468
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
468
اگه دور و بریاتون میدونستن ممکنه اماس داشته باشین و بهتون نمیگفتن، میبخشیدینشون؟ چون من نمیبخشم. ولی بهم میگن منطقی نیست که در جواب میگم:
468
دلم آتیشه، آتیش. یه چیزایی سرم اومد و یه حرفایی شنیدم و یه رفتارایی دیدم این هفته که حداقل یه ماه باید بهشون فکر کنم تا بفهمم اصلا چه حسی دارم بهشون. از دوستت دارم گفتن یهویی بابا تا پنهونکاری و متهم شدن به خودخواهی. پسر، این اولین مشکل واقعی زندگیم بود و من اینطوری خرد شدم. بخدا از سگ کمترم اگه اینقد ضعیف و عنچوچک بمونم.
468
دیشب از فکر و خیال خوابم نبرد. ساعت ۶ صبح بعد از دو ساعت گریهٔ ممتد زنگ زدم بابا. گفت سر زمیناست ولی نشست باهام چهل دقیقه حرف زد. تموم که شد، داشتم میخندیدم، آروم بودم و تا سرمو گذاشتم زمین خوابم برد. بیدار که شدم، قلبم برای این زندگی گرفت. بیست و چهار سال طول کشید تا بتونم اینجوری باهاش حرف بزنم، بیست و چهار سال طول کشید اینجوری آرومم کنه. به موهای سفیدش فکر کردم، به پاهای دردناکش، به دستای خشنش، به قلب مهربونش. کجا بودی بابا؟ کجا بودی...؟
468
حالا ما مریض شدیم همهٔ دنیا ماشالا دکتر شدن: «ویتامین بی نخوردی اینجوری شده»، «آب نخوردی اینجوری شده»، «کار کردی اینجوری شده». چشم، ممنون عباس آقا.
468
بیمه هم ندارم الحمدلله. شکر خدا همیشه میباره. خدایا شکرت. از این مملکت ممنونم، از این مردم مهربان ممنونم، از این پزشکای ماهی که میدی ممنون، بابت بلاهاتم ممنون. فحشم نمیشه بهش داد لامصب.
468
اینقدر شوکم اصلا نمیدونم جدی بگیرم یا نه. قدقد بخندم یا گریه کنم یا چی. تازه گفت چرا اینقدر دیر اومدی و من بهش گفتم اون دکتر هزارپدر پدرسگ منو معطل کرد. گفت اشتباه کردی. ممنون عباس آقا، آخه خودم پزشکی خوندم میدونستم اشتباهه ولی از قصد کردم.
468
خب، حاجیتون بیمارستانی شد و باید بستری بشه و بگا بره. آره منم اولین حقوقمو گرفتم و خرج دوا درمون میکنم. 🤝
468
واقعیت اینه که عضلههای یک طرف سرم اینقدر بد گرفته که حتی ماهیچههایی که چشمم رو تکون میدن هم گرفتهن! یعنی اصلا فکرشم نمیکردم بتونن بگیرن این لامصبا. چشممو تکون میدم یه جوری درد میگیره انگار سه روز پشت هم رفتم باشگاه تمرین چشم زدم. حالا کاش فقط اون سگمصب بود، چشم و شقیقه و سر گردن و شونه، همه با هم، در ارکستر بدبختی من مینوازند.
468
Repost from ترجمان علوم انسانى
🎯 سادیسم روزمره چیست؟
— در بسیاری از ما نوعی سادیسم وجود دارد، که «سادیسم روزمره» نامیده میشود
📍غالباً وقتی کلمۀ «سادیسم» را میشنویم تصویر مجرمی خطرناک را مجسم میکنیم که تفریحش شکنجۀ دیگران است. باوجوداینکه قطعاً این شکل افراطیِ سادیسم هم وجود دارد، گرایشهای سادیستی منحصر به افراد شرور یا فاسد نیستند. امروزه، روانشناسان میگویند که در بسیاری از ما نسخۀ ملایمتری از سادیسم وجود دارد که ممکن است عواقب ناگواری برای خود و اطرافیانمان بههمراه داشته باشد. این نوع سادیسم چیست؟ چگونه آن را تشخیص دهیم؟ و اصلاً چرا چنین گرایشی در وجود ما شکل گرفته است؟
🔖 ۱۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://b2n.ir/p43773
📌 آنچه خواندید، بهطور اختصاصی برای وبسایت ترجمان ترجمه شده و بهرایگان در اختیار شما قرار گرفته است. شما میتوانید با خرید اشتراک فصلنامه ترجمان علوم انسانی از انتشار این مطالب و فعالیتهای ترجمان حمایت کنید:
https://tarjomaan.shop/product/sub4014/
@tarjomaanweb
468
راستشو بخواید خیلی دلم میخواد روزمرههام مفید و قشنگ باشن، ولی نیستن. بعضی کانالا رو میخونم میبینم از تجربهٔ دیدن یه پر، یه افسانه ساخته و وصل کرده به از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود. من ازوناش نیستم. تجربههام ارزش وقت شما ره نداره.
468
اینجا بشینم از تئوریهای هنری زبانی بگم خوندن بلدی؟ یا همین چرت و پرتای روزمرهمم به زور میخونی؟ :))
