هفت اقلیم (سعید معدنی)
前往频道在 Telegram
جامعه شناسی ادبیات، سینما مسایل اجتماعی و مباحث روزمره @Saeed_Maadani سعید معدنی (هیات علمی گروه جامعه شناسی تهران مرکز) ارتباط: @SaeedMaadani
显示更多2 763
订阅者
+324 小时
+47 天
-1330 天
帖子存档
سقوط
چه تسلیم، چه مقاومت، سقوط کردند
در جایی خواندم
« قذافی تسلیم شد اما چون حمایت مردمی نداشت سقوط کرد. بشار اسد تسلیم نشد و جنگید اما بازهم چون حمایت مردمش را نداشت به محض اینکه حمایت خارجی بهش نرسید سریع سقوط کرد. دیکتاتوری ها نه با جنگ و نه با تسلیم سقوط نمی کنند. زمانی سقوط می کنند که مشروعیت مردمیشون رو از دست داده باشند»
سعدی هم در حکایتی همین نکته ( از دست دادن مشروعیت و پشتیبانی مردمی) را به زبانی دیگر در گلستان اورده است.
سعدی میگوید:
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید [مکرها، کیدها ، حیلهها] فعلش به جهان برفتند و از کربت[ اندوه، حزن، دلگیری] جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند....(گلستان سعدی: باب اول)
#سعید_معدنی
#سعدی
#حکومت
#عدم_مشروعیت
#سقوط
@Saeed_Maadani
🌏جامعهشناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی است
اتحادیه جامعهشناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در شاخههای گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیدهاست. با انتشار آن در کانالهای مختلف، به ترویج بینش جامعهشناختی یاری برسانید.
پنجشنبه ۱۴۰۵/۵/۸
🌺〰〰〰〰〰🍃
🔰مطالعات فمینیستی با رویکرد تفسیری پرگمتیستی
✍بیتا مدنی
🆔@sociology_of_sport
🔰پژوهش کیفی
✍مسعود زمانی مقدم
🆔@Qualitative_Methodology
🔰هفت اقلیم
✍سعید معدنی
🆔@Saeed_Maadani
🔰انسانشناسی یاریگری، توسعه پایدار و زیستبومداری
✍کاوه فرهادی
🆔@kaveh_farhadi
🔰جامعهشناسی گروههای اجتماعی
✍فریبا نظری
🆔@Sociologyofsocialgroups
🔰جستاری در جامعه شناسی
✍عادل سجودی
🆔@GILsociologist
🔰آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعه شناختی
✍محمدحسن علایی
🆔@sociologicalperspectives
🔰جامعهشناسی تفسیریپرگمتیستی، نظری و درمانی
✍ح.ا. تنهایی
🆔@hatanhai
🔰زنان و مسائل اجتماعی ایران
✍فاطمه موسوی ویایه
🆔@womensocialproblemsofIran
🔰جامعه شناسی و اخلاق
✍آرش احدی مطلق
🆔@Sociology_of_Ethics
🔰تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست
✍احمد فعال
🆔@bayane_azadi
🔰یادداشتها، مقالات و کارگاهها
✍مسعود زمانی مقدم
🆔@masoudzamanimoghadam
🔰تحلیل فرهنگی جامعه ایران
✍نعمت الله فاضلی
🆔@drnematallahfazeli
🔰خانواده ایرانی و مسائل اجتماعی
✍علی نوری
🆔@iranian_familyy
🌺🍃〰〰〰🍃
🔻To join us, click here:
@madabita
@Mohamadzeinaliunari
🌏جامعهشناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی است
اتحادیه جامعهشناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در شاخههای گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیدهاست. با انتشار آن در کانالهای مختلف، به ترویج بینش جامعهشناختی یاری برسانید.
🌺〰〰〰〰〰🍃
🔰مطالعات فمینیستی با رویکرد تفسیری پرگمتیستی
✍بیتا مدنی
🆔@sociology_of_sport
🔰پژوهش کیفی
✍مسعود زمانی مقدم
🆔@Qualitative_Methodology
🔰هفت اقلیم
✍سعید معدنی
🆔@Saeed_Maadani
🔰انسانشناسی یاریگری، توسعه پایدار و زیستبومداری
✍کاوه فرهادی
🆔@kaveh_farhadi
🔰جامعهشناسی گروههای اجتماعی
✍فریبا نظری
🆔@Sociologyofsocialgroups
🔰جستاری در جامعه شناسی
✍عادل سجودی
🆔@GILsociologist
🔰آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعه شناختی
✍محمدحسن علایی
🆔@sociologicalperspectives
🔰جامعهشناسی تفسیریپرگمتیستی، نظری و درمانی
✍ح.ا. تنهایی
🆔@hatanhai
🔰زنان و مسائل اجتماعی ایران
✍فاطمه موسوی ویایه
🆔@womensocialproblemsofIran
🔰جامعه شناسی و اخلاق
✍آرش احدی مطلق
🆔@Sociology_of_Ethics
🔰تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست
✍احمد فعال
🆔@bayane_azadi
🔰یادداشتها، مقالات و کارگاهها
✍مسعود زمانی مقدم
🆔@masoudzamanimoghadam
🔰تحلیل فرهنگی جامعه ایران
✍نعمت الله فاضلی
🆔@drnematallahfazeli
🔰خانواده ایرانی و مسائل اجتماعی
✍علی نوری
🆔@iranian_familyy
🌺🍃〰〰〰🍃
🔻To join us, click here:
@madabita
@Mohamadzeinaliunari
Repost from | پنجهنامه: تاریخ و خاطره |
▪️ باستانی پاریزی و سهراب سپهری
«بهخاطر دارم که در جلسه ادبی مورخالدوله سپهر، یک جوان لاغر باریکاندام کاشی شعر میخواند که اغلب مورد ایراد بود، ولی او شعر خود را تا آخر میخواند ـ و شاید بهخاطر قوم و خویشی با مورخالدوله کمتر به او اعتراض میکردند. او بعدها یکی از بزرگترین ـ و بهعقیده من بزرگترین شاعر نوپرداز ایران- شد، و آن سهراب سپهری بود. گوینده این قطعه دلپذیر:
ـ من مسلمانم
قبلهام یک گل سرخ،
جانمازم چشمه،
مُهرم نور
من وضو با تپش پنجرهها میگیرم
من نمازم را وقتی میخوانم
که اذانش را باد
گفته باشد سر گلدسته سرو...
سنگ از پشت نمازم پیداست...».
📗باستانی پاریزی، بازیگران کاخ سبز، ۲۴۷.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
یکی از عجیب ترین و خنده دارترین عنوان های مطبوعاتی که دیدم تیتر یک همین نشریه بود!
طراحان این روزنامه اقتصادی بدون توجه به وضعیت بحرانی، ناگوار و تلخ یکسال اخیر در این سرزمین دنبال تحقق وعده های رئیس جمهور هستند! از ترور هنیه و بقیه ترورها گرفته تا جریان خونبار دیماه ۱۴۰۴ تا دو جنگ با قدرتمندترین کشور جهان، و....
باور کنید همینکه میبینید هنوز صبح از خواب بیدار میشوید و رفتگر کوچه تان را جارو کرده و یا آخر ماه حقوق کارگران و کارمندان پرداخت میشود بروید خدا را شکر کنید!
گردانندگان نشریه در کجا سیر میکنند که اینگونه وضعیت را عادی جلوه میدهند و نمک بر زخم مردم میپاشند. اگر واقعا دنبال انجام وعدههای رئیس جمهور هستید اول جنگ، این پدیده خانمان سوز را تمام کنید، سپس به سراغ تحقق وعده ها بروید!
اوّل ای جان دفع شَرِّ موش کن
وانگهان در جمع گندم، جوش کن
@Saeed_Maadani
Repost from BBCPersian
🔻«اکبر عبدی از نظر پذیرش نقشهای متنوع بیهمتا بود»
گفتگو با تهمینه میلانی، فیلمنامهنویس و کارگردان سینمای ایران، به مناسبت درگذشت اکبر عبدی در برنامه شصت دقیقه شنبه ۳ مرداد
@BBCPersian
https://www.ettelaat.com/issue/1/29250/page/1
@Saeed_Maadani
زهره گردان
سواد رسانهای و تفکر انتقادی، سپر اصلی جامعه در برابر شبهعلم تلقی میشود
نسخهها اغلب بیصدا میآیند، از لابهلای توصیههای روزمره و تجربههای شخصی که با اطمینان گفته میشود «برای من جواب داده». پاسخها ساده، قطعی و امیدوارکنندهاند، بیآنکه نشانی از تردید و احتیاط علمی داشته باشند. همین سادگی در جایی که علم، محتاط و چندلایه سخن میگوید، شبهعلم را شنیدنی و باورپذیر میکند. در گفتگو با دکتر سعید معدنی، جامعهشناس، تلاش کردهایم پدیده شبهعلم را به مثابه مسألهای اجتماعی واکاوی کنیم.....
https://www.ettelaat.com/issue/1/29250/page/1
کتاب یادنامه استاد اسمعیل خلیلی
📌 مجموعهای از یادداشتها، خاطرات و تصاویر گردآوریشده در پاسداشت «اسمعیل خلیلی»، پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران.
📝 تهیهشده در انجمن جامعهشناسی ایران
ناشر: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
@Saeed_Maadani
Repost from انجمن جامعه شناسی ایران
✉️⭕️دعوتنامه برای حضور عموم علاقمندان در آیین نکوداشت استاد اسمعیل خلیلی
❇انجمن جامعهشناسی ایران، با همکاری جمعی از نهادها و انجمنهای علمی، به پاس سالها خدمات ارزشمند علمی، پژوهشی و آموزشی، #آیین_نکوداشت_اسمعیل_خلیلی؛ پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران را برگزار میکند.
✨ در این مراسم، جمعی از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، همکاران، اعضای خانواده و علاقهمندان، با پاسداشت سالها تلاش علمی و فرهنگی استاد، در
برنامههایی مشتمل بر:
🔹 سخنرانی
🔹 اهدای لوح نکوداشت
🔹️پخش کلیپ
🔹 رونمایی از کتاب یادنامه اسمعیل خلیلی
حضور خواهند داشت.
📅 زمان: سهشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵
🕔 ساعت: ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰
📍 مکان: خیابان جلال آل احمد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون
💠 حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است.
☘️ مشتاق دیدار استادان، دانشجویان، پژوهشگران، اعضای انجمنهای علمی و همه علاقهمندان به جامعهشناسی در این آیین نکوداشت صمیمانه هستیم.
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
@iran_sociology
مثل فیلمهای هندی است. عکس نوزادی یامال، ( پدر مراکشی، مادر گینه) با مسی. ستاره این روزهای اسپانیاییها...... در سال ۲۰۰۷ یونیسف برنده یک قرعهکشی میشود تا با ستارگان باشگاه بارسلونا عکس بگیرد و حالا که آن نوزاد تبدیل شده به ستاره نوظهوری به اسم یامال، عکس مورد توجه قرار میگیرد. از ربط حرف نمیزنم اما برای من تداعیگر این جمله از مقالات شمس در دنیای بیربط اما به قول کوئیلو پر از نشانه است:
«مقصود از وجودِ عالم ملاقاتِ دو دوست بُود».
✍️سهند ایرانمهر
@sahandiranmehr
Repost from ✍️ مصادره به متن ...
در تاریخ داستاننویسی ایران، کمتر نویسندهای را میتوان یافت که به اندازه آنتوان چخوف، بیآنکه مکتبی تأسیس کند، روش روایت را دگرگون کرده باشد. چخوف در آثاری چون «اتاق شماره ۶»، «بانویی با سگ ملوس»، «اندوه» و «دهقانان»، داستان را از قهرمانسازی و حادثهپردازی رها کرد و به زندگی روزمره، شکستهای خاموش و جزئیات ظاهراً بیاهمیت سپرد. او اعتقاد داشت نویسنده نباید قاضی شخصیتهایش باشد، بلکه باید همچون یک پزشک، بیماری جامعه را تشخیص دهد و آن را بیداوری پیش چشم خواننده بگذارد. همین نگاه، از دهه ۱۳۲۰ به بعد، به یکی از ستونهای اصلی داستان کوتاه مدرن فارسی بدل شد.
نمونه روشن این تأثیر را میتوان در «انتری که لوطیش مرده بود» صادق چوبک دید. چوبک مانند چخوف، شخصیتهای حاشیهای و فرودست را به مرکز روایت میآورد و از هرگونه احساساتگرایی پرهیز میکند. همانگونه که در داستان «اندوه»، چخوف فقط با چند گفتوگوی کوتاه و سکوتهای یک درشکهچی، تنهایی و فروپاشی انسان را آشکار میکند، چوبک نیز بدون خطابه و قضاوت، از خلال رفتار یک میمون و صاحبانش، مناسبات سلطه، وابستگی و فروپاشی کرامت انسانی را به تصویر میکشد. در هر دو اثر، آنچه تکاندهنده است، نه حادثه، بلکه مشاهده دقیق رفتار انسانهاست.
نمونه دوم را باید در «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی جست. شباهت این اثر با جهان چخوف، نه در موضوع، بلکه در شیوه روایت است. همانگونه که در «دهقانان»، چخوف از دل زندگی عادی یک روستا، فقر، جهل، استیصال و فرسودگی تاریخی را آشکار میکند، ساعدی نیز در روستای «بیل» بدون آنکه شخصیتی را به قهرمان تبدیل کند، جامعهای گرفتار ترس، خرافه و انزوا را میسازد. در هر دو اثر، محیط صرفاً پسزمینه نیست؛ خودِ روستا به شخصیت اصلی داستان تبدیل میشود و سرنوشت انسانها را رقم میزند. این همان متدی است که بعدها در ادبیات اقلیمی ایران نیز گسترش یافت.
تأثیر چخوف البته به این دو نویسنده محدود نماند. ابراهیم گلستان از ایجاز و حذف توضیح اضافی او آموخت، هوشنگ گلشیری از سکوتها و پایانهای گشودهاش بهره برد و محمود دولتآبادی نگاه مشاهدهگر و جزئینگر او را با رئالیسم روستایی ایران درآمیخت. از همین رو، چخوف را نمیتوان صرفاً نویسندهای روس دانست؛ او بخشی از دستور زبان داستاننویسی معاصر ایران شد. اگر جمالزاده قالب داستان کوتاه را به ادبیات فارسی معرفی کرد، چخوف به نویسندگان ایرانی آموخت که چگونه میتوان از یک گفتوگوی ساده، یک سکوت طولانی یا یک زندگی کاملاً معمولی، ادبیاتی ماندگار آفرید.
بابک شاکر
ایجاد معنا در زندگی لازمه بقا در یک جامعه بحران زده
✍سعید معدنی
سلام دوست عزیز
از لطف تان سپاسگزارم.
پدیده افسردگی بخشی فردی است و بخشی اجتماعی.
اخیرا یکی از همکارانم به دیدار یکی از متفکران رفته بود. دوستمان می گفت این متفکر و صاحبنظر هم بر اساس روند جاری مملکت و حوادث بعد از سال ۱۳۸۸ روند تدریجی ناامیدی و فرسودگی روحی گرفته اند، بویژه بعد از شوک بزرگ حوادث دیماه ۱۴۰۴ افسردگیاش افزایش پیدا کرده تا اینکه مجبور به مشورت با یک روانپزشک شدهاند.
بخش بزرگی از افسردگی ما در جامعه ایران امروزی، فردی نیست، به مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر میگردد. لذا بسیاری در جامعه ایران با ناامیدی و نگرانی و افسردگی روحی زندگی می کنند.
یالوم می گوید به لحاظ فردی آنها که به دوران پیری میرسند به گذشته خود نگاه میکنند اگر گذشتهشان همراه با موفقیت بوده باشد، احساس بهتری داشته و مرگ را راحت تر میپذیرند.
برای نمونه با توجه به توضیحاتی که فرمودید، شما گذشته خوبی داشتهاید در دو رشته تاپ و ارزشمند درس خوانده آید، ورزشکار هستید، بازنشسته هستید. لذا اگر دچار نگرانی، ناامیدی، احساس بیهودگی زندگی و احیانا افسرده هستید بیشتر آن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است تا فردی.
چاره ای نیست، ما ایرانیان ۴۷ سال است که پایمان را جای سفت نگذاشتهایم. همیشه با جنگ و تحریم و تورم زندگی کردهایم. در نتیجه روح مان فسرده و فسرده شده است.
در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، تورم آمریکا از سه درصد به ۴ درصد رسید. غوغایی در آمریکا به پا شد و یکی از دلایل آتش بس موقت - تاکید می کنم یکی از دلایل- همین افزایش تورم یک درصدی در آمریکا بود. اما ما دهههاست که با تورم دو رقمی زندگی میکنیم اخیرا هم که می گویند تورم ۸۸ درصد است. آمارش را دقیق نمی دانم.
تورم بیش از هر جنگ و تحریمی اکثر اقشار جامعه را ضعیف کرده و جامعه را ناامید، پوک و افسرده می کند. اما حکومت ها نمیفهمند و تاب آوری ظاهری مردم از روی ناچاری را به حساب توانایی خود می گذارند. در حالی که جامعه بتدریج از درون پوک و پوچ و نابود می شود.
بهر حال شما با توجه به نکاتی که اشاره فرمودید، انسان موفقی هستید. اما نوع نومیدی و افسردگی شما حاصل اپیدمی افسردگی جامعه است.
برای رهایی بهتر است با یک مشاور روانی و یا روانپزشک خوب مشورت کنید. اما من به دانشجویان توصیه می کنم به کارهای نیک و خیر عمومی بپردازند. مثلا یکی از دانشجویان ارشدم که لیسانس زبان انگلیسی داشت به لحاظ مالی وضع شان خوب بود اما ناامیدی فراوان رنج میبرد. به او توصیه کردم داوطلبانه به مدارس مخصوص محرومان برود و رایگان زبان تدریس کند. نتیجه آنکه تا حدودی زندگی برایش معنا پیدا کرده بود.
به عبارتی انسان باید «در جستجوی معنا» باشد. ویکتور فرانکل در کتاب کوچکی به نام «انسان در جستجوی معنا» تجربه زیسته خود را در زندان های آشوئیتس توضیح می دهد. ایشان هم مثل یالوم روانپزشک است. تنها راه نجات انسان از ناامیدی در یک جامعه بحران زده و بحرانزای دائمی را ایجاد معنا در زندگی میداند. (انجام کار های نیک، عام المنفعه، از کارهای در دسترستر مثل کمک به حفظ محیط زیست گرفته تا کمک به محرومان از طریق توانمندی هایی که داریم - مثل همان دانشجو- ویا هر کاری که در زندگی در جهت کمک به دیگران از دست مان بر میآید.)
اگر ما دوست داشتن دیگران را و مهربانی را پیشه خود کنیم از زندگی خسته نمی شویم. آگوست کنت بنیانگذار علم جامعه شناسی می گوید: انسان شاید از هر چیز خسته شود اما از دوست داشتن خسته نمی شود. من نه روانپزشکانم و نه مشاور، روانی، ولی به لحاظ مشاور اجتماعی و ملاحظه و مطالعه زندگی دیگران که وضعیت مشابه شما داشتهاند نشان می دهد مهربانی و دوست داشتن کمک به همنوع انسان را امیدوار و هدفمند می کند و می فهمیم که بودن ما بیهوده نبوده است. آلبر کامو می گوید « همه تلاش انسان در زندگی این است که اثبات کند بودنش بیهوده نبوده است»
باز یادآور می شوم مسائل اجتماعی و اقتصادی و گرانی و تورم روز افزون کمر مردم را شکسته است اما با این وجود باید زندگی کرد و ما محکوم به زیستن هستیم.
بهر حال امیدوارم حال جامعه خوب شود
حال شما هم خوب شود
و
حال همگی مان خوب شود.
#یاس
#ناامیدی
#پوچی
#درماندگی
#جامعه_بحرانزا
#معنا
@Saeed_Maadani
با ناامیدی و یاس چه کنیم؟
✍به قلم یک مخاطب :
با درود واحترام بر جناب دکتر معدنی عزیز وگرامی
قبل از همه سپاسگزار مهربانی ها وزحماتتان در تولید محتوی و مطالب بسیار ارزشمندتان هستم که چند سالی است مشتری نوشته هایتان هستم و لذت می برم از خواندن شان .
دکتر سعید عزیز و گرامی در این مطلب فرمودید نزدیک ۶۰ سال می شوید
آرزوی عمری پربرکت و با عزت وطولانی برایتان دارم
راست اش منم ۵۷ سال دارم و۴ سال است باز نشسته شده ام بیکارم. وقت ام در ورزش های شنا و بدن سازی دومیدانی ودوچرخه می گذرد. بقیه اوقات ام مطالعه است و مطالب دکتر سروش، مصطفی ملکیان و سایر استادان را می خوانم.
در مطلب بالا اشاره فرمودید از قول یالوم که کسانی از مرگ نمی ترسند که زندگی را درست وحسابی زیسته باشند
راست اش من در این مقطع کمی خسته شده ام وگاهی عزا و یاس و ناامیدی می گیرم ،،،،،ومیگم اخه این ۲۰سال که البته اگر تضمینی داشته باشد کی تمام میشود وتا من راحت شوم ،،
چون کمی خسته ام و گاهی پوچی دست ام میدهد ،البته اعتقاد بالایی به خالق و آزاد بیکران دارم و به خاطر او به زیستن ادامه میدهم ومراقبه معنوی و معمولی هم دارم.
اما گاهی این حس که خدایا این زندگی کی تمام شود من بیایم به دریای بیکرانت و از این دنیای مادی خلاص شوم اذیتام می کند و گاهی این پوچی خمیده ام می کند
آیا جنابعالی با توجه به اینکه حدودا هم سن هستیم توصیه هایی دارید؟.
ویا از تجارب تان می توانید در اختیار من بذارید تا از زندگی بیشتر ارامش بگیرم؟
چون بین لذت از دنیا و عرفان و معنویت گیر کرده ام و از ان جا رانده منظور دنیا ومادیات و از این جا مانده منظور ارامش وراحتی جان شده ام و سرگردانم و بیهدف .
لطفا توصیه هایی راهنمایی هایی ارشادی به من بکنید
منم کارشناس برق هستم وارشد حقوق خوانده ام واین روزهای عمرم بشدت به علوم انسانی از جمله جامعه شناسی و روان درمانگری علاقه مندم. اما خودم در درمان خودم دنبال راه های محکم هستم
سرتان را بدرد اوردم عذر خواهی می کنم.
از متن نوشته شما « ... اروین یالوم به دنیای پس از مرگ اعتقاد ندارد و معتقد است که با مرگ همه چیز تمام میشود. در این صورت انسانهایی با مرگ بهتر کنار میآیند که خوب و مفید زندگی کرده باشند.»
چگونه خوب و مفید زندگی کنیم ؟
👇👇
#یاس
#ناامیدی
#پوچی
#درماندگی
#جامعه_بحرانزا
#معنا
@Saeed_Maadani
اشاره
حدود دوسال قبل در این کانال یادداشتی تخت عنوان « پیری، مرگ و خیره به خورشید» نوشته ام. دوستی که از مخاطبان این کانال است از یکی از استان ها متنی فرستاده و نکات مهمی را از حالات روحی و زندگی فردی خود مطرح کرده که شاید درد مشترک بسیاری از افراد جامعه امروزی ما باشد.
در ادامه ابتدا متن و سوالات دوست مخاطب را به اشتراک می گذارم و در ادامه پاسخ خودم را به این دوست گرامی می آورم.
به امید حال خوب برای همه ایرانیان 👇👇
@Saeed_Maadani
Repost from ✍️ مصادره به متن ...
اسماعیل خویی؛ وقتی سیاست، شاعر را میبلعد
✔️بابک شاکر
اسماعیل خویی از آن دسته شاعرانی است که بیش از آنکه قربانی سانسور شود، قربانی سیاست شد؛ سیاستی که آرامآرام نه فقط موضوع شعر، بلکه جانشین خود شعر شد. او که با مجموعههایی چون «بیتاب»، «بر بام گردباد»، «از آواز تا آواز»، «خونسیاوش»، «بر دارِ باد» و دهها دفتر دیگر، یکی از پرکارترین شاعران نیمقرن اخیر بود، هرچه پیشتر رفت، بیشتر به نویسنده بیانیههای منظوم شباهت پیدا کرد تا شاعری که زبان را کشف میکند.
تراژدی خویی از همینجا آغاز میشود؛ او دکترای فلسفه داشت، اما فلسفه به جای آنکه به شعرش عمق ببخشد، اغلب آن را به استدلالی منظوم تبدیل کرد. شعرهایش بهتدریج از تصویر تهی شدند و زیر بار مفاهیمی چون آزادی، استبداد، انقلاب، مقاومت و عدالت خم شدند. واژهها دیگر زندگی نمیکردند؛ وظیفه داشتند از یک موضع سیاسی دفاع کنند. این همان لحظهای است که شعر میمیرد و ایدئولوژی زنده میماند.
بزرگترین ایراد خویی، نه گرایش سیاسی او، بلکه ناتوانی در رهایی از آن بود. شاعر بزرگ، حتی وقتی سیاسی مینویسد، اجازه نمیدهد سیاست بر زبان حکومت کند؛ اما در آثار متأخر خویی، زبان به خدمت موضع درآمد. شعر دیگر مقصد نبود؛ وسیله بود. تخیل قربانی پیام شد، موسیقی قربانی شعار و کشف شاعرانه قربانی داوری سیاسی.
سالهای پایانی عمر او، بیش از هر زمان دیگری، این سقوط را آشکار کرد. تقریباً هر رخداد سیاسی ایران، به سرعت به شعری تازه تبدیل میشد؛ اما این شتاب، به بهای از دست رفتن ماندگاری ادبی تمام شد. بسیاری از این سرودهها اگر نام شاعر را از بالای صفحه حذف کنید، بیش از آنکه شعر باشند، یادداشتهای روزانه یک فعال سیاسیاند که تنها سطرهایشان کوتاه شده است. آنها تاریخ مصرف داشتند؛ با تغییر خبر، شعر نیز پیر میشد.
مقایسه خویی با همنسلانش، این ضعف را آشکارتر میکند. شاملو حتی در سیاسیترین آثارش، زبان را متحول میکند؛ اخوان، شکست سیاسی را به اسطوره بدل میکند؛ فروغ، سیاست را در تجربه انسانی حل میکند. اما خویی اغلب سیاست را همانگونه که هست وارد شعر میکند. نتیجه، متنی است که ممکن است از نظر اخلاقی محترم باشد، اما از نظر ادبی، چیزی به شعر فارسی اضافه نمیکند.
انبوه کتابهای او نیز نتوانست این ضعف را پنهان کند. پرکاری، جایگزین خلاقیت نشد. دهها مجموعه شعر منتشر شد، اما چند شعر از آنها به حافظه جمعی فارسیزبانان راه یافت؟ چند مصرع از خویی، مانند شاملو، فروغ، سپهری یا اخوان، به زبان مردم تبدیل شد؟ پاسخ، برای شاعری با آن حجم از انتشار، ناامیدکننده است.
خویی تا پایان عمر، بیش از آنکه با شعر زندگی کند، با سیاست زندگی کرد. او از شاعری آغاز کرد، اما در ایستگاه روشنفکری سیاسی متوقف شد. سرنوشت او، نمونهای کلاسیک از این حقیقت است که ایدئولوژی، هر اندازه شریف و آرمانخواه باشد، وقتی بر شعر مسلط شود، نخستین قربانیاش خود شعر است. شاید تلخترین داوری درباره اسماعیل خویی این باشد که تاریخ سیاسی ایران، بیش از تاریخ ادبیات ایران، به او نیاز داشت؛ و این برای کسی که تمام عمر خود را شاعر میدانست، شکست کوچکی نیست، بلکه بزرگترین شکست ممکن است.
به یاد مرحوم اسماعیل خلیلی
نخستین آشنایی ما به اوایل دهه ۷۰ برمیگردد. من دانشجوی ارشد جامعه شناسی بودم و مرحوم خلیلی به عنوان دانشجوی کارشناسی وارد بخش جامعه شناسی دانشگاه شیراز شد. چند سالی بزرگتر از ورودیهای همدورهایاش بود (اخیرا در یادداشتی خواندم که قبلاً دانشجوی پزشکی بود)
از همان بدو ورود معلوم بود آدمی باسواد، هدفمند و پر مطالعه است. یادم هست بهانه آشنایی ما مطالعه همزمان مجله «ایران فردا» و گفتگو پیرامون مطالب آن بود. بعداز فارغ التحصیلی از دانشگاه دیگر از همدیگر خبر نداشتیم تا اینکه فضای مجازی به کمک آمد و باحضور در نشست های انجمن جامعه شناسی و سایر همایشها دوباره همدیگر را دیدیم وخاطرات را مرور کردیم.
وقتی شنیدم بیمار است فکر نمی کردم چندان جدی باشد و این عزیز را از دست بدهیم. فکر می کردم دوباره و چند باره بازهم همدیگر را خواهیم دید؛ اما نشد.
زندگی همین است. به همین سرعت طی می شود، دوستان میروند و حسرت بر دل ها میماند. همه آنهایی که مرحوم خلیلی را می شناختند از شنیدن خبر درگذشتش غمگین و متاسف و متاثر شدند.
یاد و نامش همیشه گرامی
#سعید_معدنی
@Saeed_Maadani
Repost from اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران
علوم اجتماعی ایران سوگوار از دست دادن استاد فرهیخته شادروان اسماعیل خلیلی است.
استاد خلیلی انسانی شریف، پژوهشگری ژرفاندیش، کنشگری خستگیناپذیر در فعالیتهای علمی انجمنی و ایران دوستی صدیق بود.
وی که در سالهای پایانی دهه پنجاه با دغدغههای ایران دوستانه رشته پزشکی را رها و به جامعهشناسی روی آورد، تا آخرین ساعات زندگی با رویکردی انتقادی به توسعه ایران و جامعهشناسی ایران میاندیشید.
استاد خلیلی سالها در گروههای علمی تخصصی و هیات مدیره انجمن جامعهشناسی ایران برای توسعه انجمن و جامعهشناسی ایران کوشید و در اولین دوره هیات مدیره اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران به عنوان بازرس منتخب، نقش بارزی در فعالیتهای اتحادیه داشت.
درگذشت استاد خلیلی را به همسر مهربان و فداکار، خانواده محترم، دوستان و همکاران ارجمند و به اجتماع علمی علوم اجتماعی ایران تسلیت عرض میکنیم و برایشان شکیبایی آرزومندیم.
روان استاد خلیلی شاد و برخوردار از رحمت و مغفرت واسعه الهی و یاد خاطرشان عزیز و گرامی باد.
هیات مدیره اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران
۶ تیر ماه ۱۴۰۵
@uissa1400
#اتحادیه_انجمنهای_علوم_اجتماعی_ایران
