484
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1230 天
帖子存档
484
بعضی شبها توی تاریکی محض دراز میکشم و فقط به چشمهات فکر میکنم. بدون شک میتوانم در مورد چشمهات طومار بنویسم با اینکه چشمهای تو نه درشتند و نه ریز و مژههات نه بلندند نه کوتاه. تو معنای تعادلی و این تعادل برای من از هر استاندارد و مدی زیباتر است...
484
اگه زندگی مث یه بازی فوتبال باشه، نحوه ی بازی کردن من توش اینه که هر چند وقت یهو میدوعم وسط زمین، چار پنج تا گل به خودی میزنم و بعد دوباره میدوعم بیرون و در سکوت بقیه ی زندگی رو به باختمو تماشا میکنم.
484
بعضی وقتا هم فک میکنم این که انقدر با عقابا همذات پنداری میکنم به خاطر شخصیت منحصر به فردم و این که با تنهایی کش دارم در اوج آسمان پرواز میکنم، نیست. بلکه به خاطر عقابی بودن دماغمه.
484
انقد موبایلم وحشیانه میوفته رو دماغم که بعضی وقتا برام سوال میشه مگه باید چه اتفاقی بیوفته که این دماغ بشکنه؟ از سپر کپتن امریکا هم مقاوم تره.
484
"اولین سوالی که ازت پرسیدم رو یادته؟"
"آره یادمه. پرسیدی میدونی دیوانگی یعنی چی؟"
"دقیقا. این دفعه قرار نیست برات قصه بگم. فقط میتونم بگم که دیوانگی یعنی نتونی درباره ی افکارت با دیگران ارتباط برقرار کنی. مثل این میمونه که توی یه کشور خارجی باشی، میتونی ببینی و بفهمی در اطرافت چی میگذره، اما نمیتونی بگی چی لازم داری یا کمک میخوای. چون زبانی که آنها صحبت میکنند را بلد نیستی."
"ما همه مون این رو تجربه کردیم."
"و همه ی ما چه بخواهیم چه نخواهیم دیوانه ایم."
-ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد-
484
حس میکنم نه من حق دارم احساساتمو بیان کنم، نه کسی حق داره ازشون خبر داشته باشه. اگه بگم میمیرم و اگه بدونن میمیرن.
484
گاهی اوقات ترجیح میدم استخون درد بگیرم ولی یکی به جام کارامو انجام بده. حاضرم با شکستگی دنده برم کما ولی یکی باشه برام درس بخونه. حاضرم موقت بمیرم - چون خدا رو خوش نمیاد بی اجازه دائم بمیری - و وقتی بیدار شدم وارد مرحله بعدی زندگیم شده باشم.
آره. اینم میگذره. ولی تا حالا پرسیدی چجوری میگذره؟!
484
بیاید منو توجیه کنید، چرا یک منشی باید از دکتری که براش کار میکنه افاده ش بیشتر باشه؟ واقعا چرا؟!
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
