ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
628
订阅者
+724 小时
+767
+8130
帖子存档
...

شاه دل من پویا @simar50 #آهنگ_شاد

چهار شکست‌خوردۀ مهم درگیری‌ها در غزه #رحیم_قمیشی با پذیرش این نکته که هیچ جنگی "پیروز" واقعی ندارد، ببینیم در جنگی که حماس و جهاد اسلامی در منطقه غزه آغاز کرده‌اند چه کسانی قطعا و در هر حال، شکست خوردگان بزرگ می‌توانند لقب بگیرند؛ ۱ - اسرائیل این رژیم ادعا داشت با تسلط نظامی و زورگویی می‌تواند تا ابد فلسطینیان را در قفس نگهداشته، از قطعنامه‌های سازمان ملل سرپیچی نموده و با بستن قراردادهای صلح با سران کشورهایی استبدادزده، می‌تواند حاشیه امنی برای خود بسازد. یقینا اولین و مهمترین شکست خورده این اقدام حماس، اسرائیلی است که وانمود می‌کرد چنان قدرتی دارد که همه کشورهای منطقه هم دست به یکی شوند امکان شکست او را ندارند. هیمنه ارتش پوشالی اسرائیل شکسته شد، نه با موشک‌های دوربرد سپاه و جمهوری اسلامی، با چند پارتیزان جان به لب رسیده. ۲ - آمریکا و حامیان مهم اسرائیل؛ آنها که در هر حال حق را به اسرائیل می‌دادند و در برابر تجاوزات آن کشور به زمین‌های فلسطینیان و شهرک‌سازی‌های غیرقانونی، و فشار دائمی و تحقیرآمیز به مردم فلسطین، خفقان گرفته بودند، متوجه شدند؛ هر چقدر هم حقیقت را بپوشانند، ظلم پایدار نمی‌ماند، و مردمی که تحت فشار هستند به هر نحو، حق خود را مطالبه خواهند نمود. و آنها باید شرمنده شوند که در قرن ۲۱ همچنان برای فروش سلاح، چشم بر هر ظلم و‌ جنایتی می‌بندند. ۳ - حماس و مردم فلسطین؛ حماس مانند محسن رضایی پیش‌بینی کرده بود با گرفتن چند اسیر اسرائیلی ولو غیرنظامی، می‌تواند امتیازات مهمی از اسرائیل بگیرد. حماس می‌دانست مناطقی را که در اختیار می‌گیرد قادر به نگهداری‌شان نیست، اما فریب تحریک کنندگانش را خورد، که شکستن هیمنه اسرائیل یک پیروزی بزرگ برای مردم فلسطین است! در حالیکه هیمنه اسرائیل با یک فیلم مستند، با یک فعالیت فرهنگی، سیاسی و اطلاع‌رسانی در عصر جدید هم امکان شکسته شدنش وجود دارد. اگر در پایان این درگیری گفته شود پانصد اسرائیلی و ده هزار فلسطینی کشته شدند، و جهان فلسطینی‌ها را به‌خاطر شروع درگیری محکوم کند، آیا باز حماس برنده است؟ این گروه نظامی به‌خاطر پیش‌بینی نکردن آیندۀ حمله‌اش، قطعا یکی از بازندگان خواهد بود. صرفنظر از آنکه ننگ کشته شدن مردم عادی از هر طرفی تا ابد بر پیشانی‌اش خواهد ماند، و مردم عادی فلسطین که باید عواقب این جنگ را متحمل شوند. ۴ - حاکمیت ایران؛ سه شکست خوردۀ پیش گفته، صرفا یک تحلیل است، که می‌شود تصورشان کرد و تأسف خورد، اما شکست خورده مهم و آخر، با سرنوشت ما سر و کار دارد. حاکمیتی که همچنان تصور می‌کند راه پیروزی از لوله اسلحه، از داغ و درفش، از اسیرگیری، از موشک‌ها، از شهیدسازی، از خانه خراب‌کنی می‌گذرد. و ما در قبال تصمیمات نابخردانۀ آن حاکمیت مسئولیم! حاکمیت ایران هر چقدر هم اقدام حماس را یک پیروزی تاریخی نام بگذارد، آن را در راستای پیشگویی‌های خود مبنی بر محو اسرائیل قلمداد کند، هر چقدر پول‌پاشی کند، نخواهد توانست ثابت کند راهی که برگزیده صحیح است. دنیا تغییر کرده. تحریک گروه‌هایی برای ایجاد درگیری و اقدام مسلحانه و کشتار، برای رسیدن به هدف، تمام شده، آنهم هدفی که قسمت مهمش اثبات قدرت کشور دیگری (ایران) باشد. فشاری که بر مردم فلسطین می‌آید قابل درک است. مظلومیت آنها در برابر رژیمی که هنرش قوای نظامی‌اش است محرز است، اما آیا راه‌حلی جز به خطر انداختن جان غیرنظامیان از هر دو طرف وجود ندارد؟ آنچه که اینک در حال اتفاق افتادن است، انجماد فکری عده‌ای است که تصور می‌کنند هنوز در قرن‌های بسیار دور و تاریخ گذشته، زندگی می‌کنند و قرار است با اسلحه، با گروگان‌گیری، با ایجاد نامنی، با کشتن و کشته دادن، به اهداف بزرگی برسند! ما نمی‌توانیم اسرائیل و فلسطینیان و کشورهای حامی و منفعت‌طلب اسرائیل را متوجه کنیم این راه پر زیان و نافرجام است، اما اینکه حاکمیت ما، خود را پیروز میدانی خون‌آلود تصور می‌کند! اینکه جشن راه بیندازد که ببینید پیش‌بینی ما درست بود و اسرائیل دارد نابود می‌شود! اینکه از بودجه مردم ضعیف ایران استفاده کرده و در سایر کشورها با صرف هزینه‌های گزاف گروه‌های نیابتی مسلح ایجاد کند، شکست مضاعفی است که به کشور ما تحمیل می‌شود. هم کشورمان ضعیف می‌شود، هم مردم‌مان فقیرتر و هم سیاستی پی گرفته می‌شود که جز شکست چیزی به همراه ندارد! هنوز وسط بازی خونباری هستیم که حماس با پشتوانه ایران و برخی قدرت‌های پنهان دیگر (به احتمال زیاد روسیه) آغازش کرده. اما خواهیم دید، ایران و مردم عادیِ فلسطین، دو شکست خورده مهم این بازی خواهند بود! @simar50

منطق که نباشد! #رحیم_قمیشی خیلی نوجوان بودم، پسر همسایه‌ای داشتیم خیلی کم‌سن‌تر از خودم، حرص می‌خوردم که اسم او هم رحیم بود! تابستان‌ها که می‌شد بساط کوچکی پهن می‌کرد و خرت و پرت‌هایی مثل آدامس و لواشک و یام‌یام می‌فروخت. رفتم از او آدامس خروس‌نشان بخرم، پرسیدم؛ چند؟ گفت دانه‌ای یک ریال، دو تاش سه ریال! گفتم عزیزم! این نمی‌شود، یا بگو دانه‌ای دو ریال، دو تاش سه ریال، یا بگو دانه‌ای یک ریال، دوتاش سی شاهی (۱.۵ ریال). قبول نمی‌کرد که نمی‌کرد. دو آدامس که می‌خواستم بخرم باید می‌گفتم یک آدامس بده، یک ریال. پولش را می‌دادم، دوباره می‌گفتم یک ادامس دیگر بده، باز هم یک ریال می‌دادم، که گاهی اعتراض می‌کرد تو داری سرم کلاه می‌گذاری! اصلا هم منطق ریاضی حالی‌اش نبود. کودکان امروزی را نبینید چقدر باهوشند، آن وقت‌ها خیلی از کودکان تا اوایل دبستان هم درک درستی از ریاضی نداشتند! بگذریم از اینکه برخی از همان‌ها بدون طی کردن دبیرستان و دانشگاه، امروز مقدرات مهم کشورمان در دست‌شان است! خاطره بالا را گفتم که بگویم منطق نه فقط جزء مهم کشورداری و اقتصاد ، که اصلا جزء مهم زندگی و یا تجارت ساده است. ما از آن روزی که کشور - دولت ملت- را تشکیل دادیم، با خیلی از الگوهای قدیمی مثل امپراتوری و امت و خلافت، خداحافظی کرده و بالطبع قواعد جهانی و حکمرانی جدید بر اساس منافع ملی را پذیرفته‌ایم! آن وقتی که عضو سازمان ملل شدیم قواعد بین‌المللی را پذیرفتیم. وقتی عضو سازمان یونسکو شدیم، قواعد کلی آن را پذیرا شده‌ایم. هم محدودیت‌هایش را هم مزایایش را. وقتی عضو ای اف سی شدیم، قواعد کنفدراسیون فوتبال جهانی را پذیرفته‌ایم. هم مزایایش را، هم محدودیت‌هایش را. اما متاسفانه حاکمیت ما یاد نگرفته از مزیت‌های مجموعه‌های جهانی استفاده کرده و خودش را با محدودیت‌هایش سازگار کند. با همه سر جنگ دارد.، هنوز تفکر سیستمی به آن راه نیافته! اسم شورای امنیت و سازمان ملل که بیاید، به‌جای آنکه احساس خوشایندی پیدا کنیم که مجموعه‌ای وجود دارد تا در زمان خطر از ما دفاع کند، یاد تحریمش می‌افتیم. یونسکو را با آنهمه خدمات آموزشی و فرهنگی‌اش، دشمن می‌دانیم که فقط دنبال احقاق حقوق همجنسگراهاست! سازمان حقوق بشر جهانی را در خدمت صهیونیست‌ می‌پنداریم، ای اف سی را مرکز فساد و... ما در روش کشورداری فاقد منطق هستیم. کسی به حاکمان ما منطق ریاضی را یاد نداده. یک امتیاز باید داد، تا دو امتیاز بگیریم! امکان ندارد بشود امتیازی نداده و ده‌ها امتیاز گرفت. این یک منطق است! ما همان پسر بی‌سوادی شده‌ایم که پای بساط نشسته بود، و یک آدامس را می‌فروخت یک ریال، دو تاش سه ریال! هر کس می‌گفت اشتباه می‌کنی یک فحش نصیبش می‌شد! امروز به مقامات عالی جرئت نداریم بگوییم شما بی‌سوادید، بلافاصله متهم  می‌شویم به اینکه امنیت ملی را مخدوش کرده‌ایم، تحت تاثیر بیگانه‌هاییم! کار کردن با انها که منطق را نمی‌شناسند. کار کردن با آنها که در عین بی‌سوادی فکر می‌کنند خیلی می‌فهمند، واقعا ممکن نیست. یا طبق قوانین کنفدراسیون فوتبال ما اجازه داریم تندیس شهید سلیمانی را در ورزشگاه به نمایش بگذاریم. یا این حق را نداریم. چرا با احساسات و عواطف ده‌ها هزار تماشاگر بازی می‌کنیم؟ اگر قواعد جهانی اجازه نمی‌دهد کشوری را که عضو سازمان ملل است تهدید به نابودی کنیم، نباید بکنیم! اگر فلسطینی‌ها رضایت دارند نظام دو کشوری را در منطقه خود داشته باشند، ما حق نداریم به‌جای آنها تصمیم بگیریم. اگر تمام اقتصاددان‌ها می‌گویند با چاپ پول بدون پشتوانه، تنها فقر توسعه می‌یابد، ما حق نداریم پول چاپ کنیم و جیب مردم را غارت کرده، حقوق‌ها را ده میلیونی کنیم، بدون انکه قدرت خرید هزار تومانِ اول انقلاب را داشته باشند! چیزی هست به نام منطق! استادهای باسواد را اخراج می‌کنیم. معلوم است دانشگاه بی‌محتوا می‌شود. دانشجو مهاجرت می‌کند. سیاست را وارد ورزش می‌کنیم، چوبش را ورزشکاران و مردم می‌خورند. از ایران می‌روند. ایدئولوژی را وارد حاکمیت کنیم، مردم به‌شدت لطمه می‌خورند. منافع ملی آسیب می‌بیند. مردم که روز به روز فقیرتر می‌شوند معنی‌اش آنست که سیستم حکمرانی ما غلط است خیلی غلط است و باید جایشان را به گروه جدیدی بدهند. بعد از ۴۵ سال نمی‌شود گفت فرصت نبوده! این یک منطق است. یک گزاره منطقی بسیار ساده. کاش حاکمان منطق را متوجه می‌شدند! @simar50

... خودشان هم خسته شده‌اند! اگر با آمریکا مذاکره کنند دردسر دارند؛ اگر با امریکا مذاکره نکنند بازهم دردسر دارند... اگر آمارهای اقتصادی‌شان را اعلام نکنند باعث آبروریزی است، اگر دستکاری کنند و اعلام کنند بیشتر باعث آبروریزی است، اگر بدون دستکاری اعلام کنند بیشترتر باعث آبروریزی است... اگر درباره موضوعاتی که مطرح می‌شود توضیح ندهند، اتهام متوجه آن‌هاست، اگر توضیح که بدهند بیش از قبل اتهام متوجه آن‌هاست... اگر زنان را به ورزشگاه‌ها راه بدهند مشکل دارند و اگر راه ندهند بازهم مشکل دارند... اگر قانون‌گذاری نکنند گرفتار می‌شوند، قانونی که می‌گذارند بیشتر گرفتارشان می‌کند... اگر با دنیا دشمن باشند ضرر می‌کنند، اگر دوست هم باشند ضرر می‌کنند... اگر سکوت کنند می‌بازند، اگر حرف بزنند هم می‌بازند و هم معلوم می‌شود حرف زدن بلد نیستند... اگر هیچ کاری نکنند خرابکاری‌های‌شان ادامه پیدا می‌کند، اگر کاری کنند هم خرابکاری‌های‌شان ادامه پیدا می‌کند... فقط یک نمونه از این‌ها در تاریخ آمده؛ خودشان هم خسته شده‌اند از خودشان! #محمدحسین_روانبخش @simar50

... خودشان هم خسته شده‌اند! اگر با آمریکا مذاکره کنند دردسر دارند؛ اگر با امریکا مذاکره نکنند بازهم دردسر دارند... اگر آمارهای اقتصادی‌شان را اعلام نکنند باعث آبروریزی است، اگر دستکاری کنند و اعلام کنند بیشتر باعث آبروریزی است، اگر بدون دستکاری اعلام کنند بیشترتر باعث آبروریزی است... اگر درباره موضوعاتی که مطرح می‌شود توضیح ندهند، اتهام متوجه آن‌هاست، اگر توضیح که بدهند بیش از قبل اتهام متوجه آن‌هاست... اگر زنان را به ورزشگاه‌ها راه بدهند مشکل دارند و اگر راه ندهند بازهم مشکل دارند... اگر قانون‌گذاری نکنند گرفتار می‌شوند، قانونی که می‌گذارند بیشتر گرفتارشان می‌کند... اگر با دنیا دشمن باشند ضرر می‌کنند، اگر دوست هم باشند ضرر می‌کنند... اگر سکوت کنند می‌بازند، اگر حرف بزنند هم می‌بازند و هم معلوم می‌شود حرف زدن بلد نیستند... اگر هیچ کاری نکنند خرابکاری‌های‌شان ادامه پیدا می‌کند، اگر کاری کنند هم خرابکاری‌های‌شان ادامه پیدا می‌کند... فقط یک نمونه از این‌ها در تاریخ آمده؛ خودشان هم خسته شده‌اند از خودشان! #محمدحسین_روانبخش @simar50

آن پاسخ های بی رحمانه را به یاد بیاور! به بیاد بیاور؛ تا دلتنگ نشوی.. https://t.me/bikalamusicnasim

آرمیتا، عزیز دل، برگرد! برگرد و شانزده سالگی ایران را به قصه برگردان. برگرد، حق توست مانند میلیون‌ها هم‌سن و سال خودت، زندگی کنی. اینجا درختان را توانی نمانده که روی پای خود بایستند. برگرد و جانِ سبز را به شاخه برگردان. برگرد اینجا دیگر گنجشکان یادشان رفته صبح‌ها باید آواز بخوانند. یادشان رفته بال دارند. برگرد و پرواز را به بال‌های مرده و آواز را به حنجره های مرده برگردان. برگرد، اینجا ماه در آسمان برای حضور باید اجازه داشته باشد. اینجا بدر شدن تاوان دارد. ما همه هلال‌مرده‌ایم. برگرد و قرص کامل ماه شب چهاردهم این سرزمین باش. برگرد این قصه بی‌تو، دروغی بزرگ است. برگرد تا آیینِ عطر، به بنفشه و یاسمن‌هایی که یادشان رفته خوشبویی مرام این سرزمین بود، برگردد. برگرد گنجشکان منتظرند تا روی سینه‌ات آواز بخوانند. برگرد و سازها و آوازهای گریخته را برگردان. برگرد، می‌خواهم تو را شعر کنم پیش از آنکه شعر را بر دار کشند. برگرد، تا نامه‌های عاشقانه‌ی این سرزمین برگشت نخورد. برگرد می‌خواهم شانزده‌سالگی این سرزمین را به کافه‌ای دعوت کنم، پیش از آنکه فنجان‌های خالی قهوه را زنده به گور کنند. برگرد تا ماهیان آزاد رود ارس دوباره رودخانه را خلاف جهت شنا کنند تا سرچشمه. تا دنیا آوردن ماهیان بی‌باک. اینجا پس از مهرشاد، بوی نان از گندم گریخته. برگرد و بوی نان را به گندم برگردان. برگرد تا رنگ به گل سرخ برگردد، برگرد تا ماه، بی‌ترس به آسمان برگردد، برگرد تا بوی گندم به نانِ رنگ‌و‌رو پریده‌ی ما برگردد، برگرد تا صورتیِ گمشده‌ی فلامینگوها به دریاچه‌ی ارومیه برگردد. برگرد و بازگشتن را به جانِ رفته‌ی این سرزمین برگردان. اینجا همه چیز به اغما رفته است. سقف‌ها کوتاه شده و دیوارها بلند. قصه‌ها از ما گریخته‌اند. عزیزکم، برگرد و شهرزاد را به قصه برگردان. #آرمیتا_گراوند