ch
Feedback
پژوهشکده ابرار معاصر تهران

پژوهشکده ابرار معاصر تهران

前往频道在 Telegram

کانال رسمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده ابرار معاصر تهران. ارتباط با ادمین: @Tehraninstitute_admin

显示更多
2 534
订阅者
+124 小时
+97
+9830
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+59
在5个频道中
六月 '26
+114
在6个频道中
Get PRO
五月 '26
+46
在6个频道中
Get PRO
四月 '26
+26
在3个频道中
Get PRO
三月 '26
+77
在11个频道中
Get PRO
二月 '26
+27
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+22
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+97
在9个频道中
Get PRO
十一月 '25
+34
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+43
在4个频道中
Get PRO
九月 '25
+65
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+46
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+174
在7个频道中
Get PRO
六月 '25
+83
在6个频道中
Get PRO
五月 '25
+28
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+30
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+36
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+34
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+64
在4个频道中
Get PRO
十二月 '24
+95
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+129
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+89
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+90
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+28
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+28
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+19
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+32
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+27
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+41
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+27
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+46
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+53
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+27
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+55
在4个频道中
Get PRO
九月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+31
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+32
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+33
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+31
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+28
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+33
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+25
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+20
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+46
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+37
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+54
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+61
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+34
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 541
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
19 七月+2
18 七月+1
17 七月+2
16 七月+1
15 七月+5
14 七月+1
13 七月+1
12 七月+5
11 七月+1
10 七月+2
09 七月+31
08 七月0
07 七月+4
06 七月+2
05 七月+1
04 七月0
03 七月0
02 七月0
01 七月0
频道帖子
چرا اردن اکنون در کانون توجه ایران قرار گرفته است؟ با تشدید جنگ، واشنگتن نیروهای خود را از بحرین، امارات و قطر (که بیشتر در م
چرا اردن اکنون در کانون توجه ایران قرار گرفته است؟ با تشدید جنگ، واشنگتن نیروهای خود را از بحرین، امارات و قطر (که بیشتر در معرض خطر بودند) خارج و در اردن متمرکز کرد. در شرایطی که دیگر متحدان حوزه خلیج فارس، استفاده از پایگاه‌های نظامی را برای آمریکا محدود کرده‌اند، اردن به سکوی اصلی عملیات هوایی آمریکا در سراسر سوریه، عراق و کل منطقه تبدیل شد. دقیقاً به همین دلیل است که ایران توجه خود را به این کشور معطوف کرده است. وقتی دشمن در یک نقطه متمرکز می‌شود، همان‌جا به هدف تبدیل خواهد شد. حمله به پایگاه‌های «الازرق» و «ملک فیصل»، هدف گرفتنِ صرفاً یک فرودگاه نظامی نیست؛ بلکه تلاشی است تا هزینه میزبانی از نیروهای آمریکایی از حد تحمل فراتر ببرد. آمار و سرعت حملات، خود گویای همه‌چیز است: چهار حمله در پنج روز، سه کشته و ده‌ها سرباز زخمی و طبق گزارش نیویورک‌تایمز، آسیب دیدن تعداد قابل‌توجهی از بالگردهای بلک‌هاوک. ایران با این کار نه تنها خط و نشان می‌کشد، بلکه عملاً نشان می‌دهد که همچنان ذخایر موشکی انبوهی در اختیار دارد و اکنون دستش به همان نقطه‌ای می‌رسد که ایالات متحده فکر می‌کرد در امان است. @rahbord_irani

2
تشدید ادراک غرب از امکان هسته‌ای شدن ایران پژوهشکده ابرار معاصر تهران | تیر ۱۴۰۵ - در حاشیه تشدید تنش‌های منطقه‌ای، مجموعه‌ای از روایت‌ها و ادعاهای رسانه‌ای در فضای تحلیلی غرب شکل گرفت که محور آن‌ها احتمال دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای یا نمایش آن بود. این روایت‌ها نه از سطح اسناد رسمی یا تأیید نهادهای دولتی، بلکه از زنجیره‌ای از اظهارات تحلیلگران مستقل آغاز شد و سپس در برخی رسانه‌ها بازنشر یافت. - این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تحولات اخیر به‌جای کاهش اهمیت گزینه هسته‌ای، به بازتولید و تقویت آن در سطوح مختلف فکری و سیاسی در ایران منجر شده است. به‌ویژه، افزایش ادراک تهدید، کاهش اعتماد به ترتیبات امنیتی خارجی و تجربه مستقیم درگیری نظامی، هم در میان بخشی از نخبگان و هم در سطح گفتمان عمومی، زمینه را برای بازنگری در محدودیت‌های پیشین فراهم کرده است. افزایش سطح آسیب‌پذیری در برابر حملات خارجی، کاهش کارآمدی بازدارندگی متعارف و تجربه درگیری‌های مستقیم، همگی این برداشت را تقویت کرده‌اند که تنها شکل پایدار بازدارندگی ممکن است در سطح هسته‌ای تعریف شود یا دست‌کم نزدیکی دائمی به آن را توجیه کند. @Tehraninstitute
236
3
تشدید ادراک غرب از امکان هسته‌ای شدن ایران پژوهشکده ابرار معاصر تهران | تیر ۱۴۰۵ - در حاشیه تشدید تنش‌های منطقه‌ای، مجموعه‌ای از روایت‌ها و ادعاهای رسانه‌ای در فضای تحلیلی غرب شکل گرفت که محور آن‌ها احتمال دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای یا نمایش آن بود. این روایت‌ها نه از سطح اسناد رسمی یا تأیید نهادهای دولتی، بلکه از زنجیره‌ای از اظهارات تحلیلگران مستقل آغاز شد و سپس در برخی رسانه‌ها بازنشر یافت. - این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تحولات اخیر به‌جای کاهش اهمیت گزینه هسته‌ای، به بازتولید و تقویت آن در سطوح مختلف فکری و سیاسی در ایران منجر شده است. به‌ویژه، افزایش ادراک تهدید، کاهش اعتماد به ترتیبات امنیتی خارجی و تجربه مستقیم درگیری نظامی، هم در میان بخشی از نخبگان و هم در سطح گفتمان عمومی، زمینه را برای بازنگری در محدودیت‌های پیشین فراهم کرده است. افزایش سطح آسیب‌پذیری در برابر حملات خارجی، کاهش کارآمدی بازدارندگی متعارف و تجربه درگیری‌های مستقیم، همگی این برداشت را تقویت کرده‌اند که تنها شکل پایدار بازدارندگی ممکن است در سطح هسته‌ای تعریف شود یا دست‌کم نزدیکی دائمی به آن را توجیه کند. @Tehraninstitute
1
4
تشدید ادراک غرب از امکان هسته‌ای شدن ایران پژوهشکده ابرار معاصر تهران | تیر ۱۴۰۵ - در حاشیه تشدید تنش‌های منطقه‌ای، مجموعه‌ای از روایت‌ها و ادعاهای رسانه‌ای در فضای تحلیلی غرب شکل گرفت که محور آن‌ها احتمال دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای یا نمایش آن بود. این روایت‌ها نه از سطح اسناد رسمی یا تأیید نهادهای دولتی، بلکه از زنجیره‌ای از اظهارات تحلیلگران مستقل آغاز شد و سپس در برخی رسانه‌ها بازنشر یافت. - این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تحولات اخیر به‌جای کاهش اهمیت گزینه هسته‌ای، به بازتولید و تقویت آن در سطوح مختلف فکری و سیاسی در ایران منجر شده است. به‌ویژه، افزایش ادراک تهدید، کاهش اعتماد به ترتیبات امنیتی خارجی و تجربه مستقیم درگیری نظامی، هم در میان بخشی از نخبگان و هم در سطح گفتمان عمومی، زمینه را برای بازنگری در محدودیت‌های پیشین فراهم کرده است. افزایش سطح آسیب‌پذیری در برابر حملات خارجی، کاهش کارآمدی بازدارندگی متعارف و تجربه درگیری‌های مستقیم، *همگی این برداشت را تقویت کرده‌اند که تنها شکل پایدار بازدارندگی ممکن است در سطح هسته‌ای تعریف شود یا دست‌کم نزدیکی دائمی به آن را توجیه کند. @Tehraninstitute
27
5
جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکده‌های غربی پژوهشکده ابرار معاصر تهران | به‌زودی... در ایام جنگ ۴۰روزه تا امضای تفاهم‌نامه، پژوهشکده
جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکده‌های غربی پژوهشکده ابرار معاصر تهران | به‌زودی... در ایام جنگ ۴۰روزه تا امضای تفاهم‌نامه، پژوهشکده ابرار معاصر تهران، گزارش‌هایی موضوعی با تمرکز بر اندیشکده‌های غربی تدوین می‌کرد. اکنون، برخی از این گزارش‌ها در قالب کتاب «جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکده‌های غربی» تجمیع شده است. عناوین گزارش‌ها به‌شرح زیر است: ۱. جنگ آمریکا علیه ایران؛ پیروزی تاکتیکی، شکست راهبردی ۲. محاصره دریایی ایران؛ برگ برنده، قمار پرهزینه یا اقدامی محکوم ‌به شکست؟ ۳. چشم‌انداز منازعه ایران و آمریکا؛ تشدید جنگ نظامی، اقتصادی یا منطقه‌ای؟ ۴. چرا بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها حامی تداوم جنگ است؟ ۵. ارزیابی اثربخشی محاصره دریایی ایران ۶. مردم ایران و مسئله جنگ ۷.نیک استوارت؛ چهره‌ای که دیپلماسی با ایران را بی‌معنا می‌داند ۸. چهار نقش برای سپاه در ایران ۹. رقابت‌های عربی و فرصت‌ها و تهدیدهای آن برای ایران ۱۰. جایگاه چین در جنگ ایران ۱۱. همکاری‌های نظامی-اطلاعاتی ایران و چین ۱۲. توصیه‌هایی برای مواجهه با ایرانِ پس از جنگ ۱۳. توان نظامی و منطق بازدارندگی نامتقارن ایران @Tehraninstitute
433
6
جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکده‌های غربی به‌زودی... @Tehraninstitute+1
جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکده‌های غربی به‌زودی... @Tehraninstitute
1
7
کمیته بررسی شکست در رژیم صهیونیستی تاريخ، ساختار و آینده احتمالی پژوهشکده ابرار معاصر تهران | اسفند ۱۴۰۲ باتوجه به سنت همیشگی رژیم صهیونیستی در تشکیل کمیته‌های بررسی شکست‌ در سطوح مختلف و هم‌چنین فقدان آشکار متنی منسجم درخصوص ساختار و کارکرد این کمیته‌ها، پژوهشکده ابرار معاصر تهران در اسفند ۱۴۰۲، گزارش پیوست‌شده را تدوین کرد. مطالعه این گزارش که پس از ارسال برای مراجع ذی‌ربط، نخستین‌بار در کتاب «جستارهایی درباره طوفان الأقصی» منتشر شد، به پژوهشگران و علاقه‌مندان به مطالعات رژیم صهیونیستی و نیز مطالعات اطلاعاتی، توصیه می‌شود. @@Tehraninstitute
705
8
تصاویر ماهواره‌ای جدید، اثرات حملات هوایی آمریکا در اطراف نیروگاه هسته‌ای بوشهر را نشان می‌دهد. اگر این موشک مستقیما به نیروگ
تصاویر ماهواره‌ای جدید، اثرات حملات هوایی آمریکا در اطراف نیروگاه هسته‌ای بوشهر را نشان می‌دهد. اگر این موشک مستقیما به نیروگاه هسته‌ای برخورد می‌کرد، بروز یک فاجعه که دامنه آن، کشورهای عرب مجاور را کاملا درگیر می‌کرد، قطعی به‌نظر می‌رسد. این کشورها حتی سابقاً یک زلزله خفیف در بوشهر را با نگرانی دنبال می‌کردند! اکنون دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، باید این خطر منطقه‌ای را به‌شکلی ویژه برای کشورهای منطقه برجسته‌تر از گذشته سازد، تا آنها با شیوه‌های مرسوم خود در گفتگو با آمریکا، خطر را از خود برهانند و مانع از آسیب‌رسانی به نیروگاه بوشهر شوند. @Tehraninstitute
547
9
محاصره ایران؛ چرا حمله به کویت و بحرین کفایت راهبردی ندارد؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران اکنون که چندین هفته از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا گذشته است، می‌توان دو نکته را برای ادامه مسیر، به‌عنوان مفروض درنظر گرفت: 1. آمریکا وقتی نتوانست در چهارچوب تقویم زمانی موردنظر خود، به اهداف حداکثری‌اش در جنگ با ایران دست یابد، با دو پیشران «تهدید زیرساختی در عَلن» و «ارسال پیام برای آتش‌بس در خفا»، تلاش کرد تا تبادل آتش را متوقف سازد تا طرح محاصره ایران را در فضایی ایمن و بدون ریسک آغاز کند. به‌نظر می‌رسد اساساً تلاش برای آتش‌بس ازسوی آمریکا، جدای از خارج کردن موقت آن از ناکامی‌های جنگ، برای آغاز محاصره بود، چراکه امکان شکل‌دهی به یک محاصره تمام‌عیار در فضای تبادل آتش، برای آمریکا پرهزینه بود و برای آغاز ایمن آن، آمریکا ناگزیر به توقف آتش در جنگ بود. پذیرش درخواست ایران ازسوی ترامپ با آن تفرعنش برای توییت‌زدن شروط تهران برای آغاز مذاکرات، کنفرانس خبری نامعقول و تهاجمی ونس پس از شکست نسبی مذاکرات اسلام‌آباد و سرعت قابل‌توجه آغاز محاصره ایران ساعاتی پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد، ازجمله قرائنی است که نشان می‌دهد در طرح آمریکا، آتش‌بس مقدمه‌ای برای آغاز ایمن محاصره دریایی بود، چه اینکه می‌دانست ایران نیز در سطح اراده، در پی برهم‌زدن محاصره بر نخواهد آمد. 2. طرف آمریکایی، گزینه محاصره را معتبر، پربازده و البته زودبازده تلقی می‌کند و شوربختانه، تأیید این تلقی خود را از میان کنش‌های کلامی برخی مسئولان ایرانی نیز دریافت کرده است. ترامپ به این تصریح کرده است که محاصره، دستاوردهای بیشتری از جنگ برای آمریکا داشته است. این تلقی تقریباً در فضای اندیشکده‌ای و سیاسی آمریکا، با اقبال جدی روبرو است. وقتی این دو مفروض مبنای تحلیل قرار گیرد، دو مسیر مطلوب عملیاتی برای هر یک از طرفین یعنی ایران و آمریکا قابل طرح است؛ الف. مطلوب آمریکا آن است که بتواند محاصره دریایی را در زمان مقتضی برقرار سازد و البته پاسخ ایران را که در انسداد تنگه هرمز معنا می‌یابد، خنثی سازد. بنابراین واشنگتن درپی آن است که امکان‌های تسلیحاتی، ارتباطی و انسانی ایران برای انسداد تنگه را تضعیف کند و برای فشار بیشتر، محاصره را آغاز کند. حتی برای چنین فشاری، مسیرهای مواصلاتی ایران به کشورهای شمالی‌اش را نیز مورد هجوم قرار دهد (خط آهن آق قلا). ب. ایران، محاصره را فنِّ بدل آمریکا درمقابل انسداد تنگه هرمز می‌داند که متأسفانه مؤثر نیز بوده است؛ بنابراین مطلوبش آن است که بتواند هم‌زمان توان انسداد تنگه هرمز را حفظ کند و البته مانع از امکان محاصره دریایی ازسوی آمریکا شود. آمریکا برای هر دو رکن کنش مطلوبش، فعال است؛ هم توان ایران در انسداد هرمز را تضعیف می‌کند و هم توان محاصره ایران را حفظ و تقویت می‌کند. اما همه کنش‌های عملیاتی ایران، در راستای مطلوبیت‌هایش نیست؛ تهران در پی تحکیم اقتدار خود بر تنگه است و در این مسیر، تاکنون مماشات نکرده است، اگرچه هزینه‌های شبانه تحمیلی از سوی آمریکا، باید محل توجه جدی باشد. ایران اما برای تضعیف توان محاصره دریایی آمریکا، طرح عملیاتی مشخصی ندارد یا اینکه تاکنون اجرا نکرده است. حملات واکنشی به بحرین و کویت نیز احتمالاً بی‌/کم‌ارتباط با توان محاصره آمریکا است، اگرچه مزایای راهبردی دیگری دارد. صرف انسداد تنگه، اگرچه واجد دستاوردهایی است، اما با احتساب آغاز محاصره هم‌زمان ایران توسط آمریکا و نیز متغیر گذشت زمان، می‌تواند دوباره شرایط گذشته را برقرار سازد که در کلام برخی مسئولان نیز متأسفانه آشکارا فریاد زده شد. به‌نظر می‌رسد باتوجه به برجسته‌شدن «آغاز محاصره» در ادبیات مقامات آمریکا، جمهوری اسلامی ایران باید طرحی عملیاتی برای ناایمن‌سازی محیط محاصره را در دستورکار داشته باشد تا آغاز آن را با هزینه و ریسک برای آمریکا همراه سازد؛ آنچه که در فضای آتش‌بس پیشین، اساساً وجود نداشت و آمریکا بدون هزینه و خطری، طرح محاصره را آغاز کرد. وقتی آمریکا هم از انسداد تنگه متضرر شود و هم محاصره را به‌دلیل فعالیت‌های تهاجمی هدفمند ایران در محیط مرتبط، پربازده و زودبازده نیابد، ضمن افزایش تاب‌آوری کشور، آقایان برای پیگیری دیپلماسی نیز احتمالاً گزینه‌های بهتری خواهند داشت. @Tehraninstitute
3 270
10
رهبر ماندگار تاریخ ایران ✍️پژوهشکده مطالعات راهبردی ▪️یکی از خصوصیات اصلی و محوری رهبر شهید انقلاب اسلامی در دوران زمامداری، تعلق خاطر عمیق ایشان به ایران و هر آن چیزی است که به ایران انتساب می‌یابد. در شرایطی که هجوم همه جانبه و بی وقفه تبلیغاتی و رسانه‌ای، معطوف به مسخ اندیشه واقعی و تحریف گرایش اصلی ایشان بوده و به عنوان بخشی از پروژه ایدئولوژی دین‌ستیز و نفرت پراکن توسط بخشی از اپوزیسیون خارج نشین عمل کرده است، بازخوانی و یادآوری تمایل قلبی و عملی رهبری شهید انقلاب اسلامی به مسأله "ایران" حائز اهمیت می باشد: 1 -هویت اندیشی ایرانی: رهبر شهید در سیاست ورزی خویش بر این نکته متمرکز بود که روح جمعی ایرانی، باید متعهد به هویت ملی خود، آن تمایز و برجستگی خاص را حفظ نموده و از غلتیدن به سوی تقلید و تبعیت از فرهنگ های مهاجم پرهیز نماید. مرزگذاری میان هویت ایرانی با هویت سایر ملل و احساس تشخص به این هویت اصیل، کهن و جاودانه با این انگیزه عمیق ایشان همراه بود که باید ایران را به جایگاه واقعی خود در جهان رساند و اسیر جاذبه فریبکارانه تمدن‌های دیگر نشد. اصرار بر هویت ایرانی، یک رکن محوری اندیشه سیاسی رهبر شهید به شمار می‌آید.    2- سبک زندگی ایرانی- اسلامی: برجسته‌سازی سبک زندگی ایرانی- اسلامی، یکی از ترجیع بندهای همیشگی امام شهید برای فاصله گذاری میان هویت خاص ایرانی با مشخصات سایر حوزه های فرهنگی و اجتماعی بود. جایگاه این عنوان در بیانیه محوری گام دوم انقلاب اسلامی، گویای حساسیت ایشان در ارتباط با سبکی است که دوگانه ایرانیت و اسلامیت را نه در برابر یکدیگر، بلکه همسو، همساز و هماهنگ با هم می‌بیند و ماهیتی تکمیلی و هم افزاینده برای آن در نظر می‌گیرد. این سبک زندگی طیف متنوعی را شامل می شود که زندگی فردی و اجتماعی شهروندان در قالب آن می گنجد. رهبر شهید در همین راستا حتی به قاریان قرآن توصیه می‌کرد در هنگام حضور در محافل بین المللی، لباس ایرانی را حفظ کنید و از لباس های غیرایرانی اجتناب نمایید. 3- پاسداشت زبان فارسی: اگر در دورانی، تعهد به زبان فارسی به عنوان نشانه اصلی هویت ایرانی از سوی متفکران و اندیشمندانی همچون فخرالدین شادمان و حلقه محدود روشنفکرانی چند مطرح می‌شد، در دوره ما رأس هرم سیاسی و رهبری نظام، خود داعیه دار اصلی تقویت زبان مادری و معیار بود. آرمان‌گرایی در این زمینه، ناظر به دستیابی به جایگاه رفیع علمی در دنیا که پژوهشگران برای دانش اندوزی خود را مکلف به آموختن زبان فارسی بدانند، اصالت تعهد رهبر شهید به این رکن مهم فرهنگ و تمدن ایرانی را ثابت می کند. 4- ایران قوی: پیشرفت ایران بالاترین هدف امام شهید در دوران زمامداری بود و ایران قوی، یک کلیدواژه اصلی در ادبیات ایشان به شمار می‌آمد. تعهد به تقویت قدرت ایران در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی، نظامی، فناوری، و ... چیزی جز ایران‌گرایی مثبت و سازنده در اندیشه رهبری شهید را نشان نمی‌دهد. پافشاری ایشان بر تولید واکسن ایرانی کرونا و آمادگی برای دریافت آن در نوبت‌های نخست، یک جلوه منحصر به فرد از عِرق ملی امام شهید بود که هیچ گاه فراموش نمی‌شود. اصرار بر تقویت توان دفاعی ایران هم در یک سال گذشته، حجّیت و اهمیت سرنوشت‌ساز خود را به همگان ثابت کرد. 5- پاسداشت عاشقان ایران: امام شهید در چارچوب رویکرد ملی خود، هیچ گاه از پاسداشت و تکریم خادمان ایران دست نشست. این خادمان در عرصه های مختلف علمی، هنری، ادبی، ورزشی، و ... درخشیدند و به موازات آن، از سوی عالی‌ترین مقام رسمی کشور نیز ارج دیدند. قاب دیدنی و به یاد ماندنی تکریم ایرج افشار، ایرانشناس برجسته، از سوی شخص رهبری شهید، خود نشانی از این رویکرد و روحیه دارد که البته از سوی محافل سیاسی و رسانه ای ستیزه جو سانسور و تحریف می‌شود. ✅  نهایتاً آنکه تاریخ ایران در صفحات پرشمار خود امروز به برگی رسیده که این حقیقت آشکار را مورد تأکید قرار می‌دهد که امام شهید، پای استقلال ایران و دفع شر بیگانگانی که در سودای تسلط بر ایران، تضعیف آن و نابودی بنیان‌های علمی و توانمندی‌های راهبردی این کشور را داشتند، تا پای جان ایستاد و از این حیث در پس قرن‌ها نشان افتخاری را بر سینه نصب کرد که کمتر حاکمی در تاریخ این مرز و بوم به آن مفتخر گردید. تاریخ ایران با احترام، تجلیل و تعظیم از شهید آیت الله سید علی حسینی خامنه ای یاد می کند که به همگان، و از جمله نسل‌های آتی آموخت که باید در راه عشق به وطن و قوی ساختن آن، جهاد و مبارزه کرد، از درخود فرو ماندگی و رکود اجتناب نمود، و همچون سربازی برای ایران، عاشقانه جنگید. https://t.me/risstudies
685
11
معنای دقیق‌تر آتش‌بس در لبنان چیست؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران براساس بند نخست تفاهم‌نامه‌ای که به امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسیده است، جنگ در لبنان باید فوراً پایان یابد و تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور محترم شمرده شود. همچنین طبق بند ۱۳، اجرای این تفاهم‌نامه منوط به آغاز پیشبرد برخی بندها از جمله بند یک (مربوط به لبنان) است. در این‌میان، باوجود آغاز اجرای تعهد ایران در بازگشایی تنگه هرمز، حملات وحشیانه اسرائیل به خاک لبنان در میانه سکوت آمریکا ادامه داشته است. فارغ از ارزیابی رویکرد ایران در اجرای گام‌به‌گام تفاهم‌نامه و نیز تحلیل سفر هیئت مذاکره‌کننده ایرانی به سوئیس، باتوجه به پیشینه آمریکا در تفسیرسازی‌های گسترده از متون تفاهم‌شده و نیز پیشینه توافق‌گریز رژیم تروریستی اسرائیل، پرسش اساسی این است که در لبنان چه تحولاتی باید صورت گیرد که به معنای تام‌وتمام اجرای بند نخست تفاهم‌نامه باشد؟ به عبارت دیگر، چه اقدامات ایجابی و سلبی ازسوی رژیم اسرائیل در قبال لبنان باید انجام شود تا تهران با اطمینان از اجرای بند نخست، به اجرای تعهدات متقابل خود بپردازد؟ در ادامه مهم‌ترین مواردی که ازسوی هیئت مذاکره‌کننده ایرانی باید پیگیری شود، مورد اشاره قرار می‌گیرد: ۱. برقراری آتش‌بس کامل در سراسر خاک لبنان؛ ۲. توقف ترورهای هدفمند اسرائیل علیه هرکدام از مسئولان، فرماندهان و وابستگان به محور مقاومت در خاک لبنان با هر ملیتی؛ ۳. خروج کامل اسرائیل از اراضی اشغالی لبنان براساس جدول زمانی مشخص، کوتاه و تضمین‌شده؛ ۴. خروج کامل اسرائیل از نقاط پنج‌گانه اشغالی در لبنان که پس از جنگ ۲۰۲۴ اشغال کرده بود؛ ۵. توقف هرگونه نقض حریم هوایی و زمینی لبنان؛ ۶. آزادی اسرا و تحویل پیکر شهدای لبنانی؛ ۷. ممنوعیت تخریب منازل و زیرساخت‌های جنوب لبنان توسط ارتش اسرائیل به‌ویژه با توجه به پیشینه تخریب‌گری این رژیم هنگام خروج از یک منطقه اشغالی؛ ۸. تعهد آمریکا به پرهیز از هرگونه اخلال‌‌گری سیاسی، اقتصادی و یا نظامی در مسیر بازگشت آوارگان و بازسازی مناطق جنوبی لبنان. جمع‌بندی آنکه به‌نظر می‌رسد پرونده لبنان، نخستین آزمون پیشرفت تفاهم‌نامه ۲۸ خرداد است. هرگونه عقب‌نشینی (زمانی، تاکتیکی و یا با هر عنوان دیگر) از اجرای کامل بند مربوط به لبنان، ایران را از دستیابی به سایر حقوق خود طبق تفاهم‌نامه دورتر خواهد کرد. تهران نباید تصور کند با تفاهم بر سر یک «تفسیر مضیّق» از بند یک، می‌تواند منافع خود و لبنان را تأمین کند؛ برعکس، به‌نظر می‌رسد تحقق اهداف محور مقاومت در تلاش برای پیشبرد یک «تفسیر هرچه موسّع‌تر» از بند نخست تفاهم‌نامه است. @Tehraninstitute
832
12
یک خط تحلیلی در کشور این است که ایران و آمریکا به‌عنوان دو state با یکدیگر به تفاهمی رسیده‌اند و نباید آن را به‌دلیل یک بازیگر فروملی هم‌چون حزب‌الله به خطر اندازند. اکنون که ترامپ، گراهام و اورتگا، در شش ساعت، هر سه از این گفته‌اند که اگر حزب‌الله به اسرائیل حمله کند (!)، آمریکا به ایران حمله خواهد کرد، باید منتظر ماند و دید این خط تحلیلی نادرست در تهران، چه استدلالی خواهد آورد. @Tehraninstitute
3 814
13
درحالی که هم‌زمان با آغاز گفتگوی چهارجانبه در سوییس، ترامپ با فاکس‌نیوز مصاحبه کرد و در جملاتی توهین‌‌آمیز، برای ملت و مقامات ایران خط‌ونشان کشید و تلاش کرد تا فضای روانی مردم ایران و جهان را حول مذاکرات سامان دهد، هم‌چنان در ایران، هیچ‌یک از مقامات پاسخی به این اظهارات وقیحانه نداده‌اند. موقت @Tehraninstitute
161
14
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران مسئله بازگشت‌پذیری تغییر منطق کارکردی ذخایر دکترین ابهام در دوره جدید جلوگیری از طرح مطالبات موشکی طرف مقابل نبود امتیازات هم‌وزن روی میز @Tehraninstitute
964
15
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ بخش پنجم پژوهشکده ابرار معاصر تهران نبود امتیازات هم‌‌وزنِ رویِ میز یکی از مهم‌ترین نکاتی که در هرگونه توافق احتمالی باید موردتوجه ایران قرار گیرد، اخذ امتیاز هم‌‌وزن از طرف آمریکایی است. از این‌منظر، موافقت ایران با خروج یا حتی رقیق‌سازی ذخایر ۶۰ درصدی، یعنی اعطای یک امتیاز بازگشت‌ناپذیر در مهم‌ترین حوزه نگرانی طرف مقابل، یعنی مسئله هسته‌ای؛ آن‌هم در شرایطی که آمریکا و اسرائیل روش‌های سخت ازجمله بمباران و شاید هلی‌برن را برای نابودی این ذخایر تجربه کرده و شکست خورده‌اند. پرسش اساسی دقیقاً اینجاست که آمریکا چه امتیازی به ایران خواهد داد که هم‌وزنِ چنین امتیازدهی ازسوی ایران باشد؟ در بهترین حالت و در قالب مجموعه‌ای از تعهداتی که ایران در هرگونه توافق احتمالی خواهد پذیرفت، امتیاز اعطاییِ آمریکایی‌ها در حوزه تحریم‌هاست. بنابراین، در قبال نابودی ذخایر ۶۰ درصدی ایران نیز تعهد آمریکایی‌ها ذیل مسئله لغو تحریم‌ها شکل خواهد گرفت. اما مسئله اینجاست که آیا دولت ترامپ اراده و توان لغو مؤثر تحریم‌ها را علیه ایران، به‌نحوی که انتفاع اقتصادی تهران تضمین شود و جمهوری اسلامی امتیازی متناظر با حذف ذخایر خود کسب کرده باشد، دارد؟ برجام با مذاکرات حدوداً دو ساله میان ایران و ۶ کشور غربی و با اتکا به یک متن پیچیده و مفصل در کنار قطعنامه سازمان ملل متحد، در لغو مؤثر تحریم‌های ایران ناکام ماند؛ اکنون مذاکراتی کوتاه با طرفی به‌شدت بدعهد و البته غیرفنی، در شرایط تشدید تعارضات منطقه‌ای و نیز مخالفت‌های دوحزبی با ایران در داخل آمریکا، چگونه می‌تواند مابه‌ازایی برای حذف ذخایر ۶۰ درصدی در اختیار ایران بگذارد؟ بنابراین، به‌نظر می‌رسد اساساً امکان و بستری برای کسب امتیاز متناظر با حذف اورانیوم ۶۰ درصدی وجود ندارد. @Tehraninstitute
738
16
آیا می‌توان تنگه هرمز را در اعتراض به نقض بند یک تفاهم‌نامه بست، اما هیئت مذاکره‌کننده عازم سوئیس شوند تا دور جدید مذاکرات را با ابتنای بر همان تفاهم‌نامه آغاز کنند؟! موقت @Tehraninstitute
1 193
17
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ بخش چهارم پژوهشکده ابرار معاصر تهران جلوگیری از طرح مطالبات موشکی طرف مقابل بررسی روند مذاکرات اخیر یا گفت‌وگوهای منتهی به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، حاکی از این واقعیت است که مطالبات طرف مقابل افزایش محسوسی داشته است. از این‌منظر، درحالی‌که در برجام، غنی‌سازی ایران تا سطح ۳.۶۷ به‌رسمیت شناخته شد، مطالبه طرف آمریکایی در دوره دولت ترامپ، غنی‌سازی صفر است. ذیل برجام و با تغییر ماهیت راکتور اراک، تولید پلوتونیوم متوقف شد. ازمنظر غربی‌ها، با اجرای تعهدات ایران در راکتور اراک و ایجاد تغییراتی در قلب آن، یکی از راه‌های تولید بمب توسط ایران مسدود گردید. غنی‌سازی به‌عنوان مسیر دوم اما همچنان حفظ شد و باوجود پذیرش محدودیت‌هایی در برجام، زیرساخت آن از بین نرفت. نتیجه آنکه از منظر غربی‌ها، چند سال بعد، ایران این زیرساخت را فعال کرد و به تولید و انباشت اورانیوم ۶۰درصدی که فاصله کمی تا غنی‌سازی تسلیحاتی دارد، مبادرت ورزید. براین‌اساس، تمرکز آمریکا در جنگ و مذاکرات کنونی، بر مسدودسازی این مسیر دوم است. بنابراین، واشینگتن به‌وضوح نسبت به مذاکرات پیشین، یک گام جلو آمده و از دیدگاه خود، به پایان بلندپرواری هسته‌ای ایران نزدیک شده است. ذیل چنین رویکردی، به‌نظر می‌رسد پذیرش انهدام ذخایر ۶۰ درصدی، نه پایان امتیازخواهی آمریکایی‌ها، بلکه نقطه شیفت آنها از پرونده هسته‌ای به سایر پرونده‌هاست. بنابراین، در صورت عقب‌نشینی در پرونده هسته‌ای، احتمالاً دستورکار مذاکرات تحمیلیِ آتی ایران و آمریکا بعد از طی دوره‌هایی از تنش و درگیری، پرونده موشکی ایران خواهد بود. @Tehraninstitute
745
18
سخنگوی وزارت خارجه: تا این لحظه برنامه حضور تیم‌های مذاکره کننده در ژنو پابرجاست اما امضای تفاهمنامه به صورت دیجیتالی بوده و مراسم امضایی در سوئیس برگزار نخواهد شد.
1
19
اهمیت فُرم در کنش‌های دیپلماتیک و قاب مشترک قالیباف/ونس در روز جمعه پژوهشکده ابرار معاصر تهران فارغ از نقدها و ارزیابی‌های محتوایی صورت گرفته طی روزهای اخیر نسبت به برخی گزاره‌های تفاهم میان ایران و آمریکا که به‌صورت غیررسمی ازسوی منابع داخلی و خارجی منتشر شده است، اکنون که به روز جمعه نزدیک می‌شویم، می‌توان با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی و وحدت میان آحاد ملت برای عبور از این مرحله سخت، یک ملاحظه شکلی را با هیئت ایرانی اعزامی به سوئیس برای امضای تفاهم‌نامه درمیان گذاشت. اهمیت فُرم در کنش‌های دیپلماتیک در چهارچوب کنش‌های دیپلماتیک، فارغ از اهمیت ذاتی و تعیین‌کننده محتوا، فُرم و مسائل شکلی نیز دارای اهمیت است. اساساً بخشی از فهم عموم جامعه از یک کنش دیپلماتیک و شخص دیپلمات، اینگونه سامان یافته است که در گفتار، کلمات با دقت و حساسیت بسیار و البته در چهارچوبی محافظه‌کارانه انتخاب و ادا می‌شود و البته چهارچوب‌های شکلی، آراستگی، زبان بدن، تشریفات لازم و... نیز مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد. این الزامات شکلی البته که تا وقتی به محتوا آسیب نزند و عرصه را بر آن تنگ نکند، کاملاً پذیرفتنی و قابل دفاع است. فراتر از این الزامات شکلی معطوف به کنش‌های دیپلماتیک، محیط تعاملات دیپلماتیک نیز مورد توجه دولت‌ها بوده است. به‌عنوان مثال، شکلِ میز مذاکره، بارها محل دغدغه هیئت‌های دیپلماتیک برخی دولت‌ها بوده است. مثلث، مربع، مستطیل، بیضی و دایره‌بودن میز مذاکره یا یک رویداد خاص دیپلماتیک، واجد معنا است. خانم دکتر سعیده لطفیان در کتاب «استراتژی و روش‌های برنامه‌ریزی استراتژیک» که توسط انتشارات وزارت خارجه به چاپ رسیده است، نمونه‌هایی تاریخی از اهمیت شکل میز مذاکرات را آورده است. بنابراین، فُرم همواره مهم بوده است. قاب روز جمعه اکنون که تصمیم رسمی جمهوری اسلامی ایران، امضای حضوری تفاهم‌نامه با آمریکا در سوئیس است، درحالی که هیئت آمریکایی نیز با ریاست معاون اول ترامپ، جی‌دی ونس درآن برنامه حضور خواهد یافت، ذکر یک ملاحظه شکلی ضروری است؛ اگر آقای دکتر قالیباف (یا حتی آقای دکتر عراقچی) و ونس در لحظه امضا در یک قاب رسانه‌ای قرار گیرند، به‌نظر می‌رسد ایران حداقل به دو دلیل متضرر خواهد شد؛ سطح داخلی: انتشار قاب مشترک مقامات ایران و آمریکا، عصبانیت عده‌ای را که طی روزهای اخیر با تلاش‌های بسیار برخی چهره‌ها تاحدی تعدیل شد، احتمالا برخواهد افروخت و البته گستره ناراضیان نیز ممکن است بیشتر از روزهای قبل شود. به‌ویژه اگر نقدهای کارشناسی به متن توافق با آشکارشدن متن نهایی بیشتر شود، این می‌تواند به‌صورت هم‌افزا با پیامدهای انتشار قاب مشترک، دستاویز تخریب‌ها و سوءرقابت‌های سیاسی برخی شود و وحدت و انسجام اجتماعی را دچار آسیب سازد. یک نمونه مشابه تاریخی، تصویر و فیلم قدم‌زدن وزیران خارجه وقت ایران و آمریکا در مذاکرات منتهی به برجام بود که پیامدهایی در داخل داشت و البته با واکنش منفی رهبر شهید نسبت نیز مواجه شد. البته که این مثال، تفاوت‌هایی با رویداد امضای تفاهم‌نامه دارد، اما از حیث توجه به نگاه انتقادی رهبری شهید به اقدامات غیرضرور و مضر در دیپلماسی، قابل‌تأمل است. بنابراین بهتر است درصورت دستیابی به توافق نهایی، برخی اقدامات نمادین در دستورکار قرار گیرد، نه اکنون و در تفاهم ایجاد شده. سطح خارجی: واقعیت این است که ترامپ، بیشتر از جمهوری اسلامی ایران به این تصویر نیاز دارد. توان روایت‌سازی ترامپ و رسانه‌های آمریکا به‌ویژه که از روزهای گذشته نیز آغاز شده و شوربختانه بعضاً با سکوت طرف ایرانی همراه شده است، عملاً باعث می‌شود تا احتمالاً روایت واشنگتن از این تفاهم و امضای آن، غالب شود. البته نمی‌توان زمینه‌های انتقادی متوجه آمریکا را در رسانه‌های غربی کتمان کرد، اگرچه مبالغه در آن نیز راهگشا نیست. اینکه ونس طی دو روز گذشته گذشته، صرفاً درباره توافق با ایران، پنج مصاحبه انجام داده است، نشان از اهتمام ویژه آمریکا به روایت‌سازی در این حوزه دارد و این درحالی است که در ایران، شرایط متفاوت است. پیشنهاد این یادداشت، پرهیز از قرار گرفتن در موقعیتی است که قابی مشترک به عرصه رسانه و البته ترامپ هدیه دهد. چنین قابی البته می تواند در توافق نهایی محقق شود. طبیعی است که این پیشنهاد سلبی، نیازمند ملاحظات اجرایی و ایجابی است که آقایان مسلط بر آداب تشریفات دیپلماتیک، در صورت وجود اراده برای تحقق این پیشنهاد سلبی، توان ارائه آن را خواهند داشت. @Tehraninstitute
739
20
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ بخش سوم پژوهشکده ابرار معاصر تهران دکترین ابهام در دوره جدید یکی از نکاتی که به‌نظر می‌رسد در جنگ اخیر بر اهمیت و ضرورت حفظ اورانیوم ۶۰ درصدی افزوده، رویکرد طرف مقابل نسبت به حفظ این ذخایر ازسوی ایران است. در دوره پیش از جنگ ۱۲ روزه، جریان اصلی در غرب بر این باور بود که جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال عبور از آستانه هسته‌ای نیست؛ اما تلاش می‌کرد تا هرگونه امکان چنین اقدامی را از ایران سلب کند. اما طی ماه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه و به‌ویژه در دوره پس از جنگ ۴۰ روزه، به‌نظر می‌رسد محافل اندیشکده‌ای و رسانه‌ای غرب بر این باورند که به دلیل برخی ضرباتی که جمهوری اسلامی در دو جنگ اخیر دریافت کرده، احتمال گذار تهران از سیاست آستانه هسته‌ای بیش از گذشته شده است. اساساً تعداد قابل توجهی از گزارش‌ها و تحلیل‌های محافل اندیشه‌ای غرب، افزایش این احتمال را به‌عنوان یکی از پیامدهای رویکرد رادیکال ترامپ در قبال ایران ارزیابی می‌کنند و بعضاً آمریکا را به دلیل هُل‌دادن ایران به سمت ساخت سلاح، مورد سرزنش قرار می‌دهند. چنین ادراکی البته در محافل اسرائیلی نیز قابل رهگیری است. بنابراین، به‌نظر می‌رسد کارکرد ابهام‌زایی اورانیوم ۶۰ درصدی ایران، متمایز از گذشته و به‌عبارت بهتر، در اتمسفری جدید، واقعی‌تر و باورپذیرتر شده است. براین‌اساس، هرگونه حذف این اهرم ابهام‌ساز، می‌تواند انگیزه نظام‌مند و ریشه‌دار طرف مقابل را برای تشدید رویکرد سخت علیه ایران افزایش دهد و ابهام‌زایی را به‌عنوان یکی از اهرم‌های ایران از میان بردارد. @Tehraninstitute
692