جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 559 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 266,并在 伊朗 地区排名第 12 280 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 559 名订阅者。
根据 09 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -135,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.70%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.69% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 531 次浏览,首日通常累积 1 569 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 10 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 559
订阅者
-724 小时
-377 天
-13530 天
帖子存档
27 554
🔴 شما به خودتان چند می دهید؟!
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
فیل سفید!
در حکایتی از گذشته معروف است که پادشاه یک کشور به پادشاه یک کشور دیگر یک فیل سفید هدیه میدهد، پادشاه هزینههای زیادی را صرف نگهداری و خوراک این فیل سفید میکرد، نسلهای مختلف بدون آنکه بدانند این فیل سفید به چه درد میخورد هزینههای زیادی را برای آن متحمل میشدند و دلشان هم نمیآمد که آنرا کنار بگذارند یا رها کنند زیرا میگفتند:
.حیف است هزینه زیادی برای آن شده است و نمیتوان آنرا رها کرد
فیل سفید در مدیریت استعاره از موضوعیاست که هزینه زیادی برای آن شده است و هیچ خاصیت مفیدی ندارد! و از آنجهت کنار گذاشته نمیشود که صرفاً برای آن هزینه شده است.
در نظر بگیرید کسی وارد دانشگاه میشود و متوجه میشود استعدادی در آن رشته ندارد اما آن را رها نمیکند بهخاطر هزینههایی که برای قبولی آن داده است و زمانیکه صرف کرده است و میداند در آینده نیز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد، به آن رشته دانشگاهی و آن مدرک میتوان فیل سفید آن فرد گفت.
در زندگی فیلهای سفید زیادی داریم و بدون آنکه خاصیتی داشته باشند برای آنها هزینه میکنیم! فیلهای سفید زندگی خودرابشناسیم
جمع مدیران نامدار ایران
@excellentmanagers
27 554
🔵ویزا شنگن(فرانسه وایتالیا):500€
🇩🇪آلمان:1300€
🔴اولین مجری اخذ ویزا🇬🇧انگلستان:3500£
💥باکو 💸2,790
🏖کوش آداسی 💸4,590
💎دبی 💸2,900
🏝تایلند ترکیبی(بانکوک+پاتایا) 💸5,850
💫مشهد(هوایی) 👈۴۹۰،۰۰۰تومان
🏖قشم (زمینی) 👈۲۸۰،۰۰۰تومان
🏖کیش(هوایی) 👈۶۲۰،۰۰۰تومان
✅کربلاهوایی 👈75دلار+ ۱،۸۰۰،۰۰۰تومان
🔴 برای اطلاع از شرایط تورهای اقساطی با همکارانما در 💎 توتک سفر💎تماس بگیرید.
☎️ 02143000443
🆔 @tootaksafar
27 554
🔴 مدیریت از نگاه ۴۰ شخص مشهور جهان
1- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانهنویس یونانی)
۲- برنامههای توسعه مدیریتی ما در محل کار صورت میگیرد نه در کلاسهای مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)
۳- ترجیح میدهم که ملتم به سیاستهای اقتصادی من بخندند تا اینکه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)
۴- برای آنکه مدیر شوید باید از پایین شروع کنید هیچ استثناءی هم وجود ندارد. (هنری بلاک)
۵- با هشت ساعت کار صادقانه در روز میتوانید به ریاست برسید و روزی ۱۲ ساعت کار کنید. (رابرت فراست)
۶- برای بهبود ارتباطات کامپیوتری باید کمر بوروکراسی ایجاد شده را شکست. (مایکل آلبرشت)
۷- یک مدیر نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین کسی که با او صحبت مینماید گوش میکند. (وارن بنیس)
۸- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد که گاهی طبق نیاز برخلاف رأی متخصصان عمل کند. (جیمز کالاگان)
۹- هیچ چیز برای کارمندان ارزشمندتر از سهیم کردن آنها در چرخه تصمیمگیری نیست. (جودیت باردویک)
۱۰- مدیریت مشارکتی این است که افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیمگیری وارد کنیم. (واین بارلو)
۱۱- با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل کنید. (چارلز کالب کلتن)
۱۲- دیگران را عفو کنید. (بابیلیوس سایروس)
۱۳- سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذکرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر)
۱۴- تجربه را نمیتوان خلق کرد باید آن را تجربه کرد. (آلبرت کامو)
۱۵- تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی)
۱۶- رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی)
۱۷- اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر)
۱۸- هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاکسلی)
۱۹- تجربه خوب است اما به شرطی که برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، کتاب هزار ضربالمثل)
۲۰- از خشم انسانهای صبور برحذر باشید. (جان درایدن)
۲۱- کلمات و جملات خوب، پرارزش و کم هزینهاند. (جورج هربرت)
۲۲- خطا را محکوم کن نه خطاکار را. (ویلیام شکسپیر)
۲۳- جمعآوری اطلاعات به عنوان اساس کار مدیریت است برای همین است که اکثر وقت روزانهام را صرف آن میکنم. (اندرو گراو)
۲۴- تجربه نامی است که شخص برای اشتباهاتش انتخاب میکند. (اسکاروایلد)
۲۵- یک راه کاملاً مؤثر برای کسب اطلاعات که توسط اکثر مدیران نادیده گرفته میشود بازدید از قسمتها و مشاهده مستقیم وقایع است. (اندرو گراو)
۲۶- بوروکراسی نه تنها مانعی بر سر راه دموکراسی نیست بلکه مکمل اجتنابناپذیر آن نیز هست. (ژوزف شومپیتر)
۲۷- اگر شرایط افراد ساعی و سختکوش بهتر از شرایط افراد کامل و تنبل نباشد،
بنابراین دلیلی برای سختکوشی وجود نخواهد داشت. (جرمی بنتام ۱۸۳۸)
۲۸- به عنوان یک نظریه کلی، جبران خدمت براساس حقوق ثابت و بدون تغییر در هیچ گروه و طبقهای باعث ایجاد حداکثر علاقه نمیشود. (جان استوارت میل ۱۸۴۸)
۲۹- شخصی مدیر را اینگونه توصیف میکند: مدیر کسی است که با مراجعان ملاقات میکند تا بقیه کارکنان به کارشان برسند. (هنری مینتزبرگ)
۳۰- مشکلات مدیریت همیشه به مشکلات مردم تبدیل میشود. (سرپیتر دراکر)
۳۱- بسیاری از بهترین مشاغل در حقیقت وجود ندارند مگر اینکه فرد مناسبی را برای آنها استخدام کنیم. (جیمز چالنجر)
۳۲- مادامی که انسان در سر راه خود بایستد به نظر میرسد همه چیز سد راه اوست. (رالف والدو امرسون)
۳۳- اگر فکر میکنید که رئیستان ابله است به خاطر داشته باشید که اگر باهوشتر بود، بیکار میشدید. (آلبرت گرانت)
۳۴- اگر انتظار پیشرفت و بهسازی کارکنان را دارید بایستی به آنها مسئولیت بدهید، باید به آنها بگوئید که اهدافشان چیست و باید به آنها اجازه دهید که کارشان را بکنند. (دیوید رادمن ۱۲۸۴)
۳۵- شما مجبور نیستید که رئیستان را دوست داشته باشید و او را تحسین کنید. همچنین نباید از وی متنفر باشید، در هر حال باید او را به گونهای اداره کنید که بتواند منبعی برای موفقیت شخصی شما و موفقیت سازمان باشد. (پیتر دراکر)
۳۶- هیچ چیز محال نیست و هر کاری راهی دارد، اگر به اندازه شایسته، اراده داشته باشیم، به قدر کافی وسایل پیدا میکنیم. (لاروشفو کولد)
۳۷- از مخالفت نهراسید، فقط وقتی بادبادک میتواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود. (چرچیل)
۳۸- موفقیت از آن کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نمیشوند، بلکه متعلق به آنهایی است که هرگز از تجدید مبارزه، بیم و هراس ندارند. (هانری کپ)
۳۹- رهبری یکی از چیزهایی است که نمیتوان آن را به
کسی محول کرد یا باید آن را اجرا کنید و یا از آن کنارهگیری کنید. (رابرت گوی زویتا)
۴۰- انسان آنقدر ترقی میکند تا به جایی میرسد که دیگر کارآیی خود را از دست میدهد. (پیتر دراکر)
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
🔴 مدیر عاملی تنها یک جایگاه نیست ،بلکه یک تخصص حرفه ای است
.
✳️ ثبت نام 10مین دوره جامع مدیر عامل حرفه ای مدرسه عالی کسب و کار ماهان
.
.
✔️ با ارائه گواهینامه مورد تایید وزارت علوم
.
.
.
📲 ارسال 16 به 02188401313
.
.
مشاوره تلگرام📱 t.me/mahanB2C
27 554
🔴 راز بقاء مدیران چهار فصل/ مدیریت دولتی
✍️ دکتر_علی قربانی
این یادداشت، مسئله راز بقاء مدیران در طول سالیان دراز را واکاوی می کند تا علاوه بر شفافیت و شناخت نحوه عملکرد مدیران چهار فصل، سرنخهای درمان این مسئله نیز هویدا گردد.
راز اول، مثلث سازی قدرت: مدیران با سابقه معمولا به تنهایی فعالیت نمی کنند و مثلثی را با اضلاع مکمل خود تشکیل می دهند. این مثلث سازی کمک می کند در طول هیجانات سیاسی که جناحهای مختلف راست و چپ جابجا می شوند، با حاکم شدن جناح مخالف، ضلع دیگر مثلث همپیمان به روی کار بیاید و این مدیران به صورت موقت به سطوح معاونت یا مدیرکل تنزل یابند و در آینده نزدیک که جناح موافق مجددا حاکم شد، دوباره بر راس مثلث تکیه زده و سایر همپیمانان در اضلاع دیگر سکنی گزینند (پورعزت، ۱۳۸۹). اینچنین است که اضلاع مثلث ها و بعضا مربع ها و چندضلعی های قدرت ممکن است در کوتاه مدت بچرخد و مدیران در اضلاع آن جابجا شوند ولی کسان دیگری خارج از این چندضلعیهای قدرت اجازه ورود به آن را نمی یابند!
راز دوم، سوداگری اداری: مدیران با سابقه معمولا در زمانی که در راس قدرت هستند چنان به معامله منافع سازمانی با سایر پایگاه های قدرت می پردازند، که از منافع اعطایی حاصل از پست فعلی به عنوان مقاومسازهای جایگاه خود بهره می برد. سایر پایگاههای قدرت نیز بر این مسئله واقفاند که این مدیران بهتر می توانند منافع ایشان را تامین کنند و بنابراین بر حمایت و تحکیم جایگاه مدیران باقی می افزایند!
راز سوم، سرمایه ارتباطاتی: سرمایه ای است که حاصل سوداگری اداری است و حتی در صورت عزل از مسئولیت فعلی در سایر سیستم های مرتبط و غیرمرتبط، پایگاهی برای روزهای ورشکستگی سیاسی فراهم می کند. سرمایه ارتباطی اغلب به سبب دفع ضرر مدیران باقی ایفای نقش می کند!
نکته: در بسیاری از موارد هنگام برکناری مدیران، معضل اصلی مدیران برکنارکننده این است که مدیر برکنار شده را کجا (در کدام پست دیگر) بگذارند!؟
راز چهارم، بدون دشمن بودن: مدیران باسابقه به ضرب المثل "اگر نمی توانی کسی را بکشی، هیچگاه او را زخمی نکن" بیشتر از هر کسی عمل می کنند. ایشان به درستی می دانند که بیش از آنکه در یک سیستم به دنبال جذب دوستان باشند، نباید دشمنی را تربیت کنند! چرا که یک دشمن ضربه ای در مخالفت میزند که ۱۰۰ دوست نمی توانند در موافقت آن را جبران کنند. مدیران باقی هیچگاه در سیستم ها همچون شیر درنده عمل نمی کند، و سبک مدیریت میان مایه و راکد را بر ماجراجویی و چالش ترجیح می دهند. چه بسیار مدیرانی که صرفا به علت نداشتن دشمن نسبت به دیگران توانسته اند سالها بر مسئولیت های متعدد تکیه بزنند، در عین حال که همگان بر ناتوانی ایشان برای آن مسئولیت ها اذعان داشته اند!
راز پنجم، تمجید دائمی بالادستان: مدیران باقی هیچگاه پشت سر کسی حرف نمی زنند، حتی مدیران قبلی سازمان. چرا که هیچگاه احتمال تصاحب پست های مدیریتی بالادستی را توسط دیگران منتفی نمی دانند. در عین حال چاپلوسی و تملق بالادستان تحت هر شرایط از ویژگی های بارز این مدیران است!
راز ششم، وعده های بی اساس و هیپنوتیزم عامه: مدیران باقی می دانند که حافظه منابع انسانی سازمانها بسیار ضعیف است. ایشان صرفا به گذر از وضع امروز و الان متمرکزند و با دادن وعده های فریبنده و مثبت نشان دادن وضع موجود و امید دادن به فردای بهتر سعی می کند عامه را به خواب برند و بر دردها مسکن بزنند!
راز هفتم، ترجیح تعدد مسئولیت بر یک مسئولیت واحد: مدیران باقی به جای تسلط بر یک مسئولیت مثلا در طول ۵ سال، به ۵ مسئولیت اجرایی متفاوت هر یک به طول یکسال متمایل اند. این موجب می شود ضمن اینکه مدیران باسابقهای (و به اشتباه باتجربه) تلقی شوند، قبل از اینکه آستانه تحمل اعضای هر سیستم در میان مدت به سر می رسد، سیستم را ترک کنند و اعتراضات سر باز نزند. همچنین موجب می شود هنگام انتصاب در پست های جدید وضعیت عملکرد در پست های قبلی به دلیل بی ارتباط بودن با پست جدید مورد ارزیابی قرار نگیرد. به عنوان مثال به ترتیب عناوین بیربط مدیر مالی، مدیر آموزشی، مدیر پشتیبانی، مدیران زیرساخت و مدیر فرهنگی را تصاحب می کنند!
راز هشتم، استعفا به جای عزل: مدیران باقی نهایتا در بدترین شرایط اگر در اثر فشارهای بیرونی یا اراده بالادستان به نقطه عزل برسند، به موقع استعفا می دهند تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و مسئولیت ناکارآمدی را به دوش دیگران بیاندازند. توجه شود که درخواست استعفا با کلید خوردن عزل این مدیران صورت نمی گیرد، چرا که تمام عوامل فوق الذکر می تواند موجب تداوم بقاء مدیر بشود. نهایتا در صورت عدم توفیق در بقاء از طریق هیچ یک از راهها، استعفا صرفا ساعاتی قبل از عزل صورت می پذیرد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
🔴براي توسعه صنعتي در ايران
صاحبان صنايع مهمترند، يا بازرگانان و يا كارگران؟
🔶پاسخ: هيچكدام!
🔴«ديدبازرگاني» در صنعت، از همه چيز مهمتر است
📌نقش و سهم هریک از طبقات و نیروهای اجتماعی در روند توسعه اقتصادی وصنعتی همیشه محل منازعه بوده است. از میان نیروهایی که نقش مستقیمتری در رشد و توسعه صنعتی دارند میتوان به کشاورزان، صاحبان صنایع، بازرگانان و کارگران اشاره کرد. هریک از اینها در بخشی از فرایند تولید و فروش محصولات صنعتی نقش دارند.
📌کشاورزان برخی از مواد اولیه مورد نیاز کارخانهها را تامین میکنند. صاحبان صنایع مسئولیت تامین سرمایه و اداره واحدهای تولیدی را بر عهده دارند. کارگران بخشهای فنی و تکنیکی امور را به پیش میبرند و بازرگان در روند توزیع و فروش کالاهای تولیدی شده ایفای نقش میکنند.
📌با این حال درباره اهمیت و میزان تاثیرگذاری هریک از این نیروها در روند تولید، اختلاف نظرهای بعضا ایدئولوژیک پدید آمده است.
📌مارکسیستها به اهمیت بیبدیل کارگران تاکید میکنند، طرفدران اقتصاد ملی، کارخانهداران را برجسته میکنند و مرکانتیلیستها و لیبرالها بازرگانان را نیروی پیش برنده صنعت و توسعه صنعتی میدانند.
📌مجادله بر سر میزان نقشآفرین نیروهای اجتماعی در توسعه اقتصادی و صنعتی سالها در ایران نیز جریان داشت. حکومت پهلوی معتقد به حمایت از صاحبان صنایع و شکل دادن به یک بورژوازی صنعتی محلی بود. بنابراین کشاورزی را تعطیل کرد، کارگران را با اعطای سهام کارخانجات فریفت و بازرگانان را تضعیف کرد.
📌این اقدام البته مقدمات تولید صنعتی را فراهم ساخت اما به دلیل نبود شبکه کارآمد تجارت به توسعه صنعتی منجر نشد. حکومت بزودی متوجه شد که به دلیل قطع ارتباط صاحبان صنایع و بازرگانان امکان توزیع بهنگام محصولات با قیمت مناسب وجود ندارد. به همین دلیل تعدادی از کارخانهداران اقدام به تاسیس نمایندگیهای متعدد فروش ایجاد نمایشگاهها و به دستگرفتن شبکه توزیع کردند. کفش ملی از نمونه کارخانههایی است که بازرگانی و فروش محصولات خود را مستقیما عهدهدار شده بود.
📌وارد شدن کارخانهداران به امر تجارت تا زمانیکه تولید با استراتژی جایگزینی واردات در حد مصرف داخلی انجام میشد، مشکلی نداشت اما گسترش تجارت خارجی و صاردات نیازمند تجار حرفهای بود. بنابراین محصولات صنعتی ایران حتی در اوج قدرت سالهای 53-1349به دلیل بالابودن قیمت ناشی از هزینه حملونقل توان صادرتی نداشت.
📌در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اگر چه بازرگانان مورد توجه حکومت قرار گرفتند اما درعوض صاحبان صنایع منزوی شدند. در وضعیت جدید شبکه توزیع احیاء شد اما دیگر کالای چندانی برای توزیع و صدر و تولید نمیشد.
این بحث که در روند رشد و توسعه صنعت امروز ایران صاحبان صنایع بیشتر اهمیت دارد یا بازرگان؟ بحثی بینتیجه و غیرضروری است. آنچه مسلم است در شرایط بازشدن مرزهای تجاری کشور بر روی کالاهای خارجی، دیگر در داخل ایران امکان تولید کالا بدون لحاظ کردن مقتضیات تجارت داخلی و خارجی وجود ندارد. اینجا دیگر بینش تولیدی جایگزین نیروی تولیدی شده است.
📌اگر در گذشته نگاه مهندسی و فنی عامل تاسیس کارخانههای بود اکنون این دید و نگاه تجاری است که بقاء کارخانهها را تضمین خواهد کرد. توسعه صنعتی اکنون نه با حضور صرف صاحبان صنایع و بازرگانان بلکه با «دید بازرگانی» شروع میشود. هر کالایی قبل از تولید باید چشمانداز درستی از هزینه تولید، میزان فروش و رقابت در بازار و بویژه بازارهای صادراتی ارائه کند. در غیر اینصورت تاسیس کارخانه و واحد تولیدی اتلاف وقت، نیرو و منابع است.
👤 قاسم خرمی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
🔴مثل خر در گل ماندن!
✍️دکتر امیر ناظمی
«الاغ ژان بوریدان» یکی از موقعیتهایی است که هم ما را به عنوان افراد و هم دولتها را در موقعیتهای الاغوار قرار میدهد. همهی ما میدانیم که الاغ راه کوتاهتر را انتخاب میکند و به آن «قضیه الحمار» هم میگوییم. یعنی هیچ خری برای رسید به کپه علفی که میخواهد بخورد راه دورتر یا مثلا دو ضلع از یک مثلث را طی نمیکند.
اما «ژان بوریدان» یک حالت فرضی را در نظر میگیرد که در آن الاغی بین دو کپه مساوی علف است که هر دو یک اندازه به او فاصله دارند. احتمالا این الاغ در میان انتخاب اینکه کدام کپه را انتخاب کند تلف میشود! به این ترتیب «قضیه الاغ ژان بوریدان» قضیهی کسی است که میان دو گزینه برابر نمیداند کدام را انتخاب کند و همین انتخاب نکردناش او را به هلاکت میرساند!
به عبارت دیگر تردید در تصمیمگیری و به تعویق انداختن تصمیمها، خصوصا تصمیمهای سخت، میتواند هر خری را به هلاکت برساند! از اینجا است که موضوع اولویتگذاری اهمیت پیدا میکند. اگر بخواهیم روی همهی صنایع و همهی حوزهها سرمایهگذاری کنیم، احتمالا به هلاکت خواهیم رسید. چه یک فرد باشیم در زندگی شخصیمان، چه یک شرکت یا استارتآپ که میخواهد اپلیکیشنی داشته باشد با همهی ویژگیها و چه یک دولت که بخواهد حوزههایی را به عنوان اولویت بشناسد.
به دلیل جلوگیری از الاغوار بههلاکت رسیدن است که کشورها و دولتها تلاش میکنند تا ابزارهایی مناسبترین حوزهها را برای جامعهی خود انتخاب نمایند. اما مشکل از جایی آغاز میشود که ما با انبوهی از اولویتها روبهرو شویم. یعنی هم بخواهیم بلاکچین را توسعه دهیم، هم هوش مصنوعی، هم دادههای بزرگ، هم فینتک، هم تجهیزات رادیویی و هم ...
این فهرست در طول سالها کوچک نمیشود، بلکه مدام بزرگ و بزرگتر میشود. در این بین افراد به دلیل منافع شخصی یا دیدگاههایشان یا تعجبشان مدام این فهرست را بزرگ و بزرگتر میکنند و استدلال همهی گروهها هم یک چیز است: آینده در اختیار این حوزه است! یکی استدلالش میشود حجم بازار، دیگری قدرت استراتژیک، آن یکی نیروی انسانی و ...
از دل هر کدام از شاخصها حوزههای اولویتدار بیرون میزند، و طرفداران آن حوزهی منتخب فراموش میکنند که با شاخص دیگر حوزهای دیگر انتخاب میشود! به تعداد کنفرانسها و رویدادهایی که در کشور برگزار میشود، به تعداد مسوولین دولتی، حوزههای راهبردی زاییده میشود.
ماندن میان این همه حوزه راهبردی حکایت «الاغ ژان بوریدان» است؛ یا بیشتر از آن ماندن در گل مثل خر!
رودریک در ۲۰۰۴ مقالهای دارد که در آن به این مساله از زاویهای دیگر مینگرد. به قول او مسالهی سیاستگذار انتخاب حوزهی اولویتدار نیست! به قول او نمیشود با هیچ روشی اثبات کرد فولاد بهتر است یا نرمافزار! حتی مساله انتخاب ابزار سیاستگذاری هم نیست؛ مثلا اینکه یارانه بدهیم یا اعتبار تحقیق و توسعه (R&D Tax Credit). به زبان سیاستگذاری مساله نه سیاست عمودی (انتخاب یک حوزه) و نه سیاست افقی (انتخاب ابزار سیاستگذاری)، هیچکدام نیست.
مساله از نگاه رودریک فرآیندی است که ویژگی آن ۱)سرعت، ۲)قابلیت به آزمون کشیدن و ۳)تصحیح است. اگر سیاستگذار بتواند سریع تصمیم بگیرد، ابزاری برای به آزمون کشیدن ابزارش را داشته باشد و نهایتا اشتباهاتش را تصحیح کند، برنده خواهد شد. این همان چیزی است که هسته نظری «نظریه تکاملی تغییر اقتصادی» نلسون است.
نظام بوروکراسی ما و تمایل فرهنگی کمالگرایانه ما، منجر به آن میشود که همواره در جستجوی پیدا کردن پاسخهای جامعی باشیم که در خودش بهترینها را داشته باشد. ما به شدت زمان را در پیشگاه آن پاسخ قربانی میکنیم؛ اما پاسخ رودریک پاسخی دیگری است. او به زمان به عنوان مهمترین منبع نگاه میکند و به جای تاکید بر پاسخ درست، کامل و جامع، ترجیح میدهد تا بر فرآیند سریع، قابل آزمون و تصحیخشونده تاکید میکند.
گذار از نگاه سنتی به موضوع اولویتگذاری به سمت نگاه فرآیندمحور سیاستگذاری آنقدر سخت است که ممکن است به هلاکت الاغ ژان بوریدان بیانجامد!
به جای آنکه بحث کنیم کدام حوزه اولویت است، میشود فرآیندهای دولتی را شفاف کرد! بهبود فرآیند انتخاب برندگان پروژههای دولتی، کاهش تعارض منافع، شفاف کردن فرآیند انتخاب و در دسترس گذاردن نتایج حتما بیش از اولویتگذاری برای ما ضروری است! سیاستگذار دولتی وظیفهاش بیش از آنکه شناسایی اولویتها باشد، تضمین سرعت، ارزیابی و تصحیح فرآیندهای سیاستگذاری است.
کتابخانهها پر شده است از سندهای دولتی و اولویتهای ملی؛ وظیفه دولت بیش از تولید این گزارشها، تغییر رویهها به نفع شفافیت و پاسخگویی است؛ مهم نیست حوزه فناوری اطلاعات باشد، یا حوزه فولاد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
«قبل از هر تصمیم مهم مشورت کنید»
مرکز مشاوره تلفنی
"مجمع فعالان اقتصادی"
پر مخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران حالا درست در کنار شماست !
در سراسر کشور ...
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
27 554
🔴 جنگ میشود یا نمیشود؟
✍️ احمد زیدآبادی
"جنگ میشود یا نمیشود؟" این پرسش تکراری این روزهای مردم کوچه و خیابان است. به نظرم تنها به سبک و با ادبیات دونالد ترامپ میتوان به این پرسش پاسخ داد: " شاید بشود! شاید هم نشود!"
واقعیت این است که دولت ترامپ علاقهای به جنگ با ایران ندارد زیرا بر این گمان است که از طریق فشارهای فزایندۀ اقتصادی و دیپلماتیک و به شیوۀ "نمدمال کردن" میتواند به اهداف مورد نظر خود در ایران دست یابد بدون اینکه گلولهای در منطقه شلیک شود.
دولت ایران هم به نوبۀ خود بر این تصور است که میتواند فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک را تاب آورد و بنابراین، برای مقابله با آمریکا نیازی به ورود به فاز نظامی نیست. با این حساب، میتوان گفت که علیالقاعده نباید جنگی بین ایران و آمریکا رخ دهد.
موضوع اما به این سادگی هم نیست چرا که هر دو طرف علیالظاهر مصمماند که به هدف مورد نظر خود در مقابل دیگری دست یابند. به عبارت دیگر، آمریکا برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره و تحمیل شرایط 12 گانۀ خود به آن، ثابت قدم به نظر میرسد و ایران هم ورود به چنین مذاکرهای را خطقرمز خود اعلام کرده و حاضر به پذیرش شرایط آمریکا نیست. از آنجا که فعلاً حد وسطی برای گذرِ احتمالی از این تقابل عریان قابل تصور نیست، بنابراین کشمکش اقتصادی و دیپلماتیک ممکن است تا بدانجا ادامه یابد که حوصلۀ یکی از دو طرف سر رود و خواسته یا ناخواسته فاز رویارویی را تغییر دهد.
در این میان اما به نظر میرسد که دولت آمریکا ادامۀ منازعه در سطح اقتصادی و دیپلماتیک را به نفع خود میداند چرا که از یک سو، تمام توان خود را برای گسترش و تحکیم تحریمهای بیسابقۀ بینالمللی علیه ایران به کار گرفته و از سوی دیگر، فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی را در چارچوب برجام محدود و محصور نگه داشته است. از نگاه آنان این روش از هر جهت بُرد به حساب میآید حتی اگر برای رسیدن به نتیجه، وقتگیر باشد.
این اما درست همان چیزی است که برخی نیروهای مؤثر در داخل نظام جمهوری اسلامی آن را برنمیتابند چرا که ادامۀ این وضعیت را به منزلۀ خوردن توأمانِ چوب و پیاز تلقی میکنند! از این رو این نیروها با متهم کردن دولت به انفعال و مماشات در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش خواهان به دست گرفتن ابتکار عمل و ورود به فازهای متفاوتاند.
این نیروها هم البته خواهان ورود به جنگ با آمریکا نیستند اما تصور میکنند که به دلیل عدم تمایل و آمادگی دولت آمریکا برای حمله به ایران از یک سو، و موقعیت خاص نظامی ایران و نیروهای متحدش در منطقه از سوی دیگر، میتوان دست به ابتکاراتی زد که آمریکا از موضع کنونیاش عقب بنشیند و از تشدید تحریمها دست بردارد. این نیروها معمولاً طیفی از اقدامات را از بستن تنگۀ هرمز تا تنگۀ بابالمندب و نیز خروج از برجام تا ان پی تی را برای پشیمان کردن آمریکا از سیاست خود توصیه میکنند.
مشکل اما اینجاست که پیش فرض این نوع توصیهها بر اصول نامطمئنی استوار است. به عبارت دیگر، چالش اصلی رویاروی آنها این است که از چه راهی میتوان عدم تمایل یا آمادگی آمریکا برای پرهیز از هر نوع رویارویی نظامی با ایران را احراز کرد؟ در واقع، مخالفان این طیف از نیروها در داخل دولت روحانی، به عکس تصور میکنند که طیف قدرتمندی در دولت ترامپ بخصوص با تحریک اسرائیل و عربستان در صدد عصبانی کردن ایران برای انجام اقداماتی هستند که نه فقط کشورهای بی طرف را نیز علیه جمهوری اسلامی بسیج کند بلکه آتش جنگ را هم در منطقه برافروزد؛ جنگی که گرچه از نگاه آنان میتواند خساراتی به متحدان آمریکا در خاورمیانه وارد کند اما پیامدهای آن برای ایران بینهایت سنگین و غیرقابل جبران است.
در هر صورت فعلاً نشانی از عزم جنگ در هیچکدام از دو سوی مناقشه دیده نمیشود. از این رو، به نظرم اعزام ناو هواپیمابر لینکلن به همراه یک نیروی واکنش سریع هوایی به خلیج فارس که به گفتۀ مشاور امنیت ملی کاخ سفید و سرپرست وزارت دفاع آمریکا پیام و هشداری صریح به ایران است،
فعلاً فقط نشانهای از جنگ ارادههاست اما هرگونه اشتباه محاسبهای در این مورد، طبعاً میتواند به جنگی واقعی منجر شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
🔷 پذیرش دکترای (Ph.D) تخصصی مدیریت
🔹دانشگاه UPM مالزی در ایران
| شرایط ثبت نام |
✅دارا بودن مدرک تافل یا آیلتس معتبر
✅ مدرک کارشناسی ارشد
📞اطلاعات بیشتر ارسال عدد 142 به 02188401313
مشاوره تلگرام 📱 @PhD_Malaysia
27 554
🔴تراژدی خوشبختی گم شده
✍️مجتبی لشکربلوکی
وقتی جوان هستیم دنیایی از گزینه ها پیش روی ما وجود دارد. می خواهیم فضا نورد شویم. پول دار شویم. همسری فوق العاده داشته باشیم، هلی کوپتر شخصی، دان ده کاراته، به چهار زبان زنده دنیا مسلط باشیم و شخصی معروف و جهانی. صاحب یک کسب وکار چند هزار نفری و چند میلیاردی. و هزاران گزینه دیگر. وقتی به منو (فهرست انتخاب های) زندگی نگاه می کنیم انبوهی از انتخاب های رویایی، و این حسی از خوشبختی در ما ایجاد می کند. همین داشتن هدف باعث می شود که شور و شوق داشته باشیم، تلاش کنیم و پیشرفت. این، حس خوب خوشبختی را به ما می دهد. در بیست و پنج سال اول زندگی ممکن است ما چیزی نداشته باشیم که به واسطه آن خوشبخت باشیم اما دنیایی از گزینه ها، رویاها، اهداف و برنامه ها داریم که حس خوب فردای بهتر را برای ما ایجاد می کنند. ما نه به خاطر وضعیت امروزمان بلکه به خاطر تصوری که از فردایمان داریم خوشبختیم.
اما در یک سوم بعدی زندگی اتفاق دیگری می افتد. برخی از اهداف ما، دانه دانه محقق میشوند. ازدواج می کنیم، سر کار می رویم، کسب وکاری راه اندازی میکنیم از دانشگاه فارغ التحصیل می شویم، رنگ کمربندهایمان در کاراته از زرد و نارنجی به سمت قهوه ای و مشکی می رود اما حس خوشبختی ما کمرنگ و کمرنگ تر و در نهایت ناپدید می شود. چرا؟ به سه دلیل:
دلیل اول؛ به این خاطر که همین طور که برخی از اهداف مان محقق می شوند، منوی (فهرست گزینه های) زندگی ما نیز غیرجذاب تر می شود. فرآیند بزرگشدن برابر است با کوچک شدن منوی زندگی. اگر به اهدافم دست پیدا کنم، در این صورت آن اهداف از زندگی من خارج میشوند و شور و نشاط دستیابی به آن اهداف نیز با آن از بین می رود. طوری که وقتی به چهل پنجاه سالگی می رسیم، تا حد زیادی شکل زندگی مان دیگر تعیین شده ، مگر اندک فرصتهایی برای ایجاد تغییرات کوچک.
دلیل دوم) به اهداف مان که می رسیم، دیگر برای مان خیلی جذاب نیست. وقتی می خواستیم فوق لیسانس مهندسی از یک دانشگاه صنعتی معروف بشویم فکر می کردیم که اگر این مدرک را بگیریم دنیامان عوض می شود. اما وقتی نمره آخرین درس دانشکده را هم که می گیریم می بینیم نه آنقدرها هم که فکر می کنیم این هدف نه مهم بود و نه جذاب و نه دگرگون کننده.
دلیل سوم) می فهمیم بخشی از اهداف مان دست نیافتنی است. برخی هدف هایی که تا 25 سالگی برای خودمان تصور کرده بودیم، نشدنی است. قرار نیست همه آدم ها بیل گیتس شوند یا مایکل شوماخر یا گری کاسپاروف یا نلسون ماندلا.
در یک سوم میانی زندگی آن چیزهایی که داری آنقدر مایه خوشبختی نیست و آن چیزهایی که نداری هم آنقدر انگیزاننده نیست که بخواهی خود را وقف آن کنی. خوشبختی ما گم می شود!
خوشبختی گم شده، سرنوشت همه ماست. همه ما دیر یا زود در این ورطه خواهیم افتاد. چه می توان کرد؟
▫️ایجاد چالش های بدیع؛ زاکربرگ، را حتما میشناسید. او دیگر به آن اندازه شهرت و ثروت کسب کرده که فراتر از آن شاید برایش بی معنا باشد. زاکربرگ خالق و مالک فیسبوک، ابتدای هر سال برای خودش یک چالش بدیع طراحی می کند؛ یادگیری زبان ماندارین، هر روز بهاندازه یک و نیم کیلومتر دویدن، به تکتک ایالتهای آمریکا سر زدن و ... اهداف باید کاملا متفاوت از اهدافی باشد که تا حالا به آن عادت داشته اید اگر مثلا همیشه در مورد توسعه کسب وکارتان هدف گذاری می کردید حالا در مورد تعداد کودکان کاری هدف گذاری کنید که می خواهید به آن ها آموزش رایگان بدهید.
اگر همه اهداف زندگی ما از جنس پروژه با خط پایان مشخص باشد ما دچار دردسر خواهیم شد. در کنار اهداف با خط پایان مشخص (مانند کسب مدرک دکتری یا رسیدن به دان ده کاراته) باید اهدافی داشت به سبک ستاره قطبی؛ شما همیشه به سوی اهداف حرکت می کنید اما هیچگاه (تاکید می کنم هیچگاه) به آن نمی رسید. مثلا شرکت تری ام گفته هدف من حل مسائل حل نشده است. یا یک فرد برای خودش گفته پایان کارتن خوابی. می دانیم این اهداف همیشه محقق نمی شوند اما همیشه برای ما انرژی و انگیزه ایجاد می کنند که صبح ساعت شش از خواب برخیزیم و یک گام به سمت ستاره قطبی حرکت کنیم.
اینکه ما احساس تهی بودن و افسردگی می کنیم نشانه خوبی است، نشانه این است که ما هنوز زنده ایم. هنوز انسانیم. در درون هر انسان، حفره ای وجود دارد که جز با تکه ای از آسمان پر نمی شود. اینکه ما بعد از دستیابی به اهداف مان هنوز احساس تهی بودن می کنیم نشانه آن است که بخشی از وجود ما تشنه است، تشنگی کاملا متفاوت از ماشین، خانه و همسر و کسب وکار و شهرت و مقبولیت.
کامیابی از آن کسانی است که خود را محدود به پروژه ها نمی کنند و اهداف متعالی و ستاره قطبی دارند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 554
خاستگاه نظریههای بی شمار توطئه - پاتریک جی ام تی
چرا میتوانیم در آسمان شب اشکال هندسی پیدا کنیم؟ از کجا میتوانیم بدانیم که حداقل دو نفر در لندن هستند که تعداد تارهای موی روی سرشان برابر است؟ و چرا تقریبا در هر متنی الگوهایی یافت میشود -- حتی در متن شعر بستنی وانیلی؟ پاتریک جی ام تی نظریه فرانک رمزی را شرح میدهد، که بیان میکند با داشتن اجزای کافی در یک چینش یا یک ساختار، حتما الگوهای جالبی در آن پدیدار خواهند شد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
27 554
🔴 مدیران بزرگ چه ویژگیهایی دارند؟
🔸در این عصر مدیران شرکتها بیشک با بحران مواجه شدهاند. تقریبا یکسوم از کارمندان به مدیریت شرکتها اعتماد ندارند. علاوه بر این، اکنون کارفرمایان باید نیازهای نسل جوان را فراهم سازند. بهطور متوسط، یک فرد جوان پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه و تا قبل از ۳۲ سالگی چهار مرتبه شغل خود را تغییر میدهد. اکثر آنها نیز در شغل فعلی خود احساس قدرت نمیکنند.
🔸بدیهی است که بسیاری از مدیران نمیتوانند حس اعتماد و وفاداری در کارکنان خود ایجاد کنند. خوشبختانه، موضوع این نیست. به گفته دانیل وانگ، خالق و بنیانگذار بنیاد لوپرینگ، مدیرانی که کیفیت بالایی در رهبری نشان میدهند، میتوانند به تیمشان انگیزه انجام کارهای شگفتانگیزی بدهند.
🔸در این مقاله حاصل گفتوگو با وانگ، در قالب هشت اصل که ضروریترین خصوصیات یک مدیر بزرگ هستند، بیان شده است.
1️⃣ اشتیاق خالصانه:
کارمندان مدیر غیرواقعی را از دهها فرسخ دورتر هم تشخیص میدهند. اما وقتی مدیران خالصانه مشتاق و راغب هستند، این حالت آنها به کارمندان نیز سرایت میکند. وانگ میگوید اشتیاق به مدیر کمک میکند مشکلات اصلی صنعت خود را شناسایی کند. او میگوید: «همه نوآوریها و خلاقیتها از این مشکلات آغاز و به محصولات و خدمات منتهی میشوند، ضمن اینکه مسائل کلیدی نیز باید حل شوند.»
2️⃣ ثبات عمل:
چه در فهم و تشویق متناسب دستاوردهای کارکنان باشد، چه درک اشتباهات و چه مقدم شمردن ایمنی و کیفیت، مدیران برجسته همیشه ثبات عمل دارند. وانگ میگوید: «هنگامی که افراد شواهدی دال بر عدم ثبات مدیران ببینند، تقریبا غیرممکن است نظر آنها نسبت به این موضوع برگردد. جلب اعتماد از دسترفته کار بسیار دشواری است.»
3️⃣ مهارتهای عالی ارتباطی:
مدیران باید افراد زیرنظر خود را آموزش دهند، به نظم وادارند و در آنها انگیزه ایجاد کنند. اگر مهارت بالایی در برقراری ارتباط نداشته باشند قادر به انجام هیچیک از این موارد نخواهند بود. علاوه بر این، ارتباطات ضعیف میتواند منجر به نتایجی ضعیف نیز بشود. همچنین باید بهیاد داشت که گوش دادن بخش مهمی از ارتباطات است.
4️⃣ وفاداری:
بهترین مدیران میدانند که وفاداری واقعی دوجانبه است. وانگ میگوید: «مدیران بزرگ خود را در مقام خدمترسانی به اعضای تیم خود میبینند. کارکنانی که معتقدند مدیرشان به آنها وفادار است، در زمان لازم، احتمالا وفاداری بیشتری از خود نشان خواهند داد.»
5️⃣ تصمیمگیر بودن:
یک مدیر خوب تنها به دلیل موقعیت و قدرتش نیست که قدرت تصمیمگیری دارد. او حاضر است خطرات تصمیمگیریها را بپذیرد. او این تصمیمات را اتخاذ میکند و خطرات موثر واقعنشدن آن را قبول میکند و در درجه اول خود را مسوول و پاسخگو میداند. علاوه بر این، روسایی که تصمیمگیر نیستند اغلب تاثیرگذار هم نیستند.
6️⃣ شایستگی مدیریت:
بسیاری از سازمانها سعی میکنند مدیران را از میان افرادی تربیت کنند که در کارشان موفق هستند. آنها کسانی هستند که درک بسیار بالایی از محصولات و خدمات شرکت دارند. آنها اهداف، فرآیندها و خط مشی شرکت را درک میکنند. و همه اینها مهم است.
از سوی دیگر، خوب بودن در یک شغل لزوما به این معنی نیست که فرد سایر شایستگیها را هم دارد. برای مثال، آیا میتوانند الهام بخش باشند، انگیزه بدهند، مربیگری و هدایت کنند؟
7️⃣ توانمندسازی :
مدیران خوب به توانایی خود در آموزش و توسعه کارکنان تحت نظارتشان ایمان دارند. به همین خاطر، حاضرند به افراد تحت هدایتشان قدرت دهند تا مستقل عمل کنند.
8️⃣ کاریزما :
صد البته که مردم بیشتر از کسانی پیروی میکنند که دوستشان داشته باشند. مدیران خوب بیان خوبی دارند، خوشبرخورد و خونگرم هستند. توجه صادقانهشان را به دیگران نشان میدهند. وانگ نتیجه گرفت که «افراد در تمام سطوح سازمانی میتوانند به راحتی با مدیران ارتباط برقرار کنند و از مسیر آنها پیروی کنند.»
منبع: Forbes
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
http://telegram.me/excellentmanagers
27 554
📍سمینار تخصصی کسب درامد ارزی با رویکرد بازاریابی صادراتی
🔺اگر میخواهید کسب و کار صادراتی خود را شروع کنید
🔺اگر میخواهید بازارهای هدف را بدون نیاز به شرکتهای مارکتینگ، بیابید
🔺اگر میخواهید با کمترین هزینه و با امکانات موجود مشتریانی در سراسر جهان پیدا کنید
🔺و اگر میخواهید با شرایط موجود درآمد ارزی داشته باشید
✅حتما یک صندلی در سمینار کسب درآمد ارزی رزرو کنید.
📍اطلاعات بیشتر ارسال کد 403 به سامانه 10001333444555
⏰زمان و مکان برگزاری: چهارشنبه 29 خرداد – تهران – ساعت 17:00 الی 20:00
🏢برگزار کننده: شرکت بین المللی فیوچر اسکای امارات
👨🏻🏫سخنران: جناب آقای امیر حسین سوری ( مدیر توسعه شرکت فیوچر اسکای با 19 سال تجربه بازرگانی)
✔️ثبت نام با تخفیف از طریق لینک زیر :
https://bit.ly/2GWHMLn
@Futureskyllc
27 554
چرا پیدا کردن کار برای جوانان اینقدر سخت شده است؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
@excellentmanagers
