Book_tips
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Book_tips 的分析概览
频道 Book_tips (@book_tips) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 422 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 574,并在 伊朗 地区排名第 15 652 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 422 名订阅者。
根据 04 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 124,过去 24 小时变化为 51,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.19%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.20% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 897 次浏览,首日通常累积 472 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 15。
- 主题关注点: 内容集中在 کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ادمین:
@Zarnegar503
❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016”
凭借高频更新(最新数据采集于 05 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
21 422
订阅者
+5124 小时
+317 天
+12430 天
帖子存档
21 473
🍃🌺🍃
سوره المؤمنون آیه 43 :
مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَ مَا يَسْتَأْخِرُونَ
ترجمه :
هیچ امتی بر اجل و سر رسید حتمی خود پیشی نمیگیرد، و از آن تأخیر نیز نمیکند.
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 473
Repost from N/a
1001 فیلمی که قبل از مرگ باید دید...
@honar7modiran
رایگان کتاب بخوانید! PDF
@ketabdooni
(کتابخانه نایاب و ممنوعه)
@shifteganketab
انگلیسی عالی بدون معلم بدون کلاس
@EverydayEnglishTalk
آموزش انگلیسی مبتدی تا آیلتس۲ساله
@teacheruniversity
آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
کتابخانه مجازی
@llib7
مستند + علم + آگاهی
@Documentary20
تدریس مکاتب فلسفی و روانی
@anbar100
رسانه، فرهنگ - نشانه
@irCDS
فرانسه رو قورت بده
@FrenchAvecMoi
کتاب و آگاهی!
@DeyrBook
با سیاست رفتار کن!!!!
@ghasemi8483
دانلود رایگان کتابهای ممنوعه
@SaCafeketab
حقوق برای همه
@jenab_vakill
( مقالاتی دربارۀ مسائلِ جامعه )
@v_social_problems_of_iran
کتابخانه صوتی و pdf تاپ بوک
@Top_books7
مکانیک خودتان باشید !!!
@Car_BESTM
ترکی فول صحبت کن
@TurkishDilli
غزل" غزل " غزل " غزل "غزل"
@ghaz2020
حضرت مولانا و عاشقانههای شمس
@baghesabzeshgh
تربیت فرزندان با مهارتهای زندگی زناشویی
@moraghbat
خودشناسی
@haghightx
رمانسرای مجازی
@Salam_Roman
راهکاری برای افسردگی و پرخاشگری فرزندم
@ghasemi8484
گنجینه گرانبهای کتاب صوتی
@GANGINEH
جملاتی که شما رو میخکوب میکنه !
@its_anak
« هر کتابی.... بخوای داریم »
@KETAB_SALAM_CAFE
کجا بریم سفر؟؟
@JournalTourism
وکیل دادگستری
@ADLIEH_TEAM
از حیوانات بیشتر بدانیم !!!
@JANEVARANF
اطلاعات عمومی از همه جای جهان
@shogo_jaleb
انگلیسی کاربردی با فیلم
@englishlearningvideo
فن و هنر داستاننویسی
@ErnestMillerHemingway
معلوماتی که باسوادها نیاز دارند !!!
@BEDANIMS
"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی"
@mehdihemmati59
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel
این کانال مناسب همه نیست...
@OnlySookoot
نگارگری؛ هنر و ادبیات
@tabrizschoolofpersianpainting
« انگیزه رشد و موفقیت »
@angizeyeroushd
حکایت ؛ شعر و ادب پارسی
@kafeh_sher
بهترین اشعار ناب و کمیاب
@seda_tanha
گلچین کتابهای صوتی وPDF
@ketabegoia
دانستنیهای جالب و مفید !
@QUIZ400
روانکاوی، یونگ، روابط عاطفی
@hamsafarbamah
مدرسهی علوم انسانی
@zistboommedia
یافتههای مهم روانشناسی
@Hrman11
" با شعراش حرف دلتو بزن "
@Delaviz_24
بازارِ آزاد
@FreemarketEconomy
خودشناسی/ذهن /آگاهی
@hasty_be_kooshesh
هنر تذهیب و طراحی سنتی
@vida_dabir
مکالمات انگلیسی با ترجمه و فایل صوتی
@ESL4You
کتب صوتی نایاب / زندگینامۀ مشاهیر و...
@feqdanedel
زبانشناسی و علوم شناختی
@Cognitive_Linguistics_Institute
« مجله ... زندگی »
@majallezendegii
تافت: تاریخ، ادبیات، فلسفه، تمدّن
@taft_Iran
جهانگرد
@Jahangram
ارز دیجیتال و فارکس
@Forexland666
کیهان شناسی+ حیات وحش
@sci_doc_eng
شعر ناب و مشاعره
@sher_moshaer
زیباترین اشعار ناب
@Delaviz99
آرشیو ۱۴سال موسیقی بیکلام عاشقانه
@lightmusicturkish
پروفایل و والپیپر ورزشی
@varzeshguilan1
خبرهای ورزشی جهان
@KhebarhaVarzeshiJahan
جانان
@JIaNIaNI
پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
شعر و نوشته ادبی معاصر
@sheradabemoaser
چاکراها " قانون جذب " روانشناسی
@tabnahayteshgh
پیانو ((نت برترین آثار کلاسیک. سینما وپاپ
@Pianolandhk50
زبانشناسی و علوم شناختی
@Cognitive_Linguistics_Institute
دیوانِ حافظ ( صوتی - کامل )
@GHAZALAK1
گلچین موسیقی سنتی ایرانی
@sonati4444telegram
ادبیات، فلسفه
@Jouissance_me
انجمن علمی اقتصاد
@anjoman_elmi_eqtesad
اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه بزرگان
@asharsokhanan
"تمرین"تمرین" تمرین"تمرین "تمرین"
@tamrinmodern
برترین اجراهای (( پیانوی کلاسیک )) و ...
@pianoland123
زبانشناسی
@linguiran
آموزش زبان انگلیسی، آیلتس، تافل
@Linguistics_TEFL
اختلالات روانی با فیلم/مینیسریال
@Filmravankavi
کانال علمی ابرنواختر (نجوم، کیهانشناسی)
@abarnoakhtar
هزار پند مولانا با معانی اشعار
@Ashaarkotaa
کتابخانهٔ صوتی
@sedayehdastan
درمان تنبلی/اضطراب/وسواس (روانکاوی)
@Neoravankavi
"حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
@AShaarMandgar
شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم
@book_tips
افزایش انفجاری اعتمادبهنفس فوقالعاده
@zehnpooya
نکات طلایی TOEFL و IELTS
@WritingandGrammar
انگلیسی برای《 بیحوصلهها 》
@ENGLISH1388
« کتاب داستانِ همراه » !
@FICTION_12
هماهنگی برای لیستِ تبادل؛
@qpiliqp
21 473
#جبران_خلیل_جبران می گوید: فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند؛ آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش آنها از کوچه وجود شما گذر میکنند اما از شما نیستند، اگرچه با شمایند به شما تعلق ندارند.
عشق خود را بر آنها نثار کنید اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید زیرا آنها نیز برای خود اندیشه هایی دارند جسم آنها را در خانه خود مسکن دهید اما روح آنان را آزاد گذارید زیرا
روح آنان در خانه فردا زیست خواهد کرد که شما حتی در رویا نمیتوانید به دیدار آن فردا بروید ممکن است تلاش کنید که شبیه
آنها باشید اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.
@book_tips 🐞
21 473
حالا در غیاب حکومت نیستی وفنا، آهن ربای شوق وصال یک دختر سرکش چنان مرا از خود بیخود ساخت که تاثیری چون مرگ را به جای گذارده بود. یکبار از "یرواند" خواستم واسطه ملاقات من و خانوادهام شود.
ادامه🔻🔻🔻
21 473
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#ترسا قسمت نهم
مقداری پسانداز داشتم که نمیشد زیاد به آن اتکا داشت. برف آبداری را میمانست که در مقابل آفتاب داغ گرانی زندگی دوامی نداشت. هاله هم آمد به کمک. گفتم نمیخواهم متکی به پدرش باشیم. خندید که کمک نیست و عطیه است و من فرق بین این دو را متوجه نشدم.
جایی را اجاره کردیم؛ کم اسباب و پر از امید پا به آن خانه کوچک گذاشتیم هاله در نقطه پایان تحصیل قرار داشت و من در آغاز ساختن یک زندگی. تمام رشتههای ارتباط من با خانوادهام از بین رفته بود و این برایم رنجی بود که فقط میتوانستم آن را درسینه پنهان دارم. همه تلاشم آن بود که سربار خانواده هاله نشوم. حالا چشمان کنجکاو و تا حدی فضول بسیاری از آشنایان هاله به من دوخته شده بود که این جوان با تباری متفاوت چه می کند؟
آنها هیچگاه تجربه ورود بیگانهای چون من به جمع خود را نشنيده و نديده بودند. باید معقول میگفتم و رفتار میکردم؛ به آن امید که داروی عادت، مرهمی باشد بر زخم وصله ناجور بودن من.
به مدد دوستانی که داشتم و هنری که در تدریس موفق به دست آورده بودم دعوت از من برای تدریس بیشتر شد و این یعنی نان بیشتر. چرخ زندگی تند میچرخید و خوب. درآمدم برای تامین زندگی کافی شد و هاله از تحصیل فراغت جست و کوشش برای پیداکردن کاری مناسب نتیجه داد. به تدریج چشمهای خیره بر من و زندگیام چیزی برای دیدن نیافت و فرو افتاد. حالا من از درون پیله گذشته خارج شده بوده و در جاده بیانتهای آینده در حال جلو رفتن بودم. به آن چه میخواستم رسیده بودم و در کنار هاله زندگی آرامی را طی میکردم. با اين همه، فکر خانودهام رهایم نمیکرد.
آن ها مرا طرد کرده و از خود رانده بودند اما مهری که ممزوج با شیر مادر و عرق پیشانی پدر بر جان و وجودم رخنه کرده بود، حتی با گذشت روزگاران هم نمیتوانستم از خاطرم دور دارم. میدانستم که خواهرم مانند برادرانش نیست. حلقه اشکی که در آن شب جدایی در چشمانش حلقه زده بود نشان از علاقهآی صمیمانه او به من بود.
هیچگاه فکر نمیکردم که هزینه بهدستآوردن هاله آن چنان گزاف باشد. گوهری را یافته و جواهری را از دست داده بود. به مرور احساس میکردم که باید برای همیشه گذشتهام را به کناری نهاده و با آن وداع کنم؛ ولی مگر ممکن بود؟
یکسالی گذشت و من سرخوش از آن که یار را در کنار دارم بر هر تلخی و مرارتی که چهره دیگر زندگی به من نشان میداد صبوری میکردم. زندگیام بد نبود؛ چرخ آن میچرخید و با کاری که من و هاله انجام میدادیم، دچار تنگدستی نبودم. از آن که محتاج کمک خانواده زنم نبودم، احساس استقلال و غنا داشتم.
هاله هنوز فکر مهاجرت را در سر داشت و من هم که دیگر جز او کسی را نداشتم با این نظر مخالفت نمیکردم. اما به خوبی میدانستم که کندن و بریدن از جایی که به آن تعلق داشته و اتصال به غربت همیشه غریب کار آسانی نیست. هاله اشتیاق خود به رفتن را بعد از ازدواج نیز حفظ کرده بود. او بیآنکه عجلهای داشته باشد مقدمات رفتن به خارج را فراهم میکرد.
مقصد استرالیا بود، جایی که عموی هاله از سالها قبل در آن جا زندگی میکرد.انطورکه خانوادهاش میگفتند با سرمایهای نه چندان زیاد کار پرورش دام را شروع کرده و صاحب مزرعهای بزرگ در شمال استرالیا شده بود. نمیدانستم من که به جز اموزش و معلمی پیشه دیگری نمیدانستم، باید در آن کشور بزرگ چه کاری میکردم.
گاهی به شوخی تلخ به هاله میگفتم که چند وقت دیگر مرا خواهد دید که با چوبی در دست، هیهی کنان از پی گوسفندان روان هستم. هاله میخندید و میگفت: "نترس!تحقیق کردهام که آن منطقه هيچ گرگی ندارد. برای همین، من هم تنهایت نخواهم گذاشت. گله عمو خیلی بزرگ است، برای همین تو از جلو و من از عقب، گله را به چرا میبریم "وبعد هر دو میخندیدیم.
روزها و ماهها خیلی تندتر از آنچه به حساب آید میگذشت و من جز ارتباط مجدد با خانوادهام دغدغه دیگری نداشتم. تلفنهایم را جواب نمیدادند و چون از نتیجه رفتن به درب خانه پدری نگران بودم از اجرای آن فکر که گاهی سراغم میآمد پرهیز میکردم. تنها "یرواند" بود که دورادور خبرهایی از خانوادهام میآورد.
نگران حال پدرم بودم. "یرواند" میگفت که حالش بدتر شده و چند روزی در بیمارستان بستری شده است. کاری از دستم بر نمیآمد. برای به دست آوردن هاله هزینه سنگینی داده بودم. من در خانه پدری کمبودی از ابراز محبت نداشتم. تنها یک سیل بزرگ میتوانست ریشه محکم درخت زندگیام را از آن خانه کنده و بیرون اندازد.
آن سیل آمد و در میان اعضای خانه فقط سراغ مرا گرفت. جز عشق و جذبه هاله ،چه چیزی میتوانست به جدایی من با أهل آن خانه بیانجامد; فقط مرگ.
21 473
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿
📌#یادآوری_مطالعه_گروهی
✅ چهاردهمین روز مطالعه
📕 #دو_قرن_سکوت
✍ #عبدالحسین_زرین_کوب
#تعداد_صفحات_کتاب چاپ دوم : ۳۲۰
سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۰ صفحه
شروع: ۱۴۰۲/۰۴/۰۷
پایان: ۱۴۰۲/۰۵/۱۲
🗓 امروز بیست و یکم تیر ماه
🗒 صفحات ۱۲۸ تا ۱۳۸
@book_tips 🐞📚
🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊
21 473
حل شدن در دل معشوقه
که ایرادی نیست
چای هم آب کند
در دل خود قندش را
#اسماعیل_محمدی
@book_tips 🐞
21 473
🍃🌺🍃
سوره فصلت آیه 22 :
وَ مَا كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَ لَا جُلُودُكُمْ وَلَٰكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِمَّا تَعْمَلُونَ
ترجمه :
شما اگر گناهانتان را مخفی میکردید نه بخاطر این بود که از شهادت گوش و چشمها و پوستهای تنتان بیم داشتید، بلکه شما گمان میکردید که خداوند بسیاری از اعمالی را که انجام میدهید نمیداند!
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 473
Repost from تبادلات فرهنگـیادبـی
[🟥]
≣ "ریکی" روشی قدرتمند✦ برای درمان بیماریها✦ شمعتراپی👇👇
🔴 https://t.me/reikimaneli ⩥⩥
فن بیان و آداب معاشرت به زبان آدمیزاد
𖤌 @BUSINESSTRICK
آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
𖤌 @ECONVIEWS
یه دنیا عکس پروفایل
𖤌 @cafeaks1
آنسوی * مرگ * چه خبر است !!
𖤌 @PasAz_Marg
"عطر" و " معنا "
𖤌 @motaeeal
زندگی ات را "تغییر" بده !
𖤌 @MossbatAndishann
ماورای طبیعیشدن/ دکتر جو دیسپنزا
𖤌 @joe_diispenza
تفسیر قرآن
𖤌 @Pious114
شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم
𖤌 @book_tips
من یک زنم《درڪم ڪن》
𖤌 @zanan_khoshbakhti
آشنایی با مکانهای زیبای جهان
𖤌 @gashtogozardarjahan
"شعر" و "شعور"
𖤌 @shabhaye_niloofari
قدرت درون توست ☆لوییز هی☆
𖤌 @Louise_Haychanel
بیداری معنوی ♡ فرکانس درمانی♡
𖤌 @payamibarayesolh
غزل" غزل " غزل " غزل "غزل"
𖤌 @ghaz2020
متنهایی که بشدّت آرومت میکنه !
𖤌 @zendegi_ziibaaaast
با《خدا》باش پادشاهی کن!
𖤌 @kh0daShEnaSi
حالتو خوووب کن !
𖤌 @Zenndegiiii
اناالحق
𖤌 @Analhaghhoo
آهنگ شاد عاشقانه
𖤌 @ahangeeshghh
ارتباط با ♡ خالق هستی ♡
𖤌 @RohShokrgozari
مولانا مولانا مولانا مولانا
𖤌 @MouLanayjan
ریکی . آموزش . درمان
𖤌 @reikismylife
حضرت مولانا و عاشقانه های شمس
𖤌 @baghesabzeshgh
تنهایی و " آرامش "
𖤌 @Tannhaaiii
اسرار ضمیر 《ناخودآگاه》
𖤌 @asrarkontoroLzehn
جملاتیکه افکار شمارا《تغییر میدهد》
𖤌 @ghalbeziba
آگاهی در مسیر نور
𖤌 @shine41
خودشناسیخداشناسی آرامش درون
𖤌 @pluosafkar
آگاهی* بيداری * عشق
𖤌 @vasledoost
دنیای درون / شناخت روح برتر
𖤌 @dunyaye_daroon
راهکاری برای افسردگیو پرخاشگری فرزندم
𖤌 @ghasemi8484
رمز خودباوری و اعتماد بنفس
𖤌 @ramzkodbavre
سرزمین آریایی
𖤌 @royayemehr
معجزهی زندگی با یوگا
𖤌 @shaidaizadi
کتابهای ☆ نایاب ☆
𖤌 @Doneaekatad2
گلچین اشعار 《سعدی》
𖤌 @Sadii_jaan
عاشقان ِ《کتاب》
𖤌 @B00kLifeMe
با سیاست رفتار کن!!!
𖤌 @ghasemi8483
این کانال مناسب همه نیست...
𖤌 @OnlySookoot
اسرار متافیزیک/چاکرا درمانی
𖤌 @meta_ajna
کائنات هوایت را دارد i••!
𖤌 @movafaghiat_jahanii
اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه بزرگان
𖤌 @asharsokhanan
انگیزشی انگیزشی انگیزشی
𖤌 @OMidBeZendgiii
سخنان زیبا و ماندگار
𖤌 @goftarniek
متافیزیک عرفان《رهایی ازگذشته》
𖤌 @Roohe_bartar
هزار پند مولانا با معانی اشعار
𖤌 @Ashaarkotaa
پاکسازی بدن از انرژیهای منفی، ترس و بیماری
𖤌 @Asrar_Daroun
جارى شو در موسيقى، رقص، انديشه
𖤌 @flowwithmusic
چشم سوّم چیست؟ چگونه آنرا فعال کنیم؟
𖤌 @Cheshm3kaenat
حــضرت مـولانــا
𖤌 @shere_molavi
ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب کمیاب
𖤌 @book_noor
موزیک بدنسازی فیتنس زومبا
𖤌 @sport_music_world
بیندیشید و 《ثروتمند》شوید!
𖤌 @JadouyeFekrM
─═༅ ═༅ ༅═ ༅═─
🔻مجازات فحاشی در تلگرام
🔺 @TakhaL0fat_TeL
21 473
هر آنچه دوست دارید شخص دیگری برایتان انجام دهد را خودتان برای خود انجام دهید
#دبی_فورد
@book_tips 🐞
21 473
🍃🌺🍃
قایق زندگی دو نفره است و برای حرکت آن هر دو باید تلاش کنید و پارو بزنید.
حواستان باشد اگر آنقدر تنهایی پارو بزنید که دیگری فکر کند نیازی نیست کاری بکند، هرچند در این شرایط میتوانید قایق را هر سویی که مایلید هدایت کنید اما پس از مدتی احساس بیتوجهی، ناکامی و تنها به دوش کشیدن بار زندگی را میکنید.
و اگر سوت بزنید و به مناظر اطراف نگاه کنید و دیگری به تنهایی پارو بزند و متوجه خستگی و بدندرد او نشوید، بعد از مدتی او خسته و درمانده میشود و پارو را زمین میگذارد و این همان زمانی است که قایقتان دچار طوفانهای سهمگین خواهد شد و ممکن است وارونه شود!
#دکتر_رباب_حامدی
@book_tips 🐞
21 473
🍃🌺🍃
#داستان_کوتاه
#ترسا قسمت هشتم
فردا قراری با هاله گذاشتم. گفت بروم خانهاشان؛ قبول نکردم. ملاقات در رستوران را هم رد کردم.
گفتم بیاید پارکی که اولین بار در آن جا به او ابراز عشق کرده بودم. آمد؛ سرساعت. صورت گرفته مرا که دید گفت: "اتفاقی افتاده؟".
سکوت کردم. هاله به شیوه همیشگی خود رو به طنز گویی و شوخ و شنگی آورد. استاد هزل و مطایبه بود. همین روحیه او مرا مفتون و گرفتار نموده بود. آن روز هرچه کرد لبان من رنگ خنده به خود ندید. یخ من فشردهتر از آن بود که درمقابل گرمای نفس هاله آب شود.جدی شدم: "هاله!خوب گوش کن. من برای تو همه چیز دادم و هر آن چه برایم مانده را هم میدهم. ولی بلا تکلیف و معلقم.
نه دراین غربت خانواده تو آسودهام ونه امکان بازگشت به گذشته را دارم. باید به من کمک کنی. باید تصمیم بگیری. حتی شده میان من و خانوادهات انتخاب کنی...." برافروخته بودم و در موقع صحبت کردن دستهایم را تکان میدادم. از نگاه کردن مستقیم به هاله خودداری میکردم. دلم اسیر او بود و شاید یک اخم یا لبخند او میتوانست مرا دگرگون کند. هاله هم به فوارههای حوض بزرگی که آب را به آسمان پرتاب مینمود، نگاه میکرد.
با تلخی گفت:"دیشب با مادرم جنگ و دعوا داشتم. پدرم هم طرف من را گرفت. معلوم بود که از وضعیت بلاتکلیف تو ناراحت است. هی میگفت: بابا این پسره همه چیزش را فدای دختر ما کرد، به خدا گناه داره، چوبش را میخوریم. فکر میکنم که بهانه گیریهای مادرم هم رو به تمام شدن باشد. حرفهای هاله تا حدی تسکینم داد، به خصوص وقتی که بعد از گفتن آن حرفهای تلخ زد به وادی شوخی و شد همان دختر شیطان کلاس.
هفته بعد قرار مذاکرات مقدماتی را گذاشتند. رفتم. فقط "یرواند" همراهم بود. هردو کروات بسته بودیم و آراسته. جبهه مقابل از آدم کم نگذاشته بود. هرچی عمه و خاله و خان عمو و اقادایی بود، آنجا حاضر شده بودند. هرچی گفتند قبول کردم؛ یعنی جایی برای چانه زدنهای معمول نبود. خود هاله به دادم رسید واز میزان مهریه کم کرد.
صدای اعتراض مادرش و پچ پچ زنانه با صلوات بلندی که پدر هاله فرستاد و دیگران همراهی کردند خاموش شد. پدر هاله جملهای گفت که به دلم نشست: "از امروز این احمد اقا پسرماست ; زحمتی برایش نکشیدیم ولی به خواست خدا شد پسری که همیشه آرزوی داشتن او را داشتم ".
یک لحظه پدرم را تصور کردم که تندرست و شادمان درگوشه مجلس نشسته است. بیرون که آمدیم "یرواند" گفت: "خوب؛ هم زن گیرت آمد و هم پدر و مادر جدید ". خندید اما من نخندیدم. چون لطف خانواده هاله نمیتوانست جایگزین عاطفه غریزی من به پدر و مادرم گردد. مادری که هرچند از دست من ناراحت بود اما دوستم داشت
حالا تا رسیدن به هاله چند قدم بیشتر فاصله نداشتم. آن بزرگمنشی که برای تعیین مهریه از خود نشان داد او را درچشم من بزرگتر کرده بود. چند روز دستم بند شد به سنت اسلامی ختنه کنان. تجربه جدیدی بود؛ گرچه با رنج آن را به دست اوردم. "یرواند" تا میتوانست سر این موضوع شوخی کرد و سر به سر من گذاشت.
از خانوادهام بیخبر بودم. گاهی "یرواند" به واسطه خبر میآورد.چیزی تغییر نکرده بود جز پسری که ترک خانه گفته بود و اتاقش دیگر بوی حضور او را نمیداد.
وقتی برای روز عقد معین کردند.مجلسی آراسته شد به شادی و سرور. بستگان هاله مجلس را پُرکرده بودند و بعضی خیلی مايل بودند که داماد نومسلمان را از نزدیک ببینند. جز "یرواند" که همیشه و همه جا همراه من بود و در آن مجلس هم با سه تارش و آوازی که خواند شور و شادی آورد، بعضی همکارانم حضور یافته بودند. در آن زمانه طربانگیز گاهی احساس اندوه نبود خانوادهام آزارم میداد و غم به دلم میآورد.
خطبه خوانده شد و هاله که زیباتر از همیشه در کنارم نشسته بود ، به سوال عاقد آری گفت و شد زوجه; تفرد رفت، یکی بودن محو شد و منیت ناپدید گشت. آنک من از قطار پسران پیاده شده و در پشت قافله مردان گام می زدم.
خوشحال بودم و مسرور. شب به شیوه اسلامی پیشانی بر زمین گذاشته و سپاس خدا گفتم. چیزی نصیبم شده بود که رویای دائمی من بود؛ زن خوب. هاله برخلاف آنچه من در روزهای اول آشناییم از او می دیدم، خردمند بود. شاید آن شوخ و شنگی ابتدايی او هم حاصل خردی بود که به نظمهای پوشالی بیاعتنا میماند. حالا او در کنار من بود و آفتاب بودنش هالهای از نور حضور تکه گمشده وجودم را در دایره مینای زندگی پدید آورده بود.
(ادامه دارد)
#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
@book_tips 🐞
21 473
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿
📌#یادآوری_مطالعه_گروهی
✅ سیزدهمین روز مطالعه
📕 #دو_قرن_سکوت
✍ #عبدالحسین_زرین_کوب
#تعداد_صفحات_کتاب چاپ دوم : ۳۲۰
سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۰ صفحه
شروع: ۱۴۰۲/۰۴/۰۷
پایان: ۱۴۰۲/۰۵/۱۲
🗓 امروز بیستم تیر ماه
🗒 صفحات ۱۱۸ تا ۱۲۸
@book_tips 🐞📚
🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊
21 473
من حالا چه هستم؟ هیچ! صفر! فردا چه خواهم شد؟ فردا ممکن است باز از میان مردگان برخیزم و زندگی نویی شروع کنم. و «انسان» را، تا هنوز کاملا در من تباه نشده، کشف کنم.
#کتاب_قمارباز
#فیودور_داستایوسکی
@book_tips🐞
21 473
🍃🌺🍃
سوره المؤمنون آیه 39 :
قَالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ
ترجمه :
(پیامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!»
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
21 473
▪️هنرمندی که در بیمارستان روانی زندگی میکند!
کوساما پرفروشترین هنرمند زن زنده جهان به حساب میآید که در ۹۴سالگی، همچنان در بیمارستانی روانی که داوطلبانه در آن بستری شده و از دهه ۱۹۷۰ در آن زندگی میکند، نقاشی میکشد.
«یایو کوساما» هنرمند افسانهای ژاپنی متولد ۱۹۲۹، کار خود را ۶۹ سال پیش آغاز کرد
این هنرمند زن برای خلق آثار هنری شناخته میشود که مهمترین ویژگی آنها خال خالی بودن است؛ وی به خاطر هنرهای وسواسی پوشانده شده با نقطه و نقوش کدو تنبل شهرت دارد.
کدو تنبل و «یایویی کوساما» از دوران کودکی با همدیگر عجین بودند. او درحالی بزرگ شد که یک نهالستان بذر به خانوادهاش تعلق داشت.
«کوساما» در جسارت عجیب و غریب و فروتنی و سادگی آنها، بازتابی از خود را پیدا کرد. بنابراین کدو تنبلهای او میتوانند به عنوان نوعی از خودنگاره عمل کنند
@book_tips 🐞
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
