جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 607 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 280,并在 伊朗 地区排名第 12 254 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 607 名订阅者。
根据 28 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -161,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 20.65%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.97% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 701 次浏览,首日通常累积 2 477 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 29 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 607
订阅者
-324 小时
-337 天
-16130 天
帖子存档
27 607
🔵دولت رئیسی = دانشگاه امام صادق
▶️دانشگاهی که همه نوع دکتر و نیروی متخصص خروجی آن می باشد!
این عکس، ادوار و اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق در ده سال پیش است.
🔹از علی فروغی و میثم مطیعی تا بسیاری از مسئولین دولت رئیسی مانند بهادری جهرمی، سخنگو و احسان خاندوزی وزیر اقتصاد در این تصویر دیده می شوند.
🔹لیست کامل حاضرین در این عکس را ببینید
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
27 607
🔴 سرنوشت رتبههای برتر کنکور در دهه هشتاد و نود ...
مژگان قاسمی؛ رتبه سوم كنكور ریاضی فیزیك سال ۸۷، در دانشگاه شریف لیسانس ریاضی فیزیک گرفته و پس از آن به تحصیل ادامه نداده است.
او حالا در یك شركت خصوصی در زمینه خدمات رایانه كار میكند و از زندگیاش راضی است.
سارا عامری، رتبه ۲ كنكور زبان سال ۹۰، كارشناسی و كارشناسی ارشدش را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران خوانده و برای مقطع دكترا، به کانادا مهاجرت کرده است.
هانیه زراعتكار؛ رتبه ۹ كنكور انسانی سال ۸۷ حالا دانشجوی دكتری در رشته روانشناسی سلامت است. ورود به دانشگاه آن طور كه فكر میكرده خوب نبوده و دبیرستان را بیشتر از دانشگاه دوست دارد.
فاطمه زبرجد؛ رتبه ۳ كنكور علوم انسانی سال ۸۹، لیسانس و فوقلیسانس حقوق را از دانشگاه شیراز گرفته و اکنون نیز مشغول تحصیل در مقطع دکتری در شهر شیراز است و به عنوان قاضی دادگستری فعالیت میکند.
محمدرضا لمسهچی، رتبه یک كنكور علوم انسانی سال ۹۰، لیسانس و فوقلیسانس خود را در رشته روانشناسی در دانشگاه تهران دریافت کرده و حالا برای سربازی آماده میشود.
یاسمن فرازان، رتبه یک كنكور هنر سال ۹۰، رشته طراحی صنعتی در دانشگاه تهران خوانده و حالا دوره كارشناسیارشد را در یكی از دانشگاههای آلمان میگذراند.
فرخ حیدری؛ رتبه ۶ كنكور تجربی سال۸۶ تا چند ماه دیگر از رشته گوش و حلق و بینی فارغالتحصیل میشود و باید خود را برای ورود به محیط كار آماده كند. فرخ ۳۰ ساله با اینکه در دو رشته دیگر تحصیل کرده از وضعیت خود ناراضی است و میگوید: دانشگاه آنطور که فکر میکردم نبود.
آرش غضنفری؛ رتبه ۷ كنكور تجربی سال ۸۶، در دانشگاه تهران ۷ سال پزشکی خوانده، تخصص خود از دانشگاه شیراز گرفته و آماده میشود برای گذراندن طرح به مناطق محروم برود. آرش میگوید: دانشگاه با آن چیزی که فکر میکردم متفاوت بود و اگر به گذشته برگردم، درس نمیخوانم و مهاجرت میکنم
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 👑ویژه ی مدیران و مشاوران کسب و کار
برای اولین بار در ایران :
دوره ی تسلط بر دانش مالی ویژه ی مدیران🥇
🧠تحقیقات نشون داده بسیاری از کسب و کارها بخاطر مسائل و چالش های مالی ورشکسته یا دچار بحران مالی میشن 🥺
حاصل ۲۰ سال تجربه اجرایی و تحقیقاتی و تالیف و ترجمه بیش از ۱۰۰۰۰ صفحه کتاب حسابداری، مدیریت مالی و ثروت آفرینی رو در این دوره با ساده ترین روش براتون آموزش می دیم .💰در این دوره مدیریت پول 💰بودجه ریزی کسب و کار 💰تهیه و تحلیل صورتهای مالی 💰بهایابی و ابزارهای نوین تصمیم گیری 💰۰ تا ۱۰۰ چرخه ی حسابداری 💰مدیریت و طراحی سیستم و کنترل داخلی درآمدها،هزینه ها ،دارایی ها و بدهی ها ،موجودی کالا 💰و مفاهیم ضروری و اساسی مالی که یک مدیر باید بدونه رو به ساده ترین روش آموزش می دیم 💰
مدرک معتبر از سازمان مدیریت صنعتی
🖥۷۰ ساعت آموزش آنلاین.
📽فیلم دوره ضبط میشه و از طریق اپلیکیشن مالی درمانی و سایت مالی درمانی مادام العمر دسترسی مشاهده دارید .
☎️تلفن تماس ۰۹۱۹۷۱۳۲۲۶۹
🌐آدرس شبکه های اجتماعی @malidarmani
27 607
🔴 چرا ایران از کشورهای در حال توسعه عقب ماند...
دراوایل دهۀ 70 میلادی جنگ دو کُره تمام شد و (جنوبیها و شمالیها) مرزهایشان را مشخص کردند اردوگاههای فکریشان را هم همینطور و در همان دوران بود که ایرانیها برای نخستین بار کرهایها را از نزدیک ملاقات کردند...
اما این ملاقات از سر استیصال بود و کشوری که بار فقر بر دوشش سنگینی میکرد با ایران قرارداد تبادل کارگر امضا کرده بود تا بخشی از کارگرانش را برای یافتن کار راهی ایران کند..
و اینچنین بود که کارگران کرهای در بازار کار ایران برای نوکری و کلفتی سر درآوردند و بخش حمل و نقل در ایران پذیرای شمار زیادی از کارگران مردی بود که از کره در جستوجوی آیندهای بهتر آمده بودند ....،
رانندگان کرهای کامیونها را در جادههای ایرانی میراندند و نیروهای خدماتی زن کرهای و فیلیپینی در هتلهای به روز ایرانی به توریستهای اروپایی و آمریکایی سرویس میدادند و یا در خانه های ثروتمند ایرانی کلفتی می کردند..
روزگار گذشت و تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران آنقدر سریع اتفاق افتاد که ایرانیها سالها بعد معجزههای اقتصادی رخداده در دهه پنجاه شمسی کشورشان را درک کردند...
تا اینکه جامعۀ ایران در دهۀ ٧٠ شمسی با ورژن جدیدی از اهالی این سرزمین آشنا شد و داستان ربطی به جاده و کامیون نداشت ...
اینبار اول یخچالها ، تلویزیونها , کشتیها و خودروهای کرهای به ایران آمدند و بعد از آنها مهندسان کرهای عازم ایران شدند تا در میادین گازی و نفتی ایران کار کنند ...
ورق برگشته بود و نیروهای خدماتی ایرانی باید در میادین نفتی ایرانی به مهندسان کرهای سرویس میدادند تا از تکنولوژی آشنای قدیمی در حوزۀ پتروشیمی استفاده کنند !!
پنجاه سال پیش کرهجنوبی فقیرتر از بولیوی و موزامبیک بود و امروز ثروتمندتر از نیوزلند و اسپانیاست و به جای فقر ، واژه صنعتی همنشین نام این کشور شده ...
طبق آمارهای جهانی در سال 2022 ، از بین 142 کشوری که تولید ناخالص دنیا را در اختیار دارند...
ایران در رده 83 قرار گرفته و کره در رتبه 17 ....
در بحث اشتغال و کارآفرینی کره جایگاه 20 جهان است و ایران رتبه 93 ....,
در بخش بهداشت و درمان آنها در رتبه 9 هستند و ما در رتبه 62 ....
در شاخصهای توسعه کرهایها جایگاه 11 را در جهان دارند و ایران 120....
و جالبتر از همه ایران در تمام 50 سال گذشته صادرکنندۀ نفت بوده و درآمد میلیاردی حاصل از فروش آن را در اختیار داشته ولی کره جنوبی واردکننده نفت بوده است ...
آنها از منابع محدود خود با استفاده بردن از مدیران لایق و با تکیه بر تخصص و دانش به کجا رسیدند...
و کشورما با ده برابر منابع آنها و حضور یک مشت مدیر بیسواد و نالایق به کجا رسید ...
در سال 1952 وقتی یک خبرنگار از چرچیل دلیل دخالت بریتانیا در کودتای ایران را پرسید او پاسخ داد :
گمان نمیکنم نقطهای مهمتر از ایران روی نقشۀ جغرافیائی جهان وجود داشته باشد ...
چون ایران هم در چهارراه جهان واقع شده و از شمال و جنوب به دریا راه دارد و هم ٢۶ درصد از منابع سوختی و انرژی جهان در اختیار این کشور است پس ما نباید آنرا از دست میدادیم .....
و ما همچنان در همان نقطۀ جغرافیایی جهان درجا میزنیم درحالی که هنوز ١٧ درصد از منابع سوختی جهان در اختیار ماست !!!!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است.
انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود.
https://canadairan.ca/books/
~
🇨🇦🇮🇷 @canadairanca
27 607
🔴 حکایت بازدید سر زده از غرفه های نمایشگاه
روزی پوتین و همسرش هنگام افتتاح یک مرکز بزرگ تجاری در مسکو، وارد بخش فروش گوشت آن مرکز می شوند
.
پوتین که بخش مذکور را بسیار تمیز و مرتب دیده بود؛ با محافظین خود به سمت غرفه قصابی رفته، شروع به صحبت با قصاب می کند
.
❗️پوتین: گوشت های گاو و گوسفند بد نیستند، کارها چطور پیش میره؟
▪️قصاب: در مجموع خوب است اما امروز حتی یک کیلو هم نتونستم بفروشم!
❗️پوتین: -چرا؟
▪️قصاب: چون شما از اینجا بازدید داشتید، از ورود مشتری به بازار ممانعت به عمل آمد...
❗️پوتین: -در این صورت من از تو گوشت می خرم! پس ۴ کیلو گوشت می تونی به من بدهی!؟
▪️قصاب: نه، نمی تونم، بفروشم!
❗️پوتین برای چی نمی تونی بفروشی؟!
▪️قصاب: گفتند؛ شما می آیید، تمام چاقوهای ما را جمع کردند!
❗️رئیس جمهور: چاقو هم نباشه، می شه. این تکه گوشت رو به من بده!
▪️قصاب: باز هم نمی تونم بفروشم!
❗️رئیس جمهور: دوباره چی شد؟ چرا نمی فروشی؟!
▪️قصاب: چون که من قصاب نیستم! بلکه یک افسر از بخش امنیت، در پلیس حفاظت ریاست جمهوری هستم.
❗️رئیس جمهور با عصبانیت می گوید: برو فرمانده ات رو صدا کن!
▪️قصاب: اونا هاش اون جاست، تو غرفه ماهی فروشی داره ماهی می فروشه...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 علفزار!
نمی دانم فیلم علفزار را دیدید یا نه. در فیلم، معاون دادستان از بازپرس می خواهد پرونده چند جوانی که به باغی حمله ور شده و دست مردان را بسته و به زنان تجاوز کردند مختومه کند زیرا پسر یکی از مدیران گردن کلفت شهر در بین متهمان است. در یک صحنه، معاون دادستان در حالی با پیشانی پینه بسته، یقه از بیخ بسته، به بازپرس فشار می آورد و تهدید می کند، که در حال بالازدن آستین برای وضوست و صدای اذان از دادسرا پخش می شود! کارگردان کاری کارستان کرده تا بازار داغ ریا و تزویر را زیر سایه نماز و اذان به تصویر کشد. خواستم چیزی بنویسم و لعنت بر چنین وضو و پیشانی پینه بسته بفرستم. تا اینکه
احمد وحیدی وزیر کشور گفته است: «هر کدام از مؤمنان احساس کردند در مجموعهای نسبت به نماز کوتاهی میکنند، به ما گزارش کند. ملاک ارزیابی ما در پذیرش مسئولیتها امر نماز است».
قاعدتا وزیر کشور به عنوان یک مقام عالی کشور که مسئولیت خطیری در پارهای از امورات اجرایی دارد باید حرف حساب بزند. ما نیز معتقدیم نماز ستون دین است و اگر حقیقت آن که کرنش در برابر خالق هستی و پشت سر انداختن دیگر خالق های دروغین و مستبد، با گفتن الله اکبر است، اقامه گردد، آثار فردی و اجتماعی بسزایی دارد اما چند نکته:
۱. آیا نمازخوان بودن کارگزاران دولتی در ادارات و وقت رسیدگی به مردم را تلف کردن، ضایع نمودن حق مردمی نیست که کارشان لنگ میماند؟
۲. اینکه مردم را به گزارش دادن بی نمازهای ادارات ترغیب کنید، جاسوسی مردم از یکدیگر نیست و آنان را در برابر هم قرار دادن؟
۳. اگر کارمندی بواسطه ترس از گزارش، و نان بریدن، نماز بخواند، این اسمش عبادت ریایی نیست؟
۴.قرار است نماز از منکر جلوگیری کند، این نماز موصوف خودش منکر نیست؟ نصب چنین آدمی چطور؟
۵. ۴۳ سال نیست که در گزینش، نمازخوانها و روندگان به نماز جمعه را جذب و مدیر کردید و با وضو و چفیه آمدند و بر اثر کور عقلی مدیریتی دیگر مردم نمازخوان را بی نماز کردید؟
۶. مگر حدیث نفرمود به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید بلکه به صدق کلام و ادای امانت بنگرید؟ در این چند دهه اگر صدق و امانت در کار بود، روز به روز پسرفت جامعه را شاهد بودیم؟
۷. به مردم قول حکومت علوی دادید؛ در کدام دستورالعمل علی(ع) از نماز خواندن مدیران ذکری به میان آمده؟ کجا علی آروزی مرگ کرده به دلیل بی نمازی کارگزارش؟
۸. از چند دهه قبل به این سو با سازکارهای پر هزینه از جیب مردم خواستید فرهنگ نماز را جاری و ساری کنید؛ آیا آماری از خیانت با نمازهای حکومتی دارید که آمار بی نمازی را به اوج رساندند؟
۹. مردم مالیات میدهند که کارکنان شما در ادارات و سازمانها نماز بخوانند یا امور مردم و جامعه را رتق و فتق کنند؟
۱۰. اول انقلاب با شعار دهان پر کن تقدم تعهد بر تخصص، هم تعهد ضایع نشد و هم متخصصان را منزوی کردن و سفلگان را برصدر نشاندن؟
نه جناب وزیر کشور! اگر به عقل و برداشت شرعی منبعث از عقلانیت رجوع کنید در دوگانه مدیر توانای بی نماز/ مدیر ناتوان با نماز؛ به یقین اولی تقدم دارد و بوی گند خیانت دومی با پیشانی پینه بسته، تا فرسنگها مشام را آزار می دهد و جامعه ای با وجود اینان در مصدر امور علفزاری بیش نیست!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴مدیریت به سبک آپارتاید
✍️ دکترمحمدرضاسرگلزایی
از سال ۱۹۴۸ تا سال ۱۹۹۱ رژیم " #آپارتاید" درآفریقای جنوبی بر مسند قدرت بود. #آپارتاید یا تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی به این معنا بود که اقلیت سفید پوست (اروپایی تبار) در بالاترین سطح رفاه زندگی می کردند و اکثریت رنگین پوست (آفریقایی تبار و هندی تبار) در پایین ترین سطح رفاه.
در نظام آپارتاید افراد متعلق به نژادهای غیرسفید مجبور به اقامت در محله ها و شهرهای خاصی بودند و از کلیه حقوق مدنی و امکان پیشرفت سیاسی و اجتماعی محروم بودند.
حتمأ این سؤال برایتان ایجاد می شود که چطور یک اقلیت ده درصدی توانسته به مدت بیش از چهل سال یک اکثریت نود درصدی را به اسارت بگیرد و از حقوق شهروندی محروم کند. چرا این اکثریت نود درصدی در مدت چند دهه نتوانستند سیطره این اقلیت کوچک را درهم بشکنند؟
پاسخ این سؤال قابل تعمیم به سایر حکومت های تبعیض و سرکوب نیز می باشد، همان سیاست قدیمی "تفرقه بیانداز و حکومت کن!".
توزیع نژادی در آفریقای جنوبی به این شرح است:
حدود هشتاد درصد سیاهپوست، حدود ده درصد آسیایی (هندی) تبار و کمتر از ده درصد سفیدپوست.
ابتدا تمام نود درصد جمعیت غیر سفید پوست به یک اندازه دچار محرومیت و فقر بودند، ولی وقتی مخالفت ها و اعتراضات به این نظام غیرعادلانه شروع شد حاکمان سفید پوست به "توزیع غیر برابر فقر" پرداختند به این صورت که برای اقلیت آسیایی تبار حقوق و رفاه بیشتر قرار دادند و این اقلیت را در برابر اکثریت سیاهپوست قرار دادند. بنابراین آسیایی تبارها تبدیل به دژخیمان و مأموران حکومت نامشروع شدند و برای حفظ حقوق اعطایی، به سرکوب سیاهپوستان پرداختند. این چنین بود که حاکمان سفید پوست دیوار حائلی از جنس هندی تبارها بین خودشان و سیاهپوستان کشیدند تا با خیال راحت از جایگاه نامشروع خود بهره ببرند و خود، درگیر سرکوب سیاهپوستان نشوند.
در حکومت های توتالیتر اروپای شرقی هم همین اتفاق به شکل دیگری رخ داد. درحالی که اکثریت مردم زیر خط فقر زندگی می کردند، به اعضای حزب، رفاه بالاتری اعطا می شد. اکثریت مردم برای تأمین مایحتاج به اجناس کم کیفیت دسترسی داشتند، در حالی که اعضای حزب (مدافعان حکومت) از فروشگاه های ویژه خرید می کردند که محصولاتی با تنوع و کیفیت بیشتر ارائه می کردند و صف هایی کوتاه تر داشتند. نتیجه این که اعضای حزب که مایل بودند سهم بیشتری نسبت به اکثریت جامعه داشته باشند نقش پلیس مخفی، مامور دستگیری و شکنجه، زندان بان، خبرچین و مدافع حکومت را در محله و اداره و شهر ایفا می کردند!
نکته طنز آمیز قضیه این است که این "دیوار حائل"، خود نیز در مقایسه با "اقلیت حاکم" فقیر و محروم زندگی می کند ولی در مقایسه خودش با همسایگانش، خود را خوش شانس تر و موفق تر می بیند، بنابراین ترجیح می دهد به جای ملحق شدن به همسایگانش، متحد اربابان باقی بماند و از پس مانده سفره های رنگین اربابان ارتزاق کند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است.
انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود.
https://canadairan.ca/books/
~
🇨🇦🇮🇷 @canadairanca
27 607
🔴باکلاس های بی شخصیت
✍️مجتبی لشکربلوکی
♈️ما در جامعهمان یک مشکل جدید پیدا کردهایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کار درست است اما بیشخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند:
1️⃣ این افراد ساعت لاکچری دارند اما ....
این افراد ساعت های لاکچری و گران قیمت میبندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس. اما تفاوت بین 8 تا 8:15 را نمیدانند. ساعت را نه برای آن تایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت میبنندند. بدقولاند. در هر جلسهای دیر میرسند. به قولشان وفا نمیکنند. تفاوت 60 دقیقه و 61 دقیقه را درک نمی کنند و بابت تاخیر خجالت نمیکشند.
2️⃣ مدرک دانشگاهی عالی دارند اما ....
این افراد مدرک دانشگاهی دارند، اما سطح تحلیلشان، سطح نگاهشان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمیکند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند. از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر میدهند. در یک گفتگوی یک ساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع میگیرند چرخشهای 180 درجهای در کمتر از 15 دقیقه!
3️⃣ این افراد ماشین های گران قیمت سوار می شوند اما ....
این افراد ماشین های گران قیمت عمدتا خارجی دارند. اما توجه ندارند که صدای ضبطشان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض میکنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصیشان (همان خیابان عمومی شهر) میاندازند و علایم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی میدانند.
4️⃣ این افراد خوش صحبت هستند و خوش محضر اما ...
این افراد از واژههای امروزی استفاده میکنند. علاوه بر اینکه خوب و سلیس صحبت میکنند، زبان خارجی هم بلدند و از برخی اصطلاحات زبان خارجی هم استفاده میکنند، اما دایره واژگان آنها شامل برخی واژه ها نمیشود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمیتوانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمیدانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.
5️⃣ این افراد سفر خارجی میروند اما ...
این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونهای است که سفر خارج میروند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آن ها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار میکنند.
6️⃣ این افراد گوشیهای به روز دارند اما ....
این ها گوشی های گران قیمت دارند، همچنین شماره گوشیهایشان نیز رُند است اما سواد رسانهای ندارند، هر مطلبی را میخوانند. هر مطلبی را فوروارد میکنند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانهای را نمیدانند. متوجه نیستند که رسانهها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری میکنند. از آن مهمتر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب میکنند.
♈️آنچه گفتم را همه ما کمابیش داریم. حالا یکی هست که همه این ويژگی ها را دارد و دیگری ممکن است دو تا را داشته باشد. ما برای آنکه توسعه یافته شویم، نیازمند انسان.هایی هستیم که روی شخصیتشان کار کردهاند به عبارتی دیگر توسعه یافتهاند. ما زمانی توسعه خواهیم یافت که:
♈️فرق هشت و هشت و ربع را بفهمیم.
♈️قاعده مند فکر و گفتگو (دیالوگ) کنیم.
♈️در زندگی جمعی، انضباط رفتاری نشان دهیم (نمونه اش انضباط ترافیکی)
♈️همانگونه که پول و وسایل و دوچرخه کسی را نمیدزدیم، مطلب و نوشته و ایده و نقاشی دیگران را ندزدیم.
♈️بیاموزیم که خجالت نکشیم و بگوییم «بلد نیستم، باید کمی فکر کنم، دانش من در این زمینه ناقص است و نمیدانم!»
♈️کشورهای پیشرفته را نقد کنیم، حسرت و سرکوفت و ناامیدی را پشت سر بگذاریم و آنچه خوب است را برای کشور خود برداریم.
♈️ساعت باکلاس، سفر خارجی، مدرک دانشگاهی، گوشیهای آخرین مدل و ماشین گران قیمت، توسعه نمیآفریند. برای حرکت باثبات و پایدار به سمت توسعه یافتگی، به ذهنیت توسعه یافته و شخصیت توسعه یافته نیازمندیم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
✅نامهای به میهمان لبنانی همسر رئیسی؛ حق دارید به ما بخندید خانم!
✍عسل داداشلو
مدتهاست که نه روز را عادی شروع میکنیم و نه اول هفتهها را. شنبه اول هفته و اول ماه بهمن هم به رسم سایر صبحها عادی شروع نشد. در همان ابتدای صبح با بازنشر عکسهای همایشی به ریاست همسر رییس دولت سیزدهم آغاز شد که «همایش زنان تاثیرگذار» نامش نهاده بودند.
🔗گرچه مدتهاست به خودم قول دادهام که از چیزی در جغرافیای وطن شگفتزده نشوم اما میزان خلاقیت مسئولین به حدی زیاد است که باز هم اتفاقاتی را برای متعجب شدن فراهم میکنند. نمیدانستم از عکسهایی که زنانی را با کت و شلوار و کت و دامنهای رنگی با تکه پارچهای بر سر و موهای افشان شده در کنار همسر محجبه رییس دولت سیزدهم با آن چادر مشکی که گویی به خطی تنها برای جداسازی تبدیل شده بود، تعجب کنم یا از نام همایش.
🔗تلاش کردم به اسامی زنان دست پیدا کنم تا ببینم در مقیاس تاثیرگذاری جهانی کجا قرار گرفتهاند اما هیچ نیافتم. تا اینکه عصر همان روز ویدیویی بدون حجاب با موهای بلند و پیچ خورده روشن از خانم مایا صباغ منتشر شد. به گمانم تا الان این خانم معرف حضور همه هستند اما برای یادآوری عرض میکنم که خانم مایا کیست؟
🔗خانم صباغ یک اینفلوئنسر اینستاگرامی لبنانی است که در حوزه مدلینگ فعالیت میکنند اما در رسانههای اصولگرای ایران با عنوان "فعال رسانهای" شناخته میشوند.
خانم صباغ همراه خانم نارنجی پوش دیگری با موهای بلند مشکی در کافهای نشستند و موسیقی زنده گوش میدهند و به طنز همراه انتشار این ویدیو نوشتهاند: «اینجا من الان توسط رژیم ایران مورد ضرب و شتم و ظلم قرار می گیرم،،. با چشمان خود نگاه کنید، حقوق و آزادی های بشر کجاست؟
🔗گرچه ما مدتهاست به تزویر و رفتار دوگانه عادت داریم اما لحظهای نتوانستم از مقایسه تصویر خانم مایا صباغ با سپیده رشنو چشم بپوشم. به اینکه برای تبلیغ در این سرزمین بیحجابی زنانی چون مایا صباغ قانونی است اما با امثال سپیده رشنو برخورد میشود.
🔗به آن کافه فکر کردم که چقدر هم خوب و در امنیت اجازه دارد از زنان بیحجاب پذیرایی کند و در عین حال به یاد مجتمع مهر و ماه قم افتادم که همین دو هفته پیش با داشتن ۳۰۰ پرسنل پلمپ شد. به کافههای دوستانم فکر کردم که در این مدت به دلیل حضور زنان بیحجاب یا پلمپ شدهاند یا جریمه. به آن مدیر بانک ملت در قم فکر کردم که به دلیل دادن خدمات به یک زن ایرانی بیحجاب برکنار شد
🔗 به هزاران چیز دیگر فکر کردم که اجازه نوشتنش را ندارم.
از اینجا به بعد متن را با شما هستم خانم صباغ؛ شما حق دارید ما را به تمسخر بگیرید. بحث درباره تاثیرگذاری شما نه در توان این متن است و نه تخصص من اما شما اینجا مهمان هستید و مهمان نوازی افتخار ماست اما شما علاوه بر مهمان، ابزار ویژه تبلیغات نیز هستید و شرایط خاص برای ویژهها همیشه در وطن ما فراهم بوده.
🔗شما حق دارید به ما بخندید خانم صباغ، شما درکی ندارید برای حقوق اولیه جنگیدن یعنی چه. شما نمیدانید وسط ظهر گرم تابستان درحالیکه خسته از گرانی و تورم سوار بر اتوبوس به منزل برمیگردید، یک نفر به حریم شخصی شما ورود میکند و تذکر میدهد، چه شکلی است؟
شما نمیدانید پیامک جریمه بیحجابی یعنی چه؟ راستی تا به حال خودروی شخصیتان به دلیل بدحجابی و نه حتی بیحجابی، توقیف شده است؟
خانم صباغ ما شبیه هم نیستیم. ما هر دو زن هستیم اما امیدوارم هیچگاه تجربه زیسته من و امثال من را به عنوان یک زن تجربه نکنید.
🔗شما ایران را از پشت ویترینی میبینید که فقط برای مهمانان ویژه طراحی شده است وگرنه کم نیستند زنان خارجی و توریستی که ناچار شدند در تمام طول سفرشان به ایران دستی به روسری داشته باشد.
🔗ما از این تجربهها زیاد داریم خانم صباغ. آنزمانها که من به عنوان زنی ۲۰ و چند ساله و طرفدار فوتبال پشت درهای ورزشگاه میماندم، زنان خارجی طرفدار فوتبال را در جایگاه تماشاچیان ورزشگاهی میزبانی میکردند که برای من به عنوان یک زن ایرانی ممنوع بود.
قصه دراز است مایا جان، بلند و پر از غصه. اما تو بخند.
27 607
✅ عشق خدمت به مردم!
🔰 تفاوت مدیران ایرانی با نخست وزیر نیوزیلند
✍️ مصطفی داننده
"جاسیندا آردرن" نخست وزیر نیوزیلند از سمت خود استعفا داد. او در متن استعفانامهاش خطاب به مردم نوشت: «با در اختیار گرفتن این منصب عالی، مسئولیتهایی نیز متوجه فرد میشود، از جمله این مسئولیت که مطمئن باشید شخص مناسبی برای رهبری هستید و همچنین متوجه باشید که چه زمانی دیگر شخص مناسبی نیستید. ما نمیتوانید و نباید این مسئولیت را بر عهده بگیرید مگر اینکه از ظرفیت کاملی برخوردار باشید و کمی هم توان ذخیره برای چالشهای برنامهریزی نشده و غیرمنتظره که به ناچار پیش میآیند، کنار گذاشته باشید.»
خبر استعفا خانم نخست وزیر، برای بسیاری از ما ایرانیها عجیب بود؛ چون عادت نداریم ناتوانی خود را قبول کنیم. به خاطر همین ویژگی وقتی مسئولیتی به ما داده میشود، بدون توجه به تواناییهای خود آن را قبول میکنیم و تا آخر همه ادامه میدهیم مگر امضایی از غیب ما را از پشت میزمان بیرون کند.
کافی است سابقه برخی مدیران را نگاهی بیندازید. سابقه حضور در حوزههای مختلف را دارند. به طور مثال از یک نهاد کاملا فرهنگی به سازمانی کاملا نفتی میروند. یا بدون سابقه یک روز مدیریت، مسئولیت یک وزارتخانه را به عهده میگیرند.
بدتر از آن این است که همان مدیر که به دلیل ناتوانی در وطایفش، برکنار شده است، چندی بعد با پستی دیگر به میدان خدمت میآید. حتی جایی که سالها با آن مخالف بوده و وجودش را به ضرر کشور میدانسته است.
بخشی از مسئولان کشور و البته خود ما مردم، تنها به فکر خدمت کردن هستیم و کاری به این نداریم که توانایی انجام آن را داریم یا نه؟
کدام یک از ما تشخیص دادهایم که دیگر فرد مناسبی برای پستی که در آن قرار داریم نیستیم. نه تنها این فکر را نمیکنیم بلکه چنان به صندلی که روی آن نشستهایم، میچسبیم که بیا و ببین.
همه اینها درحالی اتفاق میافتد که اصلا این افراد با توجه به تخصصشان، اصلا نباید شغلی که به آنها پیشنهاد شده است را قبول کنند.
به قول مصطفی چمران، «میگویند تقوا از تخصص لازمتر است، آن را میپذیرم، اما میگویم: آنکس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بیتقواست.»
از چمران وام میگیرم و میگویم این بیتقوایی به شدت در ایران ملموس است.
به خاطر اینکه به کسی برنخورد مثالی فوتبالی میزنم. جنابشان تعداد بازیکنان یک تیم در زمین را نمیداند اما به عنوان مدیرعامل باشگاه ورزشی منصوب میشود و با ذوق این سمت را قبول میکند و از آن لحظه حرفهای تخصصی فوتبالی هم میزند! و همین رفتار است که باعث میشود چرخه پیشرفت در این کشور کامل نشود و نتوانیم به سمت روزها بهتر حرکت کنیم.
اگر به روزی برسیم آنهایی که مسئول هستند، فقط در حوزه خود فعالیت کنند و فکر نکنند میتوانند در هر حوزهای حضور داشته باشند و به کشور خدمت کنند، قطعاً آن روز به سمت کشوری بهتر حرکت خواهیم کرد.
27 607
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 607
🔴 " پدر ملت " و پدری که از ملت درآورده شد!
✍️ صلاح الدین خدیو
🔸 گاهی با کمک و راهنمایی برنامه ی مسیریاب، راهی را می رویم. اما از بخت بد بر سر یک دوراهی حساس اشتباه می کنیم!
البته برنامه اشتباهمان را می گوید و مسیری جدید نشان می دهد: با در نظر گرفتن کمترین مسافت و حداقل ترافیک.
مسیریاب دنده عقب ندارد و هیچوقت هم به عقب بر نمی گردد.
بعضی وقت ها کشورها مانند آدمها گم می شوند و به کمک " بلد " در جستجوی راه بر می آیند. البته کمتر به نقطه ی اول بر می گردند و از نو شروع می کنند.
🔸در سال 1973 در افغانستان کودتایی سفید رخ داد و به سلطنت 40 ساله ظاهر شاه خاتمه داده شد.
کودتا توسط پسر عموی جمهوری خواه شاه ترتیب داده شده بود: داودخان، کسی که از کندی اصلاحات و رکود توسعه در کشور ناراحت بود.
ظاهرشاه مانند شاه ایران مدرنیست و نوخواه بود، اما جیبش خالی و منابع لازم را برای بلندپروازی در اختیار نداشت.
شاه سی سال در تبعیدی ناخواسته ماند.
داود نیز بیشتر از 5 سال عمر نکرد.
کمونیست های متحدش، سر به نیستش کردند و آرزوی تبدیل افغانستان به یک جمهوری مدرن را با خود به گور برد.
با روی کار آمدن چپ ها، مقاومتی اسلامی شکل گرفت. از بخت بد، افغانستان در نقطه ی تماس آخرین مرحله ی جنگ سرد قرار گرفته بود.
این امر به " جهاد افغانستان " ابعاد ژئوپولتیک و راهبردی مهمی بخشید.
ره آورد آن برای آن، رفتن در گرداب جنگ داخلی و آوارگی و ویرانی بیشتر بود.
با فروپاشی شوروی، دولت کمونیستی کابل هم فروپاشید و مجاهدان فاتحانه به پایتخت آمدند.
مشکل اصلی از اینجا آغاز شد:
جنگ داخلی میان فاتحان و ویرانی کامل شهر!
پس از 3 سال کشت و کشتار، این بار طالبان آمدند و همه را جارو کردند.
حکومت مشترک آنها با گروه القاعده عملا به معنای بازگشت به قرون وسطی بود.
حملات یازده سپتامبر انجام شد و سپس حمله آمریکا و ...
🔸20 سال پس از سقوط ظاهر شاه، کم و بیش آثار پشیمانی در میان مردم افغانستان پدید آمده بود.
مردم با حسرت از دوره ی صلح 40 ساله ی او می گفتند. دیگر کسی از کندی توسعه گلایه نمی کرد.
ظاهر شاه در حافظه ی جمعی به اسطوره ای قربانی تبدیل شده بود، قربانی قدرنشناسی و تعجیل نخبگان سیاسی.
در زمان او نه کسی کشته می شد و نه ملتی آواره ی کشورهای دور و نزدیک.
اصلا کسی افغانستان کوچک و منزوی را نمی شناخت، تا نامش با جنگ و انفجار و حملات انتحاری تداعی شود.
چیزهایی که در گذشته نقمت شمرده می شدند، امروز نعمات مورد کفران قرار گرفته بودند.
🔸 با گذشت زمان، نجواهای بازگشت سلطنت، به فریادهایی آشکار بدل می شد.
هرچند شاه که در رم سال های کهولت را می گذراند، کمتر وقعی به آن می نهاد.
حمله آمریکا و سرنگونی طالبان در سال 2001 از دید خیلی ها، لحظه ی تاریخی افغانستان بود.
فرصتی ناب برای جبران گذشته که برایش لحظه شماری می کردند.
شاه تبعیدی دارای بیشترین سرمایه ی اجتماعی بود. عمدتا بدلیل عملکرد مخرب جانشینانش.
وی روسفید تاریخ، و چشم ها به سویش روانه شده بود که کار را از همان نقطه ای که 29 سال قبل به قهقرا رفته بود، از سر گیرد.
کسی هم گوش نمی داد که این تمنا محال و زمان پریشانه است.
این مطالبه آنقدر جدی بود که ناچار شدند بگویند: حامد کرزی نخستین رهبر کشور پس از طالبان قوم و خویش شاه است و لابد پرتوی از فره او را با خود دارد!
یک سال بعد در کنفرانس بن که بنا داشت افغانستانی تازه بنا کند، نقشی تشریفاتی به شاه سابق دادند: پدر ملت!
کسی کە مسئولیت اجرایی نداشت و صرفا وظیفه راهبری معنوی در دوران گذار بر دوشش بود.
پدر ملت پس از سی سال با استقبالی پرشور در حالی به وطن بازگشت، که عملا " ملتی " وجود نداشت که برای آن پدری کند!
🔸بدبیاری اصلی این بود که در این " سال سی " چیزی از دولت نمانده بود.
دولت مدرن در زمان ظاهر هم بیشتر در "ظاهر" وجود داشت. یک کنفدراسیون ایلی که در کابل و چند شهر بزرگ نمود داشت.
در روستاها هم همان مناسبات قدرت قدیم حفظ شده بود.
کمونیست ها به نهادهای حاکمیتی زمان شاه که ممیزه آن ثبات بود، شخمی اساسی زدند، مجاهدین آن را تکه تکه و طالبان هم چون خرمن کاه به بادش دادند.
دولتمردانی که در معیت آمریکایی ها به کابل آمدند، ناچار بودند، نخست دولت سازی و به تعبیری ملت سازی کنند.
دولت سازی چیزی در مایه های سیاست ورزی با اعمال شاقه است. گوهری اگر از کف برود، بدست آوردن دوباره اش دشوار است.
5 سال بعد پدر ملت مرد و با احترام به خاک سپرده شد. 15 سال بعد دوباره کابل با ناکامی در ملت سازی سقوط کرد و طالبان بازگشت.
طبعا دوباره نگاه ها به کودتای کذایی دوخته شد و این حسرت که کاش شاه نمی رفت، البته این بار بدون شاه!
هر چند با شاه و بی شاه چندان فرقی نمی کرد. مهم برنامه ی ویز یا بلدی است که نباید هیچگاه خاموش شود.
مسیریاب اصلی، دولت سازی است. ساختارهای مترقی و نهادهای سیاسی ظرف توسعه و دمکراسی هستند.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
