کانال روستای بوانلو
前往频道在 Telegram
2 107
订阅者
+124 小时
+27 天
+1230 天
帖子存档
2 107
روایت و قرائت دوم از داستان واقعی کوچ توسط یکی از اعضای محترم کانال وزین بوانلو .قضاوت و تجزیه و تحلیل واقعه با خوانندگان عزیز 👇👇👇👇
2 107
آب، سرش را بر سنگ میکوبد و از دردی نامعلوم به ستوه آمده است.
از بلندای صخره، حلق آویز میشود و رها در طناب بلند تقدیر، سربهزیر میماند.
گنجشک، در رقص قطره بال میزند.
کبک، در موسیقی آب مستی میکند.
آهو، در خنکای آبشار آرام میشود
کفشدوزک، آرام به نوک برگ میرسد که از تماشا نماند.
یکی میخزد و آبشخورش را تسخیر میکند.
یکی میجهد و قلوپ در آب شیرجه میزند.
از ردپای پنجههای تنومند رعبآور گریزپای آشنا به قواعد شکار، بدن گر میگیرد. پلنگ را میگویم.
دیگری هم عصا به دست در پناه بوتهها روزگار سپری میکند.
و من در قضاوت اینهمه، در تحیرم و مستند را در صفحه روزگار در تماشا نشسته ام.
آب، میرود و سرگردان در لابلای صخرهها، رنجهای کهن مانده بر تنه درختان را در خاطر مینگارد.
رنگهای ماورای تخیل و احساس را پنهان میکند
عطر گل را میبلعد
در ریشه گیاه، نفسی تازه میکند
و من پیاپی اینهمه، زانو میزنم و ادای احترام میکنم.
خورشید در زلالی آب، سهمی دارد.
ابر، میراثدار این برکت است.
باد، خنکای رود را به یغما میبرد
ماه، آذین میبندد این طوق آغشته به عطر آهوی ختایی را.
زمین، هی زیرکی میکند
صخره، صبرش سرآمده
و من در کلاس معمار بزرگ طبیعت، انگشت به دهانم
طبیعت را میگویم و رود را
✍خوشنما
@bovanloo
2 107
آب، سرش را بر سنگ میکوبد و از دردی نامعلوم به ستوه آمده است.
از بلندای صخره، حلق آویز میشود و رها در طناب بلند تقدیر، سربهزیر میماند.
گنجشک، در رقص قطره بال میزند.
کبک، در موسیقی آب مستی میکند.
آهو، در خنکای آبشار آرام میشود
کفشدوزک، آرام به نوک برگ میرسد که از تماشا نماند.
یکی میخزد و آبشخورش را تسخیر میکند.
یکی میجهد و قلوپ در آب شیرجه میزند.
از ردپای پنجههای تنومند رعبآور گریزپای آشنا به قواعد شکار، بدن گر میگیرد. پلنگ را میگویم.
دیگری هم عصا به دست در پناه بوتهها روزگار سپری میکند.
و من در قضاوت اینهمه، در تحیرم و مستند را در صفحه روزگار در تماشا نشسته ام.
آب، میرود و سرگردان در لابلای صخرهها، رنجهای کهن مانده بر تنه درختان را در خاطر مینگارد.
رنگهای ماورای تخیل و احساس را پنهان میکند
عطر گل را میبلعد
در ریشه گیاه، نفسی تازه میکند
و من پیاپی اینهمه، زانو میزنم و ادای احترام میکنم.
خورشید در زلالی آب، سهمی دارد.
ابر، میراثدار این برکت است.
باد، خنکای رود را به یغما میبرد
ماه، آذین میبندد این طوق آغشته به عطر آهوی ختایی را.
زمین، هی زیرکی میکند
صخره، صبرش سرآمده
و من در کلاس معمار بزرگ طبیعت، انگشت به دهانم
طبیعت را میگویم و رود را
2 107
سپاس از حاج منصور دولخانی عزیز که حقیقتا حق استاد و شاگردی را ادا کردند .
در تکمیل دل نوشته جنابعالی چند نکته را در باب شخصیت فرهیخته معلم و استاد و دوست عزیزم غلام حسن بعرض خوانندگان بزرگوار میرسانم.
۱- واژه مقدس معلمی حقیقتا برازنده ایشان هست .کسی که هم در زمان اشتغال و هم در زمان بازنشستگی قداست واژه معلم را در عمل و رفتار ثابت کردند .
2- ایشان علاوه براینکه یک دبیر کار کشته و دارای سبک خاص تدریس بودند با اکثریت دانش آموزانش نیز رفیقی شفیق بودند .
3- دانش آموزان متولد دهه پنجاه که در مدرسه راهنمایی نواب صفوی اوغاز در محضر ایشان تلمذ کردند غریب به اتفاق کارمند شدند .
قدردان معلمی هستم که به من اندیشیدن را آموخت نه اندیشه ها را .
برای استاد و سرور و رفیق بی حاشیه خودم آرزوی سعادت و سلامت و بهروزی دارم .❤️❤️🌹🌹🙏🙏
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@bovanloo❤️🌹🙏
2 107
آن روز، دفتر کار من، گلدانی بود که در آن، ریشههای استوارِ یک استاد، شکوفههای مختلف را در کنار هم گرد آورده بود.در پایان برای استادم آرزوی سلامتی را دارم. 🌷🌹❤️🙏
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
2 107
در عصرروز پنجم خرداد سال ۱۴۰۵، دفتر کارم واقع در خیابان شفا مشغول کار بودم ک بصورت اتفاقی و تصادفی معلم دوره راهنمایی من (جناب غلامحسن قوی اندام) به یک خاطره واقعی بدل شد. در آن لحظه، زمان به عقب بازگشت و من (منصور دولخانی) خود را در برابر شکوهِ معرفت یافتم؛ در برابر استاد بزرگم، جناب «قویاندم». مردی که سال ۱۳۶۴، مشعل علم و اخلاق را در دستان من گذاشته بود. وقتی پس از احوالپرسی و بوسهای بر دستانِ پر از تجربه ایشان، گرمای حضورشان را حس کردم، گویی تمام سالهای گذشته در یک لحظه معنا یافت.
اما جادوی این دیدار، تازه آغاز شده بود... گویی تقدیر میخواست پیوند این مدرسه بزرگ را به رخ بکشد. در همان حال، دو چهرهی آشنا و بزرگوار، زینل دولتیان و حسن صداقت، وارد دفترم شدند. تماشای آنها که هر دو از شاگردانِ وفادار و عزیز استاد قویاندم بودند، حسی از حیرت و شکرگزاری در من برانگیخت. در آن اتاق کوچک، ما نه تنها سه شاگرد، بلکه سه نسل از ادب و دانش را در هم میدیدیم که در برابر شکوهِ یک معلم، سر تعظیم فرود آورده بودیم.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
2 107
آن روز، دفتر کار من، گلدانی بود که در آن، ریشههای استوارِ یک استاد، شکوفههای مختلف را در کنار هم گرد آورده بود.در پایان برای استادم آرزوی سلامتی را دارم. 🌷🌹❤️🙏
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
2 107
✅ اطلاعیه فروش ملک
یک قطعه زمین به مساحت ۲۵۰متر مربع ۷۰ متر مسکونی دارد که در بالاترین نقطه بوانلو واقع شده است. دارای امتیاز آب و برق وگاز میباشد و ماشین رو است.
برای کسب اطلاعات بیشتر به جناب آقای
میر علی حقیقی فر تماس بگیرید
۰۹۳۵۴۹۵۲۷ ۰۴
@buvanloo
2 107
✅ اطلاعیه فروش ملک
یک قطعه زمین به مساحت ۲۵۰متر مربع ۷۰ متر مسکونی دارد که در بالاترین نقطه بوانلو واقع شده است. دارای امتیاز آب و برق وگاز میباشد و ماشین رو است.
برای کسب اطلاعات بیشتر به جناب آقای
میر علی حقیقی فر تماس بگیرید
۰۹۳۵۴۹۵۲۷ ۰۴
@buvanloo
2 107
*هم اندیشان فرهنگ یا گزینشان فرهنگ!؟*
معمولا انتظار از کسانی که مدعی ترویج فرهنگ مادری خویشتن اند بالاست و اگر این مهم فقط در گفتار باشد و نه در عمل، دیر یا زود باعث رویگردانی جامعه از این مروجان لسانی فرهنگ خواهد شد آری کسانی که تا دیروز برای کوچکترین مراسم و پاسداشت چهره های اثرگذار فرهنگ این مرز و بوم، مردم را دعوت به حضور در مراسم ایشان میکردند و خود را پیشگام همدلی و توصیه به حفظ فرهنگ و زبان مادری نشان میدادند امروز باید توضیح دهند که چرا در برابر فقدان دو چهره ماندگار فرهنگ کرمانجی، چنین خاموش ماندند و حتی در مراسم یادبود این دو چهره فعال فرهنگ کرمانجی که بیش از ۵۰ سال در حفظ این فرهنگ کوشیدند شرکت نکردند!؟
انهایی که در مقالات سریالی کرمانجها را به خادم و خائن تقسیم نمودند درحالی که خود با این دو قشر و تقسیم بندی خیالی سالها همکاری کردند کجا ایستاده اند!؟
براستی نویسندگان و شعرا و خوانندگان( مثلا کرد باور) مشغول به چه کاری اند؟!
آیا سکوت این مروجان گفتاری و انجمنی نشانه بیتفاوتی نیست؟ ایا نشانه گفتار بی عمل نیست!؟
و شاید برای ایشان ارزش هنرمندان و بزرگان پرتلاش، تا زمانی معتبر است که در دایره هماندیشی خودشان بگنجند!؟ و با آنها همسو باشند!؟
ادعای خدمت به فرهنگ و احترام به فرهنگ سازان و هنرمندان خدوم این مرز و بوم بویژه فرهنگ کرمانجی در خراسان نه یک شعار و یک ابزار برای محبوبیت بلکه یک تعهد اخلاقی است
وقتی کسانی که در انجمن های ادبی و فرهنگی فعالند و از دغدغهمندی و ترویج فرهنگ کرمانجی دم میزنند، در برابر درگذشت اساتید تراز اول و ستونهای فرهنگ و ادب این دیار نظیر: استاد محمد رضا شاهمرادی و استاد بابا صفر مرادی که تمام عمر خویش را چه در رسانه ملی و چه در سطح جامعه و بین مردم برای پیشبرد و تروبج و اعتلای فرهنگ خراسان و کرمانجی صرف نموده اند، سکوت کردند تنها یک واقعیت تلخ برملا میشود که آنها دغدغهمند واقعی “فرهنگ” نیستند، بلکه دغدغهمند “نام و جریان و اعتبار خود” هستند. کسانی که برای مرثیهسرایی، به جایِ “شخصیت و جایگاه علمی و هنری”، تنها “همفکری و همسویی” را معیار قرار میدهند، فعال و دلسوز فرهنگی نیستند بلکه سیاستورزِان کوچک اند که بتدریج توسط جامعه فراموش و طرد خواهند شد.
قادر قادری
پژوهشگر ارشد، کارشناس رسانه و مسائل اجتماعی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
2 107
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی برد با چشم غم پرست
بس که در بیماری هجرتان گرایانم چو شمع
وقتی قلم در نقد منادیان دروغین فرهنگ و هنر و پاسداشت هنرمندان تیز میشود و شکارچیان و دلالان فرهنگی را به کنج رینگ می کشاند .
درد نامه فوت دو هنرمند بزرگ خراسان شمالی به قلم جناب قادر قادری بوانلو 🙏🌹❤️
@bovanloo👇👇👇👇👇
دل نوشته
2 107
استاد شاه مرادی _گلدسته ( به اشتراک گذاشته شده از طریق Audify Music Player
https://audifymusicplayer.page.link/6MxFnqAJM1xpTg1H9 )
2 107
گوهر ( به اشتراک گذاشته شده از طریق Audify Music Player
https://audifymusicplayer.page.link/6MxFnqAJM1xpTg1H9 )
