ch
Feedback
2 488
订阅者
无数据24 小时
+17
-730
帖子存档
🔺 کتاب تازه منتشر شده شرح الزیارة الجامعة الکبیرة @AghayedNet
🔺 کتاب تازه منتشر شده شرح الزیارة الجامعة الکبیرة @AghayedNet

🔺 کتاب تازه منتشر شده کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة @AghayedNet
🔺 کتاب تازه منتشر شده کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة @AghayedNet

🔺 کتاب تازه منتشر شده چاپ دیگری از کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة @AghayedNet
🔺 کتاب تازه منتشر شده چاپ دیگری از کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة @AghayedNet

🔺تازه منتشر شده جستاری درباره «لام‌الف لا» در روایات خاصه و عامه، جایگاه آن در مذهب حروفیه و عرفان اصطلاحی و بیانات بزرگان د
🔺تازه منتشر شده جستاری درباره «لام‌الف لا» در روایات خاصه و عامه، جایگاه آن در مذهب حروفیه و عرفان اصطلاحی و بیانات بزرگان دین اعلی الله مقامهم درباره آن @AghayedNet

✔️رساله مختصری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه 🔻درباره ازدواج دومی با دختر حضرت امیر علیه‌السلام و ازدواج عثمان با دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله 🔹بسم اللّه الرحمن الرحيم و صلی اللّه علی محمّد و آله الطاهرين. چون بعضی از برادران سؤالی فرموده بودند سؤال ايشان را مصدّر ساخته جوابی در تلو آن عرض می‌‏شود: 🔸سؤال: به شرف عرض عالی می‌رساند به اتفاق جميع فرق طائفه اماميه نكاح مؤمنه از برای غير مسلم درست نيست. چرا حضرت امير صلوات اللّه و سلامه عليه دختر خود را به عمر داده؟ استدعا دارم به احسن وجهی جواب مرقوم بفرماييد. 🔹جواب: به اتفاق جميع فرق اماميه حضرت اميرالمؤمنين عليه صلوات المصلين آنچه بكند صحيح است و مردم بايد از او تعليم بگيرند نه او از مردم. پس هرچه كرده صحيح بوده و هرچه نكرده صحيح بوده، اين است اصل جواب و حق آن كه در ظاهر تزويج مؤمنه به منافق جايز است. از اين جهت حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله دو دختر خود را متعاقب تزويج نمود به ثالث، مقتوله ثانيه را پس از مقتوله اولی. و حضرت امير هم صلوات اللّه عليه بعد از امتناع بسيار و پيغام ثانی به عباس عموی حضرت كه اگر اين كار را نكند دو شاهد را تعيين می‌كنم كه در ملأ عام شهادت دهند كه او دزدی كرده و دست‌های او را به شهادت دو شاهد قطع می‌كنم، چنين كاری را در ظاهر كردند. 🔸و در باطن جنيّه‏‌ای را به صورت ام‌كلثوم فرمودند و به تصرف او دادند و ام‌كلثوم را از نظر كسانی كه بايد پنهان داشت پنهان فرمودند چنان‌كه حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله در باطن چنين كرده بودند. حتی آنكه آن جنيه يك روزی خود را به صورت گاوی به ثانی نمود و شاخ خود را به شكم او گذارد و او را به ديوار فشار داد به طوری كه از جان خود ترسيد و فهميد كه اين صورت يكی از جانّ است و از ترسی كه از او برداشت جرأت ابراز اين امر را نكرد. 🔹و صلی اللّه علی محمّد و آله مظهر العجائب و مظهر الغرائب و لعنة اللّه علی اعدائهم بعدد حروف الكتب بين الكتائب و قد تم فی ليلة الجمعة الحادی و عشرين من شهر ذی القعدة الحرام من شهور سنة ١٢٩۶ حامداً مصلياً مستغفراً. @AghayedNet

✔️🔻 انسان علیینی و انسان سجینی 🔸می فرماید: ثم رددناه اسفل سافلین؛ یعنی سپس او را پست کردیم و به پایین‌ترین درکات تنزل و انحطاط برگردانیدیم که در تفسیر به حسب باطن و تأویل انسان سجینی مراد و مقصود است. 🔹و انسان سجینی مقابل انسان علیینی است و تمام حدود و شخصیت آن، با حدود و شخصیت انسان علیینی، مقابل و کاملاً ضد آن است. 🔸و انسان علیینی چون ماده و صورتی دارد و مظهر کلیِ ماده و صورت آن محمد و علی علیهماالسلام هستند، انسان سجینی هم ماده و صورتی دارد. یک مظهر کلی ماده و یک مظهر کلیِ صورت... . @AghayedNet

🔺اشعار میلادیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ذکر فضائل و مناقب آن بزرگوار @AghayedNet

🔺از فرمایش‌های مکتبی @AghayedNet
🔺از فرمایش‌های مکتبی @AghayedNet

🔺نمونه‌ای از نقدها بر کتاب حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر @AghayedNet
🔺نمونه‌ای از نقدها بر کتاب حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر @AghayedNet

🔺تصویر چپ، چاپ اول کتاب حصائل الفکر و تصویر دیگر چاپ دوم کتاب. مؤلف در چاپ اول مطالبی ضد شیخیه نگاشته بود که در چاپ‌ بعد حذف
+1
🔺تصویر چپ، چاپ اول کتاب حصائل الفکر و تصویر دیگر چاپ دوم کتاب. مؤلف در چاپ اول مطالبی ضد شیخیه نگاشته بود که در چاپ‌ بعد حذف کرد. @AghayedNet

photo content

photo content

🔺به‌ترتیب، چاپ اول کتاب حصائل الفکر و چاپ بعد. مؤلف در چاپ اول مطالبی ضد شیخیه نگاشته بود که در چاپ‌ بعد حذف کرد. @AghayedNet

✔️🔻درباره کتاب حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر به‌تازگی بعضی سایت‌ها فایل کتاب حصائل الفکر... را منتشر کرده‌اند. چون این کتاب ماجرای مفصلی دارد که مرتبط با مکتب است در این یادداشت آن را معرفی می‌کنیم. کتاب حصائل الفکر... در سال ۱۹۷۰م در لبنان به‌چاپ رسید. این کتابْ تألیفی از مطالب حوزه مهدویت و غیبت است و در آن از پژوهش‌های تازه خبری نیست. به‌مناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علی‌محمد شیرازی لعنه‌الله به‌میان آورده و متأسفانه با تکیه بر کتاب خالصی‌زاده، او را زاده شیخیه دانسته و باز هم براساس نوشته‌های وی، مکتب شیخه را نقد کرده است. پس‌از انتشار کتاب، بعضی‌از احسائی‌های بحرین به‌شدت با این نویسنده بحرینی برخورد و او را نقد کردند. حتی شیخ باقر آل‌عصفور، از علماء مشهور بحرین در آن زمان، از این کتاب راضی نبود. درباره نقد وی بر این کتاب، در کتاب العقد الزاهر فی ترجمة الشيخ باقر نگاشتهٔ محمود طرادة، ضمن شمارش مؤلفات شیخ باقر آل‌عصفور آمده است: «و منها الرد على صاحب كتاب حصائل الفكر فی أحوال الامام المنتظر عندما اشكل على بعض العبارات الواردة فيه، حيث لفت انتباهه الى ذلک احد الاحسائيين، فألقى الشيخ باقر ثلاث محاضرات متتاليات عن هذا الكتاب بمسجد مؤمن، و كان الحضور فوق ما يتصور.» همچنین در نقد ابراهیم جمال‌الدین بر این کتاب با عنوان «الی صاحب حصائل الفکر»، در بخش آخر چنین آمده است: «هذا و قد قلت فی صفحة ۷۴ الی صفحة ۸۰ نقلاً عن الکتب المُعادیة للشیخیة ما لایحمد ذکره و نشره مع العلم بانهم من الشیعة الامامیة الصادقین فی الولاء لاهل‌البیت علیهم‌السلام و الأخذ عنهم و ان المرحوم العلامة الشیخ احمد الاحسائی الذی ینتسبون الیه هو من فطاحل علماء الشیعة الامامیة و حکمائهم و ان بینه و بین علمائنا الابرار فی طریق الاجازة له و منه اطراء جلیل و ثناء جمیل و لیس فی مؤلفاته ایّ انحراف و تغییر و تبدیل. فافهم ذلک و اعرف العلم الصحیح الذی یجب التدین به و اعرف حق العلم و اهله و واجب الاخاء لذوی العقیدة و الولاء و اجعلنی لک من الناصحین. ابراهیم جمال‌الدین.» البته نویسنده کتاب معاند نبود، ولی ازروی ساده‌انگاری و چه‌بسا ساده‌لوحی، به شنیده‌ها اکتفا کرده بود و با مطالعه این کتاب مشخص می‌شود که هیچ مراجعه مستقیمی به کتب شیخیه نداشته است و محض قرائت چند سطری از نوشته‌های خالصی‌زاده، آن را سندی معتبر پنداشته است (همان روش شایع میان پژوهندگان قشری و مراجعه‌کننده به منابع دست دوم و سوم). آن‌هم خالصی‌زاده‌ای که به عداوت با بزرگان شهرت داشت و گذشته از فتاوای عجیب، وی کسی است که حسب و نسب مرحوم شیخ احمد احسائی را زیر سؤال برد که معلوم نیست از کجا آمده‌‌اند! وحال‌آن‌که آثار این بزرگوار در احساء موجود است (و الحمدلله). خالصی‌زاده تهمت‌های دیگری نیز وارد کرد که در موضع خود پاسخ داده شده است. نویسنده این کتاب پس‌از آگاهی از اشتباه فاحش خود، آنچه را درباره شیخیه نگاشته بود در چاپ‌های بعد حذف کرد و هرکجا گفت‌وگویی در‌این‌باره داشت، به خطای خود اقرار می‌کرد. در دیوان وی نیز اشعاری ناظر به این موضوع دیده می‌شود. وی در مصاحبه ای با «الوسط»، روزنامه معروف بحرین به این موضوع اشاره کرده است. در این مصاحبه می‌گوید که پس‌از تألیف این کتاب دریافته است که کشفیه همان شیخیه است و نقدهای زیادی از اطراف به او رسیده. بالاخره توضیح داده است که وی شخصی را متهم نکرده؛ بلکه فقط گفتار خالصی‌زاده را نقل کرده است. آنچه اهمیت دارد، منفتح بودن است (و نه تعصب کورکورانه و جرح و تعدیل بی‌پایه) و هم‌‌چنین برخورد منصفانه و قبول حق است؛ اگرچه به دست بردن در کتاب و حذف و تعدیل مطالب گذشته منجر شود. در پایان، بخشی‌از مصاحبه مؤلف کتاب را نقل می‌کنیم: «انا اعتبرت فی هذا الكتاب ان الكشفية غير الشيخية فی قضية سفراء الامام المنتظر، فمن المعروف ان للامام اربعة سفراء، و بعد موت هؤلاء السفراء ادعى عدد كبير من الناس انهم سفراء الامام و منهم السيد‌علی الباب (ايرانی) الذي فتح باب السفارة على مصراعيه و عين عدداً من الوكلاء فی مختلف الاماكن و هؤلاء ينتمون الى الشيخ احمد الاحسائی (مؤسس مذهب الكشفية). و تفاجأت لاحقاً ان الشيخية هم الكشفية، و بعد مرور سنة من توزيع الكتاب فی المكتبات فی محرم العام اللاحق قام بقيادة الحملة ضدی احد خطباء الاحساء الذی قال للمستمعين اننی اتهمتهم بالمغالاة، و بعثنا الكتاب اليهم و كل من اشترى الكتاب قام بسبی و شتمی، و وصلت الرسائل الى البحرين ايضاً بهتاناً و زوراً. و عقدت ندوات لتوضيح الامر فی القرى و المدن و قلت لهم اننی لم‌اتهم احداً، بل نقلت ذلک عن الشيخ الخالصی و ناقل الكفر ليس بكافر.» (العدد ۷۲۱، الجمعة ۲۷ اغسطس ۲۰۰۴م الموافق ۱۱ رجب ۱۴۲۵ه‍) @AghayedNet

✔️🔻اللغة الفارسية وآدابها مزلة تحقيق المخطوطات العربية.. كتاب الرد على الرادين نموذجاً (۲) على المحقق أن يطابق هذه الاقتباسات الأدبية مع عبارات المخطوطة وقواعد اللغة الفارسية بدقة كاملة وهذه هي المرحلة الأولى في التحقيق. ثم ينتقل إلى المرحلة الثانية وهي تنسيق هذه العبارات مع ما طُبع من مصادرها الأصلية وهي دواوين الشعراء وغيرها من الكتب الأدبية مع نقل الفروق اللغوية والأدبية بين الموجود في المخطوطة والمصادر الأساسية وذكر اسم الشاعر وما شابهه من مراحل التنسيق والتحقيق. وتتلخص المرحلة الثالثة في ترجمة هذه العبارات باللغة العربية ترجمة منقحة لا ترجمة عشوائية غير مطابقة. على سبيل المثال نرى في تعليق الصفحة ۷۸ من كتاب الرد على الرادين تُرجِمت كلمة "جاهلان" - الواردة في إحدى العبارات الفارسية - بـ"المجانين" وهذه ترجمة غير مطابقة. لأن كلمة "جاهلان" تعادل كلمة "الجهال" في العربية، ومعناها مغاير لمعنى المجانين. والمجنون والجنون في الأصل العربي يعني الخروج عن تصرف العقلاء الذين يلتزمون نظاماً متعارفاً عليه. والجاهل والجهال خلاف العالِم. فبين هاتين الكلمتين بون شاسع. ونذكر نحن في هذه الوجیزة بعض الأمثلة وهناك ثمة اقتباسات ما نذكرها هنا ونوضح المرحلة الأولى من تحقيق هذه المقاطع وهي تطبيق العبارات مع النص المخطوط ونترك المرحلتان الأخيرتان لضيق المجال. نختم هذه الوجيزة بنقل الأبيات الفارسية من الطبعة الثالثة من كتاب الرد على الرادين.. وقد عبّرنا عن العبارة السقيمة المطبوعة بـ"المطبوع" وعن العبارة السليمة - التي في المخطوطة - بـ"الصحيح". الصفحة ۳۳: المطبوع: سه نكر ووبربشم اراورا رنيان خوانى و حرير وبرند الصحيح: سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خواني و حریر و پرند الصفحة ۴۴: المطبوع: متی ز علایق جسماني بستي ز هواجس نفساني رسوا شدة وبمیداني نجدا ملاکه نمیداني الصحيح: مستي ز علایق جسماني پستي ز هواجس نفساني رسوا شده و نمي‌داني به‌خدا ملا که نمي‌داني الصفحة ۴۵: المطبوع: زین خواب کوان بکشا جشمي بر حال خودت بنما رحمی الصحیح: زين خواب گران بگشا چشمي بر حال خودت بنما رحمي الصفحة ۷۸: المطبوع: تو مو می بینی و من ییحش مو الصحيح: تو مو مي‌بیني و من پیچش مو الصفحة ۷۸: المطبوع: بلی جاهلان در عتق بجائي رسند که بجز محبوب خیري نمی ننید وخبر صوت وی صوتی نمیشوند هر راهی بوینداوراکویند هر کلی بوینداوراجویند عارفان خدا در حرکات و سکنات ونظیر غیر خدارا متطور دارند و جز او رامی ینسد و غیر صوت او صوتی میتنوند الصحیح: بلي، جاهلان در عشق مجاز به‌جايي رسند که به‌جز محبوب چیزي نمي‌بينند و به‌جز صوت وي صوتي نمي‌شنوند. هر راهي پویند او را گویند، هر گلي بویند او را جویند. نمي‌دانم عارفان خدا در حرکات و سکنات و نظر چرا غیر خدا را منظور دارند و جز او را مي‌بینند و غیر او صوتي می‌شنوند. الصفحة ۷۸: المطبوع: أین همه اوراهما از شه بود کرجه از حلقوم عبدالله بود الصحیح: این همه آوازها از شه بود گرچه از حلقوم عبدالله بود الصفحة ۸۳: المطبوع: کار یاکانرا قیاس از خود مکیر زانکه باشد در نوشتن شبیر شیر هست یکتیري که ادم میخورد شیر دیکر هست که ادم میخورد الصحيح: کار پاکان را قیاس از خود مگیر زانکه باشد در نوشتن شیر شیر هست یک شیري که آدم مي‌خورد شیر دیگر هست که آدم مي‌خورد الصفحة ۹۷: المطبوع: انشغالك رفت اند رخم رنك واندران خم کرد یکساعت درنك جون بزامد بوستین رنکین شدد دکه منم طاوس علیین شده إلی أن قال رحمه اللّه: بانك طاوسان کن کویدکه لا بس ني طاوس خواجه بو العلا: الصحیح: آن‌ شغالک رفت اندر خم رنگ واندر آن خم کرد یک‌ساعت درنگ چون برآمد پوستین رنگین شده که منم طاووس علیین‌شده بانگ طاووسان کني گفتا که لا پس نه‌اي طاووس خواجه بوالعلا الصفحة ۱۰۳: المطبوع: من ملك بودم وفردوس برین جایم بود ادم اورد درین دیر خراب ابادم الصحیح: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد دراین دیر خراب‌آبادم الصفحة ۱۲۸: المطبوع: زین عصا تا انعصا فرقت وزرف زین عمل تا ان عمل راه شکرف لعنة اللّه ان عمل رادرقفا رحمة اللّه ان عمل رادروفا الصحيح: زین عصا تا آن عصا فرقي است ژرف زین عمل تا آن عمل راهي شگرف‌‌ لعنة الله این عمل را در قفا رحمة الله آن عمل را در وفا الصفحة ۱۲۹: المطبوع: شرح ابن خون دل وخون جکز این زمان بکذار تا وقت دکر. الصحيح: شرح این خون دل و خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر الصفحة ۱۳۷: المطبوع: اکر دست علی دست خدا ینست جرادست دکر مشکل کشماه نیست الصحیح: اگر دست علي دست خدا نيست چرا دست دگر مشکل‌گشا نیست؟ وللکلام بقیة.. ولكن ختمناه بمسك. وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمين وصلی الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين. السید محمدصادق الموسوي جمادی‌ الآخرة ۱۴۴۴ @AghayedNet

✔️🔻اللغة الفارسية وآدابها مزلة تحقيق المخطوطات العربية.. كتاب الرد على الرادين نموذجاً (۱) حصل بين اللغتين العربية والفارسية تداخل منذ أمد طويل بحيث نرى هذه الظاهرة في الكتب والآثار فضلاً عن المحاورات. يرى الباحث في مجال المخطوطات القديمة وجود بعض الرسائل والكتب التي كُتبت بلغتين أو أكثر، بمعنى أن بنية الكتاب في غالبه باللغة العربية، ولكن قد تتخلله في نفس الوقت كلمات وتعبيرات ومصطلحات وأيضاً بعض الأبيات بلغة أجنبية كالفارسية والتركية والإنجليزية وغيرها حسب اقتضاء المقام. وهذه نقطة مهمة في مجال تحقيق المخطوطات وعلى المحقق أن يكون متبحراً في فهم هذه اللغات المستخدمة أو راجعاً إلى العارفين بهذه اللغات حتى يكون التحقيق خالٍ عن الأغلاط والمزلات. والذي يسترعي النظر في هذا أن هناك كتب مدرسية مؤلفة بلغة العربية وفي ذات الوقت استشهد مؤلفوها - المشايخ والعلماء - بنصوص وأبيات ومقاطع شعرية باللغة الفارسية. وسنسلّط الضوء في هذا التحليل باختصار شديد على المقاطع الفارسية والأدب الفارسي في مخطوط عربي مدرسي. يكتب المحقق العربي المخطوطة بالآلة الكاتبة، وتكون الآلة ولوحة المفاتيح - الكيبورد - معدّة بشكل خاص للكتابة العربية. ككتابة حرفي "ك" و"ي". وتفتقر أيضاً لأربعة أحرف من اللغة الفارسية: "پ، چ، گ، ژ" وتكتب بدلها: "ب، ج، ك، ز"! وهذا يغير النص والمعنى تماماً! وبعد الكتابة بهذا النسق وطبع الكتاب يرى القارئ المتفطن العارف باللغتين وجود نصوص باللغة الفارسية، ولكن الخلل فيها يصده عن قرائتها! فيحدث نفسه ويقول: هل كان هذا الخلل في أصل المخطوطة أم كان نتيجة أغلاط مطبعية أو أنه قصور من ناحية المحقق؟! وحين يرجع إلى المخطوطة يرى أنها سليمة من هذه الأخطاء، وأن مؤلف المخطوطة كان يتقن اللغة الفارسية. وإليكم نموذجاً من هذه الظاهرة التي شهدته أخيراً بنفسي. في رحلتي الأخيرة إلى العراق أهداني بعض الإخوان نسخة من الإصدار الجديد من رسالة المرحوم الميرزا محمود بن محمد التبريزي المعروف بملاباشي والملقب بنظام العلماء، والذي كان من تلامذة الشيخ ومرافقيه وذكر حاله رحمه الله خارج عن نطاق هذه الوجيزة. كان المرحوم نظام العلماء قد كتب رسالة في الدفاع عن الشيخ الأحسائي أعلى الله مقامه مشهورة بـالرد على الرادين على الشيخ أحمد الأحسائي. وكنت حين استلمت الكتاب من صديقي قد وُفقت لزيارة الإمامين الكاظميين عليهما السلام، وكان الكتاب في حقيبتي وحين دخولي في الكاظمية قام أفراد الشرطة بتفتيشها الحقيبة. فلما فتحها ورأى الكتاب، تعجب وتبسم وقال: " الرد على الرادين.. في الحقيقة صدمتني هذه التسمية"، وأجبته بابتسامة ومضيت! وكان المرحوم نظام العلماء يجيد اللغة التركية من حيث ولادته في مدينة تبريز وكان أيضاً يجيد اللغة الفارسية لأنه كان يعيش في بيئة إيرانية ومهتماً باللغة العربية لأنها لغة القرآن والأخبار ولغة العلماء ولغة الحكمة. واستخدم كل هذه اللغات الثلاثة في رسائله، وهذه الرسالة المذكورة كذلك. فاللازم على محقق هذه الرسائل أن ينبه القارئ إلى هذه الفطنة، ويخرج المخطوطة إلى النور بتمامها مع إتقان هذه الجماليات الأدبية. ولكن مما يُؤسف عليه جداً هو كتابة رسالة الرد على الرادين وطبعها طبعاً مجانباً للصواب، وبتعبير أدق تحوير النصوص والأبيات الفارسية فيها إلى كلمات مهملة لا جدوى منها.. . كل هذا بغض النظر عن سائر المزلات التحقيقية في هذه الطبعة كالأغلاط المطبعية في النص العربي والافتقار إلى بعض التعليقات المفيدة ونقصان بعض التعليقات الموجودة و.. . نختم هذه الوجيزة بنقل الأبيات الفارسية من الطبعة الثالثة من كتاب الرد على الرادين.. وقد عبّرنا عن العبارة السقيمة المطبوعة بـ"المطبوع" وعن العبارة السليمة - التي في المخطوطة - بـ"الصحيح". ⏳یتبع.. @AghayedNet

🔺نقدم هذا التسجيل الصوتي جواباً لبعض الباحثين المحققين حول الإصدار الجديد از تکفیر تا تکفیر، أي: من التكفير إلى التكفير. 🔸علماً بأن التكفير الأول - في عنوان الكتاب - هو التكفير الإصطلاحي الفقهي وجاء التكفير الثاني بمعناه اللغوي أي الكفّارة كما في المنجد: "كفّر عن یمینه أو إثمه: أعطی الکفارة" إشارة إلى تكفير الملا محمدتقي البرغاني في أوائل أمره وتوبته ورجوعه عن التكفير في أواخر عمره. @AghayedNet

✔️🔻المقدمات والتعلیقات من کتاب فصل‌الخطاب عرضٌ وتحلیل (۶) وبالعودة إلی صلب الموضوع، نقول إن کتاب فصل‌الخطاب يشمل۷۶۵۲ باباً - عدا المقدمة - وأبرز ما تناولته تعلیقات هذه الأبواب: ۱. معاني اللغات الغریبة بالاستفادة من المصادر اللغویة أهمها معيار اللغة - الذي ألفه الشیرازي تلمیذه وهو جدیرٌ بالاهتمام من ناحیة اللغة العربیة عموماً ومن الجانب المدرسي خصوصاً - والقاموس ومجمع البحرین والصحاح وسرّ الأدب بید أنه ذکر في بعض التعلیقات اللغویة خلاصة ما في المعیار (کالصفحة ۶۰۳ من المجلد الثامن) أو لم‌يذکر المصدر اللغوي مطلقاً في بعض التعلیقات ولکنه معلوم بالقرینة أن المعنی من إحدی هذه المصادر المذکورة. ۲. استنباطاته اللغویة والأصولیة والفقهیة والرجالیة والتاریخیة وقد أشبع الکتاب بهذا القسم من التعلیقات وکتب في نهایة بعضها «کریم» أو «کریم بن إبرهیم». هذه التعلیقات تأخذ حیزاً کبیراً من الاهتمام في أنحاء الاختصاصات التي لها صلة بالدین - اللغة والتفسیر والفقه والأصول والکلام و غیرها - والثقافة والتاریخ. تروي الغلیل ویسکن بها الفؤاد ویخضع المتفطن الخبیر علی بابها. ونقلُنا لبعضها دون بعضٍ في هذه الوجیزة ترجیحٌ بلا ترجح ولکنا لما کتبنا «التعلیقات الرجالیة» فلا بأس أن نذکر شطراً منها. وحيث من الممكن أن يوحي حذف الأسانید برفض المرحوم الکرماني لعلم الرجال من أساسه ولعل بدایات هذه الفکرة قد تم استیحاؤها من أنه أعلی الله مقامه ذکر أکثر من عشرین دلیلاً علی نفي علم الرجال في رسالته المسمی بالقواعد ورسالته شرح النتایج ولکن منهجه تجاه علم الرجال ليس عشوائياً بل له دُستور وقوانین مستنبطة من الروایات نری بعض ثمارها في فصل‌الخطاب. منها ما کتبه بالنسبة إلی أبوالبختري حیث یقول: «أبوالبختري هذا هو وهب بن وهب القاضي العامي الکذاب المفتري» (المقدمات و التعلیقات..، ص۵۱۳) ونقل بعض رواة العامة کما أشار إلیه السید الروضاتي و مضی عبارته. وکتب في ذیل حدیثٍ أنه قد یُعَبر عن موسی بن جعفر علیهما السلام بالشیخ (المقدمات و التعلیقات..، ص۷۴۵) وفي بعض المواضع ما ذُکر راوي الحدیث في المتن ولکن أُشیر إلی اسمه في التعلیقات. مثلاً یقول في ذیل روایة: «والذي یستدل به للقلیل روایة الفضیل [..] کما یشهد به روایة عبیدالله بن زرارة» (المقدمات والتعلیقات..، ص۶۷۵) إلا أننا نقر في نفس الوقت بأنه أعلی الله مقامه عاملَ علم الرجال بشکل غیر معروف في الأوساط العلمیة وتفصیل المطلب في مظانه. ⏳یتبع.. @AghayedNet