرب، به واکاوی کاتالیزورهای تغییر در دکترین امنیتی پادشاهی‌های عربی می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که فرضیه بنیادین «پیمان ابراهیم ۲۰۲۰»—که بر پایه‌ی وجود یک دشمن واحد یعنی ایران شکل گرفته بود—امروز در پساجنگ ۲۰۲۶ کاملاً فروپاشیده است؛ چرا که در محاسبات نوین پایتخت‌های خلیجی، ایران دیگر تنها تهدید منطقه نیست، بلکه دکترین هجومی و یک‌جانبه‌ی رژیم صهیونیستی به عنوان پیشران اصلی بی‌ثباتی و مخل اولویت‌های توسعه‌ای و اقتصادی اعراب نگریسته می‌شود. 🔻 یک: گسست منافع ژئواکونومیک اعراب از زبان جنگی تل‌آویو: وقتی پیمان ابراهیم امضا شد، تنش واشینگتن-تهران در اوج بود و اعراب برای مصون ماندن در برابر ایران به فناوری و ساختار تسلیحاتی رژیم صهیونیستی متوسل شدند. اما از سال ۲۰۲۳ و با توافق پکن میان ریاض و تهران، دکترین خلیج فارس به سمت پراگماتیسم و تنش‌زدایی حرکت کرد. جنگ اخیر آمریکا-ایران این باور را در ریاض و ابوظبی قطعی ساخت که خطر اصلی، تنها قدرت مادی ایران نیست، بلکه تبدیل شدن منطقه به رینگ بوکس واشینگتن-تل‌آویو است که مگاپروژه‌های چندصد میلیارد دلاری، هاب‌های پتروشیمی و دیتاسنترهای هوش مصنوعی اعراب را خاکستر می‌کند؛ لذا اولویت اعراب مهار انفجارهای نظامی است، در حالی که تل‌آویو کماکان به زبان جنگ سخن می‌گوید. 🔻 دو: صدمه به غزه و کرانه باختری؛ دفن رؤیای توسعه‌ی عادی‌سازی: جنگ ویرانگر غزه و اقدامات افراطی تل‌آویو در توسعه‌ی شهرک‌های صهیونیستی در کرانه باختری و رد مطلق ایده تشکیل دولت مستقل فلسطین، افکار عمومی عرب را به شدت رادیکالیزه کرده و فشار اخلاقی سنگینی بر حکام خلیج فارس وارد ساخته است. بن‌بست کنونی نشان می‌دهد که ورود عربستان سعودی به پیمان ابراهیم که پیش از جنگ فوریه ۲۰۲۶ در دسترس بود، اکنون منوط به یک گاردریل سخت یعنی «ایجاد مسیر غیرقابل‌بازگشت دولت فلسطینی» شده است؛ امری که با دکترین کابینه فعلی رژیم صهیونیستی تضاد ماهوی دارد و قطار عادی‌سازی را متوقف کرده است. 🔻 سه: لجاجت در لبنان و اثبات غیرقابل‌اعتماد بودن رژیم صهیونیستی: تداوم عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در لبنان علیرغم پافشاری‌های دموکرات‌ها در واشینگتن، به اتاق‌های فکر خلیج فارس ثابت کرد که تل‌آویو برای تحقق اهداف استراتژیک خود، آمادگی بالایی برای تسامح با بی‌ثباتی مطلق خاورمیانه دارد. این رفتار، پارادوکس شگرفی را خلق کرده است؛ اعراب مایلند تهدید ایران را از طریق موازنه دیپلماتیک مدیریت کنند، اما رفتارهای ناگهانی رژیم صهیونیستی (مانند بمباران دوحه در ۲۰۲۵) ریسک سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد. در موازنه جدید قرن ۲۱، مفهوم امنیت در خلیج فارس دیگر بر پایه‌ی ائتلاف‌های صلب ضد یک کشور (ایران) معنا نمی‌شود، بلکه بر اساس دکترین «کاهش همه‌جانبه‌ی ریسک تصاعد بحران» از سوی هر دو قطب مقابل منطقه یعنی تهران و تل‌آویو آرایش مجدد یافته است. https://alarab.co.uk/%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%A7-%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%B9%D8%AF-%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%AF%D9%8A%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AD%D9%8A%D8%AF-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%A9 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ دگردیسی استراتژیک ریاض؛ چرا پس از جنگ ۲۰۲۶ اژدهای زرد جایگزین واشینگتن شد؟ 🔻 تحلیل سایمون واتکینز در اویل پرایس، به واکاوی یک چرخش ژئوپلیتیک تاریخی در پساجنگ می‌پردازد: «انتخاب قطعی چین و روسیه به عنوان شرکای ابرقدرت آینده توسط عربستان سعودی». دیدار حساس هفتۀ گذشته میان «سونگ هونگ‌کون»، معاون اداره ملی انرژی چین، و «محمد القحطانی»، رئیس بخش پایین‌دستی آرامکو، نشان داد که ریاض پس از اتمام جنگ با ایران، دکترین توازن میان پکن و واشینگتن را کنار گذاشته و به سمت قطب شرق متمایل شده است؛ زیرا کارزار نظامی عملیات «خشم حماسی» و باران موشکی تهران ثابت کرد که چتر امنیتی گران‌قیمت ایالات متحده کاملاً سوراخ و غیرقابل‌اتکاست. 🔻 این گسست، فرآیندی ده ساله است که ریشه‌اش به «جنگ قیمت نفت در سال‌های ۲۰۱۴-۲۰۱۶» بازمی‌گردد. پیش از آن، دکترین حاکم بر روابط دو کشور بر پایه‌ی قرارداد تاریخی ۱۴ فوریه ۱۹۴۵ میان فرانکلین روزولت و ملک عبدالعزیز استوار بود: «تأمین نفت آمریکا در ازای تضمین امنیت آل‌سعود». اما با ظهور انقلاب شیل‌اویل در آمریکا، واشینگتن توانست قیمت‌های پایین را تحمل کند و دکترین ۱۹۴۵ را نقض‌شده دانست. ریاض ورشکسته ناگزیر شد روسیه را به اوپک‌پلاس بپذیرد؛ امری که فضا را برای نفوذ پکن مهیا کرد. در اواخر ۲۰۱۶، زمانی که غول‌های وال‌استریت از بيم ساختار دولتی آرامکو از خرید ۵ درصد سهام IPO آن عقب نشستند، چین پیشنهاد خرید کل سهم را داد؛ ژست نجات‌بخشی که محمد بن سلمان هرگز آن را فراموش نکرد. 🔻 پس از آن، دکترین نفوذ پکن با سفر سال ۲۰۱۷ ملک سلمان و امضای قراردادهای ۶۵ میلیارد دلاری شتاب گرفت. تعهد محمد التویجری، معاون وقت وزیر اقتصاد، مبنی بر «تأمین مالی با یوآن» ضربه‌ای کاری به دکترین پترودلار آمریکا بود. این موازنه با ایجاد صندوق مشترک ۲۰ میلیارد دلاری و مشارکت سینوپک با آرامکو در سال ۲۰۲۲ تحت عنوان پیوند «کمربند و جاده» با «چشم‌انداز ۲۰۳۰» تحکیم شد؛ تا جایی که امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، صراحتاً اولویت ۵۰ سال آینده‌ی شرکت را تأمین نیازهای چین خواند. از دید ریاض، آمریکا تنها به یک «شریک عادی امنیتی» در نظمی چندقطبی تبدیل شده بود که پکن به زودی رهبری آن را خواهد ربود. 🔻 در نهایت، موفقیت ایران در هدف قرار دادن خط‌لوله شرق-غرب، میدان نفتی خریص، پالایشگاه رأس‌تنوره و هاب‌های پتروشیمی ینبع، به آل‌سعود ثابت کرد که صدها میلیارد دلار خرید تسلیحاتی از آمریکا در برابر دکترین ناهمتراز پهپادی ایران بی‌خاصیت است. با توجه به تفاهم‌نامه ژوئن ۲۰۲۶ میان واشینگتن و تهران که عملاً دغدغه‌های موشکی اعراب را نادیده گرفته و عربستان را در موقعیتی به شدت آسیب‌پذیرتر از پیش از جنگ رها کرده است، ریاض به این جمع‌بندی نهایی رسید که ایالات متحده دیگر ضامن بقای پادشاهی نیست؛ دگردیسی بزرگی که بازار جهانی انرژی و موازنه قدرت در قرن ۲۱ را به نفع اژدهای زرد آرایش مجدد خواهد داد. https://oilprice.com/Energy/Crude-Oil/Saudi-Arabias-Decided-Who-Its-Future-Superpower-Partner-Is-And-Its-Not-Ameri.html 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

♨️ کریدورها و کشورهای عربی خلیج فارس؛ دغدغه‌های امنیتی و زیرساخت‌های ناآماده 🔻 تحلیل موسسه کشورهای عربی خلیج، به آسیب‌شناسی عمیق کلیدواژه‌ی کریدورهای اقتصادی در خاورمیانه می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که طرح‌های پرطمطراقی چون کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) و راه توسعه عراق-ترکیه، به دلیل نادیده گرفتن واقعیت‌های امنیتی و در نهایت انسداد تنگه هرمز در جریان جنگ ۲۰۲۶ با ایران، به بن‌بست رسیدند؛ امری که فضا را برای پیشبرد کریدور جدید «اروپا-مصر-نئوم-شورای همکاری» به عنوان مفهومی با ریسک ژئوپلیتیک کمتر فراهم ساخت. با این حال، مشکل بنیادی این دکترین، تلقی اشتباه پایتخت‌های عربی از مفهوم توسعه است؛ آن‌ها پیش از احداث زیرساخت‌های تولیدی و صنعتی، به شکلی شتاب‌زده به سمت ساخت جاده‌ها و کریدورها حرکت کرده‌اند، غافل از اینکه زیرساخت صرف بدون زنجیره تأمین بومی، تنها اهداف لوکسی را برای بازیگران مخل ثبات ایجاد می‌کند. 🔻 نویسنده این تب کریدوری را ناشی از «وارونه‌خوانی دکترین کمربند و جاده (BRI) چین» با ترغیب اولیه واشینگتن می‌داند. در حالی که تصور رایج در خلیج فارس این است که پیوند بنادر و جاده‌ها به خودی خود بازار ایجاد می‌کند، مدل پکن کاملاً معکوس بود. چین ابتدا به مدت سه دهه از طریق مناطق آزاد، دکترین صنعتی دولتی و جذب فناوری، یک ماشین تولیدی غول‌پیکر ساخت و سپس کریدورهای BRI را به عنوان کانالی برای توزیع کالاهای فوق‌رقابتی خود و با استفاده از مازاد تراز تجاری‌اش تأمین مالی کرد. خلیج فارس با کپی‌برداری ناشیانه از مدل دبی و جبل‌علی، بدون داشتن پایگاه تولید یکپارچه، صرفاً در حال تکثیر زیرساخت‌های موازی و گران‌قیمت در یک بخش لجستیکی کاملاً اشباع‌شده است که سودآوری آن کماکان به ترانزیت کالاهای خارجی وابسته است. 🔻 نماد عینی این عدم تقارن ساختاری، سهم ناچیز تجارت درون‌منطقه‌ای است که در منا (MENA) تنها ۱۷.۸ درصد و درون شورای همکاری (GCC) علیرغم نزدیکی جغرافیایی، فقط ۵.۸ درصد است؛ رقمی که در مقایسه با سهم ۶۰ درصدی اتحادیه اروپا یک فاجعه است. دلیل اصلی این انجماد اقتصادی، ساختار صادراتی به شدت وابسته به هیدروکربن و فرآورده‌های خام نفتی است که مانع از پیچیدگی اقتصادی و پیوند اعراب با زنجیره‌های ارزش جهانی می‌شود؛ موضوعی که در روابط تجاری هند-خلیج فارس (با سهم ۶۵ درصدی نفت) و ترکیه-عراق (رابطه عرضه‌کننده و مصرف‌کننده) کاملاً عیان است. حتی در کریدور نوظهور نئوم-سوئز، پیش از آنکه کسی بپرسد مصر و سعودی اصلاً چه کالای مشترکی تولید می‌کنند، روبان کریدور بریده شده است. 🔻 در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که پروژه «اوکساگون» (شهر صنعتی نئوم) به عنوان حلقه‌ی وصل لجستیکی قاهره، بغداد و دبی، می‌تواند بر اساس «مدل غازهای پرنده» ژاپن، لنگرگاه زنجیره ارزش بومی اعراب شود. برای گذار از این پارادوکس قدرت، منطقه نیازمند سه ابزار ساختاری است: نخست، تأسیس یک بانک توسعه صنعتی منطقه‌ای برای تأمین مالی کارخانه‌ها (مانند خودروسازی مراکش یا داروسازی سوریه) به جای زیرساخت‌ها؛ دوم، جهش بودجه‌ی تحقیق و توسعه (R&D) که در سعودی تنها ۰.۵۶ درصد و در مصر ۱ درصد است (در مقایسه با میانگین جهانی ۲ درصد و کره جنوبی ۵.۳۲ درصد)؛ و سوم، ایجاد سیستم هماهنگ تدارکات حکومتی منطقه‌ای برای خرید ترجیحی کالاهای عربی. بدون این فونداسیون‌های تولیدی، زیرساخت‌های ترانزیتی پرهزینه‌ی خلیج فارس در حد ایستگاه‌های جمع‌آوری عوارض ساحلی باقی خواهند ماند و هرگز به پلی برای هم‌گرایی و دگرگونی استراتژیک خاورمیانه تبدیل نخواهند شد. https://agsi.org/analysis/connectivity-without-transformation-in-the-middle-east/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies