468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
468
یه فر میخواستم بخرم قیمتش رو دیدم و ناگهان تمام شکرهای دنیا بدمزه و بدبو شدن. یه بابای پولدار چی بود؟ اونم نداریم.
البته نمیدونم. شایدم بابام پولداره رو نمیکنه. ناشکری نکنیم حالا. بالاخره یه چندتا گوسفندی داریم تو ولایت 😎
468
ای نفرین خدایان. اینقد کمرم ناگهانی صبح به رحمت خدا رفت یادم رفت از امتحان ثلث دوم عکس بگیرم و همهش قولده شد. تصور کنید یه چیز خیلی بهتر بین درسهای ناآموخته و امتحان ثلث اول در اومد.
468
سری دوم در راه است. تا یک دقیقهٔ دیگه از فر میاد بیرون و عکسشو با بخارش میذارم. البته بخار نداره کوکی، ولی شما تصور کنید داغه. فتوشاپ بلد نیستم.
468
تازه امروز موفق شدم کوکیها رو بپزم. اندازهٔ گنبد سازههای کاهگلی پف کردن و دیگه کیک شدن رسما. :)))))
468
امتحان ندارم ولی یه کاری قبول کردم که دارم زیرش میزام. من رو در درد خودتون شریک بدونید. چاکر دانشجوهای عزیز.
468
رفتیم لوازم قنادی و آتیش زدم به مالم. گاهی فکر میکنم این تئوریه که میگه وقتی دیگه پولت به خرجای بزرگ نمیرسه دیگه بیخیال میشی و حقوقبهحقوق زندگی میکنی درسته. الان به مامانم بگم اینو، میگه پولاتو نگه دار پسانداز شه بعدا باهاش «یه چیزی» بتونی بخری. نمیدونه من دفعهٔ پیش که با پولم یه چس طلا خریدم مجبور شدم دوباره بفروشمش و ضرر هم بکنم. تا خود کاخ سفید و برگههای امضاخوردهٔ تحریمها پرانتز. :)))))))))))))))))))
468
بحثکردن با کسی که نمیخواد بشنوه واقعا فرسایندهست. هرچقدر هم عزیز باشه، از یه جا بهبعد باید یاد بگیری نظراتش رو نشنیده بگیری و سعی نکنی قانعش کنی تا بتونی راه خودت رو بری.
468
امروز تصمیم گرفتم استرس نداشته باشم چون کامیار برام یه کدو حلوایی کوچولو خریده و گذاشتم توی فر تا پورهش کنم. فردا هم باهاش کوکی میپزم. خوشمزه شد دو دور دیگه هم واسه خانواده میپزم. اتاق لوبیا رو هم سابیدم. گلام رو هم بوسیدم و باهاشون حرف زدم. فکر کنم اگه بتونم همینجوری استرس نداشته باشم یهو لباسا رو هم بشورم و زمین رو هم تی بکشم. حالا اگه روزای دیگه بود از استرس میخکوب شده بودم روی زمین و نمیتونستم درست فکر کنم که تصمیمی هم بگیرم. سرشار از حسادتم به کسانی که میتونن هر روز استرس نداشته باشن. به این میگن زندگی، نه اون دنیای لجن بیروح خطخطی پراسترس.
468
درس امشب اینه که کمخوابی باعث میشه غصهٔ احساسات اتمها رو هم بخوری. عمرت رو هم کم میکنه البته که خیلی مسئله نیست. آدم عزیز باشه پیری رو نبینه (در رابطه با این موضوع هم حرف میزنم یه روز. حس میکنم واسه این یکی گفتوگو آمادهاین چون هیچکدومتون پیر نیستین). شب بخیر.
