جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 607 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 280,并在 伊朗 地区排名第 12 254 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 607 名订阅者。
根据 28 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -161,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 20.65%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.97% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 701 次浏览,首日通常累积 2 477 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 29 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 607
订阅者
-324 小时
-337 天
-16130 天
帖子存档
27 607
♈️ این بانوی خردمند و این مادر بزرگ منش، دو فرزند و همچنین همسرش را برای دفاع از وطن تقدیم این آب و خاک کرده است .
♈️ نوشتن شرحی بر فرمایشات این مادر وطن که چون گوهر از دهانش خارج میشود ، بسیار دشوار است .
♈️ عظمت این مادر و همسر شهید غیر قابل درک است،زیرا در حالی که سه عزیزش را تقدیم وطن و ملتش کرده است، هیچ مطالبه ای از مسؤلین و هیچ منتی بر مردمش ندارد .
♈️ درد او ، درد مظلومیت وطن، به ویژه جوانان این آب و خاک است و مردمی که با سیلی صورتشان را سرخ میکنند و کسانی که سر گرسنه بر زمین میگذارند.
♈️ دل این مادر پرافتخار، از سومدیریت های بی حد حساب و لطماتی که از این طریق به کرامت و معیشت مردم و دین خدا خورده است، پردرد است .
جمع مدیران نامدار ایران
27 607
کلیپی از داخل آرامگاه کوروش کبیر با دکلمه بسیار دلنشینی از استاد جمشید مشایخی
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر،
اعلام میکنم تا روزی که زنده هستم دین، آیین و رسوم ملتهایی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد. من سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا
به سلطنت خود قبول کند یا نکند. و هر گاه
نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای فرمانروایی بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد
7 آبان روز بزرگداشت #کوروش_بزرگ
جمع مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
27 607
🔴 چرا جمهوری اسلامی در تربیت "دهه هشتادی" ها شکست خورد؟
✍️ مهران صولتی
حسین یکتا عضو قرارگاه عمار در حال تبیین نقشه های دشمن برای تاثیر گذاشتن روی دهه هشتادی هاست. یکتا ملایم سخن می گوید. طنازی می کند و حتی از مقدسات برای جا انداختن استدلال های خود مایه می گذارد. ویژگی هایی که به جز آخری خیلی در میان انقلابیون سابقه ندارد. یکتا را می توان یکی از نمایندگان شاخص جمهوری اسلامی در مواجهه با دهه هشتادی ها دانست. ولی واقعیت این است که این تلاش ها هم نتوانسته به پرورش نسلی در تراز آرمان های انقلاب اسلامی بینجامد. چرا؟
نظام سیاسی در ایران ایدئولوژیک است و ایدئولوژی؛ سازه ای انتزاعی برای توجیه تبعیض، توهم آفرینی و غیریت سازی است. تربیت مبتنی بر ایدئولوژی لاجرم عمودی، آمرانه و انعطاف ناپذیر است. همچنین این نوع تربیت مونولوگ وار و بی اعتنا به علوم تربیتی نوین بوده و مخاطبان را افرادی منفعل می پندارد.
در آموزش و پرورش ایران سعی می شود تا حقیقت از طریق موعظه و نصیحت، به مخاطب عرضه شود حال آن در جهان امروز معلم بیشتر یک تسهیل گر است و باید صرفا موقعیت های آموزشی را برای مخاطبان فراهم آورد. به عبارت دیگر دانش آموزان باید در کشف حقیقت مشارکت فعال داشته باشند که اکنون ندارند.
تربیت در نظام تعلیمی ایران منقطع از تجربیات سیاسی دوره های مختلف در نظر گرفته می شود. دهه شصتی ها و هفتادی ها در آوردگاه جنگ و اصلاحات جامعه پذیر شدند ولی دهه هشتادی ها در معرض دیجیتالی شدن زندگی روزمره و انقباض ساخت سیاسی در کشور قرار داشته اند. به دلیل غیبت روشنفکران نیز فضایی برای تحولات عمیق معرفتی شکل نگرفته است.
در آموزش و پرورش ایران تربیت بدون در نظر گرفتن ویژگی های شخصیتی "دهه هشتادی" ها مانند؛ فردگرایی، جهان اندیشی، سنت گریزی و اقتدار ستیزی پیگیری می شود. مشکل مهم تر اما این جاست که حتی در صورت اذعان مسئولان به این واقعیت ها، ساختارهای آموزشی موجود امکان تحول در این راستا را نداشته و لاجرم وضعیت آسیب زای کنونی ادامه می یابد.
تربیت در ایران به صورت گلخانه ای و بدون توجه به تنگناهای اقتصادی، انسداد سیاسی و محدودیت های فرهنگی انجام می شود. حال آن که دانش آموزان به طور روزانه و از طریق رسانه ها در معرض دریافت اطلاعات زیادی در این حوزه ها هستند. وجود این شکاف نه تنها تربیت را بی اثر می کند بلکه موجب افزایش بی اعتمادی نسبت به نهادهای رسمی می شود.
نکته پایانی: تربیت "دهه هشتادی" ها به سبک مربیانی مانند حسین یکتا اگر چه با زبان امروزی تری انجام می شود ولی هنوز هم به شدت ایدئولوژیک و شعار زده است. واقعیت این است که تربیت این نسل بیش از سخنان زیبا، نیازمند مشارکت کودکان و نوجوانان در فراهم آوردن موقعیت های آموزشی، کاهش تمرکز گرایی، افزایش مدرسه محوری، و بهره گیری از تجربیات جهانی است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
📌پدیدارشناسی الناز
✍️مهدی تدینی
اگر الناز رکابی مدال طلا میگرفت، اما آن حادثۀ سهوی ــ در واقع عمدی ــ در روز مسابقهاش رخ نمیداد، تنها همان معدود افراد علاقهمند به رشتۀ صخرهنوردی از قهرمانی او مطلع میشدند و نهایتاً در حاشیۀ اخبار به قهرمانی او اشارهای میشد. اما با همان بیحجابی «عمداً سهوی» دهها میلیون ایرانی که نام او را نشنیده بودند یکشبه با او آشنا و همدل شدند.
چرا مهران مدیری چنان شتابزده آن ویدئوی اول را منتشر کرد یا اصغر فرهادی همان اول صراحتاً اعلام موضع کرد؟ زمین زیر پای سلبریتیها، قهرمانها، هنرمندان و همۀ چهرههای پابلیک داغ شده است. جامعه موضع مخالف را هم تحمل کند، بیموضع بودن را تحمل نمیکند. واقعیت این است که مدال طلا و درخشش و کسب افتخار جهانی دیگر برای بخشی از مردم ایران اهمیتی ندارد ــ تازه ممکن است مایۀ خشمشان هم بشود، اگر حس کنند این افتخار باعث عادی جلوه دادن زندگیشان و مایۀ بزکِ دردهایشان است.
ما امروز به نقطۀ اوج فرایندی رسیدهایم که از چند سال پیش آغاز شد. نمونههای اولیۀ آن را در درگیری سر فرهادی دیده بودیم. جامعهای که نارضایتی انباشته دارد، از وضع موجود ناراضی است اما توان تغییر آن را ندارد و زندگیاش را در خطر میبیند، در همهچیز در پی سود سیاسی مستقیم است. همهچیز برایش سیاسی میشود. اولویت برایش فایده/زیانی است که یک رخداد دارد. هر چیز که شرایط موجود را تثبیت کند، برایش «زیان» است و هر چه به تغییر شرایط کمک کند، برایش «فایده» است. به گمانش، فلان مدال و فلان جایزه و فلان افتخار چه سودی دارد، وقتی هیچ کمکی به بهبود وضع موجود نمیکند؟
به درستی یا نادرستی این نگرش کاری ندارم، فقط متعجبم از کسانی که این منطق را درک نمیکنند. جامعۀ ایران هیچگاه اینقدر سیاسینگر نبود و اگر چنین شده به دلیل وضعیتی است که به آن تحمیل شده است. مقصر این وضع جامعه نیست. وقتی سیاست بر تمام شئون زندگی شهروند خیمه میزند، بدیهیترین پیامد همین سیاسینگری اوست. اگر از این اخلاق جامعه ناراحتید، بروید یقۀ مقصر این وضع را بگیرید.
در آینده این وضع تندتر هم خواهد شد. تا اطلاع ثانوی «مدالها» دیگر ارزشی ندارد، بلکه «موضعها» مهم است. این واقعیت جامعۀ ماست، همانقدر که دلار ۳۴ هزارتومانی و تخمۀ آفتابگردانِ کیلویی ۱۵۰ هزارتومانی واقعیت جامعۀ ماست. اگر میتوانید با پند و اندرز دلار را به سه هزار تومان برگردانید، رویکرد سیاسی جامعه را هم میتوانید با اندرز عوض کنید. اگر نمیشود، پس این نگاه عاقلاندرسفیه را هم بگذارید درِ کوزه مگس داخل آب نیفتد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
دختر ۲۶ ساله ایرانی تبار جوان ترین وزیر تاریخ کشور سوئد شد!
در کابینه جدید کشور سوئد، پریسا ملاقلی لیلجستراند، متولد ١٩٨٣ در ايران، سیاستمدار ميانهرو به عنوان وزير فرهنگ و رومينا پورمختارى متولد ١٩٩٣ در سوئد، دبير كل حزب جوانان ليبرال كشور سوئد، به سمت وزرات آب و هوا و محيط زيست انتخاب شدند.
جهان سوم جاییست که جوانانش در خارج از مرزهای کشور خود وزیر و وکیل و نماینده مجلس و...میشوند
اما در داخل مرزهایش عده معدودی سالهاست که این صندلی ها را اشغال کرده اند و برخی شان 50_60 تا پست دارند
جوری که انگار قحط الرجال است
و کل سرمایه انسانی و مدیریتی کشور همین چند نفرند که باید چرخشی در همه حوزه ها خدمت رسانی کنند!
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
Repost from مجمع فعالان اقتصادی
#حامد_پاک_طینت
مجمع فعالان اقتصادی
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
نقل از یکی از اساتید مهاجرِ شریف👇
با درود
سال ۲۰۱۴ یکی از دوستان تماس گرفت و ازم خواهش کرد تا آپارتمانم را به یک هموطن مهاجر که تازه از ایران آمده کرایه بدهم، یک پزشک، بنده هم خواسته این دوست را اجابت کردم و بعد از تنظیم قرارداد کرایه، اپارتمان را برای مدت دو سال به هوطن تازه مهاجرت کرده کرایه دادم، هنوز اپارتمان را تحویل نداده بودم که تماس گرفت و گفت قصد دارد برای تامین هزینه های جاری و تا قبل از یافتن کار، یک همخانه بگیرد تا هزینه ها تقسیم گردد، بنده هم موافقت کردم، دو ماه از سکونت انها گذشته بود که تماس گرفتند و گفتند اگر ممکن است بیا کمی باهم صحبت کنیم، من هم رفتم، حالا چهار نفر شده بودند و میخواستند در همین مورد صحبت کنند، هر چهار نفر فوق یا دکتری داشتند، جوانترین آنها فارغ التحصیل شریف بود، آرام و کمی هم معذب، همه تلاشم را کردم تا با بیان خاطراتی از روزهای سخت مهاجرت، کمی از نگرانیهای انها را تقلیل بدهم، فضای گفتگو دوستانه شد و هر یک تعداد زیادی سوال مطرح کردند، بنده هم تا آنجا که اگاهی داشتم با حوصله جواب دادم و راهنمایی کردم، چند هفته بعد جوانک اهل شریف با بنده تماس گرفت و ازم خواست چند دقیقه ای وقتم را به او بدهم، بنده هم او را دعوت کردم بیاید تا در محوطه حیاط خانه مان ضمن خوردن یک فنجان چای با هم صحبت کنیم، سماور ذغالی را پر از آب و آتش کردم، امد، با پوشه ای در دست، یک قرارداد کار داخل پوشه، بعد از کمی توضیح از من خواست قرارداد را مطالعه کنم، قرارداد را خواندم و با ارامش گفتم همه چیز خوب و عالیست، نگران نباش و کارت را با بهترین کیفیت ارائه بده، نگران بود، پرسیدم نگران چه هستی، گفت شرکت گفته شما استخدامی و از همین امروز حقوق برایت واریز میشود اما تاریخ شروع کار از دو ماه دیگر خواهد بود، خندیدم و گفتم خوب عالیه، دو ماه مرخصی با حقوق، برو حالش رو ببر، اما بازم نگران بود، اصرار داشت با شرکت مذکور تماس بگیرم و با انها در این مورد صحبت کنم،
طبق قولی که داده بودم روز بعد و در حضور خودش به شرکت و فرد مورد نظر زنگ زدم، و خیلی مستقیم به او گفتم این دوست جوان من از بابت این دو ماه که نیاز نیست به سر کار بیاید بسیار نگران است، طرف خندید و گفت چرا خود او این سوال را در جلسه استخدامی مطرح نکرده، و در جواب گفتم او با خیلی از موارد اینجا غریبه است و بهمین خاطر سوالی مطرح نکرده، فرد مذکور در جواب گفت همه چیز عالیست، او یک سوپر نخبه است و ما دو ماه وقت نیاز داریم تا دفتر کار او را آماده کنیم، پرسیدم مگر دفتر کار او بیش از یک اتاق با میز و صندلی و کامپیوتر است؟ در جواب خندید و گفت، بله خیلی بیش ازین است، ما باید یک سالن بزرگ طراحی کنیم برای ۳۶ مهندس که این جوان در راس آنها خواهد نشست تا پروژه های بزرگی را طراحی و اجرا کنند.
از فرد مذکور بابت توضیحات تشکر کردم و تماس را قطع کردم.
به جوان اهل شریف گفتم همه چیز عالیست، انها مشغول بنایی هستند برای دفتر و سالن کار شما و چون دو ماه دیگر آماده میشود، از شما خواسته اند دو ماه دیگر کار را شروع کنی، گفت پس چرا بابت این دو ماه حقوق میدهند؟ گفتم چون نگران بوده اند شما با شرکت دیگری وارد قرارداد بشوی.
بله ایشان در بدو اشتغال مسئولیت طرحهای بزرگ و مدیریت علمی ۳۶ مهندس دیگر را بعهده داشت.
دانشگاه محاصره میکنید؟
حماقت تا کجا؟ خیانت تا چه حد؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🚫بیکاری دزدان را با فنس الکتریکی تضمین میکنیم
✔️سیستمی هوشمند، مدرن و بازدارنده
✔️ حفاظت از باغ ویلا و کارخانجات
✔️دارای شوک دردناک اما استاندارد
✔️دارای استاندار و مجوزهای لازم
✔️مجهز به آژیر، پرژکتور و sms کننده
✔️قابلیت تماس با مالک هنگام تعرض
✔️قابلیت اتصال به دوربین
✔️عدم آسیببه پرندگان و گربه
✔️مصرف برق پایین
✔️دارای یک سال گارانتی و ده سال پشتیبانی
🔹شرکت ایمن حصار پویا🔹
▫️اجرای بیش از ۴۰۰ نمونه اجرا شده فعال خصوصی، دولتی و بین المللی
🛡 با فنس الکتریکی احساس امنیت را تجربه
کنید🛡
☎️02126760391
☎️02126760399
📱09351038833
📱09352500060
📱09352500090
🌐 emenhesarpouya.com
🌐 sparawall.com
27 607
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 دولت مالک است یا مستاجر؟
✍️ صلاح الدین خدیو
♈️برخی تریبون های اصول گرا در انتقاد از بعضی چهره های ورزشی و هنری معترض می گویند، آنها با " پول نظام " فربه شده اند، ولی پس از نمک خوردن نمکدان شکستە اند!
♈️در این سخن، دو ایراد اساسی وجود دارد:
🔰اول: آیا همگان می توانند اینگونه از " پول نظام " استفاده کنند و یا اینکه برخی دسترسی های ویژه دارند!
♈️اگر فرض دوم درست است، آیا این عمل مصداق تبعیض و رانت خواری نیست و آوردن آن در مقام احتجاج و استدلال، در حکم عذر بدتر از گناه نمی باشد؟
🔰دوم: " پول نظام " دیگر چه صیغه ای است؟! مگر رژیم سیاسی، بانک یا دستگاه خودپرداز است؟
به لحاظ قانونی به راستی مالک اراضی کشور و منابع و ثروت های آن کیست؟ دولت یا مردم؟
♈️قانونا، منابع عمومی از مکان ها و فضاهای عمومی گرفته تا شوارع و معابر و رودخانه ها و ثروت های زیرزمینی مانند معادن و نفت و گاز، ملک مشاع تمام مردم ایران هستند.
یک سری اموال منقول و غیرمنقول هم وجود دارند که اصطلاحا دولتی نامیده شده و در تملک دولت هستند.
♈️گرچه قانون گذار تفکیک مشخصی میان اموال دولتی و عمومی نکرده، اما فلسفه سیاسی در این باره بقدر کافی صریح است و تکلیف را روشن نموده است:
دولت مستاجری است که هر چهار سال یک بار، مدیریت جامعه را موقتا بدست می گیرد و اجاره بهای آن، میزان آرایی است که از مردم دریافت میکند.
♈️مطابق این نظر میان اموال عمومی و دولتی، تفاوتی جوهری وجود ندارد و آحاد ملت به صورت مشترک، مالک آن ها هستند.
نمونه ی اعلای این بینش، درامدهای حاصل از نفت شمال است که دولت نروژ، تقریبا بدون دست زدن به آن، آن را در " قلکی ملی " بنام ملت نروژ می ریزد و به صورت آنلاین، همگان را از ریز درامدها وهزینه های آن مطلع می سازد.
♈️دریک تفسیر دیگر، ممکن است گفته شود، بر و بحر وهرآنچه درجهان است، متعلق به خداست و به قول مهندس میثمی نازنین، نظام " خدامالکی " برقرار است.
از این منظر انسانها، جوامع و دولتها، تنها امانتدار کالاها وثروتها وامکاناتی هستند که درجهان وجود دارد.
♈️به لحاظ ماهوی این دیدگاه تفاوت چندانی با نظراول ندارد. چه شرط عملی شدن آن، آوردن ملکوت آسمان به زمین وتجسد آن درشایستگان و صلحایی است که به بهترین وجه امین اموال پروردگار باشند.
♈️دراینجا هم دولت بعنوان یک طبقه ممتاز که در راس جامعه قرار داردو برخوان نعمت نشسته و بعضاگشاده دستی وتنگ چشمی می کند، دستکم بصورت نظری موضوعیت ندارد.
♈️می توان از یک دیدگاه سوم هم نام برد.نفی مالکیت خصوصی وپاسداشت مالکیت عمومی بر اراضی و وسایل تولید ونیروی کار.
گرچه دراینجا برای استفاده نامحدود دارندگان و مالکان حقیقی از داشته هایشان اشکال درست می شود، ولی به لحاظ نظری، همان وضعیت قبلی مالکیت عمومی، بازتولید می شودکه گفته شد. درشکل آرمانی این نظریه، دولت درمراحل پایانی تکامل اجتماعی ازمیان رفته ومالکیت عمومی چنان فراگیر می شودکه چشم ودل همه سیر شود.
♈️طبیعی است قائلان به این نظرمانند مومنان ناچارشوند، قبل از رسیدن به این ایستگاه آخرالزمانی، به وجود دولتی کارگری وامین ملت راضی شوندکه زعامت سیرتحول، ازجامعه طبقاتی به جامعه بی طبقه وسرشار از دادپروری را برعهده گیرد.
♈️با این اوصاف، نبایدنظام سیاسی را درجایگاه صاحب کشور وثروت های آن دید. رژیم سیاسی درمطلوب ترین حالت خود، امین اموال مملکت است و ازخودش چیزی ندارد.
شوربختانه این شرایط استاندارد، مانند قوانین فیزیک، تنها در موقعیت های استثنایی و نادر محقق می شود.
♈️فسادکمابیش همه جا هست وسیاستهای حامی پروری وخرید وفاداری سیاسی با پول دربیشتر کشورها وجود دارد.
برخی کشورها که خیلی "پولدارند"- ماننددولت های رانتیر عرب-،تا خریدطبقات اجتماعی وتمام جامعه پیش می روند.
♈️برخی هم که تنگ دست ترهستند، به نوازش مالی گروه های معین و اشخاص وچهره ها اکتفا می کنند. این مساله تاحد زیادی تابعی ازمیزان دمکراسی درسیستم های سیاسی است. " مستاجرها " که دمکراتیک ترند، طبعاعلاقه و توان کمتری هم برای پول پاشی دارند!
♈️نکته آخر و البته مهم تر از همه این است که تا تلقی درستی ازمفهوم مالکیت و تشخص و منزلت آن بوجود نیاید، نه دمکراسی پامی گیرد ونه توسعه بدست می آید، صاحب نظران تقریبا بالاتفاق معتقدندکه راز ناکامی ایران وبسیاری دیگر ازجوامع شرقی، همین حلقه مفقوده است!
♈️تلقی دولت بعنوان ارباب جامعه ومالک تمام دارایی های آن، منافی پاسداشت مالکیت خصوصی ونتیجتا تکامل آزادی و خودمختاری فرد و جامعه است.
♈️درشرق مالکیت خصوصی آنگونه که در غرب پدید آمد، پیش نرفت وایده مالکیت دولتی و خدایگانی همیشه برجامعه و روندهای آن چیره بود مثلا در ایران پیشا مدرن خالصه جات، اقطاعات وموقوفات، اشکال اصلی مالکیت زمین بودندکه بندناف هرسه به دولت بسته بودوباعث می شدکم تر روندی مستقل شکل گیرد.
27 607
🔴 5 هزار و 400 آقازاده در فرنگ!
✍️مصطفی داننده
♈️هاجر چنارانی، عضو فراکسیون بانوان مجلس در جریان جلسه بررسی صلاحیت زاهدی وفا وزیر پیشنهادی کار گفت:« با این حال انقلاب ما، انقلاب مستعضعفان و محرومان است لذا قرار نبود بعد از ۴٣ سال اینگونه تصمیم بگیریم ضمن اینکه آقای رئیسی گفته بود هر کس فرزندش تابعیت خارج داشته باشد خودش هم باید برود پس ما منتظر اجرای آن هستیم در حالی که فرزند ۵ هزار و ۴٠٠ و اندی از مسئولان در خارج از کشور هستند.»
♈️به آمار ارائه شده توسط این نماینده دقت فرمودید؛ 5 هزار و 400 آقازاده در خارج از کشور در حال زندگی یا تحصیل هستند.
🔰از این آمار میشود به چند نتیجه ساده رسید:
♈️اول: فرزندان مسئولان، کشوری که پدرانشان ساختهاند را جای مناسبی برای رسیدن به آرزوهایشان نمیدانند. آنها فکر میکنند برای دستیابی به موفقیت، بار و بندیل خود را میبندند و راهی فرنگ میشوند تا زندگی بهتری داشته باشند.
♈️دوم: موافقت پدران یا مادران با مهاجرت فرزندان، نشان میدهد که خود آنها هم به این نتیجه رسیدهاند که کشوری که ساختهاند، مناسب پیشرفت فرزندانشان نیست و بهتر است آنها برای کسب رتبههای بهتر علمی در خارج از مرزهای ایران زندگی کنند.
♈️سوم: برخی از والدین میگویند که بچههایشان بعد از تحصیل به کشور بر میگردند تا به کشور خدمت کنند. این رفتار هم بیانگر آن است که مسئولان کشور برای مدیران آینده ایران، بعد از دانشگاه امام صادق، چشم به دانشگاههای خارج از کشور دارند و چشمشان از داشگاههای داخل ایران آب نمیخورد.
♈️چهارم: همین پدران و پسران، مادران و دختران، اما تا دلتان بخواهد برای جوانان سرزمین نسخه میپیچیند. به آنها توصیه میکنند در ایران بمانند و وطن را بسازند. بارها هم در سخنرانیهای خود به این نکته اشاره میکنند که غربی که بچههایشان در حال تلاش برای رسیدن به یک زندگی خوب هستند، در حال فروپاشی است.
♈️پنجم: جوانان کشور در حال هزینه دادن و تحمل شرایط بد اقتصادی که به واسطه شعار پدران به دست آمده است، هستند و آقازادهها با خیال راحت در غرب به زندگی عادی خود میپردازند و خطی روی صفحه زندگیشان نمیافتاد.
♈️ششم: ایران بیش از هر زمان دیگری به روسیه و چین نزدیک شده است و از غرب فاصله گرفته است. معلوم نیست با توجه به این نزدیکی، آقازادههای برای تحصیل به این دو کشور نمیروند و همچنان آمریکا، کانادا و اروپا را برای زندگی انتخاب میکنند. کشورهایی که برخی از همین مسئولان بر این باور هستند هر روز در خیابانهای آن تجاوز صورت میگیرد و فحشا از سر و دیوار شهرها بالا میرود.
♈️در کشوری که شعاردادن جایگاه اولیتری نسبت به عملگرایی دارد باید هم شاهد چنین آماری از مهاجرت آقازادهها به خارج از کشور باشیم. مسئولان برای مردم شعار میدهند و خودشان درست برخلاف آن شعارها زندگی میکنند و این داستان در ایران یک قصه تکراری است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 خطرات تبديل« جنبش ها» به « شورش ها »
✍️قاسم خرمی
♈️️ « شورش ها» دارای ریشه های معیشتی و اقتصادی و «جنبش ها» دارای منشا سیاسی و حقوقی و مطالبه محور است.
شورش ها معمولا در میان طبقات پایین اتفاق می افتد و جنبش ها را طبقات متوسط رقم می زنند.
♈️️ شورش ها، رهبري و سازمان يافتگي ندارند، به واسطه برخي اقدامات و اتفاقات خلق الساعه عموما ناشي از فشارهاي اقتصادي، ايجاد مي شوند و خيلي فوري هم فراگير مي شوند. افرادي كه در شورش ها شركت مي كنند، چندان سابقه كنشگري سياسي و حتي حضور در شورش هاي قبلي را ندارند، بنابراين، اقدامات آنها خيلي زود از كنترل خارج و به خشونت كشيده مي شود و توسط پليس سركوب و خاموش مي شود.
♈️️ جنبش ها، اما اغلب بر يك آرمان متعالي ريشه دار و تاريخي استوار است كه (نظير جنبش كارگران، دانشجويان و زنان ) حداقل چندنسل قبل در پي تحقق آن بوده اند. ممكن است چنين خواسته اي را احزاب و گروههاي رسمي نيز در برنامه خود داشته باشند اما فعاليت جنبش ها زماني تشديد مي شود كه از تحقق آن مطالبه تاريخي توسط احزاب و گروههاي رسمي و قانوني، مايوس شده باشند.
♈️️ پر رنگتر شدن نقش سلبريتي ها ( هنر پيشه ها، خوانندگان و فوتباليست ها) در جنبش هاي سياسي و اجتماعي نيز به خاطر بنيان هاي ضعيف احزاب و يا كنترل شديد حكومت بر نخبگان سياسي و ديگر گروههاي مرجع اجتماعي و در مجموع به خاطر بدبين كردن جامعه به حوزه سياست، اتفاق مي افتد.
♈️ميدان دادن به سلبريتي ها بعضا بخشي از سياست حكومتهاي كمتر دموكراتيك، براي تخفيف موقعيت روشنفكران و نخبگان سياسي به حساب مي آيد اما سلبريتي ها لزوما در مسير سياست هاي حكومت حركت نمي كنند. البته حمايت سلبريتي ها از جنبش هاي فراگير، تا حدي هم مربوط به نوع شغل آنهاست كه به عواطف و همدلي هميشگي مردم و هواداران نياز دارند. اين همراهي ها، فرصت طلبانه نيست.
♈️حضور سلبريتي ها در جنبش ها، بسيار موثر و هيجان آفرين اما موقتي خواهد بود؛ چون آنها سياست ورز حرفه اي نيستند و خيلي زود خسته مي شوند و كنار مي روند و جاي خود را به نيروهاي سياسي حرفه اي مي دهند و در ادامه به عنوان حامي معنوي جنبش، ايفاي نقش خواهند كرد.. كم تجريگي سياسي سلبريتي ها، ممكن است اين خطر را داشته باشد كه به خاطر تهييج بيش از حد جامعه، «جنبش ها» را به مرز « شورش ها» نزديك كنند.
♈️️يك خطر ديگر اين است كه خود حكومت ها، با بي اعتنايي نمايي و يا واكنش هاي تند، «جنبش ها» را به ورطه « شورش ها» سوق دهند با اين تصور كه هزينه سياسي سركوب شورش از جنبش، كمتر است. اگر چه، مي دانيم كه شورش ها ، قدرت ويرانگري بيشتري دارند و در اين حالت، خسارات جاني و مالي بسيار سنگيني براي مردم و حكومت در پي خواهد داشت. آتش شورش ها، جامعه مدني را به كما مي برد و حتي ممكن است به راديكال تر شدن رفتار حكومت منجر شود.
♈️وجود جنبش های مدني و حتي جنبش هاي اعتراضي، نوعا نشانه سلامت و حيات دمكراتيك جامعه و قدرت مختصر طبقه متوسط است. نبايد از جنبش ها، ترسيد و مواجهه درست با آن، نشانه قدرت، صلابت و اعتماد به نفس حكومت به شمار مي آيد. جنبش ها، بي رهبر به خيابان مي آيند اما زعماي فكري دارند و همزمان مجموعه اي از نيروها و گروهها در رقابت براي بدست گيري رهبري جنبش ها هستند و بعيد نيست كه بالاخره روي رهبراني اجماع و اتفاق كنند.
♈️️ شورش ها، عموما به پيروزي نمي رسند و فقط زهر چشم مي گيرند اما جنبش هاي در صورت پيگيري مطالبات خاص و مشخص و بازگذاشتن دريچه گفتگو و مذاكره با اركان تصميم گيري حكومت، مي تواند دستاوردهاي روشني داشته باشد. اما اگر جنبشي از يك مطالبه مشخص عبور كند و موجوديت سيستم را به چالش بكشد، در اين صورت جامعه وارد فاز انقلاب مي شود كه هم بازيگران و هم فرم و زمين بازي تغيير خواهد كرد و البته چشم انداز آن هم خيلي واضح و قابل پيش بيني نيست.
♈️️وقتي جامعه اي خسته و مايوش و تحقير شده دچار التهاب مي شود، گوش شنوايي براي پند و اندرز وجود ندارد، فقط رفتار عقلاني و مدبرانه حكومت است كه مي تواند مانع از اتفاقات بعدي شود. هيچ حكومتي از شنيدن صداي مردم خودش، كوچك نمي شود. البته قبل از آنكه دير شود...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
❗️به مناسبت روز گاندی؛ رهبری متفاوت و موثر
مهانداس کارامچاند گاندی، رهبر بزرگ انقلاب هند علیه استعمار انگلیس، دوم اکتبر۱۸۶۹ (۱۰مهر۱۲۴۸) در خانوادهای متوسط در شهر پور بندر هند متولد شد. از زمانی که او مسوولیت کنگره ملی هند را در سال۱۹۱۸ به عهده گرفت و بهعنوان نمادی ملی شناخته شد، مردم هند به او لقب ماهاتما به معنی روح بزرگ دادند.
👤 ماهاتما جزو قشر پیشهوران بود. او در سن ۱۹سالگی به همراه خانواده خود به انگلیس رفت و در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. ماهاتما در روزنامهنگاری و وکالت نیز فعالیت داشته است. این رهبر آزادیخواه در بازگشت به هند از پوشیدن لباس غربی امتناع کرد و لباسی را که از پارچههای هندی تولید شده و مورد قبول فقیرترین افراد در هند بود، بر تن میکرد.
👤 از نظر سیاسی، نگاه گاندی به غرب دو سویه است از سویی غرب را اینگونه تعریف میکند: «تمدن جدید اروپا، تمدنی بیگمان مبتنی بر مادیگری محض و استوار بر تولید صنعتی در کارخانهها و سربرآوردن شهرهای بزرگ است که معیارهای آن را تراکم ثروت تعیین میکند. چنین تمدنی، طبیعت حقیقی بشر و هدف او را با القای خواستهای کاذب و کمک به افزایش ظرفیت مصرف افراطی، تهدید میکند.
👤 در عین حال توزیع نابرابر ثروت و نظام تولید انبوه، ناگزیر منجر به رقابت و خشونت میان انسان و همنوعان او میشود» و از سویی دیگر جوهر پیشرفت غرب را به خوبی میشناخت.
👤 او حتی نظم و قانون حاکم بر غرب را به درستی درک میکرد و آن را قبول داشت. او رساله «هند سواراج» را در انتقاد از غرب و مصرفگرایی نوشت. همچنین مبارزه نفسگیری با ماکیاولیسم و ابزارهای ناپاک سیاسی برای رسیدن به قدرت انجام میداد و درصدد بود تا عنصر صداقت و پاکی را به سیاست و مبارزه بیامیزد.
👤 او ریشه همه تبعیضها و خشونتها را ترس میدانست. برای همین الگوهای مبارزاتی او به نوعی برای تخریب روانی دشمن ترسو تدارک دیده میشد. (روزه سکوت، نپوشیدن لباس و...) او سیاست را عین صداقت و درستی میدانست و آن را هرگز با دین و باورهای مذهبیاش نیامیخت.
👤 گاندی بدون به کارگیری خشونت و با ایمان به حقیقت و درستکاری، زندگی و مبارزه کرد. مبارزات مدنی هندیان، اولین جنبش مدنی برای حقوق انسانی است که تا آن زمان برای دستیابی به عدالت شکل گرفته بود. او روح خودکفایی را به جامعه هندوستان تزریق کرد و این تاثیر چنان شگرف بود که همه لباسهای خارجی به نشانه اعتراض در خیابانها به آتش کشیده شد و این آغاز استقلال و خودکفایی هندوستان بود.
👤 گاندی برای وحدت میان مسلمانان و هندوهای کشورش یک ماه روزه گرفت و در رژه نمک از ۱۲مارس تا ۶آوریل۱۹۳۰ به همراه چند صد هزار نفر هندی ۴۰۰کیلومتر از احمد آباد تا ساحل داندی راه پیمود تا از آب دریا نمک بگیرد و با این عمل قانون مالیات نمک را بیاعتبار کرد.
👤 این مبارزه در واقع دعوت هندیها برای تحریم کالاهای انگلیسی بود و با بازتاب جهانی روبهرو شد؛ درنهایت انگلیسیها مجبور به مذاکره شدند. هندیها با کمک روح بزرگ (ماهاتما) در سال۱۹۴۷ توانستند استقلال کشورشان را بهدست آورند.
👤 او در مقام رهبر سیاسی و معنوی هند تلاش میکرد با یادگیری و درس گرفتن از اشتباهات خود و عملکرد خود به حقیقت دست یابد. توسعه اندیشه عدم خشونت (آهیمسا) دستاورد گرانبهایی است که جهان جدید آن را به گاندی مدیون است.
👤 تز عدم خشونت در ترکیب با مفاهیمی همچون حقیقت، استقلال، آزادی، برابری و... بنیان فکری او را شکل میدهد. در دیدگاه گاندی، خشونت رابطهای با آدمی ندارد و انسان کامل انسانی است که خشونت را در هر شکل از خود دور نگاه دارد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 وقتی راه گفتوگو را میبندی
✍️مصطفی داننده
🔹حاکمیت سالها تلاش کرد تا سرطانی که توسط ناظران اجتماعی و سیاسی تشخیص داده شده بود، سرپوش بگذارد و بگوید که ما هیچ بیماری نداریم و تندرستتر از همیشه در حال کار هستیم.
🔹حالا اما سرطان متاستاز کرده و تمام تن را گرفته است. نکته جالب اینجاست که در همین لحظه بازهم به جای پذیرش پیشرفت بیماری، ماجرا را انکار میکند و میگوید آزمایش اشتباه است و در آن دستکاری شده است.
🔹همیشه نظام جمهوری اسلامی از این ندیدن و نشنیدن ضربه خورده است. همین که در همه زمانهای وقتی حرف و نقدی شنید، ناقد را به خارج وصل کرد و هزار برچسب بزرگ و کوچک به او زد. تقریبا حال منتقدان به مثابه درهای قدیم تهران است که با برچسبهای تبلیغاتی که معمولا هم تخلیه چاه بود، رنگ میشدند. آنها هم هزار برچسب میخورند تا نظام اشتباه خود را قبول نکند.
🔹مردمی که امروز به شرایط کشور اعتراض دارند و بخشی از آنها این اعتراض را به کف خیابان آوردهاند، همیشه دوست داشتهاند حرف بزنند. بارها وقت دادند که حاکمیت صدای آنها را بشنود اما هربار نه تنها صدا شنیده نشد بلکه با مشت بر دهان اعتراض کننده کوبیده شد.
🔹خدا یک رجوی چه مسعود و چه مریم را به عنوان مخالف جمهوری اسلامی آفرید، تا هر کس در این کشور حرفی زد، سریع از سوی حامیان حکومت به فرقه منحوس و مانده در تاریخ وصل شد.
🔹آنقدر دایره مقدسات در کشور گسترده شد، که حتی حرف زدن در مورد رابط با چین و روسیه هم با عتاب و خطاب روبرو شد.
🔹چرا راه دور میرویم، اعتراض در دانشگاه به غذا به هزار داستان چسبیده میشد و اعتراض کنندگان راهی کمیته انضباطی میشدند که چرا به غذا اعتراض کردید و معلوم است، اهداف دیگری دارید!! حالا ثابت کن که آقا، ما به مزه قرمه سبزی که بوی جوراب یک هفته نشسته میداد معترض بودیم و تمام.
🔹وقتی راه حرف زدن را ببندیم باید در خیابان منتظر مشتهای گره کرده باشیم. این یک اصل همیشگی است. مردم در تمام این سالها تلاش کردند حرف بزنند. حتی گاهی گفتند اشکال ندارد، حرف نمیزنیم اجازه بدهید با سکوت اعتراضمان را نشان بدهیم که آن هم نشد.
🔹در ماجرای کشته شدن مهسا امینی در مقر گشت ارشاد در خیابان وزرای تهران هم همین است. مردم چند روزی منتظر توضیح دادن و حرف زدن در این مورد بودند.
🔹منتظر بودند یکی بیاید و بگوید ما اشتباه کردیم. ما را ببخشید. با کسانی که در قتل مهسا نقش داشتند برخورد میکنیم.
🔹این توضیحات داده نشد و نماینده مجلسی هم همین امروز گفت:« دشمنان با حاشیه سازی و ایجاد اغتشاش به دنبال تاثیرگذاری بر دستاوردهای سفر رییس جمهور به نیویورک هستند.» خطبههای نماز جمعه این هفته کشور را بخوانید تا متوجه آنچه گفتم شوید.
🔹اعتراضات امروز ایران، بسیار جدی است و شبیه هیچکدام از اعتراضهای دهههای گذشته نیست. حتی اگر هم خاموش شود قطعا آتش زیر خاکستری است که با هر نسیمی دوباره شلعهور میشود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴مهر ماه زندگی
✍️نعمت الله فاضلی
مهر سده پانزدهم آغاز شد؛ آغازی شورانگیز با امیدی روشن: "زن ، زندگی، آزادی". صدها سال طولانی و سخت و خونین طی شد تا اینجا رسیدیم. تنها شعور زنانه می توانست چنین عمیق، جامع و انسانی بسراید.
مردان، آن ها که هنوز مردانه می اندیشند، در مهر ، ماه مهربانی و ماه یادگیری و ماه آغاز، مهر همین سده نورسیده، طنین سرود زن، زندگی، آزادی را در خود بپیچند و تامل کنند. این آغاز مهربانی است؛ آغاز زندگی و آغاز آغازهای مان برای آرزوهای مان. زبان و ضمیر و ذهن جامعه ما بسیارها سخن لطیف و انسانی ساخته و پرداخته اما این چیز دیگریست.
"زندگی" را هیچگاه نسرودیم حتی اگر رویای مان بود. زندگی را برای قدرت خواستیم و ساختیم نه قدرت را برای زندگی. "آزادی" را سرودیم اما نه با "زندگی"؛ از زن گفتیم اما نه صدایش را شنیدیم و نه پیوندش با آزادی را دانستیم. مهر اکنون به روی ما گشوده است که بیاموزیم.
مدرسه ها و دانشگاه ها و رسانه ها و حتی شهرها و خیابان ها را فضای یادگیری کنیم. بیاموزیم که بودن و شدن و ماندن مان در گرو همین صدای انسانی، کاملا انسانی است که اکنون ناگهان طنین افکنده در هستی ما: زن، زندگی، آزادی.
این سرود و صدا از "بایدها" یی نمی گوید که متفرق کند؛ دیگری بسازد، طبیعت را ویران و دل هایی را خون یا نظم را به هم بریزد. "زن، زندگی، آزادی"، کلمه ای واحد در ترکیبی سه گانه. نام دیگرش "مهر" است. دعوتی است به خشونت پرهیزی، و پرهیز از تبعیض و پرهیز از هر چیز که زندگی نیست. سروده ای است بهنگام؛ در اولین مهر سده نوین، گشوده می شویم به هستی تازه ای و یادگیری عمیق و انسانی.
مهر است و یادگیری. بیاموزیم مدرسه ها و دانشگاه های مان درس زن، زندگی، آزادی دهند؛ گریزی از این نداریم والا مهر نه آغاز آغازها که پاییز دل ها خواهد شد و تنها چهره های زرد و برگ های خزان برای مان می ماند.
بیندیشیم که مهر هزار و چهارصد و یک، آغاز مهربانی و آغاز یادگیریست تا سده ای تازه را تجربه کنیم؛ و زن و زندگی و آزادی را پاس بداریم و دریچه دیگری برای دیدن و زیستن جهان بسازیم. مدرسه ها و دانشگاه ها را و برنامه درسی را با رویای تازه زن، زندگی، آزادی طراوت و نیرو دهیم. این گشودگی به هستی را جشن بگیریم و شادمانه شکرانه کنیم.
بکوشیم دل ها و دیده های مان پاییز نشود و فرزندان مان در مدرسه و دانشگاه درس بهار بیاموزند، درس زن، زندگی، آزادی.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
سخنان زیبای ابوالحسن تنهایی، جامعهشناس: اگر اعتماد مردم زائل شود، از قدرتهای امنیتی و نظامی، هیچ کاری برنمیآید
دولت با تامین سه نیاز بقا مییابد: امنیت غذایی، نظامی و اعتماد مردم؛ و اگر مجبور باشیم فقط یکی را حفظ کنیم، اعتماد است
جمع مدیران نامدار ایران
27 607
🔴ما هم مقصریم
✍️نعمت الله فاضلی،
مرگ مهسا، مرگ فرهنگ است. نگوییم پلیس، ما هم مقصریم؛ ما معلمان مدارس و مدرسان دانشگاه ها. اگر کلاس ها، درس تسامح، درس تساهل، درس انسان ورزی، درس عشق، درس زیبایی، درس عدالت و انصاف بود؛ و اگر ارزش های دموکراتیک و سیاست تفاوت را در برنامه درسی، کتاب ها، آموزش ها و منش معلمان و مدرسان می آموختیم، امروز مهسا و مهساهای دیگر زنده بودند.
عاملان زور، درس خوانده اند و از ما معلمان و مدرسان درس گرفته اند. وقتی به جای فرهنگ، ضدفرهنگ را آموزش می دهیم، فرهنگ می میرد.
مدرسه جدید را «اداره فرهنگ» نامیدند؛ یعنی فضای فرهیختگی، ادب و تربیت یافتگی. معلمان و مدرسانی که غم ایران و غصه زنان و شهروندانش را دارند، از فردا که سال تحصیلی جدید آغاز می شود، عهد کنند و کنیم که ارزش های حقوق بشری، دموکراسی، انسانیت و اخلاق را در کلاس ها و درس ها بگنجانیم؛ حتی اگر نخواهند و حتی اگر نگذارند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 من و آینده
✍️علیرضا شریعتی
سال ۷۴ شب قبل کنکور به پارک لاله با یکی از دوستانم رفتیم تا با هواخوری و کسب انرژی صبح فردایش آزمون دهیم ، در پارک یک مینی بوس و پیکانی در جلویش میرفتند با پلاکاردی که نوشته بود «طرح جمع آوری ارازل و اوباش تهران» از کنار ما رد شد من با تی شرت و شلوارجین بودم سرباز فریاد زد
دختر خانم بیاسوارشو!
دوستم موهایش را کتیراطبق عرف آنموقع زده بود ما برگشتیم فکر کردیم با دختری پشت سر ماست !اما دیدیدیم کسی نیست!مارا بزور سوار کردند و چند دور دور میدان پارک چرخید تا پر شود بچه های داخل مینی بوس اهن کشی شده اهنگ پرنده های قفسی را میخواندند
من از شدت استرس حالم بد شد ،مامورگفت آب بندی میشوی !بعد مارا به محل کلانتری در خیابان ترکمنستان بردند بخط کردند وکلی توهین ،ریسشان آمد گفت ببرید اتاق ۶
ما همه در ترس و وحشت که اتاق ۶ چیست؟
دارم فایده نداشت شب ساعت ۱۱:۳۰ یک مهر روی کف دست چپ ما زدندو رهایمان کردند دلم میخواست زمین بازکند و پدرم مرا اینگونه نبیند به دم منزل که رسیدم پدر و مادرم سرکوچه منتظر و نگران بودند !
تا صبح نخوابیدم و با کلاه سر جلسه رفتم دوستم هم اصلا سر جلسه نیامد و کنکور نداد
رتبه ممتاز دبیرستان البرز سال بعد از ایران رفت و اکنون فارغ التحصیل ممتاز و موفق ی در آمریکاست و حاضر نیست دیگر برگردد بنده هم تا ماه ها خواب کنکور میدیدم و فریاد میزدم من همه این سوال ها رابلدم!چندسال بعد با کمک روانشناس مشکلم حل شد !
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 درس ها و ترس های یک مرگ
✍️ صلاح خدیو
"ژینا" منسوب به " ژین " - صفت فاعلی در زبان کردی - است. ژین به معنای زیستن است و از این رو می توان گغت ژینا هم به معنای نامیرا و زندگی بخش است.
در زبان کردی میان کلمات ژن ( به معنای زن )، ژین، ژیان ( به معنای زندگی)، ژیار( به معنای تمدن) و ژیانەوە ( به معنای رستاخیز) قرابت ریشه شناختی وجود دارد.
"هاوژین" هم معادل کردی واژه همسر است که انصافا از لحاظ آوایی و معنایی از معادل فارسی خود بسی زیباتر است.
چه، بدون هیچ اغتشاش مفهومی و صعوبت آوایی، با رساترین وجه، مفهوم " در زندگی مشترک بودن " را می رساند.
زندگی مشترکی که رکن رکین آن زن است.
تاریخ زبان در این زمینه حاوی درسی مهم است: زن سرچشمه آفرینش است و مصدر زیستن تنها با اضافه شدن یک حرف، مسقیما از اسم زن می آید.
مضاف بر این، آفریدن تنها عملی زیست شناختی و مربوط به حیات بخشیدن به کالبد بی جان نیست.
بلکه فراتر از آن تاملی است بر جهان و خود مفهوم زندگی و دلالت های معنوی و فرهنگی آن و خویشاوندیش با مفاهیم متعالی نظیر فرهنگ و تمدن.
بی دلیل نیست که زیباترین نام های دخترانه و پسرانه کردی، از مصدر ژین می آیند تا با هر ولادت، داستان زندگی و شور و سرزندگی آن را روایت کنند: ژینا، ژیوار، ژیار، ژیان، ژینو، هاوژین و ...
مرگ ژینا( مهسا امینی ) دختر 22 ساله سقزی از این منظر، راوی جوانمرگی تلخ این تذکره زبانی و جهان معانی آن است.
رویدادی بغایت تروماتیک که وجدان جمعی ایرانیان را رنجور و همچون کاردی زهرآگین در ژرفای آن فرو رفت.
پسرکشی، پدرکشی و برادرکشی مضامینی آشنا در تاریخ اسطوره و ادبیات ما هستند.
اساسا داستان آفرینش با رنج نامه ی قتل هابیل بدست قایبل آغاز می شود.
برجسته ترین مضمون پسرکشی در روایات دینی نیز، داستان قربانی کردن اسماعیل بدست ابراهیم به عشق معبود است.
تراژدی قتل سهراب توسط رستم هم فواره ی خونی است که سده هاست جهان اساطیری ما را سرخ فام و خونین کرده است.
اما در کم تر داستانی، زن می میرد و این صرفا به علت ریخت مردسالارانه روایات جهان پیشامدرن از زندگی نیست، بلکه بخاطر هراس از زوال خود مفهوم زندگی است!
زن سرچشمه حیات و مصدر اصلی توالد و تناسل و توالی زیستی است و دخترکشی، خواهر کشی و زن کشی، بالقوه می تواند هستی را با مصائب مرگبارتری از مرگ مردان روبرو سازد.
در داستان ژینا، اما زن مرده است. مرگی اسطوره ای که حاصل زنانه تر شدن ساختارهای اجتماعی است.
زنانه شدن جامعه ایران در برتو نوسازی و غالب شدن امر مدرن، در دل خود امکان وارونه کردن بسیاری از سنت ها و اسطوره ها را فراهم کرده است.
پایتختی که خنکای شهریور و فراغت قبل از پاییز آن، جوانان زیادی را برای دیدن زیبایی ها و سرزندگی هایش به سوی خود می کشاند، " ایراندخت " خود را کشته است!
بی گناه و بی تاوان و درست مانند تراژدی سهراب و سوگ سیاوش!
در شهری که چند سالی است ذائقه های زیباشناختی آن با خوش آهنگی و پرمعنایی نام های دخترانه ی کردی دمساز شده و دخترانش نام هایی چون هیوا، روناکا، ژینا و ... را برخود دارند، بناگاه "خود ژینا" می میرد!
مسافری غریب که قرار بود چند صباحی سفیر زندگی در پایتخت دود گرفته باشد!
مرگی غمبار که شاخک های احساسی و زیباشناختی شهر را تیز می کند!
از این منظر اندوه ملی برای مرگ ژینا، سوگواری برای خود زندگی است. نگرانی از خشکیدن سرچشمه حیات است.
دفاع از کرامت انسان و آزادی آن در تعیین سرنوشت خویش است.
زن و زندگی مفاهیمی هم بسته اند و تاریخ زبان و جهان اسطوره ها و نمادها و معانی هم این را می گوید! زن نباید بمیرد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
