4 409
订阅者
-124 小时
-107 天
-3130 天
帖子存档
4 409
شبیه گلهای چینی های گلسرخی مادر بزرگم
اصیل بودی و زیبا
کهنه نمی شدی
تکراری هرگز
ولی اگر از دست سر میخوردی میشکستی و هزار تکه می شدی.
چقدر در جهان باید دنبال چینی گلسرخی اصیل گشت و نگذاشت که از دست در برود و با خاک یکی شود؟
#عادله_زمانی
@adelehz
4 409
از فرودگاه برگشتم
همین حالا در سیاهی مطلق شب
در سکوت شانه به شانه ی پدر و مادرم
سرشب که بیخیال دنیا نشسته بودیم و حرف میزدیم تلفن مادرم زنگ خورد .
دختر خاله ی پدرم بود مادرم پشت تلفن چیزی را شنیده بود که با حالتی ترسناک در جوابش میگفت
نه!!! باورم نمی شود
راست میگویی
نگاه نگران مادرم نشان داد که موضوعی ترسناک رخ داده است .
پسر خاله ی دیگر پدرم در ترکیه بطور ناگهانی فوت کرده بود .
مهربان و صمیمی و آرام
زن و دو دخترش به هرات سفر کرده بودند و حالا سفرشان نیمه کاره مانده و به ایران آمدند تا به ترکیه بروند .
میتوانید تصور کنید یک زن با دو دختر جوانش با شنیدن این خبر چه حالی داشتند ؟
همراه شان به فرودگاه رفتیم .
در آن تاریکی در میان ترکیبی از صدای هق هق زنانه با صدای بی رحمانه ی پرواز های برق آسا ،من به آن خانواده ی دیگر گوشه ی فرودگاه نگاه میکردم .
آنها که بین شان یک تازه عروس با لباس سراپا سفید ایستاده بود و تمام بدنش حتی چشمانش میخندید.
و به فرودگاهی که اشک ها و لبخندها را میان صدای رعدآسای هواپیماهایش گم می کند .
آن لحظه حتی لحظه خروج دایی احمد از سالن عروجیان بهشت زهرا را دیدم و حتی خودم را دیدم که این سر سالن ایستاده بودم خم شده بودم و با آخرین توان وجودم جیغ میزدم و روی پاهایم می کوبیدم.
آنچنان جیغی که حتی جماعتی عزادار و منتظر مرده گانشان را بطرفم برگرداند .
امشب بطرز غریبی من خسته بودم از تماشا
همین حالا به خانه رسیده ام .
میدانم که گریه های مادر و دخترها مدتی بعد فروکش میکند و این را هم می دانم که حفره ی قلب شان تا ابد پر نخواهد شد .
همانطور که حفره ی نبود دایی احمد هرگز در میان قلبم پر نخواهد شد .
#عادله_زمانی
پ.ن لطفا برای روح این تازه درگذشته،دایی احمد جانم و تمام رفتگان فاتحه ای بخوانید❤
@adelehz
4 409
از فرودگاه برگشتم
همین حالا در سیاهی مطلق شب
در سکوت شانه به شانه ی پدر و مادرم
سرشب که بیخیال دنیا نشسته بودیم و حرف میزدیم تلفن مادرم زنگ خورد .
دختر خاله ی پدرم بود مادرم پشت تلفن چیزی را شنیده بود که با حالتی ترسناک در جوابش میگفت
نه!!! باورم نمی شود
راست میگویی
نگاه نگران مادرم نشان داد که موضوعی ترسناک رخ داده است .
پسر خاله ی دیگر پدرم در ترکیه بطور ناگهانی فوت کرده بود .
مهربان و صمیمی و آرام
زن و دو دخترش به هرات سفر کرده بودند و حالا سفرشان نیمه کاره مانده و به ایران آمدند تا به ترکیه بروند .
میتوتنید تصور کنید یک زن با دو دختر جوانش با شنیدن این خبر چه حالی داشتند ؟
همراه شان به فرودگاه رفتیم .
در آن تاریکی در میان ترکیبی از صدای هق هق زنانه با صدای بی رحمانه ی پرواز های برق آسا ،من به آن خانواده ی دیگر گوشه ی فرودگاه نگاه میکردم .
آنها که بین شان یک تازه عروس با لباس سراپا سفید ایستاده بود و تمام بدنش حتی چشمانش میخندید.
و به فرودگاهی که اشک ها و لبخندها را میان صدای رعدآسای هواپیماهایش گم می کند .
آن لحظه حتی لحظه خروج دایی احمد از سالن عروجیان بهشت زهرا را دیدم و حتی خودم را دیدم که این سر سالن ایستاده بودم خم شده بودم و با آخرین توان وجودم جیغ میزدم و روی پاهایم می کوبیدم.
آنچنان جیغی که حتی جماعتی عزادار و منتظر مرده گانشان را بطرفم برگرداند .
امشب بطرز غریبی من خسته بودم از تماشا
همین حالا به خانه رسیده ام .
میدانم که گریه های مادر و دخترها مدتی بعد فروکش میکند و این را هم می دانم که حفره ی قلب شان تا ابد پر نخواهد شد .
همانطور که حفره ی نبود دایی احمد هرگز در میان قلبم پر نخواهد شد .
#عادله_زمانی
پ.ن لطفا برای روح این تازه درگذشته،دایی احمد جانم و تمام رفتگان فاتحه ای بخوانید❤
4 409
اغلب مردم به قصد فهمیدن
گوش نمی دهند،
آنها به قصد پاسخ دادن
گوش میدهند!
✍🏻 استفان کاوی
@adelehz
4 409
خورشید باش
ولو که جهان یک نفر را روشن کنی .
بگذار آنچه از تو می رسد روشنایی باشد .
نور را چون آوازی عاشقانه جاری ساز
خورشید کوچک جهان یکنفر
#عادله_زمانی
پ.ن عاشق این عکسم
@adelehz
4 409
یه افسانه هست که میگه:
اگر قبل خواب به ماه لبخند بزنی حتما خوابهای خوبی میبینی. 🌙✨
شب بخیر♥️
@adelehz
4 409
انجام پروژه های تایپ
و پاورپوینت
با قیمت نازل
و در زودترین فرصت
به این آیدی مراجعه کنید👇
@Moonlight780
