گلچين
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 گلچين 的分析概览
频道 گلچين (@bavarh) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 76 221 名订阅者,在 新闻与媒体 类别中位列第 3 470,并在 伊朗 地区排名第 4 194 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 76 221 名订阅者。
根据 23 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -979,过去 24 小时变化为 -11,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 21.35%。内容发布后 24 小时内通常能获得 14.07% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 16 271 次浏览,首日通常累积 10 722 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 132。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“گلچيني از بهترينها
در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری،
فرهنگی ،هنری و......”
凭借高频更新(最新数据采集于 24 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 新闻与媒体 类别中的关键影响点。
76 221
订阅者
-1124 小时
-867 天
-97930 天
数据加载中...
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+290
在21个频道中
五月 '26
+5
在7个频道中
Get PRO
四月 '26
+6
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+16
在2个频道中
Get PRO
二月 '26
+506
在69个频道中
Get PRO
一月 '26
+108
在56个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1 127
在151个频道中
Get PRO
十一月 '25
+1 139
在191个频道中
Get PRO
十月 '25
+1 096
在146个频道中
Get PRO
九月 '25
+1 027
在123个频道中
Get PRO
八月 '25
+1 517
在134个频道中
Get PRO
七月 '25
+1 721
在113个频道中
Get PRO
六月 '25
+429
在96个频道中
Get PRO
五月 '25
+836
在122个频道中
Get PRO
四月 '25
+1 240
在121个频道中
Get PRO
三月 '25
+1 060
在136个频道中
Get PRO
二月 '25
+696
在101个频道中
Get PRO
一月 '25
+1 350
在138个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 850
在144个频道中
Get PRO
十一月 '24
+1 687
在120个频道中
Get PRO
十月 '24
+1 393
在125个频道中
Get PRO
九月 '24
+2 180
在146个频道中
Get PRO
八月 '24
+1 317
在131个频道中
Get PRO
七月 '24
+809
在120个频道中
Get PRO
六月 '24
+539
在98个频道中
Get PRO
五月 '24
+1 437
在88个频道中
Get PRO
四月 '24
+1 958
在112个频道中
Get PRO
三月 '24
+2 481
在135个频道中
Get PRO
二月 '24
+2 429
在119个频道中
Get PRO
一月 '24
+2 115
在110个频道中
Get PRO
十二月 '23
+2 519
在108个频道中
Get PRO
十一月 '23
+2 017
在87个频道中
Get PRO
十月 '23
+1 627
在84个频道中
Get PRO
九月 '23
+3 102
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+3 133
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+2 058
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+1 737
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+1 483
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+2 747
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+1 760
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+777
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+961
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+2 830
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+780
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+497
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+998
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+523
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+1 283
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+669
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+823
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+1 227
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+1 130
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+1 036
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+1 038
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+496
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+601
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+526
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+961
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+1 195
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+2 566
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+709
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+763
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+950
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+972
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+838
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+998
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+33 339
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 24 六月 | +2 | |||
| 23 六月 | +12 | |||
| 22 六月 | +12 | |||
| 21 六月 | +7 | |||
| 20 六月 | +14 | |||
| 19 六月 | +25 | |||
| 18 六月 | +22 | |||
| 17 六月 | +10 | |||
| 16 六月 | +22 | |||
| 15 六月 | +24 | |||
| 14 六月 | +55 | |||
| 13 六月 | +31 | |||
| 12 六月 | +11 | |||
| 11 六月 | +4 | |||
| 10 六月 | +2 | |||
| 09 六月 | +3 | |||
| 08 六月 | +3 | |||
| 07 六月 | +4 | |||
| 06 六月 | +4 | |||
| 05 六月 | +15 | |||
| 04 六月 | +7 | |||
| 03 六月 | +1 | |||
| 02 六月 | 0 | |||
| 01 六月 | 0 |
频道帖子
🌹🌷ناآرامی در حرم امام حسین
بیرون کردن شش امامیها از حرم توسط دوازده امامیهای ایرانی
در صحن حرم امام حسین.!!!!!!
http://telegram.me/bavarh
| 2 | 🌹🌷افتخاری غم انگيز براي ملت ايران !
http://telegram.me/bavarh
موسسه غیرسیاسی و غیرانتفاعی MPI (Migration policy Institute)
خاطرنشان کرد كه در تاريخ آمریکا، بالاترین سطح کیفی مهاجران متعلق به جامعه ایرانیان است.
جامعه ایرانیتبار از نظر:
- آموزش و تحصیلات
- مشاركت اجتماعی
- پرداخت مالیات و اجرای قانون
برترین مهاجرانی هستند که تاریخ امریکا تاکنون به خود دیده است.
بر اساس دو سرشماری در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ تعداد ایرانیان مقیم آمریکا یک میلیون و نهصد هزار تن است که نهصد هزار تن در کالیفرنیا زندگی میکنند و ۲۰درصد جمعیتشان در (بورلیهیلز) ساکن هستند.
ایرانیان مقیم امریکا از نظر مذهبی بسیار متنوع هستند كه در ميان آنان مسلمانان، بهائیان، مسیحیان ارمنی- آشوری، زرتشتیان، یهودیان، عارفان، معنویتگرایان و اومانیستها و... حضور دارند.
بعد از کالیفرنیا، بیشترین جمعیت ایرانی در نیویورک، شمال نیوجرسی، ایالت واشنگتن، سياتل، بوستون و هیوستون تگزاس ساکن هستند.
http://telegram.me/bavarh
مدرک ۵۱ درصد ایرانیان بیش از لیسانس است. درحالیکه این نسبت در جمعیت آمریکایی ۲۴ درصد است.
از هر چهار ایرانی بیش از یک تن فوقلیسانس و دکتری دارد. این بالاترین آمار در میان ۶۷ گروه قومی ساکن امریکا است.
بر اساس آمار اداره بازرگانی، ایرانیان در بین ۲۰ گروه مهاجر برتر، بالاترین نرخ مالکیت کسب و کار را دارند که سهم قابل توجهی در اقتصاد ایالات متحده دارند.
تقریباً از هر دو خانواده ایرانی- آمریکایی یک خانوار درآمد سالانه بیش از ۱۰۰ هزار دلار دارند اما این نسبت در خانواده امریکایی یک به پنج است.
بر اساس آمار دانشگاه MIT، اساتید، دانشمندان، مهندسان و مشاغل ایرانی در ایالات متحده حدود یک تریلیون دلار را در اختیار دارند یا آن را مدیریت می کنند.
آنها در هر بخش از جامعه حضور برجستهای دارند.
در حال حاضر، نزدیک به ۱۵۰۰۰ پزشک با اصالت ایرانی در ایالات متحده مشغول به کار هستند.
ایرانیان به عنوان قانونمندترین قومیت تاکنون و دارای کمترین بزه اتهام و محکومیت هستند.
بزه و خلاف در جامعه ایرانی- آمریکایی پایینترین رتبه در مقایسه با دیگر مهاجران در تاریخ ایالات متحده است.
http://telegram.me/bavarh
دوازده هزار استاد تمام ایرانی در دانشگاهها و موسسات اموزش عالی آمریکا تحقیق و تدریس میکنند، بطوریکه به سختی میتوان یک دانشگاه یا کالج آمریکایی را پیدا کرد که در آن حداقل یک یا چند استاد ایرانی - آمریکایی در آن خدمت نکنند.
آنچه بیش از همه قابل توجه است این است که ۷۵ درصد اساتید ایرانی در دویست دانشگاه برتر امریکا (از میان چهار هزار دانشگاه) تدریس میکنند.
باعث افتخار است اما دردناک و تاسفبرانگیز!
http://telegram.me/bavarh | 2 371 |
| 3 | 👆👆👆👆👆
🌹🌷به آخرین کارت رسیدم. کاغذ را باز کردم و چند ثانیه فقط به آن نگاه کردم. روی آن نوشته شده بود: دیگر نمیدانم برای چه باید ادامه بدهم. فقط منتظرم چیزی یا کسی دلیلی برای ماندن به من بدهد.
http://telegram.me/bavarh
کلمات در گلویم گیر کرد. کارت را آرام تا کردم و دوباره داخل کوله گذاشتم.
وقتی سرم را بالا آوردم، کلاس دیگر شبیه یک ساعت قبل نبود. پسر ورزشکار کلاس سرش را پایین انداخته بود و اشکهایش را پاک میکرد. دختری که همیشه ساکت بود، دست همکلاسی کناریاش را گرفته بود. چند نفر بیصدا گریه میکردند.
دیگر کسی به گروهها و تفاوتها فکر نمیکرد. نه شاگرد اولی وجود داشت، نه شاگرد ضعیفی. نه محبوبترین دانشآموز و نه منزویترین. فقط چند جوان بودند که هرکدام زخمی پنهان با خود حمل میکردند.
گفتم این چیزی است که همه ما با خودمان حمل میکنیم. سپس زیپ کوله را بستم و ادامه دادم: از امروز این کوله همینجا میماند، روی دیوار این کلاس. هر وقت وارد این اتاق شدید، یادتان باشد که لازم نیست بار همه چیز را تنهایی به دوش بکشید.
http://telegram.me/bavarh
زنگ مدرسه به صدا درآمد. معمولاً بچهها با شنیدن زنگ با عجله از کلاس بیرون میرفتند، اما آن روز هیچکس بلند نشد. چند لحظه بعد آرامآرام وسایلشان را جمع کردند و به سمت در رفتند.
اتفاقی افتاد که هرگز فراموش نمیکنم. اولین دانشآموزی که از کنار کوله رد شد، مکث کرد و دستش را روی آن گذاشت. بعد رفت. دانشآموز بعدی هم همین کار را کرد. بعدی هم. و بعدی هم.
تکتک آنها هنگام خروج لحظهای به کوله دست زدند؛ انگار میخواستند به هم بگویند میفهممت، میبینمت، تنها نیستی.
آن روز مهمترین درسی بود که در تمام سالهای معلمیام داده بودم. نه درباره تاریخ، نه درباره جنگها و نه درباره سیاست. بلکه درباره انسان بودن.
ما در دنیایی زندگی میکنیم که همه سعی دارند قوی به نظر برسند. همه بهترین لحظههای زندگیشان را نمایش میدهند و کمتر کسی از بارهایی حرف میزند که در سکوت حمل میکند. همین سکوت است که آدمها را از درون فرسوده میکند.
آن شب ایمیلی دریافت کردم که موضوعی نداشت. در آن نوشته شده بود: امروز پسرم بعد از سالها مرا در آغوش گرفت. برای اولین بار درباره ترسها و فشارهایی که تحمل میکرد حرف زد. گفت احساس کرده کسی واقعاً او را دیده است. ما تصمیم گرفتهایم برای کمک گرفتن اقدام کنیم. ممنونم.
http://telegram.me/bavarh
سالها گذشته است و آن کوله هنوز روی دیوار کلاس من آویزان است. برای آدمهای غریبه فقط یک کولهپشتی کهنه و بیارزش به نظر میرسد، اما برای ما یادآور یک حقیقت بزرگ است؛ اینکه هر انسانی بارهایی دارد که دیده نمیشوند.
زن جوانی که در صف نانوایی ایستاده، پیرمردی که با همه بحث میکند، نوجوانی که در اتوبوس هدفون در گوشش گذاشته است؛ همه در حال حمل کردن چیزی هستند که شما از آن خبر ندارید.
برای همین کمی مهربانتر باشید، کمی کمتر قضاوت کنید و گاهی از آدمهای اطرافتان بپرسید: این روزها چه باری روی دوشت هست؟
شاید همان سؤال ساده، زندگی کسی را نجات دهد.
دیدن کمتر
http://telegram.me/bavarh | 2 701 |
| 4 | 🌹🌷داستانی بسیار بسیار آموزنده و قابل تعمق ازمعلمی وظیفه شناس
http://telegram.me/bavarh
✍درِ کلاس را قفل کردم. صدای چرخیدن کلید در سکوت ناگهانی کلاس پیچید و توجه همه را جلب کرد. بیستوپنج دانشآموز سال دوازدهم به من خیره شدند. چند نفر هنوز نیمهپنهان مشغول نگاه کردن به صفحه موبایلهایشان بودند و نور آبی نمایشگر روی صورتهای خستهشان افتاده بود. آرام گفتم گوشیها را جمع کنید؛ نه روی حالت سکوت، خاموششان کنید. غرولند کوتاهی در کلاس پیچید، اما بالاخره همه گوشیها را کنار گذاشتند.
سی سال بود که تاریخ درس میدادم. در این مدت نسلهای زیادی را دیده بودم؛ نوجوانهایی که با امید و آرزو وارد کلاس میشدند و دنیا را پیش روی خود میدیدند. اما این نسل فرق داشت. چیزی در نگاهشان بود که مرا نگران میکرد؛ نوعی خستگی عمیق، انگار قبل از آنکه زندگی را شروع کنند، از آن خسته شده بودند.
http://telegram.me/bavarh
روی میزم یک کولهپشتی قدیمی قرار داشت. رنگش پریده بود، بندهایش ساییده شده بود و گوشههایش شکل اولیه خود را از دست داده بودند. یک ماه بود که هر روز آن را به کلاس میآوردم و هیچکس توجهی به آن نداشت. برای دانشآموزان فقط یک وسیله کهنه و بیارزش بود، اما من میدانستم سنگینترین چیزی است که در تمام مدرسه وجود دارد.
آن روز کوله را برداشتم و وسط کلاس روی یک صندلی گذاشتم. صدای برخوردش با صندلی باعث شد چند نفر سرشان را بالا بیاورند. گفتم امروز قرار نیست درباره انقلاب مشروطه یا جنگ جهانی حرف بزنیم. بعد از کشوی میزم یک دسته کارت سفید بیرون آوردم و بین همه پخش کردم.
وقتی آخرین کارت را روی میز یکی از دانشآموزان گذاشتم، رو به کلاس ایستادم و گفتم سه قانون داریم. اول اینکه هیچکس اسمش را نمینویسد. دوم اینکه هیچ شوخیای در کار نیست. سوم اینکه هر چیزی مینویسید باید حقیقت داشته باشد.
سپس ادامه دادم: روی این کارت بنویسید سنگینترین باری که این روزها روی دوشتان است چیست.
یکی از پسرهای کلاس که همیشه در تیم فوتبال مدرسه بازی میکرد و معمولاً شوخطبع بود، دستش را بالا برد و پرسید یعنی درسها و امتحانها؟
لبخند کوتاهی زدم و گفتم نه. منظورم چیزی است که شبها خوابتان را میگیرد. ترسی که به کسی نگفتهاید. فشاری که تحمل میکنید. غمی که پنهانش کردهاید. چیزی که هر روز با خودتان حمل میکنید.
کلاس در سکوت فرو رفت. فقط صدای کولر از گوشه اتاق شنیده میشد. چند دقیقه هیچکس چیزی ننوشت. همه منتظر بودند دیگری شروع کند. بعد دختری که همیشه شاگرد اول کلاس بود، خودکارش را برداشت و شروع به نوشتن کرد. پس از او نفر کناری و بعد بقیه. کمکم همه سرهایشان را پایین انداختند و تنها صدای حرکت خودکارها روی کاغذ شنیده میشد.
وقتی نوشتن تمام شد، یکییکی جلو آمدند. کارتهایشان را تا کردند و داخل کوله انداختند. هیچکس حرفی نمیزد. فضا شبیه مراسم اعترافی خاموش بود. وقتی آخرین کارت داخل کوله افتاد، زیپش را بستم و دستم را روی آن گذاشتم.
http://telegram.me/bavarh
گفتم شما هر روز همدیگر را میبینید. یکی را با معدلش میشناسید، یکی را با ظاهرش، یکی را با تعداد دنبالکنندههایش در فضای مجازی. اما حقیقت آدمها اینجاست؛ داخل همین کوله.
نفس عمیقی کشیدم و ادامه دادم: حالا این نوشتهها را بلند میخوانم و تنها وظیفه شما گوش دادن است. نه حدس زدن، نه خندیدن، نه نگاه کردن به اطراف. فقط گوش دادن.
اولین کارت را باز کردم. خطی لرزان و نامرتب داشت. روی آن نوشته شده بود که پدرم چند ماه است بیکار شده. هر صبح لباس میپوشد و از خانه بیرون میرود تا همسایهها نفهمند. ساعتها در ماشین مینشیند و وانمود میکند سر کار است. میترسم خانهمان را از دست بدهیم.
سکوت کلاس سنگینتر شد. کارت بعدی را برداشتم. روی آن نوشته شده بود که هر روز میترسم مادرم دوباره داروهایش را بیش از حد مصرف کند. چند بار فکر کردهام دیگر زنده نیست. از ترس خوابم نمیبرد.
هیچکس تکان نخورد. همه به کوله خیره شده بودند.
کارت بعدی میگفت هر جا میروم اول راه خروج را پیدا میکنم. همیشه احساس میکنم ممکن است اتفاق بدی بیفتد. کارت بعدی درباره پدر و مادری بود که هر شب دعوا میکردند و آرامش خانه را از بین برده بودند. کارت بعدی از دختری بود که همه فکر میکردند زندگی فوقالعادهای دارد، اما شبها در اتاقش گریه میکرد و هیچکس خبر نداشت.
هرچه جلوتر میرفتم، حقیقت بیشتری از دل کاغذها بیرون میآمد. یکی از ترسش از آینده نوشته بود. دیگری از تنهایی. یکی احساس میکرد هرگز برای خانوادهاش کافی نیست. دیگری اعتراف کرده بود که هر روز نقش آدم خوشحال را بازی میکند، در حالی که از درون خسته و فرسوده است.
http://telegram.me/bavarh
👇👇👇👇👇 | 2 399 |
| 5 | 🌹🌷خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد
نه من بسوزم و او شمعِ انجمن باشد
من آن نگینِ سلیمان به هیچ نَسْتانَم
که گاه گاه بر او دستِ اهرمن باشد
روا مدار خدایا که در حریمِ وصال
رقیب محرم و حِرمان نصیبِ من باشد
هُمای گو مَفِکَن سایهٔ شرف هرگز
در آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشد
بیانِ شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دل
توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
هوایِ کویِ تو از سر نمیرود آری
غریب را دلِ سرگشته با وطن باشد
به سانِ سوسن اگر دَهزبان شود حافظ
چو غنچه پیشِ تواش مُهر بر دهن
درووووود برشما
پگاه تان سرشار از عشق و محبت و مهربانی باد
http://telegram.me/bavarh | 3 044 |
| 6 | 🌹🌷نگاه استاد الهی قمشهای
نسبت به عزاداری برای حسین علیه السلام
http://telegram.me/bavarh | 7 451 |
| 7 | 🌹🌷 حملات سایبری شدید انجام شده به بانکهای کشور که باعث از دسترس خارج شدن اکثر آنها شده است .
http://telegram.me/bavarh | 6 997 |
| 8 | 🌹🌷بخشی از نگاه مولانا نسبت به عزاداران حسینی در مواجهه شدن با انها
http://telegram.me/bavarh
گفت آری لیک کو دور یزید
کی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدیت از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چون دریم ، چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بودهاند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند
کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و کش و شاهنشهی
گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نهای آگه برو بر خود گری
زانک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
ور همیبیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جانسپار و چشمسیر
در رخت کو از می دین فرخی
گر بدیدی بحر کو کف سخی
آنکه جو دید آب را نکند دریغ
خاصه آن کو دید آن دریا و میغ
http://telegram.me/bavarh | 6 607 |
| 9 | 🌹🌷درخواست «محرم» از«شیعیان»
▫️بهروز مرادی
محرم آن ماهی نیست که قرار است تو را به نوشیدن و خوردن نزدیک کند
یا پیراهنی سیاه از تو طلب کند
یا از تو بخواهد که به جسمت آسیب بزنی
یا تمنای دیدن اشکهای تو را داشته باشد
و ماهی باشد که بساط تفریح برای تو چیده باشد.
اگر میخواهی حرمت این ماه را پاس بداری،
پس چنان کن که پیامهای این ماه را در وجدانت درونی کنی،
▫️پیامهایی از این دست که:
✓زندگی پر از ذلّت را نپذیری
✓در بهدستآوردن زندگی باعزّت بکوشی
✓زیر بار ناراستیها و استبداد،انهم به نام دین نروی
✓ناحق را به هیچ قیمت نپذیری
✓با فریبکاران همکاری نکنی
✓با عاملان فقر مردم همراهی نکنی
✓به آزاردهندگان به انسانهای بافضیلت دست بیعت ندهی.
▫️سزاوار است در این ماه:
✓آزادگی را تمرین کنی
✓پاسداشت حقالناس را مرور کنی
✓کاری کنی تا جوانمردی در تو ریشه کند
✓زندگی عزتمندانه را به متاع اندک ذلّت نفروشی
✓پاکی گمشده را در خود بازیابی کنی
✓فضیلتهای اخلاقی را در خود احیا کنی
✓از سالوس و ریا و خودنمایی و زندگی جعلیِ فریبکارانه فاصله بگیری
✓کاری بکنی که مردم از دست و زبان و کردارت در امان و امنیت باشند،
✓از افراط و تفریط و خشونتورزی و تهاجم به دیگران و آزار خلق بپرهیزی
«و اگر دین نداری، لااقل آزاده باشی»
http://telegram.me/bavarh | 7 294 |
| 10 | 🌹🌷دردجـــــدایـی
بانو حـمــــــــــــــیـرا
http://telegram.me/bavarh | 8 389 |
| 11 | 🌹🌷خواننده: بانو عهدیه
ترانه: کو حبیبم
ترانه سرا:
آهنگساز:
تنظیم:
آلبوم: قسم
http://telegram.me/bavarh | 8 051 |
| 12 | 🌹🌷مذاکرات فنی ایران و آمریکا در سوئیس به پایان رسید
http://telegram.me/bavarh
گفتوگوهای فنی ایران و آمریکا در سوئیس به پایان رسید و رسانههای دولتی ایران گزارش دادهاند که دو طرف توافق کردهاند کارگروههایی برای رسیدگی به موضوعات هستهای و تحریمها تشکیل دهند.
با پایان مذاکرات سطح بالا در روز یکشنبه، مقامهای عالیرتبه ایران و آمریکا سوئیس را ترک کردند اما همچنان هیئتهایی مذاکرات فنی را در روز دوشنبه ادامه یافت.
اکنون خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، گزارش داد که مذاکرهکنندگان تصمیم گرفتهاند چهار کارگروه تشکیل شود: «لغو تحریمها»، «امور هستهای»، «بازسازی و توسعه اقتصادی» و «نظارت و اجرا».
به گفته آقای غریبآبادی، این کارگروهها مسئول پیگیری جزئیات فنی توافقها و ادامه مذاکرات در حوزههای مختلف خواهند بود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، اعلام کرده بود که کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالمللی وزیر امور خارجه، ریاست هیئت فنی ایران را بر عهده دارد.
http://telegram.me/bavarh | 9 152 |
| 13 | 🌹🌷نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزهشدۀ جنگ و خشونت
🔷سعید مدنی
http://telegram.me/bavarh
🔻یادنامه پانزدهمین سالگرد پرواز
@iranfardamag
▪️مدتی پیش وقتی در حیاط بزرگ زندان قدم میزدم، زندانی میانسالی که کنار دیوار زیر آفتاب نشستهبود نزدیکم آمد و پس از سلام کردن گفت مشکلی دارد و از من خواست تا به او کمک کنم. مثل همیشه تصور کردم چون اغلب زندانیان من را «دکتر» صدا میزنند، تصور کردهاست که پزشکام. بنابراین تفاوت این دو را توضیح دادم و توصیه کردم به بهداری زندان مراجعه کند. او نیز بلافاصله توضیح داد میدادند پزشک نیستم؛ اما چون به درمان بهداری امید ندارد سراغ من آمدهاست. بالاخره راضی شدم تا مشکلش را توضیح دهد: گفت که مدتهاست شبها نمیتواند بخوابد، و بلافاصله پس از آن که دراز میکشد، همسرش حاضر میشود و با او گفتوگو میکند و این وضع تا صبح طول میکشد و در نهایت هر صبح او خستهتر از شب قبل ناچار است برخیزد. او همۀ اینها را در کمال آرامش و حتی با کمی طنز و لبخند توصیح داد.
🔸وقتی آنچه به نظرم آمد گفتم، تازه پرسیدم اصلا جرمش چیست و چرا در زندان است. باز هم در کمال آرامش -و البته مثل بسیاری زندانیان غیرسیاسی- پاسخ داد: «هیچی». وقتی از او خواستم که «هیچی» را توضیح بدهد، در حالی که لبخندی به لب داشت گفت همسرش را کشته و سپس سوزانده. با شنیدن پاسخ یکه خوردم، نه به خاطر اینکه مدتی همکلام یک قاتل شده بودم، بلکه به سبب لحن آرام او و فقدان نمودی از احساس شرم و گناه یا پشیمانی در او. در ادامه از او خواستم نحوۀ قتل و سوزاندن جسد را توضیح بدهد و او با کمال میل، بدون کمترین اکراه، گویی دربارۀ یک سفر تقریحی یا تماشای فیلم یا خاطرهای خوش با رفیقی صحبت کند، جزئیات یک شبانهروز از گفتوگوی اولیه تا سوزاندن همسرش در گودالی در انتهای حیاط خانه را توضیح داد و دریغ از کمترین نشانهای از انجام عملی زشت، غیرانسانی و حتی غیرمتعارف. گویی از دید آن مرد میانسال، همۀ مردان بالاخره روزی همسرشان را به قتل میرسانند، درست همانطور که همۀ مردان بالاخره روزی ازدواج میکنند، روزی فرزندی خواهند داشت، و روزی خواهند مرد. برای او، آنچه انجام دادهبود امری متعارف و بهنجار به نظر میآمد.
http://telegram.me/bavarh
▪️مشکل امروز صلحطلبان و جنبش صلح نیز گویی نرمالیزهشدن خشونت، جنگ، و مرگ در بسیاری نقاط دنیاست. در سرزمین من، ایران، سالهاست تورم حدود ۷۰درصدی و بیشتر امری عادی محسوب میشود. برخی روشنفکران و اقتصاددانان ارگانیک نیز مقالاتی مبنی بر وجود تورم در همۀ دنیا از جمله ایران نوشتهاند و گویی قرار گرفتن نیمی از جمعیت زیر خط فقر و نیمی دیگر در حال ریزش به زیر خط فقر نیز در همۀ دنیا امری عادی و متعارف است و این خشونت شرمآور بهنجار و حتی معمول است که احیاناً میتوان برای آن راه حلی متعارف در درون ساختار سیاسی-اقتصادی کنونی یافت. به همین ترتیب، هر روز اخباری دربارۀ خشونت حاصل از بحرانهای کنونی ایران میشنویم بیآنکه هیچیک از آنها غیرمعمول محسوب شود. مدتی پیش یکی از مسئولان بهداشت کشور چنان به کمبود واکسنهای پنتاوالان (صد دیفتری، کزاز، سیاهسرفه، هپاتیت بی و هموفیلوس آنفولانزای نوع بی) و روتاویروس (ضد التهاب شدید) اشاره کرد، گویی دربارۀ هوای نیمهبارانی روز بعد سخن میگوید و نه احتمال مرگ و بیماری هزاران کودک. در کشور من، ایران، مجازات اعدام روزانه جوانان بدون رعایت قوانین و مقررات جاری امری متعارف است، محکومیت چندینسالۀ مردان و زنان اعم از دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده و مترجم به جرم بیان نظر و اندیشه، دین و مذهب ،دفاع از موازین حقوق بشر و اعتراض به وضع موجود و خشونت حاکم بر زندگی روزمره نه تنها استثنا نیست، بلکه بخشی از جریان عادی هر روز است. در این کشور، تشکیل ۹۰هزار پروندۀ قضایی برای دختران و پسران جوانی که معترض حجاب اجباری بودند و اعمال خشونت علیه آنها بدیهی، معمول، و متعارف محسوب میشود، گویی چهرهای بیبدیل از وضعیتی کاملا نرمال باشد.
http://telegram.me/bavarh
🔸در سطح جهانی نیز هر روز شاهد عادیسازی خشونت در مناطق مختلف جهان هستیم. اخبار روزانۀ رسانهها حاکی از مرگ روزانۀ دهها فلسطینی ساکن غزه، بهویژه کودکان و زنان، در اثر بمباران اسرائیل یا گرسنگی و بیماری حاصل از محاصرۀ این منطقه است. لذا آنچه در غزه عادی شدهاست، مرگ جماعتی فقط به سبب بودن و سکونت در آنجاست. آیا تا کنون خبری دربارۀ حیات، زندگی، رفاه و بهزیستی در غزه شنیدهایم؟....
سعید_مدنی
نرمالیزهکردن_صلح
http://telegram.me/bavarh | 8 840 |
| 14 | 🌹🌷گل بیرخِ یار خوش نباشد
بیباده بهار خوش نباشد
طَرفِ چمن و طوافِ بستان
بیلالهعذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالتِ گُل
بیصوتِ هَزار خوش نباشد
با یارِ شکرلبِ گلاندام
بیبوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دستِ عقل بندد
جز نقشِ نگار، خوش نباشد
جان نقدِ مُحَقَّر است حافظ
از بهرِ نثار خوش نباشد
درووووود برشما
پگاه تان سرشار از عشق و محبت و مهربانی باد
http://telegram.me/bavarh | 10 283 |
| 15 | 🌹🌷مسن ترین زن ایران درگذشت
خانم گلی پاپی که متولد روستایی از توابع شهرستان دورود در استان لرستان بود، بعد از حدود ۱۴۰ سال زندگی، به رحمت ایزدی پیوست.
روحش شاد و غرين رحمت بیکرانش باد
http://telegram.me/bavarh | 12 431 |
| 16 | 🌹🌷اعضای اصلی هیئت مذاکره کننده ایران به ریاست محمد باقر قالیباف، سوئیس را به مقصد تهران ترک کرده گفته شده که گفت و گوهای فنی در طول هفته در سوئیس ادامه می یابد. وزیر خارجه ایران میگوید که تحریم صادرات نفت و پتروشیمی ایران تعلیق شده و محاصره دریایی پایان یافته است.
عباس عراقچی در حساب خود در ایکس نوشته که بعضی از دارایی های مسدود شده ایران هم آزاد شده قطر و پاکستان، دو میانجی اصلی در بیانیه ای به دستاوردهای این گفت و گوها اشاره کردند و نوشتند که ایران و آمریکا پذیرفته اند که یک خط ارتباطی مستقیم برای جلوگیری از بروز حوادث و سوء تفاهم در تنگه هرمز
ایجاد کنند.
http://telegram.me/bavarh | 10 619 |
| 17 | 🌹🌷اینم نتیجه إخراج کردن بازیکن صبور و با مرام !!! 😂😂😂😂 دیگه چی میخوای😂😂😂😂
http://telegram.me/bavarh | 17 846 |
| 18 | 👆👆👆👆👆
🌹🌷خلاقیت بی پایان *چارلی چاپلین* که نشان میدهد که او نه فقط یک طنز پرداز بلکه یک جامعه شناس و منتقد قهار اجتماعی بوده است.
«روشنایی های شهر»/
http://telegram.me/bavarh
کمدی رمانتیک ترین فیلم تاریخ
چاپلین مانند همیشه سرسخت است اما برای اولین بار در فیلم هایش سرنوشت گویا علیه اوست شاید هنر واقعی چاپلین در این فیلم در این است که بیننده نمی داند چاپلین را قهرمان بداند یا یک عاشق پیشه مفلوک.
عصر ایران ؛ علی نجومی ــ «یک شاخه گل ، یک دختر نابینا و همان ولگرد همیشگی چاپلین.» اما این همه داستان فیلمی نیست که بر آسمان آثار صامت تاریخ می درخشد. «روشنایی های شهر» محصول سال 1931 اثر ماندگار چارلی چاپلین را شاید بتوان شاعرانه ترین اثر او نامید. خود پروسه ساخت فیلم روایت جالبی دارد که روایتگر شاید یکی از مهم ترین و دردناک ترین دوره های زندگی چاپلین است.
در واقع او قهرمانی بود که حالا برخی ادعا می کردند دوره اش تمام شده است اما ماجرا چه بود. او وقتی این فیلم را ساخت که چند سالی بود سینما ناطق شده بود اما چاپلین گویا زیر بار نمی رفت و لجوجانه فیلم های صامت خود را می ساخت.
شاید اگر کمی عمیق تر به این روایت تکان دهنده چاپلین از سادگی رویاهای انسانی نگاه کنیم می فهمیم چاپلین در آن زمان چون کودکی بوده که نمی خواسته محبوب ترین اسباب بازی خود را با یک اسباب بازی جدید عوض کند. او تقلا می کند تا سینمای صامت را از دستانش بیرون نکشند. اما آن قدر هنرمند است که از همین تقلایش هم روایتی انسانی خلق می کند که هم نیش است و هم نوش.
خط قصه: روایت ولگرد عاشق پیشه
فیلم از همان نمای ابتدایی که چاپلین روی مجسمه خوابش برده و تعقیب و گریزش روی مجسمه گویا به ما می گوید با همان چاپلین همیشگی رو به رو هستیم:
http://telegram.me/bavarh
سرسخت و لجباز. او عاشق دختر گل فروشی می شود که نابیناست و بعد در طول فیلم تمام تلاشش را می کند تا هزینه جراحی دختر را مهیا کند در حالی که می داند دختر با توجه به آن که تصور می کند چاپلین ثروتمند است در صورت بازیابی بینایی خود از چاپلین جدا می شود و این بستر روایت داستانی است که حلاوت دیدنش بعد از نزدیک به 100 سال هنوزم تازگی دارد.
تابستون کوتاه نیست ...
مشاهده محصولات
تابستون کوتاه نیست ...
اما چاپلین مانند همیشه سرسخت است اما برای اولین بار در فیلم هایش سرنوشت گویا علیه اوست شاید هنر واقعی چاپلین در این فیلم در این است که بیننده نمی داند چاپلین را قهرمان بداند یا یک عاشق پیشه مفلوک.
شاید بتوان به جرات گفت این فیلم سند تمام عیاری از این واقعیت است که هیچ کس در تاریخ سینما نتوانسته است بهتر از چاپلین کمدی رمانتیک بسازد که در سکانسی مثلا از نبرد بوکس تمام عیار چاپلین تماشاچی را روده بر کند و بلافاصله در سکانسی دیگر لبخند پر احساس چاپلین به دختر نابینا کاری با تماشاچی کند که اشک در چشمانش حلقه بزند.
چارلی چاپلین
برخورد منتقدان با فیلم
وقتی مجله مشهور انگلیسی« سایت اند ساوند» در سال 1952 اولین سری از ده فیلم برتر تاریخ سینما را منتشر کرد، روشنایی های شهر چاپلین بعد از دزد دوچرخه دسیکا فیلم دوم بود. در سال 2007 انستیتو فیلم آمریکا در دهمین سالگرد سلسله برنامه 100 سال 100 فیلم، این شاهکار چاپلین را در رده 11 قرار داد. مجله کایه دو سینما هم در سال 2008، فیلم را به عنوان هفدهمین فیلم برتر تاریخ سینما برگزید.
http://telegram.me/bavarh
اسلاوی ژیژک نظریه پرداز مشهور اسلوونیایی در مقاله خودش با عنوان« چرا یک نامه به مقصد می رسد؟» می نویسد: «روشنایی های شهر فیلم محبوب همیشگی من است. چاپلین در این فیلم مفهوم سرنوشت را به معنای واقعی به تصویر می کشد.»راجر ایبرت منتقد مشهور آمریکایی هم می نویسد: « شاهکار چاپلین همه چیز دارد : کمدی اسلپ استیک(بزن بکوب) ، فلاکت و بدبختی قهرمان هایش، پانتومیم، ملودرام و البته وقار و نجابت .»
اتفاق جالب زمان فیلم برداری:
روایت کرده اند ویرجینیا چریل بازیگر نقش دختر نابینا که در زمان فیلم برداری فیلم یکی از ستارگان درخشان هالیوود بود عادت به دیر رفتن سر صحنه فیلم برداری داشت و این مساله چاپلین را به شدت آزار می داد. در نتیجه او تصمیم گرفت حجت را بر خانم چریل تمام کند و او را تهدید کرد که اگر یک بار دیگر دیر بیاید از پروژه حذف خواهد شد. اما خانم چریل گویا از چاپلین لجبازتر بود و دیگر اصلا سر صحنه فیلم برداری نرفت. این مساله باعث شد برای مدتی فیلم برداری قطع شود و در آخر با عذرخواهی چاپلین از چریل قضیه ختم به خیر شد و فیلم برداری دوباره از سر گرفته شد
حرف های ناگفته ی(مهندس منوچهر بلوردی)
http://telegram.me/bavarh | 11 977 |
| 19 | 🌹🌷خلاقیت بی پایان *چارلی چاپلین* که نشان میدهد که او نه فقط یک طنز پرداز بلکه یک جامعه شناس و منتقد قهار اجتماعی بوده است.
«روشنایی های شهر»/
کمدی رمانتیک ترین فیلم تاریخ
چاپلین مانند همیشه سرسخت است اما برای اولین بار در فیلم هایش سرنوشت گویا علیه اوست شاید هنر واقعی چاپلین در این فیلم در این است که بیننده نمی داند چاپلین را قهرمان بداند یا یک عاشق پیشه مفلوک.👇👇👇👇
http://telegram.me/bavarh | 11 948 |
| 20 | 👆👆👆👆👆
🌹🌷خلاقیت بی پایان *چارلی چاپلین* که نشان میدهد که او نه فقط یک طنز پرداز بلکه یک جامعه شناس و منتقد قهار اجتماعی بوده است.
«روشنایی های شهر»/
http://telegram.me/bavarh
کمدی رمانتیک ترین فیلم تاریخ
چاپلین مانند همیشه سرسخت است اما برای اولین بار در فیلم هایش سرنوشت گویا علیه اوست شاید هنر واقعی چاپلین در این فیلم در این است که بیننده نمی داند چاپلین را قهرمان بداند یا یک عاشق پیشه مفلوک.
عصر ایران ؛ علی نجومی ــ «یک شاخه گل ، یک دختر نابینا و همان ولگرد همیشگی چاپلین.» اما این همه داستان فیلمی نیست که بر آسمان آثار صامت تاریخ می درخشد. «روشنایی های شهر» محصول سال 1931 اثر ماندگار چارلی چاپلین را شاید بتوان شاعرانه ترین اثر او نامید. خود پروسه ساخت فیلم روایت جالبی دارد که روایتگر شاید یکی از مهم ترین و دردناک ترین دوره های زندگی چاپلین است.
در واقع او قهرمانی بود که حالا برخی ادعا می کردند دوره اش تمام شده است اما ماجرا چه بود. او وقتی این فیلم را ساخت که چند سالی بود سینما ناطق شده بود اما چاپلین گویا زیر بار نمی رفت و لجوجانه فیلم های صامت خود را می ساخت.
شاید اگر کمی عمیق تر به این روایت تکان دهنده چاپلین از سادگی رویاهای انسانی نگاه کنیم می فهمیم چاپلین در آن زمان چون کودکی بوده که نمی خواسته محبوب ترین اسباب بازی خود را با یک اسباب بازی جدید عوض کند. او تقلا می کند تا سینمای صامت را از دستانش بیرون نکشند. اما آن قدر هنرمند است که از همین تقلایش هم روایتی انسانی خلق می کند که هم نیش است و هم نوش.
خط قصه: روایت ولگرد عاشق پیشه
فیلم از همان نمای ابتدایی که چاپلین روی مجسمه خوابش برده و تعقیب و گریزش روی مجسمه گویا به ما می گوید با همان چاپلین همیشگی رو به رو هستیم:
http://telegram.me/bavarh
سرسخت و لجباز. او عاشق دختر گل فروشی می شود که نابیناست و بعد در طول فیلم تمام تلاشش را می کند تا هزینه جراحی دختر را مهیا کند در حالی که می داند دختر با توجه به آن که تصور می کند چاپلین ثروتمند است در صورت بازیابی بینایی خود از چاپلین جدا می شود و این بستر روایت داستانی است که حلاوت دیدنش بعد از نزدیک به 100 سال هنوزم تازگی دارد.
تابستون کوتاه نیست ...
مشاهده محصولات
تابستون کوتاه نیست ...
اما چاپلین مانند همیشه سرسخت است اما برای اولین بار در فیلم هایش سرنوشت گویا علیه اوست شاید هنر واقعی چاپلین در این فیلم در این است که بیننده نمی داند چاپلین را قهرمان بداند یا یک عاشق پیشه مفلوک.
شاید بتوان به جرات گفت این فیلم سند تمام عیاری از این واقعیت است که هیچ کس در تاریخ سینما نتوانسته است بهتر از چاپلین کمدی رمانتیک بسازد که در سکانسی مثلا از نبرد بوکس تمام عیار چاپلین تماشاچی را روده بر کند و بلافاصله در سکانسی دیگر لبخند پر احساس چاپلین به دختر نابینا کاری با تماشاچی کند که اشک در چشمانش حلقه بزند.
چارلی چاپلین
برخورد منتقدان با فیلم
وقتی مجله مشهور انگلیسی« سایت اند ساوند» در سال 1952 اولین سری از ده فیلم برتر تاریخ سینما را منتشر کرد، روشنایی های شهر چاپلین بعد از دزد دوچرخه دسیکا فیلم دوم بود. در سال 2007 انستیتو فیلم آمریکا در دهمین سالگرد سلسله برنامه 100 سال 100 فیلم، این شاهکار چاپلین را در رده 11 قرار داد. مجله کایه دو سینما هم در سال 2008، فیلم را به عنوان هفدهمین فیلم برتر تاریخ سینما برگزید.
http://telegram.me/bavarh
اسلاوی ژیژک نظریه پرداز مشهور اسلوونیایی در مقاله خودش با عنوان« چرا یک نامه به مقصد می رسد؟» می نویسد: «روشنایی های شهر فیلم محبوب همیشگی من است. چاپلین در این فیلم مفهوم سرنوشت را به معنای واقعی به تصویر می کشد.»راجر ایبرت منتقد مشهور آمریکایی هم می نویسد: « شاهکار چاپلین همه چیز دارد : کمدی اسلپ استیک(بزن بکوب) ، فلاکت و بدبختی قهرمان هایش، پانتومیم، ملودرام و البته وقار و نجابت .»
اتفاق جالب زمان فیلم برداری:
روایت کرده اند ویرجینیا چریل بازیگر نقش دختر نابینا که در زمان فیلم برداری فیلم یکی از ستارگان درخشان هالیوود بود عادت به دیر رفتن سر صحنه فیلم برداری داشت و این مساله چاپلین را به شدت آزار می داد. در نتیجه او تصمیم گرفت حجت را بر خانم چریل تمام کند و او را تهدید کرد که اگر یک بار دیگر دیر بیاید از پروژه حذف خواهد شد. اما خانم چریل گویا از چاپلین لجبازتر بود و دیگر اصلا سر صحنه فیلم برداری نرفت. این مساله باعث شد برای مدتی فیلم برداری قطع شود و در آخر با عذرخواهی چاپلین از چریل قضیه ختم به خیر شد و فیلم برداری دوباره از سر گرفته شد
حرف های ناگفته ی(مهندس منوچهر بلوردی)
http://telegram.me/bavarh | 1 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
