789
订阅者
无数据24 小时
-37 天
无数据30 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+38
在2个频道中
六月 '26
+18
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+53
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+81
在8个频道中
Get PRO
十二月 '25
+14
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+16
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+10
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+15
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+17
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+27
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+51
在6个频道中
Get PRO
五月 '25
+17
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+21
在2个频道中
Get PRO
三月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+19
在7个频道中
Get PRO
一月 '25
+22
在5个频道中
Get PRO
十二月 '24
+35
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+25
在2个频道中
Get PRO
十月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+11
在2个频道中
Get PRO
八月 '24
+43
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+75
在5个频道中
Get PRO
六月 '24
+55
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+7
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+2
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+4
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+28
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+34
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+29
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+93
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+39
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+31
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+41
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+58
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+43
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+124
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+110
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+53
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+168
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+110
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+59
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+47
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+99
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+17
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+93
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+29
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+71
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+106
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+145
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+373
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 28 七月 | +1 | |||
| 27 七月 | 0 | |||
| 26 七月 | 0 | |||
| 25 七月 | 0 | |||
| 24 七月 | +3 | |||
| 23 七月 | 0 | |||
| 22 七月 | 0 | |||
| 21 七月 | 0 | |||
| 20 七月 | 0 | |||
| 19 七月 | +1 | |||
| 18 七月 | +2 | |||
| 17 七月 | 0 | |||
| 16 七月 | +2 | |||
| 15 七月 | +8 | |||
| 14 七月 | +7 | |||
| 13 七月 | +2 | |||
| 12 七月 | 0 | |||
| 11 七月 | +2 | |||
| 10 七月 | +3 | |||
| 09 七月 | +1 | |||
| 08 七月 | +2 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | 0 | |||
| 05 七月 | 0 | |||
| 04 七月 | +1 | |||
| 03 七月 | 0 | |||
| 02 七月 | 0 | |||
| 01 七月 | +1 |
频道帖子
این غولهای پیل افکن تراستی های فساد و آموزگار مجتهدِ حقوقِ ما دکتر خداییان
ع.صارمیان
⭕️دو سه دهه از آخرین باری که آقای دکتر خداییان را دیدم گذشته است. در بازگشت از خرمآباد به تهران، در اتوبوس، ایشان را دیدم. از آن روز تا امروز دیگر ندیدهبودمش. آن زمان مقامی قضایی داشت، اما برای ما همچنان استادِ درسِ آیین دادرسی بود. اولین بار، نامِ نهادِ بازرسی را از زبانِ او، سرِ همان کلاسها شنیدم. همیشه هم نگاهش بهعنوان یک مجتهدِ دانشگاهی این بود که آموزگار، در برابرِ فساد، باید با دقتِ قانون بایستد؛ نه با هیاهو.
امروز همان آموزگار، در رأسِ سازمان بازرسی کل کشور نشسته و با غولی روبهروست که پشتوانهی رسانهای دارد.
سازمان بازرسی، آمبودزمانِ نظام حقوقی ایران است؛ نهادی که وظیفهاش صیانت از حقوق عامه و نظارت بر جریان سالم امور است، بیآنکه لزوماً وارد مسیر قضاییِ صرف شود.
فسادِ کلانِ رسانهدار، پدیدهای متفاوت از فسادِ معمول اداری است. کسی که پشتوانهی رسانهای دارد، اتهام را به نبرد رسانهای بدل میکند و افکار عمومی را درگیرِ حاشیه میسازد. در برابرِ چنین غولی، برخوردِ پرسروصدا اغلب نتیجهی معکوس میدهد؛ چون به او میدانِ تازهای برای مظلومنمایی میدهد.
آنچه دکتر خداییان در پیش گرفته، همان اصلی است که سالها در کلاس درس تکرار میکرد: دقتِ تشریفاتی و مستندسازیِ بینقص. گزارشهای نظارتی، رصدِ شبکههای مالی، بررسیِ اسناد حسابداری و معاملاتِ مشکوک، پروندهای میسازد که هیچ تریبونی نمیتواند آن را بیاثر کند. هر روز تأخیر در پاسخگویی، دامنهی مستندات علیه غول را گستردهتر میکند؛ و همین امر او را وامیدارد که برای کاهشِ هزینه، خود به بازگرداندنِ اموالِ عمومی تن دهد.
⭕️این شیوه سروصدا ندارد و شاید برای رسانه جذاب نباشد؛ اما پایدارتر است. عدالتی که با شمشیر بجنگد، به اندازهی شمشیرِ حریف آسیبپذیر است. عدالتی که با دقتِ قانون بجنگد، جایی برای مانور باقی نمیگذارد. برایش دعا میکنم. از غول ها شکست نخورد
| 2 | با مخاطبین:
نوشته است :
در هنگام اذان وقت بازشدن در های رحمت است ....
در وقت رحمت و آغاز رحمت خداوند ،اعدام میکنید؟
چنین رواست ؟!
اگر دشمن باشد ! اگر مرتد باشد ...هرچه باشد!
این رواست که در وقت دعوت به کار نیک و اقانه نماز ! اعدام کنید ؟
روا بود که در ماه رمضان که ماه رحمت است ! اعدام کنید؟
روا بود که در عید فطر اعدام کنید ؟
روا بود که در ماه نزول رحمت اعدام کنید؟
بهتر نبود کمی انصاف؟ اگر هم حکم قطعی باشد ! بگذارید ۱ ماه خداوند را بندگی کند !
حق توبه از آنان میستانید؟ حق عبادت ؟!
وای بر شما که قضاوت خود را در معرفت الهی و در الهیت دخالت میدهید !
به راستی که یاد خدا به دست مدعیان امت خدا کشته شد !
هرچه باشد ! پس اخلاق چه ....
روایتی از بهجت با این مضمون :
قبح بی انصافی از گناه بیشتر است !
شمر که آب را بست ، بی انصافی کرد .....
تحکیم / مجتبی حسینی :
طرف مقابل هم می گوید: زدند، زنده سوزاندن، عریان کردن و در نهایت قطعه قطعه کردند...*
انتقام واجب بود. گوشه ای از جنایات صورت گرفته علیه مامورین نیروی انتظامی در میدان شهید علیخانی اصفهان توسط داعشی مسلکان که امروز به دار مجازات آویخته شدند
یک نفر دیگر جواب می دهد:
پس قاتلین آن جوانان که رهبری شهید گفتند فرزندان ما بودند چه می شود. آنها را در کدام اذان صبح به دار می آویزند.
🔹دو روز است همه حرفها را می شنویم.مصلحت گفتند که سکوت وحدت بخش است. سردبیر گفتند که آیت اله جوادی آملی باید جلوی سازوکار خشونت دو طرفه را بگیرد. زورتان نمی رسد. متهم هم به بی انصاف هم می شوید. ننویسند اهالی تحکیم..
میدانیم که دستی در کارست که جامعه را به قبل دی ماه ۱۴۰۴ ببرد . نامه به حضرت آقای جوانمان نوشتیم. نامه به حصرت آقای اژه ای نوشتیم. گفتیم انتقام جویی به قول آقا مجتبی تهرانی رذیله است.
خوب مصلحت نظام را حتما آنها بهتر می دانند. سردبیر بهتر می داند یا ما...
دلمان خون است و کاری از دستمان نمی آید. هر خشونتی ، در این فضا ، ده برابرش را به نفع اسرائیل و امریکا تولید می کند. چه کنیم که دعاهایمان مستجاب نمی شود. خشونت مستی می آورد و پیش پای خود را نمی بینی..
بگذارید سکوت کنیم
آقای جوادی آملی حتما حدیثی در این موارد دارند
۶/ ۵/۵
ble.ir/tahkeem | 277 |
| 3 | ولائج امت ، از خویینی ها تا میرباقری ، پدر ایران را آیت الله های روسی در آوردند:
🟡آیتالله میرباقری:
🔹یکی از ارکان طرح نبیاکرم(ص)، که یک طرح پیروز است، برائت و قتال است که باید به جداشدنِ ما از وَلائج و تعلقات مزاحم و به مجاهدۀ در راه خدا ختم شود. این جدا شدن، جای هیچگونه ترس و نگرانی ندارد.
🔹ما نباید دچار این خطای محاسباتی بشویم که از طریق پیوند خوردن با کفار و منافقین، و با استفاده از امکانات و سرمایههای آنها، یعنی با این سرمایههای حرام، کار جبهۀ حق و تحقق توحید در عالَم پیش خواهد رفت و دین خدا نُصرت خواهد شد!
🔹نیّت فاسد و مال حرام، خرج اسلام نخواهد شد. قطعاً آنها هم اشتباه نخواهند کرد که با سرمایههایشان به تحقق خداپرستی و امتسازی اسلامی کمک کنند!
💠تحکیم / حضرت آقای میرباقری ،اگر مقصود شما از «ولائج» هرگونه تعامل، مذاکره یا استفاده از ظرفیتهای بیرونی است، این برداشت نه با سیره پیامبر(ص) و نه با تجربه جمهوری اسلامی سازگار است. پیامبر اسلام(ص) هم صلح حدیبیه را پذیرفت، هم با قبایل مختلف پیمان بست و هم از ظرفیتهای موجود برای پیشبرد اهداف اسلام بهره گرفت. در سیاست نیز، تعامل به معنای وابستگی نیست.
اما اگر منظورتان این است که نباید به دشمن اعتماد کرد، این سخن تازهای نیست و محل اختلاف هم نیست. مشکل آنجاست که برخی با گسترش بیضابطه مفهوم «ولائج»، هر اختلاف نظر سیاسی را به وابستگی به دشمن تعبیر میکنند و هر راهبرد متفاوتی را مصداق نفاق میدانند. این رویکرد، به جای آنکه جبهه انقلاب را تقویت کند، زمینه دوقطبیسازی و تخریب نیروهای درون نظام را فراهم میکند.
امروز پرسش اصلی این است: چه کسی با ادبیات تکفیرگونه و مرزبندیهای حداکثری، هزینه بیشتری بر کشور تحمیل میکند؟ آیا هرکس درباره مذاکره، دیپلماسی یا شیوه اداره کشور نظر متفاوتی داشت، باید در معرض اتهام قرار گیرد؟ اگر چنین باشد، دایره «خودیها» هر روز کوچکتر خواهد شد و سرمایه اجتماعی نظام آسیب خواهد دید.
فقه شیعه همواره میان «تولّی و تبرّی» از یک سو و «تدبیر سیاسی» از سوی دیگر تفکیک قائل بوده است. تبدیل یک مفهوم اعتقادی به ابزاری برای حذف رقیب سیاسی، نه تنها کمکی به وحدت جامعه نمیکند، بلکه میتواند به سوءبرداشت از دین و تشدید شکافهای داخلی بینجامد.
امروز کشور بیش از هر چیز به عقلانیت، انسجام و پرهیز از ادبیات تفرقهآمیز نیاز دارد. هر سخنی که بدون معیار روشن، گروهی از نیروهای وفادار به نظام را در مظان اتهام قرار دهد، باید در برابر افکار عمومی پاسخ دهد که نتیجه عملی آن برای منافع ملی و وحدت جامعه چیست؟ | 410 |
| 4 | 💠تحکیم / حضرت آقای میرباقری ،اگر مقصود شما از «ولائج» هرگونه تعامل، مذاکره یا استفاده از ظرفیتهای بیرونی است، این برداشت نه با سیره پیامبر(ص) و نه با تجربه جمهوری اسلامی سازگار است. پیامبر اسلام(ص) هم صلح حدیبیه را پذیرفت، هم با قبایل مختلف پیمان بست و هم از ظرفیتهای موجود برای پیشبرد اهداف اسلام بهره گرفت. در سیاست نیز، تعامل به معنای وابستگی نیست.
اما اگر منظورتان این است که نباید به دشمن اعتماد کرد، این سخن تازهای نیست و محل اختلاف هم نیست. مشکل آنجاست که برخی با گسترش بیضابطه مفهوم «ولائج»، هر اختلاف نظر سیاسی را به وابستگی به دشمن تعبیر میکنند و هر راهبرد متفاوتی را مصداق نفاق میدانند. این رویکرد، به جای آنکه جبهه انقلاب را تقویت کند، زمینه دوقطبیسازی و تخریب نیروهای درون نظام را فراهم میکند.
امروز پرسش اصلی این است: چه کسی با ادبیات تکفیرگونه و مرزبندیهای حداکثری، هزینه بیشتری بر کشور تحمیل میکند؟ آیا هرکس درباره مذاکره، دیپلماسی یا شیوه اداره کشور نظر متفاوتی داشت، باید در معرض اتهام قرار گیرد؟ اگر چنین باشد، دایره «خودیها» هر روز کوچکتر خواهد شد و سرمایه اجتماعی نظام آسیب خواهد دید.
فقه شیعه همواره میان «تولّی و تبرّی» از یک سو و «تدبیر سیاسی» از سوی دیگر تفکیک قائل بوده است. تبدیل یک مفهوم اعتقادی به ابزاری برای حذف رقیب سیاسی، نه تنها کمکی به وحدت جامعه نمیکند، بلکه میتواند به سوءبرداشت از دین و تشدید شکافهای داخلی بینجامد.
امروز کشور بیش از هر چیز به عقلانیت، انسجام و پرهیز از ادبیات تفرقهآمیز نیاز دارد. هر سخنی که بدون معیار روشن، گروهی از نیروهای وفادار به نظام را در مظان اتهام قرار دهد، باید در برابر افکار عمومی پاسخ دهد که نتیجه عملی آن برای منافع ملی و وحدت جامعه چیست؟ | 1 |
| 5 | صارمیان: آنچه درباره ما می گویند
◾️محاصره برقرار، طرحها روی میز، لبخند دیپلماسی؛ آنچه واشنگتن دربارهٔ توقف حملات به ایران واقعاً میگوید
تحکیم : آنچه دربارهٔ ما میگویند
🔻وقتی ترامپ روز جمعه دستور توقف موج حملات شبانه به ایران را صادر کرد — حملاتی که ۱۳ شب پیاپی ادامه داشت — بلافاصله اندیشکدههای آمریکایی، هرکدام از زاویهای، شروع به تحلیل این تصمیم کردند. خواندن این تحلیلها کنار هم، تصویری میسازد از اینکه از نگاه واشنگتن، ما را چطور میبینند و چه محاسباتی پشت این مکث نشسته.
قدرت بهعنوان اهرم، نه هدف
عدهای از این تحلیلگران معتقدند ابزار نظامی برای ترامپ، از ابتدا هدف نبود؛ صرفاً اهرمی بود برای رساندن یک پیام قدرت در بازهٔ زمانی کوتاه. از این زاویه، ۱۳ شب حمله توانست پیامش را برساند، اما ادامهٔ بیوقفهٔ آن، آمریکا را وارد جنگی فرسایشی و بدون نقطهٔ خروج مشخص میکرد — چیزی که نه توجیه راهبردی داشت و نه پشتوانهٔ افکار عمومی داخلی. توقف، تلاشیست برای «نقد کردن» همان اهرم روی میز دیپلماسی، پیش از آنکه کنترل اوضاع از دست برود.
حسابوکتاب اقتصادی پشت پردهٔ دیپلماسی
گروه دیگری از تحلیلگران، محور را نه نظامی که اقتصادی میبینند: ادامهٔ حملات هوایی میتوانست بازار انرژی و ثبات اقتصادی خلیج فارس را با شوک روبهرو کند، اثری که مستقیم به بازارهای جهانی و محاسبات سیاسی داخلی آمریکا برمیگشت. از این منظر، بازکردن کانال دیپلماسی با میانجیگری مسقط، نه نشانهٔ نرمش که یک تصمیم مدیریتریسک حسابشده بود.
فشار محاصرهای، تنفس هوایی
نگاه سوم، الگویی دوگانه را برجسته میکند: حفظ محاصرهٔ دریایی توسط سنتکام همچنان با قوت ادامه دارد؛ این یعنی آمریکا از فشار دست نکشیده. آنچه متوقف شده فقط بعد هوایی ماجراست — فضایی که به میانجیهای عمانی اجازه میدهد بر سر فرمول «عبور ایمن از تنگه هرمز در برابر توقف درگیریها» چانهزنی کنند. اما این پنجره را بسیار تنگ توصیف میکنند؛ اگر به نتیجه نرسد، بازگشت به فاز نظامی، اینبار شدیدتر، محتمل دانسته میشود.
تردید: مکث واقعی یا صرفاً بازآرایی نیرو؟
برخی صاحبنظران هشدار میدهند این توقف چندروزه را نباید زود هنگام، چرخشی بنیادین تلقی کرد. غیبت نسبی ارتش اسرائیل در موج اخیر حملات، بهعنوان سیگنالی خوانده میشود مبنی بر تمایل آمریکا به نگهداشتن سطح درگیری در محدودهای کنترلشده — اما تا وقتی این مکث به توافقی مکتوب تبدیل نشود، احتمال دارد چیزی جز یک «وقفهٔ عملیاتی» برای بازآمادگی نیروها نباشد.
حساسیت به انتخابات، نه به صلح
نگاه دیگری، محرک اصلی را نه نگرانی از جنگ که نگرانی از قیمت سوخت و بازتابش در انتخابات پیشرو میداند. از این زاویه، سیگنال دیپلماسی از طریق عمان، ابزاریست برای نشاندادن اینکه آمریکا «خواهان جنگ بیپایان نیست» — در حالیکه شکاف واقعی میان دو طرف، بر سر مسائل بنیادین مثل مدیریت تنگه هرمز و رفع محاصرهٔ دریایی، با یک ایست کوتاهمدت حلشدنی نیست.
فشار بدون شلیک
از منظر تحلیلگران نزدیک به حلقهٔ محافظهکار، ۱۳ شب حمله توان تهاجمی فوری را کاهش داده اما زیربنای توانمندی منطقهای را از بین نبرده. توقف حملات هوایی، همراه با تداوم محاصرهٔ دریایی، راهبردیست برای معلق نگهداشتن شریانهای اقتصادی بدون تلفات انسانی تازه — تا طرف مقابل، شرایط جدید دریانوردی را بپذیرد.
ما در این گاردهای مختلف چه راهبردی داریم؟
فارغ از تفاوت زاویهها، یک نکتهٔ مشترک در همهٔ این تحلیلها دیده میشود: هیچکدام این مکث را پایان واقعی فشار نمیدانند. محاصرهٔ دریایی برقرار است، طرحهای نظامی همچنان روی میز مانده، و پنجرهٔ دیپلماتیک را همه «تنگ» توصیف میکنند. این خودش، بهترین دلیل است بر همان نکتهای که پیشتر گفتیم: تفاهم از موضع قدرت، تنها زمانی پایدار میماند که با هوشیاری کامل نسبت به همین واقعیت پیش برود — نه با این توهم که مکث در حملات، بهمعنای پایان نیت آنهاست.
ble.ir/tahkeem
صارمیان: ⭕️ولائج امت ، از خویینی ها تا میرباقری ، پدر ایران را آیت الله های روسی در آوردند:
🟡آیتالله میرباقری:
🔹یکی از ارکان طرح نبیاکرم(ص)، که یک طرح پیروز است، برائت و قتال است که باید به جداشدنِ ما از وَلائج و تعلقات مزاحم و به مجاهدۀ در راه خدا ختم شود. این جدا شدن، جای هیچگونه ترس و نگرانی ندارد.
🔹ما نباید دچار این خطای محاسباتی بشویم که از طریق پیوند خوردن با کفار و منافقین، و با استفاده از امکانات و سرمایههای آنها، یعنی با این سرمایههای حرام، کار جبهۀ حق و تحقق توحید در عالَم پیش خواهد رفت و دین خدا نُصرت خواهد شد!
🔹نیّت فاسد و مال حرام، خرج اسلام نخواهد شد. قطعاً آنها هم اشتباه نخواهند کرد که با سرمایههایشان به تحقق خداپرستی و امتسازی اسلامی کمک کنند! | 78 |
| 6 | آنچه درباره ما می گویند
◾️محاصره برقرار، طرحها روی میز، لبخند دیپلماسی؛ آنچه واشنگتن دربارهٔ توقف حملات به ایران واقعاً میگوید
تحکیم : آنچه دربارهٔ ما میگویند
🔻وقتی ترامپ روز جمعه دستور توقف موج حملات شبانه به ایران را صادر کرد — حملاتی که ۱۳ شب پیاپی ادامه داشت — بلافاصله اندیشکدههای آمریکایی، هرکدام از زاویهای، شروع به تحلیل این تصمیم کردند. خواندن این تحلیلها کنار هم، تصویری میسازد از اینکه از نگاه واشنگتن، ما را چطور میبینند و چه محاسباتی پشت این مکث نشسته.
قدرت بهعنوان اهرم، نه هدف
عدهای از این تحلیلگران معتقدند ابزار نظامی برای ترامپ، از ابتدا هدف نبود؛ صرفاً اهرمی بود برای رساندن یک پیام قدرت در بازهٔ زمانی کوتاه. از این زاویه، ۱۳ شب حمله توانست پیامش را برساند، اما ادامهٔ بیوقفهٔ آن، آمریکا را وارد جنگی فرسایشی و بدون نقطهٔ خروج مشخص میکرد — چیزی که نه توجیه راهبردی داشت و نه پشتوانهٔ افکار عمومی داخلی. توقف، تلاشیست برای «نقد کردن» همان اهرم روی میز دیپلماسی، پیش از آنکه کنترل اوضاع از دست برود.
حسابوکتاب اقتصادی پشت پردهٔ دیپلماسی
گروه دیگری از تحلیلگران، محور را نه نظامی که اقتصادی میبینند: ادامهٔ حملات هوایی میتوانست بازار انرژی و ثبات اقتصادی خلیج فارس را با شوک روبهرو کند، اثری که مستقیم به بازارهای جهانی و محاسبات سیاسی داخلی آمریکا برمیگشت. از این منظر، بازکردن کانال دیپلماسی با میانجیگری مسقط، نه نشانهٔ نرمش که یک تصمیم مدیریتریسک حسابشده بود.
فشار محاصرهای، تنفس هوایی
نگاه سوم، الگویی دوگانه را برجسته میکند: حفظ محاصرهٔ دریایی توسط سنتکام همچنان با قوت ادامه دارد؛ این یعنی آمریکا از فشار دست نکشیده. آنچه متوقف شده فقط بعد هوایی ماجراست — فضایی که به میانجیهای عمانی اجازه میدهد بر سر فرمول «عبور ایمن از تنگه هرمز در برابر توقف درگیریها» چانهزنی کنند. اما این پنجره را بسیار تنگ توصیف میکنند؛ اگر به نتیجه نرسد، بازگشت به فاز نظامی، اینبار شدیدتر، محتمل دانسته میشود.
تردید: مکث واقعی یا صرفاً بازآرایی نیرو؟
برخی صاحبنظران هشدار میدهند این توقف چندروزه را نباید زود هنگام، چرخشی بنیادین تلقی کرد. غیبت نسبی ارتش اسرائیل در موج اخیر حملات، بهعنوان سیگنالی خوانده میشود مبنی بر تمایل آمریکا به نگهداشتن سطح درگیری در محدودهای کنترلشده — اما تا وقتی این مکث به توافقی مکتوب تبدیل نشود، احتمال دارد چیزی جز یک «وقفهٔ عملیاتی» برای بازآمادگی نیروها نباشد.
حساسیت به انتخابات، نه به صلح
نگاه دیگری، محرک اصلی را نه نگرانی از جنگ که نگرانی از قیمت سوخت و بازتابش در انتخابات پیشرو میداند. از این زاویه، سیگنال دیپلماسی از طریق عمان، ابزاریست برای نشاندادن اینکه آمریکا «خواهان جنگ بیپایان نیست» — در حالیکه شکاف واقعی میان دو طرف، بر سر مسائل بنیادین مثل مدیریت تنگه هرمز و رفع محاصرهٔ دریایی، با یک ایست کوتاهمدت حلشدنی نیست.
فشار بدون شلیک
از منظر تحلیلگران نزدیک به حلقهٔ محافظهکار، ۱۳ شب حمله توان تهاجمی فوری را کاهش داده اما زیربنای توانمندی منطقهای را از بین نبرده. توقف حملات هوایی، همراه با تداوم محاصرهٔ دریایی، راهبردیست برای معلق نگهداشتن شریانهای اقتصادی بدون تلفات انسانی تازه — تا طرف مقابل، شرایط جدید دریانوردی را بپذیرد.
ما در این گاردهای مختلف چه راهبردی داریم؟
فارغ از تفاوت زاویهها، یک نکتهٔ مشترک در همهٔ این تحلیلها دیده میشود: هیچکدام این مکث را پایان واقعی فشار نمیدانند. محاصرهٔ دریایی برقرار است، طرحهای نظامی همچنان روی میز مانده، و پنجرهٔ دیپلماتیک را همه «تنگ» توصیف میکنند. این خودش، بهترین دلیل است بر همان نکتهای که پیشتر گفتیم: تفاهم از موضع قدرت، تنها زمانی پایدار میماند که با هوشیاری کامل نسبت به همین واقعیت پیش برود — نه با این توهم که مکث در حملات، بهمعنای پایان نیت آنهاست. | 431 |
| 7 | سه جبهه و یک راهبرد وحدت بخش
💠وقتی دشمن همزمان از سه جبهه میزند: اجارهٔ پایگاه به بیگانه در منطقه، غافلگیری پشت میز مذاکره، و دوقطبیسازی در داخل — راهبرد قدرت واقعی، تنها در اتحاد هر سه جبهه معنا پیدا میکند، نه در تقویت یکی بهتنهایی
تحکیم بررسی می کند:
🔳راهبرد قدرت در سه لایه: منطقه، میدان، و رسانه
سه دهه است همسایگان جنوبی خلیج فارس، امنیت خودشان را در اجارهٔ سرزمین به پایگاههای آمریکایی جستهاند. حالا وقتش رسیده که بپرسیم این معامله چه چیزی به آنها داده؟ نه امنیت پایدار، که وابستگی دائمی؛ و ریسک اینکه در هر تنش فرامنطقهای، خودبهخود طرف دعوا باشند بیآنکه نفعی از آن ببرند. ثروت این کشورها همینطور دارد به بازار اسلحهٔ آنسوی اقیانوس سرازیر میشود، در حالیکه اسرائیل هم در سایهٔ همین معماری، بیسروصدا دنبال گسترش نفوذش در منابع و تصمیمگیری آنهاست. این وابستگی، دقیقاً همان تلهایست که ثروت کشورهای منطقه را به بازار اسلحهٔ آنسوی اقیانوس سرازیر میکند، در حالیکه اسرائیل، در سایهٔ همین معماری، بهدنبال گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی در منابع و تصمیمگیری همین کشورهاست.
◾️ جبران این مسیر، گفتوگوی مستقیم میان بازیگران منطقه، بدون واسطهٔ قدرتهای بیرونی است. ایران میتواند در این معادله شریکی باشد که منافع امنیتی مشترک با همسایگانش را میشناسد — اگر این گفتوگو بر پایهٔ احترام متقابل باشدو برادران عرب ما این امنیت اجاره ای را که این نتایح را دارد کنار بگذارند.
مساله دیگر هوشیاری است. آمریکا پشت میز مذاکره، رفتاری دارد که عرض کردیم هر اهل حبارزه ای میشناسدش: با یک دست حریف را به سویی هدایت میکند تا با دست دیگر، از زاویهای که انتظارش را نداری، بزند
لذا مذاکرات جدی نباید مانع غافلگیری شود
◾️طرح گسترش حملات همچنان روی میز مانده، بیهیچ تضمینی که کنار گذاشته شود. این یعنی تعلیق است، نه توقف. و در چنین فضایی، دو چیز همیشه در دسترس دشمن باقی میماند: ترور هدفمند، و بسیج همزمان نیابتیها و عملیات روانی درست در لحظهای که توجه همه به مذاکره است. غفلت از هرکدام، یعنی باج دادن پشت همان میزی که قرار بود از موضع قدرت پشتش بنشینیم.
برگزدیم به ضلع سوم .شاید خطرناکترین جبهه، جبههٔ داخلی خودمان باشد. جامعهای که بهجای گفتوگو به جان هم افتاده، دارد بیآنکه بخواهد، زمین بازی را برای همان غافلگیری بیرونی آماده میکند
رسانهای که قرار است صدای همه را بازتاب دهد، اگر خودش دامنزننده اختلاف شود، دیگر سنگر ملت نیست، سکوی دشمن است. و کسانی که زیر پوشش انقلابیگری تند، فضا را برای نفوذی و آشوب باز میکنند، حتی اگر نیتشان خیر باشد، دقیقاً به همان نتیجهای میرسند که دشمن دنبالش است.
💠این سه جبهه از هم جدا نیستند. اگر منطقهای مستقل و متحد نداشته باشیم، در میز مذاکره تنها میمانیم. اگر پشت میز هوشیار نباشیم، غافلگیر میشویم. و اگر در داخل به جان هم بیفتیم، هرچه در دو جبههٔ دیگر بهدست بیاوریم، همینجا از دست میرود.
◾️ تفاهم از موضع قدرت، شعار قشنگیست؛ اما فقط وقتی معنا پیدا میکند که هر سه جبهه با هم، نه یکییکی، تقویت شوند.
۴ مرداد ۱۴۰۵ | 320 |
| 8 | ⭕️راهبرد ما، تفاهم از موضع قدرت؛ نه غفلت از ترور و غافلگیری و نه هیجان است
🔺تفاهم اسلامآباد که امضا شد، پرسش اصلی این نبود که «آیا امضا خوب بود یا بد»، پرسش این است که «از چه موضعی امضا شد و در ادامه، از چه موضعی اجرا میشود». تفاوت بین یک توافق شرافتمندانه و یک تسلیم تدریجی، دقیقاً همینجاست: در قدرت طرفی که پشت میز نشسته، نه در متن روی کاغذ.
آمریکا تشنه غافلگیری است مثل حریفی که چپ نشان میدهد تا راست بزند
آمریکا در این مذاکرات، رفتاری دارد که هر اهل ورزشی آن را میشناسد: با یک دست حریف را به سمتی هدایت میکند تا با دست دیگر، از زاویهای که انتظارش را نداری، ضربه بزند.
تهدید به بمباران در میانهٔ مذاکره، ترک ناگهانی جلسه، طرح ادعاهای تازه دربارهٔ تنگه هرمز درست در لحظهای که گفتوگوی فنی در جریان است — همهٔ اینها یک الگوی واحد دارند: ایجاد بیثباتی روانی در طرف مقابل تا تصمیم از سر واکنش گرفته شود، نه از سر تدبیر.
🔺 این رفتار، تصادفی نیست؛ سیاست است. طرفی که علاقهٔ ساختاری به غافلگیری دارد، هرگز مذاکره را بهعنوان مسیر نهایی نمیبیند، بلکه آن را ابزاری برای خرید زمان و آمادهسازی میدان میداند و اگر ما هوشیار باشیم ، ما تعیین می کنیم چه بهایی بپردازد نا تفاهم کمند.
دو بازوی غافلگیری: ترور و طوفان مزدوران
در چنین فضایی، دو ابزار همیشه در دسترس دشمن باقی میمانند:
🔺نخست، ترور هدفمند — ابزاری که هزینهٔ سیاسی نسبتاً پایین ولی اثر بازدارندهٔ روانی بالایی دارد و میتواند در هر لحظه، بدون اعلام قبلی، معادلات را بههم بزند.
🔺دوم، آنچه میتوان «طوفان مزدوران» نامید: بسیج همزمان شبکههای نیابتی در نزدیک مرز ها ، عملیات روانی، و بازیگران غیررسمی برای فشار چندجانبه در لحظهای که توجه رسمی معطوف به مذاکره نیست به ضربه به شیرازع است.
غفلت از هرکدام از این دو، به قیمت باج دادن در همان میزی تمام میشود که قرار بود پشت آن، از موضع قدرت حرف زده شود.
خطر داخلی: میدانسازی برای نفوذی زیر لوای انقلابیگری
🔺نکتهٔ ظریفتر، جاییست که کمتر به آن پرداخته میشود: در بزنگاههای مذاکراتی، همیشه گروهی درون میدان داخلی پیدا میشوند که با ادبیات تند و شعار انقلابی، عملاً زمین بازی را برای عناصر نفوذی و آشوبساز باز میکنند (گاه آگاهانه، گاه از سر خامی. این خطا، حتی اگر نیتش خیرخواهانه باشد، در عمل به همان نتیجهای میرسد که خودِ دشمن دنبالش است: تفرقهٔ داخلی در لحظهای که وحدت راهبردی، تنها برگ برندهٔ ماست)
تمایز میان انقلابیگری اصیل و خیابانیگری بیهدف، دقیقاً همینجا مشخص میشود؛ اولی نظم و انضباط راهبردی میآفریند، دومی فقط شکاف.
با امریکا چند چند هستیم؟ ما جنگ را قطعا برنده شده ایم و باید در صلح به دستاورد مقاومت برسیم.مثل یک تیم که از حریف جلو است و زمین بازی را اداره می کند باید باشیم
اگر امریکا و اسرائیل برنده بودند ، دیگر تدارکات جدبد اصلا لارم بود؟
قدرت واقعی در این مرحله، درلحن تند بیانیهها، قطعا نیست. قدرت واقعی در در هوشیاری مستمر است: هوشیاری در برابر غافلگیری نظامی و امنیتی، و هوشیاری در برابر غافلگیری از درون شعارهای خیابان تا تفاهمنامه، ابزار ماست.
ابزاری که بدون پشتوانهٔ آمادگی امنیتی و انسجام داخلی بهکار گرفته شود، بهجای تثبیت موضع قدرت، آن را در معرض همان ضربهٔ ناگهانی قرار میدهد که مشت زن ماهر همیشه در آستین دارد.
۳ مرداد ۱۴۰۵ | 678 |
| 9 | نه؛ مبادا صداوسیما از چاله به چاه بیفتد
💠گاهی آدم دلش میخواهد فقط یکبار، بیطرفانه به آینه نگاه کند. رسانههای بزرگ جهان — همانهایی که بهدرستی دشمن ما بهشمار میآیند، همانهایی که در جنگ روایت علیه ما صف کشیدهاند — با تمام خصومتشان، یک کار را خوب بلدند: سرمایهٔ اجتماعی میسازند. مخاطبشان را نگه میدارند، با اعتمادسازی روزانه؛ با پوشش خبریای که حتی وقتی جانبدارانه است، دستکم منسجم و حرفهای بهنظر میرسد.
💠و ما؟ ما رسانهای داریم که بهجای ساختن سرمایهٔ اجتماعی، سالهاست دارد همان اندک سرمایهٔ باقیمانده را هم میسوزاند. بهجای آنکه بپرسیم چرا مخاطب خودمان را از دست دادیم، رفتیم و یک بلاگردان بیرونی برایش ساختیم. شبکهای مثل ایران اینترنشنال، شد آن گربه سیاهی که هر بار مسیرمان کج میرود، مقصر همهچیز جلوه داده میشود. انگار اگر آن شبکه نبود، مردم همچنان پای صداوسیمای خودشان مینشستند.
💠و درست در همین بزنگاه، خبری هم به گوش میرسد که — امیدوارم اشتباه باشد — نشان میدهد ما هنوز از این چرخهٔ معیوب درسی نگرفتهایم.
💠میگویند برای ریاست صداوسیما چند گزینه مطرح است، اما دو گزینه در اولویتاند: یکی، حکمی بیزمان و بیمحدودیت برای ابقای وضع موجود، یعنی همان مسیر فرسوده که سالهاست مخاطب را فراری داده، اینبار بدون حتی افق زمانی برای اصلاح. دیگری، چهرهای که کارنامهاش نه با ساختن اعتماد، که با یک اقدام جنجالی و پرهزینه گره خورده — کسی که در جمع مهاجمان سفارت بریتانیا دیده شده و بعدتر، بهجای گشودن فضای رسانهای، برنامهای مستقل و پرمخاطب را بست.
💠گلایهام این است: مگر مردم به رسانهٔ رقیب پناه بردند چون آن رسانه فریبندهتر بود، یا چون رسانهٔ خودشان دیگر حرفی برای گفتن باصداقت نداشت؟ اگر معیار انتخاب مدیر آینده، همچنان وفاداری و نزدیکی باشد نه شایستگی حرفهای، نتیجه از پیش روشن است: نه ابقای فرد فعلی، نه جانشینی با کارنامهٔ حذف و حاشیه، هیچکدام گربهٔ سیاه بیرونی نمیخواهند؛ خودشان تکرار همان بحرانیاند که باعث فرار مخاطب شد.
رسانههای جهانی، حتی خصمانهترینشان، مخاطب را با روایت، تحلیل، و پوشش متنوع نگه میدارند. سرمایهٔ اجتماعی با دشمنتراشی ساخته نمیشود؛ با حرفهایگری، صداقت، و جسارت در روایت واقعیت ساخته میشود. تا وقتی این حقیقت ساده را نپذیریم — و تا وقتی تصمیم دربارهٔ آیندهٔ رسانهٔ ملی، بر پایهٔ همین معیارهای فرسوده گرفته شود — هر گربه سیاهی که پیدا کنیم، فقط بهانهایست برای فرار از پرسش اصلی.
⭕️صداوسیما همین حالا در چاله است. کاش اینبار، پیش از پریدن به چاه، فرصتی برای فکر کردن به راه بیرونآمدن پیدا کنیم.
ble.ir/tahkeem | 306 |
| 10 | خون از دماغ یک جوان ایرانی بیاید ، باید عزادار باشیم
کاری ندارم صحیح است یا گلچین است یا هرچیزی
کار خطا ، خطاست . ما بی تقصیر نیستیم. ولی همه تقصیر هم به گردن کسی نیست که مباشر بود. مهم اینست که نشان دهیم اگر وحدت بر بسیاری امور نکنیم ، اندازه جنگ با آمریکا از جوانان خود تلفات می گیریم و تکرار آن دیگر غافلگیری نیست
از مراد ویسی هم می پرسیم که با جان این جوانان چه سودا کردی؟
جان جوانان پای لانچر را که مادر وطن را پاسداری می کردند گرفتی.
همه این ها مگر جوانان وطن نبودند. چگونه توانستی خط بریل موساد را زیر خبرهایت زیر نویس کنی و لوکیشن را سفید شویی برای جنایت کنی؟
آنها هم از جنس اینها بودند. فرزندان این خاک.
حالا توبه کرده ای؟ بعید است
🎥 کارشناس اینترنشنال پس از ۷ ماه: کشتههای دیماه ۳۲۲۲ نفر است | 465 |
| 11 | 没有文字... | 1 020 |
| 12 | یادداشت: در انتظار ضربهٔ آخر
رفتار میدانی آمریکا در ساعات اخیر، الگویی از جستوجوی نقطهٔ ضعف را نشان میدهد، نه یک استراتژی یکپارچه.
از حملهٔ B-1 به اهواز تا هدف قراردادن مقر نیروی دریایی سپاه در زیباکنار، و از تهدید به کسر خسارات از داراییهای بلوکهشدهٔ ایران تا فشار همزمان بر تنگه هرمز و بابالمندب، واشنگتن بهدنبال ناحیهای است که بیشترین فشار روانی و اقتصادی را با کمترین ریسک برایش ایجاد کند.
ادعای رد پیشنهاد آتشبس الزیدی از سوی ایران، و همزمان رد قطعنامهٔ محدودکنندهٔ اختیارات جنگی ترامپ در سنا، نشان میدهد میدان مانور دیپلماتیک برای هر دو طرف در حال تنگشدن است
در چنین شرایطی، احتمال اینکه واشنگتن بهجای ادامهٔ فرسایش، بهدنبال یک ضربهٔ نمادین و پرهزینه برای « پرونده ایران » باشد، افزایش مییابد.
اما آنچه این معادله را برای آمریکا پیچیده میکند، وضعیت داخلی ایران است. برخلاف تصور رایج در تحلیلهای غربی، انسجام داخلی در این مرحله از بحران وضعیت قابلقبولی دارد؛ نشانهای که هرگونه محاسبه برای «ضربهٔ نهایی» با هدف فروپاشی روحیهٔ داخلی را با ریسک بالای شکست مواجه میکند. افت بیش از ۱.۳ تریلیون دلاری بورس آمریکا نیز نشان میدهد هزینهٔ این عدمقطعیت، اکنون دوسویه است؛ نه فقط ایران، که خودِ اقتصاد آمریکا هم در انتظار مشخصشدن نقطهٔ پایان میماند.
ع.ص | 361 |
| 13 | https://x.com/elyashazrati/status/2080641751992176815?s=46
توییت الیاس حضرتی
رییس شورای اطلاع رسانی دولت جمهوری اسلامی ایران
درباره کار زشت و خلاف وحدت صداوسیما
رویه صدا و سیما وحدت شکن است و نقشه دشمن شکستن اتحاد مقدس است | 393 |
| 14 | خدمت زعیم ملت، آقا سید مجتبی (حفظه الله)
🟠 همین امروز رئیس صداوسیما و تیم تضعیفکنندهٔ ما در جنگ پیشرو را عوض کنید که فردا دیر است.
✍️تحکیم/ مجتبی حسینی
💠 حضرتعالی میدانید فرزندان شما در تحکیمنیوز از اولین ساعت شهادت آقای شهید تا کنون، پیش روی نگاه شما بودهاند. برای روزی که اولین پیام شما به ملت خطابه شود، نذر دادند. این راهی که تحکیم از شهید مظلوم عارف، دکتر سید مرتضی لاریجانی که همان روزهای اولیهٔ تحکیم داغش به جان نشست، تا روزی که نادانان خواستند نام آزادی و خامنهای شهید را مقابل هم قرار دهند و شما با این خیانت مقابله کردید، تا آنکه علیالاصول را افتراق میدان و دیپلماسی کردند و آن عالم دین، توطئه را خنثی کرد و ریل را به اتحاد مقدس برگرداند..
اکنون که آینده پژوهان با پیش بینی ، بر گسترش دامنهٔ نبرد و تشدید جنگ شناختی علیه ایران اصرار دارند، رسانهٔ ملی بیش از هر زمان دیگری به مدیری تراز انقلاب اسلامی و جمهوری سوم اسلامی نیاز دارد.فقه زمان و مکان امام خمینی بر تحول استوار است تا بخش های نادان غیر ملی و چند درصدی ، بخش های خدوم نخبه را بدنام نکند. این موضوع ، تحول را ضروری کرده است. عملکرد. صداوسیما، بهعنوان مؤثرترین رکن جنگ نرم، اگر در مسیر تفرقهافکنی یا انفعال قرار گیرد، نه تنها بازدارندگی را از ملت میگیرد، بلکه سپر دشمن در برابر تبیین دستاوردها میشود. اینک دلایل کارشناسی و بدون حب و بعض را خدمتتان ارائه نی کنیم و البته صلاحدید کشور با فراست شماست.
🔻تضاد آشکار معدل کار صدا و سیمای فعلی با خط اتحاد مقدس
تجربهٔ تلخ افتراق «میدان و دیپلماسی» که توسط عالمی چون رهبری انقلاب خنثی شد، نشان میدهد هر رسانهای که بهجای انعکاس وحدت، به دامانسازی تفرقه بپردازد، خیانت به آرمان مقاومت ملی کشور است. صداوسیما در جنگ پیشرو، به جای تقویت همبستگی، گاه با حاشیهسازی، خط رهبری را کمرنگ جلوه داده است.
🔻زمینسازی برای جنگ شناختی دشمن
با تشدید تهدیدات ترامپ و گسترش ریسک درگیری چندجانبه، دشمن روی شکافافکنی داخلی سرمایهگذاری کرده است. مدیری که نتواند «جهاد تبیین» را در تراز دفاع همهجانبه پیش ببرد، عملاً سکوی دشمن میشود. تغییر فوری، سیگنال انسجام به دشمن است.
🔻 ناهماهنگی با معادلات جدید جنگ
در شرایطی که تهدید به بمباران پل و نیروگاه و گسترش پاسخ به متحدان منطقهای مطرح است، صداوسیما نه تنها نقش راهبردی خود در مدیریت افکار عمومی را ایفا نمیکند، بلکه با تحلیلهای سطحی و گاه متناقض، به سردرگمی جامعه دامن میزند. این ناهماهنگی، فرصتهای دیپلماسی عمومی را تضعیف و هزینههای روانی جنگ را چند برابر میکند.
🔻دلیل چهارم: انفعال در برابر عملیات روانی دشمن
دشمن با بهرهگیری از هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی، روایتهای دروغین از شکستهای میدانی و اقتصادی ایران را بهسرعت منتشر میکند. صداوسیما در مواجهه با این هجمه، نه تنها پدافند فعال ندارد، بلکه با تأخیر در واکنش و تکیه بر کلیشههای تکراری، فضای ذهنی جامعه را به دشمن واگذار کرده است. این انفعال، هزینههای جبرانناپذیری در اعتماد عمومی ایجاد کرده است.
🔻دلیل پنجم: پیشگیری از تکرار توطئهٔ «نام آزادی و خامنهای»
آنجا که نادانان کوشیدند میان نام مقدس رهبری و آزادی تقابل بیافرینند، بیت معظم له با بصیرت، توطئه را خنثی کرد. اما صداوسیما در موارد مشابه، با انفعال یا بدسلیقگی، بستر چنین چالشهایی را فراهم آورده است. تغییر، ضمانت اجرایی خطابات آیندهٔ شما خواهد بود.
🔻دلیل ششم: ناتوانی در روایتپردازی از دستاوردهای مقاومت
در حالی که تفاهم اسلامآباد با کاهش ۹۸ درصدی شهدا و جهش صادرات نفتی به ۶ میلیارد دلار، پیروزی بیسابقهای رقم زده، صداوسیما نه تنها در انعکاس این موفقیتها کوتاهی کرده، بلکه با اولویتدهی به حاشیهها، فضای امید را به یأس تبدیل کرده است. این ناتوانی در روایتپردازی، سرمایههای راهبردی نظام را هدر میدهد.
حضرت آقای داشمند ما ، ما واقعا دفاعی از این تجربه رسانه ای نداریم و بعید است بخش مهم ملت اصلا برایشان مساله باشد چون نگاه نمیکنند.
این نکاه نکردن خود دلیل مهمی است چون در هنگامه جنگ با خصم جهانی ، این ننگ تیست که مردم از صدا وسیمای ما فراری هستند و بیگانه را مرجع خویش نی دانند؟
ملت ایران امروز بیش از هر زمان، به رسانهای نیاز دارد که نه فقط خبررسان، که سنگرساز باشد؛ رسانهای که در خطابهٔ نخستین پیام شما، با همان نذری که تحکیمنیوز بسته، زبان گویای اتحاد و مقاومت شود. تغییر رئیس صداوسیما، نه یک جابهجایی اداری، که تدبیری هوشمندانه برای حفظ کیان انقلاب در جنگ پیشروست. فردا، برای این تصمیم دیر است؛ امروز، فرصت طلایی اصلاح است.
والسلام علی ائمه و الامه الصالحین
یکم مرداد ۱۴۰۵
ble.ir/tahkeem | 432 |
| 15 | یادداشت رسیده
⛰*داستان «کوه کلنگ» هدیه ای به ترامپ؛ داستان یک خودکشی ژئوپلیتیک*
🔆ماجرای «کوه کلنگ» (Mount Machush) یک دستاورد اطلاعاتی نیست؛ بلکه آخرین میخ بر تابوت هژمونی آمریکاست. برای درک اینکه چگونه واشنگتن در این تلهی بینقص بلعیده شد، باید داستان را از نقطه صفر، یعنی کوری اطلاعاتی و اقتصاد در آستانه فروپاشی، مرور کنیم.
یک کالبدشکافی از فریب، وحشت و لجستیک سوخته:
🔸۱. امضای اجباری؛ وحشت در کاخ سفید
داستان از ۱۷ ژوئن آغاز شد؛ جایی که ترامپ تفاهمنامه (MoU) با ایران را امضا کرد. چرا؟ نه از روی صلحطلبی، بلکه به خاطر آژیر قرمز اقتصاد. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) تنها ۴ هفته تا تخلیه کامل فاصله داشت. واشنگتن در آستانهی یک رکود جهانی بود و این تفاهمنامه، ترمز اضطراری ترامپ برای جلوگیری از فروپاشی در سال انتخابات محسوب میشد.
🔹۲. کودتای نهادی؛ لابیها وارد میشوند
امضای ترامپ، شاهینهای واشنگتن (The Blob) و لابیهای صهیونیستی (AIPAC/FDD) را به وحشت انداخت؛ زیرا دیدند جنگ در حال پایان است. بلافاصله مارکو روبیو به لبنان اعزام شد تا با یک توافق موازی، تفاهمنامه را دور بزند. در دریا نیز با ایجاد یک کریدور غیرهماهنگ در عمان، عامدانه تلهگذاری کردند تا شلیک ایران را تحریک کنند. دیپلماسی در واشنگتن توسط سیستم خودش ترور شد.
🔸۳. ضربه متقابل؛ فلج شدن عصبهای منطقهای سنتکام
با پاره شدن تفاهمنامه، موج پاسخ نامتقارن معادلات را ویران کرد. پهپادهای مجهز به ناوبری ضدجمینگ (Kometa-M) نهتنها مقرهای فوقسری CIA در ریاض و شرق عراق را با تاکتیک نفوذ دوگانه شخم زدند، بلکه دامنه آتش به لایههای پدافندی و پایگاههای کلیدی در کویت، بحرین، اردن، عمان و مقرهای جمعآوری اطلاعات در اقلیم کردستان کشیده شد. حتی مراکز دیتاسنتر و پردازش هوش مصنوعی/پشتیبانی اطلاعاتی منطقه (مغز محاسباتی و C4ISR آمریکا در خلیج فارس) زیر ضربه رفتند. پیام روشن بود: سیستم عصبی سنتکام در تمام منطقه کور شد.
🔹۴. خلق سراب؛ «جایزه کوه کلنگ»
ترامپ در بنبست کامل قرار گرفت: اقتصاد تحت فشار، خشابهای پاتریوت خالی، و مقرهای سیا و زیرساختهای C4ISR نابود شده. او دوباره به فکر عقبنشینی افتاد. اینجا تلآویو وارد شد؛ موساد/آمان برای جلوگیری از فرار آمریکا، پروندهی ساختگی «انتقال سانتریفیوژها به کوه ماچوش/کلنگ» را روی میز ترامپ گذاشت. یک عملیات فریب کلاسیک.
۵. تلهی هدف نفوذناپذیر
🟡چرا کوه کلنگ؟ انتخاب یک هدف در اعماق کوهستان، یک حماقت آگاهانه از سوی اسرائیل بود. آنها میدانند بمبهای سنگرشکن آمریکا (MOP) هم توان نابودی کامل آن را ندارند. زدن نیمهکارهی این کوهستان برای ترامپ شکست محسوب میشود، و نزدنش نشانه ضعف. ترامپ وادار شد برای حفظ آبرو، وارد چرخه «بمباران-تشدید تنش» بیبازگشت شود.
🔻۶. توهم جنگ ابدی و پایان هژمونی
در حالی که ژنرالهای بازمانده از جنگ سرد در فاکسنیوز خواب یک «جنگ ۲۰ ساله» را میبینند، اقتصاد تورمزده و جامعهی قطبی آمریکا توان تحمل یک شوک بنزینیِ چندماهه را هم ندارد. آمریکا چک سفیدی (توافق بزرگ) به متحدانش داده که لجستیک نظامیاش توان نقد کردن آن را ندارد.
◼️پایان سخن قطعا درس آموزی است. اگر درسی بگیریم.
آمریکا امروز در حال «بمباران در جستجوی استراتژی» است. ماجرای کوه کلنگ همان نقش «سلاحهای کشتار جمعی عراق» را بازی میکند؛ اطلاعاتی ساختگی برای کشاندن یک امپراتوری به جنگی فرسایشی. ماشین جنگی آمریکا از بیرون توسط دکترین نامتقارن فلج شده، و از درون با «جایزهی متحدانش» در حال خودکشی است. این پایان معماری امنیتی واشنگتن در خاورمیانه است.
ble.ir/tahkeem | 355 |
| 16 | اگر امروز، به جایِ پاسخگوییِ انفعالی به این نقدها، بهدنبالِ ایجادِ یک «اتاقِ فکرِ فرانهادی» برای هماهنگسازیِ روایتها و سیاستها باشیم، شاید از بسیاری از هزینههایِ غیرضروری در آیندهایِ نزدیک پیشگیری شود. حکمرانیِ خردمندانه، نه در یکدستسازی، که در مدیریتِ هوشمندانهیِ کثرتها و تبدیلِ اختلافنظرها به یک «خردِ جمعیِ پویا» معنا مییابد.
۱ مرداد ۱۴۰۵ | 418 |
| 17 | به خود عاقلمان پناه ببریم ، از نفسانیت دروغین جهل
🟥آسیبشناسی هماهنگیِ نهادی؛ هشداری درباره «فشار حداکثریِ درونی»
تحکیم /ماشین تحریر:
این روزها در فضای عمومی، گاه با یادداشتهایی مواجه میشویم که گرچه در قالبِ نقدهای غیررسمی و برآمده از دلِ شبکههای اجتماعی نوشته میشوند، اما در لایههای خود، زنگِ خطری جدی برای ساختارِ حکمرانیِ کشور به صدا درمیآورند. صرفنظر از حواشیِ نگارشی و لحنِ تندِ برخی از این متون، آنچه بیش از هر چیز نیازمندِ تأملِ عقلانی و فراجناحی است، تصویری است که این یادداشتها از «شکافِ بیننهادی» در سطوح عالیِ حاکمیت ترسیم میکنند؛ شکافی که اگر با تدبیر و هماهنگیِ راهبردی مدیریت نشود، هزینههای سنگینِ آن نه به پایِ یک جریان یا گروه خاص، بلکه به حسابِ «امنیتِ ملی» و «انسجامِ اجتماعی» نوشته خواهد شد.
۱. روایتِ قدرت؛ میانِ «اسطوره» و «قانون»
یکی از مهمترین گسستهایی که در این نقدهای درونسیستمی بازتاب مییابد، فاصلهی عمیق میان «روایتِ تاریخیِ قدرت» و «ادارهی روزمرهی نهادها»ست. رسانهی ملی بهعنوان مهمترین مرجعِ تصویرسازی از اقتدار، معمولاً برای تبیینِ توانِ نظامی یا مشروعیتِ فرماندهی، به وقایعِ صدر اسلام و حماسههایِ دیروز پناه میبرد؛ اما در مواجهه با پرسشهای امروز دربارهی اختیاراتِ نهادها (از جمله جایگاهِ فرماندهی کل قوا در اصل ۱۱۰ قانون اساسی)، دچارِ نوعی روزمرگی و سطحینگری میشود. این تناقض، بهمرور، اعتمادِ مخاطب را به کارشناسیِ رسانهای کاهش میدهد و این پرسش را ایجاد میکند که چرا روایتِ رسمی از قدرت، از انطباق با ساختارهایِ حقوقیِ عینی، عاجز مانده است؟
۲. دولت در کورانِ فشارهای همزمان؛ از رسانه تا بدنهی نظامی
نکتهی ظریفتر در این یادداشتها، اشاره به تغییرِ موازنهی فشار بر قوهی مجریه است. بر اساس این روایت، در دورهای نهچندان دور، وجودِ نهادهای هماهنگکنندهای نظیرِ ستاد کل نیروهای مسلح، تا حدی مانع از غلبهی رویکردهایِ شکنندهی رسانهای یا تندرویهایِ سیاسیِ صرف بر بدنهی اجرایی کشور میشد. اما امروز، مجموعهای از صداوسیما، ائمه جمعه و حتی برخی جریاناتِ نزدیک به بخشهای اقتصادیِ نظامی، بهگونهای عمل میکنند که گویی توانِ بازدارندگیِ رسمیِ کشور را نادیده میگیرند. این وضعیت، دولتِ جدید را در موقعیتِ بسیار آسیبپذیری قرار میدهد؛ جایی که نه تنها ابزارهایِ اجراییِ کافی در اختیار ندارد، بلکه مدام باید پاسخگویِ روایتهایی باشد که از درونِ نهادهایِ همتراز یا فرادست، علیه عملکردِ او تولید میشود.
۳. هزینهی ناهماهنگی در عرصهی سیاستِ خارجی
وقتی بحث به موضوعاتی همچون «تنگه هرمز» و «مدیریتِ تحریمها» میرسد، این ناهماهنگیِ درونی به یک تهدیدِ راهبردیِ بیرونی تبدیل میشود. از یک سو، برخی چهرههایِ تأثیرگذارِ رسانهای بر «کارآمدیِ تحریم» و ضرورتِ استفاده از اهرمهایِ ژئوپلیتیک تأکید دارند و از سوی دیگر، بدنهی دیپلماسیِ کشور بهدنبالِ گشایشهایِ اقتصادی از مسیرِ مذاکره است. این دوگانهیِ حلنشده، نه تنها دستِ مذاکرهکنندگان را در صحنهی بینالمللی میبندد، بلکه این پیامِ مخرب را به طرفِ مقابل منتقل میکند که ارکانِ تصمیمگیری در ایران از یک «خردِ جمعیِ واحد» برخوردار نیستند. هیچکس منکرِ نقشِ تنگهی هرمز بهعنوان یک اهرمِ دفاعی نیست، اما تبدیلِ آن به یک شعارِ روزمرهی رسانهای، بدونِ پشتوانهی اجماعِ نهادی، آن را از یک «ابزارِ راهبردی» به یک «بلوفِ تاکتیکی» تنزل میدهد.
۴. لزوم بازتعریفِ «عقلانیتِ مشترک»
راهِ برونرفت از این وضعیتِ آشفته، در نفیِ یکدیگر یا حذفِ رسانهها و جریاناتِ رقیب نیست؛ بلکه در بازطراحیِ «روابطِ بیننهادی» بر مبنایِ منافعِ عینیِ ملی است. انتظار میرود که هم صداوسیما بهعنوانِ رسانهی عمومی، هم نیروهایِ مسلح بهعنوانِ بازویِ اجراییِ اقتدار و هم قوهی مجریه بهعنوانِ مجریِ برنامههایِ عمرانی و دیپلماتیک، فراتر از مصلحتسنجیهایِ لحظهایِ جناحی، به یک «هماهنگیِ راهبردی» دست یابند. در این میان، مرجعیتِ قانونیِ فرماندهی کل قوا و ستاد کل نیروهای مسلح، میتواند بهعنوانِ نقطهی ثقلِ این هماهنگی عمل کند؛ مشروط بر اینکه روایتِ رسانهای نیز بهجای دامنزدن به اختلافات، نقشِ «پلِ ارتباطیِ» میانِ نهادها را ایفا کند.
انگیره این یادداشت ، مناظره الله کرم و آجرلو بود .
آنچه در پسذهنِ این یادداشتهایِ منتقدانه جریان دارد، ترسیمِ واقعیتی است که شاید بسیاری از دستاندرکارانِ حاکمیت از ابرازِ آشکارِ آن پرهیز دارند؛ «فشار حداکثریِ درونی» گاه بهاندازهی فشارِ بیرونی، میتواند کشور را دچارِ فرسایشِ راهبردی کند. | 318 |
| 18 | یک شیر سنگی نصیب ما لااقل خواهد بو
ایران من ، شیر خاورمیانه است. از کوروش کبیر و وکلاهش تا حالا ، ما برای این سرزمین علیه تهاحم بیگانه جنگیده ایم.
نام ایران زیباست. نگهبانان سرزمین زیبا، این خاک خوب ، این عروس زیبا را شماتت نکنید.
زیبایی و تن ندادن گناه نیست. گناه از آنان است که از ازتاک ها و سکندر مقدونی و شاه رومی و عرب و مغول و...میخواستند که این عروس زیبا را به دست آورند.
تمام امپراطوری ها کوچک شدند. جز ایران عزیز به حد دفاع دلیرانش و خیانت خستگانش شد
ایران هنوز بزرگ است و نگهبان سرزمینش.
این شیر خاورمیانه زنده است چون هر بار چون ققنوس دوباره متولد می شود.
برنو های لر ، برای سینه دشمن است نه چشم برادر.
در این بخت سنگین ، یا شیریم و زنده حکم می رانیم.
یا با شرف به حاک میرویم. بر مزارمان یک شیر سنگی خواهند گذاشت.. | 108 |
| 19 | مسعود قربانی؛
ممنونم از آقا مجتبي عزيز
كار تحقيق و پژوهش كار بسيار ارزشمندي است و نسل جديد انشاالله با درايت و هوشمندانه اآن را دنبال مي كنند.
براي آقا مجتبي عزيز بايد تعريف كنم كه يادم هست وقتي حزب جمهوري منفجر شد مردم چه حالي داشتند. اكثرا ناراحت و نگران بودند ولي شور عجيبي در خيابانوجود داشت و اين اندوه را به نيروي محركه تبديل كرد. در اتفاقات نخست وزيري هم همينطور بود. الان هم همان مردم با همان روش حيرت انگيز در حال دفاع از كشورشان هستند. هيچكس از هيچكس ايراني تر نيست.در آزادسازي خرمشهر مردم محله ها خودجوش به خيابان ريختند، گويي فريادشان را مي خواستند در فضايي بزرگ تر به گوش هم وطنانشان برسانند.من شخصا هيچ شادي اي عميق تر از شادي فتح خرمشهرتا كنون نديده ام. اميدوارم در نبرد با امريكا شاهد چنين اتفاقي باشيم.
در مورد شكل گيري نيروهاي مسلح و ايدئولوژيك در منطقه به نظرم كتاب "مريد راستين" بسيار راهگشاست و حتي اف بي آي اخيرا براي بازخواني و ريشه يابي فكري اين گروه ها درباره سراغ اين كتاب رفته. اين كتاب به ما كمك مي كند كه فاعليت بي محتوا نداشته باشيم و دنبال كننده بي خرد نباشيم.
زنده باد ايران
پاينده باد پرچم زيباي ايران
برقرار باد نسل خروشان و عاقل ايران(نسل z) | 436 |
| 20 | مجتبی حسینی:
سلام
منظور دولت پاکستان نیست، بلکه گروه هایی مانند جماعت الدعوه است که در پادگانی به نام پاکستان و در فقدان تار و پود اجتماعی در سایه حکمرانی کاملا امنیتی رشد نموده اند و چه بسا که مسبوق به سابقه هم هست و دولتی یک شبه در پاکستان مفقود شده است ناگهان با یک کودتا یا تبلور هیجان اجتماعی به قدرت برسند یا اینکه در افغانستان شرایط عرض اندام برایشان مهیا شود.
این مطلب رو قبلا نوشتم برای شما بفرستم فکر کنم فراموش کردم، جهت یادآوری خدمت شما میفرستم در مورد تحولات شرق و استعداد آشوب های سازمان یافته اش، کما اینکه افغانستان چندین دهه است در همی وضعیت قرار دارد شاید نویسنده خوبی نباشم و به کارگیری واژگانم درست نباشد اما به قدر کفایت و توان سعی میکنم وضعیت هایی در شرف رخداد را به اطلاع دوستان برسانم نمی گویم قطعی است اما محتمل می باشد.
این مطلب رو جدی بگیرید چون روی تمام تحلیل ها و مواضع شما تاثیر میزاره!
به هیچ عنوان بهش سیاسی نگاه نکنید، چون موضوع امنیت جمعی همه ماست.
در واقع در کف هرم مازلو باید بهش نگاه کنید.
این یک تهدید بالقوه است که بالاخره روزی که خیلی دور نیست عیان خواهد شد!
در تاریخ آبان 1358 یک گروه افراطی به رهبری جهیمان العتیبی با ادعای ظهور محمد عبدالله القحطانی به عنوان مهدی موعود در مکه قیام کرد، مسجد الحرام رو تصرف و صدها نفر رو گروگان گرفت!
اگر چه پس از دو هفته بحران و درگیری خونین و تلفات چند صد نفری با سلاح سنگین این قضیه تمام شد اما یک شاخه افراطی با چشم انداز جهانی از آن منشعب شد. از اشتباهاتش درس گرفت و عقاید خشونت بارش رو پشت نقاب فرهنگی و مذهبی پنهان کرد.
از همان ابتدا تونست در بیش از 100 کشور عضو گیری کنه و در بسیاری از کشورها عملیات جهادی انجام بده.
قمست تاریک ماجرا اینجاست که القاعده با حدود 5000 نیرو توانسط صلح جهانی رو به خطر بندازه اما این گروه بیش از نیم میلیون نیروی جهادی دارد بسیار متفاوت تر از هر گروهی که تا کنون دیده یا شنیده اید!
آنها طی چند دهه، صدها هزار نفر را از نوزادی و با پرداخت پول به خانواده و تحمیل متد آموزشی خود پرورش داده اندکه بخش قابل توجهی از آنان با تحصیلات عالیه و مدارکی همچون دکتر، مهندس، دانشمند، استاد دانشگاه، نیروی نظامی و امنیتی هستند. در واقع در صورت کودتا توانایی اداره یک کشور تحت عنوان دولت را خواهند داشت. آنها سالهاست که هواپیمای بدون سر نشین در اخیتار دارند و زا پتانسیل بالای علمی برای داشتن سلاح هسته برخوردار هستند.
نام این گروه که ظرفیت عنوان پدر معنوی برای القاعده و داعش را دارد، جماعت الدعوه است.
این گروه اگر در پاکستان یا افغانستان به قدرت برسد هر چه از نا امنی های غرب کشور تا مدیترانه دیده اید یک جا و حتی بیشتر و ملموس تز در شرق خواهید دید.
آقای دکتر فرق القاعده و جماعت الدعوه در این است که دومی توان عملیاتی در چندین کشور با پراکندگی بالا را داشته است چیزی که ااقاعده از ان محروم بوده است.
در نهایت جناب قربانی به موضوعی ارزشمند و تمدنی اشاره کردند و آن توان مدیریت مردمی است، این همان سرمایه تمدنی است که بازتابش در رفتار و تصمیم مردم ما مشهود است. | 138 |
