ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

前往频道在 Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

显示更多

📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览

频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 295 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 261,并在 伊朗 地区排名第 12 914 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 295 名订阅者。

根据 18 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -107,过去 24 小时变化为 -4,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 27.63%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.48% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 543 次浏览,首日通常累积 2 588 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
  • 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

凭借高频更新(最新数据采集于 19 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。

27 295
订阅者
-424 小时
-427 天
-10730 天
帖子存档
🔥 پیشرفته ترین پلتفرم انلاین معاملاتی رمز ارز کشور 🔥 💰بیت کوین و سایر رمز ارزها را به راحتی معامله کنید 🤝 بازارهای همتا ب
🔥 پیشرفته ترین پلتفرم انلاین معاملاتی رمز ارز کشور 🔥 💰بیت کوین و سایر رمز ارزها را به راحتی معامله کنید 🤝 بازارهای همتا به همتا (بدون واسط) ✅ تنوع بازارها با پوشش گسترده 📌 امنیت چند لایه سرد و سپر حفاظتی اختصاصی و (کیف پول های اختصاصی مستربیتکس) ☎️ پشتیبانی ۲۴ ساعته ( شماره تماس ، تیکت ) 👉 https://MrBitex.com 👈 👉 https://MrBitex.com 👈 💡 ابزارهای حرفه ایی معامله گری برای اولین بار در کشور (LIMIT , MARKET , OCO , STOP LIMIT ) 👉 https://MrBitex.com 👈

#تبلیغات

✅ ژاپن در طول سه سال جنگ، تمام دستاوردهای صنعتی را از دست داد ! اگر آلمان بعد از جنگ جهانی دوم در چارچوبی از لیبرال‌دمکراسی کنترل‌شده مهار شد اما ساختارهای نخبه‌گرا و الگارشیک ژاپن پس از جنگ تغییر چندانی نکردند و ژاپن همچنان کشوری با دمکراسی تضعیف‌شده، نظام نخبه‌گرای بسته‌تر از غرب و اقتصادی مرکانتلیستی حول رابطه‌ی قدرتمند دولت با شرکت‌های بزرگ صنعتی باقی ماند. ✍️رامین البرزی ظهور و سقوط ژاپن و آلمان در عرصه‌ی نظام بین‌الملل از قدرت‌هایی میلیتاریست، جوان و جسور در اوایل قرن بیستم تا کشورهایی صنعتی و مسالمت‌جو با جهان در اواخر آن قرن، آیینه‌ی تمام‌نمای پیشرفت‌های سریع و برق‌آسا و سقوط‌های سریع‌تر در نظام جهانی‌اند.مثالهایی که به وضوح نشان دادند قدرتمند‌شدن در عرصه‌ی بین‌الملل یک موضوع است و حفظ قدرتمندی و برتری در این عرصه موضوعی بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر. ژاپن در پرتو اقلیت نخبگان حاکم، انزو‌طلبیِ عقلانی و برخورد حساب‌شده با قدرت‌های جهانی در شرقِ دور در طول بیش از نیم قرن به قدرتمند‌ترین کشورِ آسیایی تبدیل شد و روشنفکران ایرانی از بهر پیروزی‌هایش و پیشرفت‌هایش منظومه‌ی «میکادو‌نامه» می‌سرودند، اما چه شد که ژاپنِ انزوا‌طلب و محافظه‌کار که از سالهای ۱۸۸۰ در پرتو نخبگانِ روشن‌اندیشِ عصر میجی آرام‌آرام به قدرتی صنعتی و نظامی تبدیل می‌شد و از هرگونه تنش با قدرت‌های جهانی حذر می‌کرد، در دهه‌ی ۱۹۳۰ به ورطه‌ی ناسیونالیسمِ رمانتیک و میلیتاریسمِ خشنی فرو غلتید که تمامی دستاوردهای ارزشمند و تلاش‌های پنجاه‌ساله‌اش را در طول تنها سه سال (۴۵ – ۱۹۴۲) پنجه در پنجه افکندن و رویارویی با قدرتی به مراتب مهیب‌تر از خود از دست داد؟ چرا ژاپن همچون امپراطوری آلمان سرمست و مغرور از پیشرفت‌های سریعِ صنعتی و نظامی در طی کمتر از سی سال (۱۸۷۰- ۱۹۰۰) و تبدیل شدن به قدرت اول صنعتی و نظامی اروپا با بی‌احتیاطیِ انتحاری‌گونه وارد گرداب جنگ جهانی با تمام رقبایش در آن واحد شد تا تنها بعد از چهارسال جنگ آرزوی سروری بر اروپا را که یک قرن برای آن رویا پرداخته بودند و افسانه ساخته بودند به خاکستر تبدیل کند و آلمان نیز وارد بزرگ‌ترین بحران‌های اجتماعی و سیاسی‌اش(در دهه‌ی ۱۹۲۰) شود؟ هر دو کشور بر خلاف رقبای خود چون آمریکا، انگلیس و فرانسه برای مدت طولانی به دست اقلیت کوچکی از تکنوکرات‌ها و نظامیان گرداگرد امپراطوران خاندان هیتو و هوهنزولرن اداره می‌شدند، گردش نخبگان رایج در دمکراسی‌های غربی در آنها وجود نداشت‌، استقرار یک الیگارشی مقتدر و باثبات که نه در آن از سقوط پی در پی دولت‌ها همچون فرانسه خبری بود نه از اعتراضات و اعتصابات کارگران چون انگلیس ونه همانند آمریکا قدرت در دست اتحادی از سرمایه‌سالاران و سیاستمدران دست به دست می‌شد (پولیگارشی). این ویژگی تا زمانی که اقلیت حاکم مجموعه‌ای از سیاستمدران واقع‌بین بودند نتیجه‌اش کامیابی‌ها در عرصه‌ی توسعه و ارتقاءِ جایگاه بین‌المللی بود،‌ اما حکومت الیگارشیکِ نخبگان به خصوص زمانی که با توسعه‌ی موفق هم همراه باشد روی دیگری از سکه هم دارد، از دست دادن ارتباط با واقعیت‌های جهان و غوطه‌ور‌شدن در آرزوهای دور و دراز بالاخص وقتی که سیاست‌مداران واقع‌بین جای خود را به سیاست‌مدارانی بدهند که همان قدر که بی‌تجربه بودند غرق در نخوت و غرور متوهمانه نیز بودند. وقتی نظامیان ناسیونالیست ژاپنی در اواخر دهه ۱۹۳۰ جای سیاست‌مدران کهنه‌کار و محافظه‌کار ژاپنی را گرفتند آنقدر در غرور «بزرگترین قدرت نظامی آسیا بودن» غرق بودند که در دسامبر ۱۹۴۱ توان نظامی خود را هم‌سطح آمریکا تصور می‌کردند و آماده‌ی نبرد با آن کشور می‌دیدند و شش‌ماه بعد زمانی که در اولین نبرد بزرگ با آمریکا «نبرد میدوی» (ژوئن ۱۹۴۲) با ضربه‌ی شست آمریکا بخش اعظم ناوگانش را از دست داد نیز به خود نیامدند و جنگ را تا نابودی و قمار هر آنچه داشتند ادامه دادند. اگر آلمان بعد از جنگ جهانی دوم در چارچوبی از لیبرال‌دمکراسی کنترل‌شده مهار شد اما ساختارهای نخبه‌گرا و الگارشیک ژاپن پس از جنگ تغییر چندانی نکردند و ژاپن همچنان کشوری با دمکراسی تضعیف‌شده، نظام نخبه‌گرای بسته‌تر از غرب و اقتصادی مرکانتلیستی حول رابطه‌ی قدرتمند دولت با شرکت‌های بزرگ صنعتی باقی ماند. ژاپن از آن دسته کشورهایی است که همیشه به‌عنوان خطری- ولو بالقوه – برای ثبات نظام جهانی باقی خواهند ماند. کشوری با اقتصادی که هنوز هم به‌شدت ویژگی‌های اقتصاد ملی را حفظ کرده و پیوند آنچنانی با اقتصاد جهانی ندارد، و برخلاف آلمان هیچ اثری از پشیمانی از جنایات جنگی‌شان در سیاست‌مداران و مردمانش وجود ندارد و همسایگانی هیستریک چون چین و کره دارد که همیشه موی دماغش شوند. شرق آسیا از لحاظ شکاف‌ها و زخم‌های عمیق تاریخی اما غیر فعال تفاوت چندانی با خاورمیانه ندارد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 #کریشنامورتی مى گويد: "زندگى خود معلم است" من می‌کوشم به انسانها بیاموزم که بیاموزند. و برای آموختن، خود زندگی راستگوترین، صمیمی‌ترین و واقعی‌ترین معلم است. زندگی تنها معلمی است که انسان را فریب نمی‌دهد؛ به انسان دروغ نمی‌گوید؛ به انسان خیانت نمی‌کند؛ انسان را استثمار نمی‌کند؛ او را وسیلۀ بزرگ‌نمایی خویش قرار نمی‌دهد. اگر ما دنبال این معلم برویم، ما را به مقصد خواهد رساند. ما باید زبان این معلم را در جریان رویدادها و واقعیت‌هایی که در آن حادث می‌شود بیاموزیم. و برای آموختن این زبان، باید بسیار به آن نزدیک بشویم. باید خود را در بطن و متن زندگی قرار بدهیم. حال آنکه ما ازطریق دیوار ستبری از ترس‌ها، رنج‌ها، ایده‌آل‌ها و...خود را از این معلم راستین جدا کرده‌ایم. ما ظاهراً درون زندگی هستیم، ولی باطناً با آن بیگانه‌ایم؛ خود را در آن منزوی و قرنطینه کرده‌ایم. زمانی که بیاموزید زندگی خود را بر مبنای حقیقت قرار دهید یعنی به هیچ کس-یا حداقل به خودتان-دروغ نگویید ذهن شما به وسیله ای کامل در خدمت دانش تبدیل می شود، در این صورت همه چیز را به روشنی عاری از آشفتگى و در هم ریختگی و دقیقا همان گونه که هست خواهید دید اگر با چنین ذهنیتی زندگی کنید آنگاه سَرور تقدیر خود خواهید بود. 📕 #گرد_معبد_عشق ✍🏻 #پاراماهانزا_یوگاناندا با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 روایت دیگری از جنگ / عمو صدام 🖊امیر ناظمی ⭕️روایت زینب «هر جنگی دو طرف دارد اما روایت‌ هر طرف تا مدت‌ها از چشم و گوش ساکنان سوی دیگر مرز پنهان می‌ماند» داستان «عمو صدام» نوشته‌ی زینب سلبی (Salbi) یک کنش‌گر عراقی (با یک رگ ایرانی) و فعال حقوق زنان است. زینب چند سالی از من بزرگتر است و وقتی روایتش از جنگ ایران و عراق را خواندم شوکه شدم! زینب ۱۱ ساله است که جنگ شروع می‌شود؛ او می‌نویسد: ⏺«اوایل [جنگ] حمله‌های هوایی زیاد بود و با خیلی از دوستانم شب‌هایی را که آژیر به صدا در می‌آمد با پدر و مادرشان در راه‌پله‌ها می‌گذراندم»! چقدر آن زینب عراقی شبیه من زیسته بود! ⏺«بعد از شروع مدرسه‌ها یک بمب ایرانی در بغداد فرود آمد و زندگی بعد از آن ترسناک شد. یادم است بابا قبل از سفر رفتن، مامان را طوری می‌بوسید و بغل می‌کرد که انگار می‌ترسد دیگر او را نبیند» این روایت همان کسی است که در همان روزها من از او متنفر بودم، چون فکر می‌کردم او راحت خوابیده است و آژیر و ترس فقط برای من است. ⏺«شب‌ها در تخت با خودم فکر می‌کردم آیا خلبان‌های ایرانی که شهر را بمباران می‌کنند، می‌دانند که بچه‌ها هم کشته می‌شوند یا نه؟ اما هرگز از ذهنم نگذشت که ممکن است بچه‌های ایرانی هم همین فکر را درباره‌ی خلبان‌های عراقی بکنند. ایران دشمن ما بود»! این جای متن که می‌رسم موهای بدنم راست می‌شود! آن بچه‌ی ایرانی من بودم! ⏺«یکی از روزهای اول جنگ اتفاقی افتاد که به یک اندازه وحشتناک و بامزه بود. داشتیم با مامان سوار ماشین از بازار برمی‌گشتیم که یک جت ایرانی ناگهان چنان پایین آمد و روی خیابان پرواز کرد که خلبانش را دیدم... من شنیده بودم که مادرم با یکی از دوستانش درباره‌ی این که چقدر چهره‌های ایرانی زیباست پچ پچ می‌کنند. زمان ایستاد. من از پنجره‌ی ماشین به کابین خلبان نگاه کردم که ببینم راست می‌گویند یا نه» ⏺«صورتش را دیدم و می‌دانم که او هم صورت ما را دید. سبیل داشت. یک مرد عادی بود. وقتی من و مامان را دید به چه فکر می‌کرد؟ آیا از ما متنفر بود؟ آیا عمدا به این بخش از بغداد آمده بود یا راهش را گم کرده بود؟ ... آیا می‌خواست روی خانه ما بمب بیاندازد یا فقط می‌خواست ما را بترساند؟ ... وقتی خلبان جوان از کنار ما می‌گذشت مامان کار غریبی کرد: گردن کشید و برایش دست تکان داد. بعد هواپیما اوج گرفت و به آسمان برگشت» ⭕️شجاعت نجنگیدن روایت زینب از جنگ برایم تکان‌دهنده بود. من سال‌ها در مدرسه یاد گرفته بودم تا عراقی‌ها را دشمن بدانم؛ حالا چطور می‌شد با روایت یک دشمن اینقدر همدل شوم؟ وقتی جنگ تمام شد من تازه سوم ابتدایی را تمام کرده بودم. پدرم وقتی به خانه آمد در چارچوب در بود که خبر را گفت. من از بچگی با جنگ بزرگ شده بودم، هیچ تصویری از دنیای بدون جنگ نداشتم. برای من شجاعت در جنگیدن بود. سرم گیج رفت و یک لحظه در شوک حیرت‌آوری فرورفتم. حالا بعد از ۳۰ سال، شجاعت همه‌ی آن کسانی که در شکل‌گیری این توافق نقش داشتند، برایم ستودنی است. شجاعت همه‌ی آن‌هایی که در پایان دادن جنگ و در مذاکرات بعدش، ایفاگر نقش بودند. حالا دیگر ایمان دارم که «شجاعت پایان‌دادن به جنگ»، بیش از «شجاعت جنگیدن» است! کسی جنگ را پایان می‌دهد، هم با دشمن می‌جنگد، هم با غریزه خشونت‌آمیز بشر و هم با شماتت آنانی که مایل به جنگ هستند! حالا خوب می‌دانم: «شجاعت نجنگیدن» بزرگ‌تر از «شجاعت جنگیدن» است. و جامعه‌ای برنده است که زندگی را انتخاب می‌کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔆 آغاز هم‌خوانی کتاب اصول بازاریابی کاتلر، ویرایش 2020 💯 هم‌خوانی کتاب اصول بازاریابی کاتلر، ویرایش 2020 در کانال مارکتینگ آز آغاز شد 💯 در این هم‌خوانی، خلاصه هر فصل در اختیار اعضا قرار می‌گیرد 💯 سپس پرسش‌هایی از هر فصل مطرح، و پاسخ‌های آن به بحث گذاشته می‌شود 🔆 مارکتینگ آز؛ ابتدا تا انتهای مارکتینگ واقعی 👇👇👇 ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online صفحه رسمی اینستاگرام 📌https://instagram.com/iran_economy_online
مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online صفحه رسمی اینستاگرام 📌https://instagram.com/iran_economy_online

تورم در ایران طی پنج دهه گذشته کم و زیاد داشته اما سوخت و سوز نداشته ! شهریور امسال ایرانیها ٣۴.۴ % بیشتر از شهریور ١٣٩٨ هزین
تورم در ایران طی پنج دهه گذشته کم و زیاد داشته اما سوخت و سوز نداشته ! شهریور امسال ایرانیها ٣۴.۴ % بیشتر از شهریور ١٣٩٨ هزینه جاری داشته اند با شصت هزار میلیارد تومان اوراقی که منتشر شد امسال راهمان از ونزوئلا جدا شد اما پرسش مهمی که هنوز پابرجاست آن است که کدامیک از هفت علتی که موجب شد تورم شهریور ماه برای مردم ایران سنگین باشد قرار نیست در مهرماه تکرار شوند؟! 📌 نقدینگی 📌نرخ بهره منفی 📌 سرعت گردش پول 📌رشد 18% نرخ دلار در شهریور 📌برخورد کفگیر دلار 4200 تومانی دولت به ته دیگ 📌خروج 13 هزار میلیارد تومان از بورس و سرازیر شدن آن به دیگر بازارها 📌انقباض تجارت خارجی و رشد قیمتهای کالایی بدلیل تحریم 📌و کرونا گمان می کنم هر فرد ایرانی برای برنامه ریزی کار خود در نیمه دوم سال باید روی تورم 40 % به بالا حساب کند این موضوع مصاحبه ای است که با روزنامه جهان صنعت داشته ام و امروز بعنوان سرمقاله به چاپ رسیده است /#حامد_پاک_طینت https://jahanesanat.ir/?p=107767 مطالعه این سرمقاله را به اعضای محترم توصیه داریم مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online 📌https://instagram.com/iran_economy_online

آلزایمر بیماری قرن ماست با این ۲۰ تمرین ساده از آلزایمر جلوگیری کنید. برای پیشگیری از آلزایمر گاهی ساعت مچی را برعكس ببنديد با دست غیرمعمول مسواک کنید با دست مخالف صبحانه بخورید مغز را به چالش بكشيد تا عصبها مجبور به ساخت مسيرهای جديد شوند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 حلزون درون! جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام "مدوز" و انواع حلزون های دریایی است. هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود. حلزون به دیواره مجرای هاضمه ی عروس دریایی می چسبد و آرام آرام شروع به خوردن عروس دریایی از درون به بیرون می کند. زمانی که حلزون به رشد کامل خود می رسد، دیگر خبری از عروس دریایی نیست، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است. بعضی از ما همانند عروس دریایی هستیم که حلزون درونمان، ما را آرام آرام از درون می خورد. حلزون درون ما می تواند: "عصبانيت، دلواپسی، فکر و خیال بیهوده، غرور، حسادت، افسردگی، خشم، نگرانی، طمع، حرص و زیاده خواهی" و... باشد. این حلزونها آرام آرام در وجود ما رشد می کنند و با دندانهای خود، وجود ما را می جوند آرامتر از آنچه که فکر می کنیم... حال زمان آن است که به خود بیاییم و متوجه شویم چه اتفاقی در درونمان رخ داده است. کمی بیشتر برای شناخت درون خود وقت بگذاریم./رابرت استرنبرگ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

اگه #موفقیت میخواهید..... #جک_ما جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴 فیلهای سفید زندگی در زمان های گذشته چند نسل نادر از فیل‌ها زندگی می‌کردند که سفید رنگ بودند. فیل‌های سفید ارزش زیادی داشتند و به عنوان هدیه‌های دیپلماتیک گرانبها بین کشورها رد و بدل می‌شدند و پادشاهان در سفرهایی که داشتند این فیل را به عنوان هدیه به پادشاه کشور میزبان می‌دادند. هزینه نگهداری و تغذیه این فیل‌ها بسیار زیاد بوده است، زیرا نوع خاصی از گیاهان را مصرف می‌کردند، در ساعات خاصی شستشو داده می‌شدند، محل نگهداری‌ آن ها ویژگی‌های خاصی داشت و … حتی گاهی بخشی از دربار را برای نگهداری این فیل‌ها به کار می‌گرفتند. مشکل زمانی به وجود می‌آمد که کشور به دلایلی مثل قحطی، سیل، جنگ و … دچار کمبود منابع می‌شد. با وجود گرسنگی مردم و دربار دیگر دلیل منطقی وجود نداشت که پادشاهان بخواهند از فیل‌ها نگهداری کنند ولی به دلیل این که در گذشته هزینه‌های زیادی را صرف این فیل‌ها کرده بودند ترجیح می‌دادند بازهم هزینه کنند تا دستاوردهای قبلی آن ها از بین نرود. و گاهی حتی زنده ماندن این فیل را به زنده ماندن مردم ترجیح می‌دادند. در واقع اصطلاح فیل سفید به دارایی‌هایی از زندگی و سازمان ما گفته می‌شود که امروزه کاربرد و فایده‌ای برای ما ندارند و هزینه‌ی نگهداری آن ها بیش‌تر از سود آن هاست ولی ما باز هم اصرار به نگهداری این دارایی‌ها داریم. اثر فیل سفید در زندگی شخصی: گاهی در زندگی شخصی رابطه‌ای را فقط به دلیل هزینه‌هایی (احساسی، زمان و…) که برای ما داشته است ادامه می‌دهیم و چون انرژی و زمان و محبت زیادی را صرف آن فرد یا آن گروه کرده ایم با علم به این که آن رابطه برای ما سودی ندارد باز هم به آن ادامه می دهیم. اثر فیل سفید در زندگی کاری : شما ۷ سال در رشته مهندسی درس خوانده اید و بعد از اتمام فارغ التحصیلی کاری به شما پیشنهاد می شود که ابدا مرتبط با رشته شما نیست ولی شما به آن علاقه دارید و از نظر مالی و پتانسیل رشد نیز شغل بسیار خوبی است ، اما به دلیل این که اگر آن را قبول کنید تصور می کنید که ۷ سال عمر خود را هدر داده اید پس این فرصت گرانبها را از دست خواهید داد و شما مجبور خواهید شد بقیه عمر خود را صرف نگه داری فیل سفید زندگی خود کنید. اثر فیل سفید در سیاسیون : در اقتصاد سیاسی، فیل سفید به پروژه‌های سرمایه‌گذاری‌ای گفته می‌شود که با هزینه‌ی بسیار زیاد به دست می‌آیند ولی سود خاصی ندارند. این پروژه‌ها توسط سیاسیون به عنوان وسیله‌ای برای مرید پروری استفاده می‌شود. این سیاست‌مداران هزینه‌های زیادی برای این گروه خاص انجام می دهند که دستاورد آن چنانی ندارند. اثر فیل سفید در معاملات مارکت: شما پس از اندکی تحقیق مقداری از ارزی را تهیه می کنید به امید آن که با هولدینگ و نگه داری آن ارز در طی چند هفته تا چند ماه آینده رشد کند و شما سود خوبی نصیبتان شود امّا پس از گذشت چند هفته قیمت آن ارز شروع به پایین آمدن‌ می کند و شما با این توجیه که آینده دارد و باید صبر ‌کرد هنوز آن ارز را نگه خواهید داشت و در عین حال که سرمایه شما رو به کاهش است به امید آینده آن را نمی فروشید. پس از گذشت چند ماه شما ارز های دیگر با پتانسیل رشد بسیار بیشتری را خواهید دید اما به دلیل هزینه و زمانی که برای ارز قبلی خود صرف کرده اید تمایلی به خروج از آن و فروش آن‌با ضرر ندارید و چندین ماه دیگر با نگه داری آن خود را دچار ضرر مالی و سرزنش ورود به این ارز می کنید و این‌ ارز دقیقا همان‌فیل سفید مالی شماست که باید زودتر آن را کُشت. 🔹 در واقع پشت سناریو فیل سفید علت خودسرزنشی پنهان شده است: اگر از کار یا چیزی که روی آن زمان و انرژی زیادی گذاشته ایم خارج شویم یعنی این را قبول کرده ایم که مدت ها عمر خود را تلف کرده ایم و سختی قبول عدم کفایت تصمیم گیری مانع تغییر وضعیت می گردد و این نقطه دقیقا همان فیل سفید است. 🔸 فیل‌های سفید منابعی هستند که به علت هزینه‌های غیرقابل بازگشتی که در مورد آن ها انجام شده، با وجود مولد نبودن و مفید نبودن، نمی‌توانیم " از لحاظ احساسی " به سادگی آن ها را از مجموعه‌ی منابع و دارایی‌های خود حذف کنیم و هزینه‌‌های آتی آن ها را هم می‌پذیریم. فیل سفید زندگی ما چیست؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 آقای ربیعی! رنج مردم را با تک تک سلول‌های‌تان حس نمی‌کنید، چون... ✍️مصطفی داننده 🔹جناب ربیعی سخنگوی دولت در حالی که ماسک به صورت زده بود گفت:« رنج مردم با تک تک سلول‌های اعضای دولت احساس می‌شود.» با تمام احترامی که برای ربیعی قائل هستم و معتقدم او نسبت به دیگر مسؤولان دولت واقعی‌تر به مسائل کشور نگاه می‌کند و سابقه کارگری او در جنرال موتورز و دغدغه‌هایی که در زمان وزارت در مورد کارگران داشت، باید بگویم نه آقای سخنگو! شما درد مردم را احساس نمی‌کنید. 🔹شما اگر صبح‌ها به جای خودرویی که با راننده دنبال‌تان می‌آید، سوار بی‌آرتی، مترو یا تاکسی می‌شدید، درد مردم را می‌فهمیدید. مردمی که به خاطر یک لقمه نان به دل کرونا می‌زنند و در اتوبوس مثل دانه‌های بلال کنار هم می‌ایستند و امیدوارند کرونا با آنها کاری نداشته باشد. 🔹شما اگر می‌توانستید با حقوق 2 میلیونی در عصر گرانی و تورم زندگی کنید، درد مردم را می‌فهمیدید. سرپرست خانواده‌ای که نمی‌داند با حقوقی که می‌گیرد چه کند، به کدام زخم زندگی‌اش مرهم بگذارد. 🔹تا به حال سه ماه یا بیشتر حقوق‌تان عقب افتاده است؟ آیا تا به حال تعدیل شده‌اید؟ فقط کافی است تصویر کنید. صبح با قابلمه غذا به محل کار می‌رسید، کارفرما به شما می‌گوید به دلیل مشکلات اقتصادی، نمی‌تواند تولیدی یا شرکتی که دارد را اداره کند و مجبور است، مُهر تعطیل است به در آن بزند. چه حسی پیدا می‌کنید؟ 🔹کدام یک از اعضای دولت پول‌های‌شان را روی هم گذاشته‌اند که خانه یا ماشین بخرند و صبح که بیدار می‌شوند می‌بینند با پولی که کنار گذاشته‌اند ماشین بخرند، دوچرخه هم نمی‌‌شود خرید. 🔹آقای ربیعی یا هر کدام از اعضای دولت که با تک تک سلول‌هایتان رنچ مردم را حس می‌کنید، تا به حال برای عقب افتادن دو ثسط بانک، آبروی‌تان رفته است؟ بانک به ضامن‌هایتان زنگ زده است؟ در گوشی‌تان پیامک‌های جریمه عقب افتادن یک قسط را دارید؟ 🔹واقعا حس پدری که می‌خواهد برای دخترش جهیزیه بخرد را درک می‌کنید؟ حس پسری که داماد شده است و نمی‌داند چگونه خانه اجاره کند و زندگی‌اش را بچرخاند را درک می‌کنید؟ 🔹می‌دانید چرا باور نمی‌کنیم شما مشکلات مردم را درک نمی‌کنید؟ چون اگر درک می‌کردید واقعا برای بهتر شدن وضع کشور کاری می‌کردید یا حداقل اگر می‌بینید که نمی‌توانید کرسی ریاست و مدیریت را رها می‌کردید و با زبانی بی لکنت به مردم می‌گفتید که نمی‌توانید باری از دوش آنها بردارید و استعفا می‌دادید. 🔹یاد دیالوگ معروف فیلم آژانس شیشه‌ای افتادم که «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخ‌دار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با یک ژ-3 تو در دست می‌گفت:«مي‌دوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ مي‌دوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ مي‌دوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟» 🔹واقعا شما می‌دانید زندگی با تورم و گرانی یعنی چه؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴روزی که پول ملی، بادبادک شد! 🖋سهند ایرانمهر ‍ ‍ آلمان ۱۹۲۳. آلمان بعد از جنگ اول جهانی که سیاستمداران هوادار صلح و تعامل با یادآوری تبعات مخرب ماجراجویی و هزینه بالای مخاصمه با جهان، پیشتازان عرصه سیاست بودند اما تبعات فشار اقتصادی دوران جنگ و انزوا، دامن کشور را رها نکرده بود و‌روزهای سخت و‌پیش‌بینی نشده‌ای در راه بود. دولت برای جبران مشکل، محدودیتی برای چاپ پول بدون‌ پشتوانه از سوی بانک مرکزی وقت آلمان (رایش‌ بانک) قائل نبود زیرا بانک مرکزی غیرمستقل و وابسته به دولت به خود اجازه می‌داد که در بازار دخالت کند در نتیجه با هدف افزایش توان رقابتی صادرات دست به تضعیف پول ملی زد، این باعث بروز تورم بزرگ طی سال‌های ۲۹۲۱ تا ۱۹۲۳ در آلمان و فروپاشی اقتصادی شد. خوش‌بینی مردم و سیاستمدارانی که به صلح پس از جنگ امید بسته بودند به ناامیدی مطلق انجامید و تازه معلوم شد که تبعات هزینه‌های سنگین مخاصمه و ورود به جنگ چیزی نیست که به صرف پایان جنگ خاتمه یابد‌. متفقین هم فشار اقتصادی بر آلمان را تداوم دادند و برخی‌چون فرانسه قسمت‌هایی از خاک آلمان (روهر) را اشغال کردند و هیچ محدودیتی را علیه اقتصاد آلمان دریغ نکردند. غرور آلمانی زیربار فشار اقتصادی، جریحه‌دار شده بود. پول ملی اسبابِ‌ساخت‌بادبادک یا سوخت اجاق شده بود و سیاستمدارانی که از صلح سخن می‌گفتند، خائنین به وطن معرفی شدند. سیاست تعامل، حالا «اصرار بر عملی احمقانه و بزدلانه» تلقی می‌شد و بحران اقتصادی هم هدیه آسمانی که حزب نازی، نشانه دیگری از همراهی خداوند برای بیداری مردم آلمان تلقی می‌کرد. بحران مالی ۱۹۲۳ و این باور عمومی چنان موازی هم حرکت کردند که برنده انتخابات سال ۱۹۳۲ حزبی بود که در انتخابات۱۹۲۸ کمتر از ۳ درصد آرا را بدست آورده بود و پس از پیروزی ۱۹۳۲ با نام رهبر خود آدولف هیتلر به حزب اول آلمان تبدیل شد. آدولف هیتلر، حالا می‌توانست سرش را بالا بگیرد و هم بی‌کفایتی سیاستمداران اهل تعامل را به رخ بکشاند و هم جسورتر شدن بریتانیا و فرانسه را، در نتیجه بار دیگر، جنگ و رویارویی التیام‌بخش غرور لگدمال شده معرفی شد و جنگ دوم جهانی رقم خورد تا ویرانی آلمان کامل‌تر شود. درس این دوره سخت برای سیاستمداران میانه‌رو و اهل تعامل جهان که پس از بحرانی داخلی و خارجی‌ به دولت مستعجلی می‌رسند این بود که قدرت ویران‌کننده و در کمینِ شرایط شکننده اقتصادی و اجتماعی را در مسیر جراحی‌های بزرگ اقتصادی فراموش نکنند. درس ملت‌ها از این ماجرا این بود که با مشاهده کُندی بهبود شرایط اقتصادی پس از بحران‌خارجی به صرافت و توهم کارآ بودن مخاصمه و ماجراجویی دوباره نیفتند. اقتصاد آلمان نیز در آن ماجرا آموخت که همواره مانع دخالت دولت و بانک مرکزی در بازار شود و در این راه چنان سخت بگیرد که اصطلاح « وسواس اقتصاد آلمانی» بر سرزبان‌ها بیفتد. اروپا نیز( برخلاف آمریکا) البته از این ماجرا درس گرفت و آن این بود که فشار را بر طرف ضعیف ماجرا آنچنان سخت نکند که نتیجه آن به حاشیه رفتن میانه‌روها و بر آمدن تندروها شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 فصل خوبِ فحش‌دادن! ✍️ احسان محمدی ◾️وقتی آدم‌ها نومید و خشمگین می‌شوند دیگر کسی حوصله تحلیل ندارد. تیتر را می‌خوانند و فحش می‌دهند، عکس را می‌بینند و فحش می‌دهند، راه می‌روند و فحش می‌دهند، دیوار کوتاهی را پیدا می‌کنند و فحش می‌دهند، آدم بی‌خطری پیدا می‌کنند و فحش می‌دهند ◾️ انکار خشم سرگردان در فضای این روزها خطاست. انکار هر حقیقی خطاست. مثل کسی که مقابل پذیرش بیماری‌اش مقاومت می‌کند و تنها فایده این کار، فرصت دادن به بیماری برای عمیق‌تر و وسیع‌تر شدن است. برای اینکه در سلول‌های بیشتری تکثیر شود و درمان دشوارتر، پردردتر، پرهزینه‌تر. ◾️نومیدی در کسی که توان تغییر و تاب تحمل ندارد، خشونت تولید می‌کند، زورش نرسد، تبدیلش می‌کند به فحش‌! این کار نوعی برون‌ریزی رنج و زهری است که استخوان می‌سوزاند. آدم‌ها نمی‌توانند آن را زیر پوست‌شان انبار کنند، به جایی می‌رسند که برای خلاصی از آن زهر باید به کسی فحش بدهند، فریادی بزنند، اشکی بریزند یا به خدا پناه ببرند. ◾️رفتار انسان‌ها مقابل فشارها متفاوت است. یکی صبوری و شکوری پیشه می‌کند، یکی زندگی‌اش را می‌ریزد توی چمدان و می‌رود هر آنجا که به جز اینجا سرایش شود، یکی سکته می‌کند و می‌میرد، یکی میوه‌های وجودش پژمرده می‌شوند و در خودش فرو می‌رود، یکی به خیابان می‌آید، یکی به بیابان سر می‌گذارد ... تصور اینکه همه مثل هم رفتار کنند عقلانی نیست اما این روزها فصلِ خوب فحش‌دادن است! ◾️«میدونم فحش، درمان نیست اما آدم رو سبک می‌کنه». این را خیلی از کسانی می‌گویند که در شبکه‌های اجتماعی به همه می‌تازند، هیچ جمله‌ای را بدون فحش شروع نمی‌کنند، بدون فحش تمام نمی‌کنند. هم به اصلاح‌طلب، هم اصولگرا، هم به کسی که می‌گوید نباید ناامید شد و هم به کسی که نومیدانه می‌نالد، هم به هنرمندی که کنار مردم است، هم به آن یکی که انگار در کُره دیگری زیست می‌کند... فحش می‌دهند و سبک می‌شوند. دستکم این بار رنج را از روی دوش خودشان برمی‌دارند و روی دوش دیگری می‌اندازند. ◾️بسیاری از این فحش‌دادن‌ها دیگر نشانه بی‌ادب بودن فرد نیست. این نوع جدیدی از فحش است. انگار مکانیسمی است برای کاستن از رنج خود. اگر کسی حوصله کند و برود در #توئیتر کامنت‌های زیر نوشته‌های مسئولان دولتی و غیردولتی را بخواند به این نتیجه می‌رسد که انگار این فحش‌دادن گاهی همان «حق آخ گفتن» است. شاید محترمانه و مودبانه نباشد اما واقعیت دارد. ◾️ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، سینماگر و فوتبالیست، فعال اجتماعی داخل کشور و دل‌نگران آن طرف مرز این روزها فحش می‌خورند. فرقی ندارد که در ایجاد شرایط فعلی کشور مسئولیتی داشته باشند یا نه، از چپ و راست، از نوچوان و پیر، از زن و مرد فحش می‌خورند... ◾️برای کسی که «واقعاً» می‌خواهد حال مردم را بفهمد، این روزها «فحش» هم جیوه درون دماسنج است. سرعت بالا رفتن آن طبیعی نیست. چیزی زیر پوست این شهر، این کشور، این مردم در حال جوشیدن است... البته شاید کسانی هم معتقدند «فحش» باد هواست و از کتک‌کاری بهتر است! مردم فحش بدهند سبک می‌شوند و فکرهای ناجور توی سرشان جولان نمی‌دهد! 🔸حرف آخر شعری از #خلیل_جوادی: گفته‌ام من دردها را بارها خسته‌ام، خسته از این تکرارها من به در گفتم ولیکن بشنوند نکته‌ها را مو به مو دیوارها با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 چگونه اقیانوس آبی خودمان را بیابیم؟ در بیزینس اصطلاحی هست به نام استراتژی اقیانوس آبی در یک جمله یعنی 《حوزه ای که در آن رقیبی نداری》. کسی که بتواند وارد این حوزه شود پیشتاز است. میخواهم از این اصطلاح برای توضیح رسالت شخصی وام بگیرم. تصور کنید شما پیانو زدن را دوست دارید (من نمی‌دانم به چه علاقه دارید، شما می‌توانید بجای پیانو حرفه مورد علاقه خود را قرار دهید.) اگر در جمعی قرار بگیرید که یک بازیگر ستاره، یک نقاش چیره دست یا یک نوبلیست ادبی حضور داشته باشد و مورد محبت و احترام دیگران، آیا به آنها حسادت خواهید کرد؟ یا آرزو می‌کنید به جای آنها بودید؟ .... اگر پیانو علاقه واقعی شما باشد، قطعا پاسخ پرسشهای بالا " خیر " است. زیرا می‌دانید حال شما با بازیگری یا نقاشی یا...آنقدر خوب نیست که با پیانو زدن خوب است. حسی که از نواختن پیانو در روحتان ایجاد می‌شود جایگزین حسادت، ناراحتی و حسرت نسبت به موفقیت دیگران است. اقیانوس آبی شما، پیانوی شماست. همان جایی که میتوانید پیشتاز باشید و بدرخشید. زیرا علاقه از جنس انرژی است. وقتی با علاقه پیانو می‌نوازی از خودت انرژی ساطع می‌کنی. و این انرژی از جنس عشق، محبت، خیر و روزی است و در پی هم‌بسامد شدن با هم‌جنس خود. به قول حضرت مولانا: جنس بر جنس است عاشق جاودان جاذب هر جنس را هم جنس دان برای یافتن اقیانوس آبی خود به دنبال علاقه های خود بگردید. نکته مهمی که در مسیر جست و جو علاقه باید به آن دقت کنید، پرسیدن سوالات درست است. اینکه کسی دوست دارد بازیگر شود، اما دوست ندارد مدتی در سختی و گمنامی تمرین کند، او در واقع بازیگری را دوست ندارد، بلکه صدای کف زدن تماشاچی ها و چاپ عکسش روی جلد مجله ها را دوست دارد. مارک منسون سرنخ جالبی داده: علاقه ما چیزی است که حاضریم بخاطرش اذیت شویم. اقیانوس آبی در منطقه رنج های ما پدیدار می شود. ✍️اکرم نجاتی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

💢 8 درس بازاریابی از جِف بِزوس 💯 جف بِزوس، موسس و مدیرعامل افسانه‌ای فروشگاه اینترنتی آمازون، هم اکنون با ثروتی بالغ بر 193 میلیارد دلار، ثروتمندترین فرد در تاریخ جهان است 💯 وی کارش را در سال 1994 و با فروش آنلاین کتاب در یک زیرزمین آغاز کرد و امروزه، بعد از 26 سال، با 280 میلیارد دلار درآمد، در کنار گوگل، اپل و فیس‌بوک، چهار غول فناوری اطلاعات دنیا را تشکیل می‌دهد 💯 تیم مارکتینگ آز، با بررسی نظرات جِف بِزوس در خصوص بازاریابی، 8 درس اصلی از وی را در قالب موشن گرافیک پیوست، برای الگوبردای و تجربه‌آموزی از این کارآفرین موفق، تقدیم شما همراهان عزیز می‌نماید 🔆 مارکتینگ آز؛ ابتدا تا انتهای مارکتینگ واقعی 👇👇👇 ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

🔴 پیش بینی آینده صنعت خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین رهگذری به ملانصرالدین رسیده و از او پرسید که تا فلان مقصد چه میزان راه است؟ ملانصرالدین خطاب به شخص گفت ده قدم عقب‌تر برو و مجددا سوی من بیا. رهگذر پیشنهاد ملانصرالدین را عمل کرد. سپس ملانصرالدین او را از میزان زمان باقیمانده به مقصد مورد نظر آگاه ساخت! هدف ملانصرالدین مشخص بود. او میخواست ببیند که سرعت عادی شخص پرسشگر چقدر است و با ادامه همین سرعت، تا مقصد خود چه میزان زمان نیاز دارد. در واقع ملانصرالدین با بررسی روند حرکت قبلی پرسشگر (گذشته وی)، آینده قابل تحقق برای وی را پیش بینی نمود. با این مقدمه برویم سراغ موضوع اصلی بحث این مقاله یعنی آینده صنعت خودروسازی. «رئیس سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان اعلام کرد برای بهبود وضعیت تولید در دو خودروساز بزرگ کشور ۱۵ هزار میلیارد تومان به عنوان سرمایه در گردشگر به آنان پرداخت خواهد شد!!» شاید سوال شما هم این باشد که با تخصیص 188 هزارتومن از جیب 81 میلیون ایرانی (سهم هرخانواده چهارنفره، حدود 750 هزارتومن) به این خودروسازان، چه آینده متفاوتی برای آنها می توان تصور نمود؟ پاسخ را می توان با روش ملانصرالدین یعنی ارجاع به عملکرد گذشته خودروسازان جهت پیش بینی تاثیر این بسته حمایتی روی آینده خودروسازان به خوبی توضیح داد. با نگاهی به گذشته درمی یابیم که با حمایت های نفتی پیشین و تعرفه های سنگین گمرکی روی خودروهای وارداتی به دو دستاورد کم سابقه رسیده ایم: 1️⃣ افت محسوس کیفیت خودروهای داخلی و ارتقای درجه از مونتاژکاری خودروهای اروپایی به مونتاژکاری خودروهای چینی! 2️⃣ بلیعدن یک سوم درآمد هرخانواده ایرانی! هر خانواده ایرانی در طی 30 سال عمر کاری مفید خود به حداقل سه خودرو نیاز دارد. اگر قیمت هرخودروی رده متوسط تولید ایران را بصورت متوسط 48 میلیون تومن درنظر بگیریم، در طول 30 سال باید 144 میلیون تومن از درآمد یک خانواده ایرانی به حساب خودروسازان واریز شود، یعنی معادل حدود ده سال دریافتی بابت حداقل حقوق اداره کار (یعنی یک میلیون و 200 هزارتومن) یعنی در یک سوم عمر کاری، مشغول بردگی غیررسمی برای خودروسازان هستیم! چنانچه حمایتهای تعرفه ای و گمرکی و حاتم بخشی های نفتی به سبک چند دهه گذشته ادامه پیدا کند، پیش بینی آینده خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین چندان دشوار نیست: 1️⃣ تبدیل شدن خودروسازان وطنی به شرکت بازرگانی واردات خودروهای چینی 2️⃣ بلعیدن دو سوم درآمد خانواده های ایرانی! 💡وقتی خودمان را در یک چاله یافتیم، اولین اقدام این است که دست از کندن بیشتر برداریم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers