468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
468
خیلی جالبه که توی سخنرانیا میگن ما شرایطمون ویژه س، با همه دنیا فرق داریم. بعد موقع تبلیغ خودشونو میچسبونن به غرب و از یسری کشور خاص مثل عربستان خودشونو جدا میکنن.
" آمار بیکاری ما مانند اروپاییان بسیار کم است. سطح رفاه مردم ما در حد ملت آمریکا است. تازه مردم عادی آنها اصلا از این قر و قمیش های ما ندارند و ما اگر آمریکایی بودیم از اون خوباش بودیم. این در حالی است که سیل بیکاری و فقر و کثافت عربستان را فرا گرفته است. ما کلا خوبیم و بقیه بد هستند. "
468
بنظرم یکی از معدود چیزایی که مارو کنار هم نگه داشته این سنت لذت بردن از رسیدن نوروزه. همونم هی با ماهی نخرید سبزه نکارید به قا بدین.
468
راستش نسبت به هفته ی آخر سال یه حس عجیبی دارم همیشه. من که همیشه دلم میخواد همه چی بگذره و تموم شه، دوست دارم هفته ی آخرو بگیرم و فرار کنم یه جایی که دست زمان بهش نرسه و تمومش نکنه. شاید به خاطر اینه که از تغییر میترسم. شاید عذاب وجدان دارم که یه سال گذشته و هنوز هیچ کاری نکردم. شاید به خاطر اینه که خنکی ملایم آخر زمستونو دوست دارم و نمیخوام تموم شه. شایدم ته دلم احساس میکنم که هر سال یه موجود زنده س و وقتی بهار میرسه سال قبل میمیره.
468
به عنوان یک انسان، مهم است که قبول کنیم در زندگیمان درد و غم لای خوشی ها و لذتهایمان تنیده شده. هرچه بیشتر این تصور " من از همه خوشبخت تر خواهم شد و روزی آسمان را پاره خواهم کرد و هیچ چیز نمیتواند مرا شکست دهد " قوی تر باشد، آدم انتظارش از زندگی بالاتر میرود. زندگی هم که برایش مهم نیست. اصلا آدم نیست چون. سگ هار است. این میشود که با این تفکر و با این انتظار، قبول هر درد و غمی خودش برایمان یک درد و غم میزاید و قبول درد و غم جدید غمی دیگر میزاید تا اینکه روزی میبینیم زندگیمان شده زایشگاه و رج به رج و ذره به ذره ی زندگیمان را غم گرفته است. غم در جای خودش خوب است. اگر عزیزی را از دست میدهیم سوگواری کردن در زمان مناسب برای سلامتیمان خوب است. اگر بهمان توهین کرده اند دلگیر شدن خوب است. اما مهم این است که تا وقتی این درد و غم را به عنوان بخشی از زندگی نپذیریم رهایش نمیکنیم و هر روز به او فرصت بیشتری برای سایش زندگیمان میدهیم. با قبول غمهای معقول به خودمان فرصت زندگی سالم بدهیم...
468
همیشه بعد هر اشتباه تصمیم میگیرم خودمو از یه سری چیزا محروم کنم در حالیکه کسی مجبورم نکرده. بعدشم همه ی اون کارایی که خودمو ازشون محروم کردمو انجام میدم ولی مخفیانه :| کلا تعداد بیماری های ناشناخته م داره بیش از انتظار زیاد میشه.
468
انسان بدبخت و بدبیار فقط سیندرلا. بعد ساعت 12 کفش شیشه ای همونطور شیشه ای و خوشگل موند و سایز پاشم عجیب بود تازه. بعدم یه شاهزاده اومد یه کفش که اصن نباید وجود میداشتو پوشوند به اون پای رشد نکرده و بعدم گرفتش. -به دمپایی روفرشی عه گل گلی اش چشم میدوزد-
