محمدرضا حکیمی
前往频道在 Telegram
تنها صفحات رسمی موسسه فرهنگی هنری الحیات (حفظ و نشر آثار علامه محمدرضا حکیمی) 👇 تلگرام: https://t.me/allamehhakimi اینستاگرام: https://instagram.com/allamehhakimi?utm_medium=copy_link https://instagram.com/alhayat.ir?utm_medium=copy_link
显示更多2 214
订阅者
-124 小时
-17 天
-930 天
帖子存档
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴مسئولانِ متوهّم
محمدرضا حکیمی:
این افسانه است که مردمی با شکمهای گرسنه رها شوند و تودههای مردم گرفتار ضروریترین نیازها چون مسکن، خوراک، شغل، بهداشت، آموزش و ... باشند، آنگاه به سوی شعاری به نام توسعه سیاسی دعوت شوند، و برای چنین مردمی گرفتار انواع نیازها، از مردمسالاری و مردمباوری و حکومت صالح سخن بگوییم؟!
تودههای مردم را زیر چرخ مشکلات اقتصادی و معیشتی و تورّم و گرانی خرد کردن، و ازحقوق حرف زدن، #گزافه_گویی است.
در اسلام چنین منطقی نابخردانه، هیچ جایگاهی ندارد. اسلام براستی و در زبان عمل -نه زبان گفتار- به انسانها میاندیشد و تامین نیازهای انسانی را فوریترین و تکلیفیترین مسئولیت مدیران و زمامداران لایق میشناسد، و هر گونه سستی و کوتاهی در رفع نیازهای انسانی را از هر کسی و هر مقام به هیچوجه نمیپذیرد و انسانی و اسلامی نمیداند و فریاد «لیقومَ الناسُ بالقسط» میزند.
📚ویژگیهای حکومت صالح-صفحه۲۲۰
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴اسلامیبودن حکومت باید در کیفیت زندگی مردم آشکار شود
📝«حکومت مسانخ» نزد محمدرضا حکیمی را نباید صرفاً نام یک مدل حکومتی دانست.
از نظر حکیمی، حکومت معصوم، صورت کامل حکومت الهی است؛ اما چون در عصر غیبت چنین حکومتی در دسترس نیست، جامعه دینی نباید میان دو انتخابِ «حکومت معصوم» و «حکومت غیرالهی» متوقف بماند. راه سوم، از نظر او، ساختن حکومتی غیرمعصوم اما همسنخ با حکومت معصوم است؛ یعنی حکومتی که خود را با معیارهای قرآن و سنت حکومت علوی بسنجد و در عمل به آن نزدیک شود.
از این منظر، عهدنامه مالک اشتر برای حکیمی صرفاً متن اخلاق سیاسی نیست؛ بلکه معیار آزمون حکومت غیرمعصوم است. حکومت مسانخ، حکومتی است که قدرت را برای عدالت به کار میگیرد، نه عدالت را برای توجیه قدرت؛ محروم را موضوع ترحم صرف نمیبیند، بلکه فقر را مسئله عدالت میداند؛ انسان را وسیله بقای حکومت نمیکند؛ و ارزشهای دینی را بر اشخاص و صاحبان قدرت مقدم میدارد.از همینجا یک نتیجه مهم به دست میآید: در اندیشه حکیمی، حکومت دینی پیش از آنکه یک عنوان باشد، یک مسئولیت است؛ و پیش از آنکه با نام و ساختار خود شناخته شود، باید با میزان عدالتش شناخته شود. و شاید دقیقترین تعبیر برای فهم «مسانخ» همین باشد: حکومت مسانخ، تلاش برای تبدیل معیارهای اخلاقی و عدالتمحور حکومت علوی به معیارهای عینیِ سنجش حکومت غیرمعصوم در عصر غیبت است. #حکومت_مسانخ 📚برگرفته از آثار علامه حکیمی @allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴عدالت؛ معیار سنجش کارآمدی و دینی بودن حکومت
📝نقطه آغاز اندیشه سیاسی محمدرضا حکیمی، پرسش از غایت حکومت است، نه صرفاً ساختار حقوقی آن.
از نظر او اگر دین در عرصه اجتماعی سخن میگوید، این سخن نمیتواند در سطح توصیههای اخلاقی فردی باقی بماند. اسلام باید در زندگی اجتماعی نیز به نتیجه عینی برسد و مهمترین نشانه این تحقق، اقامه عدل است.
به همین دلیل، حکومت در اندیشه حکیمی وسیلهای برای حفظ خودِ حکومت، تولید اقتدار یا حتی صرفاً اجرای مجموعهای از احکام نیست؛ حکومت هنگامی مشروعیت دینی خود را در عمل نشان میدهد که بتواند جامعه را به سمت آن وضعیت اخلاقی و اجتماعیای ببرد که دین برای انسان میخواهد.
در این منظومه، عدالت یک موضوع فرعی در کنار موضوعات دیگر نیست؛ تقریباً میتوان گفت معیار سنجش کارآمدی و دینیبودن حکومت است.
بنابراین پرسش اساسی حکیمی این نیست که:
چه کسی بر مردم حکومت میکند؟
بلکه پرسش بنیادین این است:
حکومت چگونه حکومت میکند و حاصل حکومتکردن آن برای انسان و جامعه چیست؟
این تغییر کانون پرسش، یکی از مهمترین ویژگیهای نظریه سیاسی محمدرضا حکیمی است.
#حکومت_مسانخ
📚برگرفته از آثار علامه حکیمی
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴 آیا توحید منهای عدالت ممکن است؟
به مناسبت پنجمین سال درگذشت متفکر بزرگ اسلامی علامه محمدرضا حکیمی
با حضور
دکتر محمدرضا یوسفی
استاد سیدسعید حسینی
زمان: پنجشنبه، ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۰۰
مکان: میبد، میدان هلال احمر، موسسه فرهنگی هنری امام صادق علیهالسلام
@Sheshom_net
@dastmalchi_foundation
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
بسم الله الرحمن الرحیم
«الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ۙيَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
✅ مرحوم آیت الله شبیری زنجانی میگفتند:
یکی از اختصاصات منحصر به فرد مکتب ما، ائمّه اطهار و چهارده معصوم عليهم السّلام است...
آنچه که در کتابهای ما از اهل بیت علیهم السّلام به ودیعت گذاشته شده است، چه در معارف و چه در اخلاق و سُنَن و رشتههای دیگر، غنیترین معارف است که هیچگونه کمبودی ندارند و اگر این معارف برای مردم منعکس شود، به دلیل اینکه مطابق فطرت است، بهترین اثر را در هدایت آنها دارد. و چه بسا اگر یک نفر هدایت شود، در اثر هدایت او، نسل بعدی او هم تا مدتها هدایت شوند و این خدمت مرهون کسی است که این اقدام را انجام داده است.
رحمت خدا بر او باد
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴حکومت علی(ع)، تجربه تاریخی جامعه «منهای فقر»
امام علی(ع)، کمتر از پنج سال خلافت کرد، و در این مدت کوتاه با وجود سه جنگ تحمیلی سخت و پر مشکل، و گرفتاریهایی بسیار که دشمنان مختلف و نفوذیهای خطرناک معاویه میآفریدند، جامعه کوفه را به جامعه «منهای فقر» رسانید.
علی در ماههای آخر حکومتش فرمود:
امروز در شهر کوفه همه در رفاه زندگی میکنند، پایینترین افراد نان گندم میخورند، خانه دارند و آب آشامیدنی سالم مینوشند.
و در ادامه گفت:
فقط کوفه در اختیار من است که میتوانم در آن کار کنم...
پس ملاک اسلامی بودن یک جامعه -بنابر آیات و روایات و سیره عملی امام علی(ع)- رسیدن به «منهای فقر» است. و جز چنین جامعهای را، اسلامی خواندن، تجوّز است؛ و اگر به ارزشهای ابدی اسلامی زیان برساند، جایز نیست.
پیامبر اکرم(ص) که میفرماید: فقر، دیوار به دیوار کفر است؛ چگونه راضی میشود که در جامعه مطلوب اسلامی، فقیر وجود داشته باشد!! تا چه رسد که فقر و نیازمندی از سویی بیداد کند، و فاصلههای معیشتی جهنمی از سویی دیگر؟!!
📖محمدرضا حکیمی / حکومت اسلامی، صفحه ۴۵
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴برای رسیدن به «آدمیّت»
انسانی که خط حرکت صحیح را، در حیات خود نشناسد، حرکات و سکنات و فعالیتهای او در زندگی، در جهت تکامل نخواهد بود.
شناخت این خط، که همان «صراط مستقیم» است بدون شناخت راهنمای خط ممکن نیست.
و حرکت در غیر خط، انحطاط است و ابطالِ فرصت و عمر.
نشناختن امام، نشناختن خطِ حرکتِ تکاملی و خصوصیات آن است. و نشناختن این خط، یا مستلزم رکود است و سقوط، یا انحراف و حرکت در جهت ضد، و اینها همه، دوری و دور شدن از هدایت است، و سقوط به ورطه هلاک و جاهلیت.
#المهدی
📚محمدرضا حکیمی/ خورشید مغرب- صفحه ۱۴۵
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴مروری بر کارنامه ویرایشی علامه حکیمی
بسیاری استاد محمدرضا حکیمی را دانشوری دینشناس و الهیدانی عدالتخواه و وارسته میشناختند و میشناسند و اندکاند آنانکه از نثر ادبی و چیرهدستی او در ترجمه و شعر باخبر باشند و اندکترند کسانی که از پیشینۀ ویرایشیاش آگاه باشند. گرچه سالهاست به اثرگذاری ادبی و زبانی او بیاعتنایی شده است و بسیاری بر پنهانکردن نام او کوشیدهاند، بیگمان تا دیرزمانی آفتاب قلمش بر چکاد ادب فارسی خواهد درخشید.
استاد حکیمی در سال ۱۳۴۵ به مؤسسۀ فرانکلین رفت و در کنار بزرگنامانی همچون میرشمسالدین ادیبسلطانی، فتحالله مجتبایی، نجف دریابندری، احمد سمیعی و... به ویرایش کتابها مشغول شد. او در شمار نخستین نسل ویراستاران امروزین ایران است و نخستین ویراستار حوزوی.مرحوم حکیمی، طی سالها، دهها کتاب را ویراست و مهمتر اینکه آثار خود را ویراسته و با صفحهآرایی مناسب عرضه کرد. او نخستین فرد از نویسندگان دینی بود که آثارش برپایۀ معیارهای ویرایش استوار بود و مطابق اصول مکتوب و نامکتوب ویراستاران. برخی آثار مشهوری که استاد حکیمی ویرایش کرده از این قرار است: ۱. علم و تمدن در اسلام، سیدحسین نصر، ترجمۀ احمد آرام ۲. عقاید فلسفی ابوالعلاء فیلسوف معرّه، عمر فرّوخ، ترجمۀ حسین خدیوجم ۳. سفرنامۀ ناصرخسرو، تصحیح نادر وزینپور ۴. تنسوخنامۀ ایلخانی، خواجه نصیرالدین طوسی، تصحیح سیدمحمدتقی مدرس رضوی ۵. تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، حنّا الفاخوری و خلیل الجُر، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی ۶. یواقیت العلوم و دراری النجوم، تصحیح محمدتقی دانشپژوه ۷. راز آفرینش انسان، کرسی موریسن، ترجمۀ محمد سعیدی ۸. خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری ۹. معارف اسلامی در جهان معاصر، سیدحسین نصر ۱۰. نهضت شعوبیه، حسینعلی ممتحن ۱۱. آن روزها، طه حسین، ترجمۀ حسین خدیوجم ۱۲. سیر تکامل عقل نوین، هرمن رندال، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده ۱۳. تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمۀ عباس زریاب خویی ۱۴. لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمۀ عباس زریاب خویی ۱۵. بهار و ادب فارسی، محمد گلبن ۱۶. سیری در اندیشۀ سیاسی عرب، حمید عنایت ۱۷. فلسفۀ تاریخ ابنخلدون، محسن مهدی، ترجمۀ مجید مسعودی ۱۸. مقدمهای بر رستم و اسفندیار، شاهرخ مسکوب ۱۹. جبر و مقابله، محمد بن موسی خوارزمی، تصحیح حسین خدیوجم ۲۰. سه حکیم مسلمان، سیدحسین نصر، ترجمۀ احمد آرام ۲۱. سیاستنامه، خواجه نظامالملک طوسی، به کوشش جعفر شعار ۲۲. فیزیک و فلسفه، جیمز جینز، ترجمۀ علیقلی بیانی @allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
⚫️إنا لله و إنا إليه راجعون
به اطلاع می رساند
استاد معارف اهلبیت علیهمالسلام
حاج محمداسماعیل مدرس غروی
فرزند آیت الله میرزا مهدی اصفهانی، در تهران دار فانی را وداع نمود.
از خداوند متعال درخواست میکنیم روح ایشان در مقام قرب الهی همراه عالمان و صالحان جاودانه باشد.
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴كسى كه به مردم ستم كند، شيعه نيست
امام صادق عليه السلام:
اى پسر جندب! به شيعيان ما [پيام] برسان و به آنان بگو:
...كسى كه به مردم ستم كند، شيعه ما نيست.
الإمام الصادق عليه السلام : يَا بنَ جُندَبٍ ، بَلِّغ معاشِرَ شيعَتِنا وقُل لَهُم:
لا تَذهَبَنَّ بِكُمُ المَذاهِبُ، فَوَاللّه ِ لا تُنالُ وَلايَتُنا إلاّ بِالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ فِي الدُّنيا، و مُواساةِ الإِخوانِ فِي اللّه ِ، ولَيسَ مِن شيعَتِنا مَن يَظلِمُ النّاسَ.
📝تحف العقول صفحه ۳۰۳
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴مساله حکیمی همچنان باقی است
محمدرضا حکیمی، بیش از آنکه اهل سخن باشد، اهل درد بود.
درد دین داشت، اما دینی که از انسان جدا نیست.
درد قرآن داشت، اما قرآنی که برای اقامهٔ قسط آمده است.
درد اهلبیت(ع) داشت، اما اهلبیتی که عدل را میزان حکومت و کرامت انسان را حرمت الهی میدانستند.
و درد محرومان داشت، همان کسانی که بارها فریاد برمیآورد اگر دین نتواند حق آنان را از اغنیا و قدرتمندان بستاند، از حقیقت اجتماعی دین چه باقی خواهد ماند!
او از دنیا رفت، اما مسالهای که یک عمر درباره آن فریاد زد، همچنان باقی است:
انسان، عدالت و محرومان
| ۳۱ مرداد سالروز درگذشت علامه محمدرضا حکیمی |
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴محمدرضا حکیمی؛ آنگونه که زیست، آنگونه که خواست
بسم الله الرحمن الرحیم
پنج سال گذشت...
پنج سال از رفتن برادرم، استاد محمدرضا حکیمی؛ و پیش از او، برادر دیگرم، حاج شیخ علی آقا؛ دو برادری که یک عمر، در کنار یکدیگر، از روزهای سخت غربت دین و عدالت گفتیم و نوشتیم و کوشیدیم آنچه از قرآن و تعالیم پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) فهمیدهایم، بیپیرایه و بیملاحظه این و آن، به نسلهای پس از خود برسانیم.
اکنون من ماندهام و خاطرهٔ بیش از هشتاد سال زندگی با دو برادر؛ از خانه پدری در مشهد، از حوزه و درس و کتاب، از استادان بزرگ مکتب معارف خراسان، از شبها و روزهای تألیف «الحیات»، تا گفتوگوهای بیپایان دربارهٔ انسان، توحید، عدالت، فقر، محرومان و آن اسلامی که اگر در زندگی انسان و جامعه حضور یابد، باید نخست آثار آن را در زندگی فرودستان و محرومان بتوان دید.
محمدرضا، بیش از آنکه اهل سخن باشد، اهل درد بود.
درد دین داشت؛ اما دینی که از انسان جدا نیست.
درد قرآن داشت؛ اما قرآنی که برای اقامهٔ قسط آمده است.
درد اهلبیت(ع) داشت؛ اما اهلبیتی که عدل را میزان حکومت و کرامت انسان را حرمت الهی میدانستند.
و درد محرومان داشت؛ همان کسانی که بارها فریاد برمیآورد اگر دین نتواند حق آنان را از اغنیا و قدرتمندان بستاند، از حقیقت اجتماعی دین چه باقی خواهد ماند؟
او عمر خویش را برای گردآوردن مال و ساختن نام و نشان صرف نکرد. قلم زد، کتاب نوشت، نسلهایی را به اندیشیدن فراخواند، از عدالت گفت و بر سر عدالت پای فشرد؛ اما از آنچه برای دیگران میخواست، برای خود چیزی نخواست.
او از دنیا رفت، اما مسئلهای که یک عمر درباره آن فریاد زد، همچنان باقی است:
انسان، عدالت، و محرومان.
اگر میخواهیم حکیمی را بزرگ بداریم، راه آن ساختن عنوانها و بناها و افزودن بر تشریفات نیست. حکیمی را باید در «الحیات» خواند؛ در «الحیات» شناخت؛ در «الحیات» و دیگر آثارش، صدای قرآن و حدیث را دربارهٔ عدالت شنید؛ و از خود پرسید چرا در جامعهای که اسلامیست، هنوز انسانی به سبب فقر، از حق زندگی شایسته محروم است؟
این پرسش حکیمی است؛ و تا هنگامی که فقر هست، تبعیض هست، محرومیت هست و انسانی در کنار سفرههای رنگین، گرسنه میماند، این پرسش نیز زنده است.
و اکنون، در پنجمین سال رفتن او، لازم میدانم نکتهای را صریح و بدون هیچ ابهامی یادآوری کنم؛ زیرا حفظ حقیقت زندگی انسانها نیز، حقی است که نباید در گذر زمان دگرگون شود.
مرحوم استاد محمدرضا حکیمی در تهران صاحب منزل نبود.
او بخش زیادی از سالهای اقامت خود در تهران را در خانههای استیجاری گذراند و از دنیا رفت، بیآنکه خانهای از خود در تهران داشته باشد. این نیز بخشی از همان زندگی ساده و بیتعلقی بود که نزدیکان او سالیان دراز از نزدیک دیده بودند.
ازاینرو نسبت دادن هر خانه یا ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی»، اگر مقصود از آن خانه و ملک متعلق به ایشان باشد، خلاف واقع است.
مهمتر آنکه نه خود استاد محمدرضا حکیمی و نه اینجانب هیچگاه رضایتی به مطرح ساختن خانهای به نام «خانهٔ علامه حکیمی» یا تبدیل محل سکونت استیجاری ایشان به عنوان و نشانی برای بزرگداشت نداشتهایم.
برادرم در وصیت شرعی خویش نیز تکلیف امور مربوط به آثار، نام، اسناد، تصاویر، خاطرات و بزرگداشتهای خود را روشن کرده و نظارت بر آنها را به «مؤسسه الحیات؛ مرکز حفظ و نشر آثار» و وصی خویش امیرمهدی حکیمی سپرده است.
بنابراین، هر اقدامی برخلاف این رضایت و وصیت، صرفنظر از هر نیت و عنوانی که برای آن ذکر شود، مورد رضایت ما نیست.
حرمت عالِم، تنها به بزرگداشت نام او نیست؛ به رعایت حق و رضایت او نیز هست.
نمیتوان کسی را تکریم کرد و در همان حال، وصیت او را نادیده گرفت.
نمیتوان از اخلاق سخن گفت و رضایت صاحب حق را کنار گذاشت.
و نمیتوان به نام حفظ میراث یک عالم دینی، کاری کرد که خود او بدان رضایت نداشته است.
ازاینرو اعلام میکنم هرگونه انتساب ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی» و هرگونه اقدام، ثبت، بهرهبرداری فرهنگی یا تبلیغی بر پایهٔ چنین انتسابی، بدون رضایت صاحبان حق و برخلاف وصیت و ترتیبات مقرر از سوی آن عزیز از دست رفته، فاقد رضایت شرعی ماست و در فرض تصرف در حقوق اشخاص یا مخالفت با وصیت معتبر، نمیتوان آن را به نام تکریم آن مرحوم توجیه کرد.
محمدرضا از خانهای رفت که خانه او نبود؛
اما اندیشهای بر جای گذاشت که خانهاش میتواند جان هر انسان عدالتخواهی باشد.
اگر برای حکیمی خانهای میخواهیم،
خانهٔ او کتابهای اوست؛
«الحیات» اوست؛
اندیشهٔ عدالتخواه اوست؛
و هر جامعهای که در آن، انسان تحقیر نشود و محرومی بیپناه نماند.
محمّد حکیمی-مرداد۱۴۰۵-مشهد
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴اجرای عدالت، روحِ دین است
از مهمترین امتیازهای تعلیمات پیامبر اسلام(ص) و رسالت ایشان، دعوت به برقراری عدالت اجتماعی است. در نگاه علامه حکیمی هر کس مختصر اطلاعی از تعلیمات دین داشته باشد، درمییابد که اجرای عدالت در جامعه روحی است که دین خدا به آن زنده است و صراط مستقیم به آن پیموده میشود.
. مروری بر سیره پیامبر(ص) در اندیشه علامه حکیمی:
. عالمان و حاکمان منشا فسادهای بزرگ
. حدیثی از پیامبر که هزارانبار در ایران تجربه شده است
. سرنوشت مسئولانی که زندگی مردم را تباه میکنند
. عظمت قرآن کریم
. نمایش ایمان یا ایمان نمایشی
. حاکمیت مسئول فقر مردم است
. مدارا لازمه زندگی اجتماعی
. دستورالعملی ربانی از پیامبر (ص)
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴مدینه؛ ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری
📝پیامبر(ص) درگذشته است، و مدینه یتیم شده است. اکنون کسانی که باید به خانه علی(ع) روی آورند، و همانندترین فرد را به پیامبر(ص) - که خداوند در آیه مباهله او را نفسِ پیامبر(أنفسنا) - خوانده است ، به جانشینی او برگزینند، بلکه به مقامی که خدای متعال برای علی(ع) برگزیده بود، و پیامبر اکرم در طول دو دهه همواره بر آن تأکید کرده بود، گردن نهند، چنین نکردند.
📍اکنون دیگر سخنی از مدينة النبی نیست، و کسی نمیتواند از امامت قرآنی دم زند. #علی_حذف_شده و تمام حرمت او پایمال گشته است. علی که در روزگار پیامبر، محترم ترین مسلمانان و برادر پیامبر خدا، بلکه نفس پیامبر (به نص آیه مذكور)، محسوب می شد، و بزرگترین مجاهد راه خدا، و مؤمن ترین و نیرومندترین پشتیبان دین خدا بود، و از سوی دیگر عالم به همه قرآن و عامل به همه آن بود، و در کار دین ذرهای سستی نمیکرد، و در اداره جامعه و تربیت امت جز عدالت چیزی نمیشناخت، پس از درگذشت پیامبر(ص) هیچ احترامی ندارد...
📍خانه ای که برای پیامبر آن همه محترم بود و هرگاه از برابر آن میگذشت به اهل آن سلام می کرد و به بهترین تعبیر «محل دو یادگار رسالت، قرآن - اهل بیت (ع)» بود، شکسته و بسته است. مدینه در سکوت غرق است و جز برق چند شمشیر که در فضا می تابد و مدافع اهداف #سقیفه است، و - به تصریح تواریخ معتبر اهل سنت-تا پای کشتن علی ایستاده است ، نفس کشی در مدینه نگذاشته اند...
📚مقدمه استاد حکیمی بر کتاب «شهر گمشده»-صفحه ۱۱
#وصایت
#عدالت
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴برای رسیدن به خدا باید به انسان خدمت کرد
رابطه انسان با خدا هر چه استوارتر گردد، و معرفت او صحیح و قرآنی و سلوک او وحیانی باشد، بیشتر، به خدمت به انسانهای دیگر -به عنوان آفریدههای خدا- گرایش مییابد، و بندگان خدا در نظر او ارزشمندتر میگردند، از این رو برای خدمت به انسانها میکوشد، و خدمت به خلق سرانجامِ سیر او قرار میگیرد، و این خدمت، خداشناسِ راستین را بیشتر به خدا میرساند.
🔻پیامبر(ص):
از شما کسی خدا را بیشتر دوست میدارد، که مردم را بیشتر دوست بدارد.
🔻اسماعیل به امام صادق(ع) گفت: ما هرگاه به مکه میرویم دوستان به طواف کعبه میروند و مرا میگذارند تا اسبابشان را نگاه دارم.
امام فرمود:
تو پاداش بیشتر و بزرگتری نسبت به آنان داری.
📚محمدرضاحکیمی-محمدحکیمی-علیحکیمی/الحیات-جلد۱۲-صفحه۳۵۹
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴نزدیکترین راهِ رسیدن به تقوا، اجرای عدالت است
محمدرضا حکیمی:
افرادی که تصوّر میکنند اهل تقوای دینی هستند، و خود را از همهچیز بهدور میگیرند، و از اهتمام به امور مسلمانان غفلت میکنند، در اشتباهند، و درست بهعکس مقاصد قرآن (در جهت ساختنِ فرد و جامعه و جامعه و فرد) حرکت میکنند.
قرآن کریم اجرای «عدالت» را راه رسیدن به «تقوا» دانسته است «إعدلوا هو أقرب للتّقوی». و راه همین است.تقوی به هر معنی (پرهیزگاری، خویشتنبانی، خودنگهداری، «صیانت تکاملی نفس»)، و به هرگونه (تقوای پرهیز و تقوای ستیز)، با بیخبری از حال بندگان خدا و ترک اهتمام به امور جامعه اسلامی و بیتفاوتی نسبت به آنچه بر قشرهای محروم میگذرد، هرگز سازگار نیست. این است که کتاب خدا به صراحت میفرماید، نزدیکترین راهِ رسیدن به تقوی اجرای عدالت است. عدالت را هم در نفس خود ایجاد کنید، و هم در جامعه خود اجرا، تا اهل تقوی بهشمار آیید. #گزارش_الحیات @allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴حتی شیطان هم او را نمیپذیرد!
حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند:
🔻 «مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَانُ»
🔺 هر کس بر علیه مؤمنی سخنی بگويد و قصدش عيبجویی از او و ريختن آبرويش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خود خارج مىکند و تحت سرپرستى شیطان قرار مىدهد؛ ولى شیطان هم او را نمىپذیرد!
📚 كافى، جلد۲، صفحه ۳۵۸، حدیث۱
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴بانوی حماسه ها
🔻سرودهای از محمدرضا حکیمی در رثای فریادگر عدالت، حضرت زینب سلام الله علیها
زینب آن شعله افروخته در دامن عشق
آتش افکند به بنیاد نگون دشمن عشق
سوخت بنیاد ستمگستری سفیانی
دخت فرجاد علی، پادشه میهن عشق
خون خورشیدی توحید ز رگهای زمان
گشت جاری به هواداری او در تن عشق
چون سوی قتلگه شاه شهیدان آمد
کائنات از پی او رفت پی دیدن عشق
عشق در دور زمان جلوه بسیار نمود
کربلا بود ولی مقصد تابیدن عشق
عشق توحید نه آن است که خاموش شود
گرچه سوزند خیام حرم مأمن عشق
خیمهها سوخت ولی خیمه توحید نسوخت
شعلهها گرچه زدند آنهمه در خرمن عشق
شب، نماز و، سخن از عدل به میدان در روز
این دو گل بود که شد جلوهگر از گلشن عشق
گاه در قتلگه و گاه دگر بر سر نی
که نشیب است و فرازی، به ره روشن عشق
زینب آموخت به مردان جهان رسم "حضور"
سخن "داد" بود، رمز سخن گفتن عشق
خاک و افلاک نشستند به همدردی او
تا که درد دل خود گفت به پیراهن عشق
سخن عشق و سر شاه شهیدان بر نی
آری اینگونه بود رمز غزل خواندن عشق
زینبی حوصلهای باید، تا خون خدا
بر سر نیزه شود غرق ثنا کردن عشق
سخن از عدل کجا، در ستمستان دمشق؟
این سرودی است به آیین خروشیدن عشق
همه ارواح مکرم به عزا بنشستند
تا عزادار شد آن بانوی شیر اوژن عشق
آفتاب از نفس زینب کبری تابید
که شد آفاق، تجلیگه رخشیدن عشق
"عدل" شد واژه خورشید، چو زینب فرمود
"أمن العدل"؟ به بیدادگه رهزن عشق
عشق ترتیل شد از ناله زینب آنگاه
که شنیدند ز نی، آیهای از مخزن عشق
در شب یازدهم قاعده عرش گسست
گر نبد زینب کبری، حرس مکمن عشق
تشنگان از عطش آورده فرات دگری
آب دادند از آن، بحر و بر و برزن عشق
آب خوردند شهیدان همه از شط جهاد
که فرات از دمشان ریخت به پیرامن عشق
عاشقان گریه ندانند مگر بیشیون
نشنود تا که هر آن بیخبری، شیون عشق
سر اسماء صبور ار چه نمیگردد فاش
مظهری زینب از آن است به چالیدن عشق
*****
مهدی آخر بدمد در همه آفاق حیات
غم عشق و نم عشق و یم عشق و فن عشق
ای خوش آن یار که پا بر سر خورشید نهد
تا جهان یکسره بینند، خرامیدن عشق
سوی خورشید نگر، تا نگری جلوه او
آفتاب آینهداری است بر روزن عشق
محمدرضاحکیمی
@allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴دین خدا ماند
هنگامی که امام سجاد(ع) پس از فاجعه کربلا با خاندان امام به مدینه بازگشتند، و در آن اندوه بزرگ غرق بودند
روزی یکی از سران بنیامیه(ابراهیم بن طلحه بن عبیدالله) از روی سرزنش به آن حضرت گفت: من الغالب؟ یعنی پدرت رفت به کربلا و جنگ کرد و کشته شد, اکنون چه کسی غالب و پیروز گشت (پدر تو و یارانش کشته شدند, پس چه نتیجه ای گرفتید؟) امام سجاد(ع) فرمود: «اذا دخل وقت الصلاه, فأذن و أقم, تعرف الغالب» هنگامی که وقت نماز رسید, اذان و اقامه بگو, خواهی فهمید چه کسی غالب و پیروز است.این پاسخ به فرد سرشناسی از خاندان اموی, بخوبی و روشنی میگوید که شما بنیامیه میخواستید اذان نماند, نماز نماند, و اشهد ان محمدا رسولالله برافتد, و حال دیدید که چنین نشد و اذان ماند, و نماز ماند, و دین خدا ماند...و شما کمترین موفقیتی به دست نیاوردید؛ پس کربلا پیروز است نه دمشق, و حسین (ع) پیروز است نه یزید, و اسلام پیروز است نه جاهلیت. محمدرضا حکیمی @allamehhakimi
2 214
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴نظام اقتصادی ناسالم، انحراف بزرگ
ای مدعیان مسلمانی به کمک محرومان بشتابید؛ و ای معتقدان به خدا، آنان را حذف نکنید؛ و ای باورداران به قبر و قیامت، لَختی به مشکلات آنان بیندیشید؛ و ای امّت قرآن، اقامه قسط و عدل را و تأمین زندگی سالم برای همه افراد را، در پناه قسط و عدل، وجهه همّت خویش سازید؛ و ای انقلاب کردگان انقلابی باشید، شاید بدینگونه خدا از ما راضی گردد، و دل امامزمان(ع) شاد شود، و آبروی دین خدا محفوظ ماند، و جامعه دستخوش تزلزلهای زیانخیز نگردد؛ و تا خداوند رحمان، تاریکیهای سختتر از جهنّم قبر و قیامت ما را، با نور حاصل از این عمل صالح و فریضه بزرگ ( رسیدگی به خلق خدا و خدمت به آنان)، به روشنی بدل سازد، و راهی به سوی نجات و رهایی، در آن گذرگاههای مخوف و پرگرفتاری، در پیش همه ما بگشاید.
📚محمدرضا حکیمی/ قیام جاودانه- صفحه ۲۰۸
@allamehhakimi
