جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 339 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 246,并在 伊朗 地区排名第 12 763 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 339 名订阅者。
根据 11 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -54,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.44%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.95% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 140 次浏览,首日通常累积 2 722 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 12 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 339
订阅者
无数据24 小时
-177 天
-5430 天
帖子存档
27 339
♦️سرنوشت رقت بار دختر استالین( ديكتاتور شوروي)
✍️علی مرادی مراغه ای:
اغلب فرزندان خودکامگان، سرنوشت رقتانگیز و تراژیکی پیدا می کنند، سوتلانا استالین که بعدها به خاطر نفرت از جنایات پدرش به آمریکا پناهنده شد و حتی نام خانوادگی اش را نیز عوض کرده و آلیلویوا گذاشت، یکی از این نمونه هاست. تنها دختر استالین که زمانی محبوب و چشم و چراغ پدر بود و استالین او را «گنجشک کوچکِ من»صدا میکرد.
سوتلانا در شانزده سالگی عاشق یک نویسنده و فیلمساز یهودی بنام الکساندر کاپلر شد اما استالین با ازدواج آن دو مخالفت کرده و اولین عشقِ دخترش را به ده سال کار اجباری در سیبری فرستاد و خانواده اش را نیز به نابودی کشاند!.
وقتی سوتلانا در هفده سالگی عاشق همکلاسی برادرش شد، این بار، عکس العمل استالین یک سیلی بود! و هیچوقت حاضر نشد این دامادش را ببیند، اما دختر، برخلاف میل پدر ازدواج کرد ولی این ازدواج به طلاق منجر شد…
همسر سومش مردی اهل هندوستان بود که در مسکو فوت کرد. هنگامیکه پس از مرگ استالین با سخنرانی خروشچف در ۱۹۵۶ با شخصیت واقعی پدرش و جنایتهای او آشنا شد، درهم شکست، چنان نفرت پیدا کرد که نمی توانست حتی نام پدرش را بشنود، در نتیجه، اسم خانوادگی خود را از استالین به آلیلویوا، نام خانوادگی مادرش تغییر داد.
در سالهای پایانی زندگی، اعتیاد به الکل و فقر مالی شدیدش چنان شد که مجبور شد به خوابگاه بی خانمانها پناه بیاورد، در سال ۱۹۸۴ تصمیم گرفت پس از هفده سال زندگی در غرب به شوروی برگردد اما وطن، کوچکترین لبخندی بر او نزد و هر چه بود بدبختی و مرارت بود بطوریکه یکسال بیشتر نتوانست دوام بیاورد و به آمریکا برگشت در حالیکه هم از آمریکا متنفر بود و هم از شوروی.
او پانزده سال آخر زندگیش را در تنهایی و فقر در یک خانۀ سالمندان در ایالت ویسکانسین، آمریکا گذراند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 روز بازگشت از اسارت
✍️رحیم قمیشی
هر چه بود تمام شده بود، با همه سختیهایش.
پس از مفقود شدنم در کربلای چهار، پدرم قبل از اینکه بفهمد من شهید نشدهام، به دیدار خدا رفته بود. دوستانم رفته و به او گفته بودند آنجا که رحیم و نادر ماندند کسی زنده نماند. او البته که باور نکرده بود.
لابد آن دنیا که حسابی گشته و مرا پیدا نکرده، از ته دل خوشحال شده که رحیمش زنده است.
من اینطرف نمیتوانستم باور کنم پدرم چهار سال است رفته و همۀ نقشههایی که برای دیدنش و گفتن خاطراتم داشتم نقش بر آب شده. دلم میخواست به او بگویم من تمام ۱۵۰۰ روز اسارتم برای سلامتش آیةالکرسی خواندهام.
نشد بگویمش...
نمیخواهم همۀ تلخیها و شیرینیهای روز پس از آزادی را امروز بنویسم، فقط خواستم بگویم آزادی همهاش شیرینی و خنده نبود، گاهی آدمی در آزادی تازه متوجه چیزهایی میشود که تا آن روز برایش پوشیده بوده.
یکی از خاطراتی که هرگز فراموشم نمیشود؛
اتوبوس ما از فرودگاه مهرآباد باید میرفت محل قرنطینهمان نزدیک میدان نوبنیاد. از جوبغرب تهران به شمالشرق، مسبری طولانی. قرنطینه هم که نبود، الکی اسمش را گذاشته بودند قرنطینه. قرار بود آنجا شستشوی مغزی شویم!
که مبادا دوباره فکر کنیم آقای منتظری آدم خوبی است! باید یاد میگرفتیم او یک خائن است!!
یاد میگرفتیم یکبار نپرسیم در سال ۶۷ چه اتفاقاتی افتاده، یا در سال ۶۸، اصلا همۀ سالهایی که ما نبودیم.
و ما هم همۀ آنچه را میفرمودند باید قبول میکردیم!
اما اتفاق عجیبی در همان ساعت اول ورودم به ایران افتاد، به نظرم اتوبوس ما از فرودگاه هیچ نشانی از اسیران آزاد شده ایرانی نداشت. عراقیها در موقع آزادی لباسهای تمیزی به ما داده بودند اما آن لباسها سبز تیره و نظامی بود، نمیدانم چه شد در جایی که اتوبوسمان در ترافیک گیر کرده بود، دو خانم متشخص که کنار پنجره باز شدۀ بغل دستم بودند با خشم نگاهم کردند و جملهای که منتظرش نبودم را گفتند؛
- بروید که برنگردید!!!
و فحشی رقیق...
فکرش هم بعد از ۳۲ سال آزارم میدهد. بعد از لحظه شماری برای دیدن مردمت، بعد از آرزوها برای تنفس آزادی، بعد از سالها خواب چنین روزی را دیدن، در بدو ورودت بگویند "برو برنگرد" گورت را گم کن!
مسئول اتوبوسمان که مرد خوشقلب و مهربانی بود و بادم هست یک پایش اندکی میلنگید همینکه صورت رنگبرگشته و ملتهبم را دید و قضیه را شنید، کلی خندید!
و توضیح داد خودت نمیدانی چقدر رنگ و رو و لباسهایت شبیه عراقیهاست، آن بیچارهها فکر کردهاند شما اسیرهای عراقی هستید...
و برایتان دعای خیر کردهاند، که برنگردید به اسارت.
او میخندید و من حرص میخوردم.
نمیتوانستم باورش کنم.
دست خودم نبود!
- حتی اسیر عراقی هم بودم حق نداشت با خشم نگاهم کند. و آن جمله را بگویند!
دلم میخواست تنها بودم و بغضم را خالی میکردم...
- چرا بروم و برنگردم؟ چرا آنهمه آرزوهایم برای آزادی، باید یک ثانیهای به هوا برود...
اما آن خانمها درس خیلی خوبی به من دادند.
وقتی گفتگویی نباشد، گاه همه بیخود با هم دشمن میشوند. وقتی دیالوگی نباشد، خیلی وقتها همه به ظنین میشوند.
شاید اگر او متوجه میشد من هموطن او هستم و ۴ سال مفقود بودهام، هرگز چنین نمیگفت. شاید اگر من میدانستم او دارد برای اسیر عراقی آرزوی خوبی میکند، هرگز دلخور نمیشدم.
ما از اینکه گفتگویی با هم نداشتیم شده بودیم دو موجود از هم جدا
نه او مرا درک میکرد
نه من او را
او در دنیای متوهم خودش بود
من در دنیای متوهم خودم
کاش بشر میدانست گفتگو چقدر در برچیدن جنگها، کدورتها و قضاوتهای نابجا تاثیر دارد.
کاش بشر میدانست آنچه به او شخصیت داده قدرت گفتگو و دیالوگ است.
کاش بشر میدانست هر کس توضیحاتی برای گفتن دارد. حتی دشمنش!
همهاش دلم میخواهد زمان برگردد
سرم را از پنجره در بباورم
و فریاد بزنم
من ایرانیام
من برادر تو ام
چهره سیاه سوختهام را نگاه نکن
قلبی دارم نازکتر از گل
که آسان پر پر میشود
آینهای که شکست
تکههایش
با هزار چسب
به هم نمیچسبد
و نمیشود آینۀ اول
کاش همه یاد بگیریم دیالوگ یعنی بزرگی
دیالوگ یعنی انسان متمدن
دیالوگ یعنی خودِ "آزادی"
دیالوگ یعنی آدم بودن!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 ده تفاوت میان چین و ایران در مسیر توسعه!
حدود چهل سال پیش محسن امین زاده؛ معاون وزیر خارجه در دولت اصلاحات، با مرحوم هاشمی رفسنجانی راهی چین می شوند و آنجا در دیدار با رییس جمهور چین، از عزم این کشور برای ورود به عرصه توسعه جهت جبران عقب ماندگی های خود با همسایه دیرینه شان ژاپن می شنوند.
در دوران پس از انقلاب ، چین کمونیست کشور دوست و برادر ایران اسلامی بوده است...
حتی در مقطعی هیاتی از طرف حزب موتلفه به آن سرزمین رفت تا آیین و رموز حکمرانی را از چشم بادامی های فعال در حزب کمونیست چین بیاموزد...
امین زاده در برشی از سخنرانی خود تاسف می خورد که چرا ایرانیان حرکت در مسیر توسعه را از چینی ها نیاموختند و تصریح می کند که نمی داند چرا ایران توسعه نیافته است!
اگر چه پر واضح است که قوانین توسعه ثابت ولی مدل های آن بر اساس ویژگی های فرهنگی- اجتماعی کشورهای مختلف متفاوت می باشند.
اما تفاوت های چین و ایران در این بازه چهل ساله چه بوده است؟
چهل سال پیش چین دریافت که تعامل سازنده با جهان شرط لازم برای توسعه است ولی ایران به دنبال انقلاب ۵۷ تقابل با جهان را تمرین می کرد!
چهل سال پیش چین نظم حاکم بر جهان را پذیرفت( اقتصاد پیش شرط سیاست است) ولی ایران به دنبال آفرینش نظم جدیدی در جهان بود!
چهل سال پیش چین اختلافات داخلی خود در حزب کمونیست را برای گذار به توسعه کنار گذاشت ولی ایران به دنبال انقلاب ۵۷ شاهد اوج گرفتن اختلافات داخلی بود!
چهل سال پیش چین دریافت که رشد اقتصادی بر عدالت اجتماعی مقدم است( عدالت بدون رشد همان توزیع عادلانه فقر است) ولی در ایران هنوز هم نسبت میان این دو روشن نیست!
چهل سال پیش چین دریافت که اگر چه رابطه با امریکا توسعه نمی آورد ولی چالش با امریکا قبل از تبدیل شدن هر کشوری به یک ابر قدرت اقتصادی قطعا ضد توسعه است!
چهل سال پیش چین دریافت که ابتدا اقتصاد خود را بسازد و سپس بر جهان تاثیر بگذارد ولی ایران ابتدا می خواست جهان را تغییر دهد و سپس خود را بسازد!
چهل سال پیش چین دریافت که سیاست خارجی باید به اقتصاد داخلی یارانه پرداخت کنند ولی در ایران هنوز هم اقتصاد داخلی به سیاست خارجی یارانه پرداخت می کند!
چهل سال پیش چین دریافت که اصول توسعه در سراسر جهان مشترک ولی مدل های آن متفاوت است ولی در ایران نه تنها اصول توسعه پذیرفته نشده بلکه موجودیت آن نیز همچنان مورد اختلاف است!
چهل سال پیش چینی ها تاریخ گذشته خود را رها کردند تا آینده ای بهتر را بسازند ولی در ایران به گذشته تاریخی خود آویختند تا توجیهی برای کاستی های آینده خود بسازند!
چهل سال پیش چین شجاعانه اشتباهات خود را پذیرفت تا به توسعه دست یابد ولی در ایران چهل سال است که انکار یا توجیه اشتباهات ما را رها نمی کند!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 چطور تنها شعبه دانشگاه هاروارد در ایران به دانشگاه امام صادق تغییر پیدا کرد
✍️ پویا بختیاری
دهه ۱۳۴۰ یکی از طلاییترین دهههای اقتصادی در ایران بود..
دورانی که تورم تک رقمی و رشد اقتصادی خوبی را شاهد بودیم ..
در این دوران صنایع بزرگی شکل گرفتند و کارخانههای متعددی تاسیس شد ..
مینو، کفش ملی، ذوبآهن، تراکتورسازی و…
همه در آن دوران راه افتادند.
با رشد و توسعه این صنایع، کارآفرینان و صنعتگران به فکر تربیت نسل بعد از خود افتادند تلاش کردند مدیران خوبی تربیت کنند.
سال ۱۳۴۸ حبیب لاجوردی با همکاری محمدتقی برخوردار موسسه آموزشی را در تهران تحت عنوان “مرکز مطالعات مدیریت ایران” را راه انداختند، این مرکز تنها شعبه هاروارد در ایران بود.
هدف از تاسیس این مجموعه تربیت نسل جدید مدیران و کارشناسانی بود که با علوم روز دنیا آشنا باشند، دیدگاه مدیریتی خوبی پیدا کنند تا بتوانند یک بازوی مدیریتی قابل اطمینان در سازمانها و صنایع باشند.
این مؤسسه غیردولتی بود و هیئت امنایی اداره میشد که متشکل از دوازده کارآفرین و مدیر صنعتی برجسته بود.
بزرگانی مثل سیاوش ارجمند(گروه ارج)،
هدایت الله بهبهانی (شرکت جنرال)،
خسروشاهی(مینو)،
محمود رضایی(مس سرچشمه)،
عبدالعلی فرمانفرمائیان(نفت پارس)
عضو هیئت امنای این دانشگاه بودند.
بعد از انقلاب ۵۷، اموال و کارخانجات بسیاری از صنعتگران و فعالین اقتصادی مصادره شد.
با مصادره شدن اموال لاجوردی و برخورداری و برخی دیگر از اعضای هیئت امنا و فراری دادن این افراد به خارج از ایران، موسسه هاروارد هم تصرف شد.
با تصرف هاروارد نام موسسه به دانشگاه امام صادق تغییر پیدا کرد، و مدیریتش هم به محمدرضا مهدوی کنی داده شد.
مهدوی کنی سیستم آموزشی دانشگاه را تغییر داد به این صورت که مدل آموزش دانشگاه ترکیبی از علوم جدید و علوم حوزوی شد.
هدف دانشگاه امام صادق، تربیت دانشآموختگانی با توانایی علمی بالا در یکی از رشتههای نوین دانشگاهی همراه با دانش دینی برای مدیریت کشور بود.
به این صورت که افراد بتوانند پس از فارغ التحصیلی از این دانشگاه در سمتهای مدیریتی مهم کشور مشغول به کار شوند.
امروز در هیئت امنای امام صادق صنعتگر و فعال اقتصادی دیده نمیشود، در موسسه هاروارد در دهه ۵۰ دروس مدیریت با نظارت اعضای هیئت علمی دانشگاه هاروارد تدریس می شد ..
ولی امروز بیشتر نظارت حوزی بر این دانشگاه حاکم است و نه نظارت علمی، عمده دروس در آن دوران با زبان انگلیسی تدریس میشد و الان نقش زبان عربی پر رنگتر است.
دانشگاه هاروارد جزو برترین موسسههای آموزشی در دنیا محسوب می شود و خروجیهای این دانشگاه افرادی مثل اوباما و بیل گیتس و سندبرگ و مریم میرزاخانی هستند ..
ولی دانشگاه امام صادق، رتبه و درجه علمی بالایی ندارد، خروجیهای این دانشگاه هم افرادی مثل سعید جلیلی و علی باقری و حجت عبدالملکی هستند که عموما در دولتهای مختلف سمتهای مدیریتی مهمی دارند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 انقلاب و نابودی اقتصاد ایران ..
شرکت کفش ملی یکی از شرکتهای تولیدکننده کفش در ایران است که در سال ۱۳۳۶ توسط محمدرحیم متقی ایروانی تأسیس شد...
این شرکت زمانی بیش از
۵۲ کارخانه در صنعت کفش و چرم و بیش از ۴۰۰ فروشگاه زنجیرهای کفش ملی در سطح ایران و بین ۹ تا ۱۱هزار کارگر داشت....
تولیدات این شرکت به اتحاد جماهیر شوروی، مجارستان، لهستان، رومانی و اکثر کشورهای اروپایی و آمریکایی صادر میشد....
رحیم ایروانی در یکی از سالهای دهه ۱۳۳۰ پس از سفر به کشور چکسلواکی،
دو کارشناس و یک دستگاه اتوکلاو با خود به ایران آورد و تولید کفش را تنها با ۳۵ نفر کارگر آغاز نمود...
بهای این کفش تولیدی در ایران حدود نصف مشابه وارداتی آن بود...
ایروانی بعدها زمینی به وسعت ۷۰۰ متر مربع در منطقه مهرآباد خرید که ۴۰۰ متر مربع بنای ساختمانی داشت....
سپس با خرید ماشین دوخت، از پارچههای ایرانی استفاده کرد و شرکتی خارجی به نام ولکو نیز حاضر به سرمایهگذاری و انتقال فناوری به ایران شد....
این کارخانه «کفش ملی» نام گرفت و در آغاز ۱۵۰ محصول مختلف تولید میکرد...
رحیم ایروانی با خرید زمینها و املاک منطقه مهرآباد کارخانه خود را گسترش داد....
علاوه بر گسترش ساختمانهای کارخانه کفش ملی،
او در یکی از زمینهایی که خریده بود مسجدی را نیز احداث کرد...
تا سال ۱۳۳۷ در ایران کفشهای چرمی تولید نمیشد،
اما به دنبال تأسیس کارخانههای چرم و دباغی، تولید کفش چرم نیز در کفش ملی آغاز شد...
در این دوران رقبای عمده کفش ملی کفشهایی بودند که عمدتاً از چکسلواکی وارد میشدند.
از سال ۱۳۴۷ به بعد، کفش ملی در کنار تولید کفش محصولاتی مثل جوراب، توید آستر و بند کفش و محصولات دیگر را آغاز نمود.
در همین سال، گسترش کارخانجات کفش ملی با ساخت و ساز در کیلومتر ۱۸ جاده قدیم کرج پی گرفته شد.
ایروانی زمینی به مساحت ۴۰۰ هزار متر مربع خرید و پارک صنعتی کفش ملی فعالیت خود را رسماً در سالهای آغازین دهه ۱۳۵۰ آغاز نمود.
در این زمین برای ساخت ۴۰۰ واحد خانه سازمانی برای کارگران برنامهریزی شد تا با اسکان کارگران، هزینه رفت و آمد و ترابری را کاهش دهد...
در کارخانه کفش ملی تا سال ۱۳۵۰ گونههای مختلفی از کفش مثل کفش ورزشی، کفش برای روزهای بارانی، چکمه، پوتین، دمپایی، کفش کتانی، کفشهای بچهگانه و کفش ایمنی تولید میشد.
با افزایش تدریجی گنجایش کارخانه مهرآباد، روزانه ۱۲٬۵۰۰ جفت کفش در کارخانه کفش ملی توسط ۲۵۰۰ کارگر تولید میشد...
در سال ۱۳۵۷ سرمایه شرکت در مقایسه با سال ۱۳۵۵ به میزان ۷۴۱ میلیون ریال افزایش یافت.
ایروانی علاوه بر تأسیس فروشگاههای زنجیرهای کفش ملی در سراسر کشور و یکسانسازی قیمتها، توانست به کشورهای اروپایی و آمریکایی و شوروی نیز کفش صادر کند...
شرکت کفش ملی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ مصادره و به سازمان صنایع ملی منتقل گشت،
اما چندی بعد بابت رفع بدهی دولت به سازمان بازنشستگی کشوری واگذار شد.
تا به امروز ماشینآلات این کارخانه تماماً فروخته شدهاست و محل کارخانهها (پارک صنعتی کفش ملی) به انبار تبدیل شده که بخشی از آن در اختیار شرکت خودروسازی سایپا است و بخش دیگر آن تبدیل به انبار کفش شدهاست.
هم اکنون برخی تولیدکنندگان کفش در کشور محصولات خود را با نشان کفش ملی از طریق فروشگاههای کفش ملی به فروش میرسانند.
دو دیگر شرکت بزرگ کفشسازی ایران یعنی کفش بلا و کفش وین هم همین فرجام را داشتند...
اکنون فروشگاههای کفش ملی به عرضه تولیدات صنایع کوچک و دیگر کارخانهها تبدیل شدهاند.
هم اکنون بعد از ۳۲ سال، از پرسنل ۱۰ هزار نفری گروه کفش ملی تنها ۷۰۰ نفر باقی ماندهاند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کار هستند.
زنده یاد ایروانی پس از کشته شدن برادرش محمدرضا، در ۶ مرداد ۱۳۵۹ با شعار
"به گذشته فکر نکنید فقط به آینده بیندیشید"
با همسرش زینت، از آلمان به کانادا و سپس به آمریکا رفت.
اینبار بر اساس آنچه سی سال پیش در مهرآباد تهران و اسماعیل آباد کرج ساخته بود از سال ۱۹۸۱ در حوالی شهر آتلانتا در ایالت جورجیا "پارک صنعتی کامن ولث"
و صنایع جورجیا و کارخانجات کفش اوکاباشی را با مشارکت شرکتهای ایتالیایی و ژاپنی که در ایران با او همکاری داشتند بنیان
نهاد....
ایروانی پس از انقلاب و مصادره شرکت کفش ملّی ابتدا کارخانه کفش و چرمسازی را در بوستون آمریکا تاسیس کرد و سپس در قاهره کارخانه کفش استاندارد را تاسیس کرد...
رحیم ایروانی سرانجام در
۱۲ بهمن ۸۴ بعد از یک روز کامل کاری درگذشت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 مرغ در ایران ارزان تر از آمریکا!؟
✍️مصطفی داننده
🔹روزنامه ایران در گزارشی قیمت مرغ در آمریکا و اروپا را 2 برابر ایران دانسته و نوشته است:« طی یک ماه اخیر نیز قیمت مرغ در کشورمان بین ۵۰ تا ۵۴ هزار تومان در نوسان بوده که این امر به معنای کاهش ۱۳ هزار تومانی این کالای اساسی نسبت به قیمت مصوب آن است. با این حال قیمت مرغ عرضه شده در بازار امریکا ۳ دلار و ۵۰ سنت بوده، که اگر قیمت دلار نیمایی (۲۹ هزار تومان) را مبنای محاسبه قرار دهیم قیمت این کالای پروتئینی درآمریکا ۱۰۲ هزار تومان به فروش میرسد، همچنین اگر قیمت یورو نیمایی (۳۱ هزار تومان) را مبنای محاسبه قرار دهیم مشخص میشود قیمت مرغ در کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز همان ۱۰۲ هزار تومان است.»
🔹میبینید که روزنامه منتسب به دولت، دلار را ضربدر قیمت تومان کرده است و به این نتیجه رسیده که مرغ در فرنگ گرانتر از ایران است. بله، اگر هر کسی اینگونه به دادگاه برود، قطعا راضی از آن بیرون میآید.
🔹اما شاید خالی از لطف نباشد که متوسط میزان درآمد یک معلم در ایالات متحده را بررسی کنیم و ببینیم حقوق معلم آمریکایی با همین شیوه حساب و کتاب روزنامه ایران، چند تومان است و چقدر مرغ میتواند بخرد.
🔹متوسط حقوق یک معلم در آمریکا ۶۳ هزار دلار در سال است. در آمریکا حقوقها به صورت سالانه حساب میشود. این میزان حقوق در سال یعنی ماهی حدود چهار هزار دلار آمریکا.
🔹اگر همان ارز مینایی روزنامه ایران یعنی 29 هزار تومان را مبنای کار قرار بدهیم، یک معلم در آمریکا، ماهیانه 116 میلیون تومان حقوق میگیرد. اگر دلار 40 هزار تومان حساب کنیم، همان معلم 160 میلیون تومان حقوق میگیرد.
🔹با 160 میلیون تومان در آمریکا میشود در ماه حدود هزار و پانصد کیلو، با 116 میلیون هم میشود هزار و صد و سی کیلو مرغ خرید. کاش روزنامه دولت بگوید که با حقوق یک معلم در ماه چند کیلو میشود مرغ و یا گوشت خرید؟
شاید جالب باشد بدانید که دانشجویان دکترا در آمریکا متوسط ماهی 1700 تا 2000 دلار حقوق میگیرند که همان هم میشود 72 میلیون تومان!
🔹به نظر میرسد تیم رسانهای دولت در بدترین زمان و به بدترین شکل ممکن یعنی در عصرشبکههای اجتماعی حتی با وجود فیلترینگ! به دفاع از عملکرد رئیس جمهور و دولت سیزدهم پرداخته است.
🔹شاید در دهه 60 و یا 70 این سبک گزارش نویسی جواب میداد. آن زمان معمولا از یک ایرانی ساکن آمریکا که برای دیدار اقوام به کشور برگشته است، در مورد قیمتها سوال میکردند و بعد از پاسخ او تازه کمی شک میکردند اما حالا به لطف گسترش اینترنت از روی مبل در یک شهر کوچک در ایران میشود فهمید مرغ در آمریکا چقدر است و مردم به چه میزان حقوق میگیرند.
🔹بهتر است به جای این گزارشهای عجیب، اجازه بدهید مردم خودشان در مورد دولت و عملکرد او قضاوت کنند. بهترین گزارش از وضع اقتصادی ایران بازار است و مردمی که هر روز با قیمتها سرکار دارند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 طنز تلخی در مورد این روزهای سرزمین کهن ایران ...
چه کسی زورش به چه کسی نمیرسد
وزیر آموزش و پرورش میگوید ، زورش به موسسات کنکور نمیرسد ، در نتیجه نمیتواند بساط آن ها را جمع کند.!
حالا ببینیم غیر از وزیر آموزش و پرورش در این کشور چه مناصب و مقامات دیگر زورشان به یک جاهای دیگری نمیرسد :
۱- وزیر صنعت زورش به خودروسازان نمیرسد.!
۲- رییس بانک مرکزی زورش به موسسات مالی نمیرسد.!
۳- پلیس زورش به لباس شخصیها.!
۴- گمرگ به اسکلههای غیرمجاز قاچاق.!
۵- فرمانداران زورشان به امام جمعه ها نمیرسد .
۶- استانداران در برابر نمایندگان ولی فقیه در استانها نمی توانند نُطُق بِکِشَند .
۷- مجلس زورش به شورای نگهبان نمیرسد .
۸- روسای دانشگاه ها زورشان به دفاتر نمایندگان رهبری نمیرسد .
۹- وزیر ارشاد زورش به امام جمعه مشهد نمیرسد که با نقض صریح قانون مانع برگزاری کنسرتها در آن شهر میشود .
۱۰- وزیر امور خارجه زورش به مشاور امور بین الملل مقام رهبری نمیرسد .
۱۱- وزارت مسکن زورش به بنیاد مسکن نمیرسد .
۱۲- سازمان بهزیستی زورش به کمیته امداد نمیرسد .
۱۳- ارتش زورش به سپاه.
۱۴- شورای امنیت ملی زورش به سپاه قدس نمیرسد .
۱۵- رییس جمهور هم که یا خودش نمیخواد زور بزنه یا کُلا زور الکی میزنه .
ولی جالب اینجاست که همه اینها زورشان به مردم بدبخت می رسد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 با این مردم چه کردید؟ شما که از " جنگ " بدترید...
✍️عادل فردوسى پور
️دربی بود، اما خیلیها نمیدانستند، خیلیها ندیدند و خیلی از آنهایی هم که دیدند، جوش و خروش سابق را نداشتند.
قبلا از یک هفته پیش از دربی تب و تاب و هیجان شروع میشد، اما این بار هیچ خبری نبود. حتی کوچ عجیب یورگن لوکادیا، بهترین بازیکن پرسپولیس از ایران هم کسی را تکان نداد، همانطور که فریادهای مصنوعی جواد خیابانی شور چندانی بر نینگیخت. خدا نگذرد از کسانی که این بلا را سر ملت آوردند؛ از آنهایی که باعث شدند مردم حتی از همان دلخوشیهای کوچک سابق هم لذت نبرند.
️این طرف دلار چهل هزار تومانی و سکه بیست میلیونی و مرگ تدریجی در هوای کثافت شهرها و آن طرف هم جولان دادن مدیران بیلیافت و متوهم؛
در چنین برزخی جای دربی کجاست؟ دل خوش سیری چند؟ قرمز و آبی نه؛ ما امروز یک ملت سیاهپوشیم. تمام داستان دربی سهشنبه، سکوت سنگین و معنادار ورزشگاه آزادی بود و البته شادی گل نکردن ارسلان مطهری که تلویزیون بزدل سانسورش کرد. آزادی بیان که هیچ، این جماعت ترسو حتی «آزادی سکوت» را هم تاب نمیآورند.
️شهرداری تهران بیلبورد غولآسای تبلیغاتی زده و نوشته: «یلدا؛ شبی که در آن غصهها فراموش میشود.»
غصه شمایید، شام تار شمایید، آنچه باید فراموش شود شمایید.
دست از گلوی این مردم بردارید. روحشان را کشتید، سادهترین خوشبختیهایشان را از بین بردید و حالا دنبال عادینمایی شرایط با جامجهانی و دربی و یلدا هستید.
مردم سالها به صورت خودجوش هر کدام از اینها را گرامی میداشتند، شما اما با هنر بیبدیلتان همه چیز را خراب کردید.
کاش یک بار برای همیشه بفهمید احساس خوشی کردن «زورکی» نیست.
یک روز در اوج جنگ با دشمن خارجی، صد و بیست هزار نفر به تماشای دربی رفتند و تا لب خط کنار هم نشستند. شما از تیره کدام تاریکی بودید که حتی همین چراغ کهنه را هم خاموش کردید؟ شما که از جنگ بدترید...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴معرفی دو وزیر برای آموزش و پرورش در دو دولت و دومقطع تاریخی
🔷دکتر حسابی توسط دکتر مصدق
🔷نوری توسط ایت ا....رئیسی
دکتر مصدق در زمان تشکیل دولتش
فرمودند:
[چون وزارت فرهنگ، وزارت مادر است، پس، کسی باید برای آموزش و پرورش انتخاب شود که چکیدهی تمام فضائلی علوم باشد. ]
پروفسور دکتر محمود حسابی
را انتخاب کردند.
ایشان پنج دکترا داشتند
دکتری برق الکترونیک
دکتری ریاضیات
دکتری فیزیک هسته ای
دکتری راه و ساختمان
دکترای پزشکی
طی سالها تحقیق و مطالعات علمی در دانشگاههای معتبر عالم با دانشمندان بزرگ جهان نظیر پرفسور "اینشتین"، "شرودینگر"، "بورن"، "فرمی" و چندین فیزیکدان دیگر و همچنین علمای بزرگ مانند "راسل" و "آندره ژید" همکاری و تبادل نظر داشته و تنها شاگرد ایرانی پروفسور "آلبرت اینشتین" بود.
ایشان علاوه بر زبان فارسی، به زبان عربی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی تسلط کامل داشت.
در تحقیقات علمی خود از زبان های سانسکریت، لاتین، یونانی، پهلوی، اوستایی، ترکی، ایتالیایی و روسی نیز استفاده می نمود.
اقدامات علمی و خدمات دکتر حسابی:
اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
پایهگذاری اولین مدرسه عشایری کشور
پایهگذاری دارالمعلمین عالی
پایهگذاری دانشسرای عالی
ساخت اولین رادیو در کشور
راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
تعیین ساعت ایران
پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران به نام بیمارستان "گوهرشاد"
شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
پایهگذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
پایهگذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
پایهگذاری شورای عالی معارف
پایهگذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
پایهگذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام های موسیقی ایرانی به روش علمی
پایهگذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
پایهگذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
پایهگذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
پایهگذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
پایهگذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز
پایهگذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
پایهگذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش های موسیقی
پایهگذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد
تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
پایهگذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش در صنعت الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)
راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
ایجاد اولین کارگاه های تجربی در علوم کاربردی در ایران
ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور
تشکیل و ریاست کمیته پژوهشی ایران ۱۳۶۰
استاد همچنین در زمینه تحقیق علمی ۲۳ مقاله رساله و کتاب به به چاپ رساند که در برگیرنده زمینههای مختلف بویژه فیزیک مدرن، واژههای علمی، زبان فارسی و مباحث علمی گوناگون است.
تئوری بینهایت بودن ذرات این دانشمند ایرانی در میان فیزیکدانان جهان شناخته شده است و نشان "کومان دوردو لالژیون دونور" بزرگترین نشان علمی کشور فرانسه به همین مناسبت به ایشان اهداء شد.
و اما سوابق جناب آقای نوری :
مسئول مکتب القرآن
صعود به قله دماوند
توفیق شرکت در راهپیمایی اربعین
مختصر ، مفید، انقلابی
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 مدیر تراز جمهوری اسلامی: بیسواد، نالایق، متوهم و طلبکار
✅ چرا از لحن زشت و شخصیت سخیف مهدی تاج تعجب میکنید؟ اتفاقاً اینها از مهمترین لازمههای مدیریت در جمهوری اسلامی است. در این مملکت چند مدیر و مسئول را میشناسید که شبیه تاج نباشند؟ چند نفر را سراغ دارید که از سر سزاواری و لیاقت منصبی را اشغال کرده باشند و اگر زمانی هم اشتباه کردند، با فروتنی و تواضع آن را بپذیرند و در مسیر اصلاح گام بردارند؟
در کشوری که وزیر بهداشت در پاسخ به کمبود امکانات فیزیوتراپی برای پیرمرد بیمار نسخهٔ «خودت بمال» را تجویز میکند، معلوم است که مهدی تاج هم در کمال وقاحت مردم را دست میاندازد و میگوید: «پروندهٔ ویلموتس توی جیب من است.» ویلموتس نه، تمام ملک و ملت ایران در جیب شما جماعت پررو و به هم متصل است؛ کسانی که به اتکای روابط ناسالم به پستهای کلیدی میرسند، هفت پشتشان را میبندند و اموال و اعصاب مردم را لگدمال میکنند.
مهدی تاج یک نفر نیست؛ امثال تاج در این نظام پرشمارند؛ کسانی که بدون لیاقت و کفایت و صرفاً به لطف یک سیستم معیوب و حمایت از «بالا» به پست و مقام میرسند، تصمیمات اشتباه میگیرند، سرمایه و گاهی حتی جان عزیز ملت را هدر میدهند، اما در نهایت دو قورت و نیمشان هم باقی است. به اقتصاد و سیاست خارجی حاکم نگاه کنید. چند ماه تمام با کلیدواژه احمقانهٔ «زمستان سخت اروپا» مذاکرات را عقب انداختند و امروز، بعد از این همه خسران و عذاب، دوباره آویزان اروپا شدهاند، بلکه توافقی صورت بگیرد. تازه رسانههای حاکمیتی همین را هم «دستاورد» جا میزنند و منتش را بر سر مردم میگذارند.
طی کمتر از شش ماه ارزش پول ملی کشور پنجاه درصد افت کرده، اما مالهکشان وقیح و مزد بگیر هنوز از تک و تا نیفتادهاند و میگویند: «دولت قبلی بدتر بود.» انگار دولت قبلی از مریخ آمده بود؛ آنها هم یک مشت بیلیاقت بودند مثل شما. تکلیف ملت چیست اگر هیچکدامتان را نخواهد؟
مهدی تاج، مدیر تراز جمهوری اسلامی است؛ بیسواد، نالایق، متوهم و طلبکار. همهٔ عمر و جوانی ما در مشت اینها گذشت. ما هرگز مردم نبودیم، شهروند نبودیم. ما فقط گروگانیم، رعیتی که دهانش نباید باز شود، الا برای مجیزگویی از ارباب. هر کار دیگری غیر از این هم اسمش «اغتشاش» است...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
یلدا یعنی...
✅ یلدا یعنی ولادت و تولد و زایش، چرا که فردای این شب؛ خورشید یا مهر یا میترای شکست ناپذیر دوباره زاده شده، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی فزونی مییابد!
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شـب یلدا نرود
سعدی
✅ یلدا یعنی پیروزی نور بر ظلمت و یعنی؛ پایان شب سیه و سختی ها هر چقدر هم که طولانی و طاقت فرسا باشند، سپیدی و آسانی است!
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شـب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
حافظ
✅یلدا یعنی انس با ادبیات و موسیقی که مجالس به خواندن دیوان حافظ، مثنوی معنوی مولانا، شاهنامه فردوسی، بوستان و گلستان سعدی و... مزین گشته و با موسیقی شاد؛ مقدم آفتاب گرمی بخش تا طلوع آن گرامی داشته می شود!
✅ یلدا یعنی برای مبارزه با بدی، پلیدی و سیاهی باید از خوبی، نیکی و سفیدی بهره برد!
Darkness cannot drive out darkness; only light can do that. Hate cannot drive out hate; only love can do that.👤Martin Luther King, Jr
تاریکی نمی تونه تاریکی رو بیرون کنه؛ فقط نور می تونه! تنفر هم نمی تونه تنفر رو بیرون کنه؛ فقط عشق می تونه!☝️
✅ یلدا یعنی شب فراوانی و تنعم که در آن مردم میوه ها و تنقلاتی را که به خاطر ترس و وحشت از آینده کم نور و تاریک! انبار کرده اند را روی دایره ریخته، با هم می خورند و ریشه این سخاوتمندی؛ امیدواری به فردای روشن تر و روزگاران پر نعمتی است که با کاشت هر دانه پس از گذراندن چله بزرگ (اول دی تا 10 بهمن) و چله کوچک (10 بهمن تا 20 اسفند) چند صد برابر آنرا در زیر نور مهربان خورشید برداشت می کنند!
...و بالاخره اینکه
✅ یلدا یعنی سرمایه بزرگ اجتماعی که در آن اقوام و اعضای خانواده دور بزرگ خاندان جمع شده، به اصل و ریشه خود احترام گذاشته، دیدارها تازه، دلها شاد و عمرها پر برکت تر و طولانی تر می شود!
یلدا و تولد دوباره روشنی و امید در وجودتان مبارک🙏🌺
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 از جام جهانی درس بگیریم
🖌 مزبان حبیبی
درس اول
کشور برگزار کننده جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲، از استان فارس کوچکتر، کم جمعیتتر بوده و منابع طبیعی آن به مراتب از این استان کمتر است.
طی یک ماه اخیر، قطر و حاکمان دوراندیش آن، چند برابر کل بودجه سالانه ایران درآمد کسب کردهاند و بهطور طبیعی در ادامهٔ شناسانده شدن کشور به مردم جهان، در چند سال آینده نیز این درآمد از طریق توریسم، ارتباطات مالی بیشتر، ارتباطات اجتماعی و قراردادهای اقتصادی ادامه خواهد داشت.
درس دوم
کسی که جام جهانی را بالای سر برد؛ در کودکی به اختلال اوتیسم مبتلا بود اما نه تنها از جامعه طرد نشد بلکه با شناسایی استعداد و علاقهاش توسط نهادهای اجتماعی مرتبط، اکنون در بالاترین جایگاه فوتبالِ جهان ایستادهاست.
درس سوم
لیونل مسی، مدتی پیش خاطراتی از دوران کودکی خود و معلمی که به او خواندن و نوشتن آموخته بود را منتشر کرد.
مونیکا دومینا معلم کلاس اول لئو در واکنش به اظهارات زیبای مسی گفت: لئو مسی بهعنوان یک دانشآموز، بد نبود. وی در کودکی باهوش بود و در ریاضیات عالی عمل میکرد. خداروشکر که من معلم شما شدم؛ سپاسگزارم که شاگرد من هستید(نگفت بودید)؛ متشکرم که شما فردی بسیار ساده، متواضع و فوقالعاده هستید.
مونیکا دومینا که اکنون در دوران کهنسالی است، گفت که میخواهم قبل از مردن، لئو را در آغوش بگیرم، آرزویی که احتمالا در آینده نزدیک شاهد آن خواهیم بود.
درس چهارم
در فیلمهای پس از بالابردن جام، مسی را نگاه کنید که دنبال گمشدهای میگشت. در لحظه پخش با خودم فکر کردم قهرمان جهان در مستطیل سبز، چه چیزی را جستجو میکند،
مادر،
به آغوش کشیدن مادر توسط کاپیتانِ تیم قهرمان، بزرگترین دستمزد رنجهای مادری بود که کودک اوتیسمی خود را به رفیعترین جایگاه مورد علاقه فرزندش رسانده است.
درس پنجم
تقریبا تمام رهبران بلندپایه کشورهای حاضر در جام جهانی فوتبال را میتوانستیم در کنار زمین و در میان تماشاگران یا حداقل در جایگاه ویژه مشاهده کرد.
بانوی هوشمند، کولیندا گرابار کیتارویچ، ارشدترین شخصیت اجرایی منتخب در کرواسی، بدون هیچ تشریفات ملموس و بدور از هرگونه غرور، در میان تماشاگران عادی در کنار زمین دیده شد، از این مردمی بودن آنها که شعار انقلاب ما بود باید درسی فراموش نشدنی گرفت.
درس ششم
از حدود دو سال پیش، شعارهای زیادی در ایران داده شد، جلسات بسیاری گرفته شد و مصوبات بسیاری انجام شد تا ایران هم بتواند از قِبَل برگزاری این جام، درآمدهایی داشته باشد و امیدوار بودیم تا از این طریق بتوان روابط خود با برخی کشورها را کمی بهتر نمود.
اما یک هفته مانده به شروع جام جهانی، خبر آمد که بودجه تخصیص داده شده به جزایر جنوبی برای آماده سازی زیرساختها، معلوم نیست چه شده! و هنوز هیچ کاری انجام نشده است!!
حتی یک نفر هم در هتلهای ایرانی برای حضور در جام جهانی، رزرواسیون انجام نداد! حتی یک نفر!
درس هفتم
انبوه جمعیت حاضر در جام جهانی قطر، میتوانست یک بحران انسانی ایجاد کند اما برنامهریزی دقیق و حساب شدهٔ متخصصان، نه تنها اجازه این اتفاق را نداد، بلکه این تراکم انسانی را به یکی از به یادماندنی ترین خاطرات نسل بشریت تبدیل کرد. به ندرت میشد بینظمی خاصی مشاهده کرد حتی در پرترافیکترین زمانها، اینها و خیلی شواهد دیگر نشانههای آشکاری است برای اینکه بپذیریم هر کاری را باید به متخصص آن سپرد نه سرسپردگان بله قربان گو.
درس هشتم
نه سیستمهای آموزشی، اداری، حقوقی یا درمان تعطیل شد و نه هیچ اتفاق خاص غیرعادی رخ داد.
شما خبری از اعتراض مردم قطر در جام جهانی شنیدهاید؟
نه اینکه مردم قطر هیچ اعتراضی ندارند، قطعا خیر، بلکه مسیرهای عادیِ اعتراض بسته نیست و چون میدانند صدایشان شنیده میشود، نیازی به حضور در میادین ورزشی و استادیومها برای بیان اعتراض نمیبینند.
درس نهم
قبل از سه بازی ایران در جام جهانی، اعزام تماشاگر با بودجه مشکوک، آن آبروریزی در مصاحبهها و روی جایگاه تماشاگران ایرانی چه گذشت، شعارها چه بود، خواسته تماشاگران چه بود و دلیل آنکه فقط تماشاگران ایرانی، شعارهای غیرورزشی دادند، چیست؟
درس دهم
عبرتها چه بسیارند و عبرت گیرندگان چه کم!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🟢 دورههای تخصصی مدیریت منابع انسانی ویژه مدیران و کارشناسان با تجربه🕊
🔸 مدرسین: علی آب روشن از اسنپ و سمانه کوثری از والکس
🔹جذب و استخدام (۱۶ ساعت)
daneshkar.net/r/k8ARA
🔹برنامهریزی OKR (۱۸ ساعت)
daneshkar.net/r/k7NRg
🏷کد تخفیف ویژه:
daneshkar27 339
🔴 خداوند نیز انتقاد را می پذیرد !
✍️سید محمد ناظم زاده
اعتراض و انتقاد نشانه قدرت عقل و قوت منطق، رمز ترقی و شکوفایی، مظهر توانایی و دانایی، دعوت به قانون و رهایی است.
با این همه، ارزش انتقاد و اعتراض فراموش شده است و به آن بی اعتنایی و بلکه با آن مقابله نیز می شود.
برای رسیدن به ارزش انتقاد و اعتراض مراجعه می کنیم به آیه سی ام سوره بقره قرآن کریم، که در داستان خلقت آدم، فرشتگان الهی اعتراض کردند؛ "چرا نسلی آفریده می شود که به تباهی و خونریزی می پردازد؟" که در آنجا خداوند برای آنکه آنان را قانع سازد و انتقاد آنان را بی پاسخ نگذارد، صحنه ای آفرید که ارزش آدم بر فرشتگان روشن گردد.
بدین گونه که فرشتگان از نام و اسرار و چگونگی زمین و آسمان و کوهها بی اطلاع بودند ولی آدم پاسخ تمامی آنان را می دانست.
همانطور که روشن است خداوند از آفرینش نسل بشر خبر داد، سپس ملائکه بر آن اعتراض کردند و در نهایت خداوند جواب قانع کننده ای می دهد.
با تفکر در آیه فوق، نکاتی روشن خواهد شد که در ذیل به آن اشاره می شود:
۱. انتقاد، حق همه کس؛
چون خداوند به انسان شعور، فهم و عقل عنایت فرموده، به او نیز حق انتقاد و ابراز عقیده داده است. و چون این حق در سرشت و طبیعت اوست لذا هیچ مقامی حق ممانعت از آن را ندارد. چنانچه خداوند به ملائکه حق اظهار نظر را داد و از آن جلوگیری نکرد.
۲. فراهم ساختن زمینه انتقاد؛
خداوند می توانست از آفرینش انسان به ملائکه خبر ندهد، لکن خبر داد تا زمینه اعتراض فراهم شود تا آنچه آنان در ضمیر خود دارند ابراز نمایند و ملائکه نسبت به ارزش و برتری انسان بی شائبه شوند. پس نه تنها نباید از انتقاد ممانعت کرد بلکه باید مجال اظهار نظر و صحنه ابراز عقیده را بوجود آورد.
۳. انتقاد از همه کسان؛
وقتی قرآن کریم اعتراض، انتقاد و اظهار نظر ملائکه نسبت به خداوندی که هیچگونه عیب و نقصی ندارد را می آورد، به ما می فهماند که می توان نسبت به دیگرانی که دارای هزاران نقص و عیب هستند، انتقاد کرد.
۴. انتقاد جرم و گناه نیست؛
در این داستان با اینکه ملائکه انتقاد تندی نسبت به خداوند تعالی داشتند، خداوند آنان را مجازات نکرد و از درگاه خویش طرد نکرد. پس، انتقاد را نباید به عنوان سرکشی، مخالفت و معصیت تلقی کرد و نباید مجازات، تبعید، زندان و سلب حقوق اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
۵. سر باز نزدن از انتقاد؛
دیکتاتور ها و قدرتهای باطل، انتقاد را چیز سنگینی می پندارند و همین که حرف مخالف را بشنوند از آن سر باز می زنند. ولی در این داستان خداوند انتقاد تند فرشتگان و پاسخ بسیار با ملاطفت خویش را نقل می کند تا به قدرتمندان بیاموزد که زیر بار انتقاد بروند و از آن شانه خالی نکنند.
۶. انتقاد پاسخ می طلبد؛
اگر کسی مورد انتقاد واقع شد لازم است پاسخ دهد، نه اینکه بدون توجه، به کار خود ادامه دهد. در واقع برای مردم دو حق در اینجا هست، یکی حق انتقاد و دیگری حق مطالبه جواب.
۷. انتقاد، نشانه پشتوانه ای استوار؛
کسی که کارش از زیربنا و پشتوانه قوی فکری برخوردار است بسیار مایل است که از او انتقاد شود تا با توضیح و پاسخ، ارزش کار خود را روشن کند. زیرا که انتقاد همانطور که زبان انتقاد گران را باز می کند، گوش آنها را نیز برای شنیدن جواب آماده می سازد.
۸. ترس از انتقاد؛
کسی که کار او بر اساس منطق نباشد، از انتقاد می ترسد؛ زیرا که خود را سست و لغزان می بیند. بنابراین انتقاد و اعتراض برای افراد با منطق، سازنده است و برای افرادی که از روی عقل و فهم کار نکرده و از سلاح زور و قدرت کار را به پیش می برند، مخرب می باشد.
۹. انتقاد، جنگ حرف با حرف؛
بین انتقاد و عیب جویی مرز دقیق و حساسی است. فرد عیب جو به دنبال یافتن عیب و نقص دیگران است و خوبی ها و کمال دیگران را در نظر نمی گیرد و تمام قصدش کوبیدن طرف مقابل است. اما انتقادگر به دنبال حقیقت و رفع عیب و نقص از کارها و اشخاص است و هدف او نشان دادن و بازکردن راه رشد و کمال است. بنابراین انتقاد و اعتراض جنگ حرف است با حرف، نه شخص با شخص.
۱۰. انتقاد از خود؛
خود را پاییدن و در خود کاویدن، کلید سعادت و سلامت است و این "انتقاد از خود"، مساله ای است که اولیا و انبیای بزرگ الهی در جاهای زیادی به آن اشاره و گوشزد کرده اند. چنانچه از حضرت مسیح نقل شده است که: "چرا خسی را که در پای برادرت هست را می بینی ولی شاخه فرو رفته در چشم خودت را نمی بینی؟!"
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
🔴 44 سال پیش در چنین روزی / نوفل لوشاتو !
آیت الله خمینی:
✅ «بشر در اظهار نظر خودش آزاد است.»
✅ «اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.»
✅«مطبوعات در نشر همهی حقایق و واقعیات آزادند.»
✅«در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند.»
✅«در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی میرود و قاضی او را احضار میکند و او هم حاضر میشود.»
✅«یکی از بنیانهای اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.»
✅«حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.»
✅«دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.»
✅«اما شكل حكومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینكه متكی به آرای اكثریت است.»
✅«حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوریها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق.»
✅«ولایت با جمهور مردم است.»
✅«عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادامالعمر نیست، طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض میشود. اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد، ساقط میشود.»
✅«رژیم ایران به یک نظام دمکراسیای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه میگردد.»
✅«اختیارات شاه را نخواهم داشت.»
✅«من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.»
✅«من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام میکنم… لکن من در خود دولت نقشی ندارم.»
✅«علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور میباشند.این حكومت در همهمراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»
✅«من نمیخواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت.»
✅«من چنین چیزی نگفتهام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغلشان چیز دیگری است.»
✅«من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمیكنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولتها است. من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم.»
✅«قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.»
✅«باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد.»
✅«حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظهی آن است. هیچ سازمانی و حكومتی بهاندازهی اسلام ملاحظهی حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی بهتمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.»
✅«اسلام، هم حقوق بشر را محترم مىشمارد و هم عمل مىكند. حقّى را از هیچكس نمىگیرد. حق آزادى را از هیچكس نمىگیرد. اجازه نمىدهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند.»
✅«ما که میگوییم حکومت اسلامی میخواهیم جلوی این هرزهها گرفته شود، نهاینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما میخواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.»
✅«دولت استبدادی را نمیتوان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمیشود.»
✅«ما حکومتی را میخواهیم که برای اینکه یک دسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.»
✅«حکومتی که ما میخواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر.»
✅«تمام اقلیتهای مذهبی در حکومت اسلامی میتوانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.»
✅«جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.»
✅«ما یک حاکمی میخواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکالهایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند.»
✅«زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند.»
✅«زنها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی كه علیه ما میشود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین كرده است.»
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
✅تعجب کردید؟
میرسلیم طبیعتش رو نشون داد!
✍️ سلمان کدیور
️از اینکه میرسلیم برای جوانان معترض بازداشتی تقاضای اعدام کرده در حالی که برای آزادی وفرزندش که با تروریست های مجاهد خلق مرتبط بوده، راضی به حبس کوتاه شده، تعجب کردید؟
تو این همه سال، کدوم یک از مقامات، چیزی رو که برای بچه های خودشون خواستند رو برای جوانان این مملکت خواسته اند؟
کدامشان خواسته اند آنطور که خودشان زندگی می کنند، مردم هم زندگی کنند؟
آنطور که می پوشند، ماشینی که سوار می شوند، خانه ای که در آن زندگی می کنند، مردم هم چنان زیست کنند؟
چندتاشون مستأجرند؟ چه میدونن ۷۰ درصد درامد، باید بشه کرایه خونه یعنی چی؟
چندتاشون جوان تحصیل کرده بیکار دارند؟
کدامشان وقتی دلار بالا می رود، ضربان قلبش بیشتر می شود که چطور تا سر ماه برسونم؟
اونها سال ها است که جدا از ما زندگی می کنند و فقط گاهی وقتی با ماشین های خاص، تو خط ویژه تردد می کنند، ما رو میبینند که تو ترافیک مشکلات درمانده ایم.
اونا اصلا ما رو نمی شناسن. تا حالا حرف ما رو نشنیدن.
میان حرف خودشون رو میزنن و میرن.
کی اونها رو تو بازار بدون دوربین و چند ده محافظ دیده؟
اونا برا یه سیاره دیگه ان.
میرسلیم طبیعتش رو نشون داد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
27 339
ماکسیم گورکی، نویسنده روس، مدتی در یک نانوایی کار میکرد. ۵۰ کارگر شبها در نانوایی، روی همان میزها که خمیر ورز میدادند،
گورکی در خاطراتاش نوشته، ما زیاد بودیم ولی هیچوقت، هیچکس در مقابل گردنکلفتی، ظلم و آزارهای این یکنفر نمیایستاد. آنها نه این نانوایی را ترک میکردند، نه چیزی را تغییر میدادند و نه به خاطر حقشان که دستمزد محترمانهای بود، اعتراضی میکردند.
یک روز که گورکی در حال کار برای کارگران شعر میخواند، سیمونوف سرزده وارد میشود و کتاب را از او میگیرد تا در تنور بیاندازد. گورکی بلند میشود و دست رییس را میگیرد و میگوید: «حق نداری این کار را بکنی.» سیمونوف میخکوب میماند. از اینکه یکی از زیردستان جلویش ایستاده، بهتزده است. کتاب را برمیگرداند و نانپزی را ترک میکند. سیمونوف از فردا متوجه میشود چیزی آرام در وجود بقیه جان میگیرد؛ آنها مزه عصیان را چشیده بودند. پیش از این، همهچیز ابدی به نظر میرسید، اما از آن شب، بازگشت به قبل ناممکن شد.
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
