4 423
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-3130 天
帖子存档
4 421
Repost from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
این زن یکی از تاثیرگذار ترین زنان ایران است. فروغ السلطنه آذرخشی در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه دخترانه شهر مشهد را در خانهاش به راه انداخت. در آن زمان عدهای درس خواندن دختران را حرام میدانستند و میخواستند مدرسه را آتش بزنند. مبارزه او با مخالفان تحصیل بانوان ۵ سال طول کشید. او و چند زن همراهش مسلحانه شب و روز از آن مدرسه پاسداری کردند و نگذاشتند کسی مدرسه را نابود یا تعطیل کند.
tehrangardy
4 421
می دانم اگر
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم ...
📕 تسخیر شدگان
✍🏻 داستایفسکی
@adelehz
4 421
انکار بی فایده است .
مقاومت بس است .
باید به حقیقت اعتراف کرد..
که تورا
تنها تورا
دوست دارم .
بی کلمه ای بیشتر و کمتر ..
#عادله_زمانی
@adelehz
4 421
هزار سال است که دوستت میدارم!
من، چونان تو،
از نخستین گزش، به عشق ایمان نمیآورم،
اما میدانم که ما پیشتر،
یکدیگر را دیدار کردهایم،
به روزگاران، در میان افسانهای راستین.
و ما دو چهره، یکدیگر را در آغوش فشردیم،
بر گسترهی آبهای ابدی.
سایهات، پیوسته، به سایهی من میپیوندد
در گذر روزگاران
در میان آینههای ازلی و مرموز عشق
من همواره از تو سرشارم،
در خلوت قرنهای پیاپی...
#غاده_السمان
@adelehz
4 421
به این باور رسیدهام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوباره درست بگذاری سرجایش.
حفرههای زندگیات همیشگی هستند.
تو باید در اطرافش رشد کنی؛ مثل ریشه های درخت که از اطراف سیمان بیرون میزنند؛ باید خودت را از لای شیارها بیرون بکشی...
📙دختری در قطار
#پائولا هاوکینز
@adelehz
4 421
تو هرگز ندانستی که چگونه مانند یک دریا رنگ سیاهی زندگی مرا با خود بردی .که چگونه باران شدی و بر زمینی تب دار باریدی که عشق از نامت سرچشمه گرفت .من به طلسم تو باور دارمکه طلسمی برای جاودانگی ست.جاودانه در عالم عشق جاودانه در تاریخ عشاق ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 421
Repost from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
چندوقتپیش دیروقتی از جایی برمیگشتم. سهتا جوان افغان دست بلند کردند و راننده سوارشان کرد. وقتی پیاده شدند و دوباره حرکت کردیم راننده گفت "از ناچاریه، وگرنه عمرا این ساعت افغانی سوار نمیکردم. هر آن ممکنه چاقو بذارن زیر گلوی آدم، ماشینو بردارن ببرن!". گفتم "وجدانا شما تا حالا دیدی یا شنیدی که یه افغان چاقو گذاشته باشه زیر گلوی راننده و ماشینشو دزدیده باشه؟". کمی فکر کرد، بعد گفت "نه واللا!"... باقی راه در سکوت گذشت. نزدیک مقصد که شدیم خودش بیمقدمه گفت "راستش الان که فکر میکنم میبینم اکثر افغانیهایی که تا حالا سوار کردم مسافرهای محترم و بیآزاری بودن خداییش"...
1- خوشم آمد که روی نظرش پافشاری نکرد. خیلیهایمان حتی اگر بفهمیم بیربط گفتهایم کوتاه نمیاییم و هزار صغریکبری میچینیم تا درستیِ چیزی که خودمان هم میدانیم اشتباه است را ثابت کنیم. انگار حرفی که از دهانمان درامده مهمتر از حقیقت است (احتمالا علتش اینست که فکر میکنیم دهانمان مقدس است و باید از هرچیزی که از این دریچهی مقدس بیرون میاید پاسداری کنیم)
2- یعنی چندجای دیگر بوده که حرفهای بیربطی شنیدهام و ترجیح دادهام بحث نکنم، در حالیکه میتوانستهام حداقل با یک جمله مخالفتِ ساده، شانسم را امتحان کرده باشم؟
3- میخواهیم سر حرف را باز کنیم. چجوریش مهم نیست. انگار که فینفسه حرف زدن را بهتر از سکوت میدانیم.
4- دنیا چقدر جای ساکتتر و بهتری میشد اگر قانونی وجود داشت که هرحرفی باید یا حال کسی را خوشتر میکرد یا سودی برای کسی میداشت...
@RadioLoo حمید باقرلو
4 421
آدمها میآیند،
آدمها میروند.
هر کسی که میآید،
چیزی برایت میآورد؛
هر آن کس که میرود
چیزی از تو را میبَرد ... !
آدم ها میآیند، آدمها میروند ...
سالها بعد خواهی فهمید،
چیزی که از تو بر جای مانده،
خودت نیست ...
تکههایی است جمعشده از آدمهایی که آورده بودند و در ازایش ...
آرام آرام تو را تکه تکه بُردند ...
#حمید_جدیدی
4 421
اومدم یه فیلم بذارم ببینم یکم حالم خوب بشه الان یه ربع از شروعش گذشته و من قد نیم ساعت باهاش اشک ریختم😔
4 421
Repost from "زنی کهگم کردم "
من اینجا هستم ❤️
برای دنبال کردن نوشته های عادله زمانی
در اینستاگرام ما را فالوو کنید .
http://Instagram.com/adeleh.zamani90
4 421
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می گذشت. در راه به عبادتگاهى رسید که عابدى در آنجا زندگى می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت.
وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همانجا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمندهام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور مکن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمیکنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.
@adelehz
4 421
همه ی آدمهایی که ترکتان کردند یک روز برمیگردند اما دقیقا زمانی که دیگر منتظرشان نیستید.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 421
گمانمیکنم همه ی ما ادمهایی که روزی جایی از یک حرف یا رفتار رنجیده و شکسته یا حتی ترک خورده ایم .
روزهای جمعه در سکوتی خلسه مانند فرو می رویم .خلسه از برای برگشتن دوباره و برای پاکسازی روحی خاک گرفته .
حالا بعضی ها اسمش را دل گیری در روز جمعه می گذارند .
من اما نامش را بازگشت به معصومیتی ازار دهنده می نامم.
معصومیتی که در عین زیبایی آزار دهنده است که ادم از اینکه اینقدر معصومانه به جهان نگاه کرده و احتمالا یک دستی خورده است از خودش ناراحت است.
حالا بماند که در طول زمان این خلسه کمکم برطرف میشود و تو به زندگی برمیگردی اما ...
اما چه کسی پاسخ معصومیتی که شکسته است را می دهد .
#عادله_زمانی
@adelehz
