روانشناسی-احساس خوب
前往频道在 Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
显示更多425
订阅者
-124 小时
-57 天
-530 天
帖子存档
اگه درگیر اعتیادی و یا یه نفر تو زندگیت هست این کپشن رو با دقت بخون🤚
🌱 اول از همه چرا تروما میتونه ما رو به سمت اعتیاد هل بده؟
🔆گاهی دردهای قدیمی، زخمایی که شاید حتی به یادشون نیاریم، مثل یه زخم چرککرده تو وجودمون باقی میمونن. این زخما، که بهشون تروما میگیم، میتونن آدم رو تو چرخهای بندازن که دنبال راهی برای فرار از حسای دردناک باشیم. یکی از این راهها؟ اعتیاد.
🔆وقتی تروما داریم، مغز ما تو حالت “نجات” گیر میکنه. هورمونای استرس مثل کورتیزول و آدرنالین زیادی ترشح میشن، و مغزمون دنبال یه چیزی میگرده که این درد و استرسو خاموش کنه. مواد مخدر، الکل، یا حتی اعتیادای رفتاری مثل قمار و شبکههای اجتماعی، میتونن یه راه موقتی برای خاموش کردن اون حس باشن.
🔆تحقیقات نشون داده که افرادی که تو کودکی یا دوران سخت زندگیشون تروما تجربه کردن، احتمال بیشتری دارن که به اعتیاد کشیده بشن. چون مواد یا رفتارای اعتیادآور برای مدت کوتاهی حس “آروم شدن” یا حتی “فراموشی” میدن.
❌ولی مشکل اینه که این راهحل موقتیه. درست مثل گذاشتن یه چسب زخم روی یه زخم عمیق بدون اینکه بخوایم درمانش کنیم. اعتیاد خود زخم رو عمیقتر میکنه، و تروما همچنان تو پسزمینه باقی میمونه.
✨ چی کار کنیم؟
اولین قدم اینه که بفهمیم اون رفتار یا مادهای که بهش وابستهایم، در واقع صدای یه زخمه. زخم رو باید درمان کرد، نه اینکه صداشو خاموش کرد. تراپی، مخصوصاً رویکردای تروما-محور کمک کنه که اون زخمای قدیمی رو ببینیم و کمکم ترمیمشون کنیم.
یادت باشه: تو همونقدر که زخم خوردی، ظرفیت ترمیم و رهایی هم داری.
📌اعتیاد رو تجربه کردی و یا فردی رو تو زندگیت داشتی که اعتیاد داشته باشه؟ چه تاثیری روی زندگی تو گذاشت ؟
در این ویدیو دربارهی یکی از عمیقترین اثرات تروما صحبت میکنم: اینکه چطور تجربهی آسیبزا میتونه مغزت رو وارد چرخهای از افسردگی، اضطراب و واکنشهای عصبی مداوم کنه.
این توضیحات بر اساس یک مقالهی علمی معتبره که در سپتامبر ۲۰۲۳ در ژورنال Scientific Reports / Nature منتشر شده.
من به زبان ساده توضیح میدم که:
چرا بعد از تروما، احساس بیثباتی، بیانرژی بودن و نگرانی دائمی داری
مغز چه تغییراتی میکنه و چرا نمیتونی مثل قبل خودت رو کنترل کنی
و مهمتر از همه، چطور میتونی به خودت کمک کنی تا این چرخه رو درک کنی و کمکم ازش بیرون بیای
🎥 اگر دنبال فهم علمی و انسانیِ تروما هستی، و میخوای راههایی برای تنظیم مغز و بدن خودت یاد بگیری، حتماً این ویدیو رو ببین.
Repost from IndyPersian
♦️ یک پژوهش تازه در نشریه پیالاواس یک (PLOS One) نشان میدهد الگوی سنتی «اوج ناخشنودی در میانسالی» دیگر برقرار نیست و امروز جوانان نسل زد (Gen Z) بیش از والدین خود درگیر افسردگی، اضطراب و ناامیدی هستند.
این مطالعه که بر اساس دادههای بیش از ۱۰ میلیون آمریکایی و ۴۰ هزار خانوار بریتانیایی انجام شده، حاکی است که سلامت روانی در سنین جوانی به پایینترین سطح میرسد و با افزایش سن بهبود مییابد؛ تغییری بزرگ نسبت به گذشته که بیشترین مشکلات روانی در میانسالی دیده میشد. پژوهشگران هشدار دادهاند این روند نشاندهنده یک بحران جدی سلامت روان در میان جوانان است و نیازمند توجه فوری سیاستگذاران است.
نسل زد به متولدان حدود سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ خورشیدی گفته میشود؛ یعنی امروز حدود ۱۴ تا ۲۸ سالهاند. این نسل از کودکی با اینترنت و شبکههای اجتماعی بزرگ شده و بیش از نسلهای پیشین با استرس و مشکلات روانی دستوپنجه نرم میکند.
@indypersian
با سلام و عرض ادب
لینک پرسشنامه ی زیر جهت انجام یک پژوهش روانشناختی است
تمامی اصول رازداری در فرآیند پژوهش، رعایت خواهد شد؛ از شما خواهشمندیم درصورتی که تمام شرایطی زیر را داشتید، چند دقیقه ای از زمان خود را جهت پر کردن پرسشنامه زیر، اختصاص دهید
شرایط شرکت در پژوهش:
۱. سن بین ۱۸ تا ۲۴ سال
۲.جنسیت خانم
۳.دانشجو
پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم
https://survey.porsline.ir/s/3ccKFfW7
ایگو همون بخشی از روان ماست که مدام بین خواستهها و محدودیتها در حال تعادلسازیه.
نه میل رو نادیده میگیره، نه قانون رو.
ایگو در واقع کمک میکنه توی زندگی واقعی بتونیم انتخابهای هوشمندانه داشته باشیم.
اگر حس میکنی تعادل بین میلها و بایدها برات سخت شده، روانکاوی میتونه بهت کمک کنه ریشه مشکلاتت رو پیدا کنی.
🔑 برای شروع، کافیه بهم پیام بدی
۰۹۱۲ ۴۸۸ ۷۲ ۷۸
۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️
بعضی جاها باید خودت رو مقایسه کنی و خیلی جاها نه!
جردن پیترسون میگه: وقتی خیلی جوان هستیم، نه منحصربهفردیم و نه آگاه. در جوانی فرصت و دانشی برای توسعهٔ معیارهایمان نداریم. در نتیجه باید خودمان را با دیگران مقایسه کنیم، چون وجود معیارها ضروری است. بدون آنها، جایی نیست که برویم و کاری نیست که انجام دهیم. وقتی بالغ میشویم، بیشازپیش منحصربهفرد و خاص میشویم. شرایط زندگیمان بیشتر و بیشتر شخصی و کمتر و کمتر قابلمقایسه با دیگران میشود.
💢اگر ناخودآگاه خود را
هشیار نسازید،
زندگی شما ،
به صورت ناخودآگاه
هدایت خواهد شد،
و شما نام آن را
سرنوشت خواهید نامید.
✍ #کارل_گوستاو_یونگ (۱۹۶۱-۱۸۷۵)
فیلسوف و #روانشناس برجستهی #سوئیسی
💢اگر ناخودآگاه خود را
هشیار نسازید،
زندگی شما ،
به صورت ناخودآگاه
هدایت خواهد شد،
و شما نام آن را
سرنوشت خواهید نامید.
✍ #کارل_گوستاو_یونگ (۱۹۶۱-۱۸۷۵)
فیلسوف و #روانشناس برجستهی #سوئیسی
💬خاطراتی که موقع اضطراب شدید ساخته میشن، دقیق نیستن و تحریفشده هستن.
مغز تحت استرس، جزئیاتی رو بزرگنمایی میکنه و بقیه رو حذف.
مثلا به همین دلیله که "واقعیت" دعواها اینقدر با چیزی که بعداً تعریف میکنن فرق داره.
💬امروز استادم نقل قولی از بزرگی میکرد در تعریف قدیس. میگفت: «قدیس کسیست که در شرایطِ بغایت غیرانسانی، انسانی عمل میکند.»
آری انسان معمولی بودن، انتهای تقدس است.
»دکتر روح الله صدیق«روانپزشک
باز هم درباره #حسرت
با حسرت دو کار باید کرد: یکی گرفتن واقعیتپریشی از آن و دیگری #تبدیل حسرت به دعوت.
گرفتن واقعیتپریشی از آن یعنی نشان دادن اینکه آنچه امروز میدانم در گذشته نمیدانستم و کاری را که امروز میتوانم، در گذشته واقعاً نمیتوانستم. خیلی چیزها هست که من امروز میدانم و در آن گذشتهای که "ای کاشِ" متفاوت بودنش را دارم نمیدانستم یا اهمیتش را نمیدانستم و واقعاً هم نمیتوانستم بدانم. همینطور خیلی کارها هست که امروز میتوانم انجامشان بدهم ولی در گذشته نمیتوانستم. منظورم از توانستن هم، توانستن روی کاغذ نیست، توانستن واقعی است. بله، روی کاغذ و در عالمِ امکان من میتوانستم فلان کار را نکنم، فلان کالا را بخرم، با فلان آدم وارد رابطه بشوم، فلان حرف را نزنم، روز قبل از مرگ عزیزم پیش او بروم، ... امّا اینها امکانهای روی کاغذ اند. آنچه واقعیت آن زمان را ساخته امکانهای بیرونی واقعی و توان روانی بالفعل من بوده. آنچه رخ داده همه زور من بوده است. هزار بار هم برگردد منِ آن زمان همین کار را میکند.
ولی خب، مگر روان آدم گوش شنوا دارد؟ همه اینها را هم که بگویی و بداند، شلاقش را زمین نمیگذارد و با حسرت خودش را سیاه و کبود میکند.
کار دوم هم تبدیل حسرت به دعوت است: وقتی فهیدم منِ آن موقع همه دانش و زور و امکانش همین بوده، بکوشم همان چیز را در اکنون محقق کنم. اگر دوست داشتنم را به عزیزانم ابراز نکردم و حسرتش را میخورم، اکنون ابرازش کنم. اگر فکر میکنم عمرم را سر فلان کار هدر دادهام، دست از آن کار یا کارهای مشابه بکشم، اگر فکر میکنم در گذشته مراقب خودم نبودم، اکنون باشم و اگر فکر میکنم در گذشته تصمیمات درستی نگرفتهام، در اکنون هشیارتر و همهجانبهتر تصمیم بگیرم. و بدانم این همه کاری است که در مورد آن موضوع از من بر میآید.
دکتر مقدسی
باز هم درباره #حسرت
با حسرت دو کار باید کرد: یکی گرفتن واقعیتپریشی از آن و دیگری #تبدیل حسرت به دعوت.
گرفتن واقعیتپریشی از آن یعنی نشان دادن اینکه آنچه امروز میدانم در گذشته نمیدانستم و کاری را که امروز میتوانم، در گذشته واقعاً نمیتوانستم. خیلی چیزها هست که من امروز میدانم و در آن گذشتهای که "ای کاشِ" متفاوت بودنش را دارم نمیدانستم یا اهمیتش را نمیدانستم و واقعاً هم نمیتوانستم بدانم. همینطور خیلی کارها هست که امروز میتوانم انجامشان بدهم ولی در گذشته نمیتوانستم. منظورم از توانستن هم، توانستن روی کاغذ نیست، توانستن واقعی است. بله، روی کاغذ و در عالمِ امکان من میتوانستم فلان کار را نکنم، فلان کالا را بخرم، با فلان آدم وارد رابطه بشوم، فلان حرف را نزنم، روز قبل از مرگ عزیزم پیش او بروم، ... امّا اینها امکانهای روی کاغذ اند. آنچه واقعیت آن زمان را ساخته امکانهای بیرونی واقعی و توان روانی بالفعل من بوده. آنچه رخ داده همه زور من بوده است. هزار بار هم برگردد منِ آن زمان همین کار را میکند.
ولی خب، مگر روان آدم گوش شنوا دارد؟ همه اینها را هم که بگویی و بداند، شلاقش را زمین نمیگذارد و با حسرت خودش را سیاه و کبود میکند.
کار دوم هم تبدیل حسرت به دعوت است: وقتی فهیدم منِ آن موقع همه دانش و زور و امکانش همین بوده، بکوشم همان چیز را در اکنون محقق کنم. اگر دوست داشتنم را به عزیزانم ابراز نکردم و حسرتش را میخورم، اکنون ابرازش کنم. اگر فکر میکنم عمرم را سر فلان کار هدر دادهام، دست از آن کار یا کارهای مشابه بکشم، اگر فکر میکنم در گذشته مراقب خودم نبودم، اکنون باشم و اگر فکر میکنم در گذشته تصمیمات درستی نگرفتهام، در اکنون هشیارتر و همهجانبهتر تصمیم بگیرم. و بدانم این همه کاری است که در مورد آن موضوع از من بر میآید.
دکتر مقدسی
