Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 876 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 553,并在 伊朗 地区排名第 15 591 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 876 名订阅者。
根据 01 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 532,过去 24 小时变化为 -25,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.06%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.16% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 889 次浏览,首日通常累积 473 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 13。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 02 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 876
订阅者
-2524 小时
+477 天
+53230 天
帖子存档
21 932
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#رسوایی قسمت ششم
بابام دوباره رخت دامادی پوشید. میدونید! مجبور بود. باید یک زن میآمد تو زندگیش. چند سال از مرگ مادرم میگذشت و او هنوز مجرد مانده بود. وفاداری به زن جوان مردهاش نگذاشته بود و یا دل و دماغ ازدواج را از دست داده بود که دور و بر زن گرفتن نمیگشت.
رسیدگی به مزرعه و کار در خانه و سرپرستی بچه پسری که مدام بزرگتر میشد و با شیطنتهایش آتش بیشتر میسوزاند و مراقبت دوچندان میخواست، کار سختی بود. عاقبت ازدواج کرد؛ با اصرار عمههایم. حالا که فکر میکنم، میبینم کار درستی کرد. من ده ساله بودم که نگار آمد؛ زن بابایم را میگویم. حاصل یک جشن ساده و یا بهتر بگویم میهمانی نه چندان پرسروصدا، پای یک تازه وارد را به خانه ما باز کرد.
نگار از جایی دیگر میآمد؛ شهری نه چندان دور. پدرش زارع بود مثل ما و زود دخترش را فرستاده بود خانه شوهر. راست بوده یا نه، نمیدانم ولی اینطور میگفتند که شوهرش عقیم بوده و علاوه بر این که نگار را از مادر بودن محروم کرده بود، مرد زورگو و بد اخلاقی هم بوده.
اذیتهای فراوان و شوق مادر شدن نگار به جان آمده از دست شوهر بدخُلق را وا میدارد تا عقیم بودن او را بهانه کند و طلاق بگیرد. پدرش که برای پرکردن شکم خود و چند فرزند دیگرش درمانده بوده، زود در تدارک پیداکردن داماد دیگر بر میاید و عمههای پیگیر من میشوند ریسمان
وصل پدرم با نگار.
پدرم را هر طور بوده راضی میکنند تا دوباره پا به حجله گاه بگذارد؛ عروس نو با خودش اسباب و جهیزیه چندانی نیاورد ولی یک زندگی جدید آورد.
زیاد طول نکشید که اخلاق نگار دستم آمد؛ بد نبود، کاری و پر تلاش بود و بعد از مدت کوتاهی باری بزرگ از دوش پدرم برداشته شد. خانهاش نظم گرفت. پردهها که عوض شد و یکی دوتا فرش نو که آمد توی اتاقها، خانه ما جان دوباره گرفت؛ کهنگی و کسالت رفت، شادابی امد، خانه ما هم آب ورنگی گرفت. رفتارش با من هم بدک نبود. نمیگویم مادر دومی برایم شد، ولی هیچ وقت آزارم نداد، تحقیرم نکرد، داستان نامادری بدجنس را تکرار نکرد و خلاصه حضورش شد سفرهای پر از غذای گرم و نان تازه و رختهای شسته و خانه تمیز.
عمههايم میگفتند که مادر صدایش بزنم ولی نتوانستم. به تقلید از پدرم نگار صدایش میکردم. زندگی من هم در سایه حضور نامادری بهتر شد: لباسهای تمیز داشتم و اتاقی مرتب؛ بوی حضور یک زن مکان زندگی ما را زنده ساخته بود، زن زندگی میآورد اقای وکیل، زن زنده میکند......
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 932
Repost from 💥Jahan_agahi💥
به نام عشق 💖
تو چراغِ خود برافروز...
در دنیای تاریک، هر یک از ما میتواند با برافروختن یک شمع، مسیر روشنایی را هموار کند. بذر نوری که در درون هر انسان نهفته است، با آگاهی و خودشناسی پرورش مییابد.
✨ نور وجودت را بیدار کن، زیرا:
"هر انسان جهانی در درون خود دارد."
شجاعتِ رو در رو شدن با تاریکی، نور را پررنگتر میکند؛ این نور تنها برای خودت نیست، بلکه چراغیست برای دیگران که در جستجوی نشانهای در تاریکی هستند.
هر یک از ما میتوانیم با برافروختن چراغی نه تنها خود را، بلکه دیگران را نیز از تاریکیها رها کنیم. پس در هنگامهی تاریکی، منتظر مشعل دیگران نباش...
✨ تو چراغ خود برافروز، که از شعلهی تو، هزاران شمع جان خواهند گرفت.
نورِ وجود خود را بپذیر و گسترشاش ده
"تو یکی نهای، هزاری...
تو چراغِ خود برافروز." 🔆
#نور
#آگاهی
#خودآ
#جهان_آگاهی
@jahan_999_agahi
21 932
درست زندگی کن و ایمان داشته باش که نیکی از تو به دیگران جاری خواهد شد؛
حتی اگر خود از آن نیکیها آگاه نباشی.
@book_tips 🐞
21 932
Repost from N/a
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
🍁 سفری پاییزی به دل شعر و دنیای خیال
@naranjimag
🧿 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🌸 دانلود کتابهای نایاب ممنوعه و تاریخی
@yortci_bosjin_pdf
🌳 دوره رایگان NLP
@subliminal_biokinesis_mehregan
🌻 گلچین کتابهای صوتیPDF
@ketabegoia
🍎 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🌳 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🌻 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍎 گنجینه گرانبهای کتاب صوتی
@GANGINEH
🌳 جذب جنس مخالف با تکنیک روانشناسی
@moshavereh_shoma
🌻 مجلهی زندگی"جذب"موفقیت"
@Pareparvaz63
🍎 از خودم تا عشق ♥️
@eshg_servat
🌳 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌻 (کتاب) AudioBook
@PARSHANGBOOK
🍎 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🌳 انگلیسی حرفه ای کودک و بزرگسال
@MusicOwallpaper
🌻 مهارتهای زندگی
@maharathayezendegimahmudi
🍎 متن دلنشین
@aram380
🌳 سفر به روشنای رهایی
@shine41
🌻 بانوان هنرمند و کارآفرین
@banovanehonarmandvakarafarin
🍎 کتاب های رایگان| 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
🌳 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🌻 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🍎 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🌳 (آموزش) فنّ بیان+گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🌻 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
🍎 هُنر شَراب زِندگیست 🍷
@Geraf_art
🌳 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🌻 آموزش کف بینی
@kafbini12
🍎 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🌳 استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🌻 انگلیس کامل complete English
@englishteaching1398
🍎 روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
🌳 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
🌻 حسِ خوبِ زندگی
@FullAndrewP4K
🍎 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌳 کتاب سل
@Ketabsel
🌻 زیباترین اشعار شاعران
@Mahfelshaeraneh
🍎 آوای شب_دانـلود خاطره
@AVAYESHAB2024
🌳 کتاب صوتی،تیکه کتاب
@Ketabkhooneydenj
🌻 خوشگلترین شعرهای ادبی و دلنوشتهها
@negahshear
🍎 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🌳 مجله روزهای زندگی
@Roozhayezendegi2024
🌻 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🍎 حضـرتعـشقمـولانایجان
@molaanayJaan
🌳 تست کنکور سوالات عمومـی، تخصصـی، استخدامـی
@Azsefr_beyek_text
🌻 آرایـــه، ضربالمثـــل، شعر فارســـی
@Azsefr_beyek_farsi
🍎 حال خووب بایک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🌳 انگلیسی لغات 3500 GRE
@gre3500book
🌻 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🍎 راهـــی بــه آرامِــش دَرونــی💎
@ravanshenasivaerfan
🌳 هنر آشپزی خوشمزه
@Foodbankn
🌻 انگلیسی آسان با 🎬 و 🎵
@Englishtub
🍎 مجله پزشکی زیبایی سلامتی
@Drsalam2025
🌳 کلیپهای انگیزشی
@kelephayeangizeshi
🌻 مدیریت زندگی
@LifeManage
🍎 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🌳 معنای زندگی چیست؟
@manaye_zendegi_chist
🌻 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍎 ده دقیقه رمان و روانشناسی🎙
@peyke_pouyesh
🌳 آموزش مکاتب ادبی
@daldastan
🌻 کتاب صوتی دزیـره مـتـن ناب📝
@dessEre
🍎 دوره، رازهای پولسازی
@Maya_Mind
🌳 کتابفروشی ارزان کتاب
@KotobeArzan
🌻 شمس الحق تبریزی
@khodshnasi
🍎 کاملترین کتابخانه تلگرام
@mabadbook
🌳 همهچیز درباره گلدان سالم
@Maryamgarden
🌻 اینجا هر روز ورزش کن
@MaryamTeam
🍎 دروازه دانایی 𝝗𝝤𝝤𝝟𝝛
@Audio_Books_24
🌳 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌻 نوستالژی زیرخاکیهای خاطره انگیز
@nuostalzhi
🍎 دل واژههای تنهایی
@gandomzaran
🌳 همه چیز درباره ایالات متحده آمریکا
@hamechiamerica
🌻 مدار رشد
@buissness_womann
🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🌳 آشپزی تلگرامی
@telefoodgram
🌻 مدینه فاضله
@Madineh_Fazeleh
🍎 جملات نویسندگان برتر
@anahelanjoman
🌳 آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
🌻 جامعهشناسی کاربردی|نظریهها و مفاهیم
@A_Quick_look_at_Sociology
🍎 آموزش هنر و دکوراسیون🏡
@TazeineManzel
🌳 کتابخانه کودک و نوجوان
@childrenbook
🌻 کتابها مثل ریشههای یک درختاند
@nevisandbdonya
🍎 کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
@Zardoshti_book
🌳 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🌻 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍎 کافه کتاب صوتی
@CafeBookAudio
🌳 کتابخانه صوتی و پیدیاف تاپ بوک
@Top_books7
🌻 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🍀 آموزش علم نجوم و کیهان شناسی
@yortchi_bosjin
🍎 کتابخانه صوتی من
@ketabegooya_man
🧿 خلاصه کتابهای روانشناسی
@booklove_blog
🍁 دل تراپی
@Del_Therapy
🧿🌺 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
21 932
به قدم چو آفتابم به خرابهها بتابم
بگریزم از عمارت سخن خراب گویم
به سر درخت مانم که ز اصل دور گشتم
به میانه قشورم همه از لباب گویم
✍#مولانا
@book_tips 🐞
21 932
Repost from Book_tips
🔸🔻🔸🔻🔸
جهانآگاهی ✨
جایی برای لمسِ آرامشِ درون 💫
هر دلِ آگاه، نوری برای جهان است 💛
🦋 سفر آگاهی را آغاز کن
@jahan_999_agahi
21 932
🔸🔻🔸🔻🔸
جهانآگاهی ✨
جایی برای لمسِ آرامشِ درون 💫
هر دلِ آگاه، نوری برای جهان است 💛
🦋 سفر آگاهی را آغاز کن
@jahan_999_agahi
21 932
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#رسوایی قسمت پنجم
مادرم که رفت، پدرم برایم مادری هم کرد. همه فکر میکنند که ما بختیاری هستیم چون دور و بر ما پر است از لُرها، ولی ما تُرکیم؛ اجداد بابام از آن طرف رود ارس به ایران آمده بودند. خودش میگفت که وقتی بلشویکها در روسیه سر کار میاند پدر بزرگش فرار میکنه و هر چی داشته ورمیداره و اول میآید تبریز و بعد راهی جنوب میشه و میآید به شهر ما که اون موقع دهات حاصلخیزی بوده.
ما پشت در پشت نانمان را از زمین در میآریم. همه اونا کشاورز بودند پدرم آدم سختکوشی هست. همیشه سر زمینه ومشغول یک کاری. انگار خدا اون را برای کار و عرق ریختن آفریده. زمستانها هم که کشاورزی تقریبا تعطیله اون یک جوری سر خودش را با کار تو خونه گرم میکرد. گاهی که تکیه به دیوار میداد و زیر آفتاب بیجان زمستان خستگی در میکرد، فرصتی بود تا سر به سر من بگذاره، یا سیگاری دود کنه و با رضایت به دود سفیدی که از اون سیگار ارزون قیمت بر میخاست نگاه کنه.
پدرم مرد کاره و مثل این که خستگی و فرسودگی از کار برای او معنا نداره .نمیدونم شاید سرش را با کار گرم میکنه ،چون بعد از مردن مادرم بیشتر وقتش را در روی زمین میگذراند. با این که درس زیادی نخوانده عجیب میل داشت که من درس بخوانم و به اصطلاح برای خودم کسی بشوم.
برای همین تا پشت نیمکت مدرسه نشستم همیشه نگران درس و مشق من بود. وقتی مادرم مُرد او هنوز جوان بود ولی بیشتر فکرش به من و درس و آینده من بود. اون سالها خانه ما بوی زن دیگر نداشت و هر وقت دور و بریها با پدرم راجع به ازدواج مجدد حرف میزدند، پُک محکمی به سیگارش میزد و با خنده میگفت: "دیر نمیشه. زن را هروقت آوردی به خونه درد سرش تازهس" و بلند میخندید و بحث را عوض میکرد.
من در ان سالها زندگی خوبی را تجربه میکردم، به لطف نانی که از بازوی آماده و عرق پیشانی پدر بر سر سفره میاومد، قد میکشیدم و سر بر میآوردم. چون مادر مرده بودم مورد ترحم دوست و آشنا قرار داشتم و هیچ بچهای تو فاميل جرات نداشت که به من چپ نگاه کند، چه رسد به آن که آزارم دهد. شاید برای همین قدری ناز پرورده بار اومدم.
یک دلیل دیگر هم آن بود که هر چقدر از پدرم میخواستم که به او در کارهای مزرعه و باغ کمک کنم، اجازه نمیداد و مرا به رسیدن به کارهای مدرسه تشویق میکرد. فقط در تابستانها فرصت پیدا میکردم تا یک زندگی روستایی واقعی را تجربه کنم. تابستانها بوی خاک و گیاه زندهام میکرد و چقدر از این که سرو کارم با حیوانات میافتاد، شاد بودم.
ماهها و سالها گذشت و نمیدانم چطور و چگونه شد که بالاخره شتر ازدواج جدید جلوی در خانه ما هم خوابید. پدرم دوباره زن گرفت یا بهتر بگم که در اثر اصرار عمههایم با آمدن همیشگی زن دیگری به خانهاش موافقت کرد....
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 932
✨ جهانآگاهی ✨
جایی برای لمسِ آرامشِ درون 💫
هر دلِ آگاه، نوری برای جهان است 💛
🦋 سفر آگاهی را آغاز کن
@jahan_999_agahi
21 932
Repost from کانال تبادلات ژرف
🍒🙃🍭به دنیای خلاقیت و شگفتی خوش آمدید
🗣دریچه ای به بهترین مطالب که
بصورت رایگان در اختیار قرار میگیرد
فقط👈 امشب
👇👇👇👇👇
https://t.me/addlist/iIs0Ls9pAy1lYzE0
🎁اگه ای اس ام آر دوست داری بیا اینجا
@Asmr_Relaxing_World👈
21 932
🌍✨ جهانآگاهی ✨🌍
سفری به درون خود، جایی برای آرامش و روشنایی 💫
اینجا میآموزیم:
💛 ذهنمان را آرام کنیم
💛 احساساتمان را پاکسازی کنیم
💛 انرژیمان را بالا ببریم
💛 و آرامش واقعی را لمس کنیم
هر دل روشن، چراغی برای جهان است 🌟
به کانال جدیدِ جهان آگاهی خوش آمدید
با حضور گرم شما، فرکانس عشق را در هستی جاری کنیم ❤️
@jahan_999_agahi
@jahan_999_agahi
21 932
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#رسوایی قسمت چهارم
"نمیدونم شهر کوچک ما را دیدهاید یا نه؛ آب و هوا و مردم خوبی داره، پدرم زراعت میکنه، اینقدر زمین و آب داریم که محتاج کسی نباشیم. من زود مادرم را از دست دادم، چیز زیادی از اون به خاطرم نمونده جز یک جور تصنیف که موقع خواباندن من به زبان محلی برایم میخواند.
گیلانی بود؛ اهل فومن. بلدید کجاست؟ "سرم را پایین آوردم تا جواب مثبت داده باشم. ادامه داد: "بابام سرباز بوده ،میافته گیلان، خودش میگفت که روی برجک نگهبانی مشرف به شالیزار، زنها و دخترها رو هر روز میدیده که برای کار میامدند روی زمین کنار پادگان. بابام اون جا مادرم رو میبینه و زیر نظرش میگیره. از اون خوشش میآد.
خودش میگفت که خدا خدا میکردم شوهر یا نامزد نداشته باشه که همین طور هم بوده و اون دختر هیچ مردی در زندگی نداشته؛ نه پدر و نه شوهر. مادرم، یتیم بوده و با خواهرای دیگرش برای گذران زندگی روی زمینای مردم کار میکردند. بالاخره با هم آشنا میشند و بابام که اخرای خدمتش بوده مادرم را خواستگاری میکنه. اولش مادر بزرگم موافق نبوده؛ مادرم کمک خرج زندگیش بوده و تازه بیچاره چیزی از مال دنیا نداشته تا جهیزیه دخترش کنه. بابام پافشاری میکنه.پدر و مادرخودش هم موافق نبودند. نمیتونستند یک دختری را ازیک جای دور با زبان و رسوم متفاوت به راحتی قبول کنند.
سماجت پدرم همه مانع ها را از سر راه ازدواجش بر میداره. عروسی سرمیگیره و مادرم با یک چمدون لباس ومقداری خرت و پرت میآد به ولایت ما. بابام میگفت تو طول راه همش گریه میکرده و اون مجبور بوده هی قربان صدقه عروس جوان برود تا او دوری از بستگان و شهر و دیارش را فراموش کنه.
زندگی مادرم عوض شد، خودش میشه خانوم خانه و چون زن زحمتکش و ساده و بیریایی بوده فامیل و آشنایان بابام زود قبولش میکنند. سال بعد من به دنیا میام. همه میگویند که خیلی شبیه مادرم هستم. راست میگند؛ چون وقتی با دقت به عکسش نگاه میکنم، مثل این که نسخه زنانه من است. "خندید و صورت من هم به لبخند باز شد:" مادرم زود من و بابام را ترک کرد. مثل این که فقط اومده بود که من را روانه این دنیا کنه و خودش بره به دنیایی دیگه.
سه سال بعد از به دنیا اومدن من بیمار میشه؛ یک بیماری سخت که کاری از دست کسی بر نمیاومده، حتی دکترهای تهران. بابام خیلی خرجش میکنه؛ میبردش پیش پزشکای خوب، ولی فایدهای نداشته. گفته بودند که سرطان خونه؛ زده به طحال و معالجه فقط مرگ را به تاخیر میاندازه.
بابام اصرار میکند و در تهران مادرم جراحی میشه، طحالش را برمیدارند ولی سرطان از خانه جان مادرم بیرون نمیره. یک روز سرد در اواخر پاییز مادرم، من و بابام و این دنیا رو تَرک کرد. ازش تصویر مبهمی در ذهن دارم. زن جوانی که در بستر دراز کشیده و دور برش زنها و مردهای فاميل دل نگران وغمگین نشستهاند و من کودکانه و سرخوشانه جست و خیز میکردم. سه سال بیشتر نداشتم. شمع وجود مادرم در حال خاموشی بود و من غرق در دوران کودکی به بازی و شادی مشغول بودم. "مردجوان اندکی سکوت کرد.
عضلات صورتش درهم فشرده شد و معلوم بود که یادآوری آن چه میگوید برایش تلخ است:" مادرم چند روز بعد مُرد و چهره زیبایش برای همیشه در خاک سیاه پنهان شد. بعدها وقتی بزرگتر شدم عکسی از او که من را در بغل گرفته بود به دیوار اتاقم نصب کردم. تو عکس لباس محلی گیلانی تنشه و من رو سخت به خودش چسبونده، مثل این که کسی میخواهد من را از او جدا کند.
بسیاری وقتها پای اون تصویر ایستادم و آن لالایی را که مادرم به گیلکی میخوند با بغض و گاهی گریه با خودم زمزمه کردهام ......
بوخوس می جانه دیل جانه زای
میکش تی گاواره
ماری تی ره بیداره .............
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 932
ما وقتی در روح خود کاوش میکنیم به چیزهایی بر میخوریم که بهتر میبود در همان اعماق روح پنهان بمانند...
#لئو_تولستوی
@book_tips 🐞
21 932
🍃🌺🍃
چه زمانی عذرخواهی مناسب نیست؟
💭 وقتی عذرخواهی از صمیم قلب نباشد و وقتی برای آرامکردن فرد دیگر یا برای خوبجلوهدادن خود صورت گیرد، کلمات عملاً بیمعنا میشوند.
علاوهبر این، هرگز نباید در مواقع زیر عذرخواهی کنید:
• فقط بهخاطر اینکه حس میکنید از شما توقع میرود. عذرخواهی باید ارادی باشد. باید تمایل واقعی برای جبران و دلجویی وجود داشته باشد.
• چون فرد دیگری حس میکند که شما باید عذرخواهی کنید.
• ازآنجاییکه فقط میخواهید کل این مسئله فراموش شود و به نظر میآید عذرخواهی سریعترین راه ممکن است.
• هنگامی که هنوز عصبانی هستید.
• زمانی که هنوز آمادگی عذرخواهی را ندارید.
• وقتی فکر نمیکنید واقعاً کاری ناشایست، بیملاحظه یا اشتباه انجام دادهاید.
• وقتی فقط میخواهید احساس بهتری در شخص دیگری ایجاد کنید؛ حتی اگر احساس میکنید هیچ اشتباهی انجام ندادهاید.
🔸 دیگران میتوانند متوجه شوند که آیا عذرخواهی شما از صمیم قلب است یا فقط دارید کلماتی را به زبان میآورید.
مهمتر اینکه تا زمانی که تمایل ندارید مسئولیت کامل اشتباهتان را به عهده بگیرید و اعتراف کنید که کار اشتباهی انجام دادهاید، به فواید عذرخواهی دست نخواهید یافت.
#قدرت_عذرخواهی
#بورلی_انگل
@book_tips 🐞
