ch
Feedback
تاریخ ایران

تاریخ ایران

前往频道在 Telegram

شناسایی منابع و مآخذ مربوط به تاریخ ایران باستان و تاریخ ایران دوره اسلامی و تاریخ اجتماعی زرتشتیان و ذکر مطالب محققان و پژوهشگران تاریخ کیش زرتشتی.

显示更多
2 552
订阅者
无数据24 小时
+37
+1030
帖子存档
01.-Paola-11099-State-of-siege-OST.mp34.19 MB

تحمیل فشار شدید به گرده ملت فقیر! – ۱۲۹۸ ه.ق. #قاجار #سفرنامه #ایرانشناسی #تاریخ_ایران حکام ایالات هم حکومتی خویش را با پرداخت مبلغی کلان بعنوان پیش‌کشی چاکرانه به دربار دریافت می‌کنند که این یکنوع مداخل معمولی مربوط به شاه است. از طرفی او جمع مالیات سالیانه مملکت را که در حدود یکصد هزار تومان می‌گردد، بمنظور خرج کردن در موارد مختلف به نصف میزان آن بیکی از رجال ثروتمند دست‌اندرکار دربار و همه کاره‌های خودش پیش‌فروش می‌کند [که] این هم یکی دیگر از مداخل سلطان است. پیش‌خریدکننده مالیات از شاه هم با کمک گرفتن از عوامل قدرت و با همکاری زیردستان خودش ضمن تحمیل فشار شدید به گرده ملت فقیر، مالیات حدود یکصدهزار تومان اصلی را تا دو برابر این میزان، یعنی تا حدود دویست‌هزار تومان شاید هم بیشتر از رعایای بیچاره بزور وصول می‌کند که در این میان یک‌صد تا یک‌صد و پنجاه‌هزار تومان سود برده است و در پیش خود این را یک حق قانونی و نوعی مداخل بحساب می‌آورد. خود من اگر خواسته باشم اسبی، فرشی، یا حتی چند پاند شکر بخرم، نوکر و ناظر خریدم ده‌درصد بروی قیمت اصلی می‌کشد و آنرا بحساب من می‌گذارد، یا اگر تصمیم به فروختن اسبم بگیرم باز هم پس از انجام معامله ده‌درصد از اصل قیمت فروش را برای خودش برمی‌دارد. یا باری را که خریده بدست قاطرچی می‌سپارد و پس از پیاده کردن بار و مرخص کردن قاطرچی ده‌درصد بروی آن می‌کشد. کار بجائی کشیده که همه مردم این کار غیرقانونی و ناعادلانه را حق خود می‌دانند و با جسارت تمام در حضور جمع از آن صحبت می‌کنند. با توجه به این موارد در این میان من چه انتظاری از نوکر بیسواد خودم دارم که بخواهم او را از مداخل معمولی خودش بازدارم. حتی در چند موردی که موفق به مچگیری او با دلیل و مدرک شدم و نسبت بکارش اعتراض کردم، اینبار با جسارت تمام صدا بلند کرد: صاحب! این حق قانونی من است زحمت می‌کشم و باید که مداخل داشته باشم. هرگاه قادری اجناسی را که من از بازار می‌خرم و بمنزل می‌آورم بقیمت ارزانتری بخری، خیلی خوب پس چرا معطلی؟ پس حال که قادر به اینکار نیستی، حق اعتراض هم نداری. بله، این ده‌درصد مداخل در تمام شئون ایران بصورت یک حق قانونی در آمده و در حال حاضر مبارزه با آن عینا بمثل مشت بر سندان کوبیدن است. ولی کاش کار بهمین ده‌درصد ختم می‌شد و جریان دزدیهای علنی و فساد بیش‌از حد در امور بصورت علنی و به این شدت نبود. (ص ص ۱۰۶_۱۰۷) مأخذ: ویلز. ایران در یک قرن پیش (سفرنامه دکتر ویلز). ترجمۀ غلامحسین قراگوُزلو. تهران: اقبال. سال ۱۳۶۸ @atorshiz

شهرام_ناظری_می_گذرد_کاروان_لطفی.mp37.58 MB

Yas Baaq.mp340.03 MB

چه ماندن و چه زنده بودنی! #قاجار #ایرانشناسی #تاریخ_ایران من گاهی از مردن اینها خوشحال می‌شوم. زیرا می‌بینم به این فلك‌ زده‌ها چه می‌گذرد و همان بمیرند خلاص شوند بهتر است. یك آدمی كه در سال یك شكم سیر غذا نخورد، یك روز راحت و آسایش نداشته باشد، یك تكه لباس تازه تن نكند، یك شب سرش را روی یك بالش نرم یا خشن نگذارد، در تمام سال طعم هندوانه یا یك میوه دیگری به مذاقش نرسد چه ماندن و چه زنده بودنی دارد. (ج۷، ص ۵۴۲۴) مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. سال ۱۳۷۸ @atorshiz

فقر و مسكنت سرتاسر مملكت ما را فراگرفته روزبه‌روز هم بدتر و سخت‌تر می‌شود و امسال هم معلوم نیست محصول بهتر از سال گذشته باشد. #قاجار #ایرانشناسی #تاریخ_ایران اما از حیث اقتصاد دیگر برای ایرانی پشیزی باقی نیست. فقر و مسكنت سرتاسر مملكت ما را فراگرفته روزبه‌روز هم بدتر و سخت‌تر می‌شود و امسال هم معلوم نیست محصول بهتر از سال گذشته باشد. سایر امتعه هم كه خدا می‌داند به كجا و چه جا رسیده كه هر ایرانی در ترتیب امر معیشت خود دچار هزارها مشكلات شده كه یكی از آن در ایام عادی سالهای قبل از جنگ برای فنای هر خانواده كافی بود. باری بگذریم از این مطالب كه نوشتن آن جز سوزش قلب كاتب دیگر اثری در دوره ما بدان مترتب نیست. (ج۷، ص ۵۳۱۷) مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. سال ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. @atorshiz

هیچ‌چیز برای خوردن نداریم!‌ #قاجار #ایرانشناسی #تاریخ_ایران دوشنبه ۱۴ رمضان [۱۳۳۶ هجری]، ۱۳ درجه سرطان- هوا خنك است و گرم نشده. تازه توت دارد سفید می‌شود. هیچ‌چیز برای خوردن نداریم. من همچو رمضانی در عمرم ندیده بودم كه افطار و سحر هیچ نباشد و گرسنه بلند شویم. اصلا میوه هم كم است. صبح بیرون رفتم بابا احمد كشمرزی از طهران با دستخط حضرت اقدس والا و حاج افخم الدوله آمده بود. ( ج۷، ص ۵۲۷۱) مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. سال ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. ۱۰ جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. @atorshiz

كاش ما در یكی از ممالك دیگر زندگانی داشتیم! - ۱۲۹۷ خورشیدی #قاجار #ایرانشناسی #تاریخ_ایران كاش ما در سامولی‌لند، زلولند، مادگاسكار موطنمان بود، یا جلای وطن می‌كردیم. كجای دنیاست جز روسیه كه حال مملكت و اهالی بدبخت آن این قسم باشد كه ما ایرانیها دچار و مبتلا هستیم. من عهد می‌كنم روسیه هم آرام شود باز ایران امنیت و آسایش نباشد. (ج۷، ص ۵۲۳۶) مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. سال ۱۳۷۸. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر. @atorshiz

از بس دزدی و سست‌ عنصری و پستی و جهل و فساد و ظلم دیده‌اند به جان آمده‌اند #ایرانشناسی #پهلوی #تاریخ_ایران مردمانی دیگر نیز هستند خوب و پاک عقیده و غمخوار ایران که از بس دزدی و سست‌ عنصری و پستی و جهل و فساد و ظلم دیده‌اند به جان آمده‌اند و دائم در جستجوی علّت بلیّات دامنگیر ایرانند و مثل بیماری که به مرضی کهنه گرفتار است و هر دوائی را امتحان میکند به هر قولی گوش میدهد و مانند مادری که نمیتواند رنجوری و ناتوانی و درد کشیدن فرزند خویش را مشاهده کند و مرگ او را از خدا میخواهد. این مردمان بیچارهٔ دلسوز هم از گشایش کار ایران امید برمیگیرند و از عقل می‌گریزند.(ص ۹۶) مأخذ: شادمان، فخرالدین. تسخیر تمدن فرنگی. تهران: چاپخانه مجلس. سال ۱۳۲۶ @atorshiz

این جماعت بر هیچکس رحم نیاوردند #مغولان #ایرانشناسی #کتاب_مرجع #تاریخ_ایران شاید مردمان دیگر مثل این حادثه را که تا انقراض عالم و پایان دنیا نبینند. یاجوج و ماجوج و دجال لااقل بر اتباع خود ابقا می کنند و مخالفین را از میان بر میدارند ولی این جماعت بر هیچکس رحم نیاوردند، زنان و مردان و کودکان را کشتند و شکم حاملگان را دریدند و اطفال جنین را نیز به قتل آوردند، انالله و انا الیه راجعون و لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم، آتش این حادثه دامن عالم را گرفت و ضرر آن همه خلق را شامل شد و سیر آن در بلاد بی شباهت بابری که در دنبال آن بادی در وزش آید نبود.(ص ۱۰۰)

ذکر واقعه استیلای مغول توسط مورخ مشهور عزالدین بن الاثیر #ایرانشناسی #مغولان #تاریخ_ایران #کتاب_مرجع مورخ مشهور اسلام عزالدین بن الاثیر که در روزهای استیلای مغول بر ممالک شرقی اسلام در موصل و الجزیره می زیسته و کتاب معروف خود کامل التواريخ را دو سال قبل از فوت خویش یعنی در سال (۶۲۸ ه)بانجام رسانده در ذکر واقعه استیلای مغول چنين مینویسد : شاید مردمان دیگر مثل این حادثه را که تا انقراض عالم و پایان دنیا نبینند. یاجوج و ماجوج و دجال لااقل بر اتباع خود ابقا می کنند و مخالفین را از میان بر میدارند ولی این جماعت بر هیچکس رحم نیاوردند، زنان و مردان و کودکان را کشتند و شکم حاملگان را دریدند و اطفال جنین را نیز به قتل آوردند، انالله و انا الیه راجعون و لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم، آتش این حادثه دامن عالم را گرفت و ضرر آن همه خلق را شامل شد و سیر آن در بلاد بی شباهت بابری که در دنبال آن بادی در وزش آید نبود. طایفه ای از حدود چین حرکت کردند و بلاد ترکستان مثل کاشغر و بلاساغون را گرفتند و از آنجا شهرهای ماوراءالنهر مثل سمرقند و بخارا را مالک شدند. گروهی از ایشان به خراسان آمدند و با تصرف بلاد و قتل مردم و غارت و ویرانی از سر آن گذشتند بعد به ری و همدان و بلاد جبال رسیدند و تا حد عراق تاخته آهنگ آذربایجان و اران کردند و در کمتر از یک سال بیشتر مردم این نواحی را کشتند و جز معدودی که پای فرار داشتند کسی از دم تیغ ایشان سلامت نجست و این از نوادر وقایعی است که مثل آن نشده.(ص۱۰۰_۱۰۳) مأخذ: اقبال آشتیانی.عباس. تاریخ مغول. انتشارات امیر کبیر. سال ۱۳۶۵ @atorshiz

کمتر کسی است که از این تعبیر جوینی متاثر نشود که می گوید: #مغولان #ایرانشناسی #تاریخ_ایران بقدری از افراد بشر کشته شده بودند که رستاخیز محشر نیز بندرت مي توانست جبران آن کمبود ها را بکند. (بخش ۱۰ نگاهی به دوره مغول _ ص۱۷۱)

امغولان نمایندگان کشتارهای همگانی #ایرانشناسی #مغولان #تاریخ_ایران پس از آشوریان باستانی، مغولان بعنوان نمایندگان کشتارهای همگانی شریرترین و بد نامترین افراد بودند که ملتهایی را تماما یا نابود می ساختند یا تبعید می کردند و رکورد نفرت انگيزشان در کشتار، تا زمان قتل عامهای نازی روزگار خودمان، شکسته نشده بود. در این داستان خونین در زندگی، وقایع نگاران مسیحی و مسلمان با یکدیگر توافق دارند. هنگام نقل قول وقایع وحشت انگیز لحن آنان خفه و محزون است و امروز کمتر کسی است که از این تعبیر جوینی متاثر نشود که می گوید: بقدری از افراد بشر کشته شده بودند که رستاخیز محشر نیز بندرت مي توانست جبران آن کمبود ها را بکند. (بخش ۱۰ نگاهی به دوره مغول _ ص۱۷۱) مأخذ: ج.ج.ساندرز. تاریخ فتوحات مغول. ترجمه: ابولقاسم حالت. امیر کبیر. سال ۱۳۶۱ @atorshiz

هزاران کاوه در این خاک پاک است فریدون ها در اینجا سینه چاک است بترس از آخر شه نامه شاها که ظالم عاقبت پشتش به خاک است @atorsh
هزاران کاوه در این خاک پاک است فریدون ها در اینجا سینه چاک است بترس از آخر شه نامه شاها که ظالم عاقبت پشتش به خاک است @atorshiz

5_1791239609(1).mp35.84 MB

1_1418604741.mp31.10 MB

4_845759225.mp38.92 MB

6_-1438056196.mp36.39 MB

3_-1035211032.mp35.08 MB