کلک Kellck ( شعر و سخن و ترانه )
前往频道在 Telegram
برای ارتباط با ما @shad_mehrbot Site: kellck.ir Instagram: https://instagr.am/kelllck Facebook: https://www.facebook.com/kellck.sherosokhan Other: @shabzendehha , @b_kalam
显示更多1 111
订阅者
+224 小时
+17 天
+830 天
帖子存档
میخواهم نامهیی برایت بنویسم
که به هیچ نامهی دیگری شبیه نباشد
وَ زبانی نو برای تو بیآفرینم
زبانی همْترازِ اندامت وَ گُسترهی عشقم!
میخواهم از برگهای لغتْنامه
بیرون بیایم وَ از دهانم اجازهی سفر بگیرم!
خستهاَم از چرخاندن زبان در این دهان!
دهانی دیگر میخواهم که بتواند
به درختِ گیلاس، یا چوب کبریتی بَدَل شَود!
دهانی که کلمات از آن بیرون بریزند،
مانندِ پریانِ دریایی از امواجِ دریا
وَ کبوتران از کلاهِ شعبدهباز!
#نزار_قبانی
•➣ @kellck
📖شعر: تکیهگاه
👤شاعر: مهدی اخوانثالث
🎙صدا: فروغ فرخزاد
-➣ @kellck
این شعر را فروغ فرخزاد در یک برنامهی رادیویی دکلمه کرده است.
ای تکیهگاه و پناه زیباترین لحظههای پر عصمت و پر شکوهِ تنهایی و خلوت من ای شطِ شیرینِ پر شوکتِ من ای با تو من گشته بسیار در کوچههای بزرگِ نجابت ظاهرنهبنبستِ عابرفریبندهی استجابت در کوچههای سرور و غمِ راستینی کهمان بود در کوچهباغِ گلِ ساکتِ نازهایت در کوچهباغِ گلِ سرخِ شرمم در کوچههای نوازش در کوچههای چه شبهای بسیار تا ساحل سیمگونِ سحرگاه رفتن در کوچههای مهآلودِ بس گفتوگوها بی هیچ از لذتِ خواب گفتن در کوچههای نجیبِ غزلها که چشم تو میخواند● Website | Instagram | ✦Telegram
👤شعر و صدا: احمد شاملو
📖نام اثر: از عموهایت
-➣ @kellck
از مجموعهی هوای تازه
به خاطرِ آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشم به خاطرِ دستهای کوچکت در دستهای بزرگِ من و لبهای بزرگِ من بر گونههای بیگناهِ تو به خاطرِ پرستویی در باد هنگامی که تو هلهله میکنی به خاطرِ شبنمی بر برگ هنگامی که تو خفتهای به خاطرِ یک لبخند هنگامی که مرا در کنارِ خود ببینی● Website | Instagram | ✦Telegram
-➣ @kellck
#حسین_پناهی | مرداد
بعضی ماهها فقط یک ماه نیستند؛
یک تاریخاند،
یک خاطرهاند،
یک زخمِ قدیمی که هر سال دوباره باز میشود.
«ما بدهکاریم
به کسانی که صمیمانه از ما پرسیدند:
معذرت میخواهم، چندم مرداد است؟»
و چه تلخ است وقتی یک سؤالِ ساده،
برای یک نفر فقط سؤالِ تاریخ باشد
و برای دیگری، یادآورِ گورِ عشقی که هنوز در دلش دفن نشده است.
پناهی در چند سطر، فاصلهی عجیب میان آدمها را نشان میدهد؛
آدمهایی که کنار هم زندگی میکنند،
اما هر کدام تقویمِ مخصوصِ خودشان را دارند.
برای یکی، مرداد یک ماه تابستانیست؛
برای دیگری، سالگردِ چیزی که هیچوقت واقعاً تمام نشده.
شاید ما هیچوقت نمیفهمیم
پشتِ یک سکوت،
پشتِ یک جوابِ کوتاه،
یا حتی پشتِ «نمیدانم» گفتنِ آدمها
چه خاطرهای دفن شده است.
بعضی تاریخها را نمیپرسند؛
با آنها زندگی میکنند.
خاموشم اما
دارم به آواز غم خود میدهم گوش
وقتی کسی آواز میخواند
خاموش باید بود
غم داستانی تازه سر کرده ست
اینجا سراپا گوش باید بود
درد از نهاد آدمیزاد است ...
-➣ @kellck
#هوشنگ_ابتهاج
-➣ @shabzendehha
بهارا بنگر این خاک بلاخیز
که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز
بهارا بنگر این صحرای غمناک
که هر سو کشته یی افتاده بر خاک
بهارا بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا دامن افشان کن ز گلبن
مزار کشته گان را غرق گل کن
میان خون و آتش ره گشاییم
میان خون و آتش ره گشاییم
از این موج و از این طوفان برآییم
دگر بارت چو بینم، شاد بینم
-➣ @shabzendehha
-➣ @kellck
#هوشنگ_ابتهاج #سایه ••شعر کامل••
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
آواز #دیلمان
سنتور : #فرامرز_پایور
بشنوید با صدای استاد #محمدرضا_شجریان
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
-➣ @kellck
قطعه گل های باران خورده
خواننده: #علیرضا_قربانی
موسیقی: علیرضا افکاری
شاعر: محمدسعید میرزایی
میکس و مستر: آرش پاکزاد
•➣ @kellck
يك صبحِ زود
يك صبحِ زودِ قشنگ خواهيم رفت
همان طرفهاى دورِ آشنا خواهيم رفت
مى گويند آنجا
كوچههايى دارد عجيب،
غرقِ نور و سلام و تبسم وُ
هر چه شما بخواهيد!
مىگويند آنجا
نسترنها نماز مىخوانند
آب، اهل آوازِ رفتن است
و ملائكى بى سوُال
پيالههاى پُر از مى را
بر چينههاى ستاره چيدهاند،
هوا خوش است و كلمات،
همه كلمات از هر چه گفتنِ بوسه آزادند!
#سيدعلى_صالحى
-➣ @kellck
حالا تو هی ناز بفروش تا دل خریدار باشد!
کارت گرفتهاست انگار! خوب است! بازار باشد!
طفلک دلم دیر فهمید، چشمی که اینگونه زیباست
حق دارد ارث پدر را، از من طلبکار باشد!
خوب است اگر چند روزی، اینقدر زیبا نباشی
بگذار آیینه گاهی، از کار بیکار باشد!
دور از تو حالم چگونهاست؟ آشفته، درهم، پریشان!
گیسویت از قصهی من، باید خبردار باشد!
خوبی! بدی! هرچه هستی! باعث شدی بعد عمری
جانم که لبریز غم بود، از عشق سرشار باشد
#علیرضانورعلیپور
-➣ @kellck
به تو دل ندهم به که دل بدهم؟!
تو بگو چه کنم،دلتنگم...
نه کنار توام...نه قرار توام!
نه برای خودم،میجنگم...
آه از این بی خوابی...از عمری بی تابی
این بوده تقدیرم...
روزی از فرداها...شاید در رویاها
دستت را میگیرم...
دستم را بگیر...چشمت را ببند
با من گریه کن...همراهم بخند
عمر رفته را رها کن...
تو فقط مرا صدا کن...
اشکم را ببین...غرق بارانم
هم پر از دردم...هم پریشانم
عمر رفته را رها کن
تو فقط مرا صدا کن
" دستم را بگیر "
همه باور من...رخ دیگر من
که میان دلم پنهانی...
تو بگو دل من...همه حاصل من
که تو درد مرا میدانی...
دستم را بگیر....چشمت را ببندد
با من گریه کن...همراهم بخند
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی، ما سالها عادت کردیم که اکبر عبدی را روی پوسترهای جلوی سینما ببینیم. حالا خبر درگذشت این بازیگر بعد از تحمل یک دوره بیماری رسیده. بازیگری که بدون او نمک سینمای ایران کم است... اکبر عبدی بزرگترین کمدین تاریخ سینمای ایران درگذشت، بازیگری که حقیقتاً به ذات بازیگر بود و درون هر نقشی قالب باورپذیر برای چشم مخاطب میگرفت و این بزرگترین ویژگیه که یه بازیگر میتونه داشته باشه
-➣ @kellck
روحش شاد و یادش گرامی🖤
آهندل خودشیفتهی کافر مغرور
دور است که یادی کند از عاشق مهجور ...
میگفت: در این شهر، که دلباختهام نیست؟
آنقدر که محبوبم و آنقدر که مشهور
گفتم که تو منظور من از اینهمه شعری
مغرور، نگاهی به من انداخت که: منظور؟!
من شاعر دوران کهن بودم و آن مست
آمد به مزار من و برخاستم از گور
بار دگرش دیدم و در نامه نوشتم:
نزدیک رقیبانی و میبوسمت از دور ...
بر عاشق دلنازک خود رحم نکردی
آهندل خودشیفتهی کافر مغرور!
#سجاد_سامانی
•➣ @kellck
این چشم غره های پدر از چیست
مادر
من اشتباه نکردم که
تا چند حرف توبه و استغفار
عاشق شدم
گناه نکردم که
اندوه او نمی رود از یادم
من تا همیشه با غم او شادم
جز عمر خود که هدیه به او دادم
عمر از کسی تباه نکردم که
گفتی نظر خطاست قبول اما
مه رو اگرچه دور و برم کم نیست
هرگز من فک زده جز آن ماه
سوی کسی نگاه نکردم که
من قصه ی شبانه نمی گویم
بیهوده عاشقانه نمی گویم
می خواهمش که شعر و غزل گفتم
دفتر فقط سیاه نکردم که
این چشم غره های پدر از چیست
امشب سر نماز دعایم کن
اما مخواه توبه کنم مادر
عاشق شدم
گناه نکردم که ...
-➣ @kellck
#علیرضانورعلیپور
•➣ @kellck
راستی هیچ میدانی من در غیبت پر سوال تو
چقدر ترانه سرودم
چقدر ستاره نشاندم
چقدر نامه نوشتم که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید؟!
رسید، اما وقتی
که دیگر هیچ کسی در خاموشیِ خانه
خواب بازآمدن مسافرِ خویش را نمیدید.
در غیبت پر سوال تو
آشنایان آن همه روزگارِ یگانه حتی
هرگز روشناییِ خاطرات تُرا بیاد نیاوردند.
در غیبت پر سوال تو آن انار خجسته بر بال حوض ما خشکید.
در غیبت پُر سوال تو عقربههای شَنگِ بیبازگشتِ هیچ ساعتی
به ساعت شش و هفتِ پسینِ پنجشنبه نرسید.
حالا که آمدی، آمدی ریرا!
پس این همه حرفِ نامنتظر از رفتن بیمجال چرا؟!
#سیدعلی_صالحی
•➣ @kellck
... و تنهایی
کلمات بی خانمانی هستند
که از چشمان من
بر هیاهوی کوچه می چکند
در حالیکه عابران
بی آنکه از سنگینی سکوتِ پشت پلک هایم آگاه باشند
- آرام و سبکبال -
روی انبوهی از این ستاره های خاموش
قدم می زنند.
#سیاوش_خاکسار
من دلم برای آن شب قشنگ
من دلم برای جادهای که عاشقانه بود
آن سیاهی و سکوت
چشمک ستارههای دور
من دلم برای او گرفته است ...
#محمدرضا_عبدالملکیان
•➣ @kellck
نبودنت
نقشه ى خانه را عوض كرده است
و هرچه مى گردم
آن گوشه ى ديوانه ى اتاق را پيدا نمى كنم
احساس مى كنم
كسى كه نيست
كسى كه هست را
از پا درمى آورد
-➣ @kellck
#گروس_عبدالملكيان
همه میدانند من سالهاست چشم به راهِ کسی،
سرم به کارِ کلماتِ خودم گرم است.
تو را به اسمِ آب،
تو را به روحِ روشنِ دریا،
به دیدنم بیا...
مقابلم بنشین...
بگذار آفتاب از کنارِ چشمهایِ کهنسالِ من بگذرد...
من به یک نفر از فهمِ اعتماد محتاجم،
من از این همه نگفتن بی تو،
خستهام،
خرابم،
ویرانم...
-➣ @kellck
#سیدعلی_صالحی
