کلک Kellck ( شعر و سخن و ترانه )
前往频道在 Telegram
Contact: @Sh_ad_Mehr Site: kellck.ir Instagram: https://instagr.am/kelllck Facebook: https://www.facebook.com/kellck.sherosokhan Other: @shabzendehha , @b_kalam
显示更多1 090
订阅者
+224 小时
+37 天
+1530 天
帖子存档
دانلود مجموعه فیلمها ، تئاترها و مستندهای بهرام بیضایی.
-➣ @kellck
در این مجموعه سعی بر آن شده که بالاترین کیفیت ها گلچینشود.
📥 [ برای دانلود اینجا کلیک کنید ] 👉
.
-➣ @kellck
همه میدانند
همه میدانند
که من و تو
از آن روزنهی سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخهی بازیگرِ دور از دست
سیب را چیدیم
همه میترسند
همه میترسند،
اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم.
#فروغ_فرخزاد | ۸ دی، زادروز
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
-➣ @kellck
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم، با دلهای تنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم
قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر
بم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار
زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر
هر شب عمرم به یادت اشک میریزم ولی
بعد حافظ خوانی شبهای یلدا بیشتر
رفتهای، اما گذشت عمر تاثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلختر
بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر
هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخار پنجره یک شب نوشتی: عاشقم
خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر…
#حامد_عسکری
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
-➣ @kellck
کوششی کن به جهان نیندیشی!
این کهنه سرای دو در؛
که از یکی میآییم و از آن یک میرویم_
و فرصت فقط همین فاصله است!
#بهرام_بیضایی
روحش شاد..
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
بهرام بیضایی، نویسنده، پژوهشگر و کارگردان سرشناس تئاتر و سینما، در ۸۷ سالگی درگذشت.
مژده شمسایی همسر بهرام بیضایی در یادداشتی نوشت: «زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمیرود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمیکشد.»
💔💔💔💔
بیضایی از تاثیرگذارترین نویسندگان و پژوهشگران حوزه ادبیات نمایشی به شمار میرفت و آثار او جایگاهی برجسته در تاریخ تئاتر و سینمای ایران دارد.
او کارگردانی فیلمها و نمایشهای مطرحی چون «مرگ یزدگرد»، «غریبه و مه» و «باشو غریبه کوچک» را در کارنامه داشت و با نگاه پژوهشمحور و اسطورهشناسانه خود، بر چندین نسل از هنرمندان تاثیر گذاشت.
بیضایی در شهریور سال ۱۳۸۹ از ادامه کار در ایران ناامید شد و به دعوت عباس میلانی، مورخ و ایرانشناس و مدیر برنامه مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد، به آمریکا رفت و فعالیتهای آموزشی و نمایشی خود را در این
دانشگاه ادامه داد.
•➣ @kellck
•➣ @kellck
بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس، کارگردان و پژوهشگر سرشناس ایرانی، روز پنجشنبه ۵ دیماه ۱۴۰۴ و در سالروز تولد ۸۷ سالگیاش درگذشت.
مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما و همسر او، با انتشار پیامی در فیسبوک این خبر را تایید کرد.
بهرام بیضایی، متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود و آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» از مهمترین کارهای او به شمار میروند.
او در کنار فعالیت هنری، پژوهشگری برجسته در حوزه اسطورهشناسی، شاهنامه و تاریخ نمایش در ایران بود و سالهای پایانی عمر خود را در تبعید و تدریس در دانشگاه استنفورد گذراند.
#بهرام_بیضایی
رفتن شما رفتن یک نفر نیست عالیجناب بیضایی🖤
پنجمِ دیماهِ ۱۳۱۷
پنجمِ دیماهِ ۱۴۰۴
روحش شاد و یادش گرامی🥀🥀
-➣ @kellck
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد…
#شمس_لنگرودی
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
-➣ @kellck
میترسم، مضطربم
و با آن که میترسم و مضطربم
باز با تو تا آخرِ دنیا هستم
میآیم کنار گفتگویی ساده
تمام رویاهایت را بیدار میکنم
و آهسته زیر لب میگویم
برایت آب آوردهام، تشنه نیستی؟
فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد.
تو پیشبینی کرده بودی که باد نمیآید
با این همه … دیروز
پی صدایی ساده که گفته بود بیا، رفتم،
تمام رازِ سفر فقط خوابِ یک ستاره بود!
#سید_علی_صالحی
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
-➣ @kellck
با دهانی بسته حرف زدم، حرف زدم، حرف زدم. تو نبودی تو را با دست خود لمس کردم دستهای من روی چهرهام بود.
#ناظم_حکمت
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
ای لب تو قبلهی زنبورهای سومنات
خندهات اعجاز شهناز است در کرد بیات
مطلع یک مثنویِ هفت مَن، زیباییات
ابروانت، فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلات
من انار و حافظ آوردم، تو هم چایی بریز
آی میچسبد شب یلدا هل و چایی نبات
جنگل آشوب من، آهوی کوهستان شعر
این گوزن پیر را بیچاره کرده خندههات
میرود، بو میکشد، شلیک، مرغی میپرد
گردنش خم میشود، آرام میافتد به پات
گردهاش میسوزد و پلکش که سنگین میشود
میکشد آهی، که آهو... جان جنگل به فدات
سروها قد میکشند از داغی خون گوزن
عشق قلقل میزند از چشمهها و بعد، کات:
پوستش را پوستین کرده زنی در نخجوان
شاخهایش دستهی چاقوی مردی در هرات
#حامد_عسکری
•➣ @kellck
باز هم نام تو را بین لغات آورده ام
از برای شعر خود آب حیات آورده ام
تا که تحریرت کنم با شیوه دلدادگان
از میان خون خود ظرفی دوات آورده ام
روز و شب نیزارها را جستجو کردم ولی
بهترین نوع قلم را از فلات آورده ام
خواستم زلف تو را ایمن کنم از باد و خاک
شالی از ابریشم ناب هرات آورده ام
پلکهایت را شبیه پلک آهو کرده ام
سرمه ای مرغوب واعلا،رنگ مات آورده ام
تا که لبهای توراخوشرنگ و شیرین تر کنم
شهد شیرین عسل از سومنات آورده ام
پیچ و تاب طرح اندام تورا چون کهکشان
چرخش منظومه ای از کائنات آورده ام
مجلس بزمی برایت من تدارک دیده ام
مطرب ورقاصه دراین سوروسات آورده ام
ضرب وسنتورو سه تارو دف مهیا کرده ام
ساز آهنگین و کوکی در بیات آورده ام
بر تنت پیراهنی از جنس اعلای حریر
بر سرت تاج گل و نقل و نبات آورده ام
تا که محفوظت کنم از چشم نامردان شهر
دسته ای چاقوکش اوباش و لات آورده ام
#مسعود_محمدپور
•➣ @kellck
-➣ @kellck
با زلف تو قصهایست ما را مشکل
همچون شب یلدا به درازی مشهور
#عبید_زاکانی
#روزنگار،۳۰ آذر، جشن شب یلدا
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
-➣ @kellck
بوی #یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر…
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان..
قراری طولانی به بلندای یک شب..
شب عشق بازی برگ و برف…
پاییز چمدان به دست ایستاده!
عزم رفتن دارد…
آسمان بغض کرده و میبارد.
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست…
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز…
و… تمام میشود
پاییز، ای آبستن روزهای عاشقی،
رفتنت به خیر…
سفرت بی خطر …
#مریم_وطن_پور
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
-➣ @kellck
به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها را
که تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را
بخوان! با لهجهات حسی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک نفس پُر کن به هم نگذار لبها را
به دست آور دل من را چه کارَت با دلِ مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها را
دلیلِ دلخوشی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟! نمیفهمم سَبَبها را
بیا اینبار شعرم را به آداب تو میگویم
که دارم یاد میگیرم زبان با ادبها را
غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقبها را
#روزنگار، ۲۹ آذر، زادروز
#نجمه_زارع
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
هرگز
کسی اینگونه فجیع
به کشتن خود برنخاست
که
من به زندگی نشستم
#احمد_شاملو
-➣ @kellck
🎬The Leftovers (2014–2017) / بازماندگان
🎶 #آهنگ یلدا
🎤 #محمد_معتمدی
تو چله ی من امسال کدوم شعر و کدوم فال باز یاد اونو زنده کرده.!! حافظ بگو کدوم فال کدوم روز و کدوم سال اونی که رفته برمیگرده.!! امشب کدوم ستاره دلشوره هامو داره دلواپس لبخند اونه.!! کدوم جاده دوباره اونو با یک اشاره تا پشت این در میرسونه.!! تا پشت این در میرسونه.!! تو چله ی هر سال من یه جای خالیه که پر نمیشه.!! حافظ نگو تو فال من جدایی افتاده برا همیشه.!! تو چله ی هر سال من یه جای خالیه که پر نمیشه.!! حافظ نگو تو فال من جدایی افتاده برا همیشه.!! شبای چله صدام میلرزه دلم میگیره شبای چله خاطره هاشو ازم میگیره.!! دلم دوباره نبودنش رو بهونه کرده یه عمره میگن اونی که رفته برنمیگرده.!!
-➣ @kellck
چشمهای او
تاریخ رنگهای عمودیست
زیرا مسافران دوگانه
– خورشید و ماهتاب –
در یک نگاه اوست که میچرخند
و استوای بینش و بینایی
از محور دو شانهٔ او میکند عبور
#روزنگار، ۲۱ آذر، زادروز
#رضا_براهنی
- نَظرگُذاشتندَرپُست | لینکِسایت | Instagram | +
