ch
Feedback
SevenHells

SevenHells

前往频道在 Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

显示更多
484
订阅者
无数据24 小时
-37
-1330
帖子存档
با تک‌تک سلول‌های بدنم دلم می‌خواد زعفرون پاک کنم. سه ساله حسرتش داره دیوونه‌م می‌کنه.

یه زخم هست رو دستم، یادگار لوبیاست. حدودا سه هفته‌ست داره خوب می‌شه و هنوز خوب نشده. بزگوار تا عمق پوستم رفته. جای زخمه هم شبیه جای خنجره. می‌خوام به همه بگم خفتم کردن چاقو خوردم ولی شکستشون دادم. شما هم صداشو در نیارین. چقدر زندگی خسته‌کننده‌ست. روزمرهٔ قشنگ‌تری نداشتم براتون. ببخشید. فقط می‌تونم بگم یه زاموفیلیای مشکی به خونه‌مون اضافه شده و خونه هم سرده و ما با پتو گردش می‌کنیم ولی عوضش بوی چای می‌آد. بوی غذا هم نمی‌آد چون سرشار از تهوعم و بیماری ویروسی گرفتم. خداحافظ.

حالا مجبور می‌شم نون بپزم. 🧌

خمیرترشم زنده‌ست و اسمش کیومرثه. تبریک به خودم و شما 😔🙏

بچه‌ها طاقچه روی این کتاب تخفیف گذاشته. حدودا ۹ ساعتش رو شنیدم و بهتون می‌گم که واقعا شاهکار کردن تو خوندنش. شااااهکاااااااار
بچه‌ها طاقچه روی این کتاب تخفیف گذاشته. حدودا ۹ ساعتش رو شنیدم و بهتون می‌گم که واقعا شاهکار کردن تو خوندنش. شااااهکاااااااار. اگر دنبال کتاب جدید هستین ارزش ریال‌به‌ریالش رو داره.

لوبیاشاه درحال حکم‌فرمایی از روی کمربند طبی. به انعطاف بدن مبارکشان توجه کنید. شب های سرد پاییز ۴۰۳
لوبیاشاه درحال حکم‌فرمایی از روی کمربند طبی. به انعطاف بدن مبارکشان توجه کنید. شب های سرد پاییز ۴۰۳

photo content
+2

با خودم گفتم باید تمرین کنم به آدم‌ها زنگ بزنم تا این مسئلهٔ تلفن‌هراسی‌م از بین بره. الان اینقدر زنگ زدم که فکر کنم دارم تبدیل می‌شم به یک زنگ‌پرسن. اولین باری بود که یک رفتار مستقیما نظرم رو درمورد یک موضوع عوض کرد. حالا دچار بحران شدم که کدوم قسمت شخصیتم صرفاً به‌خاطر یک رفتار شکل گرفته و تا کدوم عادت یک تصمیم لحظه‌ای کوچولو فاصله دارم.

دیروز استارتر خمیرترش درست کردم و امروز ضایع شدم. زندگی روش‌های جالبی برای آموزش صبوری انتخاب می‌کنه. مثلا به صبوریت پاداش نمی‌ده هیچ، یه پوزخندم می‌زنه و می‌گه حالا بازم بدو. بعد فندکشو می‌ندازه روی روان بنزین‌زده‌ت و جوکر™طور از صحنه خارج می‌شه.

از وقتی شیرجوش روگازی و کتری روگازی خریدم متاسفانه کیفیت زندگیم بهتر شده و همهٔ نوشیدنی‌های داغم خوشمزه‌تر. این هم قدم امروز برای تبدیل شدن به پدر‌ومادرم که کابوسش رو هر روز می‌بینم.

به نظرتون اخلاقیه که ویرایش کاری رو بپذیرم که برام واضحه با ترجمهٔ ماشینی ترجمه شده و یک آدم روش کار نکرده؟ نمی‌دونم چرا اینقدر احساس گناه می‌ده بهم همچین کاری ولی یه پیشنهاد بسیار خوشمزه گرفتم و بر سر دوراهی‌ام.

نون پختن صدبرابر پیچیده‌تر از شیرینی پختنه. مامان، بیا من را ببر. 😔🙏

لوبیاشاه در دوران طفولیت. اولین عکس ایشان.
لوبیاشاه در دوران طفولیت. اولین عکس ایشان.

هزاربار دیگه هم نوشتم که چقدر به نظرم مردا خوشگل‌تره بدنشون ولی اینقدر واکنش نداشتم. دوستان من بایسکشوالم. هیچ‌وقت و هیچ‌جا نظرم این نبوده که بدن زن زشته. من شیفتهٔ هردو هستم ولی درنهایت اندام مردانه به نظرم جذاب‌تره. مردانگی کلا برام دلپذیرتره. برای همین هم با یک مرد ازدواج کردم. شاید بهتر باشه وقتی چنین پستی می‌بینید به این فکر کنید که جامعه چقدر مردها رو پذیرفتنی کرده. مرد چاق، مرد لاغر، مرد ریشو، مرد بی‌ریش، مرد کوتاه، مرد بلند، مردی که جوش داره، مرد پیر، مرد جوان، و متاسفانه حتی مرد خلافکار رو هم می‌پذیره. به این فکر کنید که چقدر طبیعت به مردها لطف کرده از نظر هورمونی و چقدر زن‌ها بابت اینکه جنس فرزندآور هستن تاوان‌های الکی می‌دن، از درد زایمان بگیر تا جوشی که ول نمی‌کنه. شاید یکی با اینا مشکل داشته باشه. شاید یکی از اینا تاثیر بگیره. من یک زنم و حسرت مردبودن درونم ریشه کرده. هرکسی مشکلات من رو نداره. خیلی‌ها برای زن‌بودن خودشون ارزش قائلن و واقعا موضوعیه که ارزش داره. مسئله «من» هستم اینجا. منم که از زن‌بودن شاکی‌ام. منم که مجذوب کفش راحت و درعین‌حال شیک مردانه‌ام. منم که حالم از کفش‌های راحت «زنانه» به هم می‌خوره. منم که از شکلشون بیزارم. منم که از نیاز بیخودم به آرایش‌کردن و «خوشگل» بودن، به زندگی با رحم و تمام مشکلات سیکل قاعدگی، هورمون‌های زنانهٔ وحشی‌م، لباس‌هایی که نمی‌تونن فیت اندامم بشن چون خیاطی زنانه به اندازهٔ خیاطی مردانه راحت نیست، از تمام زن‌بودن و تمام عوارض و حتی مزایاش خسته‌ام. کسی مجبور نیست با من بیاد به همین مسیر و به زور از زنانگی شاکی و خسته باشه. من دوست دارم دیفالت باشم. مثل مردها. دلم می‌خواد اندامم مردونه باشه. دلم می‌خواد مثل مردها عضلاتم رشد کنه. دلم می‌خواد کت‌شلوار بپوشم و اندام زنانه‌م اون کت رو از ریخت نندازن. دلم می‌خواد کفش مردونه بپوشم. تمام این‌ها منم. غصه نخورید. به ازای یک نفر من که به نظرش مردها خوشگلن، تک‌تک اطرافیانم فکر می‌کنن زن‌ها خوشگل‌ترن. حتی مردهای دورم هم فکر می‌کنن زن‌ها خوشگل‌ترن. با نظر من چیزی عوض نمی‌شه. شاید اگر جامعه پذیراتر بود، من هم اینقدر مجذوب مردانگی نبودم. شاید اگر زنانگی اینقدر سخت نبود، من اینقدر ذوب در تفاوت جنسیت‌ها نمی‌شدم. ولی جامعه نیست و زنانگی هست. پس من هم متاثرم!

می‌گن خدا زن رو با حوصله و اینا آفرید ولی دروغ می‌گن. لامصب مردا رو با بیشترین حوصله آفریده. چاقشون قشنگه، لاغرشون قشنگه، فیتشون قشنگه، با ریششون قشنگه، بی‌ریششون قشنگه، سبیلشون قشنگه، موهاشون قشنگه، دستاشون قشنگه. کافیه بخوان به خودشون برسن، اون‌موقع از هر جایی، از هر وزنی، از هر قیافه‌ای، تا خوشگلی فقط مقداری پول فاصله‌ست. کافیه بخوان فیت بشن، تا عضله‌سازی براشون یک باشگاه فاصله‌ست. کافیه بخوان لباس به تنشون بهتر بشینه، تا خیاط ماهر مردانه، از هرکجای جهان، در هر شهری، چند کیلومتر بیشتر فاصله نیست. کفشای مردونه هم خوشگل‌ترین کفش‌های تاریخ بشر هستن. کت شلوارم که واسه هیکل این لامصبا ساختن و به چاق و لاغر و بالا و پایینشون میاد. دیگه چیزی می‌مونه؟ نه والا. حالا تو واسه یه جوش برو با سیکل قاعدگی و فلان هورمون بجنگ هر روز. بدبخت.

برای من هر یک از mental breakdownهام، یک صبح اینجوری داره. تشکر از همراهی شما. صبح بخیر. ❤️
برای من هر یک از mental breakdownهام، یک صبح اینجوری داره. تشکر از همراهی شما. صبح بخیر. ❤️

کاشکی همین امروز، همین‌جا، همین‌لحظه می‌مردم و مشکل روانی نداشتم. کاشکی خدا همه رو از دست من راحت کنه. کاشکی بمیرم. نه از جهنم می‌ترسم نه بهشت می‌خوام. فقط می‌خوام تموم شم. ای خدای مهربان. من را بکش. من را بکش. من را بکش.

آلارمش ده دقیقه پشت هم می‌زنه می‌گم قطعش کن می‌گه چرا. وا. مردی هم اعصاب اضافه داره انگار. 🧌