ch
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

前往频道在 Telegram
545
订阅者
无数据24 小时
+27
-430
帖子存档
"خزان عشق" معروف به ( شد خزان ) خواننده: بابك رادمنش آهنگساز: جواد بديع زاده شاعر: رهى مُعيّرى تنظيم و نوازنده سه تار: بابك رادمنش @BabakRadmanesh

چيزى بگو آهنگساز و خواننده: بابك رادمنش ترانه سرا: حميد ناصحى تنظيم: بهروز صفاريان @babakradmanesh

‌‌... مهندسیِ معنای همکاری ماجرای مجوز گرفتن شروین مانند آن است که وسط یک مراسم ختم، ناگهان بلندگوی مسجد آهنگ شش‌و‌هشت پخش کند: هیچ‌کس با آهنگ مشکل ندارد، با تناقضِ لحظه مشکل دارد. جامعه‌ی  پس از ۱۴۰۱ ، با قبل از آن تفاوت بنیادین دارد. مفهوم گرفتن مجوز از ارشاد پس از ١۴٠١ بار معنایی سنگینی یافته. این جامعه وقتی می‌شنود نماد اعتراض١۴٠١ از ارشادی مجوز گرفته که کارش حذف صدای مردم است، طبیعی است که احساس بدی داشته باشد. انگار به مردم گفته باشند: «آن خواننده‌ای که با صدایش گریه کردید؟ الان آمده از همان جایی مجوز گرفته که اشکتان را درآورده.» خشم مردم از موسیقی نیست. مردم از «مهندسی معنای همکاری» حالشان بهم‌خورده. همه می‌دانند این روزها مجوز یعنی: «بیا داخل فقط اول شخصیتت را پشت در آویزان کن.» و وقتی نماد اعتراضشان از این در رد می‌شود، حس می‌کنند ماجرا از «انتشار آلبوم» گذشته و به «بازسازی چهره‌ی حکومت» رسیده. اما زمان‌بندی هم فاجعه‌بار بود. وسط رسوایی اینترنت سفید و حمله به نمادهای ایرانی، ناگهان خبر می‌رسد که: «آلبومِ هنرمند معترض، با مجوز رسمی منتشر شد.» انگار فردای زلزله، یکی بیاید بگوید: «سالن آرایشگاه ما تخفیف گذاشته.» ویدئوی کارمند ارشاد هم که درست در همان روز منتشر شد؛ در خشم مردم بی‌تاثیر نبود که می‌گفت:«برای مجوز باید مخبری کنی و...» جمهوری اسلامی مهارت شگفتی دارد در ساختن پوستر به‌نفع خودش، از هر آنچه که مردم دوستش دارند؛ از استخوان شهدا گرفته تا شاپور ساسانی و مهارت عجیبی دارد از اینکه از درد مردم، شوی تلویزیونی بسازد. این‌ خشم از آنجا آمده که مردم حس کردند ج.ا دارد «نسخه‌ی نرمال‌سازیِ شر» را به خوردشان می‌دهند. ما مردم این سیستم را از حفظ‌ایم: سیستمی که همیشه می‌گوید «بنشین و حرف نزن» و اگر اطاعت کنی همان اطاعت را به عنوان «نشانه‌ی آزادی» به رسانه‌های جهان می‌فروشد. به قول هانا آرنت، که سال‌ها پترن و الگوهای حکومت‌های توتالیتر را زیر میکروسکوپ گذاشته: «در نظام‌های توتالیتر، قدرت هیچ‌کس را مجبور نمی‌کند؛ فقط انتخاب‌هایی باقی می‌گذارد که از قبل تعیین کرده است.» یعنی: «مجبورت نمی‌کنیم برای ما بخوانی، فقط اگر برای ما نخوانی، نمی‌گذاریم بخوانی.» موج خشم از آلبوم موسیقی یک خواننده نیست، بلکه از این معناست که دیدند: صدای اعتراض‌شان، از همان دستی مجوز گرفته که گلوی همان اعتراض را بریده. @simar50 #شروین_حاجی_آقا_پور

بیا بنویسیم مهستی من اگر عاشقانه می‌نویسم... نه عاشقم!، نه شکست‌‌خورده... فقط می‌نویسم تا عشق، یادِ قلبم بماند. در این ژرفای دل‌کندن‌ها و عادت‌ها و هوس‌ها... @simar50 #آهنگ

Yadam Miravad(Man Por Az Dardam).mp36.82 MB

«بشنو از نی» خواننده: بابک رادمنش شاعر: مولوی آهنگ و تنظیم: استاد بابک رادمنش نوازنده نی: استاد رادمنش @BabakRadmanesh

بار دگر ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، با صداى خالق اثر: بابك رادمنش شعرو آهنگ و تنظيم: رادمنش نوازنده ى تمام سازهاى اركستر استاد رادمنش 🌹

کافه پاییز بابک جهانبخش @simar50 کانال سیمار #آهنگ

نوستالژی ارتداد؛ وقتی حکومت برای ترساندن مردم به گذشته پناه می‌برد حمید آصفی علی مطهری وقتی به آذر منصوری هشدار می‌دهد که سرنوشت مخالفان حجاب همان سرنوشت مخالفان قصاص است، در واقع نه تحلیل دارد و نه دغدغهٔ «ارزش‌ها». او فقط پرده را کنار زده و منطق زیرپوستی جمهوری اسلامی را عریان کرده است: هر مطالبه‌ای که بوی انسانیت بدهد باید فوراً در ردیف ارتداد قرار گیرد. حجاب، در این منطق، نه قانون بلکه بت اعظم است؛ بتِ لرزانِ بقایی که اگر ترک بردارد، سقف قدرت می‌ریزد. آن‌چه مطهری نمی‌بیند – یا وانمود می‌کند که نمی‌بیند – این است که مردم دیگر از این «تهدیدهای نوستالژیک» نمی‌ترسند. ارجاع او به حکم ارتداد جبهه ملی نه نشانه اقتدار، بلکه نشانهٔ بیمارگونهٔ دلتنگی برای روزگار سرکوب بی‌هزینه است. گویی صاحبان قدرت هرگاه کم می‌آورند، مجبور می‌شوند صندوقچه سال ۵۸ را خشک و خالی ورق بزنند تا شاید روح ترس را احضار کنند؛ روحی که سال‌هاست از بطری بیرون رفته. جمهوری اسلامی از حجاب می‌ترسد، چون حجاب تنها جایی است که زن ایرانی مستقیم قلب دستگاه اقتدار را نشانه می‌گیرد. قصاص و ارتداد ابزار دوران دیگری بودند؛ دورانی که روایت رسمی قوی‌تر و جامعه مطیع‌تر بود. اما امروز؟ تهدید مطهری نه هشدار، که اعترافی ناخواسته است: پروژهٔ کنترل بدن زن شکست خورده و حکومت از بی‌زبانی، دوباره به زبان «جسدهای قدیمی» پناه برده است. مخالفان حجاب‌اجباری امروز نه گروه سیاسی قابل حذف‌اند و نه اقلیتی خاموش‌شدنی. آن‌ها خود جامعه‌اند؛ مردمی که از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ مسیر گذار را با گوشت و استخوان تجربه کردند، نسلی که از سیاست رسمی عبور کرده و ارتداد را نه مجازات که جوک تلخ قدرت می‌داند. مطهری تهدید می‌کند، چون فهمیده حجاب دیگر نه پرچم مشروعیت حکومت که نماد پایان آن است. اگر مطهری دنبال یادآوری تاریخ است، بهتر است صفحه دیگری را نگاه کند: در همهٔ رژیم‌های رو به افول، آخرین ابزار سرکوب همیشه تبدیل به تهدیدهای غلیظ‌تر و بی‌اثرتر شده است. هرگاه قدرت مجبور شد پرونده‌های کهنه را بیرون بکشد، یعنی به آینده‌اش مشکوک شده. تهدید ارتداد شاید در سال ۵۸ کار می‌کرد، اما در ۱۴۰۴ فقط یک معنی دارد: حکومت از یک جمله ساده وحشت دارد، بدن زن، ملک حکومت نیست. @simar50

همدم‌جان نگین هوشیاران @simar50 آهنگ_مازنی