ch
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

前往频道在 Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

显示更多

📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览

频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 607 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 280,并在 伊朗 地区排名第 12 254

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 607 名订阅者。

根据 28 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -161,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 20.65%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.97% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 701 次浏览,首日通常累积 2 477 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

凭借高频更新(最新数据采集于 29 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。

27 607
订阅者
-324 小时
-337
-16130
帖子存档
فیلمی تاریخی از سخنان مرحوم مهندس مهدی بازرگان در مورد دخالت های شاه و یا رهبر کشور در امور دولت و اداره کشور و همچنین ضرورت برگزاری انتخابات آزاد در کشور به جهت جلوگیری از دیکتاتوری .... شعارهای مرگ بر بازرگان! حمله صادق خلخالی به سمت تریبون و کشیدن میکروفون و ناتمام ماندن نطق مرحوم بازرگان ...! در این فیلم تاریخی پیش بینی و نگرانی های قابل تأمل مرحوم مهندس بازرگان در 4 دهه قبل نسبت به آینده کشور در بعد از انقلاب را مشاهده می کنید... این آخرین باری بود که مهندس بازرگان توانست از تریبون های رسمی کشور با مردم صحبت کند با مدیران نامدار ایران همراه شوید

✅پرسش تاریخی همایون کاتوزیان؛ ⭕️چرا ایرانیان در دوره پهلوی با شکم سیر انقلاب کردند؟! ✍️قاسم خرمی 26 آبان سالروز تولد دكتر محمدعلي همايون كاتوزيان، استاد برجسته اقتصاد و عضو هيات علمي موسسه شرق شناسي دانشگاه آكسفورد انگلستان است. او در تهران متولد شد و بعد از طي دوره متوسطه در دبيرستان البرز، يكسالي را هم در دانشگاه تهران به تحصيل اقتصاد پرداخت و سپس به انگلستان رفت و تا مقطع دكتري در همين رشته ادامه داد و به جمع اساتيد كالج سنت آنتوني آن كشور پيوست. از خدمات علمي بزرگ كاتوزيان مقابله با تئوري توطئه مستتر در ذهنيت نخبگان و مردم ايران است. به نظر او در رویدادهای ایران هميشه «كار، كارِ انگليسي ها نيست» و « آوردن رضاشاه هم كار انگليسي ها نبود». از اينرو، ايرانيان بايد مسئولیت عملکرد خودشان را در تحولات سياسي بپذيرند تا از تكرار اشتباهات پرهيز نمايند. در كتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» این موضوع با وسعت و وضوح بیشتری بررسی شده است. برای کاتوزیان توسعه اقتصادي و صنعتي ايران، دغدغه و مسئله اساسي است اما پيش روي او يك پرسش مهم وجود دارد اينكه « چرا ايرانيان به رغم تغييرات مهم اقتصادي و صنعتي و رفاهي ايجاد شده در دوره پهلوي اول و دوم، خواهان تغيير حكومت شدند ودست به انقلاب زدند ؟ ». به نظر او پاسخ گويي به اين قبيل پرسش ها با متدولوژي و روش هاي پژوهشي معمول در اكادمي هاي غربي و اروپايي ممكن نيست. چون تاريخ و تجربه هاي تاريخي اروپا، با ايران متفاوت است. به نظر كاتوزيان عدم توفيق ايرانيان در توسعه اقتصادی و سیاسی حداقل در يك قرن گذشته، در دو سطح «جامعه» و «حكومت» قابل توضيح است. در سطح جامعه، همواره گسستي ميان تجارب و انباشت ها تاريخي نسل ها وجود داشته است. اين« جامعه کلنگی» داراي حافظه كوتاه مدت است و به همین دلیل، هميشه در گردونه ای از واكنش ها و رفتارهای آزموده شده و تكراي اسير است. هرگاه از استبداد به ستوه مي آيد، دست به شورش مي زند و وقتي در معرض هرج و مرج قرار مي گيرد، دوباره براي اعاده نظم، به استبداد و ديكتاتوري دیگر پناه مي برد و «چرخه استبداد» استمرار مي یابد سويه ديگر گرفتاري هاي جامعه ايران را كاتوزيان در ماهيت استبدادی حكومت های ایرانی و شکاف و بیگانگی آن با جامعه مي داند كه نه تنها در حوزه سياست بلكه در عرصه صنعت و اقتصاد و استفاده از دستاوردهاي مدرن هم دچار كج فكري است. به اعتقاد او سقوط حكومت هاي پهلوی ها در ایران به خاطر مدرنيزاسيون نبود بلكه آنها دچار عارضه «شبهه مدرنيزم» شده بودند كه تلاش داشتند صنعت و تكنولوژي را به عنوان ابزاري در خدمت بسط حكومت استبدادي خود قرار دهند. حال اینکه برای صنعتی شدن، باید به ارزش ها و نهادهای مختص جامعه صنعتی نیز متعهد بود. محمد علی همایون کاتوزیان دولت و ساختار سیاسی و اقتصادی دوره رضا شاه را « شبه مدرن» نامیده است که به گفته او با نادیده انگاشتن ارزش ها، تکنیک ها، نهادها و زمینه های تاریخی جوامع توسعه یافته، تصور می کنند که با خریداری تکنولوژی جدید قادر به حل همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی خواهند بود. از اینرو ارزش هاي اجتماعي و روش های تولید سنتی خود را سرچشمه شرمساری و عقب ماندگی می داند و « صنعتی شدن نه همچون یک هدف، که همچون شيئي پنداشته مي شود و نصب یک کارخانه ذوب آهن مدرن را نه یک وسیله، که هدف غایی به شمار می آيد». از نظر كاتوزيان حكومت پهلوي دوم نیز مانند حکومت رضا شاه نمونه حكومت « شبه مدرنيست» بود که از صنعت و تكنولوژي به عنوان ابزاري در خدمت بسط حكومت استبدادي استفاده می کرد. به همين دليل رشد دلارهاي نفتي در حكومت محمدرضا شاه علاوه بر بسط توانايي هاي نظامي و اداري دولت، موجب استقلال غیر عادی سیاسی و اقتصادی و دور شدن آن از جامعه و طبقات اجتماعي شد. برعكس، به هم میزان که دولت از طبقات مستقل می شد، طبقات به دولت وابسته می شدند. دلیل این وابستگی، تلاش فزاینده آنان برای جستجوی کار، دریافت وام برای سرمایه گذاری، دسترسی به بازارهای پر رونق داخلی برای تحصیل سودهای کلان در تولید و تجارت و بورس بازی بود.. در واقع سرچشمه قدرت سیاسی و اقتصادی، سرنوشت طبقات را تحت تاثیر قرار داده بود. باديدگاههاي محمدعلي كاتوزيان مي توان موافق يا مخالف بود اما در هر صورت آثار و نوشته هاي او، افق جديدي پيش روي پ‍ژوهشگران سياست و اقتصاد ايران گشود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🥇💵 حرفه‌ای‌ترین دوره مدیریت کسب‌وکارMBA آنلاین کشور 📌 برخی از سر فصل‌ها : 1️⃣ شناسایی اصول و مبانی مدیریت حرفه‌ای 2️⃣ رهبر
🥇💵 حرفه‌ای‌ترین دوره مدیریت کسب‌وکارMBA آنلاین کشور 📌 برخی از سر فصل‌ها : 1️⃣ شناسایی اصول و مبانی مدیریت حرفه‌ای 2️⃣ رهبری سازمان 3️⃣ ایده پردازی و طراحی مدل کسب و کار 4️⃣ توسعه مهارت‌های فردی 5️⃣ مدیریت استراتژیک 6️⃣ مدیریت منابع انسانی 7️⃣ مدیریت بازاریابی و فروش 8️⃣ تبلیغات و دیجیتال مارکتینگ و ... ✅ با ارسال کد " 79 " به 30002134 از تخفیف ویژه 🎁 جشنواره 13 سالگی علمساز بهره مند شوید. 📚 با حضور برترین اساتید کشور: - دکتر حمید رضازاده گلی - دکتر فرزانه فرزادنیا - دکتر احمد یاری - دکتر مهرداد انوری - استاد محمدرضا شیخ‌بهایی و ... 🎓 +ارائه مدرک معتبر بین المللی از وزارت علوم کشور و سازمان فنی حرفه‌ای ✅ با ارسال کد " 79 " به 30002134 از تخفیف ویژه 🎁 جشنواره 13 سالگی علمساز بهره مند شوید. #موسسه_فنی_و_حرفه‌ای_علمساز

#تبلیغات

🔴 فقدان اندیشه و درخت تنومند نفرت ✍️ مصطفی داننده 🔹 چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ این پرسشی است که این روزها مدام تکرار می‌شود و پاسخ روشنی هم به این سوال اساسی از طرف حاکمان و ناظران سیاسی و اجتماعی داده نمی‌شود. 🔹دو دستگی ایجاد شده در جامعه که می‌شود نام آن را به صورت دقیق نفرت گذاشت، حاصل تنگ کردن دایره اندیشه است. 🔹امروز یک جریان سیاسی، که تقریبا در همه ارکان قدرت حضور دارد، تنها به دنبال شنیده شدن صدای خود است. آنها بر این باورند که ما باید باشیم، باید حرف بزنیم و باید تصمیم بگیریم. 🔹هیچ صدایی به غیر از آوای خودشان را نمی‌پذیرند و با برچسب زدن دیگران را از ساحت‌های مختلف اجتماعی حذف و گوشه نشین می‌کنند. 🔹تلویزیون به عنوان یک نمونه قابل لمس برای مردم، آینه تمام نمای این جریان سیاسی است. تمام کسانی که می‌توانستند جذب مخاطب کنند، چون مثل این آقایان فکر نمی‌کردند از صحنه کنار گذاشته شدند. حتی کارهایی که قبل برای صداوسیما ساخته بودند هم اجازه پخش مجدد پیدا نمی‌کند. 🔹همین حذف اندیشه‌های مختلف باعث شده است تا مردم یک صدا را بشنوند. صدایی که نماد تندروی و افراط است. کسانی که با مذاکره مخالف هستند و البته عنان مذاکرات را به دست گرفتند. همان‌هایی که با مناطق آزاد مخالف هستند اما الان در راس آن حضور دارند. 🔹تفکر فرهنگی این نحله همچنان در دهه 60 مانده است. آنهایی که پونز در پیشانی بدحجاب‌ها می‌کردند دچار تغییر شدند اما این افراد دوباره در عرصر شبکه‌های اجتماعی به سمت آن مسلک چرخیدند. 🔹بحران گشت ارشاد، دست پخت همین آقایان است. کسانی که مشکلات کشور را امتحان الهی می‌دانند و تحریم را نعمت می‌خوانند. 🔹امروز حضور این افراد را بیشتر از گذشته لمس می‌کنید؛ چون هر روز شاهد رجز خواندن آنها برای معترضین هستید. این جریان سیاسی چون عادت به پذیرفتن نظر مخالف را ندارد و آنها را از مدار حق بیرون می‌داند، فقط می‌خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند. 🔹دلسوزان ایران می‌گویند حالا دیگر زمان گفت‌وگو رسیده است اما همین افراد در مجلس نامه‌ای علم می‌کنند که در آن خواهان اعدام معترضین می‌شوند. نامه‌ای که برخی از نمایندگان می‌گویند آن را نخوانده امضا کرده‌اند و از محتوای آن خبر نداشته‌اند و الان پیشمانند. 🔹این جریان سیاسی، غرب را به مثابه فیلم‌های پورن می‌بیند و تصور می‌کند در آن دیار مردم از صبح تا شب در حال فساد و بی‌بندوباری هستند. به خاطر همین است که می‌گویند جوانان معترض به گشت ارشاد و حجاب به دنبال شهوت‌های خودند. 🔹به زبان ساده‌تر این مردان می‌خواهند به دور ایران دیواری کشیده شود تا با خیال راحت به دور از قیل و قال دنیا، حکومت کنند. بدشان نمی‌آید یک کره شمالی هم در دل خاورمیانه داشته باشیم و به جز مراوده با روسیه و چین، با باقی کشورها کار آنچنانی نداشته باشیم. 🔹شاید اگر اندیشه‌های مختلف حذف نمی‌شد امروز جوانان کشور نماینده یکی از این تفکرها در جامعه بودند اما حالا آنها نماینده هیچ تفکری نیستند و تنها حرف خود را می‌زنند که آتشی برآمده از سرخوردگی و دیده نشدن است. 🔹در سال 88، معترضین به نتایج انتخابات از پنجره‌های خانه خود شعار «الله اکبر» می‌دادند و نام میر حسین موسوی را همراه با نام امام حسین (ع) می‌آوردند و حالا از همان پنجره‌ها شعارهایی شنیده می‌شود که باید در جمع آنها را با هدفون گوش کرد. 🔹نمی‌دانم ضرب المثل قدیمی؛ «هر وقت ماهی را از آب بگیری، تازه است» برای این روزهای ایران به کار می‌آید یا نه؟ شاید برای وضعیت فعلی « آب رفته از جوی، دیگر بر نمی‌گردد» مناسب‌تر باشد. 🔹نفرت چنان ریشه‌ای دوانده که با هیچ تبری نمی‌شود به راحتی تنه تنومند آن را سرنگون کرد و به جای آن بذر امید کاشت. 🔹امیدی که در سال‌های نه چندان دور در صندوق انتخابات بود و حالا در کف خیابان است. این تغییر حاصل تفکری است که می‌خواست همه ایران شکل هم باشند و مثل هم فکر کنند. 🔹کسانی که توانایی مدیریت بحران را ندارند و تصمیماتی که می‌گیرند هم بنزینی است بر بحران! 🔹فقر اندیشه، باعث شده است حرف‌ها شنیده نشود و فریاد تنها راه حل باشد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴امروز 24 آبان به مناسبت روز "كتاب و كتابخوانی" ✍️علی مرادی مراغه ای ♈️در دوران دبستان، اصلا نمی دانستم که غیر از کتابهای درسی، کتابهای دیگری هم می تواند برای خواندن وجود داشته باشند! در روستای ما که در آن زمان بیش از دو سه نفر در حد سواد خواندن و نوشتن نداشتند سوادشان تنها در دو جا کاربرد داشت: یکی خواندن نامه های جوانان به سربازی رفته روستا و دومی نوشتن اقلام جهاز عروسها که دامادها باید آنها را تحویل گرفته و زیرش را انگشت می زدند... ♈️در دوران دبیرستان که وارد دنیای کتاب شدم هر موقع کتابی به دستم میگرفتم، مرحوم مادربزرگم میگفت کتاب نخوان! چون اگر کتاب بخوانی یا کور میشوی یا بی دین...! زیاد هم بیراه نمی گفت چون الان که نگاه می کنم سه تا عینک دارم. در مورد دین هم والله چه عرض کنم...! ♈️هر جا کوچ می کنیم دوتا ماشین باید کرایه کنیم یکی برای جهاز من یعنی کتابها، دیگری برای جهاز عیال و اثاثیه خانه...به خانه جدیدی هم که می رسیم بلافاصله دوستانه شروع می کنیم به تقسیم فضای خانه و البته در این تقسیم اگر احیانا اختلاف و بگو مگویی داشته باشیم، معمولا کفه ترازو سرانجام به نفع کتابها می چربد، چون عیال علّیه هم اهل کتاب است و حرمت آنرا نگهمیدارد... معمولا برای همه مراسم ها کتاب کادو می برم: مراسم ازدواج، خرید خانه، تولد مخصوصا تولد بچه ها... یعنی کتاب در همه جا جواب می دهد. ♈️با کتابهای الکترونیکی pdf به اندازه کتابهای کاغذی رفیق نیستم. تفاوتش با کتاب کاغذی مثل گلِ پلاستیکی با گلِ طبیعی است که نه بویی دارند و نه لطافتی...! اما وقتی کتاب کاغذی را در دست مان میگیریم و ورق می زنیم انگار جلدش و تک تک صفحاتش با آدم سخن می گوید! وقتی به بهترین صفحه اش می رسم همانجا می بندم اول یک چایی میخورم و شاید گشتی هم بزنم...اما چشم ام همواره بدنبال آن صفحه است، تا با دوباره بدست گرفتنش، عیش و نشاطم دو چندان گردد. ♈️خریدن کتاب، ادای دینی است به نویسنده اش و عرقی که در نوشتنش ریخته و دوده چراغ که در پایش خورده و همچنین، کمک به صنعت نشر کشورمان که در حال ورشستگی است... اما از حق نگذریم که بزرگترین مزیت کتابهای مجازی اینست که قیچی جناب ممیزی متعصب را لمس نکرده اند! ♈️بزرگترین کتابخانه های دنیا و غولهای کتاب در مسکو، پاریس، مخصوص در دو کتابخانه کنگره آمریکا با ۱۳۴میلیون کتاب و موزه بریتانیا با۱۵۰میلیون کتاب...یعنی دریایی از کتاب یعنی... اگر چه، نمی توان همه آنها را خواند اما دیدنش نیز لذتبخش و برای انسان غرورانگیز است مثل اینکه در ساحل دریایی ایستاده ای و به بی شمار ماهی هایی می نگری که از سطح دریا برای رسیدن به خورشید بالا و پایین می پرند، به همه دسترسی نداری اما رقص و بازیگوشی شان فی نفسه لذتبخش اند... ♈️شخصیت آدمها براساس کتابهایی ساخته میشود که میخوانند، به هر خانه ایی که وارد میشویم میتوان از نوع کتابها در قفسه خانه اش پی برد که چه تیپی باید باشد، اما در مورد خانه هایی که اصلا قفسه کتاب ندارند چه می توان گفت؟ خودتان حدس بزنید...! ♈️من به آینده جامعه ای که در آن، حقوق معلمانش از حقوق قاضی های دادگاهها کمتر است امیدوار نیستم. من در وجنات جامعه ای که مردمش با کتاب بیگانه اند، هیچ نور رستگاری نمی بینم... جامعه ای که پس از قرنها، همچنان مصداق این حکایتِ تلخ قابوسنامه است كه: «مردی، فرزند سركش و لا‌ابالی خود را نصيحت میکرد كه اگر دوباره سركشی كند او را به مكتبخانه خواهد گذاشت تا درس بخواند و دانشمند شود تا يك عمر فقير و گرسنه بماند»! ♈️می دانم که در جهنم هیچ کتابی وجود ندارد چون آتش میگیرند، اما توصیفات بهشت را زیاد شنیده ایم مثلا آب روان، حوری...! ولی، هیچ سخنی از کتاب و کتابخانه هایش نشنیده ایم. اگر کتاب و کتابخانه ای در آنجا نباشد بدون شک، بهشت خوبی نخواهد بود...! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

در تمامی طول حیات بشر، چیزی شیرین تر و دلپذیرتر از آزادی وجود ندارد، آزادی نعمتی الهی است که حق طبیعی هر انسان است و بدون آن، دنیا در هرجایی از این کره خاکی، جهنمی غیر قابل تحمل خواهد بود، و در حقیقت، آزادی لازمه جوانه زدن درخت امید برای عبور از بحران‌ها و سختی های زندگیست . 🔰این کلیپِ دنیایی حرف باخود دارد،اسبی که در باتلاقی سرد و عمیق گرفتار شده، با پذیرشِ شکست، نااُمیدانه به استقبال مرگ مانده است ، ساکنان محلی، اسبِ گرفتار رو میبینند و با دیدن چسبناکی و عمق باتلاق، به این نتیجه میرسن که چیزی که میتونه ناجیِ این اسب نااُمید و تسلیم‌شده باشه، یک انگیزه و انرژی درونیه که اون رو به حرکت و تلاش برای نجاتِ خودش وادار کنه. 🔰 برای ایجاد این انگیزه، گله‌ی اسبشون رو دور باتلاق میارن و اونا رو به حرکت درمیارن. اسبِ گرفتار با دیدن آزادی و جنب‌و‌جوش اسب‌های دیگر، امید و انگیزه‌اش شعله‌ور میشه و جنگیدن برای رها شدن رو آغاز میکند. سرانجام، کششِ اشتیاقِ اسب به رهایی و آزادی ، بر کششِ باتلاقِ سرد و مرگ آور غلبه می‌کند و اسب خسته و نامید ،اما تشنه رهایی ، خودش رو نجات میدهد جمع مدیران نامدار ایران

امین مجیدی فرد، نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، در جلسه گفتگو با سخنگوی دولت جوان و انقلابی ‼️ خداوند این جوانان را برای این مملکت نگهدارد جمع مدیران نامدار ایران 📌@excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

ذهن بیمار برخی اساتید دانشگاهی ✍د. قنبرزاده ♈️این روزها ویدیوهای عجیبی می‌بینیم که در آن‌ها اساتید دانشگاه‌ با توجه به این‌که دانشجوها سر کلاس حاضر نمی‌شوند، برای کلاس خالی درس می‌دهند! یعنی در حالی که حتی یک نفر هم سر کلاس نیست، استادِ نادان دانشگاه، به خاطر خودشیرینی و برای این‌که نشان بدهد خیلی مسئول و متعهد است، می‌رود پای تخته و مبحث درسی را برای باد هوا آموزش می‌دهد. آش این ماجرا آن‌قدر شور شده که حتی در یک موردِ عجیبِ سایکوتیکِ حاد، استادِ مربوطه، نه‌تنها پای تخته چیزهایی می‌نوشت، بلکه در همان حال هم به سمت صندلی‌های خالی برمی‌گشت و روی نکته‌هایش تأکید می‌کرد. شما ببینید ذهن بیمار آدم‌ها تا کجاها می‌تواند پیش برود! . ♈️کسی که برای کلاس خالی درس می‌دهد و فکر می‌کند دارد به مسئولیتش به‌درستی عمل می‌کند و در انتها برای همین چیزها پولِ مفت هم به جیب می‌زند، یعنی هیچ‌کسی جز خودش را قبول ندارد. یعنی دانشجوها برای او یک مشت مترسک هستند که بود و نبودشان فرقی نمی‌کند. درست عین اتفاقی که در بطن جامعه هم می‌بینیم؛ هیچ‌کس کاری ندارد شما چه می‌گویید و چه می‌خواهید. مهم نیست اصلاً شما هستید یا نیستید. وجود دارید یا ندارید؛ «آن‌ها» کار خودشان را می‌کنند چون «ما» را برده‌ای می‌بینند که در اختیار «آن‌ها» هستیم. پس حتی اگر هم حضور فیزیکی نداشته باشیم، هیچ اهمیتی ندارد، چون به نظرشان تنها با حضور فیزیکی خودشان، همه‌چیز پیش خواهد رفت. . ♈️اما نکته این‌جاست که آن «اساتید» خبر ندارند درس دادن برای کلاس خالی، به شکل طعنه‌آمیزی وضعیت خودشان را بازنمایی می‌کند؛ درس‌های خالی از تفکر و زندگیِ آن‌ها به درد همان کلاس خالی می‌خورَد و بس. حضور فیزیکی‌شان هم طبعاً به درد خودشان و همفکران‌شان می‌خورَد. ♈️همه‌ی این‌ها را بلانسبت اساتیدی گفتم که به انسانیت احترام می‌گذارند و پیش از سواد، آگاهی می‌دهند و پیش از درس، زندگی می‌آموزند. اما استادی که برای کلاس خالی درس می‌دهد تا مثلاً نشان بدهد متعهد است، لیاقتش همان خرده‌پولِ انتهای ماه است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ من اگر نماینده مجلس بودم... ✍️مصطفی داننده 🔹من اگر امروز نماینده مجلس بودم، به جای ارائه طرح‌هایی مثل اعدام! با دیدن وضعیت جامعه به ویژه قشر جوان، طرحی را آماده می‌کردم که در آن تمام دستگاه‌های فرهنگی مجبور به ارائه گزارش در مورد عملکرد خود در تمام این سال‌ها شوند و این سوال را پاسخ دهند که چه کرده‌اند؟ 🔹خنده دار نیست، سال‌ها میلیارد میلیارد از پول مردم، در جیب صداوسیما، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و هزار نهاد فرهنگی بزرگ و کوچک می‌رود اما بازهم مسئولان کشور از نفوذ فرهنگی غرب در کشور گلایه می‌کنند و به دنبال طرح‌هایی مثل صیانت هستند. 🔹این روزها هم که شاهد هستیم، برخی در خطابه‌های خود می‌گویند، معترضین که نماز نمی‌خوانند، تازه مشروب هم می‌خورند و فرزند طلاق هم هستند. 🔹تمام ایرانی‌هایی که بعد از انقلاب به دنیا آمدند، مدرسه رفتند، دانشگاه را پشت سر گذاشتند یا در حال سپری کردن آن هستند، با آموزه‌های دینی آشنا شدند. اما چرا هنوز بعد از این همه سال یک مسئله مثل حجاب برای آنها حل نشده است؟ 🔹من اگر جای حاکمیت بودم از نهادی فرهنگی طلبکار می‌شدم که این همه هزینه فرهنگ می‌شود اما بازهم پاشنه آشیل است. شده است داستان فرزندی که پدر تمام زندگی را برای او می‌گذارد تا در کنکور قبول شود و در نهایت پسر یا دختر، رتبه‌ای می‌آورد که در نهایت با آن می‌شود در کاردانی دانشگاه آزاد در شهری دور پذیرفته شد. 🔹این روزها مدام این جمله را که سلبریتی‌ها با پول بیت‌المال به اینجا رسیده‌اند را شنیده‌ایم. حالا که اینقدر روی بیت‌المال حساس هستید و نگران آن چند میلیاردی که مهران مدیری و علی کریمی گرفته‌اند، چرا در مورد بودجه‌های فرهنگی ساکتید؟ مال اینها بیت المال است و مال آنها بیت الحال؟ 🔹سوال کنید و پاسخ بخواهید. از کجا آورده‌اید را که به سرانجام نرساندید حداقل با پول داده شده چه کرده‌اید را به سرانجام برسانید. 🔹چرا با این همه سازمان و نهاد فرهنگی همچنان نگران چند شبکه اجتماعی و حتی چند شبکه لندن نشین هستید؟ چه می‌گویم! حتی نگران چند شبکه نمایش خانگی که با قانون همین مملکت در حال فعالیت هستند. 🔹چرا هیچوقت نتوانستید پاسخ مستدلی به مسئله حجاب بدهید؟ در تمام این سال‌ها جوانان از حجاب گفتند اما پاسخی نشنیدند و فقط مدام به آنها یادآوری شد که از موهای خود آویزان خواهید شد و تمام! 🔹در عرصه عمرانی وقتی بودجه‌ای تخصیص داده می‌شود، مردم بعد از چند سال، پولی که از جیب‌شان برداشته شده را در قالب سد یا جاده می‌بینند. در مسائل فرهنگی چطور؟ از کدام تاثیر نهادهای فرهنگی در کشور می‌شود سخن گفت؟ 🔹شق القمر نمی‌خواهیم، یک کار فرهنگی که دوستان با بودجه هنگفت انجام دادند و تاثیر گذار بوده است را نام ببرند. گشتیم نبود، نگردید نیست. 🔹مشکل کشور همین است. وقتی پول مردم، برای مردم خرج نمی‌شود و تبعیض، فقر و ناعدالتی زندگی مردم را سخت می‌کند، باید شاهد چنین جامعه چند پاره و زخم دیده هم باشید. جامعه‌ای که نفرت در آن تبدیل به غولی چند سر شده است که با زدن یک سر آن، هفت سر دیگر اضافه می‌شود. 🔹اینکه مردم امروز حرف هم را نمی‌فهمند و با برچسب زدن با یکدیگر حرف می‌زنند یعنی اینکه در این کشور نه تنها کار فرهنگی صورت نگرفته است، بلکه شاهد خروار خروار کار غیرفرهنگی بوده‌ایم. 🔹در همان آمریکا خونخوار و اروپا یخ زده از سرما، شاهد تجلی فرهنگ‌ در رفتار اجتماعی مردم هستید.  بله، به شعار باشد ما می‌توانیم با میزان شعارهایی که می‌دهیم کهکشان راه شیری را ریسه رنگی بکشیم اما وقتی پای عمل که می‌آید، چراغ‌مان یک اتاق کوچک خانواده 4 نفره را هم روشن نمی‌کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

برای اینکه کنارهم یک زندگی زیبا داشته باشیم ، لازم است دست هامون را از جیبمون بیاریم بیرون. نمی خواهد کار عجیب یا بزرگی انجام بدهیم ،فقط کافی است هر کجا هستیم هر اندازه می توانیم کاری کنیم . نشر انسانیت زندگی همه ما را زیباتر خواهد کرد . با مدیران نامدار ایران همراه شوید

🌟۳۰٪ تخفیف سرورهای اختصاصی آسیاتک (همراه با تحویل سریع)🌟 ‼️به تعداد محدود‼️ ✅نحوه استفاده: 1️⃣سرور خود را انتخاب کنید 2️⃣کد
🌟۳۰٪ تخفیف سرورهای اختصاصی آسیاتک (همراه با تحویل سریع)🌟 ‼️به تعداد محدود‼️ ✅نحوه استفاده: 1️⃣سرور خود را انتخاب کنید 2️⃣کد تخفیف AT30 را وارد کنید 3️⃣پنل سرور خود را در همان لحظه دریافت کنید برای خرید سرور آسیاتک روی لینک زیر کلیک کنید: 🔗 yun.ir/834hwd 🔗 yun.ir/834hwd ⁉️اگر سوالی دارید با شماره ۰۰۰۰ ۹۰۰۰ داخلی ۱۴۷۰ و ۱۴۳۰ تماس بگیرید

#تبلیغات

🔴 ریشه ناسزاها ✍️عباس عبدی ابتدا تأکید کنم که از نظر نسل ما شنیدن چنین کلمات و ناسزاهای زشتی، حتی در گفتگوهای دو یا چند نفری و کاملاً مردانه یا زنانه (جدا باشند!) زشت است و پذیرفتنی نیست. ولی هنگامی که این پدیده تا این اندازه شایع می‌شود، حتماً باید دلایل اجتماعی داشته باشد و نمی‌توان فقط و با استناد به این که یک امر زشتِ اخلاقی است آن را تخطئه و محکوم کرد، و از کنار آن گذشت، در نتیجه باید آن را شناخت. نکته دوم اینکه دیدم برخی از فعالان توییتری نوشته‌اند که مشابه این ناسزاها در انقلاب هم بود، و مواردی را بویژه علیه خانواده پهلوی ذکر کرده‌اند. به طور قطع چنین جملاتی حتماً یک جایی بوده که به آنها استناد شده ولی به عنوان یک دانشجوی فعال آن زمان قاطعانه می‌گویم که حتی یک بار هم ندیدم که هیچ حرف رکیکی در شعارهای دانشجویان نسبت به هیچ کس ابراز شود. حتی از کاربرد آنها در جمع‌های دو یا چند نفره محدود هم چنین الفاظی را نمی‌شنیدیم. در تظاهرات خیابانی موارد رقیقی مثل تشبیه به گوساله یا اعتیاد به تریاک و امثال آن بود ولی هیچ‌گاه اینها عمومیت نمی‌یافت. شعارهای ناموسی و رکیک را حتی یک بار هم نشنیدم. ولی اکنون تا حدی رواج یافته و عادی شده است. این تحول دلایل خاص خود را دارد که مختصر اشاره می‌کنم. به نظرم ریشه اصلی این ماجرا اتفاقاً در تابوهای رسمی از جمله مسأله پوشش و محدودیت‌های آن است. کاربرد این کلمات راهی است برای تابو شکنی و عرفی کردن امر قدسی و نیز عبور از محدودیت‌های موجود برای پوشش زنان. دختران و پسرانی که در کافه یا کلاس یا خیابان کنار هم هستند و حس می‌کنند که باید به پوشش حقوقی ملتزم باشند، پوششی که میان آنان فاصله جنسی ایجاد می‌کنند، و آنان به هر دلیلی این فاصله را نمی‌پذیرند، به طور طبیعی برای شکستن این فاصله، به کاربرد کلمات متوسل می‌شوند، و با استفاده از کلمات جنسی، از پوشش عبور می‌کنند. البته این به معنای آن نیست که این کار آگاهانه و در یک شب و یک هفته و یک ماه رخ داده. این فرآیندی است که طی سال‌های متمادی و بسیار آهسته شکل گرفته است و هیچ گشت ارشادی هم نمی‌تواند آن را کشف و جریمه کند. بجز این علت کلی به موارد دیگر هم باید اشاره کرد. ادبیات سیاسی فاخر از جامعه ایران رخت بر بست و صاحبان قدرت یا افراد بانفوذ سیاست در جبهه نواصول‌گرایی، از ادبیات فاخر سیاسی دور شدند و کلمه و ادبیات سیاسی را به ابتذال کشاندند. خودشان مفاهیم و‌ کلمات مستهجن و لودگی را وارد ادبیات سیاسی کردند و بعد هم پیروزمندانه به آن خندیدند. چه بسا کوشیدند که کلمه «دیاثت» را تئوریزه کنند. یکی از مداحان مشهور در یک نوار خود آن چنان این الفاظ رکیک را به کار می‌برد که هر شنونده‌ای خجالت می‌کشد، حتی فحش‌های ناموسی به امویان و دشمنان ائمه می‌دهند. یا هنگامی که از تتلو به عنوان یک هنرمند شاخص تعریف و تمجید می‌کنند، نتیجه رواج و رسمیت دادن به همین ادبیات است. ولی پرسش مهم‌تر این است که چرا جوانان این کلمات را در سیاست به کار می‌برند؟ برای اینکه این نسل تا کنون وارد سیاست میدانی نشده بود. در انتخابات به سختی بتوان ناسزا گفت و فحش داد. پس هنگامی که درهای سیاست مدنی بسته شد، به طور عادی دروازه‌های سیاست خیابانی و بدون رهبری مسئولانه گشوده شد، ادبیات این میدان هم بطور طبیعی همین است. در حقیقت راهی جز استفاده از این کلمات باز گذاشته نشده است مگر می‌توان در انتخابات رقابت کرد و این کلمات رکیک را به کار برد؟ آنان که درب سیاست را بستند، و این دروازه ناسزاگویی را باز کردند، لطفاً سکوت کنند و قدری به خودشان بپردازند، بلکه علت فحاشی‌ها را در خود ببینند. فضای مجازی هم نقش مکمل دیگری در عادی سازی کاربرد کلمات رکیک داشت که جداگانه باید بحث شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 چرا خیابان جای صندوق رای را گرفت؟ ✍️ مصطفی داننده 👈 در حال مرور فیلم‌های قدیمی بودیم که به فیلمی از ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی رسیدیم. فیلم را سال ۹۲ برداشته بودیم. آن زمان که حسن روحانی برای سخنرانی انتخاباتی به ورزشگاهی آمده بود که مردم سال‌ها در آن شاهد افتخار آفرینی ملی پوشان والیبال ایران بودند. شوری به پا بود. همه با هم سرود‌های ملی می‌خوانند و از شعار‌های انتخاباتی حسن روحانی حمایت می‌کردند. همان جوان‌ها یک ماه تمام در خیابان به صورت چهره به چهره مردم را دعوت به حضور در انتخابات می‌کردند و از آینده روشن می‌گفتند. جوان‌هایی که در سال ۸۸ یکبار سرخوردگی را تجربه کرده بودند، اما امید داشتند بازهم از طریق صندوق رای به اهداف خود برسند. همانگونه که جوانان در سال ۷۶ با یک اتحاد مثال زدنی به آنچه می‌خواستند رسیدند. البته که فقط جوان‌ها نبودند، اما در این نوشتار می‌خواهم از جوانان بگویم که این روز‌ها در دانشگاه، مدرسه و خیابان شیوه دیگری به غیر از صندوق رای برای شنیده شدن حرف‌هایشان انتخاب کرده‌اند. همان‌هایی که سال ۹۶ هم به میدان آمدند و حرف خود را به کرسی نشاندند که مسیر آینده کشور را مشخص کنند. اما حالا چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ بحران‌های اجتماعی یک باره اتفاق نمی‌افتند. این پدیده‌ها تصادف جاده‌ای نیستند که به خاطر غفلت یک راننده و یا خرابی یک ماشین به وقوع بپیوندد بلکه علت و معلول‌های بسیاری دارد که هیچگاه به آن پرداخته نشده است. در سال هزار و چهارصد، اصول‌گرایان سرخوش از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم بودند. بعد از دو شکست، پیروزی آنچه خود بزرگ می‌پنداشتند جشن گرفته بودند، اما آن‌ها فراموش کرده که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری به زیر ۵۰ درصد رسیده است. پنجاه و یک درصد از مردم در این انتخابات رای ندادند و این درحالی است که در سال ۹۶، ۲۶ درصد مردم به پای صندوق رای نیامدند. این هشدار بزرگی بود که دیگر بخش مهمی از جامعه راه تغییر را در صندوق رای نمی‌بیند. مردم به این نتیجه رسیدند که دیگر مثلا برای تغییر در وضعیت اقتصادی کشور یا حل مسئله گشت ارشاد نمی‌توان امید به تغییر دولت‌ها یا مجلس‌ها داشت. وضع همانی است که هست. شعار‌های انتخاباتی در حد شعار می‌ماندند و وضع ایران هر روز بدتر از دیروز می‌شد. ناظران سیاسی این شکاف ایجاد شده را درک نکردند و با خود گفتند که در بسیاری از کشورهای دنیا میزان مشارکت در انتخابات به زور به ۴۰ درصد می‌رسد و این آمار برای ایران یک برد بزرگ است و شروع به حماسه سرایی برای آن کردند. البته که این یک پیروزی یا سرخوردگی بزرگ همراه بود. اینکه امروز جوان دانشگاهی با شدیدترین الفاظ اعتراض خود را نشان می‌دهد، یعنی دیگر امیدی به تغییر بنا بر شعارها و وعده‌ها ندارد. او به خوبی به یاد دارد در همان ورزشگاه ۱۲ هزار نفری برای شعار برداشتن گشت ارشاد سوت و کف زده است اما در عمل هر روز شاهد شدیدتر شدن این برخورد پلیسی با یک پدیده فرهنگی شدند. وقتی قدرت تصمیم‌گیری در مورد مسائل مهم کشور از جمله سیاسی و فرهنگی از دست دولت‌ها خارج شد و شوراهای مختلف برای این مسائل تصمیم گرفتند، جامعه به این نتیجه رسید که با تغییر دولت‌ها هیچ تغییری در سیاست‌گذاری‌ها ایجاد نمی‌شود و آش همان آش است و کاسه همان کاسه. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور که این روزها به شدت معترض شرایط کشور هستند، در انتخابات ۹۲ و ۹۶ به طرز عجیبی یکدیگر را دعوت به حضور در انتخابات می‌کردند تا با تغییر شرایط کشور مسیر بازگشت‌شان به ایران فراهم شود. همان‌ها امروز هر شنبه شعارهایی می‌دهند که نمی‌شود در جمع آنها را گوش کرد. جالب اینجاست که به جای درس گرفتن، به تندروترین افراد جامعه تریبون می‌دهیم تا در صداوسیمایی که به عقیده نگارنده هنوز پرمخاطب‌ترین رسانه ایران است، حاضر شوند و جامعه را عصبانی کنند. کسانی که نقش بسزایی در ناامید کردن مردم از صندوق رای داشتند. همان‌هایی که در پارلمان برجام را آتش زدند وامروز بر این باورند که گشت ارشاد باید پررنگ‌تر از گذشته به کار خود ادامه دهد. متعصبینی که همیشه راه گفت‌وگو در کشور را بسته‌اند و فقط خود را فرزند پیامبر می‌دانند و دیگران را کافر خطاب می‌کنند. بله، اعتراضات امروز ایران، حاصل یک ناامیدی بزرگ است. ناامیدی از صندوق رای! و این هنر بزرگی بود که مردم امیدوار به تغییر را تبدیل به سرخوردگانی کردیم که امیدی کمی به فردا دارند. درهمین جامعه ناامید مسئله گشت ارشاد تبدیل به یک اصل می‌شود و بسیاری از ائمه جمعه هر هرهفته در مورد آن حرف می‌زدند اما در مورد فساد اقتصادی و فشار گرانی به مردم سکوت می‌کردند و سعی می‌کردند نشان دهند همه چی آرام است و اینها امتحان الهی است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

صغیرپنداری جامعه ✍فرهادقنبری ♈️«انسان صغیر» به کسی گفته می شود که نیاز به کفیل و سرپرست دارد، چرا که خود هنوز به رشد ذهنی و عقلی کافی نرسیده و توان تشخیص خوب و بد خویش را ندارد. چنین انسانی نیاز به بزرگتر و سرپرستی دارد که امورات او را بر عهده بگیرد و در جایگاه پدر، نقش قهرمان و بت ذهنی او را ایفا نماید. ♈️جامعه صغیر هم همین است. در جامعه صغیر هم به مانند کودک صغیری که والدین اجازه بلوغ و رشد فردی به او نداده و در بزرگسالی بحرانهای فراوانی را برایش رقم زده اند، رابطه حاکم و اتباع نه بر اساس رابطه انسانهای بالغ و صاحب خرد که یکی در جایگاه قانونگذار و مسئول و دیگری در جایگاه شهروند وظایفی دارند، بلکه بر اساس نگاه کفیل و صغیر یا ارباب و رعیت تعریف می شود. چنین جامعه ای که طبیعتا به رشد ذهنی کافی نرسیده است، مسئول و دولتمرد در جایگاه کفیل و قیم و توده های مردم در جایگاه جان نثار و رعیت تعریف می شوند. ♈️در جامعه صغیر تفاوتی نمی کند که افراد حامی چه جریان و طیف سیاسی و فکری باشند یا اصلا در چه جایگاه و موقعیتی قرار داشته باشند، همه در این واقعیت که نگاه شخصی به سیاست دارند و نوع رابطه و نگاهشان به حاکمان و مسئولان عاطفی و احساسی است، برابر هستند. خاصیت چنین نگاهی آن است که در قضاوت های خود نسبت به چهره ها و شخصیت های سیاسی اصلا کاری به عملکرد آنها ندارند (همانگونه که در سنجش علاقه به خانواده خود عملکرد آنها را مدنظر قرار نمی دهند و در هر شرایطی در کنارشان هستند) و صرفا بر اساس یک علاقه یا نفرت شخصی دست به گزینش یا انکار می زنند. ♈️جامعه صغیر، جامعه ای است که نماینده مجلس و حاکمش تصمیم می گیرد مردم چه اخباری را بخوانند و به چه صفحات مجازی دسترسی داشته باشند. ♈️جامعه صغیر، جامعه ای است که مدیر سی ساله شبکه تلویزیونی تصمیم می گیرد که هشتاد میلیون انسان چه فیلم و برنامه ای به خیر و صلاحشان است و چه برنامه ای برایشان مضر است و نباید تماشا کنند. ♈️جامعه صغیر جامعه ای است که مامور انتظامی تشخیص می دهد، مردم چه لباسی را بر تن کنند. ♈️جامعه صغیر، جامعه ای است که مانند کودکان گریان مدام شکایت خود را پیش این و آن می برد و از آنها درخواست حمایت و کمک دارد. ♈️جامعه صغیر، جامعه بت سازی است که هر کس از کفیل خود انتظار خدایگانی دارد. ♈️جامعه صغیر، جامعه خشنی است که در آن هیچکس "غیری" به جز کفیل و بت خود را نه تنها به رسمیت نمی شناسد، بلکه خواهان نابودی او نیز می باشد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 عکس بالارو ببین، اینا سودای خیلی عادی اعضامون از درآمدهای دلاری که (رایگان) آموزش دادم! تو این اوضاع مملکت و گرونی دلار و
🔴 عکس بالارو ببین، اینا سودای خیلی عادی اعضامون از درآمدهای دلاری که (رایگان) آموزش دادم! تو این اوضاع مملکت و گرونی دلار و شرایط نابسامان تنها چیزی که میتونه یکم زندگیتو تغییر بده یه درآمد دلاری خوبه! 📌تو این کانال بهت رایگان سیگنال اونس جهانی طلا و سایر روش های کسب درآمد دلاری رو یاد میدیم و قراره همگی کنار هم کسب درامد دلاری داشته باشیم و پول پارو کنیم 👇🏻 ( https://t.me/+fhVmRpILIlJjNDE0 )

#تبلیغات

🔴 چه کسی چرچیل را به استعفا واداشت؟! چرچیل تا ۸۰ سالگی‌اش نخست‌وزیر ماند. در زمانی که حتی به سختی راه می‌رفت، به سختی می‌نشست، حاضر به استعفا نبود. او آنقدر بزرگ بود که انگلیسی‌های محافظه‌کار ترجیح می‌دادند از مقابله با او کنار بکشند. در واقعیت اما چرچیل پیر شده بود. با این حال، چه کسی بود که توانست چرچیل پیر و بزرگ را به استعفا بکشاند؟‌ برای تولد ۸۰ سالگی چرچیل، نمایندگان مجالس اعیان و عوام تصمیم به برگزاری یک جشن ملی می‌گیرند و این تولد از تلویزیون هم قرار است مستقیم پخش شود. اما هدیه‌ی تولد آقای چرچیل چیست؟ نقاشی پرتره‌اش. این نقاشی پرتره سفارش داده می‌شود به نقاش معروف «گراهام ساترلند» هنرمند نوگرای انگلیسی آن زمان. ساترلند به مانند هر هنرمندی در پس نقاشی چهره، به دنبال حقیقت است. چرچیل را در چندین نوبت می‌بیند و در موردش تحقیق می‌کند. چرچیل اما خودش نقاش است و برای همین به ساترلند یادآوری می‌کند که «او نباید نقاش چهره‌ چرچیل باشد، او باید تصویرگر چهره‌ جایگاه چرچیل باشد». هنر آئینه‌ای است برای دیدن خودمان. آئینه‌ای که اگر مدام به آن نگاه نکنیم، زشت خواهیم شد. ساترلند صریح‌تر از آن است که چرچیل بزک‌شده را بکشد؛ او همان آئینه‌ای را می‌سازد که چهره‌ واقعی چرچیل را نشان می‌دهد. روز تولد در محل مجلس از نقاشی رونمایی و چرچیل از دیدن خویش در آن آئینه برآشفته می شود. او درصدد باز پس فرستادن نقاشی است؛ اما ساترلند هنرمندی نیست که بشود به سادگی از آن گذشت و بازاندیشی در آنچه هست، می‌افتد به جان چرچیل! ساترلند به دیدن چرچیل می‌رود. او به صراحت به چرچیل می‌گوید که هم او را دوست دارد و هم او را قابل ستایش می‌داند؛ اما «پیر شده‌ای آقای چرچیل!» ساترلند هنر را آئینه‌ای می‌داند که باید به چرچیل یادآوری کند که به جنگ سن و سال نمی‌تواند، برود. تابلو نقاشی ساترلند به دستور همسر چرچیل به آتش کشیده می‌شود. اما آتش اصلی تصویری بود که به جان چرچیل بزرگ افتاد و تا او استعفای خود را اعلام نکرد، رهایش ننمود! چرچیل از دیدن خویش در آئینه‌ هنر به این واقعیت پی‌برد که برای حفظ احترام خودش و کشورش باید کنار بکشد! امروزه نقاشی ساترلند شاهکاری از دست رفته است؛ شاهکاری که توانست غایت هر هنری باشد. همین نقاشی بود که انگلستان آن روز را از اشتباهات مردان بزرگش رهانید. فرد پیر ناخودآگاه دل‌بسته‌ افکار کهنه است! این طبیعت آدمی است و نمی‌شود با طبیعت چنین به جنگ برخاست. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o