رواق غزل معاصر
前往频道在 Telegram
💖درود. خجستگی و مانایی رواق غزل با حضور ۱۳۰۰+ غزلسرای معاصر، به بود و همراهی تو پیوسته است. برای آشنایی با رواق، #باشندگان و برای نام شاعران، #نمایه را جستجو کن. در پناه دلت شاد زی @sharar_atash Insta: @kourosh_atash
显示更多1 780
订阅者
+124 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
1 780
@Ghazalkhanee
نشستهام به تماشای شعلهور شدنت
فدای سوختنت، خاک من! فدای تنت!
فدای این همه بغضی که در گلو داری!
فدای این همه داغ نشسته بر بدنت!
هزار باغ گل از صدهزار جای جهان
فدای خندهٔ یک غنچه، گوشهٔ چمنت!
چطور چشم به چشمت بدوزم؟ ای همه اشک!
که بستهای لب و در خون نشسته پیرهنت
غمت به جانم و دردت به سینهام، مادر!
سفید شد سرم از فکر باغ یاسمنت
حصار دامنههای تو، استخوانهایم!
که باد دست نیازد به دشت یا دمنت
...
طمع مدار که بالا بگیرمت، ای سر!
اگر به خاک نیفتی به خاطر وطنت
#پانته_آ_صفایی
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
جهان گهوارهای خالیست دستِ مادر اندرها
که خوابِ طفل میلرزد در آن از چشمیِ درها
هنوز انسان درونِ آینه انسان نمیبیند
چه سود از آمدنهای شما قوم پیمبرها؟
عدالت، خانهای سنگیست بر در هر چه میکوبی
کسی پاسخ نمیگوید زبان بستهست این درها
نپرس از مرگ، از غلتیدنِ در خون چه میخواهی
بپرس از دستهای زخمی و خونین مادرها
زیاندیدهست انسان هر کجا که روبهرو گشتند
اَبَرمردانِ قدرتها به جنگِ نابرابرها
#مینا_سراوانی
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
به چشمهای تو در شامِ انتظار درود
به بوسههای تو در ساعتِ قرار درود
به شب که عطر تو را در هوا پراکنده
به عشق در شبِ پرشورِ انتظار درود
نباف خرمن مو را شبی که پیش منی
به طُرّهطُرّهی آن مویِ تابدار درود
بهار با تو برایم بهار شد، پس از این
به هر بهار سلام و به هر بهار درود
همیشه خوبترین کار، بوسه بر لب توست
به خوشترین هنرِ آفریدگار درود
من اهل ساعتِ پایانی و عمیق شبم
به آن حوالی پرشور و رازدار درود
جهان بدونِ تو یک اتفاقِ نازیباست
تو را که جان و جهانِ منی هزار درود...
#ناصر_حامدی
@naserhamedi
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
اگر شب رفتنی شد، صبحِ آزادی نیامد چه؟
اگر ضحاک ماند و کاوهی شادی نیامد چه؟
در آن حجله که با خون هزار عاشق مزین شد
عروس بخت حاضر بود و دامادی نیامد چه؟
خدای خوب مظلومان، خدای ظالمان هم هست
اگر داد از خدا خواهیم و امدادی نیامد چه؟
اگر این چند سالِ دادخواهی با جناب حق
فرشته گفته باشد هیچ فریادی نیامد چه؟
در این خشکیده باغِ هرزهخویِ باغبان پرور
اگر هرگز بشارتهای آبادی نیامد چه؟
فلک را گیرم آوردم برای لقمهی نانی
مه و خورشید و ابر آماده شد بادی نیامد چه؟
کلانکوهیست بدبختی، که باید از میان برداشت
اگر از صلب مردان مثل فرهادی نیامد چه؟
رهایی را به لطف حضرت صیاد میخواهیم
اگر در دام او ماندیم و صیادی نیامد چه؟
اگرهای فراوانیست لیکن من نمیدانم
اگر پشت بلوغ مرگ، میلادی نیامد چه؟
#احمد_جم
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
دلم در آتش افتاده، جهانم رو به ویرانیست
لبم خاموش و چشمم تر، درونم فصلِ طوفانیست
به هر کس دل سپردم، حاصلش شد زخمِ جانفرسا
در این بازارِ بیرحمی، وفا یک قصهٔ فانیست
پناه آوردم از دنیا به کنجِ خلوتِ خویشم
گریزان از جهان گشتم، دلم در خویش زندانیست
چنان از خویش و از دنیا بریدم، وز همه خسته
که گویی سهمم از دنیا، شبِ سردِ زمستانیست
ولی در عمقِ این شب، شعلهای در سینهام باقیست
که پایانِ سیاهیها، همیشه صبحِ نورانی ست
#نازنین_نوری
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
چگونه برده دلم را که من حواسم نیست
چرا کسی که در آیینه میشناسم نیست..؟!
گذشت و اشکِ مرا پشتِ سر ندیده گرفت
در این زمانه کسی فکر التماسم نیست
قمار عشق زدم، باختم تمامم را...
رقیب هست، دلم هست، جفتِ تاسم نیست!
سپردهام به غزل حرفهای قلبم را
نشانی از منِ سابق، در انعکاسم نیست
به باد رفته چنان تار و پودِ احساسم
که هیچ جلوهای از عشق بر لباسم نیست
به غم سپردهام این روزها جهانم را
بغل بگیر مرا، از کسی هراسم نیست....
#مهدیه_آزاد
@mahdiyehazad19
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
در پسِ پنجره از دوریات ای یار هنوز
لبم آهسته رود بر لبِ سیگار هنوز
در دیارِ دف و نی با تلی از خاطرهها
میکنم یادِ تو با زمزمهیِ تار هنوز
جانم از دوری تو روی لبم آمد و تو
ندهی ثانیهای وعدهیِ دیدار هنوز
بیخبر رفتی و من از غم تنها شدنم
میروم با دل پُرغصه کلنجار هنوز
مثل آیینه به دنبال خودش میکشدم
سایهات روی در و بر تن دیوار هنوز
گفتمت شاعر دیوانهی چشمان توام
نظری هیچ نداری به من انگار هنوز
شاید ای دخترِ شرقی تو ندانی که منم
خسته از فلسفهیِ نیچه و اِدگار هنوز
شک ندارم عسلم در پسِ پرچین غزل
همچنان دل ببری با گلِ رخسار هنوز
#علی_قیصری
@Asalpoem
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
باران، خیابان، خاطراتی خیس و سحرآمیز
با آسمانی مهگرفته... کوچههایی لیز
یک کافه در بنبستِ پیری کور و متروکه
خالیِ «جای تو» کنار صندلی و میز
طعم رُژت، لبخند چشمانت... پل فردیس
یک جشن کوچک در ترافیکی شگفتانگیز!
میدانِ اسبی را سوارِ اسب رویاها
پرواز تا بام کرج... تا اوجِ رستاخیز
سمبوسههای بیسوسیسِ شاهعباسی!
دلخوش به شادیهای بیاندازه و ناچیز
با هم دویدن در خیابانهای گوهردشت
آن بوسههای دزدکی در سینما ساویز
از غربت دیوار زندان رجاییشهر
با گریه رفتن یادِ زنبقهای حلقآویز
شبها کنار «بامداد» و قبرِ «گلشیری»
با شعرخواندنهای در آغوش هم لبریز
◼️
هر گوشه از اینشهرِ خسته ردّپای توست
چیزی شبیه برگها در خاطرِ پاییز...
#مهدی_خدابخش
@mahdikhodabakhsh_61
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
باغ پائیزی گرفته رنگ و بوی تازهای
باد، دارد با درختان، گفتگوی تازهای
روبروی من، به جای آینه بنشین کمی
تا بخواند این قناری با گلوی تازهای
تاری از زلفت بده با سوزن مژگان به من
تا کنم زخم غرورم را رفوی تازهای
یک شهاب افتاد، گفتی: آرزو کن! گفتمت
تا تو را دارم ندارم آرزوی تازهای
٭٭٭
بیم مردابی شدن در هر حبابم خانه داشت
تا رساندم چشمهی خود را به جوی تازهای
جامهی چرکین به تن تا چند، مانند کلاغ؟
مثل قو در برکه باید شستشوی تازهای
«عالمی دیگر بباید ساخت، و ز نو آدمی»
از کتابی کهنه میآید چه بوی تازهای
از همان تاکی که آدم چید در باغِ بهشت
از شراب کهنهاش، خواهم سبوی تازهای
دل گرفت از این ملالستان تکراری «غروب»!
میکنم جا؟ از همین فردا به کوی تازهای
#جعفر_درویشیان (غروب)
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
من گلفروش فالبهدستِ چهارراه
او تا همیشه دستهگلی روی تخت ماه
من بختِ تیره در دل پیراهنی سفید
او چشمِ سبز در پس یک عینکِ سیاه
من عاشقی که منتظر یک اشاره است
او دختری که میل ندارد به اشتباه!
در صفحهای که زخمیِ باران نقطههاست
من آیِ بیکلاهم و او آیِ باکلاه
هنگام گلخریدنِ از من، به جای من
با شیطنت به ساعت خود میکند نگاه
فکر غریبیِ سر من نیست دامنش
هرچند داده است به گنجشکها پناه
در مهربانیاش همه با هم موافقند
اما نمیرسد به من از او به غیر آه
شاکی نمیشوم که دهان باز میکند
حتی به نفع گفتهی او میز دادگاه
پشت چراغقرمز لبهاش _ای دریغ _
امروز هم به حسرت یکبوسه شد تباه
شب شد، دوباره خلوتمان پا گرفته است
گلهای رنگرفته و من در چهارراه
#سعید_مبشر
@saeid_mobasher_71
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
با-غم... کنار فرصت سرخ انارها
درگیر با تمام قرار و مدارها
بر روی هرچه رفته" Flash back" زدم عزیز!
رد میشوند خاطرهها چون قطارها
اینجایِ شعر ما وسط کوپهی شبیم
مهتاب و بید و باد و گَزشهای خارها
گنجشکهای بوسه که بر شاخهی لبت
لبهای من که قوش... که چون شبشکارها
حالا کسی به غیر مَنَت بوسه میزند
(آقای ماه از وسط شاخه سارها!)
مویت شبیه مرتع خشخاش، نشئهزا
تو رفتهای و من که شبیه خمارها-
(پک می ژنم به نام تو ای ژن... ژنی که دور...
دارم فشیل میشومت توی غارها
یک روژ میرَشی که مرا جُشتجو کنی
افشوش اینکه گم شدهام در مژارها)
از خواب میپرم منِ داراترین قبل
حالا ندارمت که شبیه ندارها...
#رضا_علی_اکبری
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
چون خدا دلتنگیاش گُل کرد، آدم آفرید
مثل من بسیار، اما مثل تو کم آفرید
دست کم، از من هزاران شاعر چشمان تو
دست بالا، از تو یک تن در دو عالم آفرید
ریخت در پیمانهام روز ازل از هرچه داشت
دید مقداری سرش خالیست، پس غم آفرید
زشت و زیبا، تلخ و شیرین، تار و روشن، خوب و بد
خواست ما سرگرمِ هم باشیم، درهم آفرید
من بد و زشتم، تو اما خوب و زیبا، باز شکر
لااقل ما را برای هم نه، با هم آفرید
در هوای عشق من را خلق کرد، اما تو را
دید من هم عاشقی را دوست دارم، آفرید
#محمدحسین_ملکیان
@faraz_malekian
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
بنای عشق ما را وصل مستحکم نخواهد کرد
دلت را پارهای کاغذ به من محرم نخواهد کرد
تو و غم هر دو همپیمان من هستید و میدانم
تو ترکم میکنی یک روز، اما غم نخواهد کرد
اگر از کوه رودی میشود جاری ملالی نیست
که گریه از غرور مرد چیزی کم نخواهد کرد
بیا با غنچهای زخم زمستان را مداوا کن
یقین دارم که کار بوسه را مرهم نخواهد نکرد
تبر تا آخرین ضربه نفهمید این حقیقت را
که غیر از ریشه چیزی ساقه را محکم نخواهد کرد
اگر چه قامتش خم میشود این مرد بعد از تو
ولی هرگز برای هیچ کس سر خم نخواهد کرد
#مهدی_دهاقین
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
چهام...؟! خطوطِ غمی رویِ صورتِ پدرم
و ابرِ گریۀ مادر حوالیِ سحرم
چهام...؟! غبارِ نشسته به چشمهایِ جهان
کجاست مرگ... که ننگی به قامتِ بشرم
بهجز شکست چه بوده نصیبم از بودن؟
منی که ابراهیمِ شکسته از تبرم
گلوله میتپد انگار جایِ دل در من
چهقدر جنگ درونم بهپا و بیسپرم
اگرچه پرت شدم زیرِ پنجههایِ زمین
سقوط سایه کشانده هنوز پشتِ سرم
بهجز سیاهیِ مطلق ندیدهام چیزی
بهجز چراغِ شکسته نبوده دُور و برم
بهجبر کوهم و هرگز ندیدهاست کسی
چهگونه غرق شدم در گدازه تا کمرم
چه بود زندگیام...؟! خوابِ بد
دلم میخواست ـ
ـ پرنده باشم و از خواب زودتر بپرم...
#لیلا_کریمی
@leilla_karimi
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
پس چرخِ گردون بر سرِ پیمان نمیماند
احوال دنیا دم به دم یکسان نمیماند
با خندههای زورکی، لرزیدن دستت
از چشمهای مادرت پنهان نمیماند
آن دختر زنبقفروش، آن طفل بازیگوش
چندیست دیگر بر سر میدان نمیماند
اکنون مرا دریاب! فردا سر به سر از من
جز پاره سنگی کنج قبرستان نمیماند
هر چند قصر با شکوه آرزوهایم
بعد از تو ویران شد ولی ویران نمیماند
ای دانهی ناکام! این اقلیم بیحاصل
تا جاودان در عصر یخبندان نمیماند
یک روز می آید که دیگر هیچ انسانی
بازیچهی دست خداوندان نمیماند
هر صورتی در محتوایش هضم خواهد شد
جز چرمی از شلاقِ زندانبان نمیماند
موج صدا از میلهها رد میشود، آری!
فریاد کن! فریاد در زندان نمیماند
#محمد_اسلامی
@sakarate_harf
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
ما را گَزیده گزمهی چشمان زنگیات
مبهوت کرده رندی خاصت، زرنگیات
امن است جز برای دل من، که میدود
آهو میان چشمهی چشم پلنگیات
بر ابرهام مژدهی رنگینکمان توست
در خوابهای نقرهایام عکس رنگیات
فواره باش، در بغل چشمهها نجوش
بگذار تا که اوج بگیرد قشنگیات
ترکیب تازهایست که ویران کند مرا
چشمان شرقی تو نگاه فرنگیات
زیباست هر چه خلق شده در وجود تو
الا زبان تند، به جز قلب سنگیات
#نفیسه_نعمتی
@nafisehnemati_poem
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
رد جنونِ گمشدهی کیست بر تنم؟
در آینه، اسیر زمانهست؟ یا منم!؟
خلوتنشین شدم به طریقی که سالهاست
با پیرمردِ داخل آیینه دشمنم
بگذار گریه مرهم دردم شود کمی
وقتی که خو گرفته سیاهی به میهنم
مثل ستارهایست که نوری به شب نداد
فرقی نداشت بودن من با نبودنم
اینبار دست پر به ملاقات من بیا!
ای مرگ! با طناب بیا دور گردنم
#احسان_محمودی
@ehsanmahmoudi361
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
بیخیالت سر نکردم، بیخیالم سر نکن
خواب را در چشمهای خستهام باور نکن
اختیارت را به دست باد جادوگر نده
پیشِِ مردم زلفهایت را پریشانتر نکن
امر کن تا بر لبِ سرخِ تو عاشقتر شوم
نامسلمانا! لبم را نهی از منکر نکن...
عمرِ بودن با تو کوتاه است، همچون عمر گل
نازک انداما! گلِ عمرِ مرا پرپر نکن
دیدی و چیدی و بوییدی و دور انداختی
آنچه کردی با دل من، با دل دیگر نکن
شعر گفتی، راز ما را فاش کردی پیشِ خلق
گفته بودم حرف دل را راهیِ دفتر نکن
شب گذشت و خواب، چشمانِ تو را از من گرفت
گفتمت عادت به داروهای خوابآور نکن!
#ناصر_حامدی
@naserhamedi
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
از دستِ همه_ دشمن و همراه_ کشیدم
سیگار هم از بیکسیام گاه کشیدم
دنبال مسیری که مرا ترک کند بود
با دستِ خودم گریهکنان راه کشیدم
او رفت و ندید اشکِ دمِ مشکِ دلم را
او رفت و فقط پشتِ سرش آه کشیدم
نور از تنِ من رفت و به خونِ جگر آن شب
در صفحهی تاریکِ دلم ماه کشیدم
صحرای غمَم قافلهی عشق ندارد
من یوسفِ خود را خودم از چاه کشیدم!
#محمدمهدی_مهدوی_فر
@Ghazalkhanee
1 780
@Ghazalkhanee
از دفتر نقاشی من، رنگ پریدهست
جز خط سیاهی به دل صاف ندیدهست
در شرح پریشانی من واژه کم آمد
نقاش ازل بخت مرا تیره کشیدهست
من شاخهی خشکیدهی محکوم به مرگم
پیوند میان من و او را که بریدهست؟
حق دارد اگر در همهی عمر بلرزد
دستی که به دامان حبیبش نرسیدهست
آوارهی صحرای جنون میشد و وهمش
هر کس ز سراب لب او بوسه چشیدهست
درد است به عشقش بنویسی غزل آنوقت
با طعنه بگوید: که ندیده... نشنیدهست...
در راستهی نازفروشان همه گفتند
والله کسی ناز در اینحد نخریدهست
از منحنی قامتم ایراد نگیرید
این داس از اندوه چمنزار خمیدهست
#ناصر_فضایلی
@Ghazalkhanee
