1 759
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-1930 天
数据加载中...
吸引订阅者
六月 '26
六月 '260
在0个频道中
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+35
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+10
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+32
在3个频道中
Get PRO
九月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+90
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+220
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+19
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+15
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+234
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+169
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+1 907
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 22 六月 | 0 | |||
| 21 六月 | 0 | |||
| 20 六月 | 0 | |||
| 19 六月 | 0 | |||
| 18 六月 | 0 | |||
| 17 六月 | 0 | |||
| 16 六月 | 0 | |||
| 15 六月 | 0 | |||
| 14 六月 | 0 | |||
| 13 六月 | 0 | |||
| 12 六月 | 0 | |||
| 11 六月 | 0 | |||
| 10 六月 | 0 | |||
| 09 六月 | 0 | |||
| 08 六月 | 0 | |||
| 07 六月 | 0 | |||
| 06 六月 | 0 | |||
| 05 六月 | 0 | |||
| 04 六月 | 0 | |||
| 03 六月 | 0 | |||
| 02 六月 | 0 | |||
| 01 六月 | 0 |
频道帖子
تو با خورشید زندگی میکنی/ آنا آخماتووا
دیگر از یک لیوان نخواهیم خورد
نه آبی، نه شرابی
دیگر بوسههای صبحگاهی نخواهند بود
و تماشای غروب از پنجره نیز
تو با خورشید زندگی میکنی
من با ماه
در ما ولی فقط یک عشق زنده است
برای من، دوستی وفادار و ظریف
برای تو دختری سرزنده و شاد
اما من وحشت را در چشمان خاکستری تو میبینم
دیدارها کوتاه و دیر به دیر
در شعر من فقط صدای توست که می خواند
در شعر تو روح من است که سرگردان است
آتشی برپاست که نه فراموشی
و نه وحشت میتواند بر آن چیره شود
و ای کاش میدانستی در این لحظه
لبهای خشک و صورتی رنگت را چقدر دوست دارم.
| 2 | باغ آرامت را ترک خواهم گفت
خانه سفیدت را ، باغ آرامت را ترک خواهم گفت
و زندگیم را تهی و پاک خواهم کرد
آنگاه تو را در شعرم خواهم ستود
آن گونه که هیچ زنی تا حال نکرده است
و همیشه پاره ای خواهم بود از زندگی تو
از بهشتی که برایم ساختی
گرانبها ترین ها را خواهم فروخت
عشق ات را ، نازک اندیشی ات را
آنا آخماتووا | 307 |
| 3 | اما روزگار همیشه یکجور نبود. روزهای خوب بود و روزهای بد هم بود؛ و ما بزرگتر که میشدیم بدتر میشد.
آیدین گفت: توی این مملکت پیش از اینکه به سیسالگی برسیم تباه میشویم.
سمفونی مردگان- عباس معروفی | 625 |
| 4 | باید آنقدر ارزشمند باشم که دوست داشته بشم تا دوست داشته باشم و آنقدر آزاد باشم که اگر دوست داشته باشم و متقابلا دوست داشته نشم، دست از گریبان خود بردارم و به تخریب خود و این و آن، دامن نزنم... | 910 |
| 5 | https://www.aparat.com/v/cpw7a98?refererRef=channel_page
دو تا آدم با امکانات کم، در همین وضع ایران، ببینید چقدر برا مخاطبشون ارزش قائل میشن...
فقط سطح محتوای برنامه رو با تمام کانالهای ماهوارهای مقایسه کنید...
واقعا دم فاطمه و رامتین گرم... | 950 |
| 6 | بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ!
وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ!
مترادف طرف بستن: بهره بردن، سود بردن، برخوردار شدن، بهره ور شدن، بهره مندشدن، طرف بربستن، طرف یافتن، متنعم شدن، به نوا رسیدن
معنی انگلیسی:
to gird oneself, to derive advantage | 823 |
| 7 | با امیدها نه، ولی با حسرتها زندهام....
سایرین را نمیدانم...
۲۳ سال پیش رفسنجانی نوشته بود، خواستهاند برای رفع شبهههای هستهای، پروتکل الحاقی رو بپذیریم...یه چنین چیزی...
و شد آنچه شد... | 782 |
| 8 | جنگ، تورم، اعتراضات، کشتار، جنگ، خاموشی دیجیتال، قطع ارتباطات، اینترنت طبقاتی، بیکاری، پیشا ابرتورم، تحقیر کانفیگ....آغاز عصر میلیاردهای فقیر،
همه اینها در کمتر از ۱۲ ماه رقم خورد..
حقیقتا مرا که خسته کرده است..چند روز پیش هم به اینستاگرام بعد مدتها وصل شدم..دیدم دنیای آدمهای آنجا هم چندان شباهتی دیگر به من ندارد..در نتیجه یک تنهایی فکری و بی ارتباطی در سطح دیگری نیز وجود دارد..
منتهی حوصله ندارم که بخواهم به دیگران پارس کنم...منظورم از پارس کردن هم چیزی بدی نیست..معادل مخالفت کردن بگذارید نه حتی تقابل کردن...
برخی هم بهش میگن آگاهسازی یا شاید هم مبارزه..ولی به نظرم دیگر گوشی برای شنیدن وجود ندارد. و دهانی هم برای حرفهای تازه نیست...قطبها و جهتها و بیجهتها مشخص شدهاند...و خواهیم دید که گردونه روزگار به کدام سو خواهد چرخید..به نظر خودم که بیشتر به شانس و تصادف و اتفاقات بستگی دارد تا هر چیز دیگری....
البته در موقعیت شخصی به دنبال این نیستم که از آنچه در بیست سال گذشته بودهام، استعفا بدهم و به چیز دیگری تبدیل شوم...شبیه چیزی که شاید زنده میماند، دوام میآورد.
مرگ همیشه قطعی است ولی امکان وقوع روزهای خوب هم محتمل است..در نتیجه کمی خوشبینی برای بقا لازم است، حتی اگر غیرعقلانی باشد..
مدتهاست به چیزهای احمقانه دلخوشم، مثل علیرضا فیروزجا...هر چند اون هم حالش خوب نیست...زمان از دست رفته را جست و جو میکنم، البته نه شبیه مارسل پروست...به روزگار بیآغوش و بوسه و تنهای یخزده در تنهایی...به تلاش و تکاپوی همه جانبه آدمها برای زیستن در این جنون و مفید بودن، مثل فاطمه و " هشت شب"، مثل معین و "زومان"..آدمهای شاخص در این مملکت بسیارند..
به ام اس فکر می کنم گاهی و به دختری که برادری را از دست داد و پسری که پدری....
دیگر به آینده و احتمالاتش از هر گونه که باشد هم نمیخواهم بیاندیشم...
باد ما را خواهد برد، پس ایمان میآورم به آغاز فصل سرد..
حمید فرزین | 931 |
| 9 | ناامیدی در به در از قلب من گیرد نشان
گر خیال آمدن داری عزیزم زودتر
عمر میترسم که برچیند بساط زندگی
همت عاشق شدن داری عزیزم زودتر
با بهار آرزو با خود سعادت را بیار
چون زمستان میروم بذر محبت را بیار
گر خیال کاشتن داری عزیزم زودتر
گر خیال آمدن داری عزیزم زودتر
زندگی با عشق تو شیرین و رؤیایی شده
قصر رؤیاهای من قصری تماشایی شده
تا تو را دارم چرا دل به رؤیا خوش کنم؟
بی تو کارم روز و شب احساس تنهایی شده
چشم خود میبندم و با تو سفرها میکنم
چشم دل در سینه ام مشتاق بینایی شده
از همان روزی که دیگر انتظار از حد گذشت
طفل بیتاب دلم محتاج لالایی شده
گر خیال آمدن داری عزیزم زودتر
همت عاشق شدن داری عزیزم زودتر | 793 |
| 10 | آخرین باری که کسی گفت:"دوستت دارد" و باورش داشتی، چه زمانی بود؟
باور کردن ش شاید دشوار باشد، ولی بخش قابل توجهی از احساس ارزشمندی ما، در پاسخ به سوال بالا معنی پیدا میکند..
احساس ارزشمندیمان و نه لزوما کیفیت و راحتی یا ناراحتی زندگیمان... | 983 |
| 11 | مملکتی درست کردند که سود هر کسی در ضرر عده دیگری ست..... | 0 |
| 12 | قصه کوتاه من و ما و خیلی از سلسلههاست:
-خودتضعیفگری
-خودتخریبگری
-خود ویرانگری
و نهایتا «خودنابودسازی».... | 0 |
| 13 | تراپی در دوران جنگ
یکی از چیزهایی که در این دوران جنگ به عنوان درمانگر احساس کردم، این بود که بیهوده اینقدر وارد این بحثهای تابآوری و ادامه دادن نشیم..این کلیشههای بیهوده کپی شده از کتابهای غربی...
به نظرم در این جامعه، باید روی "آستانه تحریک" آدمها کار کرد، بدون اینکه عاملیت خودشون رو از دست بدن...و برای اینکه عاملیت خودشون رو از دست ندن و آستانه تحریک متناسبتری پیدا کنند، باید بتونند "دامنه نفوذ" خودشون در شرایط بحران رو بازتعریف کنند....
گاهی کسی آستانه تحریک ما در برابر کسی بالا میره که کوچکترین دامنه نفوذی نداره ..
بخشی از ما در این فشارهای دوران جنگ، تبدیل به افرادی میشیم که از مرحله مخالفت با آدمها به سرعت به سوی تقابل و تخاصم حرکت میکنیم...چون هر روز شرایط بیرونی، فشار بیشتری میاره، و تحریکپذیرتر و واکنشیتر شدن به دنبالش میاد که سودی در اون جز فرسایش بیشتر خود ما نیست.
در کنار دیماه و جنگ، ما جامعه ای هستیم که از لحاظ رابطهای نیز آسیبهای فراوانی رو تجربه کرده است..و باورم کنید که در نهایت برای انسان، رابطه به یک معنی" همه چیز" است و عامل بقا...
حمید فرزین، نهم اردیبهشت ۱۴۰۵، به بهانه روز روانشناس
در ابعاد حاکمیتی، مردم زخم خورده دیماه هستند و در ابعاد جنگی، اسیب دیده به شکلهای دیگر...
اما در ابعاد رابطه ای هم در ماه های اخیر، آسیبهای زیادی رخ داده است که به راحتی قابل ترمیم نیست و افراد را رنجورتر کرده است.. | 1 141 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
