3 516
订阅者
+124 小时
-137 天
-6030 天
帖子存档
3 515
مهم نیست چقدر آرامی، میخندی
یا به نظر میرسد که ظاهرا هیچ مشکلی نداری.
من با آن بخش از وجود تو حرف میزنم
که رنجیده یا زخمیست...
آن بخش از وجودت که بحرانهای سختی را پشت سر گذاشته،
تنها مانده، درک نشده و بهبود نیافته...
من با آن بخش از وجود تو حرف میزنم
که در پس نقاب فراموشیات پنهان کردی
اما گسترش پیدا کرد و تو گاهی
بی هیچ دلیل مشخصی حالت خوب نبود و نمیدانستی
این حال بد، ناشی از سرکوب کردن همین بخش از وجودت بوده،
بخشی که نیاز به مرهم و التیام داشت
و تو بیهیچ تلاشی برای مداوا، پنهانش کردی.
من با همانتکه از وجود تو حرف میزنم و
به جای تو و تمام آدمهایی که به او آسیب زدند
و بیتفاوت از کنارش گذشتند، از او عذرخواهی میکنم.
باید تکههای شکسته و زخمی و التیامنیافتهی وجودمان را پیدا کنیم
و بهجای انکار کردن، دنبال درمانشان باشیم
که گاهی یک زخم کوچک اگر مداوا نشود،
تمام وجود یک انسان را درگیر میکند
و جامعهی ما مبتلاست؛ مبتلا به بغضهای خشم شده
و زخمهای درمان نشدهی عمیق شدهی گسترش یافته.
@gitmit
3 515
من الان اینجام که داستایفسکی میگه :
یک چیز دیگر هم بود که عذابم میداد،
وآن اینکه هیچکس شبیه من نبود
و من هم شبیه کسی نبودم...
من تنهام و آنها با هم...
@gitmit
3 515
میخوام بهت یه چیزی بگم؛
من شبایی رو گذروندم که هیچوقت فکر نمیکردم صبح بشه،
آدمایی رو حذف کردم که فکر میکردم
اگر یک روز توی زندگیم نباشن،
قطعا صبح از دوریشون بیدار نمیشم
از دست دادنایی رو تجربه کردم که حس میکردم
از شدت غم، قطعا قلبم همون لحظه منفجر میشه...
اما یه روزایی بعدش اومد که دیدم نه، غم، آدمارو نمیکشه،
چون خدا معجزه ای رو میفرسته که میفهمی
همه چیز میتونه عوض بشه
فقط باید صبر داشته باشی...
@gitmit
3 515
امیدوارم اگه از آدمها ناامید شدی،
لااقل یه جای خلوت برای غصهخوردن داشتهباشی.
این که خودشون سعی کنن آرومت کنن
درد رو چندبرابر میکنه...
@gitmit
3 515
آدمای درونگرا ضعفی تو مهارتهای اجتماعی ندارن،
صرفاً علاقهای بهشون ندارن.
میتونن خیلی راحت صحبت کنن، البته نه با هر کسی.
میتونن مثل یه کتاب زیر و بمت رو بفهمن.
میتونن خیلی بیشتر از خودت در مورد خودت بهت اطلاعات بدن.
فقط به حس و حال مناسب، موقعیت مناسب،
انرژی مناسب، و آدم مناسب نیاز دارن.
اونوقته که به حرف درمیان...
@gitmit
3 515
دیر میفهمیم چند خواهر و برادر کنار هم چقدر قدرتمندترند،
خانواده چه دلگرمی و امنیت خوبیست،
کنار هم بودن، هوای هم را داشتن، با هم حرف زدن،
از هم مراقبت کردن و دور هم جمع شدن...
دیر میفهمیم هیچکس به اندازهی خانواده ما را عمیقاً و بیچشمداشت
دوست نخواهد داشت و حالمان را خوب نخواهد کرد.
به آدمها و آدمها و آدمها پناه برده بودیم
و خسته و زخمی و اندوهگین،
به سنگر امن و کوچک خانواده باز میگردیم؛
در حالی که اندک جانی برای زیستن و نگریستن
و لذت بردن در ما باقی مانده است
@gitmit
3 515
یادآوری:
ما بین افرادِ حسود باچهره های صمیمی زندگی میکنیم،
هرکسی دوست شما نیست!
به هر کسی هر حرفی رو نزنید،
هر چیزیو تعریف نکنید،
همه جزئیات زندگیتون رو به اشتراک نزارید،
شما نمیدونید اما بعضی ها
از شکست های شما خوشحال میشن!
@gitmit
3 515
.
بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر،
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان،
قراری طولانی به بلندای یک شب،
شب عشقْ بازیِ برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد،
آسمان بغض میکند، میبارد...
خدا هم میداند که عروس فصلها،
چقدر دوست داشتنیست...
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد،
آخرین نگاه بارانیاش را،
به درختان عریان میدوزد...
دستی تکان میدهد،
قدمی برمیدارد سنگین و سرد،
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز،
و تمام میشود پاییز...
ای زيباترين روزهای عاشقی،
رفتنت به خیر...
سفرت بی خطر...
#یلدا_مبارک❤️🦋❄️
@gitmit
3 515
من همونیم که از کل وجودش خستگی میباره
ولی وقتی تو میای سمتش و میخوای باهاش حرف بزنی
از ذوق و شوق همکلام شدن باهات
خستگی و دلیل خستگیشو فراموش میکنه
و با دل و جون به حرفهات گوش میده...
@gitmit
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
