ch
Feedback
مكتوب

مكتوب

前往频道在 Telegram

کانال تلگرام جمیله کدیور و سید عطاالله مهاجرانی

显示更多
6 263
订阅者
-524 小时
-107 天
-2930 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+4
在0个频道中
八月 '26
+32
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+69
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+25
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+22
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+27
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+34
在2个频道中
Get PRO
二月 '26
+63
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+62
在3个频道中
Get PRO
十二月 '25
+111
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+30
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+34
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+39
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+36
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+73
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+95
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+66
在3个频道中
Get PRO
四月 '25
+201
在2个频道中
Get PRO
三月 '25
+109
在3个频道中
Get PRO
二月 '25
+68
在4个频道中
Get PRO
一月 '25
+103
在2个频道中
Get PRO
十二月 '24
+164
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+158
在6个频道中
Get PRO
十月 '24
+280
在5个频道中
Get PRO
九月 '24
+173
在5个频道中
Get PRO
八月 '24
+101
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+112
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+84
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+61
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+92
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+86
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+40
在3个频道中
Get PRO
一月 '24
+55
在3个频道中
Get PRO
十二月 '23
+73
在3个频道中
Get PRO
十一月 '23
+63
在4个频道中
Get PRO
十月 '23
+148
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+126
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+90
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+75
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+114
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+99
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+43
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+39
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+34
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+84
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+67
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+42
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+37
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+54
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+48
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+46
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+39
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+22
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+46
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+40
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+81
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+91
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+38
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+38
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+91
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+42
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+46
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+7 473
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
05 九月+1
04 九月0
03 九月0
02 九月+3
01 九月0
频道帖子
بعلاوه، اگر جامعه جهانی نتواند مکانیزمهای بازدارندهای در برابر این پروژه مهندسی جمعیت و کوچ اجباری در غزه اعمال کند و فقط به محکومیتهای بدون هرگونه پشتوانه عملی ادامه دهد، دکترینِ پاکسازی قومی برای تصاحب زمین و جایگزینی جمعیت به یک رویه عادی برای دیگر منازعات جهان تبدیل خواهد شد. اجرای کوچ اجباری و تغییر بافت جمعیتی، به معنای اعلام رسمی بیاعتباری تمام دستاوردهای حقوق بینالملل و کنوانسیونهایی است که جهان پس از جنگ جهانی دوم بر پایه آنها بنا شد.  صلح و ثبات پایدار در منطقه هرگز با پاک کردن صورتمسئله - یعنی اشغال یک سرزمین، آواره کردن یک ملت و جایگزینی جمعیت بومی با ساکنان سرزمین اشغالگر - به دست نمیآید. این امر تنها و تنها از مسیر به رسمیت شناختن کرامت ذاتی انسان و حق بنیادین تعیین سرنوشت برای ملت فلسطین محقق خواهد شد. روزنامه اطلاعات، ۱۴ شهریور ۱۴۰۵. https://www.ettelaat.com/news/165799/ https://t.me/maktuob

2
امروز در نوار غزه، اصطلاح «آزادی رفتوآمد و جابهجایی» چیزی جز یک ترفند واژگانی برای کتمان واقعیت ضد انسانی و خشن «کوچ اجباری» و پیشبرد پروژه پاکسازی قومی نیست. ارتش اسرائیل با بمبارانهای بیوقفه، بایر کردن تعمدی زمینهای کشاورزی و نابودی سیستماتیک تمامی شریانهای حیات، در پی تبدیل غزه به سرزمینی غیرقابل سکونت برای اهالی است؛ راهبردی فرسایشی برای ریشهکن کردن ملتی که پیوندی دیرینه با این خاک دارد. با این حال، ایستادگی مصر و اردن در برابر این سناریو از یک سو، و پافشاری مردم غزه بر «حق ماندن» از سوی دیگر، سیاستِ جابه جایی جمعیتی را با بنبستی جدی مواجه کرد. سد اصلی در برابر این کلانپروژه، در عمق جان غزه قرار دارد؛ جایی که جامعه بومی با وجود تحمل بیسابقهترین مصائب تاریخ، بر «حق ماندن و زنده ماندن» پای میفشارد.  تلاش خستگیناپذیر کشاورزان برای جوانه زدن دوباره بذرهای بومی در دل خاکسترهای جنگ و برپایی پناهگاههای موقت بر فراز ویرانههای خانههای اجدادی، گویای حقیقتی عمیق است: پیوند انداموار این ملت با زمین خود، فراتر از محاسبات نظامی و رویاهای خام افراطگرایان صهیونیست است. جدیدترین موضعگیری رسمی تلآویو در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶/ ۱۱شهریور ۱۴۰۵، ماهیت سیاستهای جمعیتی اسرائیل را فاش کرد. یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با تصریح بر اینکه آینده غزه در گرو تخلیه جمعیتی آن است، تاکید کرد که از نظر حاکمیت، «هیچ راهحل نهایی بدون جابهجایی و مهاجرت فلسطینیان متصور نیست». کاتز با اشاره به آمادگی ارتش برای اخراج ساکنان غزه از راههای دریایی، هوایی و زمینی، اذعان نمود که دلیل عدم تحقق این سناریو تا این لحظه، عدم اجازه حماس از یک سو و امتناع کشورهای جهان از پذیرش این پروژه از سوی دیگر بوده است. او گفت کشورش در حال رایزنی برای کسب حمایت رئیسجمهور آمریکا، بهمنظور اجرای این طرح است و حمایت واشنگتن میتواند کشورهای منطقه را برای پذیرش آوارگان فلسطینی متقاعد کند. به موازات این مواضع، در روز پنجشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۲۶/۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، با رونمایی از طرحی جنجالی تحت عنوان «گسست ۷۱۰»، پروژه اخراج فلسطینیان را رسماً به محور اصلی کارزار انتخاباتی خود تبدیل کرد. بنگویر اجرای این طرح را شرط اصلی حزبش برای ورود به کابینه آینده اعلام نمود؛ نقشه راهی که با هدفگذاری خروج ۲۵۰ هزار فلسطینی در سال نخست، ۱ میلیون و ۱۱۰ هزار نفر طی سه سال و در نهایت، اخراج ۱ میلیون و ۸۶۰ هزار نفر ظرف مدت هفت سال تنظیم شده است. در این سناریو، کشورهایی چون ترکیه، اتیوپی، کنگو و چند دولت عربی به عنوان مقاصد اجباری آوارگان غزه نام برده شدهاند و بنگویر مشروط به کسب ۱۵ کرسی در انتخابات اکتبر، به دنبال تأسیس یک وزارتخانه اختصاصی برای مهاجرت جهت تحقق این پاکسازی قومی ساختارمند است. این ایده افراطی پیش از این نیز در میانههای ماه اوت ۲۰۲۶، در جریان حضور بنگویر در پادکست «۸ اکتبر» به میزبانی «روم براسلافسکی»- اسیر پیشین اسرائیلی در غزه- به وضوح بیان شده بود. او در آن گفتوگو، بیپرواتر از همیشه بر لزوم اخراج فلسطینیان و احیای شهرکسازیهای صهیونیستی و اسکان اسرائیلیها در غزه تأکید کرده، گفته بود: «من تمام غزه را متعلق به خودمان میبینم؛ باید تا جای ممکن ساکنان غزه را به مهاجرت تشویق کرد و آنها را به کشورهایشان فرستاد...» بنگویر در همان سخنان با اتخاذ ادبیاتی که محافل حقوق بشری آن را مصداق بارز تمایل به نسلکشی میدانند، خواستار از سرگیری حملات به غزه شد و افزود: «باید هر شب ۳۰ تا ۴۰ نفر در غزه ترور و حذف شوند؛ هدف نباید فقط کسانی باشند که تهدید فوری ایجاد میکنند. افرادی در آنجا هستند که شایسته زندگی نیستند و نباید زنده بمانند؛ آنها حتی انسان نیستند.»  این در حالی است که در ماده ۱۲ طرح صلح ترامپ (اکتبر ۲۰۲۵) آمده است: «هیچکس مجبور به ترک غزه نخواهد شد و هر کس که مایل به ترک آن باشد، آزاد خواهد بود و آزادی بازگشت خواهد داشت.  ما مردم را تشویق خواهیم کرد که بمانند و به آنها فرصت ساختن غزهای بهتر را خواهیم داد.» اما روند تحولات نشان داد که این عباراتِ به ظاهر بشردوستانه، صرفاً ویترینی برای سرپوش گذاشتن بر سناریوی خشن اخراج و جابهجایی اجباری فلسطینیان بوده است. اگر این کوچ اجباری اهل غزه رخ دهد، آثار تغییر ساختار جمعیتی نوار غزه، بهعنوان یک فاجعه انسانی، صرفاً محدود به جغرافیای فلسطین نخواهد ماند.  این امربه معنای تزریق بیثباتی دائمی به مرزهای پیرامونی و کشورهای میزبان است و منطقه را در گردابی بیانتها از تنشهای جدید فرو خواهد برد. این اقدام، همچنین خط بطلانی بر ایده دولت مستقل فلسطینی و تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان «راهکار دو کشوری» و نابودی چشمانداز صلح است.
165
3
غزه در برابر مهندسی جمعیتی جمیله کدیور با وجود گذشت ۱۱ ماه از آتشبس رسمی، حملات پراکنده و هدفمند ارتش اسرائیل کماکان روزانه در سراسر نوار غزه قربانی میگیرد و هیچکس و هیچ مکانی در غزه در امان نیست. در عین حال، غزه امروز درگیر یک بحران همهجانبه است که ریشههای بقای یک ملت را نشانه رفته است؛ وضعیتی که با اصرار مقامات تلآویو بر پروژه دیرینه «جابهجایی جمعیتی»، غزه را در برابر یکی از هولناکترین بحرانهای تاریخ خود یعنی تهدید «حق ماندن در سرزمین مادری» قرار داده است. برای درک شتاب بیسابقه در اظهارات پیرامون طرحهای اخراج و تغییر بافت جمعیتی در غزه، پیش از هر چیز باید به مبارزه قدرت در تلآویو نگریست. اسرائیل در شرایط سیاسی پیچیدهای وارد هفتههای پایانی قبل از انتخابات کنست میشود که قرار است در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶/۵آبان ۱۴۰۵ برگزار شود. در این کارزار فشرده، سرنوشت غزه و کرانه باختری به عاملی حیاتی برای کسب رأی و جلب افکار عمومی، خصوصاً راستگرایان تبدیل شده است. با نزدیک شدن به انتخابات، احزاب مختلف برای تثبیت جایگاه خود، مواضع به مراتب تندتری را در رابطه با این دو منطقه اشغالی اتخاذ میکنند. این رقابت درونساختاری به وضوح توضیح میدهد که چرا اظهارات نفرتپراکن در مورد گسترش اشغال، اخراج، تشدید عملیاتنظامی و توسعه شهرکسازیها در این هفتهها به اوج خود رسیده است. در واقع، آینده غزه و کرانه باختری به ابزاری برای قمار انتخاباتی احزاب تبدیل شده است. به موازات اشغال بیش از ۶۰ درصد از خاک غزه - که نتانیاهو وعده گسترش آن را داده است - طرحهای نظامی-سیاسی اسرائیل تحت عناوینی چون «مهندسی جمعیت»، «مهاجرت داوطلبانه»، «طرح آزادی رفت و آمد» یا همان کوچ اجباری و اخراج از خاک خود، زنگ خطر یک پاکسازی قومی ساختارمند را به صدا درآورده است. این سناریو از طریق ایجاد تعمدی «محیط غیرقابل سکونت»، تخریب کامل زیرساختهای حیاتی، مسدود کردن کمکهای بشردوستانه و تحمیل گرسنگی مفرط دنبال میشود؛ راهبردی ویرانگر که فراتر از یک جابهجایی ساده، هدفش خالی کردن کامل غزه از سکنه است. این اقدامات در حالی صورت میگیرد که بر اساس ماده ۴۹ کنوانسیون چهارم ژنو، اساسنامه رم و اصول مسلم حقوق بینالملل کیفری، هرگونه جابهجایی اجباری، تبعید یا اخراج جمعیت در سرزمینهای تحت اشغال، مطلقاً ممنوع است. دیوان کیفری بینالمللی (ICC) اینگونه رفتارهای ساختارمند را مصداق بارز جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت دانسته و مراجع بینالمللی آن را به عنوان شواهد آشکار پاکسازی قومی محکوم میکنند. پروژه اخراج ساکنان غزه، راهبردی است که از همان نخستین روزهای پس از جنگ اکتبر ۲۰۲۳ بارها و در سطوح مختلف توسط مقامات اسرائیلی بیان شده است. این ایده، سرانجام در فوریه ۲۰۲۵ (بهمن ۱۴۰۳) با پیشنهاد رسمی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، مبنی بر جابهجایی و بازاسکان ساکنان غزه، ابعادی بینالمللی به خود گرفت؛ طرحی فریبنده که البته بلافاصله با مخالفت کشورهای عربی مواجه و در ظاهر متوقف شد. با این حال، همان چراغ سبز اولیه واشنگتن و احتمالاً گفتگوها و قرارهای پنهان، کماکان به عنوان محرک تلآویو برای پیگیری این کلانپروژه عمل میکند. در ماه آوریل ۲۰۲۶، ابعادی از این سناریو فاش شد؛ گزارشهای منتشره حاکی از آن بود که نتانیاهو، «کارولین گلیک»، مشاور امور بینالملل خود را مأمور پیشبرد پروژه اخراج فلسطینیان کرده است. گلیک در این مأموریت مخفیانه، رایزنیهایی را با منطقه جداییطلب سومالیلند و جمهوری دموکراتیک کنگو آغاز کرد تا موافقت آنها را برای پذیرش آوارگان غزه جلب کند؛ تلاشی که با مخالفت این کشورها مواجه شد. با این حال، علیرغم ناکامیهای پیدرپی دیپلماتیک، ایده کوچاندن اجباری اهالی غزه کماکان در دستور کار اتاقفرمان تلآویو پیگیری شد. در همین راستا، در پایان ماه ژوئن ۲۰۲۶، ابعاد جدیدی از کلانپروژه جابهجایی جمعیتی غزه فاش شد؛ گزارشهای رسانهای حکایت از آن داشت که تلآویو به دلیل هراس از محکومیتهای شدید بینالمللی، واژه جنجالی «مهاجرت داوطلبانه» را به «طرح آزادی رفتوآمد» تغییر نام داده است. در همین راستا، دستورالعملهای محرمانهای به نهادهای امنیتی و موساد ابلاغ شد تا با هدف کاهش حساسیتهای جهانی، استفاده از ادبیات قبلی را متوقف کنند. همزمان، از برگزاری یک نشست اضطراری به ریاست «شموئل بن عزرا»، رئیس شورای امنیت ملی اسرائیل، با محوریت تشویق فلسطینیان به ترک غزه خبر رسید؛ هرچند که در همان جلسات، مقامات موساد صراحتاً اعتراف کردند در یافتن کشور ثالثی که مایل به پذیرش آوارگان فلسطینی باشد، کاملاً ناکام ماندهاند.
157
4
۲. امام شافعی، دیوان، ترجمه و شرح مولانا عبدالله صاحب کا پودروی، جامعه علوم القرآن گجرات، بی‌تا، ص۱۷۸ ۳. مقالات شمس تبریزی، ص۱۱۹ ۴. امام حافظ احمد بن حسین البیهقی، الاسماء و الصفات، دراسۀ و تحقیق: صالح عبدالرحمن محسن، دارالبلد، مصر، ج۲، ص۱۰۰۸ ـ ۱۰۱۰
400
5
سیدعطاءالله مهاجرانی هنر داستان‌سرایی قرآن مجید (۳۶) ابراهیم خلیل چگونه اسوه شد؟ به مقامی رسید که خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص) توصیه می‌کند که بر آئین و مرام توحیدی و سبک و سلوک ابراهیم(ع) مشی کند. شمس تبریزی درباره متابعت از پیامبر(ص) عبارت شگفت‌انگیزی دارد؛ جهانی را در عبارتی فشرده است: «متابعت محمد(ص) آن است که او به معراج رفت، تو هم بروی در پی او!»۱ متابعت و تبعیت در نسبت با «اُسوه» معنی پیدا می‌کند. قرآن مجید در تناسب پرلطفی متابعت و عاشقی یا عشق را دو روی یک سکه تبیین کرده است. پیداست متابعت بایست بر اساس دلدادگی و اشتیاق صورت گیرد، نه محاسبات سودجویانه و خودخواهانه. آیه‌ای که این نسبت را برقرار کرده است، ‌ازجمله آیات سرنوشت‌ساز و راهگشاست: قُل إن کُنتُم تُحِبُّونَ الله فَاتَّبِعُونِی یُحبِبکُمُ الله و یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم وَالله غَفورٌ رحیم: بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است (آل‌عمران، ٣١). تناسب واژه‌ها تکرار مفهوم عشق و محبت در «تحبون» و «یحببکم»، تکرار سه‌بارة واژه «الله» اسم جامع خداوند در آیه و موضوع کانونی آیه که «تبعیت و محبت» است، همان نظم قرآنی به گفته عبدالقاهر گرگانی است؛ ورای دانش و توان انسانی است. در منتهای بیداری و هوشمندی و مقام دیدار است. اگر محبّ خدایید، از پیامبر متابعت کنید تا محبوب خدا شوید. پلی که «محبّ» خداوند می‌بایست از آن بگذرد تا «محبوب» خداوند شود، تبعیّت از رسول است. نمی‌شود ادعای محبت داشت اما تبعیت نکرد. به روایت امام شافعی: تَعُصی الاله و أنتَ تُظهَر حبّه  هذَا فعَل فی القیاس بَدِیع لو کان حبک صَادقا لأطعتهُ فی کل یوم یبتدیک بنعمۀ  به خدا اظهار عشق می‌کنی و آنگاه از فرمانش سر می‌پیجی؟ کاری شگفت از تو سر می‌زند! اگر در عشق صداقت داشتی، از خدا تبعیت می‌کردی، تا هر روز نعمتی نو بر تو جلوه کند. تبعیت از ابراهیم خلیل، تأسّی و پیروی از سبک اندیشه و زندگی و سلوک اوست. مانند پرگار در گرد کانون توحید گشتن و از هر چه غیر خدایی است، گسستن؛ همة بتخانه‌ها را ویران کردن؛ مهمترین بت را که بت نفس است، از سر راه برداشتن، به یقین ناب رسیدن. در موضوع بحث ما حتی در برابر خداوند متعال، پرسشگری خواهشگر بودن که: «پروردگارا به من بنما چگونه مردگان را زنده می‌کنی!» ابراهیم به ما نشان داد که می‌بایست از ایمان عادتی و سنتی و خانوادگی فراتر رفت و به حقیقت ایمان که دیدنی و دریافت‌کردنی است، راه یافت. پرسشگری تابوها را می‌شکند و انسان را از حرکت در حلقه بسته صفرمانند عادت، به پرواز می‌آورد. افقهای تازه را به انسان می‌نمایاند. به تعبیر جلال‌الدین بلخی ایمان تازه می‌شود. ایمان از ژرف‌ترین لایه‌های جان مانند چشمه‌ای از نور می‌جوشد و هیچ‌گاه رنگ کهنگی و نزاری و پیری نمی‌گیرد: در دل ما لاله‌زار و گلشنی است پیری و پژمردگی را راه نیست دائماً   ترّ  و  جوانیم  و  لطیف تازه و شیرین و خندان و ظریف به گفته شمس: «احوال عاشق را هم عاشق داند، خاصه چنین عاشقان که در متابعت می‌روند... متابعت آن است که از امر ننالد؛ و اگر بنالد، ترک متابعت نگوید، چنان‌که فرمود رسول: شَیَّبَتنی سورۀ هود. اگر «شَیَّبَت سوره هود» گویی، پهلوی اوت نشانیم. سامان «شیّبتنی»گفتن نیست. الّا امر ثقیل است، بنگر رسول صادق چون فَاستقم کما اُمرت نازل شد در سوره یونس، چگونه فریاد برآورد!»۳ متابعت نسبتی با ظرفیت محبت و سعة وجودی انسان دارد. ابراهیم سرشار از محبت خالصانه نسبت به خدا بود. او در سیر ملکوت، به طمأنینه جان و جهان‌بینی الهی رسیده بود. در گلستانِ آتش، ملکوت در ملکوت بود. ابراهیم در پرسشگری و خواهشگری از خداوند برای دیدن چگونگی معاد، راه را به ما نشان می‌دهد. این شیوه ابراهیمی و شیوه آزمون قرآنی ،متفاوت از شیوه گروهی از فقیهان سنتی است که پیروان را از پرسشگری منع می‌کردند. هنگامی که یکی از امام مالک بن انس ـ پیشوای مالکیان ـ پرسید: «در آیه الرَّحمَنُ عَلَی العَرشِ استَوَی ( طه، ۵):خداوند رحمان بر عرش استیلاء یافته است، یعنی چه؟ استیلاء چگونه است؟ » مالک که فقیهی سختگیر بود، بر حسب نقل، سرش را پایین انداخت. چهره‌اش را عرق پوشاند. بعد از مدتی سر بالا گرفت و گفت: «الاستواء غیر مجهول، والکیف غیر معقول، والإیمان به واجب، والسؤال عنه بدعه»: استواء روشن است، چگونگی را عقل ما درک نمی‌کند. ایمان به آیه واجب است. پرسش بدعت است. درباره خداوند از چگونگی، نمی‌توان پرسش کرد. تو مرد بدی هستی و دنبال بدعت. پرسشگر مظلوم را از مجلس اخراج کردند!۴ ادامه دارد پی‌نوشت‌ها: ۱. مقالات شمس تبریزی، تصحیح و تعلیق محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی ۱۳۸، ص۶۴۵
435
6
میناگری های قرآنی/ ۹۹
309
7
نقش پرند، جهان‌رمان‌شهیدامام‌خامنه‌ای (۱۰) مثنوی معنوی سیدعطاءالله مهاجرانی سوم: اُنس با جهان داستان و حکمت مثنوی معنوی حاج مولی هادی در تفسیر مقدمه دفتر اول به تفسیر مثنوی به عنوان «اصولِ اصولِ اصول دین پرداخته است. همان نکته‌ای که در سخنان شهید امام خامنه ای دیده می‌شود: «شعر مولوی را ببینید... مثنوی که خودش می‌گوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است. یک وقتی مرحوم آقای مطهری از من پرسیدند: نظر شما درباره  مثنوی چیست؟ همین را گفتم. گفتم: به نظر من مثنوی همین است که خودش گفته: و هو اصول ... ایشان گفت: کاملاً درست است، من هم عقیده‌ام همین است.» ۳ همین نکته را شهید آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با آیت‌الله سید عزالدین زنجانی مطرح کرده بودند. من با مرحوم آیت‌الله زنجانی بیش از آشنایی، اُنس داشتم. هر وقت به مشهد مقدس مشرف می‌شدم، دیدار با ایشان جزو برنامه بود. همیشه در گفتگو اشاره‌ای به مثنوی پیش می‌آمد. ایشان نسبت به مثنوی حضور ذهنی دقیق و وقّاد داشتند. روان و درخشان بیتهای متعددی از مثنوی را از حفظ می‌خواندند. یک بار به من گفتند: «مدتی در زندان با مرحوم شهیدمطهری با هم بودیم؛ مثنوی می‌خواندیم. ایشان نکته‌ها را در حاشیه مثنوی می‌نوشتند.» قرار با ایشان بر این بود که فرصتی را شکار کنیم و دور از غوغای شهر و سیاست، در خلوتی همان نکته‌ها را بگویند تا من بنویسم. چنین توفیقی رفیق نشد.  سبک و سلوک علامه طباطبایی و شاگردان ممتاز ایشان، آیت‌الله حسن زاده آملی و آیت‌الله جـوادی آمـلی،  پیداست که با مـثنوی مأنـوس بودند. در کـتاب« الرسائل» درباره مولوی نوشته‌اند: «مولانا عارف رازدان و خدابینی است که غواص اقیانوس معنی و معارف و قدوه اصحاب معرفت است.»۴ شهیدمطهری در جلد دوم آشنایی با قرآن می گوید: «مولوی حرفی غیر از قرآن ندارد. هر چه می‌گوید، تفسیر قرآن است، منتها از دید عرفانی.»۵    آیت‌الله جوادی آملی در انتخاب عنوان «شمس الوحی تبریزی» برای کتابی که درباره شخصیت علامه طباطبایی نوشته‌اند، سخن را تمام کرده‌اند. در این کتاب در کمتر صفحه‌ای است که بیتی از دیوان شمس  یا مثنوی معنوی مطرح نشده باشد. حضور شمس و مولوی در کتاب سرشار است.  استاد استادان، جلال همایی، بر مثنوی یادداشت‌های بی نظیر و سرشار از لطف و باریک اندیشی و تسلطی نوشته‌اند. ایشان سال ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران مثنوی چاپ سنگی (قطع رحلی) خرید که چاپخانه میرزا حبیب‌الله در شعبان ۱۳۰۷ق چاپ کرده بود و در تمام صفحاتش حاشیه نوشتند.۶ سخن علامه محمدتقی جعفری درباره مولوی و تجربه زندگی عارفانه ایشان با مولوی و مثنوی در «نقد و تحلیل و تفسیر مثنوی معنوی» و نیز در «شرح نهج البلاغه» مثال زدنی است. با دوست دانشمند، انقلابی اصیل و فرزانه عزیز، جناب آقای دکتر فضل الله صلواتی، درباره علامه جعفری و توجهشان به مثنوی صحبت می کردم، گفتند: علامه روزی می گفت: «اگر قرار بود خداوند پس از حضرت محمد مصطفی (صلوات الله علیه) پیامبری را مبعوث کند، جلال‌الدین مولوی چنان کسی بود!»  تردیدی نیست که مثنوی از ظرفیت شگفت انگیز «داستان» استفاده کرده است. داستان بال بلندپرواز مفاهیم حکیمانه شده است. مولانا جلال الدین در پیمانه قصه، شراب ربانی حکمت الهی را به ما می‌نوشاند: ای برادر، قصه چون پیمانه ای است           معنی اندر وی به سان دانه ای است دانـه مـعنـی بگـیرد مـرد عقـل          ننــگرد پیمانه را گر گشت نقل (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۶۳۵ ـ ۳۶۳۶) این رویکرد جلال‌الدین درباره داستان و شیوه ارزیابی از داستان، دقیقاً در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای پدیدار است. داستان برای داستان نیست. می‌بایست داستان زمینه و ظرفیتی برای تبیین پیام باشد. چنان که سبک قرآن مجید نیز همین است. حکیم فردوسی هم در شاهنامه همین رویکرد را دارد. داستان پردازی را دروغ سرایی نمی‌انگارد. قرآن مجید ملاک و میزان قصص گویی را «حقیقت» می‌داند.         ادامه دارد پی نوشت ها: ۳. بیانات در دیدار شاعران در ماه مبارک رمضان، ۲۵ شهریور ۱۳۸۷//  ۴. شهید مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، تهران، انتشارات صدرا، ج۲، ص۱۸۲// ۵. علامه سید محمدحسین طباطبایی، مجموعه رسائل، به کوشش سیدهادی خسروشاهی، ج۲، ص ۱۲۰//  ۶. مثنوی معنوی از مولانا جلا ل الدین محمد بلخی، با حواشی و تعلیقات استاد جلال الدین همایی، با مقدمه دکتر مهدی محقق، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ـ دانشگاه مک گیل کانادا، ۱۳۸۶ ، انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران.
577
8
در انقلاب اسلامی ایران، در دهه اول انقلاب شاهد بودیم که هر جمعیتی می‌کوشید سخن امام خمینی را متناسب با سلیقه خود تفسیر کند. در مواردی که سخن امام را نمی‌پسندیدند، مسکوت می‌گذاشتند. یا هرگاه سخن را در جهت و منفعت حزب یا گروه خود می‌انگاشتند، بر سخن تأکید می‌کردند. این شیوه در دوران رهبری شهید امام خامنه‌ای نیز تکرار شد. در دوره آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای هم شاهد نشانه‌ها و نمونه‌هایی از تفاسیر و توجیهاتی هستیم که نشان از همان سنت و عادت گذشته ماندگار دارد. سه مقوله مهم را می‌توان در تقسیم‌بندی پیام رهبری به مناسبت هفته دولت از یکدیگر تفکیک کرد: یکم: تأیید دولت و وصف رئیس‌جمهوری به عنوان شخص «صادق و دلسوز». دوم: نقد بیان و اظهار ضعف در شرایط جنگی و حساس کشور. سوم: حل مسائل و مشکلات و تأکید بر راه‌حل‌ها. در تفسیر و تحلیل‌ها، بدیهی است که مدیران دولتی و طرفداران دولت بر بخش اول پیام تأکید داشته باشند. رهبری تلاش ریاست جمهوری و دولت را در شرایط سخت کشور ستوده‌اند، اما آنانی که مدت‌هاست علیه رئیس‌جمهوری و دولت مضمون‌سازی می‌کنند، حتی موج سواری را با سوء‌استفاده از جمعیتی که به دلیل شرایط جنگی به خیابان‌ها و میدان‌ها می‌آیند، به میان مردم می‌برند. از استعفای پزشکیان سخن می‌گویند و دولت را ناکارآمد نشان می‌دهند. این بخش مطلقاً حمایت از رئیس‌جمهوری و دولت در پیام رهبری را نمی‌بینند و نمی‌شنوند. اگر شما موردی را سراغ دارید که یکی از آنان بگوید با توجه به پیام، ما از دولت و رئیس‌جمهوری در این شرایط سخت حمایت می‌کنیم! «گویی برآمده از مغرب آفتاب!» در واقع کسانی که با دوگانه‌سازی زندگی می‌کنند و نان و حلوایشان در دوگانه‌سازی است، نمی‌توانند تجدیدنظر کنند. رئیس کنیسه یهودیان انگلستان، «جاناتان ساکس»، فیلسوف و الهی‌دان می‌گفت: «ملای بزرگ یهودیان در نیویورک را برای جراحی به بهترین بیمارستان نیویورک برده بودند. بعد از چند روز گفته بود مرا به بیمارستان محله‌مان ببرید. تعجب کردند. چطور از بهترین بیمارستان می‌خواهد برود به بیمارستان درجه سه و چهار؟! پرسیدند با پزشکان بیمارستان مشکلی داری؟ نه! پرستاران؟ نه! غذا و خدمات؟ نه! پس چرا می‌خواهی بروی بیمارستان محله؟ برای اینکه اینجا هیچ موضوع شکایتی وجود ندارد؛ من بایست شکایت کنم. رویه و روحیه من شکایت است!» حالا برخی بایست مدام از رئیس‌جمهوری و دولت شکایت کنند. دلایلش هم بماند. اما طرفداران دولت بخش دیگری از پیام را درباره «اظهار و بیان ضعف» و «نداریم» و «نمی توانیم» را نادیده می‌گیرند. این بخش در پیام به صراحت مطرح شده است. هم طرح موضوع است و هم ریشه‌یابی و نیز راهنمایی راهبردی: «فرصت خدمت به مردم و اهداف جمهوری اسلامی، نعمت ارزشمندی است که باید آن را پاس داشت. در دوران کنونی و شرایط خطیر و پیچیده‌ای که وصول به «ایران هرچه قوی‌تر» با آن روبه‌رو است، یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانه‌روزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن می‌باشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دل‌های دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیر سازد. بلی، هرگاه شنونده‌ این بیان‌های صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل می‌یابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت به‌موجب آموزه‌ قرآنی «و امّا بِنِعمَة ربِّک فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجسته‌سازی است.» به نظرم بایست به این نکته کلیدی توجه داشت که نبایست رهبری را در ساحت یک سلیقه سیاسی یا جناح و حتی جبهه تفسیر کرد. پیام‌های ایشان هم با جامعیتی که دارد، همین رویکرد را نشان می‌دهد. همه جناح‌ها و هر سه قوه در این ساحت قرار می‌گیرند. انسجام یعنی همین رویکرد و همین باور.  ____________________________________________ 1- ایرج پزشکزاد (ا. پ. آشنا) آسمون ریسمون، کتابفروشی ایران، آمریکا، 1997. ص 62 تا 64
888
9
حسب حال، روزنامه ایران، سه شنبه دهم شهریور ۱۴۰۵ جامعیت پیام رهبری و نقد تفسیر گزینشی! سید عطاءالله  مهاجرانی پدیده تازه‌ای نیست. هر کسی می‌کوشد بخشی از پیام رهبری را متناسب با حال و روز و سبک و سلیقه سیاسی یا حتی اعتقادی خود و رقیب، مصادره و تحریف یا تفسیر کند. در مورد آیات قرآن مجید نیز چنین بوده و هست. به روایت جلال‌الدین بلخی، سلطان سخن و اندیشه: طالــــب هر چیــــز ای یار رشیـــــــــد جز همان چیزی که می‌جوید ندید در پژوهش‌های ادبی هم چنین سابقه‌ای را می‌شناسیم. کتاب ترانه‌های خیام، نوشته صادق هدایت، در واقع ترانه‌های صادق هدایت است به بهانه رباعیات خیام. «حافظ» شاملو در حقیقت حافظ، در قواره سبک و سلیقه شاملو است. برای چنین نگاه و رویکردی نظریه‌پردازی هم شده است. نظریه «مرگ مؤلف!» که در سال ۱۹۶۷ در مقاله «رولان بارت» مطرح شد؛ یعنی توجیه همین رویکرد. مؤلف متن را در فضا رها کرده و رفته است. ما می‌توانیم هرگونه خواستیم متن را تغییر بدهیم یا تفسیر کنیم. ایرج پزشکزاد، طنزنویس ممتاز ایرانی و آفریننده «دایی جان ناپلئون»، یادداشت‌هایی داشت که با عنوان «آسمون ریسمون» منتشر می‌شد. بعداً این یادداشت‌ها به عنوان کتاب منتشر شد. در یادداشتی به حافظ شاملو پرداخته یا گیر داده و پزشکزاد به سبک خود شاملو و به زبان طنز خود، واژه‌ها را تغییر داده است/ به روایت شفیعی کدکنی: «اخیراً شاعر نوپرداز، الف بامداد، نسخه‌ای از حافظ منتشر کرده که در آن گفته گور پدر نسخه‌های قدیم و قدما… من این گونه می‌پسندم حافظ را، لیکن غزل «مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش» را این گونه می‌آورد: «بوی شیر از لب همچون شکرش می‌آید» -به جای «شیر» می‌توان گفت بوی «گی گُز» که در آن زمان متداول‌ترین نوع شیر خشک برای اطفال بود. یا «چارده سالی بتی چابک و شیرین دارم»- که نوزده ساله ترجیح دارد. (سن ازدواج بالا رفته است) یا «گر چه خون می‌چکد از شیوه چشم سیهش»- از شیوه چشم زاغش (قشنگ‌تر است) (1)» این شیوه، به روایت «رولان بارت»، همان راهبرد یا رویکرد «مرگ مؤلف» است. مؤلف وقتی کتاب را می‌نویسد و منتشر می‌کند، خواننده هم به اندازه او در معنا مشارکت می‌کند و می‌تواند به کلی معنایی متفاوت یا متضاد با ظاهر کلام نویسنده استنباط کند یا بخش‌هایی از کتاب را نادیده بگیرد. دامنه تفسیر هم باز و بی‌منتهاست. این شیوه در تفسیر قرآن مجید نیز گاه مطرح شده است. قرآن مجید به نقد کسانی پرداخته است که بخشی از آیات را نادیده می‌گیرند؛ به بخشی ایمان دارند و به بخشی ندارند.  «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکتَابِ وَتَکفُرُونَ بِبَعْضٍ» آیا شما به پاره‌ای از کتاب ایمان می‌آورید و به پاره‌ای کفر می‌ورزید؟ (بقره/۸۵) این مضمون به زبان‌های مختلف و با میناگری‌های متفاوت در قرآن ذکر شده است. کسانی که گزینشی به قرآن مراجعه می‌کنند، در حقیقت کاری به نظام و انسجام قرآن ندارند: «الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ» همانا که قرآن را جزء‌جزء کردند [به برخی از آن عمل کردند و بعضی را رها نمودند.] (الحجر/ 91)  این واژه «عضین» فقط یک بار در قرآن مجید استفاده شده است. قرآن مجید برای «تحریف» سه رویکرد متفاوت را تبیین کرده است: یکم: «وَقَدْ کانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یسْمَعُونَ کلَامَ‌الله ثُمَّ یحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یعْلَمُونَ» گروهی از آنان سخنان خدا را می‌شنیدند، سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف می‌کردند، و خودشان هم می‌دانستند. (بقره/ 75) یعنی پس از فهم سخن، می‌دیدند سخن با منافع و مصالح آنان سازگار نیست، دست به تحریف می‌زدند. دوم: «یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ» کلمات را از جاهای خود برمی‌گردانند. (نساء/46) سوم: «یحَرِّفُونَ الْکلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ» کلمات را از مواضع خود تحریف می‌کنند. (مائده/ ۴۱) دو کلمه «من» و «عن» دو شیوه را از هم تفکیک کرده است. این تفاوت در ترجمه‌های فارسی قرآن مجید معمولاً رعایت نشده است. خیلی فشرده، تحریف‌گران در نهایت می‌خواهند سخن خود و سلیقه خود و باور خود را بر کلام خداوند بار کنند. گاه با تغییر واژه‌ای، تفسیر واژه‌ای، با پس و پیش کردن عبارتی، یا با جا به جا کردن شیوه استدلال و شرط، نتیجه خود را به جای صاحب سخن قرار می‌دهند. این شیوه در شناخت احادیث هم دیده می‌شود. در استناد و بهره‌برداری از سیره رسول اکرم(ص) و سخن و سلوک امامان علیهم السلام نیز دیده می‌شود.
816
10
没有文字...
699
11
روزنامه اطلاعات، ۷ شهریور ۱۴۰۵. https://www.ettelaat.com/news/164598 https://t.me/maktuob
668
12
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در روز یکشنبه ۲۳ اوت ۲۰۲۶ (۱ شهریور ۱۴۰۵) طی یک بیانیه مشترک، پرواز این بادبادکها را «از هر نظر یک اقدام جنگی» خواندند. نتانیاهو به حماس هشدار داد که در صورت تداوم پرتاب بادبادک، بالن یا پهپاد، عملیات نظامی را در غزه افزایش خواهد داد. کاتز هم با معادلسازی آنها گفت: «حکم یک بالن مانند یک بادبادک است و حکم یک بادبادک مانند یک پهپاد؛ با یا بدون مواد منفجره.» طبق دستورالعمل مشترک نتانیاهو و کاتز، ارتش موظف شد هرگونه پرواز بادبادک کاغذی را با سه اقدام نظامی فوری پاسخ دهد: یک. هدف قرار دادن سازماندهندگان، مجریان و زیرساختهای محل پرتاب. دو. اخراج و تخلیه اجباری ساکنان محلهها یا مناطقی که بادبادکها از آنجا به هوا برخاستهاند. سه. تشدید عملیات ترورهای هدفمند علیه افرادی که اسرائیل آنها را مسئول این اقدام میداند. با این رویکرد، یک اولتیماتوم سه روزه به حماس داده شد تا پرتاب بادبادکها را متوقف کند. در همین رابطه، اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهور اسرائیل، اظهار داشت که اسرائیل «نباید هیچ نشانه یا نگرانی» مطرح شده توسط ساکنان شهرهای هممرز با نوار غزه پس از حملات ۷ اکتبر را نادیده بگیرد و امنیت ساکنان این منطقه باید «در قلب هرگونه ترتیبات یا برنامههای آینده در مورد غزه» باشد. پس از این تهدیدات سنگین اسرائیل به حملات تلافیجویانه، یک مقام هیئت صلح غزه هم، روز سهشنبه ۲۵ اوت/ ۳ شهریور به حماس هشدار داد که تمام فعالیتهای نظامی در غزه، از جمله پرواز بادبادکها، باید متوقف شود. سرانجام روز پنجشنبه، ۲۷ اوت ۲۰۲۶/۵ شهریور ۱۴۰۵، کاتز با اعلام پایان اولتیماتوم گفت که از این پس، ارتش هرگونه پرواز شیء پرنده (حتی بدون مواد منفجره) را یک «اقدام تروریستی تمامعیار» قلمداد کرده و بلافاصله پاسخ نظامی سنگینی به آن خواهد داد. پس از این خط و نشانهای نظامی، کمیتههای مردمی در غزه، از والدین خواستند که از پرواز دادن بادبادکها توسط فرزندانشان جلوگیری کنند، نه به این دلیل که خود بادبادکها خطرناک شدهاند، بلکه به این دلیل که کودکانی که نخهای آنها را در دست دارند در معرض خطرند. با گسترش هشدارها، بسیاری از خانوادهها مانع بادبادکبازی فرزندانشان شدند، حتی با اینکه این وسیله از معدود سرگرمیهای موجود برای کودکان در اردوگاههای آوارگان بود. در همین راستا، کودکان غزه با برگزاری تجمعی اعتراضی با تأکید بر اینکه بادبادکها ابزار تهدید نیستند، بلکه اسباببازیهایی هستند که تکهای از دوران کودکیشان را به همراه دارد که سالهای جنگ آن را دزدیده است، بادبادکهای خود را شکستند و به دریا انداختند. آنها همچنین تأکید کردند که میخواهند مانند سایر کودکان در سراسر جهان زندگی کنند، مکانی امن برای بازی پیدا کنند و بتوانند بادبادکهای خود را بدون ترس بسازند و به پرواز درآورند و اندک شادی باقی مانده برای آنها نباید به منبع تهدید تبدیل شود. وقتی بادبادک یک کودک از او گرفته یا به دریای غزه رها میشود، چیزی بیش از یک اسباببازی از او گرفته شده، این آخرین فضای باقیمانده از آزادی است که در آن به کودک اجازه داده میشود که کودک باشد و کودکی کند. این بادبادکها، آخرین امید کودکانی است که از خدمات بهداشتی، آموزشی، رفاهی و آب و غذای کافی و به ویژه امکانات ورزشی و تفریحی و سرگرمی محروم ماندهاند. با این حال، رویکرد حاکم بر اسرائیل که حتی این تکههای کاغذ و پلاستیک را معادل «پهپادهای تهاجمی» قلمداد میکند، تیر خلاصی بر حق بازی و حقوق اولیه کودکانی است که میخواهند زنده بمانند. این جنجال بادبادکی در حالی مطرح میشود که نقض توافق آتشبسِ مصوبِ ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ توسط اسرائیل همچنان ادامه دارد. این اتفاقات را نباید از مسائل داخلی اسرائیل، فضای رقابتهای انتخاباتی و عقب بودن نتانیاهو در نظرسنجیها منفک دانست. بادبادکهای کاغذی کودکان غزه اکنون به جدیدترین دستاویز سیاسی-نظامی رژیم برای نمایش قدرت، بازسازی وجهه رو به افول نتانیاهو در برابر شهرکنشینان و در نهایت توجیه تداوم حملات و نقض تعهدات بینالمللی تبدیل شده است. با این وجود، مشکل اصلی اسرائیل، وجود بادبادکها نیست. برای اسرائیل، مشکل نفس وجود فلسطینیها است. از زمان شکلگیری رژیم استعماری صهیونی در فلسطین، این مهمترین مشکل برای اسرائیل بوده و امنیت برای رژیم به معنای حذف کامل فلسطینیها از سرزمین مادری است؛ یا با نسلکشی یا با کوچاندن و پاکسازی قومی و هر روز با یک بهانه و امروز به بهانه بادبادکبازی کودکان. در غزه، جایی که کودکان خانهها، مدارس، زمینهای بازی و فضاهای امن خود را از دست دادهاند، بادبادک چیزی بیش از یک اسباببازی است؛ ریسمانی که کودک در دست دارد، فقط ریسمانی برای بادبادک نیست، بلکه ریسمانی است که به زندگی وصل است، و تهدیدهای اسرائیل درصدد محو و حذف این آخرین حلقه اتصال ریسمانها به زندگی است.
581
13
بادبادکبازی در تمام دنیا آزاد است، اما در غزه داستان فرق میکند؛ جایی که حتی پرواز این تکههای سادهکاغذی یا پلاستیکی به عنوان یک تهدید جنگی دیده میشود. غزه جایی است که دوران کودکی از بسیاری از معانی عادی خود تهی شده و حتی بادبادک هم اکنون وارد واژگان نظامی شده است. از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، نوار غزه به تعبیر تکاندهنده مقامات ارشد سازمان ملل متحد به «گورستان کودکان» تبدیل شده است. بر اساس گرازشهای رسمی کمیسیونهای مستقل سازمان ملل، در جریان جنگ غزه، کودکان عامدانه هدف قرار میگیرند، و تاکنون بیش از ۲۱,۵۰۰۰ کودک فلسطینی جان خود را از دست دادهو بیش از ۴۴,۰۰۰ کودک دیگر با جراحات شدید و معلولیتهای ابدی مواجه شدهاند. در چنین بستری، صحبت از «بادبادک» دیگر روایت یک سرگرمی ساده نیست؛ بلکه توصیف تنها دریچه تنفس و شادی برای نسلی است که طبق گزارش سازمان نجات کودکان، ۹۶ درصد آنها در هراس دائم از مرگ آنی زندگی میکنند. در این متراکمترین و محصورترین نقطه جهان، سهم کودکان از زمین، آوارگی و ویرانی خانه و از آسمان بارانِ مداومِ آتش و بمب بوده است. بر اساس ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، «حق بازی و سرگرمی و فعالیتهای تفریحی» یکی از ارکان اساسی رشد هر کودک است. با این حال، در نوار غزه، سادهترین و سنتیترین بازی کودکان - یعنی بادبادکبازی- به عنوان اقدامی نظامی و عملیات مسلحانه در مناقشات امنیتی و نظامی و حرکتی تروریستی تعریف میشود. نسبت دادن ماهیت نظامی به بادکنکها و تلقی آنها به عنوان ادوات مسلحانه، حق بازی کودکان را که پیش از این محدود بود، محدودتر میکند. در جغرافیایی مملو از رنج برای کودکان، بادبادکبازی دیگر یک سرگرمی ساده و بیخطر نیست؛ این حقِ ابتدایی برای بازی، جرمانگاری شده و زیر سایه سنگین مفاهیم نظامی قرار گرفته است. خاک غزه مدتهاست که با ایستهای متعدد بازرسی، بمباران، آوارگی و مقررات سختگیرانه، کاملاً امنیتی شده است؛ اما امروز با اضافه شدن آسمان و بادبادکبازی، تمام جنبههای زندگی کودک فلسطینی از زمین تا آسمان، رنگ نظامی/امنیتی به خود گرفته است. برای کودکی که در محاصره متولد شده، رشد کرده و به اسباببازیهای مرسوم دیگر کودکان دسترسی ندارد، بادبادک یکی از دمدستترین أسباب بازیهاست؛ وسیلهای که میتواند بدون محدودیت و بدون توجه به موانع و دیوارهای بلند، از مرز عبور کند و آرزوهای کودکِ ریسمانبهدست را با خود همراه کند. شاید دقیقاً به همین دلیل است که یک قدرت نظامی اشغالگر با هشدارهایش، به تدریج تعریف خود را از تهدید، از زمین غزه به آسمان گسترش میدهد. این بادبادکهای سنتی، بدون موتور، سوخت و قابلیت نظامی، چیزی جز درخواست معصومانه کودکان برای آزادی و حق حیاتِ طبیعی نیستند؛ اما پاسخ اسرائیل، تلقی آنها همردیف تسلیحات نظامی و کشاندن دنیای پاک کودکان به خط مقدم نبرد است. بادبادکها سازههایی سادهاند که تنها با نیروی باد و امید کودکانه در آسمان پرواز میکنند و تا زمانی که نیروی باد و کودکی امیدوار باشد، هیچ مرزی را به رسمیت نمیشناسند. بادبادکها پدیده جدیدی برای کودکان غزه نیستند؛ آنها سالهاست که با خاطره جمعی این باریکه در هم تنیدهاند. در سال ۲۰۱۱، بیش از۱۳۰۰۰ کودک در رویدادی که توسط اونروا برگزار شد، شرکت کردند و رکورد جهانی بیشترین تعداد بادبادکهای به پرواز درآمده همزمان را شکستند. در آن زمان، بادبادکها بر فراز ساحل غزه اوج میگرفتند و آسمان را به بوم نقاشی رنگها تبدیل کردند. اما حالا اوضاع خیلی تغییر کرده است. در شرایطی که کودکان غزه همه چیزخود را از دست دادهاند، بادبادک برای بسیاری به تنها راه برای بازیابی بخشی از دوران کودکیِ ربودهشدهشان تبدیل شده است. بادبادک به زمین بازی یا تجهیزات گرانقیمت نیاز ندارد؛ چند تکه کاغذ یا پلاستیک، چوب و نخ برای ساخت یک بادبادک کافی است تا دوباره جانی به امیدهای غرق در آوار آنها ببخشد. با این حال، دستگاه نظامی اسرائیل اخیراً در برابر این بادبادکها اعلام آمادهباش کرده و مقامات تلآویو تلاش میکنند وضعیت کنونی را مشابه حوادث ۳۰ مارس ۲۰۱۸ جلوه دهند؛ زمانی که در چارچوب مقاومت مردمی در امتداد مرز غزه در جریان «راهپیمایی بزرگ بازگشت»، هزاران فلسطینی در نزدیکی حصار مرزی جمع شدند تا حق بازگشت پناهندگان فلسطینی و پایان دادن به محاصره نوار غزه توسط اسرائیل را مطالبه کنند. در طول این تجمع فلسطینیها بادبادکها و بالنهایی را که برخی از آنها حامل مواد آتشزا بودند، بهعنوان یک حرکت اعتراضی به محاصره غزه به هوا فرستادند. طبق گزارشها، در ماه اوت جاری(مرداد/شهریور)، در مجموع دوازده بادبادک و چهار بالن به دلیل وزش باد از مرز غزه عبور کردند. اگرچه ارتش اسرائیل گزارش داد که بادبادکهایی که بازیابی کرده هیچ ماده مشکوکی حمل نمیکردند و هیچ خطری نداشتند، اما واکنش مقامات تلآویو بهشدت تهاجمی بود.
471
14
جرمانگاری بادبادکبازی در غزه جمیله کدیور
488
15
ما در محاوره زبان فارسی از تأسی کردن استفاده می‌کنیم؛ یعنی کسی را  که اسوه قرار می‌دهیم، پای جای پای او می‌گذاریم. می‌خواهیم همانند سبک و سلوک او رفتار کنیم. به نظر امام فخر رازی گونه‌ای مشابهت بین رهرو و راهنما، بین متأسّی و اسوه وجود دارد: «هو أسوتک، أی أنت مثله و هو مثلک»: او اسوه توست یعنی تو همانند اویی و او همانند توست! اقبال لاهوری در دفتر شعر «پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟» همین مضمون را با رنگ و بوی پیامبرگرفتن تبیین کرده است. در سخن و سروده او طنین حسرتی برجای می‌ماند: چون به نام مصطفی خوانم درود از خجالت آب می‌گردد وجود عشق می‌گوید که: ای محکوم غیر سینه تو از بتان مانند دیر تا نداری از محمد رنگ و بو از درود خود میالا نام او اسوه یعنی رنگ و بو از سرمشق خویش گرفتن! دیده‌اید جوانان پرشوری که فوتبالیست یا هنرپیشه‌ای اسوه آنان است چگونه خودشان را به همان شکل و شمایل و مدل مو و لباس و تیپ درمی‌آورند!؟ ادامه دارد پی نوشت: ۱ـ حسن المصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱، ص۱۰۱
835
16
هنر داستان‌سرایی  قرآن مجید (۳۵) داستان ابراهیم(۱۵) پرسشگری همراه با دلداری خداوند متعال و مشاهده زنده‌شدن مرغان، صرفاً تجربه‌ای برای ابراهیم(ع) نبود؛ برای همگان است. می‌توان پرسشگری درباره مهمترین موضوعات مانند معاد و زنده‌شدن مردگان را از ابراهیم آموخت و از او سرمشق گرفت. درباره حضرت ابراهیم دو صفت که مکمل هم هستند در قرآن ذکر شده است. یکم: تبعیت از ملت ابراهیم ثُمَّ أوحَینَا إلَیکَ أنِ اتَّبِع مِلۀَ ابرَاهِیمَ حَنِیفاً و ما کانَ مِنَ المُشرِکین: سپس به تو وحی کردیم که: از آیین ابراهیم حق‌گرای پیروی کن، [چرا که‌] او از مشرکان نبود (النحل، ١٢٣).این خطاب متوجه رسول اکرم(ص) است.  در خطابی دیگر به شکل کلی ابراهیم و ملت یا آئین او به عنوان معیار و میزان برای هر انسانی که می‌خواهد دین و آئینی نیکو و زیبا داشته باشد، مطرح شده است: «و مَن أحسَنُ دِیناً مِمَّن أسلَمَ وَجهَهُ لِلَّهِ و هُوَ مُحسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّۀَ ابراهِیمَ حَنِیفاً:دین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق‌گرا پیروی نموده است؟ وَاتَّخَذَ الله ابراهِیمَ خَلِیلا:  و خدا ابراهیم را دوست گرفت» (النساء، ١٢٥). این مضمون در بقره (۱۳۰ ـ ۱۳۱)، آل‌عمران (۹۵) و انعام (۱۶۱) نیز با تفاوت‌های بسیار لطیفی مطرح شده است. دوم: ابراهیم به عنوان راهنما و اسوه متناسب با همین آیات که به پیامبر اکرم(ص) توصیه شده از ملت ابراهیم تبعیت کند که ملت توحید ناب و بدون هیچ‌گونه آلایشی از شرک است، قرآن مجید به ما هم توصیه می‌کند که پیامبر و ابراهیم را به عنوان راهنما و اسوه برگزینیم. در قرآن مجید واژه و ترکیب «اسوۀ حسنه» سه بار مطرح شده است. دو بار ناظر به ابراهیم خلیل(ع) و پیروان اوست و یک بار ناظر به پیامبر اکرم(ص): ۱ـ  لقَد کَانَ لَکُم فِی رَسولِ الله أُسوَۀٌ حَسَنَۀٌ لِمَن کَانَ یَرجُو الله وَالیَومَ الآخِرَ و ذَکَرَ الله کَثِیرا: قطعاً برای شما در [اقتدا به‌] پیامبر خدا سرمشقی نیکوست: برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‌کند (الأحزاب، ٢١). ۲ـ قَد کَانَت لَکُم أُسوَۀ حَسَنَۀٌ فِی ابراهِیمَ والذین مَعَه…: قطعاً برای شما در [پیروی از] ابراهیم و کسانی که با اویند، سرمشقی نیکوست (الممتحنه، ٤). ۳ـ لَقَد کانَ لَکُم فِیهِم اُسوَۀٌ حَسَنَۀٌ لِمَن کَانَ یَرجُو الله وَالیَومَ الآخِر: قطعاً برای شما در [پیروی از] آنان سرمشقی نیکوست؛ [یعنی‌] برای کسی که به خدا و روز بازپسین امید می‌بندد. و مَن یَتَوَلَّ فَإنَّ الله هُوَ الغَنِیُّ الحَمید: و هر کس روی برتابد، [بداند که‌] خدا همان بی‌نیاز ستوده‌[صفات‌] است (الممتحنه، ٦). بیشتر مترجمان «اسوة حسنه» را سرمشق یا الگو و مقتدای نیکو ترجمه کرده‌اند. در ترجمه اردوی ابوالعلی مودودی «بهترین نمونه» ترجمه شده است؛ از بیشتر ترجمه‌های فارسی رساتر و پارسی‌تر! اسوه از ریشه فعل ثلاثی آسو یا اسو به معنای دلجویی و تسلی‌دادن جبران کردن و آرام‌کردن است. گویی اسوه هم خرد ما را خرسند می‌کند و هم دل ما با او قرار و آرام می‌گیرد. اسوه یا سرمشق و نمونه کسی است که انسان در او خود آرمانی خویش را می‌جوید و می‌بیند و در او احساس ایمنی و طمأنینه و سرور می‌کند. برخی از واژه‌شناسان ریشه ثلاثی اسوه را از ریشه ثلاثی یائی «اَسَیَ» گرفته‌اند و نه واوی «اَسَوَ» و در معنا دچار ابهام شده‌اند.۱ علامه اقبال لاهوری خطاب به بانوان مسلمان در «رموز بی‌خودی» سروده است: فطرت تو جذبه‌ها دارد بلند چشم هوش از اسوه زهرا مبند دعبل خزاعی شاعر اهل بیت با حسرت سروده است: تَعَزَّ فَکَم لَکَ مِـن اُسـوَۀٍ تُبَرِّدُ عَنکَ غَلیـلَ الحَزَن بِمَوتِ النَبِیِّ و قَتلِ الوَصِیِّ و ذَبحِ الحُسَینِ و سَمِّ الحَسَن در رحلت پیامبر و کشته شدن وصی او، در سربریدن حسین و مسموم شدن حسن، شکیبا باش! چه بسا اسوه‌هایی است که سوز سینه تو را آرام می‌کند.  امیر مؤمنان علی(ع) در خطبه ۱۶۰ نهج‌البلاغه اسوه را تفسیر کرده‌اند: «و زَوَاهَا عَن أقرَبِ النَّاسِ مِنهُ فَتَأَسَّی مُتَأَسٍّ بِنَبِیِّهِ و اقتَصَّ أثَرَهُ و وَلَجَ مَولِجَه»: آن را از کسی که نزدیکتر از همه بدوست، درنوردید. پس آن که خواهد، باید پیامبر خدا را پیروی کند و در پی او رود، و پای بر جای پای او نهد،
845
17
سیدعطاءالله مهاجرانی
608
18
وَلَوْ شَاءَ رَبُّک لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا یزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ ﴿هود: ١١٨﴾ «و اگر پروردگار تو می‌خواست، قطعاً همه مردم را امت واحدی قرار می‌داد، در حالی که پیوسته در اختلافند.» گویی سبک و سیاق جامعه نایکنواختی است! اگر همه انسان‌ها مثل هم بودند، مانند یکدیگر لباس می‌پوشیدند، مثل هم غذا می‌خوردند و شبیه هم می‌اندیشیدند و سخن می‌گفتند، تصور کنید چه زندگی کسالت‌بار مرگ‌زایی بشریت را نابود می‌کرد! جامعه‌ای پیشرفت می‌کند که اهل نظر به روایت حافظ بر کناره نروند:   شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش به بانگ چنگ بگوییم آن حکایت‌ها که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش (غزل ۲۸۳) جوش دیگ سینه، مثل ویژگی ظروف مرتبطه در جامعه تسری پیدا می‌کند. جامعه‌ای که اهل نظرش با هزار سخن خاموش باشند، نمی‌تواند دوام بیاورد. از درون آسیب می‌بیند و مانند شوروی فرو می‌ریزد. در عصر طلایی و شگفت‌انگیز تمدن اسلامی که ایرانیان نقش کانونی در این تمدن‌سازی داشته‌اند، موقوفه‌هایی وجود داشت تا اهل نظری که مخالف بودند و یا حتی تکفیر شده بودند و یا به الحاد متهم بودند؛ بتوانند رساله خود را منتشر کنند! توجه دارید که در آن روزگار در بغداد در بیت‌الحکمه و یا در ربع رشیدی خواجه رشیدالدین فضل‌الله آثار ابوبکر رازی که متهم به انکار نبوت بود. آثار طبی و فلسفی او استنساخ می‌شد. حنین بن اسحاق مسیحی بود. تکفیر شده بود. مدتی هم زندانی بود موقوفه بیت‌الحکمه بغداد هم‌وزن کتاب‌هایش به او طلا می‌داد؛ تا متون فلسفی یونانی را ترجمه کند. خواجه رشیدالدین فضل‌الله بسیاری از کتاب‌های فلسفی و کلامی را که با حمله مغولان و فتوای فقیهان رسمی در معرض نابودی بود، نجات داد. در وقفنامه ربع رشیدی ردیف بودجه مخصوصی برای خطاطان و صحافان پیش‌بینی شده بود. کتاب‌های ابن کمونه که تکفیر شده بود در ربع رشیدی از همین بودجه نسخه‌نویسی شد و باقی ماند. شریف مرتضی در قصیده‌ای ابواسحاق صابی را ستود! همان قصیده‌ای که در مجلس استیضاح مجلس پنجم به دادم رسید! چه اتفاقی افتاده است که شریف مرتضی شاعر و فقیه و عالم بزرگ شیعه و نقیب طالبیان و رئیس جامعه شیعیان بغداد، در سوگ فردی که مسلمان نبود چنان قصیده‌ای را سرود!؟ آن قصیده برای همیشه نشانه افتخار بر سینه تمدن و فرهنگ اسلامی است. در سوگ ابواسحاق سرود:   جَبَلٌ هَوى لَو خَرَّ فی البَحــرِ اِغتَدى مِن وَقعِـــــهِ مُتَتـــــابِعَ الإِزبــادِ ما کنتُ أَعلَمُ قَبلَ حَطِّک فی الثَرى أَنَّ الثَــرى یعلو عَلـــــى الاتوادِ   کوهی از دانش، که اگر بر دریا فرود می‌آمد، از فرودش امواج دریا کف بر لب به جوش و خروش می‌آمد. پیش از مرگ تو گمان نمی‌کردم که خاک می‌تواند کوه‌های بلند را بپوشاند! نشانی از فضا و افق باز دید
1 394
19
روزنامه ایران، ۳ شهریور ۱۴۰۵ حسب حال. افق باز فرهنگ نقد و نظر سید عطاءالله  مهاجرانی یکی از مضمون‌هایی که سال‌هاست علیه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز انقلاب تا به امروز مطرح شده و می‌شود، موضوع سانسور است. در پیشنهاد جایگزین «بررسی» به جای سانسور، بخشی از مشکل سانسور شده است! سانسور در ساحت‌های مختلف کلمه و تصویر و یا نقاشی و سینما. البته ما هم به دلیل عدم شناخت و کج‌سلیقگی به اندازه کافی، بلکه بیش از اندازه بهانه به دست داده‌ایم. آنها هم همان بهانه‌ها را هزاران برابر بزرگ کرده و در جهان جار زده‌اند که نظام جمهوری اسلامی از اندیشه و هنر می‌هراسد. در دولت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و وزارت فرهنگ و ارشاد جناب مهندس میرسلیم؛ در سال ۱۳۷۵ آقای هاشمی رفسنجانی تا روی صندلی رئیس‌جمهوری برای اداره جلسه دولت نشستند؛ هنوز جلسه رسمی نشده بود به آقای مهندس میرسلیم گفتند: «چرا این فیلم آدم برفی را ممنوع کرده‌اید؟ چرا اجازه نمی‌دهید؟» پیدا بود پیش از آمدن به جلسه، آقای هاشمی آدم برفی را دیده بود. هنوز از توی فضای فیلم بیرون نیامده بود. آقای میرسلیم گفت: «بررسی می‌کنیم.» اگر هم بررسی کرده بودند به هر حال تا پایان وزارت ایشان فیلم آدم برفی در توقیف مانده بود. روز چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۳۷۶ رأی اعتماد گرفتم. اطلاع دادم که کارم را در وزارت فرهنگ و ارشاد در روز بعد یعنی صبح پنجشنبه 29 مردادماه از ساعت ۷ شروع می‌کنم.  همان اول صبح جلسه معارفه و تودیع بود. جلسه که تمام شد، به آقای عبداللهیان که قائم‌مقام وزیر و مثل مهندس میرسلیم عضو جمعیت مؤتلفه بود، گفتم تا فردا مجوز اکران فیلم آدم برفی را برای من بیاورید! آورد! با خبر بودم که چندین نفر از نویسندگان و شاعران مشهور کشور آثارشان ممنوع شده است. طبیعی بود که نیازی به فرصت بررسی نبود. می‌بایست در همان روز اول علامت بدهم که فضای فرهنگ و هنر و اندیشه تفاوت کرده است. ممنوع‌القلم‌ها آزاد شدند. کتاب‌های آماده توزیع از احمد شاملو و محمود دولت‌آبادی و هوشنگ گلشیری در همان پاییز و زمستان ۱۳۷۶ منتشر شد. کتابفروشی‌ها رونق گرفت. کتاب‌ها نشر مجدد پیدا کرد. اگر کتابی از نشر در نیمه دوم سال ۱۳۷۶ به دستتان رسید: تماشایی است. هم عناوین کتاب‌ها و نیز شمارگان.  «هوای تازه» و «مدایح بی‌صله» و «در آستانه» و «کتاب کوچه» از شاملو که مانند گل‌های اطلسی در شعر «ترانه آبی» تشنه و در حسرت آب مانده بودند. با جریان هوای تازه دوم خرداد ۱۳۷۶ اطلسی‌ها باز و شاداب شدند و سر بالا گرفتند و فضای نشر و کتاب و رونق کتابفروشی‌ها! هیچ اتفاق سویی هم نیفتاد.  وقتی در خبرها دیدم که ۱۷ جلد از کتاب‌های احمد شاملو، از آثار منتشر نشده او توسط نشر چشمه منتشر شده است. از صمیم دل خوشحال شدم. چنانکه می‌دانید من در نقد نظر شاملو درباره فردوسی و شاهنامه ناشناسی احمد شاملو کتاب «گزند باد» را نوشته‌ام. افزون بر آن در «حضور حافظ» به نقد حافظ ناشناسی او پرداخته‌ام. اما انتشار همه آثار منتشر نشده او نشانه تدبیر و خردمندی است. بایست به خانم آیدا سرکیسیان و همکاران ایشان در تنظیم این مجموعه تهنیت گفت و نیز به نشر چشمه و البته به همکاران ارجمند در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.  ما بایست با تجربه‌هایی که گاه بهایی هنگفت برای آن پرداخته‌ایم، همین رویه تسامح و مدارا را ادامه دهیم. در جهان جدید به‌روشنی پیداست که عصر ممنوعیت و سانسور سپری شده است؛ بویژه در عصر اینترنت و فضای مجازی. اگر با سختگیری جلوی نشر کتابی گرفته شود، این سختگیری مانع نشر نمی‌شود، کتاب به شکل‌های مختلف به دست خواننده می‌رسد. بر جذابیت کتاب هم افزوده می‌شود. حقوق نویسنده و ناشر در این میان پایمال می‌شود و کتاب نیز با کیفیت نامناسب چاپ می‌شود.  من خود در دوران وزارت و چه پیش و پس از آن خریدار کتاب‌های ممنوعه از دستفروش‌های روبه‌روی دانشگاه تهران بوده‌ام! در نامه استیضاح از تعدادی کتاب نام برده بودند که چرا ارشاد اجازه چاپ داده است، همان کتاب‌هایی که آقای حمید رضا ترقی نماینده محترم مشهد روی تریبون مجلس چیده بود. این ماجرا همچنان ادامه داشت. اما تجربه و ارزیابی تجربه امر دیگری است.  انسان‌های خردمند از تجربه خود بهره می‌گیرند و نابخردان از این تجربه‌آموزی به دور و بلکه بیگانه‌اند. ما می‌بایست به این نکته توجه داشته باشیم که نمی‌توان جامعه را تک‌صدایی و تک‌سلیقه‌ای اداره کرد. مدام معادله تک‌مجهولی حل کرد.  شاهدیم که غذاخوری‌ها انواع و اقسام غذاها را عرضه می‌کنند تا بتوانند از تنوع مشتری استفاده کنند. تنوع در ساحت اندیشه و نظر که پیداست چه گستره و ژرفا و ارتفاعی دارد. بهترین شیوه اداره جامعه اقناع جامعه است. فضای طرح نقد و نظر و اندیشه. همیشه هم اختلاف نظر وجود داشته و دارد و خواهد داشت. به تعبیر قرآن مجید:
1 197
20
با این حال، این معادله ممکن است با ورود یک متغیر جدید خط بخورد؛ سرتیپ بازنشسته و راست‌گرای مذهبی، عوفر وینتر، کمپین تبلیغاتی خود را برای تأسیس یک حزب مستقل آغاز کرده است. اگرچه وینتر با ائتلاف سکولارِ آیزنکوت همسویی ندارد، اما ظهور او مستقیماً سبد رأی لیکود را هدف قرار داده است. در صورتی که حزب جدید وینتر بتواند از حد نصاب ورود به پارلمان عبور کند، جبهه راستِ منتقد نتانیاهو تقویت شده و احتمال دست‌یابی به اکثریت قاطع ۶۱ کرسی بدون نیاز به ائتلاف با احزاب عربی فراهم می‌شود؛ سناریویی که می‌تواند برنامه‌های منصور عباس برای نقش‌آفرینی به عنوان شاه‌مهره را برهم زند. با توجه به ملاحظات فوق، معضل اصلی اسرائیل نه در روز انتخابات، بلکه فردای اعلام نتایج و در فرآیند پیچیده تشکیل کابینه و بده بستان‌های أحزاب نمایان خواهد شد. باید تا آن زمان منتظر ماند. روزنامه اطلاعات، ۳۱ مرداد ۱۴۰۵. https://www.ettelaat.com/news/163194 https://t.me/maktuob
789