ch
Feedback
زاگرس

زاگرس

前往频道在 Telegram

خبرهای جدید،اجتماعی ،اخلاقی،علمی، فرهنگی باتاکید براستان کرمانشاه Admin: @zaggros1

显示更多
892
订阅者
-224 小时
-67
-730
帖子存档
وارن بافت می‌گوید:«بهترین سرمایه گذاری ممکن، سرمایه گذاری بر روی خودتان است» ۳۰ روش برای سرمایه گذاری بر روی خودتان: ۱.روزانه مطالعه کنید. ۲.سالم‌تر غذا بخورید. ۳.آشپزی بیاموزید. ۴.سحرخیز باشید. ۵.از تعلل‌کردن دست بردارید. ۶.زمان خود را مدیریت‌ کنید. ۷.بیشتر سفر کنید. ۸.به یک روال ثابت، پابند بمانید. ۹.پول خود را سرمایه گذاری کنید. ۱۰.خودتان را به چالش بکشید. ۱۱.موفقیت را تجسم کنید. ۱۲.دیگران را ببخشید. ۱۳.نگران خودتان باشید. ۱۴.یادداشت بردارید. ۱۵.به پادکست‌ها گوش کنید. ۱۶.وسایل به‌دردنخور نخرید. ۱۷.خردمندانه دوستانتان را انتخاب کنید. ۱۸.با خانواده‌ خود در ارتباط بمانید. ۱۹.از دوستان زهرآگینتان فاصله بگیرید. ۲۰.هر روز، ۱٪ بهتر شوید. ۲۱.کسب و کارتان را شروع کنید. ۲۲.شکایت نکنید. ۲۳.مشاوری باتجربه بیابید. ۲۴.چیز جدیدی بیاموزید. ۲۵.هدف‌گذاری کنید. ۲۶.برای هفته خود برنامه‌ریزی کنید. ۲۷.با مدیتیشن(مراقبه) مأنوس شوید. ۲۸.با شکرگزاری مأنوس شوید. ۲۹.برای زندگی‌تان برنامه داشته باشید. ۳۰.نرمش کنید. @zaggros

سه دام وجود دارد که آرامش و شادی را از انسان می‌دزدند: حسرتِ گذشته، اضطرابِ آینده، و قدر ندانستنِ لحظه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کنیم. اوشو @zaggros

از همون روزی که شروع کنی مرز بذاری و"نه" بگی، میفهمی کی‌ها واقعا دوستت داشتن و کی‌ها فقط به فداکاریات عادت کرده بودن. روانشناسی،آرامش @zsggros

پيامبر صلي الله عليه و آله :... وَ ما يَمْنَعُكَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعيشَ حَميدا وَ تَموتَ سَعيدا و اِنّما بُعِثْتُعَلى تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ؛ چه چيزى مانع توست كه زندگى پسنديده و مرگ با سعادت را داشته باشى، چرا كه من براى كامل نمودن اخلاق زيبا مبعوث شده ام.[مجمع الزوائد، ج ۸ ، ص ۲۳]

ورود کاربر / نام‌نویسی  حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵ سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغ که تا چو بلبلِ بیدل کُنَم عِلاجِ
ورود کاربر / نام‌نویسی    حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵           سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغ که تا چو بلبلِ بیدل کُنَم عِلاجِ دِماغ به جلوهٔ گلِ سوری نگاه می‌کردم که بود در شبِ تیره به روشنی چو چراغ چُنان به حُسن و جوانیِ خویشتن مغرور که داشت از دلِ بلبل هزار گونه فَراغ گشاده نرگسِ رعنا ز حسرت آب از چشم نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن دهان گُشاده شقایق چو مردمِ ایغاغ یکی چو باده پرستان صُراحی اندر دست یکی چو ساقیِ مستان به کف گرفته اَیاغ نشاط و عیش و جوانی چو گُل غنیمت دان که حافظا نَبُوَد بر رسول غیر بَلاغ حافظ سلام صبح بخیر @zaggros

AnimatedSticker.tgs0.55 KB

هرچه قدرهم ازتو درباره این کار می پرسند دادوفریادبکش وبگو خودم می دانم ،چرا نمی گذارید به حال خودم باشم.وبعدازآن ببین چه می شود ،فقط تا موقع مرگ ازآن خمره سخن به زبان نمی آوری ، وقتی نشانه های مرگ را مشاهده کردی، فرزندانت را جمع کرده ومی گویی که داخل آن خمره هم مقدارزیادی زرآلات وسکه های طلاهست که بعداز مرگم میان خودتان تقسیم کنید. مردگزی خمره را بدوش خودافکنده وموقع غروب واردگز وخانه ی خود شد.آنگاه باکلنگ بناکردگودالی داخل اتاق خود حفرکند. دراین هنگام دختران وعروس های او پشت درسرک کشیده ومی پرسیدند : چه خبراست که باهمان حیله آنهارا از خود دور کرد. شب که شد ومردهابه خانه آمدند ، شرح ماجرارا برای شوهرانشان گفتند.آنها حدس زدند که باید خبری باشد.پس، ازفردای آن روز، زنهای خودرا مامورکردند دور وبرپدرشان بالابیایندوشد آنچه که دوست سده ای او گفته بود. چندین ماه گذشت .تااین که شبی که همه دور هم جمع بودند از هردری سخنی رانده شد وسخن به خمره کشید.مردگزی گفت: اگر به من قول می دهید که سخنم را پراکنده نکنیدوراز مرا افشا نکنید ،داستان را بیان می کنم.آنهاهمگی قول دادند. مرد گزی گفت : بله درحقیقت من چندوقت پیش که برای کشاورزی به صحرارفتم ،موقع شخم زدن زمین، این خمره را پیداکردم .صبرکردم تاغروب شود وآن را آورده ودراتاق دفن کردم. درحقیقت این خمره ازآن شماست ،ولی من درخواست می کنم، صبر کنیدتامن وقتی مُردم ،آنرا باز کرده واجناس داخل آن را بین خودتان تقسیم کنید. آنهاهم قول دادند .چندین سال گذشت، تامرگ سراغ آن مردگزی آمد وبه رحمت حق واصل شد. بعداز این که فرزندان مراسم مفصلی هم برای اوگرفتند.بناشد خمره را درآورده واشیای آن را بین خودتقسیم کنند.پس برای این کار ، کدخدای شهر وامام جماعت شهر وتنی چندازبزرگان شهررادعوت کردند تااین کاربدست آنهاانجام شود .شام مفصلی هم پخته شد .بعداز صرف شام خمره را وسط اتاق گذاشتند،تادرب آن باز وموادداخل آن تقسیم شود .اول به کدخدا تعارف کردند .کداخداهم هم بلندشد ودستی داخل خمره کرد وچیزی جز این که احساس کرد،دستش به استخوانی خورده است، چیزدیگری به دستش نخورد.بنابراین گفت: مراازانجام این کارمعذوربدارید.بعدنوبت امام جماعت شهر شد.اوهم بلندشد ودستی داخل خمره کرد وچیزی جز استخوان احساس نکرد.بنابراین او هم گفت : مرامعذوربدارید. نوبت به بزرگان ومعتمدان شهررسیدوآنهاهم هرکدام مانند قبلی ها ،چیزی جز استخوان احساس نکردند.خلاصه صبرهمه لبریزشد وگفتند:اصلا ، خمره را روی کف اتاق وارونه کنید، ببیینیم داخل آن چه چیزی هست.وقتی خمره را وارونه کردند،باتعجب دیدند که استخوان دست الاغی هست وروی آن یک نوشته به چشم می خورد.وقتی نوشته را برای حضار خواندند،این جملات به گوش آنهارسیدکه :تازمانی که زنده هستیدگول تقسیم ارث بین فرزندانتان رانحورید @zaggros

تقسیم ارث: این داستان شایددردیگر شهرهای ایران هم رواج داشته باشد، ولی اینجا اززبان مردم شهر گز(راوی: مرحوم حاج ناصرحق شناس جزی) بیان می کنیم. گویند پیرمردی گزی که دارای چند پسر وعروس وداماد بود ،به اصرار فرزندان خود ،تصمیم گرفت اموالش را قبل از رسیدن مرگش میان آنهاتقسیم کند ،تابعداز مرگش بین آنهااختلافی پیش نیاید.هم چنین فرزندانش قول دادند تازمانی که زنده هست، ازاوبه خوبی مراقبت کنند.خلاصه اموال خودرا تقسیم کرد.اما مدتی بعد؛ کم کم فرزندان ودامادهاخودرا ازاو کنارکشیدند وکاربجایی رسید که دیگر حتی به اوهم سلام نمی کردند ویااز اواحوال پرسی نمی کردند. پیرمردخیلی ناراحت شد ولی خوب ، چاره ای هم نداشت. یک دوستی درسده ( خمینی شهر) داشت.باخودگفت : حالا که کاربه اینجا کشیده شده است خوب است چندروزی منزل دوست سده ای خود بروم تاببینم بعد چه می شود. خلاصه حرکت کرد وشب هنگام به منزل دوستش رسید.دوستش هم خوب از او پذیرایی نمود.فردا صبح دید که انگار مردگزی نمی خواهد به شهرگز خودبرگردد.چیزی نگفت وچندشبانه روزازاو پذیرایی نمود.دراین مدت هم چیزی اوزاو نپرسید ومردگزی هم چیزی نمی گفت.عاقبت دوست سده ای او گفت : اگر مشکلی ، ناراحتی چیزی هست ،بگوشاید بتوانم کمکی کنم.ناچار مرد گزی داستان تقسیم اموال خودرا وبرخورد فرزندانش بعدازآن را بیان کرد.مردسده ای گفت : من برای تو یک راه حلی نشان می دهم،بشرط آنکه هرچه می گویم انجام دهی وباهیچکس هم کلام نشوی.مردگزی قول داد که آنچه را می گوید انجام دهد ودراین باره با کسی ، سخنی نگوید. فرداصبح که شد مردسده ای یک خمره ی نسبتا بزرگی آوردکه درب آن را محکم پوشانده بود.گفت : این خمره را باخودبه شهرگزی می بری.صبر می کنی غروب شود وموقع غروب واردگز می شوی.آنگاه درمیان اتاق خود ، باکلنگ گودالی حفر می کنی واین خمره را داخل آن مخفی می کنی. ادامه ی داستان اینجا @zaggros

تقسیم زمین دو برادر قطعه زمینی از پدر به ارث بردند.ماه ها ر مورد نحوه ی تقسیم ان بحث و گفت و گو کردند ولی به نتیجه ای نرسیدند. ان ها سرانجام مشکل خود را با ریش سفید ده در میان گذاشتندو از او خواستند در تقسیم زمین به انها کمک کند. ریش سفید کمی تامل کرد و سپس گفت:شیر یا خط بندازید.هرکدام از شما که برنده شد زمین را او تقسیم خواهد کرد. یکی از برادران گفت:این که شما میفرمایید راه حل نیست!ما ما دوباره به همان جای اول میرسیم. ریش سفید لبخندی زد و گفت:نه!اینطور نیست,کسی که برنده ی شیر یا خط شود,زمین را تقسیم میکند و دیگری انتخاب میکند که کدام را میخواهد. @zaggros

ویلیام جیمز، توی یه خونواده‌ی ثروتمند و درجه‌یکِ آمریکایی در قرن نوزدهم به‌دنیا اومد؛ منتها از همون بچگی مدام مریض بود. اغلب دچار استفراغ و اسپاسم کمر میشد و اکثرا اوقات توی اتاقش بود و نمی‌تونست مثل بقیه‌ی هم‌سن‌هاش، بچگی کنه. این خونه‌نشینی باعث شده بود تا به نقاشی روی بیاره و به‌نظر خودش، کارش تو این زمینه خوب بود؛ اما پدرش دائما بهش سرکوفت می‌زد و اون رو مایه‌ی ننگ خانواده می‌دونست. برادر و خواهرش، هرکدوم برای خودشون کسی شده بودن و اسم‌و‌رسمی بهم زده بودن؛ اما این وسط، ویلیام جیمز حکم لکه‌ی ننگ رو برای خونواده‌ش داشت. پدرش ازطریق پارتی‌بازی تونست ویلیام رو به دانشکده‌ی پزشکی بفرسته و بهش گفت که این آخرین فرصتی هست که بهت میدم. خود ویلیام جیمز توی خاطراتش گفته یه‌بار که از بیمارستان روانی بازدید کردیم، با بیماران احساس نزدیکی بیش‌تری می‌کردم. بعد از چندماه کلنجاررفتن با خودش و وضعیتش، فهمید که برای پزشکی ساخته نشده و دلش رو به دریا زد. تصمیم گرفت از دانشگاه انصراف بده و برای دورشدن از فضای سمی خانواده، توی تور بازدید از آمازون ثبت‌نام کرد. توجه کن که داریم راجع‌به قرن ۱۹ صحبت می‌کنیم، نه ۱۰سال پیش! وسط راه آبله گرفت و تا مرز مرگ رفت؛ اما به‌طور معجزه‌آسایی زنده موند. ویلیام در تمام عمرش خودش رو قربانی زندگی می‌دونست؛ اما درحین‌سفر با کتابی آشنا شد که بنیان فکریش رو عوض کرد. به‌خودش گفت که بذار یک‌سال با این فکر زندگی کنم که خودم مسئول ۱۰۰درصد اتفاقات زندگیم هستم. می‌دونی چی شد؟ همون پسری که مایه‌ی ننگ خانواده بود، به پدر علم روانشناسی آمریکا تبدیل شد که کل جهان برای حضور در سمینارهای روانشناسی ازش دعوت می‌کردن. هروقت احساس می‌کنی قربانی هستی، ویلیام جیمز رو به خاطر بیار و سعی کن مسئولیت زندگی خودت رو به عهده بگیری @zaggros

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند و باعجله دو مسئله را که روی تخته‌سیاه نوشته‌شده بود یادداشت کرد و با این باور که استاد آن را به‌عنوان تکلیف داده به منزل رفت و تمام شبانه‌روز را برای حل آن‌ها فکر کرد. هیچ‌یک را نتوانست حل کند. اما طی هفته از تلاش دست برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل کرد و به کلاس آورد. استاد به‌کلی مبهوت شد زیرا آن دو را به‌عنوان مسائل غیرقابل‌حل در ریاضی داده بود. در یک باشگاه بدن‌سازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از او خواستند که رکورد جدیدی را برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. سپس از او خواستند وزنه‌ای را که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به‌راحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملاً طبیعی بود اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان‌انگیز بود. چراکه آنها اطلاعات غلط داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه‌ای برنیامده بود که درواقع 5 گرم از رکوردش کمتر بوده است، و درحرکت دوم ناخودآگاه به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی با این باور وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می‌دانست. @zaggros

🔴 شعار علیه شهریاری در تجمعات شبانه مرگ بر جیره خور آمریکا.. @zaggros

تفاهمنامه ✍️یدالله کریمی پور با دروغ مردم را ناامید کردند؛ گاهی فکر می کنم اسراییل نفوذ دارد دیگر چه مانده است که نگفته باشند؟!! وزیر امورخارجه می گوید: کل دنیا دارن به ما احترام میزارن. من رفتم عراق، خدا شاهده ساعت ۲ نصف شب، یه جور فریاد میزدن عباس بطل (عباس قهرمان) که عجیب و غریب بود. اونوقت اون وسط یه هموطن بین اون همه عراقی داد زد: مرگ بر سازشکار. تفاهمنامه ای را که برگ برنده ما و جزو برترین توافق های ۵۰ سال اخیر بود، با جاروجنجال و هیاهوی جهت دهی شده برهم زدند و دوباره ایران را به جنگ و تنش مدنظرشان هدایت کردند. دیگر چه پشت پرده و حفره ای مانده که عراقچی و...برملا نکرده باشند. هنوز نمی دانید چه کسانی پشت پرده مخالفت با تواعق استراتژیک با ایالات متحده اند؟ این نام ها را از جانب یدالله کریمی پور به خاطر بسپارید، دیر نخواهد بود که فراوان آنها را به عنوان بخشی از جهت دهندگان خواهید شنید: اس وی آر(روسیه)، میت(ترکیه)، موساد(اسراییل) و دی تی ایکس(جمهوری آذربایجان). @zaggros

دومین ضربۀ بزرگ یمن به آرامکو پس از ۷ سال ♨️شرکت آرامکو، بزرگ‌ترین شرکت نفتی جهان و ستون اصلی اقتصاد #عربستان، امروز در ۲ عملیات همزمان نیروهای مسلح #یمن هدف قرار گرفت. اهداف این حملات، 🛢 این عملیات، دومین حمله بزرگ یمن به زیرساخت‌های نفتی عربستان پس از حملات سال ۲۰۱۹ به بقیق و خریص است؛ حمله‌ای که در آن حدود ۵.۷ میلیون بشکه از تولید روزانه نفت عربستان متوقف شد. @zaggros

🎥سپاه با انتشار این ویدئو، آمادگی برای نبرد زمینی با ارتش آمریکا را به نمایش گذاشت @zaggros

این آخرین ویدئو از اکبر عبدی عزیز.
ممنون بابت لحظات قشنگ و خنده هایی که برامون درست کردی بزرگ مرد💔
@zaggros

جسد زن جوان در مزرعه متروکه فشافویه کشف شد/ شواهد از انتقال جسد حکایت دارد 🔹صبح روز جمعه، جسد زنی حدوداً ۳۵ تا ۴۰ ساله در بخش متروکه یکی از مزارع منطقه فشافویه (جنوب غرب تهران) پیدا شد. این صحنه هولناک زمانی کشف شد که یک کشاورز هنگام ورود به زمین‌های کشاورزی خود با جسدی مواجه شد که درون یک پتو پیچیده شده بود. وی بلافاصله مراتب را به پلیس اطلاع داد. 🔹با حضور تیم جنایی در محل، تحقیقات اولیه نشان داد که این زن لباس خانه به تن داشته و هیچ مدرکی مبنی بر وقوع قتل در همان مکان یافت نشده است. کارآگاهان بر این باورند که قتل در محلی دیگر رخ داده و عامل یا عاملان جنایت، برای از بین بردن سرنخ‌ها، جسد را به این منطقه متروکه منتقل کرده‌اند./هفت صبح @zaggros

ادعای آکسیوس: ایران در آستانه توافق با عمان آکسیوس به نقل از دو منبع: 🔹ارتش آمریکا در حال تدوین طرح‌هایی برای احتمال انجام عملیات‌های بزرگ علیه ایران است، اما ترامپ هنوز دستورات خود را صادر نکرده است. 🔹ترامپ روز جمعه برخلاف روزهایی که با طرح‌های حمله موافقت می‌کرد، چراغ سبز برای اجرای حملات علیه ایران را صادر نکرد. 🔹 پیشرفت در گفتگوها حاصل شده و امکان دستیابی به توافق میان ایران و سلطنت عمان طی تعطیلات آخر هفته وجود دارد. 🔹تصمیم ترامپ برای توقف حملات، ساعاتی پس از ورود هیئتی از عمان به تهران جهت انجام گفتگوها درباره تنگه هرمز اتخاذ شد./ فرارو @zaggros

✅ترامپ کلافه و عصبانیست سیاوش اردلان: خیلی از نشانه ها حاکیست که ارتش آمریکا در تدارک حمله ای سنگین و سخت به ایران است.  حملاتی که اگر رخ بدن، به دستور و با تشخیص شخص ترامپ  خواهد بود. او‌ کلافه و عصبانیست و تنها راه برون رفتی  که به ذهنش میرسه، اعمال زور بیشتر برای تسلیم کردن حاکمان ایران و کشوندن اونها پای میز مذاکره است. همه کارشناسانی که ماه ها پیش راجع به عواقب جنگ هشدار می‌دادند، حالا هم تاکید دارند حاکمان ایران کوتاه نخواهند آمد و تسلیم کردنشون ممکن نیست مگر با منابع و امکانات به مراتب بیشتری که آمریکا فعلا در اختیار نداره. احتمال شروع موج سنگین حملاتی که ترامپ حرفش رو‌ میزنه از امشب به بعد که بازارهای مالی تا دوشنبه تعطیل هستند بیشتره. شاید هم خبری نشه و ترامپ  بدون تحمیل هزینه های هنگفت بر مردم و جامعه ایران خودش به این تشخیص برسه: تسلیم کردن حریفی که مقاومت براش مساله مرگ و زندگیست و سختی زندگی مردم جزو معادلاتش نیست، بمبارانهای سنگین تر جواب نمیده. @zaggros

✅ادعای نیویورک پست: آمریکا در حال بررسی طرح ربایش اورانیوم غنی‌شده از تأسیسات هسته‌ای ایران است 🔹جوزف راجرز، معاون مدیر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، گفت: از شنیدن این حرف خوشم نمی‌آید، اما فکر می‌کنم محتمل‌ترین راه برای از بین بردن مواد هسته‌ای ایران، دست‌کم آنچه اکنون در اختیار دارد، یک عملیات نظامی است؛ زیرا مذاکرات به زودی به نتیجه‌ای نخواهد رسید. 🔹یک منبع آگاه از برنامه‌ریزی‌های نظامی روز جمعه به روزنامه نیویورک پست گفت که این عملیات فوق‌العاده پیچیده، مشارکت هزاران نیروی زمینی را می‌طلبد که باید به تأسیسات هسته‌ای ایران یورش ببرند، از میان تله‌های انفجاری عبور کنند، از تیم‌های مهندسی و عمرانی استفاده کنند و همزمان یک نیروی دفاعی بزرگ را برای ایجاد حلقه امنیتی پیرامون این مراکز مستقر نگه دارند. 🔹این منبع افزود که سپس یک تیم کوچک از نیروهای ویژه، عملیات بازیابی مواد هسته‌ای را انجام خواهد داد؛ فرآیندی که او آن را «بسیار خطرناک» توصیف کرد./شفقنا @zaggros