جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 334 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 246,并在 伊朗 地区排名第 12 763 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 334 名订阅者。
根据 11 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -54,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.44%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.95% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 140 次浏览,首日通常累积 2 722 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 12 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 334
订阅者
无数据24 小时
-177 天
-5430 天
帖子存档
27 334
🔴 نظام اقتدار گرایی وپی امدهای اجتماعی آن
🔰تلخیصی از کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عصر قاجار . نوشته محمود سریع القلم.
♈️اقتدارگرایی از ریشه اقتدار به دست می آید و در آن مسلط شدن به شخصیت، آراء و زندگی انسانها اصالت دارد. در این روش مدیریت، فردیت و اصالت فردی انسانها از آنها گرفته می شود و از انسانها، وفاداری تمام، نامحدود، بی چون و چرا و دگرگونی ناپذیر انتظار می رود.
♈️در چارچوبهای اقتدارگرا و تمامیت گرا، سعی بر آن است تا از طرح هرگونه برنامه مشخصی پرهیز گردد زیرا به محض اینکه برنامه ای تنظیم گردد نقش افراد کاهش می یابدو جایگاه برنامه و افرادی که قرار است آن برنامه را عملیاتی کنند افزایش می یابد. در نظامهای فردی و اقتدارگرا که تبعیت محض را می طلبد، "متفاوت بودن" نوعی انحراف محسوب می شود.
♈️در چنین شرایطی، فردیت می میرد و اندیشه تعطیل می گردد و زمینه باروری و نوآوری فردی هیچگاه فرصت رشد پیدا نمی کند. در چنین قالبی، به کسی اعتماد وجود دارد که دقیق تقلید می کند نه آن که از قواعد و قوانین و مقررات و اندیشه ای حمایت می کند. تفاوت پذیری، اصالت انسانی دارد و رشد و رقابت تنها در سایه تفاوت پذیری امکان پذیر است.
♈️همه باید خود را با رأس هرم و شخص شاه بسنجند و او را معیار قرار دهند هر چند که در چند ساعت دهها تناقض در او را با چشمان خود مشاهده کنند زیرا منفعت افراد و منطق وجودی آنها اتصال با رأس هرم گره خورده است.
♈️در دورۀ قاجار هرکسی که استعداد فکری و قلمی داشت مجبور می شد به روسیه، عثمانی یا اروپا مهاجرت کند زیرا متفاوت بودن و متفاوت اندیشیدن جرم محسوب میشد. هنگامی که "تفاوت ها" پذیرفته نشوند، استدالل و منطق و دلیل آوردن و در نتیجه فکر کردن رو به فراموشی می روند. افراد به تدریج مجبورمی شوند، افکار خود را مخفی کرده و خواسته های خود را پنهان نمایند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴 شی در ریاض؛
نگاه سعودیها به پکن
✍️احمد زیدآبادی
♈️سفر شیجینپینگ، رئیسجمهور چین به عربستان سعودی با سکوت و بیتفاوتی نسبی رسانهها روبهرو شده است، اما این سفر از جهات مختلف، تحولی مهم بهشمار میرود.
♈️عربستان در هفتاد سال گذشته همواره یکی از متحدان اصلی آمریکا در خاورمیانه بهحساب آمده است، بهطوریکه روابط دو کشور را معمولاً استراتژیک توصیف میکنند.
♈️عربستان بهعنوان بزرگترین صادرکنندۀ نفت، کشوری ثروتمند و صاحب نفوذ در جهان به شمار میرود، اما با این همه، این کشور از توانایی لازم برای تأمین امنیت خود برخوردار نبوده است. از این رو، سعودیها برای ادامۀ بقا و حفظ امنیت و ثبات کشورشان، مجبور به اتکاء به یک قدرت بزرگ جهانی و به عبارتی «خرید امنیت» از خارج بودهاند و همواره آمریکا مشتری نخست آنها در این باره بوده است.
♈️به این جهت، آمریکا برای دهههای متمادی، بهعنوان «ضامن امنیت»عربستان شناخته شده و در مقابل، عربستان نیزضمن تأمین نفتِ بازارهای جهانی بهخصوص کشورهای صنعتی غرب، در دایرۀ استراتژی کلان واشنگتن درمنطقۀ خاورمیانه عمل کرده است.
♈️سعودیها این رابطه را براساس نیازی متقابل توجیه کردهاند و درعین حال، نسبت به هرگونه دخالت آمریکا در سیاست داخلی خود که مبتنی بر قرائتی بسیار محافظهکارانه و در مواردی متحجرانه از دیانت اسلام است، حساسیت شدیدی از خود نشان دادهاند.
♈️همزمان با«بهار عربی» سعودیها اما از سیاست ایالاتمتحده درخاورمیانه وشمال آفریقا نگران شدند. سعودیها خواهان حمایت آمریکا از دولتهای حسنیمبارک و زینالعابدین بنعلی در دو کشور مصر و تونس در مقابل فشار «نیروهای انقلابی» درجریان بهار عربی بودند، اما باراکحسیناوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا نهفقط از دولتهای مبارک وبنعلی حمایت نکرد، بلکه هر دوی آنها رابرای عقبنشینی و سپس واگذاری قدرت به نیروهای مخالف تحت فشار گذاشت.
♈️آنچه در این میان بر نگرانی سعودیها افزود، عدم دخالت نظامی آمریکابرای ساقط کردن دولت بشار اسد در سوریه، درکنار تلاشِ دولت اوباما برای توافق با ایران برسربرنامۀ هستهای آن بود.
♈️پس از این وقایع، سعودیها به این نتیجه رسیدند که استراتژی آمریکا درخاورمیانه دستخوش تغییراتی شده که دیگر نمیتواند مورد اتکای کشوری مانندعربستان باشد، بویژه اینکه مقامهای آمریکایی از یکسو، انتقادهای خود از کارنامۀ حقوق بشری سعودیها راتشدید کردند و ازسوی دیگر با ابعادی ازجنگ سعودیها دریمن به مخالفت برخاستند.
♈️محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان برای بهبود وجهۀ کشورش درغرب سیاستهای سختگیرانۀ شرعی در امور اجتماعی وفرهنگی را تا اندازۀ بسیاری رها کرد وبرنامههای توسعۀ اقتصادی و تکنولوژیک بلندپروازانهای را به اجرا گذاشت. این دو مورد، گرچه با استقبال برخی محافل سیاسی و رسانهای در آمریکا واروپا روبهرو شد، اما تداوم و تشدید سختگیری وسرکوب در دوحوزۀ سیاسی و امنیتی را از انظار جهانیان پنهان نساخت.
♈️دراین میان، بخصوص قتل فجیع جمال قاشقچی، روزنامهنگار سعودی درمحل کنسولگری عربستان دراستانبول بازتاب بسیار گستردهای در سطح جهان پیدا کردکه علاوه بر بیاثر کردنِ هیاهوی «اصلاحات» اجتماعی محمدبنسلمان، سببساز حملات تند وبیسابقهای ازجانب رسانهها و مقامهای آمریکایی علیه خاندان حاکم بر عربستان شد.
♈️از اینرو، سعودی بتدریج به این نتیجه رسید که آمریکا دیگر متحد قابل اتکایی برای آنها نیست وبنابراین لازم است روابط خود را بادیگر قطبهای جهان ازجمله چین و روسیه به مرحلۀ استراتژیک برسانند.
♈️چینی هاضمن آنکه کمترین حساسیتی به نوع حکمرانی خاندان سعودی ندارند، گسترش رابطه با این کشور را ازهرجهت به سودخود ارزیابی میکنند.
♈️رابطۀ نزدیک باسعودیها، موضع پکن در توازن قدرت با آمریکا درخاورمیانه را تقویت میکند ودرعین حال، سرشار ازمنافع اقتصادی وتضمین دریافت نفت درهر شرایطی است.
♈️سعودیهااما درنگاهشان به پکن، نوعی موازنۀ قدرت منطقهای را نیز درنظر دارند. آنهادر تقابلشان با ایران، افزون برروسیه، چینیها رانیز متحد مناسبتری ازآمریکابرای خود میدانند.
ازنگاه زمامداران عربستان، نزدیکی تهران به پکن نبایدبصورت ابزاری برای تقویت موضع ایران در برابر رقبای منطقهای آن درآید،بلکه برعکس، باید درشرایط بحرانی از آن بعنوان اهرم فشار مؤثری علیه تهران استفاده کرد.
♈️بعبارت دیگر، سعودیها باگسترش روابط خود با پکن، دوهدفِ همزمان را دربرابر ایران دنبال میکنند.
♈️هدف اول، پیشگیری از اتحاد فزایندۀ تهران و پکن تامرحلۀ تبدیل شدن آن به اهرم فشاری علیه عربستان ودوم، استفاده از رابطۀ گرم چین با ایران درجهت بازدارندگی وکنترل ایران درشرایط بحرانی.
♈️چینیها هر دوی این اهداف را بامنافع خود منطبق میدانند وسفر شیجینپینگ به ریاض، اعلام رسمی همین سیاست است.
27 334
✅نفرین بر این بازی مار پله
✍️ناصر مهدوی
برای تجربه یک زندگی شاد و سالم؛ کافی نیست که آدمی فقط از عقل و اخلاقی انسانی برخوردار باشد. علاوه بر این دو حقیقت ناب؛ بنظر میرسد زیستن در یک جامعه سالم و نیز داشتن شانس و اقبال و پیروزی در بازی مار پله نیز شرط دیگری برای دستیابی به زندگی شرافتمندانه است؛ چیزی که ما ایرانیان از آن محروم بودهایم.
از شانس و بخت بد؛ ایرانیان قرنهاست که در جامعهای استبداد زده و ناسالم زندگی میکنند و هرگاه تلاش کردهاند تا از وضع اسفبار زندگی رها شوند؛ ماری دهان باز کرده و آنها را در حسرت رسیدن به آرزوهایشان باقی گذاشته است ۰
در همان سالهای نه چندان دور ؛ مردم ایران برای رهایی از رنجهای دردآور زندگی و برای محدود کردن قدرت شاهان فاسد قاجار؛ انقلاب مشروطیت را با هزاران خون جگر به راه انداختند و تا مرز پیروزی بر بیقانونی؛ تبعیض و نابرابری پیش رفتند. اما ناگهان مار گزنده استعمار روس و انگلیس به همراه اختلافات درونی مشروطه طلبان و حیلههای شاهان و برخی روحانیون مرتجع؛ زهر خود را ریخته و ملت را در چشیدن مزه آزادی و عدالت ناکام گذاشتند.
پس از شکست مشروطیت؛ استبداد همچنان استمرار پیدا کرد و پیکر جراحت دیده مردم ایران درمانی اساسی پیدا نکرد نهاد۰
پایداری و دلیری بسیاری از مردمی که نا امید نشده بودند و در جستجوی زندگی
آزاد و شاد بودند؛ سبب شد انقلاب دیگری از راه برسد و اتحادی تازه برای ستاندن قدرت از کف حکمرانان بیکفایت فراهم آورد؛ تا بلکه حکومت با نقد و نظارت مردم همراه شود و دست تعدی بالانشینان از تجاوز به حقوق ملت کوتاه گردد.
اما پس از پیروزی انقلاب۵۷؛ بهتدریج عهد و پیمانهای اولیه زمامداران فراموش شد و کسانی که مدعی بودند خادم ملت هستند؛ خود را مالک و صاحب ملت انگاشتند. یعنی مردم تا به خود آمدند دریافتند که در بازی مار پله روزگار؛ باز هم گرفتار شدهاند و حاکمان بر تخت صدارت نشسته و با ملت بیگانه شدهاند.
آری؛ در این آخرین بازی سیاست؛ مردم نه تنها به آرزوهایشان نرسیدند که از قضا در شیوه حکمرانی هزار سال به عقب رانده شدند۰
ناگهان همه ما عقبگرد
زدیم آنهم به گذشتههای دور اما نه به دوره شاه اسماعیلصفوی؛ نه شاه عباسصفوی نه شاهان قاجار بلکه به دورانی بسیار دورتر و بسیار تلختر ؛؛
عقبگردی به قرن دهم میلادی؛ همان دورانی که از آن به دوران تاریک قرون وسطی نام برده میشود ۰
دوران تسلط مطلق کلسیا بر زندگی و بر افکار و حریم خصوصی مردم ۰ دورانی که حق و باطل را عقل تعیین نمیکرد؛ خوب و بد؛ با ترازوی اخلاق شناخته نمیشد. پاپ صاحب ولایت مطلقه بود و حق و باطل چیزی بود که جناب پاپ تعیین میفرمود و هرکه مخالف اراده پاپ بود از زندگی ساقط می شد ۰
در کتاب جدال قدیموجدید نوشته سیدجوادطباطبایی میخوانیم:
هیچ کس در مقامی نیست که قیدی بر احکام پاپ وارد کند؛ اما او می تواند احکام هر کس دیگری را تغییر دهد ( ص ۲۶۹ )
همچنین مینویسد :
هیچ مقامی حق ندارد پاپ را محاکمه کند زیرا پاپ از هرگونه پاسخ دهی مبراست. او بالاتر از هر قانونی است و به طور کامل حاکمیت فائقه دارد ( ص ۲۷۲ )
به نظر می رسد این تعابیر با آنچه در ایران رخ میداد بسیار شبیه به هم بودند با این تفاوت که نام آن مدیریت قرون وسطی بود و نام این مدیریت اسلامی.
به سبب چنین وضعیت نگران کنندهای و به جهت ناتوانی حکمرانان در حل مشکلات عمومی؛ زندگی مردم هر روز سختتر شد؛ معضلاتی چون گرانی؛ بیکاری؛ مواد مخدر و اعتیاد؛ مشکل مسکن و درمان عمومی؛ ضعفهای نظام آموزشی؛ بیارزش شدن پول ملی؛ آلودگی هوا و خشکی رودخانهها و دهها مشکل دیگر؛ امان از روزگارشان برید و بلاخره آنها را برای اعتراض به خیابانها کشاند.
تصور کنید ملتی آگاه و دردمند؛ خودشان در قرن بیست و یکم حضور داشته باشند اما زمامدارانشان با شیوه قرن دهم میلادی یعنی بیش از هزار سال پیش؛ بر جامعه مدیریت کنند.
با چنین وضعی، طبیعی است که مشکلات عمومی حل نشود و غمهای طاقتفرسا؛ زندگی همگان را تهدید کند.
اکنون این شکاف بین دولت و ملت باعث بوجود آمدن هزاران دردسر و رنج برای همگان گشته و آنان را وادار کرده با خون خود بهدنبال تحقق زندگی سالم ؛ عادلانه و سالم باشند.
آری ؛ این مردم مظلوم نه اغتشاشگرند و نه برانداز؛ آنها فقط طالب زندگی آرام و آزاد هستند. چیزی که قرنها در حسرت آن سوخته اند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔶شروع دوره DBA برند مارکتینگ
(تا 15 % هدیه جشنواره یلدا 🍉)
🔸ویژه صاحبان برند، مدیران و مشاوران ارشد برند، مدیران خلاقیت و همه علاقه مندان حوزه برندینگ
کسب اطلاعات بیشتر:
📱 تلگرام :
t.me/MBA_DBA_Bahar
☎️ تلفن: 02188730184
09300410882
🖥 وبسایت : www.bahar.ac.ir
موسسه آموزش عالی آزاد بهار
27 334
⭕️ مردم و اعدام محسن شکاری
🔻در بولتن لورفته خبرگزاری فارس (مربوط به تاریخ ۳ آذر) یک نظرسنجی از وزارت کشور درج شده که در آن آمده است: ۳۰.۹ درصد مردم علت مرگ مهسا امینی را ناشی از ضرب و شتم عنوان کردهاند. ۲۵.۳ درصد گزینه احساس ترس، ۱۶.۴ درصد گزینه بیماری و ۲۷ درصد گزینه نمیدانم را انتخاب کردهاند.
🔻 یعنی حتی بر اساس نظرسنجی وزارت کشور، دو ماه پس از درگذشت مهسا امینی، با همه بیانیههای پلیس و پزشکی قانونی و مجلس و... کمتر از ۱۷ درصد مردم روایت رسمی از فوت او را پذیرفته اند.
🔻 اگر کسی هیچ ارتباطی با جامعه نداشته باشد و فقط همین آمار را بشنود، باید متوجه شود که افکار عمومی چطور شکل گرفته و اکثریت جامعه چطور میاندیشد؛ چه برسد به اینکه کسی در بطن جامعه باشد و بداند که روز و روزگار چگونه است.
🔻 در این وضعیت اگر کسی به دنبال آرامش است، اگر کسی میخواهد فضا را تغییر دهد، اگر میخواهد راه تازهای باز کند، اگر دنبال تحقق شعار گفتگو است؛ هزارها دلیل برای پرهیز از اعدام پیدا میکند، حتی اگر اعدام را عین عدالت بداند!
🔻 مگر جز این است که بابک زنجانی بیش از شش سال است که حکم اعدام گرفته ولی زنده است و امید به زندگیاش از عموم ایرانیان بیشتر است؟! آنجا کدام مصلحت وجود داشته که اینجا نیست؟ و البته جرم او تا چه اندازه سنگینتر، زیانبارتر و بحرانآفرینتر از جرم محسن شکاری است؟!
🔻 در حکم اعدام بابک زنجانی، کمتر حقوقدانی اما و اگر آورد، مردم نه تنها آن را بیعدالتی ندانستند، که از چنان حکمی استقبال کردند، اما اجرای آن لابد بنا به مصلحتی متوقف مانده است؛ در ماجرای محسن شکاری چطور؟
این قدر بیتوجهی... نه، بیگانگی و رودررویی با افکار عمومی، اگر خودزنی نیست، پس چیست؟!
🖋 محمدحسین روانبخش
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴 اعدام محسن شکاری، انگیزه دادن به معترضین و مخالفان
✍️ بیژن اشتری
اعدام محسن شکاری به نظرم بزرگترین اشتباه اتاق فکر جمهوری اسلامی برای خاموش کردن اعتراضهای خیابانی است.
هیچ حرکتی نمیتوانست به اندازه این حرکت به مخالفان و معترضین انگیزه بدهد.
جمهوری اسلامی با این اقدام خط بطلانی کشید بر همه سیاست های "گفت و گو" محورش و با این کار عملا همهی قدرت مانوردهی خود را برای ساکت کردن معترضین به باد فنا داد.
جمهوری اسلامی با اعدام این جوان، خواسته و ناخواسته، کاری کرد که سیاست جذب و بهرهگیریاش از نیروهای میانجی برای آرامسازی معترضین شکست قطعی بخورد.
در چنین شرایطی هیچ نیروی میانی و حد واسطی امکان و جرئت کوچکترین حمایتی از جمهوری اسلامی را ندارد .
نظام گزینه مقابلهی خشونت آمیز با مخالفان را عملا به خود تحمیل کرده و خود را از هر گزینهی احتمالی دیگری محروم .
اعدامها اگر ادامه پیدا کند به روند ریزش حامیان نظام شتاب بیشتری میبخشد و کار را برای زیست و بقای پایوران نظام در جامعهای که از فرط نفرت و کینه، دست به نقد در حال انفجار است، دشوارتر و چه بسا ناممکن میسازد و در مقابل موجب اتحاد و انسجام بیشتر در صفوف مخالفان نظام میشود.
کسانی که ایدهی اعدامدرمانی را برای خاموش کردن اعتراضهای خیابانی مطرح و اجرا کردهاند در این خیال اشتباه بوده و هستند که با این اقدامشان موجب ترس مخالفان نظام میشوند غافل از اینکه نود روز گذشته ثابت کرد که ترس کارآیی سابق خود را مطلقا از دست داده است.
اعدام در شرایط فعلی هیچ کارکردی ندارد جز پمپاژ انگیزه به معترضین و تشدید ریزش نیروهای نظام.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت
🇸🇬
"لی کوان یو" که به درستی معمار بزرگ "دولت شهر سنگاپور" لقب گرفته و سیمای این کشور کوچک آسیای جنوب شرقی را با سیاست های ابتکاری خود دگرگون ساخت در آغاز سال 1394 و در 91 سالگی درگذشت.
" لی" از سال 1959 تا سال 1990 در مقام نخست وزیر این کشور را به «واحه ای جهان اولی در منطقه ای جهان سومی» بدل کرد به گونه ای که سنگاپور در سال 1984 به "سازمان همکاری اقتصادی و توسعه" یا همان باشگاه کشورهای توسعه یافته جهان پیوست تا ثابت شود در مدت زمانی کوتاه از یک کشور توسعه نیافته به در حال توسعه و سپس توسعه یافته تبدیل شده و معجره ای رخ داده است.
معجزه به این خاطر که کشوری که فاقد منابع طبیعی که حتی برای تامین آب به مالزی نیازمند بود بود و با فقر و تهدید داخلی و تهاجم خارجی دست و پنجه نرم می کرد در مدار توسعه یافته ترین ها قرار گرفت.
بسیاری از رهبران و دست اندر کاران سیاست و اقتصاد جهان نه تنها از "لی کوان یو" با عنوان طراح و معمار سنگاپور مدرن یاد می کنند بلکه وی را به لحاظ فکری نیز "حکیم" ی می دانند که با اراده ای استوار در عین تاکید بر نظامی مقتدرانه، شکوفایی این " دولت شهر" را نیز به ارمغان آورد.
💎مدیران کارآمد و ثروتمند، دولت پاک
نکته قابل توجه دیگر درباره او این است که هر چند دانش آموخته رشته حقوق از دانشگاه های طراز اول کمبریج و لندن (دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی) بود اما به نظام سیاسی حاکم در غرب از منظر کوتاه مدت بودن دولت ها و تغییرات پی درپی و تولید رهبران بعضا ناکارآمد و ضعف و تعلل در اجرای سیاست ها به واسطه انتقادهای بیش از حد رسانه ها اعتقاد نداشت و سر درگمی ایجاد شده را در جهت مخالف منافع ملی می دانست.
"لی کوان یو" به دولت کوچک باور داشت و آن را بهترین و کارآمدترین می دانست -خاصه هنگامی که با مدیران اقتصادی اداره می شود- و از این رو با پرداخت بالاترین حقوق و دستمزد به آنها و حتی بیشتر از بخش خصوصی مبرزترین مدیران را برای هدایت کشور بر می گزید.
اکنون حقوق یک مدیر دولتی در سنگاپور با بالاترین حقوق مدیران شرکت های چند ملیتی جهان برابری می کند و دستمزد نخست وزیر این کشور سر به دویست و پنجاه هزار دلار در سال می زند و در زمره بالاترین ها در دنیا به شمار می رود. " لی" بر این عقیده بود که چنانچه مدیران از تمکن مالی قابل توجه برخوردار باشند دیگر هیچ وسوسه ای در آنها کارگر نخواهد افتاد.
"لی کوان یو" که برخی معتقدند وی مشوق اصلی هم قطارش " دنگ شیا ئو پینگ" – معمار چین نو – است ، اقتصاد را "پایه اولیه رسیدن به شکوفایی همه جانبه" می دانست و در تحقق این هدف بر "شایسته سالاری" به عنوان کلید موفقیت اصرار می ورزید.
بر این اساس بود که "لی" بر انتصاب بهترین ها برای مدیریت کشور تاکید داشت و می کوشید دولت را از هر گونه فساد با پرداخت حقوق و مزایای عالی که حتی بیشتر از مزایای پرداختی در بخش خصوصی است مبرا سازد و نظام دولتی پاک و منزه را اجرا کند. شخص "لی" به گفته دوستان و دشمنان خود شخصیتی غیر قابل نفوذ در زمینه فساد بوده و چنین الگویی را برای "دولت جزیره"ای که در زمره کشورهای پیشرفته جهان به شمار می رود برای همکاران خود به ارث گذاشت.
به همین دلیل است که سنگاپور با مدیرانی عاری از فساد مالی شناخته می شود . ضمن این که تاکید بر مقررات ساده ،شفاف و کارآمد و اجرای آنها در این" دولت شهر" چنان است که بانک جهانی غالبا این کشور را در صدر درجه بندی های خود از لحاظ " آسانی و روان بودن مقررات و قوانین" در میان کشورهای جهان قرار می دهد و به عنوان یکی از ده کشور پاک می شناسد.
💵اقتصاد حساب شده
از دیگر ویژگی های حکومت " لی" بهره گیری از قدرت رقابتی در کشور و ورود در حوزه هایی بود که در آنها از توان و شایستگی بزرگ برخوردار بود. سنگاپور همچنین از ویژگی برخورداری از امکانات "بندر داری" (انتره پوت) برخوردار است که از قرن چهاردهم میلادی به عنوان مزیت اصلی این جزیره موفقیت تجاری و اقتصادی را برای سنگاپور به ارمغان آورده است. (چهل در صد تجارت دریایی جهان از"تنگه مالاکا" می گذرد).
این "دولت شهر" هیچ گاه وارد حوزه هایی مانند خودروسازی نمی شود که در آنها قدرت رقابتی ندارد حال آن که در هر بخش که در آن مزیت داشته باشد (مانند حوزه الکترونیک) با قوت و قدرت حاضر می شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴 زاکانی به دانشگاه رفته بود یا ورزشگاه؟
نکته اول در مورد این حضور این است که اصلا چرا شهردار تهران، باید به دانشگاه برود و با دانشجویان چنین بحثهایی را راه بیندازد؟ بهتر نیست که شهردار به وظایف خود برسد و وضعیت پایتخت را از بلبشوی آلودگی و ترافیک هر روزه نجات دهد؟
نکته بعدی در مورد سخنان زاکانی در دانشگاه شریف این است که او برای حرف زدن بین دانشجوها نرفته بود. یکی از ویژگیهای شهردار تهران این است که قیل و قال کردن را به خوبی بلد است و به اصطلاح جلوی دانشجویان کم نمیآورد. اصلا به خاطر همین ویژگی هم راهی دانشگاه شد تا به اصطلاح با آنها گفتوگو کند.
فیلمهایی که از این مراسم بیرون آمده است به خوبی بیانگر این ویژگی رفتاری زاکانی است.
متاسفانه شهردار تهران به جای اینکه حرف دانشجویان را بشنود و با آنها گفتوگو کند و فضای را برای آنها روشن کند، مدام با کنایه با آنها سخن گفت. مدام تحقیر کرد و تقریبا خطاب به دانشجویان منتقد گفت که هیچاند.
این نوع حضور در دانشگاه فقط از لحاظ هیجانی و البته خبری آن، میتواند جذاب باشد اما هیچ دردی از دردهای جامعه را حل نمیکند. زاکانی درست نقشی را بازی کرد که مجریان شبکه افق در قطر بازی کردند.
او مانند یک هوادار فوتبال به دانشگاه شریف رفت و شروع به کل کل کردن با دانشجویان کرد. این درحالی است که دانشگاه این روزها احتیاج به کسانی دارد که بتوانند بدون کنایه و هیجان با دانشجویان حرف بزنند حتی اگر با بدترین الفاظ با او برخورد شود.
حالا که فضا برای گفتوگو کردن، آنهم در دانشگاه فراهم شده است، چرا این فرصت باید به امثال افرادی مثل زاکانی داده شود؟ شرایط امروز کشور حاصل تفکر افرادی مثل زاکانی است. آنهایی که دوست دارند تنها خودشان سوار قطار قدرت باشند و دیگران از بیرون برای آنها دست تکان دهند. البته دست تکان دادن بهترین حالت ممکن است!
اگر فکر میکنید زاکانی و رائفی پور میتوانند شرایط پیچیده امروز ایران را حل کنند، سخت در اشتباهید. آنها هیچ وقت نقش خاموش کننده آتش را نداشتند و همیشه بنزینی بودند که آتش را شعلهورتر کرده است. به طور معمول حیات این نحله در این نوع زندگی سیاسی است.
نمونه بارز این رفتار را میتواند در یادداشتهای این روزهای کیهان هم ببیند. این روزنامه به هر پیشنهاد مصلحانهای میتازد و سعی میکند، صدای بلند شده را در نطفه خفه کند.
گفتوگو به معنای کل کل کردن نیست و این روش راه به جایی نخواهد برد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴 ژاپنِ واقعی یا ژاپنِ اسلامی، کدامیک قهرمانِ جامجهانی میشود؟!
🔸 «هرکس از من در مورد قهرمان جهان بپرسد، پاسخ میدهم ژاپن می تواند قهرمان جهان شود»؛ این ادعای یکی از بازیکنان تیم ژاپن، پیش از بازی دیشب و حذف از جامجهانی قطر است؛ ادعایی که نه گزاف بود و نه مسخره. بازیکن ژاپنی، بهتر از همه میداند که آنها چه روندی را آغاز کردهاند و هدفگیری دقیقشان کجاست؛ ادعای او اگر درباره جامجهانی قطر درست نبود ولی مطمئنا در جامهای جهانی پیشرو رخ خواهد داد؛ و این معجزهی معجون ِ «ایمان و امید و مدیریت درست» است.
🔸 این معجون است که باعث شد سرمربی ژاپن، در حالی که با شایستگی در این جام بازی کردند و در ضربات پنالتی، مغلوب کرواسی شدند، در مقابل دوربینهای تلویزیونی، رو به مردمش تعظیم کند و از آنها عذرخواهی کند. عذرخواهی او، شرمندگی نیست، فریادِ بلندی است که میگوید حق ژاپن بیشتر از این است، و امید مردم به قهرمانی ژاپن، امید گزافی نیست.
🔸 یادش بخیر؛ روزگاری از یکی از چهرههای سیاسی نقل میشد که قرار است ایران، ژاپن ِ اسلامی شود»! آیا امروز کسی میتواند به دور از طعنه و تمسخر ادعا کند که ایران، میتواند قهرمان جامجهانی شود؟!
نمیشود...
نمیشود، چون خیلی از واقعیت پرتیم!
🔸 نمیشود، چون ناکامی ایران به استکبار جهانی و اسرائیل نسبت داده میشود؛ و نه تنها کسی بابت سوءمدیریت و بیعرضگی مزمن، از مردم عذرخواهی نمیکند، بلکه تیم تاج و کیروش از مردم طلبکار هم هستند!
🔸 نمیشود، چون صاحبان تریبونها به جای قبول شکست، میخواهند قوانین فوتبال را عوض کنند و به مردم بقبولانند که ملاک برنده شدن در فوتبال حمایت از آنهاست، نه گل زدن!
🔸 نمیشود، چون معجون ِ «ایمان و امید و مدیریت درست» برای مردم ایران دور از دسترس است و به جای آن هر روز زهر «بیاعتقادی و ناامیدی و گندهگویی مسئولان» در جام زندگی ایرانیها ریخته میشود.
🔸 نمیشود، چون راهی که میروند دقیقا عکس راهی است که ژاپن میرود. نهایتا مثل «کرهشمالی» میشود با سانسور و مونتاژ، فیلمهای دروغین از قهرمانی در جامجهانی را در رسانههای رسمی نشانمان دهند!
محمدحسین روانبخش
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴شیمی درمانی برای سرطان وطن
✍️مجتبی لشکربلوکی
سرطان گرفته اما بیش از آنکه نگران سرطان بدن باشد، نگران سرطان وطن است. می گوید چیزی که میتواند سرطان وطن را با همه سختیها به سمت بهبود ببرد، گشودن راهی به سمت گفتگوست. گفتگودرمانی را میتوان معادل شیمیدرمانی گرفت؛ سخت، دردآور و در عین حال، لازم و شفابخش.
او معتقد است که نه تنها حاکمیت با جامعه مشکل گفتگو دارد. بلکه خود جامعه نیز توانایی گفتگو با هم را ندارند. به این خاطره نگران کننده دقت کنید: زمانی سردبیر نشریه آیین بودم. یکی از شمارههایش درباره این بود که «مسأله ایران چیست؟» و برای آن نشست، ۱۱نفر از سرآمدان حوزههای مختلف دعوت کردیم؛ در حوزه علم دکتر منصوری، در سینما ناصر تقوایی، در فلسفه آقای ملکیان، در اقتصاد دکتر ستاریفر، در سیاست آقای رضا خاتمی، از حوزه آیتالله ایازی، در ادبیات محمود دولتآبادی و…. جالب استکه این۱۱نفر که همه دغدغه ایران را داشتند، برخی برای اولینبار همدیگر را میدیدند و با اسامی همآشنا نبودند.
این ها نکاتی است که دکتر هادی خانیکی استاد ارتباطات می گوید.
شاید بگویید غیر از او، مسوولین و دیگران هم می گویند گفتگو کنیم. اما خانیکی برای گفتگو شروط و الزاماتی دارد که شنیدنی است. او هر مکالمه ای را گفتگو نمی داند؛ از جمله مکالمه زندانبان با زندانی و صحبت بیمار با پزشک. سخنرانی مقامات گفتگو نیست. حتی جلسات دیدار با مسوولین گفتگو نیست. این ها «شبه گفتگو» است و ما سخت از این گفتگوهای نمایشی غیرواقعی زجر می کشیم. تعیین تکلیف کردن و نصیحت کردن، تهدید کردن نه تنها گفتگوست که مانع گفتگوست. او معتقد است که سخت باید در جستجوی گفتگوی اصیل بود بدون آنکه مفهوم آن را به ابتذال بکشیم. برخی نکات را با هم مرور کنیم:
۱) گفتگو به رسمیت شناختن واقعی و عملی طرف مقابل است. پس اگر من تو را به رسمیت نشناسم، این گفتگو نیست. به گفته مارتینبوبر، گفتگو تبدیل کردن رابطه من و او، به رابطه من و تو است. و اگر خوب عمل کنیم من و او به «ما»
۲) گفتگو در شرایط برابر است. اگر من بتوانم هر حرفی بزنم، و تو نتوانی به خاطر ترس، حیا، شرم حرف هایت را بزنی این گفتگو نیست.
۳) لازمه گفتگو بالا بردن توان ارتباطی ما و پذیرش تفاوتها و تکثرهاست. قرار نیست در گفتگو من آنچه را دوست دارم از زبان تو بشنوم. اصلا گفتگو هست تا تو متفاوت از من حرف بزنی.
۴) در گفتگو می پذیریم که حقیقیت نه نزد من است و نه نزد تو بلکه می تواند در تعامل من و تو حقیقت زاده شود. به گفته سقراط، دیالوگ کاری است از جنس کار قابله؛ یعنی سالم به دنیا آوردن کودک. به همین دلیل سقراط میگفت من از شاگردان بیشتر میآموزم تا آنها از من.
۵) لازمه گفتگو عبور از باورهای خودم به سمت باورهای توست. اگر من با این فرض که می روم گفتگو کنم که حرفم را به کرسی بنشانم. این گفتگو نیست. یک هنرمند هلندی ترکتبار گفته بود «بیایید توافق کنیم که با من موافق باشید!»
۶) گفتگو نیازمند مکان و امکان است. کجا گفتگو کنیم؟ الان میگویند در دانشگاه گفتگو کنیم. کجای دانشگاه و چگونه؟ و آن وقت حاصل این گفتگو چگونه تأثیرگذار خواهد بود؟
☑️⭕️تجویز راهبردی:
برخی چیزها از جنس دانش اند. یعنی با خواندن بدست می آیند. مثلا چرایی شکست نور در آب یا تاریخ مشروطه یا دلایل تورم ساختاری. اما برخی امور از جنس مهارتند. هیچ کسی با کتاب رانندگی، راننده نشده است. یا مایکل جردن با کتاب چگونه بسکتبالیست شویم، بازیگر نشده. کریستیانو رونالدو زندگی اش را در کتابخانه سپری نکرده. مهارت با تمرین و تکرار به دست می آید.
مساله کلیدی اینجاست که گفتگو (برخلاف بسکتبال که یک مهارت فردی است) یک مهارت جمعی است. یعنی یک جامعه باید به مهارت دست پیدا کند. بنابراین نه تنها خودمان باید تمرین کنیم که دیگران را نیز به تمرین فرابخوانیم.
گفتگو یعنی تعامل بر اساس هم پذیری و هم شنوی در شرایط آزاد و برابر. یعنی شنیدن و گفتن بر اساس ادب، مدارا، عقلانیت و حوصله. اکنون شرایط آستانه ای برای گفتگوی مردم-حکومت فراهم نیست، باشد! ولی برای گفتگوی مردم با مردم چه؟ ما مهارت جمعی گفتگو را نداریم.
◾️در سطح جامعه؛ از خانه مان شروع کنیم. در اداره مان ادامه دهیم، به محله مان گسترش دهیم.
◾️در سطح جامعه و حاکمیت هر دو: گفتگو را با موعظه، نصیحت، هدایت، توجیه،بگومگو و سخنرانی، مونولوگ و تبلیغات اشتباه نگیریم. مثلا من اگر فکر کنم که تو فریب خورده ای، این مکالمه دیگر گفتگو نیست، موعظه است.
◾️در سطح حاکمیت؛ بپذیریم برخلاف تصور گفتگو اصلا امر آسانی نیست. اصلا! همانگونه که خانیکی گفته: گفتوگودرمانی، شیمیدرمانی حکمرانی است؛ سخت، دردآور ولی شفابخش.
توسعه زاده اجماع است و اجماع محصول گفتگو و گفتگو نتیجه تحمل درد!
27 334
ژاپن چگونه ژاپن شد؟
▫️ژاپن با اتخاذ سیاستها و برنامههای اقتصادی توانست از یک کشور شکست خورده در جنگ جهانی به دومین قدرت اقتصادی جهان مبدل شود. جایگاهی که تا قبل از پیشرفت اقتصاد چین، سالها از آن ژاپن بود.
▫️فرهنگ بالای کار و تولید، تلاش برای ارتقای دانش و مهارت، تاکید بر مصرف کالاهای وطنی، سیاستهای تشویق صادرات، واردات تکنولوژی و فناوری ، ایجاد زنجیره ارزش از جمله پایههای اقتصاد قدرتمند ژاپن محسوب میشوند.
جمع مدیران نامدار ایران
27 334
♈️ به قول آن مرد بزرگ، دین خوب و درست را باید از میوه هایش شناخت ،
باید به این جمله ارزشمند ، این راهم اضافه کرد که ساختار صحیح و حکمرانی عقلانی و آزاد را نیز باید از وضعیت معیشتی و اجتماعی جامعه و مردم تشخیص داد .
♈️این تصویری گویا از وضعیت مردم دو کُره است
♈️کره شمالی
بین ۱۰ کشور عقب مانده
کره جنوبی
در ردیف ۱۰ اقتصاد برتر!
♈️یک نژاد، یک سرزمین و آب و هوای مشترک!
تفاوت این دو کشور در چیست؟
ساختار و سیاست یا ایدولوژی ⁉️
♈️در کره شمالی وزارت اول و مهمترین دستگاه حاکمیتی،
ارتش است
♈️ در کره جنوبی وزارت اول و مهمترین دستگاه حکومتی :
آموزش و پرورش است
جمع مدیران نامدار ایران
27 334
Repost from Salamgomrok
قابل توجه فعالین اقتصادی، واردکنندگان و صاحبان کالا
Aaaaaaaaaaaaaaaaa
پایین ترین قیمت ترخیص وثبت سفارش کالا را در گمرکات جنوب از ما بخواهید
Aaaaaaaaaaaaaaaaa
با عقد قرار داد رسمی + امکان پرداخت مدت دار
Aaaaaaaaaaaaaaaaa
خرید حواله نیمایی به بالاترین قیمت
📞 09173708434
📞 09177716628
@salamgomrokcom
🌐 www.salamgomrok.com
27 334
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 334
🔴چرا بعد از انقلاب هیچ وقت نگذاشتند ناصر حجازی سرمربی تیم ملی شود....
✍️رضا طالشیان جلودارزاده
سالهای بین ۸۰ تا ۸۳ بود.خبرنگار پارلمانی مجلس ششم بودم و مهندس محسن صفایی فراهانی یکی از نمایندگان خوشنام و البته اصلاحطلب آن سالهای مجلس.
او که بین سالهای ۷۶ تا ۸۱ رییس فدراسیون فوتبال بود، در یکی از روزها و در یک فرصت مغتنم در راهروی مجلس، خیلی خودمانی یک دغدغه فوتبالیام را با او در میان گذاشتم.
خودمانی از این حیث، چون من یک خبرنگار سیاسی بودم و در حوزه ورزشی صاحبنظر نبودم.
از او پرسیدم، در این کشور هر کسی را که اندک نامی در فوتبال داشته سرمربی تیم ملی فوتبال شد اما حتا برای یک بار هم به این طفلک، ناصر حجازی این فرصت داده نشد.
و شما نیز که از جمله روسای خوشفکر فدراسیون فوتبال این کشور بودید در این باره هیچ کاری نکردید، چرا.؟
"مهندس فراهانی، که انگار دست روی جای حساسی از دل پرخونش گذاشته باشم، بلافاصله دستم را گرفت و مرا با خود برد گوشهای از آن راهروی پروپیچ و خم مجلس قدیم و نشست و فقط حرف زد و به من گفت :
تو دیگر هیچی نپرس و فقط گوش بده.!"
او گفت: اجازه بده ماجرایی را برای شما تعریف کنم. اتفاقا" ناصر حجازی از جمله انتخابهای نخست و درجه یک من بود برای هدایت تیم ملی...
اما شما نمیدانید چه جو سنگینی علیه او در سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال وجود دارد.
از جمله در لایههای فوقانی قدرت و از این دفتر و دستکهایی که به اسم حراست و حفاظت و امنیت و اطلاعات و بسیج مقاومت در جریان است...
فراهانی ادامه داد:
بخاطر اینکه این جو را بشکنم، یک روز به بهانه شکستهای پیدرپی تیم ملی در رقابتهای آسیایی و مقدماتی جام جهانی برنامهای ترتیب دادم در سازمان تربیتبدنی با حضور تمامی آن زاویهداران و با دعوت از تعدادی از پیشکسوتان فوتبال از جمله ناصرخان حجازی؛
که اتفاقا" یکی از مهمترین هدفم از برپایی این جلسه این بود که میخواستم آقایان جوزده و متصلب را با سیمای باجذبه، صادق، صریح، شفاف، دلسوز و مهربان، که بیشتر از همه اینها با دانش فوتبالی حجازی آشنا کنم تا این اتمسفر سنگین بیاعتمادی و بدبینی علیه این مرد بزرگ بشکند.
خودم شخصا" از او دعوت کردم.
صفایی فراهانی در ادامه میگفت: چشمتان اما روز بد نبیند.!
جلسه موردنظر برگزار شد اما نه به خیر و خوشی.!
ناصرخان "آنتایم" در جلسه حاضر شد.
فصل زمستان بود.
ناصر حجازی اما با یک پالتوی بلند و شیک و کت و شلواری اتوکشیده زیر آن پالتو و با کراوات خوشرنگی که بر روی گردنش آویزان بود و با آن تیپ جذاب وارد شد.
به گونهای که اُدکلن تن او تمام فضا را عطرآگین کرد و تحتتاثیر خود قرار داد.
دکتر ذولفقارنسب، امیر حاجرضایی، دکتر محصص و مجید جلالی هم از جمله پیشکسوتان حاضر در این جلسه بودند، اما هیچکدام آنها مانند او وارد آن جلسه نشده بودند.
مقداری در پوشش همیشگی و رفتارشان تخفیف داده بودند.
همگان یک لحظه محو پوشش و منش او شدند. به گونهای که گویی یک نفر از عالم غیب وارد جلسه شده است.
ناصر حجازی در آن روز و در آن جلسه اگرچه بهتر و شایستهتر از همه کارشناسان آسیبها، دردها، معایب و ریشههای عقبماندگی فوتبال را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و مورد تحسین واقع شد.
اما و هزار اما...
آقایان بالادستی عقلشان فقط در چشمشان بود.
ویژگیهای مثبت و شخصیت و دانش آن مرد را ندیده بودند.
آنان فقط تیپ و ظاهر آراسته او را دیدند و قضاوت کردند.
آقایان شاید انتظار داشتند ناصر حجازی میباید با یک چفیه بر گردن و با یک رخت و پوشش مندرس در جلسه حضور مییافت.
به هر روی، من اما که آمده بودم، با برگزاری این جلسه گشایشی ایجاد کنم و راه ورود ناصر حجازی را باز کنم تا بتوانم او را وارد مجموعه کنم اما تمام آرزوهایم بر باد رفت.
همهچیز برعکس شد.
تازه؛ تذکر هم گرفتم.
زعمای قوم به من گفتند، این آقا دیگر کی بود که دعوتش کردی.!
من که ناصر حجازی را بخوبی میشناختم...
و میدانستم که اگر هنگام دعوت از او بخواهم، در صورت امکان برای این یک جلسه حداقل بدون کراوات تشریف بیآورد، دعوتم را نمیپذیرفت اما یک خوشبینی پنهان به من نهیب میزد که او شاید خودش شرایط را درک میکند و بدون کراوات تشریف میآورند...
اما او رنگ عوض نکرد...
محافظهکاری نکرد.
همانگونهای وارد آن جلسه شد که خودش بود.
بدون کمترین ادا و اطوار و بدون کمترین تغییر در رفتار و کردار همیشگیاش.
ناصرخان فقید که امروزه چهره در نقاب خاک کشیده است و در بین ما نیست و این جهان لجن را به ماها بخشیده است که دودستی به آن چسبیدهایم وو....
اما مهندس محسن صفایی فراهانی که خودش الان سالهاست مورد غضب بالادستیها قرار گرفته در قید حیات است و میتواند گواهی دهد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 334
🔴 ویژگی های مشترک مدیران کشور در زمان رژیم گذشته ...
✍️ یدالله کریمی پور
♈️به گمانم مدیران رده بالای عصر پهلوی دوم، دستکم از ۱۹۶۳ میلادی تا فروپاشی، دارای چندین ویژگی و دیدگاه مشترک بودند:
♈️۱- بیشتر آنان دانش آموختگان زبده ای بودند، که دستکم بخش اصلی آموزش و تحصیلات دانشگاهی آنان در اروپا و آمریکا و شمار اندکی نیز در کشورهای آسیایی(هند-ژاپن) طی شده بود...
♈️۲- بیشتر آنان تکنوکراتهای فاقد دیدگاه ایدئولوژیک بارز بودند و فقط به منافع ملی می اندیشیدند..
♈️۳- بیشترشان از خانواده های سرشناس به جای مانده عصر قجر، بورژوای بازاری و یا از دودمان های اشرافی و یا طبقات متوسط به بالا بودند و به همین دلیل بدنبال سواستفاده از موقعیت شغلی و ثروت اندوزی برای خود نبودند...
♈️۴- بیشترشان از دیدگاه حرفه ای، در رده مدیریتی خویش،از مهارت های خوبی برخوردار بودند و انتخاب انها برای مدیریت بخاطر تخصص و منافع ملی بود نه بخاطر وفاداری به حکومت..
♈️۵- بیشتر آنان در همه سطوح مدیریتی و شغلی، حتی در بخش نظامی،ارتش، وزیران و روسای نهادهای کلان حاکمیتی، در عین حال منتقد ملایم ولی خاموش رویکرد های شاه بودند...
♈️۶- بیشتر مدیران رده بالای حکومت، برای دستیابی به جایگاه مدیریت های کلان ملی و کشوری، سلسله مراتب کارشناسی، مدیریت های پایین دستی و میانی را طی کرده بودند و به همین دلیل باتجربه بودند..
♈️۷- بیشترشان تسلط کامل به یک یا چند زبان خارجی داشتند...
♈️۸- تقریبا همه ی آنان از بسته بودن رژیم، نفوذ سازمان اطلاعات و امنیت(ساواک)، منش خودرایی محمد رضاشاه(در برخی موارد) و وجود برخی تبعیض ها، گلایه مند بودند...
ولی جسارت زیادی در علنی کردنش را نداشتند...
♈️۹- بیشترشان باورمند بودند که تمرکز استراتژی رژیم، اول دستیابی به رفاه مردم، آبادی، پیشرفت کشور ، بعد بقای رژیم و شاه بود...
♈️۱۰- بیشترشان بر نبود فضای آزاد سیاسی برای منتقدین اعتراف کرده اند..
♈️۱۱- بیشترشان مدافع حضور مشاورین و یا گروه مشاورین خارجی در برنامه ریزی، طراحی و اجرا در ایران بودند...
♈️۱۲- در تکمیل بند ۲، باید گفت بیشترشان به رغم تکنوکرات بودن، برای دستیابی به مدیریت، متکی به واسطه های پشتیبان بودند...
♈️۱۳- بیشترشان در برابر جبروت شاه مقهور بودند...
♈️۱۴- تقریبا همگی از طبقات پایین دستی جامعه فاصله گرفته و نتوانستند حاشیه نشینان شهری را درک کنند...
تمرکز برنامه های توسعه، بر بالندگی طبقه متوسط شهری و انباشت سرمایه بورژوازی صنعتی استوار بود...
♈️۱۵- همگی آنان در وهله نخست، برای منافع ملی، خود را پاسخگوی اعلیحضرت دانسته و اغلب در قالب زمانی هفتگی مستقیم به شاه گزارش عملکردی می دادند...
♈️۱۶- سرانجام کار بیشترشان پس از انقلاب اسلامی، به آوارگی در گوشه گوشه جهان ختم شد و جای خود را به جوانانی انقلابی و بی تجربه در اداره کردن یک کشور دادند...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
