جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 334 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 246,并在 伊朗 地区排名第 12 763 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 334 名订阅者。
根据 11 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -54,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.44%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.95% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 140 次浏览,首日通常累积 2 722 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 12 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 334
订阅者
无数据24 小时
-177 天
-5430 天
帖子存档
27 334
در تمامی طول حیات بشر، چیزی شیرین تر و دلپذیرتر از آزادی وجود ندارد، آزادی نعمتی الهی است که حق طبیعی هر انسان است و بدون آن، دنیا در هرجایی از این کره خاکی، جهنمی غیر قابل تحمل خواهد بود، و در حقیقت، آزادی لازمه جوانه زدن درخت امید برای عبور از بحرانها و سختی های زندگیست .
🔰این کلیپِ دنیایی حرف باخود دارد،اسبی که در باتلاقی سرد و عمیق گرفتار شده، با پذیرشِ شکست، نااُمیدانه به استقبال مرگ مانده است ، ساکنان محلی، اسبِ گرفتار رو میبینند و با دیدن چسبناکی و عمق باتلاق، به این نتیجه میرسن که چیزی که میتونه ناجیِ این اسب نااُمید و تسلیمشده باشه، یک انگیزه و انرژی درونیه که اون رو به حرکت و تلاش برای نجاتِ خودش وادار کنه.
🔰 برای ایجاد این انگیزه، گلهی اسبشون رو دور باتلاق میارن و اونا رو به حرکت درمیارن. اسبِ گرفتار با دیدن آزادی و جنبوجوش اسبهای دیگر، امید و انگیزهاش شعلهور میشه و جنگیدن برای رها شدن رو آغاز میکند. سرانجام، کششِ اشتیاقِ اسب به رهایی و آزادی ، بر کششِ باتلاقِ سرد و مرگ آور غلبه میکند و اسب خسته و نامید ،اما تشنه رهایی ، خودش رو نجات میدهد
جمع مدیران نامدار ایران
27 334
امین مجیدی فرد، نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، در جلسه گفتگو با سخنگوی دولت جوان و انقلابی ‼️
خداوند این جوانان را برای این مملکت نگهدارد
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
✅ ذهن بیمار برخی اساتید دانشگاهی
✍د. قنبرزاده
♈️این روزها ویدیوهای عجیبی میبینیم که در آنها اساتید دانشگاه با توجه به اینکه دانشجوها سر کلاس حاضر نمیشوند، برای کلاس خالی درس میدهند! یعنی در حالی که حتی یک نفر هم سر کلاس نیست، استادِ نادان دانشگاه، به خاطر خودشیرینی و برای اینکه نشان بدهد خیلی مسئول و متعهد است، میرود پای تخته و مبحث درسی را برای باد هوا آموزش میدهد. آش این ماجرا آنقدر شور شده که حتی در یک موردِ عجیبِ سایکوتیکِ حاد، استادِ مربوطه، نهتنها پای تخته چیزهایی مینوشت، بلکه در همان حال هم به سمت صندلیهای خالی برمیگشت و روی نکتههایش تأکید میکرد. شما ببینید ذهن بیمار آدمها تا کجاها میتواند پیش برود!
.
♈️کسی که برای کلاس خالی درس میدهد و فکر میکند دارد به مسئولیتش بهدرستی عمل میکند و در انتها برای همین چیزها پولِ مفت هم به جیب میزند، یعنی هیچکسی جز خودش را قبول ندارد. یعنی دانشجوها برای او یک مشت مترسک هستند که بود و نبودشان فرقی نمیکند. درست عین اتفاقی که در بطن جامعه هم میبینیم؛ هیچکس کاری ندارد شما چه میگویید و چه میخواهید. مهم نیست اصلاً شما هستید یا نیستید. وجود دارید یا ندارید؛ «آنها» کار خودشان را میکنند چون «ما» را بردهای میبینند که در اختیار «آنها» هستیم. پس حتی اگر هم حضور فیزیکی نداشته باشیم، هیچ اهمیتی ندارد، چون به نظرشان تنها با حضور فیزیکی خودشان، همهچیز پیش خواهد رفت.
.
♈️اما نکته اینجاست که آن «اساتید» خبر ندارند درس دادن برای کلاس خالی، به شکل طعنهآمیزی وضعیت خودشان را بازنمایی میکند؛ درسهای خالی از تفکر و زندگیِ آنها به درد همان کلاس خالی میخورَد و بس. حضور فیزیکیشان هم طبعاً به درد خودشان و همفکرانشان میخورَد.
♈️همهی اینها را بلانسبت اساتیدی گفتم که به انسانیت احترام میگذارند و پیش از سواد، آگاهی میدهند و پیش از درس، زندگی میآموزند. اما استادی که برای کلاس خالی درس میدهد تا مثلاً نشان بدهد متعهد است، لیاقتش همان خردهپولِ انتهای ماه است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
✅ من اگر نماینده مجلس بودم...
✍️مصطفی داننده
🔹من اگر امروز نماینده مجلس بودم، به جای ارائه طرحهایی مثل اعدام! با دیدن وضعیت جامعه به ویژه قشر جوان، طرحی را آماده میکردم که در آن تمام دستگاههای فرهنگی مجبور به ارائه گزارش در مورد عملکرد خود در تمام این سالها شوند و این سوال را پاسخ دهند که چه کردهاند؟
🔹خنده دار نیست، سالها میلیارد میلیارد از پول مردم، در جیب صداوسیما، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و هزار نهاد فرهنگی بزرگ و کوچک میرود اما بازهم مسئولان کشور از نفوذ فرهنگی غرب در کشور گلایه میکنند و به دنبال طرحهایی مثل صیانت هستند.
🔹این روزها هم که شاهد هستیم، برخی در خطابههای خود میگویند، معترضین که نماز نمیخوانند، تازه مشروب هم میخورند و فرزند طلاق هم هستند.
🔹تمام ایرانیهایی که بعد از انقلاب به دنیا آمدند، مدرسه رفتند، دانشگاه را پشت سر گذاشتند یا در حال سپری کردن آن هستند، با آموزههای دینی آشنا شدند. اما چرا هنوز بعد از این همه سال یک مسئله مثل حجاب برای آنها حل نشده است؟
🔹من اگر جای حاکمیت بودم از نهادی فرهنگی طلبکار میشدم که این همه هزینه فرهنگ میشود اما بازهم پاشنه آشیل است. شده است داستان فرزندی که پدر تمام زندگی را برای او میگذارد تا در کنکور قبول شود و در نهایت پسر یا دختر، رتبهای میآورد که در نهایت با آن میشود در کاردانی دانشگاه آزاد در شهری دور پذیرفته شد.
🔹این روزها مدام این جمله را که سلبریتیها با پول بیتالمال به اینجا رسیدهاند را شنیدهایم. حالا که اینقدر روی بیتالمال حساس هستید و نگران آن چند میلیاردی که مهران مدیری و علی کریمی گرفتهاند، چرا در مورد بودجههای فرهنگی ساکتید؟ مال اینها بیت المال است و مال آنها بیت الحال؟
🔹سوال کنید و پاسخ بخواهید. از کجا آوردهاید را که به سرانجام نرساندید حداقل با پول داده شده چه کردهاید را به سرانجام برسانید.
🔹چرا با این همه سازمان و نهاد فرهنگی همچنان نگران چند شبکه اجتماعی و حتی چند شبکه لندن نشین هستید؟ چه میگویم! حتی نگران چند شبکه نمایش خانگی که با قانون همین مملکت در حال فعالیت هستند.
🔹چرا هیچوقت نتوانستید پاسخ مستدلی به مسئله حجاب بدهید؟ در تمام این سالها جوانان از حجاب گفتند اما پاسخی نشنیدند و فقط مدام به آنها یادآوری شد که از موهای خود آویزان خواهید شد و تمام!
🔹در عرصه عمرانی وقتی بودجهای تخصیص داده میشود، مردم بعد از چند سال، پولی که از جیبشان برداشته شده را در قالب سد یا جاده میبینند. در مسائل فرهنگی چطور؟ از کدام تاثیر نهادهای فرهنگی در کشور میشود سخن گفت؟
🔹شق القمر نمیخواهیم، یک کار فرهنگی که دوستان با بودجه هنگفت انجام دادند و تاثیر گذار بوده است را نام ببرند. گشتیم نبود، نگردید نیست.
🔹مشکل کشور همین است. وقتی پول مردم، برای مردم خرج نمیشود و تبعیض، فقر و ناعدالتی زندگی مردم را سخت میکند، باید شاهد چنین جامعه چند پاره و زخم دیده هم باشید. جامعهای که نفرت در آن تبدیل به غولی چند سر شده است که با زدن یک سر آن، هفت سر دیگر اضافه میشود.
🔹اینکه مردم امروز حرف هم را نمیفهمند و با برچسب زدن با یکدیگر حرف میزنند یعنی اینکه در این کشور نه تنها کار فرهنگی صورت نگرفته است، بلکه شاهد خروار خروار کار غیرفرهنگی بودهایم.
🔹در همان آمریکا خونخوار و اروپا یخ زده از سرما، شاهد تجلی فرهنگ در رفتار اجتماعی مردم هستید. بله، به شعار باشد ما میتوانیم با میزان شعارهایی که میدهیم کهکشان راه شیری را ریسه رنگی بکشیم اما وقتی پای عمل که میآید، چراغمان یک اتاق کوچک خانواده 4 نفره را هم روشن نمیکند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
برای اینکه کنارهم یک زندگی زیبا داشته باشیم ، لازم است دست هامون را از جیبمون بیاریم بیرون.
نمی خواهد کار عجیب یا بزرگی انجام بدهیم ،فقط کافی است هر کجا هستیم هر اندازه می توانیم کاری کنیم .
نشر انسانیت زندگی همه ما را زیباتر خواهد کرد .
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
27 334
🌟۳۰٪ تخفیف سرورهای اختصاصی آسیاتک (همراه با تحویل سریع)🌟
‼️به تعداد محدود‼️
✅نحوه استفاده:
1️⃣سرور خود را انتخاب کنید
2️⃣کد تخفیف AT30 را وارد کنید
3️⃣پنل سرور خود را در همان لحظه دریافت کنید
برای خرید سرور آسیاتک روی لینک زیر کلیک کنید:
🔗 yun.ir/834hwd
🔗 yun.ir/834hwd
⁉️اگر سوالی دارید با شماره ۰۰۰۰ ۹۰۰۰ داخلی ۱۴۷۰ و ۱۴۳۰ تماس بگیرید
27 334
🔴 ریشه ناسزاها
✍️عباس عبدی
ابتدا تأکید کنم که از نظر نسل ما شنیدن چنین کلمات و ناسزاهای زشتی، حتی در گفتگوهای دو یا چند نفری و کاملاً مردانه یا زنانه (جدا باشند!) زشت است و پذیرفتنی نیست. ولی هنگامی که این پدیده تا این اندازه شایع میشود، حتماً باید دلایل اجتماعی داشته باشد و نمیتوان فقط و با استناد به این که یک امر زشتِ اخلاقی است آن را تخطئه و محکوم کرد، و از کنار آن گذشت، در نتیجه باید آن را شناخت.
نکته دوم اینکه دیدم برخی از فعالان توییتری نوشتهاند که مشابه این ناسزاها در انقلاب هم بود، و مواردی را بویژه علیه خانواده پهلوی ذکر کردهاند. به طور قطع چنین جملاتی حتماً یک جایی بوده که به آنها استناد شده ولی به عنوان یک دانشجوی فعال آن زمان قاطعانه میگویم که حتی یک بار هم ندیدم که هیچ حرف رکیکی در شعارهای دانشجویان نسبت به هیچ کس ابراز شود.
حتی از کاربرد آنها در جمعهای دو یا چند نفره محدود هم چنین الفاظی را نمیشنیدیم. در تظاهرات خیابانی موارد رقیقی مثل تشبیه به گوساله یا اعتیاد به تریاک و امثال آن بود ولی هیچگاه اینها عمومیت نمییافت. شعارهای ناموسی و رکیک را حتی یک بار هم نشنیدم. ولی اکنون تا حدی رواج یافته و عادی شده است. این تحول دلایل خاص خود را دارد که مختصر اشاره میکنم.
به نظرم ریشه اصلی این ماجرا اتفاقاً در تابوهای رسمی از جمله مسأله پوشش و محدودیتهای آن است. کاربرد این کلمات راهی است برای تابو شکنی و عرفی کردن امر قدسی و نیز عبور از محدودیتهای موجود برای پوشش زنان.
دختران و پسرانی که در کافه یا کلاس یا خیابان کنار هم هستند و حس میکنند که باید به پوشش حقوقی ملتزم باشند، پوششی که میان آنان فاصله جنسی ایجاد میکنند، و آنان به هر دلیلی این فاصله را نمیپذیرند، به طور طبیعی برای شکستن این فاصله، به کاربرد کلمات متوسل میشوند، و با استفاده از کلمات جنسی، از پوشش عبور میکنند.
البته این به معنای آن نیست که این کار آگاهانه و در یک شب و یک هفته و یک ماه رخ داده. این فرآیندی است که طی سالهای متمادی و بسیار آهسته شکل گرفته است و هیچ گشت ارشادی هم نمیتواند آن را کشف و جریمه کند.
بجز این علت کلی به موارد دیگر هم باید اشاره کرد. ادبیات سیاسی فاخر از جامعه ایران رخت بر بست و صاحبان قدرت یا افراد بانفوذ سیاست در جبهه نواصولگرایی، از ادبیات فاخر سیاسی دور شدند و کلمه و ادبیات سیاسی را به ابتذال کشاندند.
خودشان مفاهیم و کلمات مستهجن و لودگی را وارد ادبیات سیاسی کردند و بعد هم پیروزمندانه به آن خندیدند. چه بسا کوشیدند که کلمه «دیاثت» را تئوریزه کنند. یکی از مداحان مشهور در یک نوار خود آن چنان این الفاظ رکیک را به کار میبرد که هر شنوندهای خجالت میکشد، حتی فحشهای ناموسی به امویان و دشمنان ائمه میدهند. یا هنگامی که از تتلو به عنوان یک هنرمند شاخص تعریف و تمجید میکنند، نتیجه رواج و رسمیت دادن به همین ادبیات است.
ولی پرسش مهمتر این است که چرا جوانان این کلمات را در سیاست به کار میبرند؟ برای اینکه این نسل تا کنون وارد سیاست میدانی نشده بود. در انتخابات به سختی بتوان ناسزا گفت و فحش داد. پس هنگامی که درهای سیاست مدنی بسته شد، به طور عادی دروازههای سیاست خیابانی و بدون رهبری مسئولانه گشوده شد، ادبیات این میدان هم بطور طبیعی همین است.
در حقیقت راهی جز استفاده از این کلمات باز گذاشته نشده است مگر میتوان در انتخابات رقابت کرد و این کلمات رکیک را به کار برد؟ آنان که درب سیاست را بستند، و این دروازه ناسزاگویی را باز کردند، لطفاً سکوت کنند و قدری به خودشان بپردازند، بلکه علت فحاشیها را در خود ببینند.
فضای مجازی هم نقش مکمل دیگری در عادی سازی کاربرد کلمات رکیک داشت که جداگانه باید بحث شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴 چرا خیابان جای صندوق رای را گرفت؟
✍️ مصطفی داننده
👈 در حال مرور فیلمهای قدیمی بودیم که به فیلمی از ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی رسیدیم. فیلم را سال ۹۲ برداشته بودیم. آن زمان که حسن روحانی برای سخنرانی انتخاباتی به ورزشگاهی آمده بود که مردم سالها در آن شاهد افتخار آفرینی ملی پوشان والیبال ایران بودند.
شوری به پا بود. همه با هم سرودهای ملی میخوانند و از شعارهای انتخاباتی حسن روحانی حمایت میکردند. همان جوانها یک ماه تمام در خیابان به صورت چهره به چهره مردم را دعوت به حضور در انتخابات میکردند و از آینده روشن میگفتند.
جوانهایی که در سال ۸۸ یکبار سرخوردگی را تجربه کرده بودند، اما امید داشتند بازهم از طریق صندوق رای به اهداف خود برسند. همانگونه که جوانان در سال ۷۶ با یک اتحاد مثال زدنی به آنچه میخواستند رسیدند. البته که فقط جوانها نبودند، اما در این نوشتار میخواهم از جوانان بگویم که این روزها در دانشگاه، مدرسه و خیابان شیوه دیگری به غیر از صندوق رای برای شنیده شدن حرفهایشان انتخاب کردهاند.
همانهایی که سال ۹۶ هم به میدان آمدند و حرف خود را به کرسی نشاندند که مسیر آینده کشور را مشخص کنند. اما حالا چرا به اینجا رسیدهایم؟
بحرانهای اجتماعی یک باره اتفاق نمیافتند. این پدیدهها تصادف جادهای نیستند که به خاطر غفلت یک راننده و یا خرابی یک ماشین به وقوع بپیوندد بلکه علت و معلولهای بسیاری دارد که هیچگاه به آن پرداخته نشده است.
در سال هزار و چهارصد، اصولگرایان سرخوش از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم بودند. بعد از دو شکست، پیروزی آنچه خود بزرگ میپنداشتند جشن گرفته بودند، اما آنها فراموش کرده که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری به زیر ۵۰ درصد رسیده است.
پنجاه و یک درصد از مردم در این انتخابات رای ندادند و این درحالی است که در سال ۹۶، ۲۶ درصد مردم به پای صندوق رای نیامدند. این هشدار بزرگی بود که دیگر بخش مهمی از جامعه راه تغییر را در صندوق رای نمیبیند.
مردم به این نتیجه رسیدند که دیگر مثلا برای تغییر در وضعیت اقتصادی کشور یا حل مسئله گشت ارشاد نمیتوان امید به تغییر دولتها یا مجلسها داشت. وضع همانی است که هست. شعارهای انتخاباتی در حد شعار میماندند و وضع ایران هر روز بدتر از دیروز میشد.
ناظران سیاسی این شکاف ایجاد شده را درک نکردند و با خود گفتند که در بسیاری از کشورهای دنیا میزان مشارکت در انتخابات به زور به ۴۰ درصد میرسد و این آمار برای ایران یک برد بزرگ است و شروع به حماسه سرایی برای آن کردند.
البته که این یک پیروزی یا سرخوردگی بزرگ همراه بود. اینکه امروز جوان دانشگاهی با شدیدترین الفاظ اعتراض خود را نشان میدهد، یعنی دیگر امیدی به تغییر بنا بر شعارها و وعدهها ندارد. او به خوبی به یاد دارد در همان ورزشگاه ۱۲ هزار نفری برای شعار برداشتن گشت ارشاد سوت و کف زده است اما در عمل هر روز شاهد شدیدتر شدن این برخورد پلیسی با یک پدیده فرهنگی شدند.
وقتی قدرت تصمیمگیری در مورد مسائل مهم کشور از جمله سیاسی و فرهنگی از دست دولتها خارج شد و شوراهای مختلف برای این مسائل تصمیم گرفتند، جامعه به این نتیجه رسید که با تغییر دولتها هیچ تغییری در سیاستگذاریها ایجاد نمیشود و آش همان آش است و کاسه همان کاسه.
بسیاری از ایرانیان خارج از کشور که این روزها به شدت معترض شرایط کشور هستند، در انتخابات ۹۲ و ۹۶ به طرز عجیبی یکدیگر را دعوت به حضور در انتخابات میکردند تا با تغییر شرایط کشور مسیر بازگشتشان به ایران فراهم شود. همانها امروز هر شنبه شعارهایی میدهند که نمیشود در جمع آنها را گوش کرد.
جالب اینجاست که به جای درس گرفتن، به تندروترین افراد جامعه تریبون میدهیم تا در صداوسیمایی که به عقیده نگارنده هنوز پرمخاطبترین رسانه ایران است، حاضر شوند و جامعه را عصبانی کنند. کسانی که نقش بسزایی در ناامید کردن مردم از صندوق رای داشتند. همانهایی که در پارلمان برجام را آتش زدند وامروز بر این باورند که گشت ارشاد باید پررنگتر از گذشته به کار خود ادامه دهد. متعصبینی که همیشه راه گفتوگو در کشور را بستهاند و فقط خود را فرزند پیامبر میدانند و دیگران را کافر خطاب میکنند.
بله، اعتراضات امروز ایران، حاصل یک ناامیدی بزرگ است. ناامیدی از صندوق رای! و این هنر بزرگی بود که مردم امیدوار به تغییر را تبدیل به سرخوردگانی کردیم که امیدی کمی به فردا دارند. درهمین جامعه ناامید مسئله گشت ارشاد تبدیل به یک اصل میشود و بسیاری از ائمه جمعه هر هرهفته در مورد آن حرف میزدند اما در مورد فساد اقتصادی و فشار گرانی به مردم سکوت میکردند و سعی میکردند نشان دهند همه چی آرام است و اینها امتحان الهی است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 334
✅صغیرپنداری جامعه
✍فرهادقنبری
♈️«انسان صغیر» به کسی گفته می شود که نیاز به کفیل و سرپرست دارد، چرا که خود هنوز به رشد ذهنی و عقلی کافی نرسیده و توان تشخیص خوب و بد خویش را ندارد. چنین انسانی نیاز به بزرگتر و سرپرستی دارد که امورات او را بر عهده بگیرد و در جایگاه پدر، نقش قهرمان و بت ذهنی او را ایفا نماید.
♈️جامعه صغیر هم همین است. در جامعه صغیر هم به مانند کودک صغیری که والدین اجازه بلوغ و رشد فردی به او نداده و در بزرگسالی بحرانهای فراوانی را برایش رقم زده اند، رابطه حاکم و اتباع نه بر اساس رابطه انسانهای بالغ و صاحب خرد که یکی در جایگاه قانونگذار و مسئول و دیگری در جایگاه شهروند وظایفی دارند، بلکه بر اساس نگاه کفیل و صغیر یا ارباب و رعیت تعریف می شود. چنین جامعه ای که طبیعتا به رشد ذهنی کافی نرسیده است، مسئول و دولتمرد در جایگاه کفیل و قیم و توده های مردم در جایگاه جان نثار و رعیت تعریف می شوند.
♈️در جامعه صغیر تفاوتی نمی کند که افراد حامی چه جریان و طیف سیاسی و فکری باشند یا اصلا در چه جایگاه و موقعیتی قرار داشته باشند، همه در این واقعیت که نگاه شخصی به سیاست دارند و نوع رابطه و نگاهشان به حاکمان و مسئولان عاطفی و احساسی است، برابر هستند. خاصیت چنین نگاهی آن است که در قضاوت های خود نسبت به چهره ها و شخصیت های سیاسی اصلا کاری به عملکرد آنها ندارند (همانگونه که در سنجش علاقه به خانواده خود عملکرد آنها را مدنظر قرار نمی دهند و در هر شرایطی در کنارشان هستند) و صرفا بر اساس یک علاقه یا نفرت شخصی دست به گزینش یا انکار می زنند.
♈️جامعه صغیر، جامعه ای است که نماینده مجلس و حاکمش تصمیم می گیرد مردم چه اخباری را بخوانند و به چه صفحات مجازی دسترسی داشته باشند.
♈️جامعه صغیر، جامعه ای است که مدیر سی ساله شبکه تلویزیونی تصمیم می گیرد که هشتاد میلیون انسان چه فیلم و برنامه ای به خیر و صلاحشان است و چه برنامه ای برایشان مضر است و نباید تماشا کنند.
♈️جامعه صغیر جامعه ای است که مامور انتظامی تشخیص می دهد، مردم چه لباسی را بر تن کنند.
♈️جامعه صغیر، جامعه ای است که مانند کودکان گریان مدام شکایت خود را پیش این و آن می برد و از آنها درخواست حمایت و کمک دارد.
♈️جامعه صغیر، جامعه بت سازی است که هر کس از کفیل خود انتظار خدایگانی دارد.
♈️جامعه صغیر، جامعه خشنی است که در آن هیچکس "غیری" به جز کفیل و بت خود را نه تنها به رسمیت نمی شناسد، بلکه خواهان نابودی او نیز می باشد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴 عکس بالارو ببین، اینا سودای خیلی عادی اعضامون از درآمدهای دلاری که (رایگان) آموزش دادم!
تو این اوضاع مملکت و گرونی دلار و شرایط نابسامان تنها چیزی که میتونه یکم زندگیتو تغییر بده یه درآمد دلاری خوبه!
📌تو این کانال بهت رایگان سیگنال اونس جهانی طلا و سایر روش های کسب درآمد دلاری رو یاد میدیم و قراره همگی کنار هم کسب درامد دلاری داشته باشیم و پول پارو کنیم 👇🏻
( https://t.me/+fhVmRpILIlJjNDE0 )
27 334
🔴 چه کسی چرچیل را به استعفا واداشت؟!
چرچیل تا ۸۰ سالگیاش نخستوزیر ماند. در زمانی که حتی به سختی راه میرفت، به سختی مینشست، حاضر به استعفا نبود. او آنقدر بزرگ بود که انگلیسیهای محافظهکار ترجیح میدادند از مقابله با او کنار بکشند. در واقعیت اما چرچیل پیر شده بود. با این حال، چه کسی بود که توانست چرچیل پیر و بزرگ را به استعفا بکشاند؟
برای تولد ۸۰ سالگی چرچیل، نمایندگان مجالس اعیان و عوام تصمیم به برگزاری یک جشن ملی میگیرند و این تولد از تلویزیون هم قرار است مستقیم پخش شود. اما هدیهی تولد آقای چرچیل چیست؟ نقاشی پرترهاش. این نقاشی پرتره سفارش داده میشود به نقاش معروف «گراهام ساترلند» هنرمند نوگرای انگلیسی آن زمان.
ساترلند به مانند هر هنرمندی در پس نقاشی چهره، به دنبال حقیقت است. چرچیل را در چندین نوبت میبیند و در موردش تحقیق میکند. چرچیل اما خودش نقاش است و برای همین به ساترلند یادآوری میکند که «او نباید نقاش چهره چرچیل باشد، او باید تصویرگر چهره جایگاه چرچیل باشد».
هنر آئینهای است برای دیدن خودمان. آئینهای که اگر مدام به آن نگاه نکنیم، زشت خواهیم شد. ساترلند صریحتر از آن است که چرچیل بزکشده را بکشد؛ او همان آئینهای را میسازد که چهره واقعی چرچیل را نشان میدهد.
روز تولد در محل مجلس از نقاشی رونمایی و چرچیل از دیدن خویش در آن آئینه برآشفته می شود. او درصدد باز پس فرستادن نقاشی است؛ اما ساترلند هنرمندی نیست که بشود به سادگی از آن گذشت و بازاندیشی در آنچه هست، میافتد به جان چرچیل!
ساترلند به دیدن چرچیل میرود. او به صراحت به چرچیل میگوید که هم او را دوست دارد و هم او را قابل ستایش میداند؛ اما «پیر شدهای آقای چرچیل!» ساترلند هنر را آئینهای میداند که باید به چرچیل یادآوری کند که به جنگ سن و سال نمیتواند، برود.
تابلو نقاشی ساترلند به دستور همسر چرچیل به آتش کشیده میشود. اما آتش اصلی تصویری بود که به جان چرچیل بزرگ افتاد و تا او استعفای خود را اعلام نکرد، رهایش ننمود! چرچیل از دیدن خویش در آئینه هنر به این واقعیت پیبرد که برای حفظ احترام خودش و کشورش باید کنار بکشد!
امروزه نقاشی ساترلند شاهکاری از دست رفته است؛ شاهکاری که توانست غایت هر هنری باشد. همین نقاشی بود که انگلستان آن روز را از اشتباهات مردان بزرگش رهانید. فرد پیر ناخودآگاه دلبسته افکار کهنه است! این طبیعت آدمی است و نمیشود با طبیعت چنین به جنگ برخاست.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
♈️ این بانوی خردمند و این مادر بزرگ منش، دو فرزند و همچنین همسرش را برای دفاع از وطن تقدیم این آب و خاک کرده است .
♈️ نوشتن شرحی بر فرمایشات این مادر وطن که چون گوهر از دهانش خارج میشود ، بسیار دشوار است .
♈️ عظمت این مادر و همسر شهید غیر قابل درک است،زیرا در حالی که سه عزیزش را تقدیم وطن و ملتش کرده است، هیچ مطالبه ای از مسؤلین و هیچ منتی بر مردمش ندارد .
♈️ درد او ، درد مظلومیت وطن، به ویژه جوانان این آب و خاک است و مردمی که با سیلی صورتشان را سرخ میکنند و کسانی که سر گرسنه بر زمین میگذارند.
♈️ دل این مادر پرافتخار، از سومدیریت های بی حد حساب و لطماتی که از این طریق به کرامت و معیشت مردم و دین خدا خورده است، پردرد است .
جمع مدیران نامدار ایران
27 334
کلیپی از داخل آرامگاه کوروش کبیر با دکلمه بسیار دلنشینی از استاد جمشید مشایخی
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر،
اعلام میکنم تا روزی که زنده هستم دین، آیین و رسوم ملتهایی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد. من سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا
به سلطنت خود قبول کند یا نکند. و هر گاه
نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای فرمانروایی بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد
7 آبان روز بزرگداشت #کوروش_بزرگ
جمع مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
27 334
🔴 چرا جمهوری اسلامی در تربیت "دهه هشتادی" ها شکست خورد؟
✍️ مهران صولتی
حسین یکتا عضو قرارگاه عمار در حال تبیین نقشه های دشمن برای تاثیر گذاشتن روی دهه هشتادی هاست. یکتا ملایم سخن می گوید. طنازی می کند و حتی از مقدسات برای جا انداختن استدلال های خود مایه می گذارد. ویژگی هایی که به جز آخری خیلی در میان انقلابیون سابقه ندارد. یکتا را می توان یکی از نمایندگان شاخص جمهوری اسلامی در مواجهه با دهه هشتادی ها دانست. ولی واقعیت این است که این تلاش ها هم نتوانسته به پرورش نسلی در تراز آرمان های انقلاب اسلامی بینجامد. چرا؟
نظام سیاسی در ایران ایدئولوژیک است و ایدئولوژی؛ سازه ای انتزاعی برای توجیه تبعیض، توهم آفرینی و غیریت سازی است. تربیت مبتنی بر ایدئولوژی لاجرم عمودی، آمرانه و انعطاف ناپذیر است. همچنین این نوع تربیت مونولوگ وار و بی اعتنا به علوم تربیتی نوین بوده و مخاطبان را افرادی منفعل می پندارد.
در آموزش و پرورش ایران سعی می شود تا حقیقت از طریق موعظه و نصیحت، به مخاطب عرضه شود حال آن در جهان امروز معلم بیشتر یک تسهیل گر است و باید صرفا موقعیت های آموزشی را برای مخاطبان فراهم آورد. به عبارت دیگر دانش آموزان باید در کشف حقیقت مشارکت فعال داشته باشند که اکنون ندارند.
تربیت در نظام تعلیمی ایران منقطع از تجربیات سیاسی دوره های مختلف در نظر گرفته می شود. دهه شصتی ها و هفتادی ها در آوردگاه جنگ و اصلاحات جامعه پذیر شدند ولی دهه هشتادی ها در معرض دیجیتالی شدن زندگی روزمره و انقباض ساخت سیاسی در کشور قرار داشته اند. به دلیل غیبت روشنفکران نیز فضایی برای تحولات عمیق معرفتی شکل نگرفته است.
در آموزش و پرورش ایران تربیت بدون در نظر گرفتن ویژگی های شخصیتی "دهه هشتادی" ها مانند؛ فردگرایی، جهان اندیشی، سنت گریزی و اقتدار ستیزی پیگیری می شود. مشکل مهم تر اما این جاست که حتی در صورت اذعان مسئولان به این واقعیت ها، ساختارهای آموزشی موجود امکان تحول در این راستا را نداشته و لاجرم وضعیت آسیب زای کنونی ادامه می یابد.
تربیت در ایران به صورت گلخانه ای و بدون توجه به تنگناهای اقتصادی، انسداد سیاسی و محدودیت های فرهنگی انجام می شود. حال آن که دانش آموزان به طور روزانه و از طریق رسانه ها در معرض دریافت اطلاعات زیادی در این حوزه ها هستند. وجود این شکاف نه تنها تربیت را بی اثر می کند بلکه موجب افزایش بی اعتمادی نسبت به نهادهای رسمی می شود.
نکته پایانی: تربیت "دهه هشتادی" ها به سبک مربیانی مانند حسین یکتا اگر چه با زبان امروزی تری انجام می شود ولی هنوز هم به شدت ایدئولوژیک و شعار زده است. واقعیت این است که تربیت این نسل بیش از سخنان زیبا، نیازمند مشارکت کودکان و نوجوانان در فراهم آوردن موقعیت های آموزشی، کاهش تمرکز گرایی، افزایش مدرسه محوری، و بهره گیری از تجربیات جهانی است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
📌پدیدارشناسی الناز
✍️مهدی تدینی
اگر الناز رکابی مدال طلا میگرفت، اما آن حادثۀ سهوی ــ در واقع عمدی ــ در روز مسابقهاش رخ نمیداد، تنها همان معدود افراد علاقهمند به رشتۀ صخرهنوردی از قهرمانی او مطلع میشدند و نهایتاً در حاشیۀ اخبار به قهرمانی او اشارهای میشد. اما با همان بیحجابی «عمداً سهوی» دهها میلیون ایرانی که نام او را نشنیده بودند یکشبه با او آشنا و همدل شدند.
چرا مهران مدیری چنان شتابزده آن ویدئوی اول را منتشر کرد یا اصغر فرهادی همان اول صراحتاً اعلام موضع کرد؟ زمین زیر پای سلبریتیها، قهرمانها، هنرمندان و همۀ چهرههای پابلیک داغ شده است. جامعه موضع مخالف را هم تحمل کند، بیموضع بودن را تحمل نمیکند. واقعیت این است که مدال طلا و درخشش و کسب افتخار جهانی دیگر برای بخشی از مردم ایران اهمیتی ندارد ــ تازه ممکن است مایۀ خشمشان هم بشود، اگر حس کنند این افتخار باعث عادی جلوه دادن زندگیشان و مایۀ بزکِ دردهایشان است.
ما امروز به نقطۀ اوج فرایندی رسیدهایم که از چند سال پیش آغاز شد. نمونههای اولیۀ آن را در درگیری سر فرهادی دیده بودیم. جامعهای که نارضایتی انباشته دارد، از وضع موجود ناراضی است اما توان تغییر آن را ندارد و زندگیاش را در خطر میبیند، در همهچیز در پی سود سیاسی مستقیم است. همهچیز برایش سیاسی میشود. اولویت برایش فایده/زیانی است که یک رخداد دارد. هر چیز که شرایط موجود را تثبیت کند، برایش «زیان» است و هر چه به تغییر شرایط کمک کند، برایش «فایده» است. به گمانش، فلان مدال و فلان جایزه و فلان افتخار چه سودی دارد، وقتی هیچ کمکی به بهبود وضع موجود نمیکند؟
به درستی یا نادرستی این نگرش کاری ندارم، فقط متعجبم از کسانی که این منطق را درک نمیکنند. جامعۀ ایران هیچگاه اینقدر سیاسینگر نبود و اگر چنین شده به دلیل وضعیتی است که به آن تحمیل شده است. مقصر این وضع جامعه نیست. وقتی سیاست بر تمام شئون زندگی شهروند خیمه میزند، بدیهیترین پیامد همین سیاسینگری اوست. اگر از این اخلاق جامعه ناراحتید، بروید یقۀ مقصر این وضع را بگیرید.
در آینده این وضع تندتر هم خواهد شد. تا اطلاع ثانوی «مدالها» دیگر ارزشی ندارد، بلکه «موضعها» مهم است. این واقعیت جامعۀ ماست، همانقدر که دلار ۳۴ هزارتومانی و تخمۀ آفتابگردانِ کیلویی ۱۵۰ هزارتومانی واقعیت جامعۀ ماست. اگر میتوانید با پند و اندرز دلار را به سه هزار تومان برگردانید، رویکرد سیاسی جامعه را هم میتوانید با اندرز عوض کنید. اگر نمیشود، پس این نگاه عاقلاندرسفیه را هم بگذارید درِ کوزه مگس داخل آب نیفتد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
دختر ۲۶ ساله ایرانی تبار جوان ترین وزیر تاریخ کشور سوئد شد!
در کابینه جدید کشور سوئد، پریسا ملاقلی لیلجستراند، متولد ١٩٨٣ در ايران، سیاستمدار ميانهرو به عنوان وزير فرهنگ و رومينا پورمختارى متولد ١٩٩٣ در سوئد، دبير كل حزب جوانان ليبرال كشور سوئد، به سمت وزرات آب و هوا و محيط زيست انتخاب شدند.
جهان سوم جاییست که جوانانش در خارج از مرزهای کشور خود وزیر و وکیل و نماینده مجلس و...میشوند
اما در داخل مرزهایش عده معدودی سالهاست که این صندلی ها را اشغال کرده اند و برخی شان 50_60 تا پست دارند
جوری که انگار قحط الرجال است
و کل سرمایه انسانی و مدیریتی کشور همین چند نفرند که باید چرخشی در همه حوزه ها خدمت رسانی کنند!
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
Repost from مجمع فعالان اقتصادی
#حامد_پاک_طینت
مجمع فعالان اقتصادی
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
