ch
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

前往频道在 Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

显示更多

📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览

频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 605 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 284,并在 伊朗 地区排名第 12 218

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 605 名订阅者。

根据 27 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -175,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.51%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.97% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 214 次浏览,首日通常累积 2 477 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

凭借高频更新(最新数据采集于 28 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。

27 605
订阅者
-624 小时
-337
-17530
帖子存档
🔺 سرنوشت غم انگیز دانشگاه ✍صلاح الدین خدیو نامە احمد توکلی  درباره سوء استفاده  برخی مسئولان، از اختیارات خود برای دور زدن قانون ورود به دانشگاه ها تکان دهنده است. چند سال است که سه رشته پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی به جدیدترین عرصه تاخت و تاز رانت خواران و مفسدان تبدیل شده اند. توکلی گفته، در مواردی فرزندان برخی مسئولان با رتبه های بالای 100000، صندلی های این سه رشته را در دانشگاه تهران غضب کرده اند. آنچه که این افراد انجام داده اند، چیزی جز محروم کردن نخبگان جوان و فرزندان طبقات محروم و زحمتکش نیست. آنکه هم زیان می بیند، ایران و آینده آن است که در جهانی سرشار از رقابت در علم و استعداد و فناوری، نخبگانش را طرد و فرومایگان را بر می کشد. دانشکده نفت آبادان در زمان شاه، یکی از مراکز معتبر آموزشی کشور به شمار می رفت و داوطلبان گرایش های مهندسی نفت و حسابداری و ...برای آن سر و دست می شکستند. دانشجویان این دانشکده که از طریق کنکور سراسری پذیرفته می شدند، از همان ابتدا با حقوق مناسب بورس شده و این بر جذابیت های آن می افزود. سیستم دانشکده طوری بود که مدیریت بخش های اداری و آموزشی آن در ازای " کار دانشجویی "  به خود دانشجویان واگذار می شد. احتمالا بدین منظور که از همان ابتدا با مقدمات کار آشنا و برای مدیریت صنعت نفت در آینده آماده شوند. در ابتدای دهه 50 در شروع ترم پاییزه، دانشجویان متوجه اتفاقی غیرعادی می شوند. دختر جوانی بنام شهریاری در حالی که نامش در لیست پذیرفته شدگان در روزنامه ها نیست، در رشته حسابداری ثبت نام شده است. دانشجویان دسته جمعی دست به اعتراض می زنند. مدیران دانشکده و مسئولان سازمان امنیت روزها و هفته ها به تلاشی بی سرانجام برای اقناع دانشجویان دست می یازند. توجیه آنها در این رابطه که این موردی خاص است و به مصلحت نیست مداخله کنند، اوضاع را بدتر می کند. در نهایت با خودداری دانشجویان از رفتن به کلاس ها، ترم تعطیل و شماری هم تعلیق و مجازات می شوند. اما مقاومت آنها باعث می شود که دانشکده در ترم بعد همه را دعوت به بازگشت نماید، در حالیکه این بار اثری از خانم شهریاری نیست! بعدا کاشف بعمل می آید که این زن، دختر عباسعلی شهریاری ملقب به مرد هزار چهره است. کسی که در تاریخ 20 ساله ساواک بزرگترین خدمت را به آن کرد و با به دام انداختن شبکه داخل کشور حزب توده، صدها نفر را گرفتار و عملا به شبکه داخلی بزرگترین حزب چپ کشور را متلاشی کرد. گویا به پاس این خدمت شهریاری به دیدار شاه برده می شود. شاه از او می خواهد خواسته ای بگوید، مرد هزار چهره خواستار عمل به آرزوی دخترش برای تحصیل در آبادان می شود. شاه ابتدا می کوشد منصرفش کند، سرانجام موافقت و بقیه داستان که دوشیزه ناکام اخراج و پدرش هم چند سال بعد توسط چریک های فدایی ترور می شود. این حکایت ها نمونه هایی هستند که اجازه می دهند، میزان حاکمیت قانون در دوره های مختلف مقایسه شود. بدون آن که دچار خطاهای روش شناختی شویم و مجموعه ای از تحولات پیچیده علیتی را به زور در یک نظریه ی تک متغیره جا دهیم، ناچار به این اعتراف هستیم که قانون در آن زمان حرمت بیشتری داشت. برای اثبات این نکته تلاش زیادی لازم نیست. فقط ببینید در چهل سال گذشته چند بار قانون انتخابات و قوانین پذیرش دانشگاه ها، دستخوش جرح و تعدیل شده است! دستکم 20 بار! یعنی هر دو سال یکبار! در هر تغییری هم انگیزه اصلی، حفظ منافع کسانی است که در آن لحظه در مصدر کارند. آنها تلاش می کنند، بقای خود را حفظ، رقبای احتمالی را حذف، پیروزی خود را مسجل و احیانا با تامین آتیه فرزندان، امتیازات بدست آمده را موروثی نمایند. فرانسیس فوکویاما مواجهه دولت ها و ساختارها را با مفهوم قانون به سه نوع تقسیم می کند، ▪️حاکمیت قانون: قانون حکم اصلی است و شخص زمامدار هم از آن مستثنی نیست. ▪️حاکمیت از طریق قانون: درصدی قانون گرایی وجود دارد، ولی بلوک قدرت عمدتا از آن معافند. ▪️وضعیت بی قانونی که رانت و نفوذ و رابطه حرف اول را می زند. حاکمیت قانون ظرفی نهادی و چارچوبی لیبرالی است که بدون آن هیچ نظریه سیاسی معتبری کارساز نیست. دمکراسی بدون وجود دولت مدرن و ساختار لازم حاکمیت قانون، به کمدی افغانستان قبل از 2022 دچار می شود. یا مثلا فدرالیسم سر از ناکجاآباد عراق در می آورد. میزان حاکمیت قانون مانند رعایت دمکراسی امری نسبی است. مثلا دوره پهلوی دوم که اسم آن به میان آمد، از این لحاظ دستکم به سه مرحله تقسیم می شود. 1320 تا 32 که قانون اساسی مشروطه هنوز نمرده، 32 تا 42 که شاه قوی و قانون ضعیف می شود. از 42 به بعد که روز به روز خودکامگی شخصی، عرصه را به قانون تنگ می کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔰 درآمد دلاری با تولید محتوا 🧩 آموزش و نقشه راه، در وبینار رایگان این هفته لینک ثبت نام 👇 https://eseminar.tv/wb89901
🔰 درآمد دلاری با تولید محتوا 🧩 آموزش و نقشه راه، در وبینار رایگان این هفته لینک ثبت نام 👇 https://eseminar.tv/wb89901

🔴 مظنه پکیج سوالات کنکور چقدر است؟ جهت اطلاع، سوالات کنکور که در دو نوبت دی امسال و تیر سال آینده برگزار می‌شود، از ۴۰ تا ۱۵۰میلیون تومان در حال معامله است؛ آن هم با ارز دیجیتال. در گفت‌وگو با تعدادی از کسانی که مدعی فروش سوالات کنکور دی‌ماه۱۴۰۲ هستند، تلاش شده شیوه‌های افشای سوالات، قیمت‌ها و راه‌های دستیابی آنها به سوالات کنکور و نحوه تقلب را افشا کنیم. در هر کانال فروش، تعدادی فیلم از سال‌های قبل و لحظه شروع کنکور منتشر شده تا صداقتشان هم ثابت شود. سوالات به دو شیوه و با دو قیمت به فروش می‌رسند. شیوه اول، انتشار سوال و جواب هم‌زمان با شروع جلسه کنکور است که قیمت پایین‌تری دارد، اما بسیار مرسوم است و شیوه دوم، افشای سوالات قبل از امتحان است که قیمت بالاتری دارد. در هر دو مورد تعداد فروش‌ پایین است و باید از قبل رزرو شود. در همه موارد قیمت کنکور تجربی نسبت به ریاضی و انسانی بالاتر است. فروشنده اول: لیست قیمت کلید سوالات سرجلسه کنکور، رشته تجربی ۴۰ میلیون و رشته‌های ریاضی و انسانی ۳۰ میلیون تومان است که نیمی از آن به صورت پیش‌پرداخت دریافت می‌شود. رتبه‌ای که تضمین می‌کند، زیر هزار است. برای پیش ثبت‌نام نیاز به احراز هویت است که شامل ارسال عکس برگه ثبت‌نام کنکور، شناسنامه، برگه‌ای با نوشته «برای سیگما بابت کلید کنکور ۱۴۰۲» و فیلم سلفی از متقاضی که باید اعلام کند این فیلم را برای سیگما و برای احراز هویت بابت کلید کنکور ۱۴۰۲ ضبط می‌کنم. با این احراز هویت، قرار است اسنادی از شما داشته باشند تا تضمینی باشد برای قسط دوم. اما راه ساده‌تر آن است که احراز هویتی در کار نباشد. در این شرایط کل مبلغ را قبل از کنکور و با ارز دیجیتال باید پرداخت کنید. پاسخ‌نامه را هم‌زمان با ساعت شروع کنکور منتشر می‌کند. پس باید از هندزفری استفاده کرد. پیشنهاد خودشان استفاده از هندزفری طرح ویزا کارت است و آدرس سایتی را برای خرید معرفی می‌کنند. طبق تعاملاتی که با چند مراقب انجام شده، زمانی که سوالات از حالت مهر و موم خارج می‌شود، عکس سوالات برای او ارسال می‌شود. او می‌گوید: «تیمی از دانشجویان برتر دانشگاه‌ها و اساتید به سرعت شروع به تست‌زنی می‌کنند و بعد از آن از پاسخ‌نامه عکاسی می‌شود.» این عکس‌ها، از ساعت ۹ و زمانی که متقاضی سر جلسه امتحان است، به فردی که قبلا معرفی کرده‌اید ارسال می‌شود، او با هندزفری نامرئی شما تماس می‌گیرد و تماس به صورت خودکار وصل شده و پاسخ‌ها را می‌خواند. شما باید تند و تیز پاسخ‌ها را وارد کنید. خیلی روی زمان‌بندی تاکید دارد و معتقد است داشتن جواب زودتر از ساعت ۹ موجب دردسر است. البته این ارزان‌ترین قیمت در بازار است... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 برخورد با علی دایی ها و میلیاردها دلار سرمایه ای که از ایران پرید! با کلی کیف و حال، و غرور و سرمستی، زن و بچه ی علی دایی را از هواپیمای توی هوا پیاده کردید، مغازه هایش را هم پلمب کردید ولی میلیاردها دلار سرمایه بخش خصوصی را از ایران پرواز دادید!! می پرسید چطور؟ فهمش برای شما سخت است چون از اقتصاد چیزی سر در نمی آورید ولی من به شما می گویم چه اتفاقی را رقم زده اید: از چند هفته پیش که ناباورانه خواندم مغازه های علی دایی را – و بسیار مغازه های دیگر – را بسته اید، یا به عبارت دقیق تر پلمب کرده اید و نگذاشتید دوباره باز کنند، من عمیقا به فکر فرو رفته ام. وقتی به اقتضای محل کارم، از جلوی نشر چشمه ی پل کریمخان رد شدم و دیدم آن هم پلمب شده و یک برادر محترمی هم با اسپری روی شیشه و دیوار به استهزا و تمسخر نوشته که «دفعه دیگه وسط ماه انبارگردانی نکنید»، یاد فرمایش آن برادر محترم دیگر افتادم که از سر توانمندی و قدرت، و البته به استهزا و تمسخر فرمودند «بستن مغازه های تان با خودتان است؛ ولی باز کردنش با ماست». خوب، پیام کاملا روشن است و هر کسی هم که مثل من اندک بهره ای از یک هوش متوسط و معمولی دارد پیام شفاف و روشن شما را کاملا می فهمد: دارید می فرمایید «اینجا کلّش واس ماست». من، و هزاران مدیرعامل و مالک شرکت های خصوصی یک نتیجه گیری خیلی ساده می کنیم: اگر شما اراده کنید، به چشم بر هم زدنی تمام اموال من را می توانید در اختیار بگیرید، شرکت یا فروشگاه من را پلمب کنید و حتی زن و بچه ی من را از هواپیما پیاده کنید. به حکم دادگاه و محاکمه هم نیاز ندارید، یا اگر هم دارید به چشم بر هم زدنی آن هم فراهم خواهد شد. ما حتی حق نداریم فروشگاه یا شرکت خود را در وقت نامناسب (که آن را هم شما تشخیص می دهید) تعطیل کنیم چون دیگر باز کردنش با ما نخواهد بود. کلا مالکیت ما بر اموال مان عاریتی و موقت است و به میل و اراده ی شما بستگی دارد و هر لحظه می تواند متوقف یا حتی توقیف شود. شما من را نمی شناسید، چون یک آدم معمولی هستم با چند صد نفر پرسنل که در کارخانه و دفتر شرکتم کار می کنند، نه فعالیتی در اینستاگرام داشته ام و نه در – به قول شما – اغتشاشات و آشوب های خیابانی شرکت کرده ام و نه حتی از پنجره خانه ام چیزی فریاد کرده ام. ولی من، و بسیاری از کسان دیگری مثل من -داریم خیلی جدی و بی صدا و آرام کارخانه هایمان را جمع می کنیم، اموال شرکت ها را می فروشیم و بدون این که برای شما کوچک ترین مزاحمتی ایجاد کنیم داریم کشور مقصدمان را انتخاب می کنیم که اموال مان را آنجا ببریم و سرمایه گذاری کنیم. مدیران و سرمایه گذاران با هم مشورت می کنند و خود را به تصمیم نهایی نزدیک می کنند. این یک تصمیم فردی نیست، این یک موج عظیم است. در همین دو هفته بیشتر از ده مدیرعامل با من تماس گرفته اند که با همدیگر مشورت کنیم و کشور مقصد را بهتر و دقیق تر انتخاب کنیم. من و هزاران مدیرعامل و مالک و هیات مدیره شرکت های خصوصی که شبیه من هستند رفتار شما را با علی دایی دیدیم و پیام شفاف شما را شنیدیم: «اینجا کلّش واسه شماست»! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

♦️سرنوشت رقت بار دختر استالین( ديكتاتور شوروي) ✍️علی مرادی مراغه ای: اغلب فرزندان خودکامگان، سرنوشت رقت‌انگیز و تراژیکی پیدا می کنند، سوتلانا استالین که بعدها به خاطر نفرت از جنایات پدرش به آمریکا پناهنده شد و حتی نام خانوادگی اش را نیز عوض کرده و آلیلویوا گذاشت، یکی از این نمونه هاست. تنها دختر استالین که زمانی محبوب و چشم و چراغ پدر بود و استالین او را «گنجشک کوچکِ من»صدا میکرد. سوتلانا در شانزده سالگی عاشق یک نویسنده و فیلمساز یهودی بنام الکساندر کاپلر شد اما استالین با ازدواج آن دو مخالفت کرده و اولین عشقِ دخترش را به ده سال کار اجباری در سیبری فرستاد و خانواده‌ اش را نیز به نابودی کشاند!. وقتی سوتلانا در هفده سالگی عاشق همکلاسی‌ برادرش شد، این بار، عکس العمل استالین یک سیلی بود! و هیچوقت حاضر نشد این دامادش را ببیند، اما دختر، برخلاف میل پدر ازدواج کرد ولی این ازدواج به طلاق منجر شد… همسر سومش مردی اهل هندوستان بود که در مسکو فوت کرد. هنگامیکه پس از مرگ استالین با سخنرانی خروشچف در ۱۹۵۶ با شخصیت واقعی پدرش و جنایت‌های او آشنا شد، درهم شکست، چنان نفرت پیدا کرد که نمی توانست حتی نام پدرش را بشنود، در نتیجه، اسم خانوادگی خود را از استالین به آلیلویوا، نام خانوادگی مادرش تغییر داد. در سال‌های پایانی زندگی، اعتیاد به الکل و فقر مالی شدیدش چنان شد که مجبور شد به خوابگاه بی‌ خانمانها پناه بیاورد، در سال ۱۹۸۴ تصمیم گرفت پس از هفده سال زندگی در غرب به شوروی برگردد اما وطن، کوچکترین لبخندی بر او نزد و هر چه بود بدبختی و مرارت بود بطوریکه یکسال بیشتر نتوانست دوام بیاورد و به آمریکا برگشت در حالیکه هم از آمریکا متنفر بود و هم از شوروی. او پانزده سال آخر زندگیش را در تنهایی و فقر در یک خانۀ سالمندان در ایالت ویسکانسین، آمریکا گذراند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 روز بازگشت از اسارت ✍️رحیم قمیشی هر چه بود تمام شده بود، با همه سختی‌هایش. پس از مفقود شدنم در کربلای چهار، پدرم قبل از اینکه بفهمد من شهید نشده‌‌ام، به دیدار خدا رفته بود. دوستانم رفته و به او گفته بودند آنجا که رحیم و نادر ماندند کسی زنده نماند. او البته که باور نکرده بود. لابد آن دنیا که حسابی گشته و مرا پیدا نکرده، از ته دل خوشحال شده که رحیمش زنده است. من اینطرف نمی‌توانستم باور کنم پدرم چهار سال است رفته و همۀ نقشه‌هایی که برای دیدنش و گفتن خاطراتم داشتم نقش بر آب شده. دلم می‌خواست به او بگویم من تمام ۱۵۰۰ روز اسارتم برای سلامتش آیةالکرسی خوانده‌ام. نشد بگویمش... نمی‌خواهم همۀ تلخی‌ها و شیرینی‌های روز پس از آزادی را امروز بنویسم، فقط خواستم بگویم آزادی همه‌اش شیرینی و خنده نبود، گاهی آدمی در آزادی تازه متوجه چیزهایی می‌شود که تا آن روز برایش پوشیده بوده. یکی از خاطراتی که هرگز فراموشم نمی‌شود؛ اتوبوس ما از فرودگاه مهرآباد باید می‌رفت محل قرنطینه‌مان نزدیک میدان نوبنیاد. از جوبغرب تهران به شمال‌شرق، مسبری طولانی. قرنطینه هم که نبود، الکی اسمش را گذاشته بودند قرنطینه. قرار بود آنجا شستشوی مغزی شویم! که مبادا دوباره فکر کنیم آقای منتظری آدم خوبی است! باید یاد می‌گرفتیم او یک خائن است!! یاد می‌گرفتیم یک‌بار نپرسیم در سال ۶۷ چه اتفاقاتی افتاده، یا در سال ۶۸، اصلا همۀ سال‌هایی که ما نبودیم. و ما هم همۀ آنچه را می‌فرمودند باید قبول می‌کردیم! اما اتفاق عجیبی در همان ساعت اول ورودم به ایران افتاد، به نظرم اتوبوس ما از فرودگاه هیچ نشانی از اسیران آزاد شده ایرانی نداشت. عراقی‌ها در موقع آزادی لباس‌های تمیزی به ما داده بودند اما آن لباس‌ها سبز تیره و نظامی بود، نمی‌دانم چه شد در جایی که اتوبوس‌مان در ترافیک گیر کرده بود، دو خانم متشخص که کنار پنجره باز شدۀ بغل دستم بودند با خشم نگاهم کردند و جمله‌ای که منتظرش نبودم را گفتند؛ - بروید که برنگردید!!! و فحشی رقیق... فکرش هم بعد از ۳۲ سال آزارم می‌دهد. بعد از لحظه شماری برای دیدن مردمت، بعد از آرزوها برای تنفس آزادی، بعد از سال‌ها خواب چنین روزی را دیدن، در بدو ورودت بگویند "برو برنگرد" گورت را گم کن! مسئول اتوبوس‌مان که مرد خوش‌قلب و مهربانی بود و بادم هست یک پایش اندکی می‌لنگید همین‌که صورت رنگ‌برگشته و ملتهبم را دید و قضیه را شنید، کلی خندید! و توضیح داد خودت نمی‌دانی چقدر رنگ و رو و لباس‌هایت شبیه عراقی‌هاست، آن بیچاره‌ها فکر کرده‌اند شما اسیرهای عراقی هستید... و برایتان دعای خیر کرده‌اند، که برنگردید به اسارت. او می‌خندید و من حرص می‌خوردم. نمی‌توانستم باورش کنم. دست خودم نبود! - حتی اسیر عراقی هم بودم حق نداشت با خشم نگاهم کند. و آن جمله را بگویند! دلم می‌خواست تنها بودم و بغضم را خالی می‌کردم... - چرا بروم و برنگردم؟ چرا آنهمه آرزوهایم برای آزادی، باید یک ثانیه‌ای به هوا برود... اما آن خانم‌ها درس خیلی خوبی به من دادند. وقتی گفتگویی نباشد، گاه همه بی‌خود با هم دشمن می‌شوند. وقتی دیالوگی نباشد، خیلی وقت‌ها همه به ظنین می‌شوند. شاید اگر او متوجه می‌شد من هموطن او هستم و ۴ سال مفقود بوده‌ام، هرگز چنین نمی‌گفت. شاید اگر من می‌دانستم او دارد برای اسیر عراقی آرزوی خوبی می‌کند، هرگز دلخور نمی‌شدم. ما از اینکه گفتگویی با هم نداشتیم شده بودیم دو موجود از هم جدا نه او مرا درک می‌کرد نه من او را او در دنیای متوهم خودش بود من در دنیای متوهم خودم کاش بشر می‌دانست گفتگو چقدر در برچیدن جنگ‌ها، کدورت‌ها و قضاوت‌های نابجا تاثیر دارد. کاش بشر می‌دانست آنچه به او شخصیت داده قدرت گفتگو و دیالوگ است. کاش بشر می‌دانست هر کس توضیحاتی برای گفتن دارد. حتی دشمنش! همه‌اش دلم می‌خواهد زمان برگردد سرم را از پنجره در بباورم و فریاد بزنم من ایرانی‌ام من برادر تو ام چهره سیاه سوخته‌ام را نگاه نکن قلبی دارم نازک‌تر از گل که آسان پر پر می‌شود آینه‌ای که شکست تکه‌هایش با هزار چسب به هم نمی‌چسبد و نمی‌شود آینۀ اول کاش همه یاد بگیریم دیالوگ یعنی بزرگی دیالوگ یعنی انسان متمدن دیالوگ یعنی خودِ "آزادی" دیالوگ یعنی آدم بودن! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 ‍ ده تفاوت میان چین و ایران در مسیر توسعه! حدود چهل سال پیش محسن امین زاده؛ معاون وزیر خارجه در دولت اصلاحات، با مرحوم هاشمی رفسنجانی راهی چین می شوند و آنجا در دیدار با رییس جمهور چین، از عزم این کشور برای ورود به عرصه توسعه جهت جبران عقب ماندگی های خود با همسایه دیرینه شان ژاپن می شنوند. در دوران پس از انقلاب ، چین کمونیست کشور دوست و برادر ایران اسلامی بوده است... حتی در مقطعی هیاتی از طرف حزب موتلفه به آن سرزمین رفت تا آیین و رموز حکمرانی را از چشم بادامی های فعال در حزب کمونیست چین بیاموزد... امین زاده در برشی از سخنرانی خود تاسف می خورد که چرا ایرانیان حرکت در مسیر توسعه را از چینی ها نیاموختند و تصریح می کند که نمی داند چرا ایران توسعه نیافته است! اگر چه پر واضح است که قوانین توسعه ثابت ولی مدل های آن بر اساس ویژگی های فرهنگی- اجتماعی کشورهای مختلف متفاوت می باشند. اما تفاوت های چین و ایران در این بازه چهل ساله چه بوده است؟ چهل سال پیش چین دریافت که تعامل سازنده با جهان شرط لازم برای توسعه است ولی ایران به دنبال انقلاب ۵۷ تقابل با جهان را تمرین می کرد! چهل سال پیش چین نظم حاکم بر جهان را پذیرفت( اقتصاد پیش شرط سیاست است) ولی ایران به دنبال آفرینش نظم جدیدی در جهان بود! چهل سال پیش چین اختلافات داخلی خود در حزب کمونیست را برای گذار به توسعه کنار گذاشت ولی ایران به دنبال انقلاب ۵۷ شاهد اوج گرفتن اختلافات داخلی بود! چهل سال پیش چین دریافت که رشد اقتصادی بر عدالت اجتماعی مقدم است( عدالت بدون رشد همان توزیع عادلانه فقر است) ولی در ایران هنوز هم نسبت میان این دو روشن نیست! چهل سال پیش چین دریافت که اگر چه رابطه با امریکا توسعه نمی آورد ولی چالش با امریکا قبل از تبدیل شدن هر کشوری به یک ابر قدرت اقتصادی قطعا ضد توسعه است! چهل سال پیش چین دریافت که ابتدا اقتصاد خود را بسازد و سپس بر جهان تاثیر بگذارد ولی ایران ابتدا می خواست جهان را تغییر دهد و سپس خود را بسازد! چهل سال پیش چین دریافت که سیاست خارجی باید به اقتصاد داخلی یارانه پرداخت کنند ولی در ایران هنوز هم اقتصاد داخلی به سیاست خارجی یارانه پرداخت می کند! چهل سال پیش چین دریافت که اصول توسعه در سراسر جهان مشترک ولی مدل های آن متفاوت است ولی در ایران نه تنها اصول توسعه پذیرفته نشده بلکه موجودیت آن نیز همچنان مورد اختلاف است! چهل سال پیش چینی ها تاریخ گذشته خود را رها کردند تا آینده ای بهتر را بسازند ولی در ایران به گذشته تاریخی خود آویختند تا توجیهی برای کاستی های آینده خود بسازند! چهل سال پیش چین شجاعانه اشتباهات خود را پذیرفت تا به توسعه دست یابد ولی در ایران چهل سال است که انکار یا توجیه اشتباهات ما را رها نمی کند! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 چطور تنها شعبه دانشگاه هاروارد در ایران به دانشگاه امام صادق تغییر پیدا کرد ✍️ پویا بختیاری دهه ۱۳۴۰ یکی از طلایی‌ترین دهه‌های اقتصادی در ایران بود.. دورانی که تورم تک رقمی و رشد اقتصادی خوبی را شاهد بودیم .. در این دوران صنایع بزرگی شکل گرفتند و کارخانه‌های متعددی تاسیس شد .. مینو، کفش ملی، ذوب‌آهن، تراکتورسازی و… همه در آن دوران راه افتادند. با رشد‌ و توسعه این صنایع، کارآفرینان و صنعت‌گران به فکر تربیت نسل بعد از خود افتادند تلاش کردند مدیران خوبی تربیت کنند. سال ۱۳۴۸ حبیب لاجوردی با همکاری محمدتقی برخوردار موسسه آموزشی را در تهران تحت عنوان “مرکز مطالعات مدیریت ایران” را راه انداختند، این مرکز تنها شعبه هاروارد در ایران بود. هدف از تاسیس این مجموعه تربیت نسل جدید مدیران و کارشناسانی بود که با علوم روز دنیا آشنا باشند، دیدگاه مدیریتی خوبی پیدا کنند تا بتوانند یک بازوی مدیریتی قابل اطمینان در سازمان‌ها و صنایع باشند. این مؤسسه غیردولتی بود و هیئت امنایی اداره میشد که متشکل از دوازده کارآفرین و مدیر صنعتی برجسته بود. بزرگانی مثل سیاوش ارجمند(گروه ارج)، هدایت الله بهبهانی (شرکت جنرال)، خسروشاهی(مینو)، محمود رضایی(مس سرچشمه)، عبدالعلی فرمانفرمائیان(نفت پارس) عضو هیئت امنای این دانشگاه بودند. بعد از انقلاب ۵۷، اموال و کارخانجات بسیاری از صنعتگران و فعالین اقتصادی مصادره شد. با مصادره شدن اموال لاجوردی و برخورداری و برخی دیگر از اعضای هیئت امنا و فراری دادن این افراد به خارج از ایران، موسسه هاروارد هم تصرف شد. با تصرف هاروارد نام موسسه به دانشگاه امام صادق تغییر پیدا کرد، و مدیریتش هم به محمدرضا مهدوی کنی داده شد. مهدوی کنی سیستم آموزشی دانشگاه را تغییر داد به این صورت که مدل آموزش دانشگاه ترکیبی از علوم جدید و علوم حوزوی شد. هدف دانشگاه امام صادق، تربیت دانش‌آموختگانی با توانایی علمی بالا در یکی از رشته‌های نوین دانشگاهی همراه با دانش دینی برای مدیریت کشور بود. به این صورت که افراد بتوانند پس از فارغ التحصیلی از این دانشگاه در سمت‌های مدیریتی مهم کشور مشغول به کار شوند. امروز در هیئت امنای امام صادق صنعتگر و فعال اقتصادی دیده نمیشود، در موسسه هاروارد در دهه ۵۰ دروس مدیریت با نظارت اعضای هیئت علمی دانشگاه هاروارد تدریس می شد .. ولی امروز بیشتر نظارت حوزی بر این دانشگاه حاکم است و نه نظارت علمی، عمده دروس در آن دوران با زبان انگلیسی تدریس میشد و الان نقش زبان عربی پر رنگ‌تر است. دانشگاه هاروارد جزو برترین موسسه‌های آموزشی در دنیا محسوب می شود و خروجی‌‌های این دانشگاه افرادی مثل اوباما و بیل گیتس و سندبرگ و مریم میرزاخانی هستند .. ولی دانشگاه امام صادق، رتبه و درجه علمی بالایی ندارد، خروجی‌های این دانشگاه هم افرادی مثل سعید جلیلی و علی باقری و حجت عبدالملکی هستند که عموما در دولت‌های مختلف سمت‌های مدیریتی مهمی دارند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

Repost from N/a

#تبلیغات

🔴 انقلاب و نابودی اقتصاد ایران .. شرکت کفش ملی یکی از شرکت‌های تولیدکننده کفش در ایران است که در سال ۱۳۳۶ توسط محمدرحیم متقی ایروانی تأسیس شد... این شرکت زمانی بیش از ۵۲ کارخانه در صنعت کفش و چرم و بیش از ۴۰۰ فروشگاه زنجیره‌ای کفش ملی در سطح ایران و بین ۹ تا ۱۱هزار کارگر داشت.... تولیدات این شرکت به اتحاد جماهیر شوروی، مجارستان، لهستان، رومانی و اکثر کشورهای اروپایی و آمریکایی صادر می‌شد.... رحیم ایروانی در یکی از سال‌های دهه ۱۳۳۰ پس از سفر به کشور چکسلواکی، دو کارشناس و یک دستگاه اتوکلاو با خود به ایران آورد و تولید کفش را تنها با ۳۵ نفر کارگر آغاز نمود.‌.. بهای این کفش تولیدی در ایران حدود نصف مشابه وارداتی آن بود... ایروانی بعدها زمینی به وسعت ۷۰۰ متر مربع در منطقه مهرآباد خرید که ۴۰۰ متر مربع بنای ساختمانی داشت.... سپس با خرید ماشین دوخت، از پارچه‌های ایرانی استفاده کرد و شرکتی خارجی به نام ولکو نیز حاضر به سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری به ایران شد.... این کارخانه «کفش ملی» نام گرفت و در آغاز ۱۵۰ محصول مختلف تولید می‌کرد... رحیم ایروانی با خرید زمین‌ها و املاک منطقه مهرآباد کارخانه خود را گسترش داد.... علاوه بر گسترش ساختمان‌های کارخانه کفش ملی، او در یکی از زمین‌هایی که خریده بود مسجدی را نیز احداث کرد... تا سال ۱۳۳۷ در ایران کفش‌های چرمی تولید نمی‌شد، اما به دنبال تأسیس کارخانه‌های چرم و دباغی، تولید کفش چرم نیز در کفش ملی آغاز شد... در این دوران رقبای عمده کفش ملی کفش‌هایی بودند که عمدتاً از چکسلواکی وارد می‌شدند. از سال ۱۳۴۷ به بعد، کفش ملی در کنار تولید کفش محصولاتی مثل جوراب، توید آستر و بند کفش و محصولات دیگر را آغاز نمود. در همین سال، گسترش کارخانجات کفش ملی با ساخت و ساز در کیلومتر ۱۸ جاده قدیم کرج پی گرفته شد. ایروانی زمینی به مساحت ۴۰۰ هزار متر مربع خرید و پارک صنعتی کفش ملی فعالیت خود را رسماً در سال‌های آغازین دهه ۱۳۵۰ آغاز نمود. در این زمین برای ساخت ۴۰۰ واحد خانه سازمانی برای کارگران برنامه‌ریزی شد تا با اسکان کارگران، هزینه رفت و آمد و ترابری را کاهش دهد... در کارخانه کفش ملی تا سال ۱۳۵۰ گونه‌های مختلفی از کفش مثل کفش ورزشی، کفش برای روزهای بارانی، چکمه، پوتین، دمپایی، کفش کتانی، کفش‌های بچه‌گانه و کفش ایمنی تولید می‌شد. با افزایش تدریجی گنجایش کارخانه مهرآباد، روزانه ۱۲٬۵۰۰ جفت کفش در کارخانه کفش ملی توسط ۲۵۰۰ کارگر تولید می‌شد... در سال ۱۳۵۷ سرمایه شرکت در مقایسه با سال ۱۳۵۵ به میزان ۷۴۱ میلیون ریال افزایش یافت. ایروانی علاوه بر تأسیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای کفش ملی در سراسر کشور و یکسان‌سازی قیمت‌ها، توانست به کشورهای اروپایی و آمریکایی و شوروی نیز کفش صادر کند... شرکت کفش ملی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ مصادره و به سازمان صنایع ملی منتقل گشت، اما چندی بعد بابت رفع بدهی دولت به سازمان بازنشستگی کشوری واگذار شد. تا به امروز ماشین‌آلات این کارخانه تماماً فروخته شده‌است و محل کارخانه‌ها (پارک صنعتی کفش ملی) به انبار تبدیل شده که بخشی از آن در اختیار شرکت خودروسازی سایپا است و بخش دیگر آن تبدیل به انبار کفش شده‌است. هم اکنون برخی تولیدکنندگان کفش در کشور محصولات خود را با نشان کفش ملی از طریق فروشگاه‌های کفش ملی به فروش می‌رسانند. دو دیگر شرکت بزرگ کفش‌سازی ایران یعنی کفش بلا و کفش وین هم همین فرجام را داشتند... اکنون فروشگاه‌های کفش ملی به عرضه تولیدات صنایع کوچک و دیگر کارخانه‌ها تبدیل شده‌اند. هم اکنون بعد از ۳۲ سال، از پرسنل ۱۰ هزار نفری گروه کفش ملی تنها ۷۰۰ نفر باقی مانده‌اند که در کفش گنجه و بخش‌های بازرگانی مشغول به کار هستند. زنده یاد ایروانی پس از کشته شدن برادرش محمدرضا، در ۶ مرداد ۱۳۵۹ با شعار "به گذشته فکر نکنید فقط به آینده بیندیشید" با همسرش زینت، از آلمان به کانادا و سپس به آمریکا رفت. اینبار بر اساس آنچه سی سال پیش در مهرآباد تهران و اسماعیل آباد کرج ساخته بود از سال ۱۹۸۱ در حوالی شهر آتلانتا در ایالت جورجیا "پارک صنعتی کامن ولث" و صنایع جورجیا و کارخانجات کفش اوکاباشی را با مشارکت شرکتهای ایتالیایی و ژاپنی که در ایران با او همکاری داشتند بنیان نهاد.... ایروانی پس از انقلاب و مصادره شرکت کفش ملّی ابتدا کارخانه کفش و چرمسازی را در بوستون آمریکا تاسیس کرد و سپس در قاهره کارخانه کفش استاندارد را تاسیس کرد... رحیم ایروانی سرانجام در ۱۲ بهمن ۸۴ بعد از یک روز کامل کاری درگذشت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 مرغ در ایران ارزان تر از آمریکا!؟ ✍️مصطفی داننده 🔹روزنامه ایران در گزارشی قیمت مرغ در آمریکا و اروپا را 2 برابر ایران دانسته و نوشته است:« طی یک ماه اخیر نیز قیمت مرغ در کشورمان بین ۵۰ تا ۵۴ هزار تومان در نوسان بوده که این امر به معنای کاهش ۱۳ هزار تومانی این کالای اساسی نسبت به قیمت مصوب آن است. با این حال قیمت مرغ عرضه شده در بازار امریکا ۳ دلار و ۵۰ سنت بوده، که اگر قیمت دلار نیمایی (۲۹ هزار تومان) را مبنای محاسبه قرار دهیم قیمت این کالای پروتئینی درآمریکا ۱۰۲ هزار تومان به فروش می‌رسد، همچنین اگر قیمت یورو نیمایی (۳۱ هزار تومان) را مبنای محاسبه قرار دهیم مشخص می‌شود قیمت مرغ در کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز همان ۱۰۲ هزار تومان است.» 🔹می‌بینید که روزنامه منتسب به دولت، دلار را ضرب‌در قیمت تومان کرده است و به این نتیجه رسیده که مرغ در فرنگ گران‌تر از ایران است. بله، اگر هر کسی اینگونه به دادگاه برود، قطعا راضی از آن بیرون می‌آید. 🔹اما شاید خالی از لطف نباشد که متوسط میزان درآمد یک معلم در ایالات متحده را بررسی کنیم و ببینیم حقوق معلم آمریکایی با همین شیوه حساب و کتاب روزنامه ایران، چند تومان است و چقدر مرغ می‌تواند بخرد. 🔹متوسط حقوق یک معلم در آمریکا ۶۳ هزار دلار در سال است. در آمریکا حقوق‌ها به صورت سالانه حساب می‌شود. این میزان حقوق در سال یعنی ماهی حدود چهار هزار دلار آمریکا. 🔹اگر همان ارز مینایی روزنامه ایران یعنی 29 هزار تومان را مبنای کار قرار بدهیم، یک معلم در آمریکا، ماهیانه 116 میلیون تومان حقوق می‌گیرد. اگر دلار 40 هزار تومان حساب کنیم، همان معلم 160 میلیون تومان حقوق می‌گیرد. 🔹با 160 میلیون تومان در آمریکا می‌شود در ماه حدود هزار و پانصد کیلو، با 116 میلیون هم می‌شود هزار و صد و سی کیلو مرغ خرید. کاش روزنامه دولت بگوید که با حقوق یک معلم در ماه چند کیلو می‌شود مرغ و یا گوشت خرید؟ شاید جالب باشد بدانید که دانشجویان دکترا در آمریکا متوسط ماهی 1700 تا 2000 دلار حقوق می‌گیرند که همان هم می‌شود 72 میلیون تومان! 🔹به نظر می‌رسد تیم رسانه‌ای دولت در بدترین زمان و به بدترین شکل ممکن یعنی در عصرشبکه‌های اجتماعی حتی با وجود فیلترینگ! به دفاع از عملکرد رئیس جمهور و دولت سیزدهم پرداخته است. 🔹شاید در دهه 60 و یا 70 این سبک گزارش نویسی جواب می‌داد. آن زمان معمولا از یک ایرانی ساکن آمریکا که برای دیدار اقوام به کشور برگشته است، در مورد قیمت‌ها سوال می‌کردند و بعد از پاسخ او تازه کمی شک می‌کردند اما حالا به لطف گسترش اینترنت از روی مبل در یک شهر کوچک در ایران می‌شود فهمید مرغ در آمریکا چقدر است و مردم به چه میزان حقوق می‌گیرند. 🔹بهتر است به جای این گزارش‌های عجیب، اجازه بدهید مردم خودشان در مورد دولت و عملکرد او قضاوت کنند. بهترین گزارش از وضع اقتصادی ایران بازار است و مردمی که هر روز با قیمت‌ها سرکار دارند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 طنز تلخی در مورد این روزهای سرزمین کهن ایران ... چه کسی زورش به چه کسی نمی‌رسد وزیر آموزش‌ و پرورش می‌گوید ، زورش به موسسات کنکور نمی‌رسد ، در نتیجه نمی‌تواند بساط آن ها را جمع کند.! حالا ببینیم غیر از وزیر آموزش و پرورش در این کشور چه مناصب و مقامات دیگر زورشان به یک جاهای دیگری نمی‌رسد : ۱- وزیر صنعت زورش به خودروسازان نمی‌رسد.! ۲- رییس بانک‌ مرکزی زورش به موسسات مالی نمی‌رسد.! ۳- پلیس زورش به لباس شخصی‌ها.! ۴- گمرگ به اسکله‌های غیرمجاز قاچاق.! ۵- فرمانداران زورشان به امام جمعه ها نمی‌رسد . ۶- استانداران در برابر نمایندگان ولی‌ فقیه در استانها نمی توانند نُطُق بِکِشَند . ۷- مجلس زورش به شورای نگهبان نمی‌رسد . ۸- روسای‌ دانشگاه ها زورشان به دفاتر نمایندگان رهبری نمی‌رسد . ۹- وزیر ارشاد زورش به امام جمعه مشهد نمی‌رسد که با نقض صریح قانون مانع برگزاری کنسرتها در آن شهر می‌شود . ۱۰- وزیر امور خارجه زورش به مشاور امور بین الملل مقام رهبری نمی‌رسد . ۱۱- وزارت مسکن زورش به بنیاد مسکن نمی‌رسد . ۱۲- سازمان بهزیستی زورش به کمیته امداد نمی‌رسد . ۱۳- ارتش زورش به سپاه. ۱۴- شورای امنیت ملی زورش به سپاه قدس نمی‌رسد . ۱۵- رییس‌ جمهور هم که یا خودش نمی‌خواد زور بزنه یا کُلا زور الکی می‌زنه . ولی جالب اینجاست که همه اینها زورشان به مردم بدبخت می رسد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 با این مردم چه کردید؟ شما که از " جنگ " بدترید... ✍️عادل فردوسى پور ️دربی بود، اما خیلی‌ها نمی‌دانستند، خیلی‌ها ندیدند و خیلی از آنهایی هم که دیدند، جوش و خروش سابق را نداشتند. قبلا از یک هفته پیش از دربی تب و تاب و هیجان شروع می‌شد، اما این بار هیچ خبری نبود. حتی کوچ عجیب یورگن لوکادیا، بهترین بازیکن پرسپولیس از ایران هم کسی را تکان نداد، همانطور که فریادهای مصنوعی جواد خیابانی شور چندانی بر نینگیخت. خدا نگذرد از کسانی که این بلا را سر ملت آوردند؛‌ از آنهایی که باعث شدند مردم حتی از همان دلخوشی‌های کوچک سابق هم لذت نبرند. ️این طرف دلار چهل هزار تومانی و سکه بیست میلیونی و مرگ تدریجی در هوای کثافت شهرها و آن طرف هم جولان دادن مدیران بی‌لیافت و متوهم؛ در چنین برزخی جای دربی کجاست؟ دل خوش سیری چند؟ قرمز و آبی نه؛ ما امروز یک ملت سیاهپوشیم. تمام داستان دربی سه‌شنبه، سکوت سنگین و معنادار ورزشگاه آزادی بود و البته شادی گل نکردن ارسلان مطهری که تلویزیون بزدل سانسورش کرد. آزادی بیان که هیچ، این جماعت ترسو حتی «آزادی سکوت» را هم تاب نمی‌آورند. ️شهرداری تهران بیلبورد غول‌آسای تبلیغاتی زده و نوشته: «یلدا؛ شبی که در آن غصه‌ها فراموش می‌شود.» غصه شمایید، شام تار شمایید، آنچه باید فراموش شود شمایید. دست از گلوی این مردم بردارید. روح‌شان را کشتید، ساده‌ترین خوشبختی‌های‌شان را از بین بردید و حالا دنبال عادی‌نمایی شرایط با جام‌جهانی و دربی و یلدا هستید. مردم سال‌ها به صورت خودجوش هر کدام از اینها را گرامی می‌داشتند، شما اما با هنر بی‌بدیل‌‎تان همه چیز را خراب کردید. کاش یک بار برای همیشه بفهمید احساس خوشی کردن «زورکی» نیست. یک روز در اوج جنگ با دشمن خارجی، صد و بیست هزار نفر به تماشای دربی رفتند و تا لب خط کنار هم نشستند. شما از تیره کدام تاریکی بودید که حتی همین چراغ کهنه را هم خاموش کردید؟ شما که از جنگ بدترید... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴معرفی دو‌ وزیر برای آموزش و پرورش در دو دولت و دومقطع تاریخی 🔷دکتر حسابی توسط دکتر مصدق 🔷نوری توسط ایت ا....رئیسی دکتر مصدق در زمان تشکیل دولتش فرمودند: [چون وزارت فرهنگ، وزارت مادر است، پس، کسی باید برای آموزش و پرورش انتخاب شود که چکیده‌ی تمام فضائلی علوم باشد. ] پروفسور دکتر محمود حسابی را انتخاب کردند. ایشان پنج دکترا داشتند دکتری برق الکترونیک دکتری ریاضیات دکتری فیزیک هسته ای دکتری راه و ساختمان دکترای پزشکی طی سال‌ها تحقیق و مطالعات علمی در دانشگاههای معتبر عالم با دانشمندان بزرگ جهان نظیر پرفسور "اینشتین"، "شرودینگر"، "بورن"، "فرمی" و چندین فیزیکدان دیگر و همچنین علمای بزرگ مانند "راسل" و "آندره ژید" همکاری و تبادل نظر داشته و تنها شاگرد ایرانی پروفسور "آلبرت اینشتین" بود. ایشان علاوه بر زبان فارسی، به زبان عربی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی تسلط کامل داشت. در تحقیقات علمی خود از زبان های سانسکریت، لاتین، یونانی، پهلوی، اوستایی، ترکی، ایتالیایی و روسی نیز استفاده می نمود. اقدامات علمی و خدمات دکتر حسابی: اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر) اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک) پایه‌گذاری اولین مدرسه عشایری کشور پایه‌گذاری دارالمعلمین عالی پایه‌گذاری دانشسرای عالی ساخت اولین رادیو در کشور راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران تعیین ساعت ایران پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران به نام بیمارستان "گوهرشاد" شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران پایه‌گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران پایه‌گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران پایه‌گذاری شورای عالی معارف پایه‌گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران پایه‌گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام های موسیقی ایرانی به روش علمی پایه‌گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی پایه‌گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران پایه‌گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران پایه‌گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران پایه‌گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز پایه‌گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان پایه‌گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش های موسیقی پایه‌گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران) تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت پایه‌گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش در صنعت الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی) راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور ایجاد اولین کارگاه های تجربی در علوم کاربردی در ایران ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور تشکیل و ریاست کمیته پژوهشی ایران ۱۳۶۰ استاد همچنین در زمینه تحقیق علمی ۲۳ مقاله رساله و کتاب به به چاپ رساند که در برگیرنده زمینه‌های مختلف بویژه فیزیک مدرن، واژه‌های علمی، زبان فارسی و مباحث علمی گوناگون است. تئوری بی‌نهایت بودن ذرات این دانشمند ایرانی در میان فیزیکدانان جهان شناخته شده است و نشان "کومان دوردو لالژیون دونور" بزرگترین نشان علمی کشور فرانسه به همین مناسبت به ایشان اهداء شد. و اما سوابق جناب آقای نوری : مسئول مکتب القرآن صعود به قله دماوند توفیق شرکت در راهپیمایی اربعین مختصر ، مفید، انقلابی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 مدیر تراز جمهوری اسلامی: بی‌سواد، نالایق، متوهم و طلبکار ✅ چرا از لحن زشت و شخصیت سخیف مهدی تاج تعجب می‌کنید؟ اتفاقاً اینها از مهم‌ترین لازمه‌های مدیریت در جمهوری اسلامی است. در این مملکت چند مدیر و مسئول را می‌شناسید که شبیه تاج نباشند؟ چند نفر را سراغ دارید که از سر سزاواری و لیاقت منصبی را اشغال کرده باشند و اگر زمانی هم اشتباه کردند، با فروتنی و تواضع آن را بپذیرند و در مسیر اصلاح گام بردارند؟ در کشوری که وزیر بهداشت در پاسخ به کمبود امکانات فیزیوتراپی برای پیرمرد بیمار نسخهٔ «خودت بمال» را تجویز می‌کند، معلوم است که مهدی تاج هم در کمال وقاحت مردم را دست می‌اندازد و می‌گوید: «پروندهٔ ویلموتس توی جیب من است.» ویلموتس نه، تمام ملک و ملت ایران در جیب شما جماعت پررو و به هم متصل است؛ کسانی که به اتکای روابط ناسالم به پست‌های کلیدی می‌رسند، هفت پشت‌شان را می‌بندند و اموال و اعصاب مردم را لگدمال می‌کنند. مهدی تاج یک نفر نیست؛ امثال تاج در این نظام پرشمارند؛ کسانی که بدون لیاقت و کفایت و صرفاً به لطف یک سیستم معیوب و حمایت از «بالا» به پست و مقام می‌رسند، تصمیمات اشتباه می‌گیرند، سرمایه و گاهی حتی جان عزیز ملت را هدر می‌دهند، اما در نهایت دو قورت و نیم‌شان هم باقی است. به اقتصاد و سیاست خارجی حاکم نگاه کنید. چند ماه تمام با کلیدواژه احمقانهٔ «زمستان سخت اروپا» مذاکرات را عقب انداختند و امروز، بعد از این همه خسران و عذاب، دوباره آویزان اروپا شده‌اند، بلکه توافقی صورت بگیرد. تازه رسانه‌های حاکمیتی همین را هم «دستاورد» جا می‌زنند و منتش را بر سر مردم می‌گذارند. طی کمتر از شش ماه ارزش پول ملی کشور پنجاه درصد افت کرده، اما ماله‌کشان وقیح و مزد بگیر هنوز از تک و تا نیفتاده‌اند و می‌گویند: «دولت قبلی بدتر بود.» انگار دولت قبلی از مریخ آمده بود؛ آن‌ها هم یک مشت بی‌لیاقت بودند مثل شما. تکلیف ملت چیست اگر هیچ‌کدام‌تان را نخواهد؟ مهدی تاج، مدیر تراز جمهوری اسلامی است؛ بی‌سواد، نالایق، متوهم و طلبکار. همهٔ عمر و جوانی ما در مشت این‌ها گذشت. ما هرگز مردم نبودیم، شهروند نبودیم. ما فقط گروگانیم، رعیتی که دهانش نباید باز شود، الا برای مجیزگویی از ارباب. هر کار دیگری غیر از این هم اسمش «اغتشاش» است... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

یلدا یعنی... ✅ یلدا یعنی ولادت و تولد و زایش، چرا که فردای این شب؛ خورشید یا مهر یا میترای شکست ناپذیر دوباره زاده شده، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی فزونی می‌یابد! باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش صبح صادق ندمد تا شـب یلدا نرود سعدی ✅ یلدا یعنی پیروزی نور بر ظلمت و یعنی؛ پایان شب سیه و سختی ها هر چقدر هم که طولانی و طاقت فرسا باشند، سپیدی و آسانی است! بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید صحبت حکام ظلمت شـب یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید حافظ ✅یلدا یعنی انس با ادبیات و موسیقی که مجالس به خواندن دیوان حافظ، مثنوی معنوی مولانا، شاهنامه فردوسی، بوستان و گلستان سعدی و... مزین گشته و با موسیقی شاد؛ مقدم آفتاب گرمی بخش تا طلوع آن گرامی داشته می شود! ✅ یلدا یعنی برای مبارزه با بدی، پلیدی و سیاهی باید از خوبی، نیکی و سفیدی بهره برد! Darkness cannot drive out darkness; only light can do that. Hate cannot drive out hate; only love can do that.👤Martin Luther King, Jr تاریکی نمی تونه تاریکی رو بیرون کنه؛ فقط نور می تونه! تنفر هم نمی تونه تنفر رو بیرون کنه؛ فقط عشق می تونه!☝️ ✅ یلدا یعنی شب فراوانی و تنعم که در آن مردم میوه ها و تنقلاتی را که به خاطر ترس و وحشت از آینده کم نور و تاریک! انبار کرده اند را روی دایره ریخته، با هم می خورند و ریشه این سخاوتمندی؛ امیدواری به فردای روشن تر و روزگاران پر نعمتی است که با کاشت هر دانه پس از گذراندن چله بزرگ (اول دی تا 10 بهمن) و چله کوچک (10 بهمن تا 20 اسفند) چند صد برابر آنرا در زیر نور مهربان خورشید برداشت می کنند! ...و بالاخره اینکه ✅ یلدا یعنی سرمایه بزرگ اجتماعی که در آن اقوام و اعضای خانواده دور بزرگ خاندان جمع شده، به اصل و ریشه خود احترام گذاشته، دیدارها تازه، دلها شاد و عمرها پر برکت تر و طولانی تر می شود! یلدا و تولد دوباره روشنی و امید در وجودتان مبارک🙏🌺 با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 از جام جهانی درس بگیریم 🖌 مزبان حبیبی درس اول کشور برگزار کننده جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲، از استان فارس کوچکتر، کم جمعیت‌تر بوده و منابع طبیعی آن به مراتب از این استان کمتر است. طی یک ماه اخیر، قطر و حاکمان دوراندیش آن، چند برابر کل بودجه سالانه ایران درآمد کسب کرده‌اند و به‌طور طبیعی در ادامهٔ شناسانده شدن کشور به مردم جهان، در چند سال آینده نیز این درآمد از طریق توریسم، ارتباطات مالی بیشتر، ارتباطات اجتماعی و قراردادهای اقتصادی ادامه خواهد داشت. درس دوم کسی که جام جهانی را بالای سر برد؛ در کودکی به اختلال اوتیسم مبتلا بود اما نه تنها از جامعه طرد نشد بلکه با شناسایی استعداد و علاقه‌اش توسط نهادهای اجتماعی مرتبط، اکنون در بالاترین جایگاه فوتبالِ جهان ایستاده‌است. درس سوم لیونل مسی، مدتی پیش خاطراتی از دوران کودکی خود و معلمی که به او خواندن و نوشتن آموخته بود را منتشر کرد. مونیکا دومینا معلم کلاس اول لئو در واکنش به اظهارات زیبای مسی گفت: لئو مسی به‌عنوان یک دانش‌آموز، بد نبود. وی در کودکی باهوش بود و در ریاضیات عالی عمل می‌کرد. خداروشکر که من معلم شما شدم؛ سپاسگزارم که شاگرد من هستید(نگفت بودید)؛ متشکرم که شما فردی بسیار ساده، متواضع و فوق‌العاده هستید. مونیکا دومینا که اکنون در دوران کهنسالی است، گفت که می‌خواهم قبل از مردن، لئو را در آغوش بگیرم، آرزویی که احتمالا در آینده نزدیک شاهد آن خواهیم بود. درس چهارم در فیلم‌های پس از بالابردن جام، مسی را نگاه کنید که دنبال گم‌شده‌ای می‌گشت. در لحظه پخش با خودم فکر کردم قهرمان جهان در مستطیل سبز، چه چیزی را جستجو می‌کند، مادر، به آغوش کشیدن مادر توسط کاپیتانِ تیم قهرمان، بزرگترین دستمزد رنج‌های مادری بود که کودک اوتیسمی خود را به رفیع‌ترین جایگاه مورد علاقه فرزندش رسانده است. درس پنجم تقریبا تمام رهبران بلندپایه کشورهای حاضر در جام جهانی فوتبال را می‌توانستیم در کنار زمین و در میان تماشاگران یا حداقل در جایگاه ویژه مشاهده کرد. بانوی هوشمند، کولیندا گرابار کیتارویچ، ارشدترین شخصیت اجرایی منتخب در کرواسی، بدون هیچ تشریفات ملموس و بدور از هرگونه غرور، در میان تماشاگران عادی در کنار زمین دیده شد، از این مردمی بودن آنها که شعار انقلاب ما بود باید درسی فراموش نشدنی گرفت. درس ششم از حدود دو سال پیش، شعارهای زیادی در ایران داده شد، جلسات بسیاری گرفته شد و مصوبات بسیاری انجام شد تا ایران هم بتواند از قِبَل برگزاری این جام، درآمدهایی داشته باشد و امیدوار بودیم تا از این طریق بتوان روابط خود با برخی کشورها را کمی بهتر نمود. اما یک هفته مانده به شروع جام جهانی، خبر آمد که بودجه تخصیص داده شده به جزایر جنوبی برای آماده سازی زیرساخت‌ها، معلوم نیست چه شده! و هنوز هیچ کاری انجام نشده است!! حتی یک نفر هم در هتل‌های ایرانی برای حضور در جام جهانی، رزرواسیون انجام نداد! حتی یک نفر! درس هفتم انبوه جمعیت حاضر در جام جهانی قطر، می‌توانست یک بحران انسانی ایجاد کند اما برنامه‌ریزی دقیق و حساب شدهٔ متخصصان، نه تنها اجازه این اتفاق را نداد، بلکه این تراکم انسانی را به یکی از به یادماندنی ترین خاطرات نسل بشریت تبدیل کرد. به ندرت می‌شد بی‌نظمی خاصی مشاهده کرد حتی در پرترافیک‌ترین زمان‌ها، این‌ها ‌و خیلی شواهد دیگر نشانه‌های آشکاری است برای این‌که بپذیریم هر کاری را باید به متخصص آن سپرد نه سرسپردگان بله قربان گو. درس هشتم نه سیستم‌های آموزشی، اداری، حقوقی یا درمان تعطیل شد و نه هیچ اتفاق خاص غیرعادی رخ داد. شما خبری از اعتراض مردم قطر در جام جهانی شنیده‌اید؟ نه اینکه مردم قطر هیچ اعتراضی ندارند، قطعا خیر، بلکه مسیرهای عادیِ اعتراض بسته نیست و چون می‌دانند صدایشان شنیده می‌شود، نیازی به حضور در میادین ورزشی و استادیوم‌ها برای بیان اعتراض نمی‌بینند. درس نهم قبل از سه بازی ایران در جام جهانی، اعزام تماشاگر با بودجه مشکوک، آن آبروریزی در مصاحبه‌ها و روی جایگاه تماشاگران ایرانی چه گذشت، شعارها چه بود، خواسته تماشاگران چه بود و دلیل آن‌که فقط تماشاگران ایرانی، شعارهای غیرورزشی دادند، چیست؟ درس دهم عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت گیرندگان چه کم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🟢 دوره‌های تخصصی مدیریت منابع انسانی ویژه مدیران و کارشناسان با تجربه🕊 🔸 مدرسین: علی آب روشن از اسنپ و سمانه کوثری از والک
+1
🟢 دوره‌های تخصصی مدیریت منابع انسانی ویژه مدیران و کارشناسان با تجربه🕊 🔸 مدرسین: علی آب روشن از اسنپ و سمانه کوثری از والکس 🔹جذب و استخدام (۱۶ ساعت) daneshkar.net/r/k8ARA 🔹برنامه‌ریزی OKR (۱۸ ساعت) daneshkar.net/r/k7NRg 🏷کد تخفیف ویژه: daneshkar