484
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-1330 天
帖子存档
484
جلوی چشم همه جون مردم ویتنام، عراق و افغانستان رو ارزون کردن. جوری که جنگ ویتنام بابت کشتههای آمریکایی کسکش کیری براشون فاجعهست، نه اینکه رفتن تو یک کشور اون طرف دنیا و ۳ میلیون آدم کشتن و غارت کردن و تجاوز کردن. کیرشونم نیست. غصهشون از اینه که داداششون از ویتنام معتاد برگشته و الانم تو خیابون مجبوره بخوابه.
حالا تو هی جون ما رو ارزون کن. کیری.
484
برای اون کوننشور کسکش غارتگر شما همین که کلهت قهوهای باشه و دماغت ایرانی باشه کافیه. فرقی نداره چه عقیدهای داری.
484
با این حرفا و تشویق به زدن تجمعات مردم، فقط جون ایرانی این وسط ارزون میشه. اگه امروز ارزون و قابلقبوله که یک جمعیتی، به صرف بودن در یک مکان کشته بشن، فردا هم یک جمعیت دیگه رو میشه به صرف بودن در یک مکان کشت. کاش معنی و عواقب حرفاتون رو بفهمید. اه.
484
تا وقتی یک جریان سیاسی سعی کنه یک بخشی از مردم رو حذف کنه، لیترالی حذذذذذف فیزیکی کنه، به قدرت نخواهد رسید. هیچکس دلش نمیخواد بمیره. حالا هی بیاید بگید همهٔ بسیجیها رو باید کشت. اونم فقط هارتر میشه که وقتی جلوتون قرار گرفت شما رو راحتتر و با خیال آسوده بکشه.
484
نمیدونم. یا باباتون مشخص نیست یا منبع لقمهای که تو بچگی تپوندن تو حلقتون مشخص نیست که کشتار جمعی دوست دارید.
484
لوبیاشاه تبدیل به یک گارفیلد تمامعیار شده و بهم غر میزنه که با اسباببازی محبوبش بازی کنم و خانوم بشینه تماشا کنه. ملیجک دربار شدیم سر پیری بخدا.
484
دوباره صدای بمب بشنوم یه بلایی سر روانم میآد که تهش نمیدونم چی میشه. فقط میدونم خرداد پارسال یه بار پوست انداختم، اسفند هم یه بار پوست انداختم و برای پوستاندازی سوم هنوز زخمام زیادی تازهست.
484
یه گربه بچهزرنگ سر کوچهمون زندگی میکرد. اصلا به آدما پا نمیداد. برا همین هرکی میخواست بهش غذا بده کنار تیر برق یکم براش غذا میریخت خودش هر موقع صلاح میدونست میرفت غذا رو میخورد.
امروز به سوپریمون گفتم این گربههه کجاست؟ چند هفتهست ندیدمش.
گفت عید که جنگ بود، خلوت شده بوده. سگای جنگل گرسنه بودن (نزدیکمون دو تا جنگلطوره)، از جنگل اومدن اینجا و کشتنش.
گفتم بیچاره از بمب زنده موند ولی بازم عمرش به دنیا نبود. گفت من ماشینمو میذاشتم تو کوچه. از بمب میترسید بره زیرش قایم شه.
خلاصه که قلبم شکسته و برای مظلومیتش خیلی ناراحتم. یاد سوپ میافتم و دوبرابر میخوام بمیرم. دیگه اینقدر گریه کردم این چند روز، همینجوری وسط کارام یه دفعه هقهق میکنم و سینهم تنگ میشه.
484
میخوام برم گربه و تزئین کیک و خیاطی و درامای کسشر بیمعنی ببینم یادم بره تو چه گهکدهای گیر کردیم. باز کنید پدرسگا.
484
داره بارون میآد. با صدای اولین رعدوبرق چنان سیخ شدم که گویی رعدوبرق خورده تو سر خودم. با استرس کانالامو بالا پایین میکردم ببینم دارن کجا رو میزنن. نمیدانم چی بگم. واقعا این زندگی حقمون نبود.
484
در هر صورت هم آمریکا رو گاییدم هم اسرائیل رو، هم جنگطلب رو دو بار گاییدم، و هم رضا رو ده بار.
دو روز دیگه میآن بمب میریزن دوباره رو سرمون. همهتونو گاییدم.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
