4 462
订阅者
+424 小时
+1047 天
+7330 天
帖子存档
4 462
مرا از دور در آغوش بگیر
اینطور که حس کنم گویا کسی باد را بوسیده باشد.
اینگونه هربار با چشمان بسته در برابر باد قرار بگیرم به امید دوباره بوسیده شدن .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 462
یادت را برداشتم
وپای پیاده با او رهسپار شدم به قطب شمال
واورا آنجا خاک کردم
و وقتی که به خانه برگشتم
ترا نشسته یافتم به انتظارم....
غاده السمان🌱
@adelehz
4 462
احساس میکنم صدای دایی احمد و دایی درویش توی هزار توی گوشم کمرنگ شده ...
معلقم..
دلتنگم و حس میکنم روز به روز مثل یه ستاره ازم دور میشن ...
مرگ مزخرفه ...
نه برای خود آدم بلکه برای اونها دوستشون داری ..آخه از کجا میتونم دوباره پیداشون کنم😢🥺
4 462
پاییز می رسد و من هر سال آرزو میکنم غمهایت چون برگهای خزان بتکد..
بر زمین بریزد و زیر پای عابری بی خبر خرد شود .
هوای پاییز دلت را جلا دهد و بوی ذرت های کبابی اشتهایت را باز کند .
من برایت تمام آنچه زیباست و از آن پاییز ست آرزو میکنم .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 462
Repost from "زنی کهگم کردم "
سر باغ سپه سالار یک آنتیک فروشی قدیمی ست .خیره اش که میشوی دریای نور ست و رنگ
واردش که شدیم دخترک زیبای سیاه پوشی پشت دخل در پس ده ها جام و پیاله ی آنتیک چینی نشسته بود.
اول ندیدمش منتظر بودم با یک مرد سالخورده کمی چاق که عینک گرد قدیمی را با بند عینک سنتی روی بینی اش محکم کرده روبرو شوم.اما دخترک غافلگیرم کرد .
آرایش نداشت اما صورتش با لبخندش پر میشد .
با مهربانی و تواضع حرف میزد.
به محض ورودمان سیگارش را در جا سیگاری گذاشت و با ما مشغول به صحبت شد .
عکس مرد میانسال خوشتیپ سیاه پوشی بالای سرش خودنمایی میکرد .میگفت مغازه شان ۱۲۰ سال قدمت دارد و این شغل پدری شان ست که بعد از فوت پدرش در بهمن سال گذشته او بر عهده گرفته ست.نمی گفت اما معلوم بود بار این مسوولیت بر دوشهایش سخت سنگین می نمود.
مادرم که گفت دختر خوشگلم سیگار اذیتت میکند نکش
چشمان خسته اش را به سمت عکس پدرش برگرداند و گفت همه اش از آغاز بیماری پدرم شروع شد ولی چشم، خودم هم خسته شدم. رهایش میکنم.
مادرم هنگام خارج شدن از مغازه محکم در آغوشش گرفت..برای دو آدمی که تنها چند دقیقه از آشنایی شان میگذاشت عمیق بود .
مادرم درد دخترک را حس کرده بود و دخترک دلش خواسته بود کسی از دردش سوال کند در این شهر بی سوال و جوابی ...
دوست داشتم لابلای این رنگها،نورها و انرژی های از قدیم آمده خودم را گم کنم اما نشد
داستان این دختر مرا از آن محیط جدا کرد.
برای دختر آنتیک فروش باغ سپه سالار چه میتوان آرزو کرد جز اینکه کاش بار دیگر چشمانش بخندد...
آمین
#عادله_زمانی
4 462
شبها در انتهای آن باغ که گاهی خزان به جانش می زند و گاهی بوی بهار مستش میکند. روحم ، روح سرگشته ی تنهای من به سراغت خواهد آمد..
شاید تو هم آنجا نباشی اما ردی از عطرت لابلای عطراقاقیا جا خوش کرده ست .
چون بادی سرکش روح سرگشته به دنبال تو میان سایه خواهد گشت تا تورا بیابد ..
یا سایه ات یا عطرت را ..
آنگاه این بادسرکش هوهو کنان کنارت بنشیند و به حرفهایت گوش بدهد و چشمانت را خیره بنگرد ..
شبها،در آن باغ خزان زده یک نسیم ،یک باد،یک روح سرکش به دیدارت خواهد آمد...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 462
رنج نباید تو را غمگین کند؛
این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند. رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به اینکه زندگیات نیاز به تغییر دارد .
چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند،
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند .
رنجت را تحمل نکن،
رنجت را درک کن!
این فرصتی است برای بیداری،
وقتی آگاه شوی،
بیچارگیات تمام میشود...
👤#کارل_گوستاو_یونگ
@adelehz
4 462
بخابیم و باور داشته باشیم،امید تنها ثروتی ست که داریم.
نباید بگذاریم کسی آن را از ما برباید .
بهرحال این تنها جواهر واقعی در کلبه ی احزان ماست.
#عادله_زمانی
شب بخیر
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
