487
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1030 天
帖子存档
487
یکی از این تغییرات کاربردی کلمات، استفاده از کلمهٔ حدومرز (boundaries) بهجای کلمهٔ قاعده (rule) هست که خیلی هم آزارم میده.
حدومرز، یک مسئلهٔ شخصیه. شما به عزیزت میگی اگر فلان کار رو بکنی، باهات قطع رابطه میکنم. یا اگر فلان حرف رو بزنی، بهت فحش میدم. یا بهسادگی میگی من حاضر نیستم درمورد فلان مسئله با شما صحبت کنم. دنبال مشورت شما نیستم. دنبال صحبت با شما نیستم. فلان چیز رو من نمیخوام. و بهطور ضمنی با این تذکر بهش میفهمونی فلان کار شما «من» رو ناراحت میکنه.
دقت کردید در هیچکدوم از این مثالها، نگفتیم که «تو» این حرف رو نزن، این کار رو نکن؟ چون حدومرز، یک چیز شخصیه.
حدومرز شما نمیتونه این باشه که فلانی حق نداری این حرف رو بزنی. فلانی، فلان نظرت رو پاک کن. فلانی، فلان کار رو نکن! اینا قاعدهست.
حدومرز اونجاست که میگی خودت چیکار میکنی، حس خودت چیه و حاضر به چه چیزی نیستی. اون طرف مقابل هم خودش سبکسنگین میکنه ببینه مثلا فضولیکردن درمورد مسائل شخصی تو، براش میارزه تو باهاش قطع رابطه کنی یا نه. براش میارزه بهش فحش بدی تا یک موضوع رو باهات مطرح کنه یا نه. دلش میآد تو رو ناراحت کنه تا یک کاری که به نفع خودشه رو انجام بده یا نه. شما نمیتونید برای رفتار بقیه قاعده تعریف کنید، بلکه فقط آنچه که در کنترل شماست میتونه از طرف شما تعیین بشه.
میبینم خیلیها برای دیگران قاعده تعیین میکنن و خیلی هم به خودشون افتخار میکنن که آره، خیلی سفت بودم و حدومرزم رو مشخص کردم؛ درصورتیکه در اوج بیشعوری، برای طرف خط کشیدن و قاعده تعیین کردن.
تعیین قاعده برای دیگری، مخصوصا وقتی زیردست شما نیست و روابط عاطفی و انسانی دارید، بیاخلاقیه و اون رابطه رو وارد کشمکش قدرت و وزنکشی عاطفی میکنه. نکنید.
487
واقعا از این تغییردادن معنای کلمات برای منفعت شخصی/گروهی خستهم. نمیدونم ریشهش کجاست. مردم کتاب نمیخونن؟ فکر نمیکنن؟ دقت نمیکنن؟ چه اتفاقی داره میافته؟ چرا هیچکس درست حرف نمیزنه؟ 😭
487
آدام اسمیت ببینمت گاییدمت. یه بخشی از این بدبختی منم تقصیر توئه که حتی برای دیدن دو تا آدم جدید هم باید پول خرج کنم. پولی که ندارم. هرجا هم رایگان و ارزون بود، با این تئوریت ریده شد توش. تف به قبرت.
487
نمیدونم چی بهت بگم خدای مهربان. بیشترین صدایی که در طول روز از حلق من در میآد «میو»عه برای ارتباط با لوبیا و گاهی همونم اینقدر نمیگم که صدام میگیره. یادم رفته چطوری سوار اتوبوس شهری میشن و میترسم دم سی سالگی برم سوار شم و کار بدی کنم که ضایع باشه. وقتی به یکی کادو میدم و میگه ممنون، یهو میگم نوش جان. دوستام دورن، خانوادهم دورن، خودمم نه پولش رو دارم و نه فرصت و تواناییش رو که برم بهشون سر بزنم.
تا اومدم بفهمم چپ و راستم کجاست، کرونا زندگیم رو گایید. تا اومدم بفهمم کرونا چیه اصلا، مهاجرت زندگیم رو گایید. تا اومدم کار کنم، اماس زندگیم رو گایید، تا اون رو سامون دادم، جنگ زندگیم رو گایید. حالا بچگی پر از تراما و گرونی و سختیهای ازدواجم و خونه و همهش رو هم اشانتیون میدم. الان این زندگی شد؟
دلم میخواست ازت مرگ بخوام ولی اینقد بیرحمی که مطمئنم یه دورم با سرطان زندگیم رو میگایی تا با زجر بمیرم و عزیزانم هم خون به جگر شن.
487
بخدا یه بار دیگه یکی بیاد بگه «ج.ا. برای اسلامی بودن باید حجاب رو برقرار کنه وگرنه حزباللهیها دیگه ازش طرفداری نمیکنن» دو سه تا قتل رو دستم میافته.
گاییدید دیگه اه. کشور مگه فقط مال حزباللهیهاست؟ با مردمتون همزیستی کنید که اسرائیل و آمریکا اینقد راحت موش ندوونن تو ایران. فهمیدنش اینقدر سخته؟ ایران تجزیه شد، کدوم خرابهش میمونه که بخواید اسلام رو برقرار کنید اصلا؟ اونم سر چی؟ حجاب که فروع اسلام هم نیست. اه.
خب توی گوزو اگه زورت میرسه، برو بانکا رو اسلامی کن. برو اقتصاد رو از دست الیگارشهای کونگنده در بیار. اولین زمین بازی و وسیلهٔ وزنکشی و زورآزماییت باید تن زن باشه؟ حالمون به هم خورد اینقدر بحث الکی کردیم بخدا. 🤮
487
راستش اینقدر تو خونه موندم و با هیچکس ارتباط نداشتم که تمام شخصیتم داره تحلیل میره. دیگه مثل قبل بلد نیستم شوخی کنم. تپقزدنام دهبرابر شده. حرفای تو لفافهٔ دیگران رو هم متوجه نمیشم و ده روز بعد میفهمم.
برای خودم ناراحتم.
487
Anyways,
میخوام مستطاب نجف دریابندری رو بخرم و باید پول کنار بذارم براش. =))))
من دریابندری رو قبل از هر چیزی، به اسم مترجم میشناختم و هر بار یادم میآد چنین کتابی داره، یه دور جدید متحیر میشم.
دریابندری تو چه مردی بودی آخه. عاشق کلمه و زندگی بودی. روحت در آرامش.
487
راه دور نریم اصلا. قبل این جنگ اینترنت پرو داشتیم؟! اینقدر وقیح توی صورتمون زل میزدن و میگفتن برای ارتباط با دنیا باید چند برابر خرج کنید و به همهتون هم نمیدیم؟ مادر من برای یه ایمیل ثبتنام در یک اپلیکیشن چرند باید دست به دامن من میشد؟ 🙄 همین دو ماه پیش رو هم یادشون میره و وقتی بهشون میگی گاو، ازت ناراحت میشن.
487
یکی بهم پیام داده که از این سیاهترم مگه داریم؟
خب این حرف رو اسفند هم زدن و دیدید که داریم. همین الان در لیبی آزادانه مردم رو بهعنوان برده میفروشن. سوریه تمام روز برق نداره. مردم فلسطین آب تمیز ندارن و تو صف غذای امدادی، برای یک کیسه آرد کشته میشن. تمام زندگیشون رو دارن توی چادر میگذرونن و گاهی حتی نیروی امدادی هم نمیتونه بهشون برسه. ۱.۳ میلیون دام در لبنان در اثر تجاوز اسرائیل کشته شدن. کلی از زمینهای کشاورزیشون نهتنها از بین رفته، بلکه سالها ممکنه طول بکشه تا بتونن کشت و زرع کنند و این یعنی گرسنگی! رد خون هنوز از دیوارهای سودان پاک نشده. مردم اندونزی، بعد از این همه سال، هنوز سیستم دفع زبالهٔ موثر ندارن. این هیچ، زبالهٔ دنیا هم میره بهشون میرسه و نمیتونن کاریش کنن. در عراق، هنوز بهخاطر سموم تجهیزات جنگی، بچهها دفرمه به دنیا میآن. افغانستان هم که دیگه... طالبان هر گهی بود، بعد جنگ ضریب هزار گرفت و الان زنها تنها تو خیابون هم نمیتونن برن. نمیدونم والا. به نظر من که روزگارشون هنوز سیاهتر از ماست.
487
این بیمغزها هنوزم میآن میگن بالاتر از سیاهی رنگی نیست، جنگ رو ادامه بدید. =))) کاش میشد از طریق اسکرین تف کرد تو صورتتون.
487
نمیدونم اصلا کجای راهم اشتباه بود که این همه سلطنتطلب اینجا جمع شده بودن. خیلی به آرمانهای تجددگرایانهم میبالیدم. یه جایی اشتباهی شده بوده که با هم هممسیر شده بودیم.
487
تو شهر ما یه آقایی دم تیغ اعدام بود و یه جمعیتی داشتن خودشون رو در و دیوار میزدن تا اعدامش نکنن. جرمش چی بود؟ حمل مواد.
طرف نه ساقی بود، نه معتاد. فقط فقیر بود. بهش گفته بودن این کیف رو ببر دم مرز، ده میلیون پول بهت میدیم. اونم قبول کرده بود، بدون اینکه بدونه تو اون کیف چیه. حتی کل کیف هم پر از مواد نبود.
گرفته بودنش و براش حکم اعدام بریده بودن. یادمه وقتی پدرم تعریف میکرد که خانوادهش تحت چه فشاریان، به من که حتی یک بار هم ندیده بودمش داشت فشار میاومد.
این رو تعریف کردم که بگم من از اعدام بیزارم. سینهم تنگ میشه از فکر اینکه یک نفر دیگه برام تصمیم بگیره کی زندگیم تموم خواهد شد و از کجا بهبعد غیرقابلاصلاح در نظر گرفته میشم.
فقط تو کتم نمیره که یکی که دقیقا همین سرنوشت رو برای من خواسته، دغدغهش جلوگیری از تکرار این سرنوشت باشه. تفاوت وسیلهٔ مرگ افراد، تفاوت موضع شما رو توجیه نمیکنه. اگر بمب دوست داشتید، الان با اعدام هم نباید کونتون کج بشه.
487
اون روزی که خوشرقصی کردند واسه بمب و جنگ، باید فکر امروز رو میکردند که اعدام به تخم هیچکس نخواهد بود.
نمیشه که واسه بمب ارزون باشیم و تنمون از فولاد آبدیده™باشه ولی یهو طناب برای گردن نازکمون سنگین و گرون بشه.
ارزونمون کردند. بالا و پایین و چپ و راستم نداره.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
