جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 605 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 284,并在 伊朗 地区排名第 12 218 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 605 名订阅者。
根据 27 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -175,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.51%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.97% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 214 次浏览,首日通常累积 2 477 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 28 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 605
订阅者
-624 小时
-337 天
-17530 天
帖子存档
27 605
🔴سخنی درباب «جیمی جامپ»
✍️سهند ایرانمهر
🔸«یومه مارکت ای کوت» مشهور به «جیمی جامپ»،نام مردی اسپانیایی است که کارش این بود، بپرد وسط مسابقه و خرابکاری کند.
این کار او بعدها مورد تقلید خیلیها قرار گرفت.
🔸اقتصاد و سیاست هم جیمیجامپ دارد. جیمیجامپها محصول تروفرزی خودشان و بیخاصیتی آنهایی هستند که با غفلت و کندیشان از وظیفه اصلیشان یعنی حفظ نظم بازماندهاند.
🔸جیمیجامپها دوست دارند چشمها را معطوف خودشان کنند. نشان دهند که چگونه میتوانند همه آن سازوکاری که برای نظم ریخته شده را بهم بزنند و به ریش همه برنامهریزیها و منطقِکار بخندند.
🔸جیمیجامپها نمیآیند که کاری را درست یا مشکلی را حلکنند. مهم فقط این است که بیایند و تا جایی که کسی عُرضهاش را ندارد که آنها را بیرون بیاندازد، بیهدف بچرخند و خودشان را به زور در قاب چشم تماشاگر نگهدارند. جیمیجامپها، هدف اصلیشان به هر قیمت ماندن در صحنه است به همین دلیل است که هیچکس نمیتواند حدس بزند، مقصدشان کدام سمت زمین است و چرا جهتهایی که میروند انقدر متناقض است.
🔸جیمیجامپها، استاد جاخالی دادنند. آنها هیچ مسئولیتی ندارند، هیچ تعهدی ندارند، به هیچکس پاسخگو نیستند اما هر طرف زمین را که نگاه کنی، مجبوری یورتمه رفتنشان را ببینی.
🔸تماشاگران طرف بازنده همیشه جیمیجامپها را تشویق میکنند چون بودن آنها در تضاد با نظم و قاعده و ادامه بازی به نفع بازیگران و تیم خوب است.
🔸جیمیجامپهای میادین ورزشی بالاخره
یکجا گیر میافتند و بازی به نظم خودش برمیگردد، جیمیجامپهای سیاسی در کشورهای توسعهیافته هم بالاخره گیر میافتند اما جیمیجامپهای سیاسی کشورهایی که نه تنها توسعهنیافتهاند که بکاربردن واژه «توسعه» هم کفاره دارد، هیچوقت از بازی بیرون نمیروند، آنها انقدر در قاب چشمها میمانند و جاخالی میدهند که کمی بعد خود محافظین زمین بازی سیاست و تیم داخل زمین جملگی جیمیجامپ میشوند و انقدر این کار مسری میشود که تماشاگران یا ترجیح میدهند بیخیال بازی شوند و ورزشگاه را ترک کنند یا خودشان هم جیمیجامپ شوند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
🔴 زندگی خوشحال از زبان یک آدم ۸۰ ساله
کارهایی ساده برای داشتن یک زندگی خوشحال که یک فرد ۸۰ ساله به ما میآموزد، هدیهایست از یک عمر تجربه که به آسانی در اختیارمان قرار میگیرد:
۱- محکم دست بدهید.
۲- مردم را در چشمهایشان پیدا کنید. چشمهای آنها دروغ نمیگویند.
۳- داشتن یک زندگی خوشحال ساده است، زیر دوش حمام آواز بخوانید.
۴- موسیقی را با کیفیت عالی گوش کنید.
۵- در مبارزهها، اولین ضربه را شما بزنید و محکم بزنید.
۶- راز خود را به هیچکس نگویید.
۷- هیچ وقت تسلیم نشوید، معجزهها همیشه رخ میدهند.
۸- همیشه پذیرای دستی که به سوی شما دراز شده، باشید.
۹- شجاع باشید حتی اگر میترسید هم وانمود کنید شجاع هستید.
۱۰- داشتن یک زندگی خوشحال یعنی سوت بزنید . خیلی ساده است.
۱۱- هرگز با کسی به طعنه و کنایه حرف نزنید.
۱۲- شریک زندگیتان را با دقت انتخاب کنید. همین یک تصمیم، ضامن ۹۰ درصد خوشبختی یا بدبختی شما خواهد بود.
۱۳- عادت کنید به عنوان یک فرد ناشناس، به دیگران کمک کنید.
۱۴- فقط کتابهایی را قرض بدهید که مطمئنید دوباره نمیخوانید.
۱۵- امیدِ کسی را از او نگیرید، شاید این تنها چیزی است که دارد.
۱۶- اگر با کودکان، بازی میکنید اجازه دهید آنها برنده شوند.
۱۷- به آدمها یک شانس دوم بدهید اما نه سوم.
۱۸- سعی کنید رمانتیک باشید.
۱۹- یک زندگی حوشحال یعنی خودتان مثبت اندیش ترین فردی باشید که در زندگیتان میشناسید.
۲۰- رها و ریلکس باشید.
۲۱- تلفن وسیلهایست که برای راحتی شما اختراع شده، نه برای سلب آسایش شما.
۲۲- بازندهی خوبی باشید.
۲۳- برندهی خوبی باشید.
۲۴- قبل از اینکه رازی را به دوستی بگویید، ۲ بار فکر کنید.
۲۵- اگر کسی شما را در آغوش گرفت، اجازه دهید خودش از آغوش شما بیرون آید.
۲۶- فروتن باشید. قبل از اینکه به دنیا بیایید زندگی جریان داشت و بعد از شما هم جریان دارد.
۲۷- زندگی خوشحال یعنی ساده زندگی کنید.
۲۸- مراقب کسانیکه چیزی برای از دست دادن ندارند باشید.
۲۹- پلهای پشت سرتان را خراب نکنید شاید نیاز باشد چندین بار از آن رودخانه عبور کنید.
۳۰- به تمامی، زندگی کنید طوریکه واژهی پشیمانی روی سنگ قبرتان جایی نداشته باشد.
۳۱- شجاع باشید و ریسک کنید.
۳۲- اگر کسی را دوست دارید ، فرصت گفتن این جمله را از دست ندهید.
۳۳- هیچکس به تنهایی نمیتواند کاری را تمام کند. قلب بزرگی داشته باشید و از کسانی که به شما کمک کردهاند قدردانی کنید.
۳۴- خودتان چشم انداز زندگیتان را انتخاب کنید، اجازه ندهید دیگران به جایتان تصمیم بگیرند.
۳۵- اگر دوست یا آشنایی در بیمارستان بستری است، او را ملاقات کنید حتی در حد چند دقیقه.
۳۶- هر روزتان را با یکی از موسیقیهای مورد علاقه تان آغاز کنید.
۳۷- هر از چندگاهی از مسیرهای خوش منظره عبور کنید.
۳۸- برای کسی که در نظرش مهم هستید چندین کارت پستال با امضا خودتان بفرستید.
۳۹- تماسهای تلفنی را با انرژی مثبت پاسخ دهید.
۴۰- یک دفترچه یادداشت و قلم کنار تخت بگذارید چرا که گاهی یک ایدهی چند میلیون دلاری، ساعت ۳ نیمه شب به سراغتان میآید.
۴۱- برای هر شخصی که کار و زحمت میکند ارزش قائل باشید، فارغ از اینکه شغلش چیست.
۴۲- برای کسی که دوستش دارید گل بفرستید بعدا به دلیلش فکر کنید.
۴۳- گاهی برای ماشین عقبی خود عوارض جاده را پرداخت کنید. روزش را خواهید ساخت.
۴۴- برای یک نفر قهرمان باشید.
۴۵- فقط با عشق ازدواج کنید.
۴۶- برای داشتن یک زندگی خوشحال ، نعمتهایی که دارید را بشمارید.
۴۷- اگر جایی میهمان هستید از غذایی که برای شما درست کردهاند تعریف و تمجید کنید.
۴۸- برای بچه مدرسهای ها که در سرویس مدرسه هستند، دست تکان بدهید.
۴۹- یادتان نرود که هشتاد درصد از موفقیت شغلی شما بستگی به توانایی خودتان در برقرای ارتباط با دیگران دارد.
۵۰- انتظار نداشته باشید زندگی عادلانه باشد تا یک زندگی خوشحال داشته باشید. زندگی عادلانه نیست.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
Repost from انجمن بازرگانی ایران و کانادا
🌐 تور بزرگ صنایع غذایی و کشاورزی کانادا
♦️ انجمن بازرگانی ایران و کانادا برگزار میکند:
با همکاری اتاق بازرگانی فدرال و دپارتمان صنایع غذایی و کشاورزی دانشگاه مک گیل همراه با بازدید از بزرگترین کارخانجات کانادا و جلسات با مسئولین فدرال در این حوزه با همکاری بانک دژردان (بانک کشاورزی کانادا)
🔺اخذ ویزای مالتی پنج ساله کشور کانادا
🔺دعوت نامه تجاری انجمن و اتاق بازرگانی
🔺عودت💯 100% وجه در صورت عدم صدور روادید
🔺پیگیری دادگاه فدرال جهت صدور قطعی روادید بصورت رایگان
🔻بازدید از جنوب انتاریو و مرکز استان کبک، به همراه حضور در شهرهای تورنتو و مونترال
🔻تور داخلی سه روزه بازدید از آبشار نیاگارا
🔻حضور در کنفرانسها و نشستهای تجاری در حوزههای بسته بندی مواد غذایی، اتوماسیون خط تولید، تجهیزات و تکنولوژیهای روز صنعت کشاورزی
🔻حضور در کنفرانس اتحادیه فروشندگان محصولات کشاورزی کشور کانادا
به دلیل ظرفیت محدود، اولویت با ثبت نام کنندگان میباشد. آخرین مهلت ثبت نام بیستم اوت (آگوست)
📞 تلفنهای تماس:
🔹 +9892126249734
🔹 +989121941366
🔹 +982191035695
🇨🇦🇮🇷 @CanadaIranCA
27 605
🔴 چرا زوجهای فرانسوی دیر لباسشویی میخرند؟
مجتبی لشکربلوکی
ژان کلود کافمن استاد دانشگاه سوربن فرانسه در سال ۱۹۹۸ کتاب پرفروشی منتشر کرد به نام «لباسهای چرک: زوجها و ماشین لباسشوییشان». این کتاب حاصل مصاحبههای فراوان این جامعهشناس با زوجهای فرانسوی بود. کافمن معتقد است اینکه دو نفر تصمیم میگیرند تا «ماشین لباسشویی» بخرند، بیانگر تحول مهمی در زندگیشان است و نشان میدهد که ارتباطشان وارد مرحلهای جدید و جدی شده.
گویی خرید ماشین لباسشویی به معنای شکلگیری پیوند خانوادگی بین دو نفر است. در آن سالها مردان مجرد فرانسوی، معمولا لباسهای کثیفشان را یا در ماشینهای لباسشویی عمومی (در ساختمانهای بزرگ) میشستند و یا به خانه مادرشان میبردند تا شسته شود. با توجه به سبک زندگی جامعه اروپایی، کافمن معتقد است گفتنِ بله هنگام مراسم عروسی چیزی را در دو نفر تغییر نمیدهد؛ چون معمولا زوجها زندگی زیر یک سقف را قبل از این مراسم تجربه کردهاند. آنچه مهم است خرید یک ماشین لباسشویی است که مانند حلقه ازدواج، کارکردی سمبلیک دارد: «یک ماشین لباسشویی برای دو نفر».
آنچه خواندیم نوشته دکتر فردین علیخواه، جامعهشناس معاصر است. البته او برای منظور دیگری این مقدمه را نوشته اما من وقتی آغاز نوشته او را خواندم دیگر ادامه را تا مدتی رها کردم. به فکر فرو رفتم، به این فکر که رابطه مردم و حکومت نیز شبیه به همین است؛ یک رابطه زوجی و دو طرفه است. زوجهای جوان فرانسوی وقتی مدتی با هم زندگی میکنند و سپس به هم اعتماد میکنند و میفهمند که زندگی مشترکشان دوامپذیر و آیندهدار است، آنگاه به فکر سرمایهگذاریهای جدیتر میافتند. مهمترین متغیر تصمیمگیری چیست؟ افق آینده مثبت و احساس امنیت؛ در یک کلام: «آینده پیشبینیپذیر مثبت».
و ما مردم نیز تصمیمات مهممان بستگی به حکومت دارد. مثلا چند تصمیم مهم را با هم مرور کنیم:
۱)بچهدار شویم یا نه؟
۲)مهاجرت کنیم یا نه؟
۳)سرمایهگذاری بلندمدت کنیم یا نه؟
همانند زوجهای فرانسوی که با توجه به «آینده پیشبینیپذیر مثبت» تصمیم میگیرند، ما نیز چنین میکنیم. ما کاری به تبلیغات و تسهیلات و تغییرات نداریم. ما به این کار داریم که آیا برآیند همه سیاستها و عملیات حکومت، منجر به «آینده پیشبینیپذیر مثبت» میشود یا نه؟
حالا نگاهی بیاندازیم به همین سه تصمیم مهم:
◻️بچهدار شویم یا نه؟ نرخ باروری (متوسط تعداد فرزندان زندهای که هر زن در سنین باروری به دنیا میآورد) در سال ۱۳۷۵ حدود ۲/۵ بوده و اکنون به ۱/۷ رسیده. با این دست فرمان برویم تا ۳۰ سال آینده از یک جامعه ۹۲ میلیون نفری، نزدیک به ۳۰ میلیون نفر بالای ۶۰ سال خواهند بود که عدد بزرگی است. یعنی از سه نفر در ایران یک نفر سالمند است! سیاهچاله پیریِ جمعیت در راه است!
◻️مهاجرت کنیم یا نه؟ مدیر رصدخانه مهاجرت ایران گفته: نتایج یک نظرسنجی اینترنتی نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد ایرانیان تمایل به مهاجرت دارند که بخش قابل توجهی از آنان برای مهاجرت اقدام کردهاند. در گزارش رصدخانه مهاجرت آمده است که وقتی از ۴ گروه مختلف (دانشجویان، پزشکان، استارتآپها و استادان) میپرسی چرا؟ همه بدون استثنا در جوابهایشان یا میگویند بیثباتی، یا ناامیدی نسبت به آینده و یا شیوه مملکتداری!
◻️سرمایهگذاری بلندمدت کنیم یا نه؟ بر اساس آمارهای رسمی نرخ رشد موجودی سرمایه کل در دهه ۹۰ نزولی و حساب سرمایه منفی بوده است. اینها میتواند حکایت از آن کند که خروج سرمایه رخ میدهد. مثلا یک نشانه غیر قابل انکار: ایرانیان بعد از روسیهِ جنگزده، دومین سرمایهگذاران خرید ملک در ترکیه هستند!
مهمترین پارامتر برای ارزیابی کیفیت و کفایت یک حاکمیت، «ایجاد آینده پیشبینیپذیر مثبت» است. تا زمانی که یک حکومت نتواند چنین کند مردمانش فرانسوی میشوند و ماشین لباسشویی نمیخرند. چون اعتمادی به فردا ندارند. نه بچهدار میشوند، نه دل به آن سرزمین میبندند و نه سرمایهگذاری میکنند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
Repost from تبلیغات سراسری استارتآپ 🚀
✔️ در کسبوکار خود رهبری صاحب سبک شوید
🎓 دورۀ «رهبری آوانگارد»
📍 مدرسۀ عالی کسبوکار ماهان
🌐 کسبوکارها در جهانی که نامطمئن، مبهم، متغیر و همراه با پیچیدگی و عدم قطعیت است، نیاز به رهبرانی ساختارشکن دارند که نهتنها به تغییرات پاسخ سریع، چابک و سازگار دهند، بلکه بتوانند خود عامل تغییرات بنیادین و اساسی در اکوسیستم کسبوکار باشند.
⚜️ ویژه صاحبین کسبوکار، اعضای هیئت مدیره و مدیران عامل
🟣آموزش کاربردی رهبری کسبوکار توسط اساتید تراز اول
🟣برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهامبخش
🟣فرصت شبکهسازی حرفهای با صاحبین کسبوکار، اعضای هیئت مدیره و مدیران عامل
🟣امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافهنتورک (باشگاه کسبوکار ماهان)
☎️ جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 188 را به شماره 02188401313 بفرستید.
27 605
🔴پرواز ستاره اقتصادی دهه ۴۰
به مناسبت سالگرد تولد اصغر قندچی
📌اصغر قندچی، ستاره اقتصادی دهه چهل و قهرمان خودروسازی ایران ساعاتی پیش درگذشت. نام «احمد قندچی» را خیلی از سیاسیون شنیدهاند؛ یکی از سه شهید ۱۶ آذر در سال ۱۳۳۲ که این روز را به نام روز دانشجو در تاریخ ثبت کردند. اما «اصغر قندچی» قهرمان بزرگ خودروسازی ایران را که برادر این شهید تاریخساز است نه تنها سیاسیون معاصر بلکه اهل اقتصاد نیز نمیشناسند. مردی بزرگ که تا آخرین لحظات زندگی در سن ۹۱سالگی همچنان به کار خود متعهد ماند و اگر نبود اندیشههای نادرست چپزدگی چه بسا امروز یک ستاره جهانی بود.
▫️بخشهایی از آخرین گفتوگوی اصغر قندچی در سال گذشته
✅رضا نیازمند معاون وزیر وقت اقتصاد (علینقی عالیخانی) در اوایل دهه ۴۰، یک روز آمدند گاراژ من و گفتند که دنبال کسی میگردند که کمکشان کند تا ماشین بسازد و من را پیدا کردند. داستاناش هم از این قرار بود که یک روز یک فرد آلمانی نزد ایشان رفت و گفت که میخواهد پروانه بگیرد تا اتومبیل مرسدس بنز بسازد.
✅رضا نیازمند از وی برنامه ساخت خودرو را میخواهد، اینکه چه چیزهایی را سال اول در ایران میسازند و در ادامه سالهای بعد چند درصد این خودرو در ایران ساخته میشود. نماینده آلمانی که عصبانی شده در پاسخ میگوید شما میخواهید ما در ایران مرسدس بسازیم؟ شما ستاره مرسدس را هم نمیتوانید تا ۱۵ سال آینده در ایران بسازید.
✅در واقع او به ایران آمده بود که پروانه مونتاژ خودرو را در زمینه قطعه بدنه، شاسی و چرخ بگیرد و در ایران آنها را سر هم کند. این فرد پیش از این یک خودرو مرسدس لوکس در دیدار با شاه تقدیم ولیعهد کرده بود که تمام وسایل اتومبیل بزرگ را داشت و در آن دیدار به شاه میگوید که ما میخواهیم این اتومبیل را در ایران بسازیم و شاه استقبال میکند، اما بعد از اینکه از دریافت پروانه از سوی وزارت اقتصاد ناامید میشود، مجددا نزد شاه رفته و شکایت میکند. شاه هم عصبانی میشود و در دیدار با وزیر اقتصاد وقت (عالیخانی) اولتیماتوم میدهد که باید ظرف ۶ ماه یک اتومبیل بسازند.
✅در آن زمان معاون وزیر (نیازمند) به اتفاق مدیر کل خود، (مهندس شیرزاد)، به دروازه قزوین میآیند و دنبال کسی میگشتند که کار را بلد باشد و آنها هم از او حمایت کنند تا ماشین بسازد؛ معتقد بودند بچههای دروازه قزوین مشکلشان را حل میکنند. من اصلا تا قبل از آن روز آقای نیازمند را ندیده بودم. در آن زمان من ماکهایی را که از آمریکا وارد ایران میشد متناسب با جادههای ایران تغییر میدادم.
✅در آن دیدار قطعاتی را که ساخته بودم نشانشان دادم و آنها هیجانزده شدند؛ حتی آنها را داخل سوله گاراژ بردم و بدنه اسبی کامیون را که با دست ساخته بودم، نشان دادم. آقای نیازمند خوشحال شد و به من گفت یکی دو روز دیگر به وزارت اقتصاد بروم. در آن دیدار پیشنهاد راهاندازی کارخانه تولید کامیون را به من دادند و بدین ترتیب زمینه تاسیس کارخانه ایران کاوه و ایجاد خط تولید کامیونهای ماک فراهم شد.
✅«ایران کاوه» کار خود را با تولید چند کامیون در هفته شروع کرد و پس از مدتی تولید آن به ۷ کامیون در روز رسید. با راهاندازی کارخانه، آمریکاییها اول میگفتند ماشین آمریکایی برای جاده آمریکایی؛ اما بعدا که دیدند ما ماک سر هم میکنیم با موتور کومنز، قلقلکشان آمد. بنابراین تصمیم گرفتند به ما کمک کنند تا در ایران، ماک تولید کنیم. از این به بعد موتور ماک هم وارد شد و روی کامیونها سوار شد.
✅قیمت ماک تولیدی ما کمتر از قیمت ماک خارجی بود. قیمت کامیون ماکهای ما در اندازههای کوچک و بزرگ ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان بود و با تریلر و تمام قطعات جانبی، ماک ایرانکاوه ۳۰۰ هزار تومان تمام میشد. درحالیکه ماک آمریکایی بدون تریلر ۲۰۰ هزار تومان به فروش میرسید. مشتریان هم بیشتر محصول ایرانی میخواستند، هم بهدلیل قیمت و هم بهدلیل خدمات پس از فروش و تامین قطعات. برخی اوقات حواله ماک تولید ایران کاوه، ۱۰۰ هزار تومان خرید و فروش میشد که خیلی بیشتر از قیمت واقعی آن بود؛ به این ترتیب بازار ما خیلی خوب بود و هرچه تولید میکردیم فروش میرفت و هیچ کمکی از دولت و هیچ تشکیلاتی نگرفتیم. من عارم میآمد که از دولت پول بگیرم.
✅مشکل اصلی از وقتی شروع شد که اوایل دهه ۶۰ چند نفری از وزارت صنایع آمدند و گفتند تولید مشکلی ندارد، اما مدیریت را فراموش کنید، مالکیت را هم فراموش کنید، مدیر را هم خودمان انتخاب و منصوب میکنیم. کارخانه ایران کاوه مثل فرزندم بود که از من گرفتند...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
🔴 چه کردند و چه میکنند با این سرزمین!
✍️حسین معززینیا
♈️در خبرها دیدم از وزیر ارشاد نقل شده ۴۰۰ نیروی «جوان حزباللهی» بعد از ۲ سال «کار جدی» تا پایان تابستان وارد این وزارتخانه میشوند تا تغییر در بدنه به وجود آید.
♈️من البته باید بهسختی با خودم کلنجار بروم تا انگیزه پیدا کنم برای حرکت دادن انگشتهایم روی کیبرد و نوشتن جملاتی دربارهی وزارتخانهای با این حال و وضع در دولتی با این حال و وضع در مملکتی با این حال و وضع. بعید است در این لحظه کاری عبثتر از این بشود مرتکب شد. به مرحمت بزرگان، چنان همه چیزمان به همه چیزمان میآید که دیگر هیچ خبری نمیتواند آدم را حیرتزده کند.
♈️اما هنوز هم خبرهایی از این دست باعث میشود چند دقیقه به خلأ خیره شوم و با خودم بگویم بیچاره فرهنگ و هنر ایران زمین، بیچاره مفاخر تاریخ این سرزمین که آثارشان قرار است از فیلتر این وزارتخانه بگذرد، بیچاره جوانهایی که ناچارند منتظر مجوزهای این وزارتخانه بمانند، بیچاره ما که عمرمان را صرف کردیم تا...
♈️دو سال کار جدی کردهاید تا ۴۰۰ نیرو تربیت کنید؟ مگر قرار است در منطقهای اشغالشده چترباز پیاده کنید؟ مگر اردوی صحرایی است که عدهای را ببرید بدوند تا بدنشان آمادهی کار سخت شود؟ برای کار در وزارت فرهنگ هم همان مدل مدیریت جهادی و اردویی و...؟ به آن «جوان حزباللهی» احیاناً یاد دادهاید یک پاراگراف فارسی را درست بنویسد و بخواند؟
♈️معلمهای این «کار جدی» چه کسانی بودهاند؟ رحیمپور ازغدی، رائفیپور، یامینپور و پنج شش پور دیگر؟
وزارتخانهای که به برکت حضور باصلابت شما از تویش دیگر هیچ محصول متوسطی هم بیرون نمیآید قرار است «تغییر در بدنه»اش اتفاق بیفتد که کدام بخش باقیماندهاش ویران شود؟ از نفس انداختن همهی بخشهای تولیدی که پیشاپیش انجام شده، میخواهید آرشیوها را شخم بزنید؟ مدیران زیرمجموعه را بازنشسته کنید و بهجایشان «جوان حزباللهی» بگذارید تا باقیماندهها و دستاوردهای گذشتهی وزارتخانهی «فرهنگ» را «ارشاد» کنند؟
♈️چه کردند و چه میکنند با این سرزمین.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
🟣کتاب Oxford word skills یک بار جایزه بهترین کتاب آموزش زبان انگلیسی سال را دریافت کرده.
🟢استاد حمیدرضا ستوده که کانالشون را در زیر براتون قرار میدم این کتاب قدرتمند را بصورت ۱۰۰ درصد رایگان در کانالشون تدریس میکنند.
🟡علاوه بر تدریس این کتاب ،آموزش زبان از طریق آهنگ و همچنین آموزش زبان از طریق فیلم هم در کانالشون دارند و کلی آموزش رایگان دیگه
که کانالشون را در زیر قرار میدم👇👇👇
https://t.me/hamidrezasotoudeh98/269
27 605
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
🔴 من خطا کردم، معذرت میخواهم
✍️ دکتر سرگلزایی
چندوقت پیش سهیل از من پرسید:
"شما واقعا اون زمان نمیدونستین این اتفاقها داره میافته؟!"
ما واقعا نمیدانستیم!
ما دنیای کوچک و بستهای داشتیم.
سوم دبستان بودم که انقلاب شد.جدا از این که اسم دبستانم از پهلوی به امام تغییر کرد،ملموسترین تجلی تغییر رژیم برای من در شهر کوچک قاین،تغییر در محتوای تلویزیون سیاه و سفیدمان بود.ما تلویزیونی داشتیم که روزی ۳تا۴ساعت برنامه داشت،یک ساعتش اخبار و بقیهاش هم پروپاگاندا بود،حتی برنامهی کودک.شاید از معدود استثناءهای تلویزیون که از تبلیغات حکومتی مصون ماند برنامه "راز بقاء" بود!
ما به قصد بیخبرنبودن از دنیا،مشترک روزنامه خراسان بودیم که اخبار کشور و استان خراسان را داشت،به روایت مقامات رسمی و صفحه حوادث و صفحه ترحیم و تسلیت و یک جدول کلمات متقاطع که پرکردن آن سرگرمی مشترک من و پدرم بود!
ما ساعتها در مدرسه،در مراسم صبحگاهی، مراسم دهه فجر، مراسم محرم و صفر، در اردوهای مدرسه، سر کلاسهای دینی، عربی، تاریخ، ادبیات و حتی علوم(!) از معلمانمان همان حرفهای صداوسیمای حکومت را میشنیدیم!
بهعنوان جایزه شاگرد اولشدن، به اردوهای امور تربیتی فرستاده میشدیم که یک هفته شبانه روز [درباره] اسلام و امام و انقلاب اسلامی در گوش ما صحبت میکردند!
کتابخانه مدرسه ما پر از کتابهای مذهبی بود و نیز قفسهی کتاب در خانهی ما!
در خانه ما طبق روال هفتگی یا ماهیانه، دوره قرآن و روضه امامحسین و افطاری برگزار میشد و پدر من از پیش از انقلاب ۵۷، مشترک مجله مکتب اسلام ناصر مکارم بود.
از نوجوانی تصمیم گرفتم دینم را با تحقیق انتخاب کنم. کلی کتاب [درباره] ادیان و مذاهب تهیه کردم و خواندم و گمان کردم که محققانه اسلام و تشیع را انتخاب کردهام و دینم فقط میراث نیاکانم نیست، بیخبر از این که [همه] کتابهای [درباره] ادیان که در دسترس من بودند توسط مسلمانان متعصب نوشته شده بودند. بنابراین این روزها وقتی میشنوم که برخی دختران متدین میگویند من خودم حجاب را "انتخاب" کردهام، به آنچه آنان "انتخاب" میدانند پوزخند میزنم.
نسل ما اینترنت و ماهواره نداشت.
من تا سال ۲۰۰۰ اینترنت را نمیشناختم و تا سال ۲۰۰۲ [دو سال بعد از گرفتن بورد تخصصی روانپزشکی!] عملا با اینترنت کار نکردم. تا ۳۰سالگی سفر خارج از کشور نداشتم(!) تا زمان اصلاحات که روزنامههای جامعه و شرق و توس و نشاط در آمدند و سپس یکی یکی تعطیل شدند، من فقط "یک روایت" از جامعهام داشتم! تا وقتی وزارت اطلاعات دولت خاتمی بیانیه داد و قتلهای زنجیرهای را به گردن گرفت. من اصلا خبردار نشده بودم که حکومتیها به شکل سیستماتیزه، نویسندهها و دگراندیشان را به قتل رساندهاند!
ما از سال ۱۳۸۸ صاحب ماهواره شدیم و تازه آنموقع، از فاجعه اعدامهای دهه شصت با خبر شدیم!
ما از دبستان فکر میکردیم باید شبانهروز درس بخوانیم تا شاگرد اول بشویم و نمره انضباط بیست بیاوریم تا پدرمادرمان به ما افتخار کنند. بعد هم بهعنوان یک پزشک باسواد ایثارگر به مردم خدمت کنیم. این همه دنیای من بود.
[همه] عصیان و ساختارشکنی نوجوانی من این بود که فکر میکردم اینها کافی نیستند، من باید مثل یاران امام حسین شهید بشوم!
مشکل اینجا بود که اولا فرق اسطوره و تاریخ را نمیدانستم و ثانیا گمان میکردم بازی جنگ نفتی خاورمیانه، صحنه کربلاست و اکنون یوم عاشوراست؛ بنابراین در نوجوانی به جبهه رفتم و دعا میکردم که "توفیق شهادت" نصیبم شود!
تصور این که ما چقدر دنیای کوچک و بستهای داشتیم برای بچههای من سخت است!
من حتی از گوش کردن به موسیقی سنتی هم احساس گناه میکردم و فقط قرآن و نوحه گوش میکردم. ما راه سختی را طی کردیم برای فهمیدن حداقلهایی از زندگی و بار سنگینی را بهدوش کشیدیم برای این که فرزندانمان را در زندان عقاید و عادتهای نیاکانمان اسیر نکنیم.
تفکر نقاد، تفکر علمی، کار گروهی و خلاقیت را نه در خانواده یادمان میدادند، نه در مدرسه، نه در تلویزیون، نه حتی در دانشگاه! ما با آزمون و خطا یاد میگرفتیم، همهچيز را! فکرش را بکنید که در هفتسال دانشکده پزشکی کمترین چیزی [درباره] سکس به ما یاد ندادند و من از دیدن رویای جنسی در خواب، احساس گناه و شرم میکردم و در بیستسالگی ازدواج کردم با این هدف که در محیط مختلط دانشگاه به گناه نیفتم! وقتی هم که من عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم اختلالات جنسی به دانشجویان پزشکی تدریس نمیشد!
اما همه اینها دلیل نمیشود که نگویم "من چنددهه از زندگیام غلط کردم".
من از هرکس که در آن دوره از زندگیام تحت تأثیر آن باورها با او تعامل داشتهام معذرت میخواهم و بسیار متأسفم از اینکه آن نظام فکری بسته را به کسانی انتقال دادهام
27 605
🔴اعلیحضرت! مقنع نیست، مقنعه است!
...شاهنشاه فرمودند: مثل آدم روسری سر کردن نه در دانشگاه ها و نه در مدارس اشکالی ندارد، ولی مقنع و چادر و غیره غلط است، عرض کردم مقنع نیست، مقنعه است...
سطور بالا بخشی از گفتگوی بهار 56 شاه و علم درباره موج رو به گسترش پوشش اسلامی در دانشگاه ها و فضاهای عمومی است. خشم و هراس حکومت از تغییر پوشش زنان که از ابتدای دهه 50 بە تدریج آغاز شد، در نیمه این دهه در یادداشت های روزانه علم بازتاب یافته است.
مطابق این یادداشت ها، شاه " مارکسیست های اسلامی " و در مواردی روس ها و انگلیسی ها را در ردیف متهم می نشاند. مارکسیست اسلامی، ناسزایی سیاسی بود که حکومت برای نامیدن شریعتی و جریان حسینیه ارشاد، مجاهدین خلق و در مواردی فدائیان خلق از آن بهره می گرفت و در این قضیه هم معتقد بود صحنه گردان موج رو به گسترش حجاب اسلامی هستند. دوربرگردانی که پس از جریان کشف حجاب و نخستین مداخله دولت مدرن در امر پوشش زنان و مردان، بی سابقه و خلاف عادت بود.
در این اتهام زنی البته مایه هایی از حقیقت وجود داشت. با وجود آن که در شفاهیات و مکتوبات شریعتی، تاکید زیادی روی حجاب نمی شد، اما موج اسلام گرایی دهه 50 بویژە در مدارس و دانشگاه ها و فضاهای عمومی، تا اندازه زیادی محصول کار او بود.
به تبع آن، مقلدان و مبلغان اسلام شریعتی، آزادانه پیرو حجاب می شدند و کار به جایی رسید که برای نخستین بار پس از چند دهه، توازن میان چپ ها و اسلام گراها در دانشگاه ها به نفع دومی دگرگون شد.
حضور زنان در جریان انقلاب هم که نیروهای ملی، اسلامی و چپ دوشادوش هم حضور داشتند، تابعی از منطق فوق بود: هرچه می گذشت حضور زنان محجبه و چادری بیشتر می شد، تا این که در راه پیمایی های تاسوعا و عاشورا در آذر 57، توازن سابق کاملا به نفع آن ها دگرگون گردید.
حضور سنگین روسری، چادر و مقنعه در تظاهرات پیشگفته، زنان چپ و متعلق به گروه های متوسط جامعه را مرعوب کرد و بخشی از آن ها را وادار نمود تا با با پیروی از اصولی چون حفظ همبستگی و یا ترس، در حضورهای آتی، روسری به سر کنند.
با این وصف حکومت برآمده از انقلاب برای تثبیت تحولی که از پیش رخ داده بود، کار چندان سختی در پیش ندلشت. ذهنیت عمومی موافق حجاب بود و فرمت اصلی آنهم به نوعی تعیین شده بود
چه پوشش مانتو/پیراهن و شلوار و روسری که به نوعی حجاب ابداعی شریعتی - مجاهدین و محصول گفتمان آن ها بود و تقریبا همه عناصر آن وارداتی و حاصل تجربه زیسته زن شهری غربی بود، نه تنها میان اسلام گرایان، بلکه هواداران برخی گروه های چپ هم بکار می رفت
حتی در راه پیمایی هایی که در اسفند 57 در اعتراض به حجاب اجباری انجام گرفت، اپوزیسیون چپ سکولار حضوری موثر نداشت و آن را به زیان اتحاد و انسجام نیروهای انقلابی می دانست
طرفه آن که معترضان به حجاب اجباری و لغو قانون حمایت از خانواده رژیم قبلی، از سوی حکومت انقلابی و اپوزیسیون، انگ " هواداران قانون اساسی " را می خوردند: اشاره به تجمع هواداران بختیار در آخرین روزهای رژیم پهلوی و کنایه ای عمیق تر به کلیشه ی برابری بی بند و باری و آزادی زنان که به طور وسیع درباره حکومت پهلوی بکار می رفت.
وضعیت مساعد فوق، حکومت را به این صرافت انداخت تا چادر مشکی را در برابر مانتو و شلوار به عنوان برند ایدئولوژیک و حجاب برتر تبلیغ و پوشش زنان را درجه بندی نماید
اما از ابتدای دهه هفتاد، رفته رفته هژمونی ایدئولوژیک پیش گفته از کف رفت و قدرت انحصار و تک گویی اش را در عرصه فرهنگ از دست داد. تحول در پوشش زنان اصلی ترین نمود این تحول بود که با وجود حفظ وجوه "حجابی"، عرصه ی خلاقیت های صنعت مد و ایستارهای زیباشناختی و عمل گرایی های معطوف به فرار از ابعاد محدود کننده آن گردید. کلید واژه آشنای تهاجم فرهنگی که در دهه هفتاد ورد زبان تریبون های رسمی بود، طنینی از این جنگ مغلوبه فرهنگی به شمار می رود
ورود نسل های جدید و متولدین دهه های 70 و 80 این معادله را بیش از پیش دگرگون کرد. این ها نه پرورده صدا و سیما و تریبون های فرهنگی رسمی، بلکه نسل اینترنت و شبکه های اجتماعی بوده و بسیار بیشتر از والدین خود و نسل های پیشین، جهان وطن و چند فرهنگی محسوب می شوند
با آغاز دهه نود و انفجار شبکه های اجتماعی و مهیا شدن زمینه برای بروز فردگرایی هایی که به لحاظ هستی شناختی و انسان شناختی، درست در نقطه مقابل جماعت گرایی های آرمانی دهه 50 قرار داشت، روشن شد که حجاب برای کثیری از نسل جوان و طبقه متوسط، موضوعیت گذشته را ندارد. فضای مجازی هم به آزادسازی آن کمک کرد.
در واقع حس مشترکی که در دهه 50 حول اهمیت حجاب شکل گرفت، در دهه نود زمینه و زمانه خود را از کف داد
✍️صلاح الدین خدیو
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 605
Repost from شرکت گردشگری اسپیلت البرز
اطلاعیه مهم تور ونزوئلا تابستان ۱۴۰۲
📌مهلت ثبتنام و برخورداری از تخفیف ویژه رو به اتمام است.
💎 فقط تا پایان وقت روز اداری یکشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۲ فرصت دارید تا از تخفیف ویژه این تور برخوردار شوید و به همسفران این تور بپیوندید.
📅 تاریخ حرکت: ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۲
⏳ مدت زمان سفر: ۱۲.۵ روزه
👤 راهنمای تور: سهند عقدایی
صفحهی سفربه ونزوئلا
تماس با مشاوران فروش ما:
☎️ 021-66902680
📲 09108666902
برای ارسال پیام در تلگرام کلیک نمایید.
برای ارسال پیام در واتساپ کلیک نمایید.
🌎سفر با اسپیلتالبرز، تجربه یک سبکِ زندگی ناب است.
@spiletalborz
27 605
🔰در معیشت واگراییهای وحشتناکی ایجاد شده/ مردم میخواهند نجیبانه زندگی کنند؛ از مصارف حیاتی خود صرف نظر کردهاند
👤فرشاد مومنی، اقتصاددان هشدار داد:
♈️با پدیده پرکاری یا چند شغلگی حتی در سنین بالای ۶۵ سال روبهرو هستیم.
♈️در دوره احمدینژاد (قله درآمد ارزی تاریخ اقتصادی ایران)، کسری بودجه خانوارهای ایرانی چهار و نیم برابر شد!
♈️در آمریکای لاتین و آفریقا، ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص ملی صرف سرکوب اعتراضات شد!
♈️در ۱۰ سال گذشته، همواره حداقل دستمزد رسما اعلام شده بین یک، دوم تا یک، چهارم خط فقر رسما اعلام شده است! این مساله، پیامدهای متعددی ایجاد میکند.
♈️برای اینکه دل نازک عزیزان شکسته نشود، از آمریکای لاتین و آفریقا مثال میزنم که در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، که آنها برنامههای فقرزا و نابرابر ساز اجرا میکردند، مردم مرتبا تحمل کردند تا اینکه در نهایت اعتراض کردند.
♈️این اعتراضات به سمتی رفت که حکومتها در این مناطق، معادل ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص ملیشان را صرف سرکوب این اعتراضات کردند.
27 605
🔰افشای نام پزشکان سهمیهای
♈️اطلاعات پذیرفتهشدگان ۵دوره دستیاری، آزمون تخصص پزشکان، افشا شده و حالا میدانیم کدام پزشکانِ متخصص، سهمیهای هستند.
♈️مهمتر از اسامی، شدت سهمیههاست؛ در اکثر رشتهها تنها حدود ۳۰درصد پذیرفتهشدگان بدون سهمیهاند!
♈️مثلا از ۱۵۵ پذیرفتهشده رشته ارتوپدی دوره ۴۶، تنها ۵۹ نفر سهمیه ندارند.
♈️یا درباره رشته قلب و عروق از ۲۲۹ نفر پذیرفتهشده تنها ۸۹ نفر بدون سهمیه قبول شدند.
♈️یعنی ۶۲درصد قبولشدگان تخصص قلب کشور، پزشکان سهمیهای هستند!
✍️محمد باقرزاده خبرنگار
جمع مدیران نامدار ایران
27 605
🔴برچسب زنی به مخالفان با عنوان بیمار روانی در دوران تاریک شوروی کمونیستی
✅حکومت اتحاد جماهیر شوروی از سال 1922 تا 1991 به سرکوب و کنترل سیاسی مشهور بود. یکی از آزاردهنده ترین جنبه های این رژیم، برچسب زدن سیستماتیک به مخالفان سیاسی با عنوان بیمار روانی بود. این تاکتیک برای بی اعتبار سازی، خاموش کردن و سرکوب هر نوع مخالفت به کار گرفته شد. در این پست، تاریخ دلهره آور چگونگی استفاده اتحاد جماهیر شوروی از تشخیص گذاری اختلالات روانی به عنوان ابزاری برای سرکوب و پیامدهای آن بر جامعه را بررسی خواهیم کرد.
✅مقامات شوروی از روانپزشکی به عنوان سلاحی برای حفظ قدرت و سرکوب مخالفان استفاده کردند. مخالفان، منتقدان و فعالان با عنوان «از لحاظ روانی ناپایدار»، «آشفته ذهنی» یا مبتلا به «اسکیزوفرنی سیاسی» برچسب خوردند. این افراد تهدیدی برای دولت تلقی می شدند و رژیم با تشخیص بیماری های روانی در آنها عملاً می توانست نظراتشان را بی اعتبار و برخلاف میلشان آنها را بستری کند.
✅روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان برجسته به طور ویژه مورد هدف رژیم شوروی قرار گرفتند. کسانی که جرأت ابراز افکار مستقل یا انتقاد از سیاست های دولت را داشتند اغلب مورد ارزیابی روانپزشکی قرار می گرفتند و در مراکز روانی حبس می شدند. این اقدامات تأثیر وحشتناکی بر آزادی بیان داشت و فضایی از ترس ایجاد می کرد که باعث خفه شدن خلاقیت فکری می شد.
✅بیمارستان های روانی به ابزار سرکوب سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شدند. هزاران نفر از مردم بی گناه در این مؤسسات حبس و با رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی مواجه می شدند. مخالفان تحت دارو درمانی اجباری، درمان با شوک الکتریکی، و سایر اشکال آزار روانی و فیزیکی برای سرکوب عقاید خود قرار گرفتند.
✅حتی پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، زخم های این فصل تاریک پابرجا ماند. استفاده نادرست از روانپزشکی برای خاموش کردن مخالفان تأثیری ماندگار بر متخصصان بهداشت روان آن مناطق گذاشت. همچنین اهمیت حمایت از حقوق بشر، آزادی بیان و استقلال حرفه پزشکی از مداخلات سیاسی را تقویت کرد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
