ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

ای‌لیا

ای‌لیا

前往频道在 Telegram

دو خط چایی یک فنجان خاطره ... و خاطره ای که دیگر نیست.

显示更多
1 440
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-330 天
帖子存档
+ راحت میتونی نفس بکشی؟ - آره! + راحت میتونی غذا بخوری؟ - آره!! + راحت میتونی بری توالت و شکمت رو خالی کنی؟ - آره، خب که چی؟ + یه سری آدم نمیتونن. به خودت سخت نگیر. @yekbashar

به زنها باید گفت یادشان آورد که بودنشان حال زمین رو خوب می‌کند. #ای_لیا @yekbashar

برای خودتون استاندارد داشته باشید، یک سری اصول داشته باشید، یک سری خط قرمز، با مزخرفات فضای مجازی خودتون رو مقایسه نکنید، باور کنید اگر کمتر توی فضای مجازی باشید بخشی از حال بدتون(اصلن ۵ درصد) کمتر میشه. آدمی که اصول نداره و نه نمیگه زود داغون میشه. فرسوده میشه. دم دستی میشه. @yekbashar

زن یک قاشق از چای خشک را ریخت توی قوری، نگاه کرد داخل قوری، یک قاشق دیگر ریخت، آب جوش را باز کرد، گوشه‌ی پنجره را باز کرد، سرما دوید توی آشپزخانه، قوری را روی کتری گذاشت، تکیه داد به کابینت، کف دست راستش را نگاه کرد، زنی توی مترو گفته بود خط عمرش بلند است، سرما پیچید دور تنش. #از_میان_همینطوری‌های_روزانه @ywkbashar

‏خسته‌ایم، رنج می‌کشیم ... عادت می‌کنیم. #ای_لیا @yekbaahar

یک تکه از کیک هویج رو با چنگال برداشتم و گرفتم سمتش، چنگال روا از دستم گرفت و گذاشت توی دهنش و آرام لبهاش رو روی چنگال قفل کرد و چنگال را بیرون کشید و لبهاش رو غنچه کرد و لبخند زد و چشمهاش شبیه خط شد، چنگال رو گذاشت توی ظرف کیک و فنجان قهوه رو لب زد، رژ صورتی کالباسی ماسید روی لبه فنجان، فنجان رو گذاشت روی میز، دست راستش رو دراز کرد و گذاشت روی دست چپم، دست کشید روی ساعت و گفت: این ساعتت رو دوست دارم، مثل خودت اصالت داره. نگاه میکردم توی چشمهاش، ته چشمهاش شبیه حفره بود، حفره‌ای به بی نهایت، ته نداشت، لبخند زدم و گفتم میدونی تمام این جهانی که ما توش هستیم داخل چشم یک بچه‌ست که داره با شنهای ساحل بازی می‌کنه. خندید، اینبار دندانهایش پیدا شدن، گفت فیلسوف شدی؟ حوصله‌ای داری ها! دوباره فنجان قهوه را برداشت، نگاه کردم به فنجان، بعد بالاتر توی چشمهایش، خوشگل بود، قشنگ بود، طره موهایش آویزان بود، لیوان دمنوش را گرفتم توی دستهایم، نگاه کردم به ترکیب بهار نارنج و لیمو توی لیوان، دست دراز کرد سمت سرم، گوشم را نوازش کرد و بعد گفت زندگی اونقدر که تو توش گیر کردی پیچیده نیست، برای مساحت مستطیل طول رو ضربدر عرض کن از انتگرال استفاده نکن. م شد طرف من و بالای گونه‌ام نزدیک چشمم را بوسید. #از_میان_همینطوری‌های_روزانه @yekbashar

آدمی بی‌آنکه بداند کسی را دوست دارد شبیه هیچکس #ای_لیا @yekbashar

پشت وانت نوشته بود: با کسی باش که بخاطر دوست داشتنت برات گل میگیره نه معذرت خواهی. @yekbashar

گاو رو ببرن قصر باز هنوز گاوه، آدم دوزاری رو هم بذاری توی بنز هنوز دوزاریه. اصالت توی وجود آدم باید باشه نه ظاهرش. @yekbashar

زندگی چای است سرد می‌شود در میان مرور خاطرات. #ای_لیا @ywkbashar

چند تا نکته ساده: ۱- اگر رابطه خوبی دارید، اگر زندگی خوبی دارید، اگر حالتون خوبه از شبکه های مجازی فاصله بگیرید، رابطه و زندگی و حال خوبتون رو توی مجازی منتشر نکنید، به دوست و آشنا نگید. خودتون میدونید کافیه. ۲- اگر کار و برنامه ای رو شروع کردید به کسی نگید، حتی اگر به نتیجه رسید باز به کسی نگید. خودتون لذتش رو ببرید، تهش به پدر و مادر و پارتنر و همسر بگید. ۳- آدمها از موفقیت من و شما خوشحال نخواهند شد، چرا؟! نمیدونم والا شاید چون ما آدمها ذاتن حسود هستیم و بیشترمون نمیتونیم کنترلش کنیم. ۴- ما آدمها از توجه دیگران لذت میبریم، مجازی این رو با لایک و ایمپرشن به ادمها میده، توجه هایی که بیشارش فیک هستن. پس روی زندگی خودت تمرکز کن، موفقیت رو برای رضایت خودت بدون نه دیگران، دیگران در بهترین حالت فقط لایک می‌کنن دردحالیکه درونشون پر از نفرته. مجازی رو بیخیال شو. ۵- روتین های زندگی حتی کوچک مثل ۱۰ دقیقه کتاب خوندن ولو بی نتیجه نظم رو به زندگی برمیگردونه، نظم باعث تمرکز میشه و بعنوان کاتالیزور برای موفقیت عمل می‌کنه. ۶- صبح از خواب پاشدی همون ۴ حرکت کششی و نرمش روتین که توی مدرسه سر صف انجام میدادیم رو انجلم بده. ۷- آب باعث کاهش سر درد، روشن شدن پوست و کارکرد مناسب سیستم گوارش میشه، علت بیشتر اعصاب خوردی ها و تنشها کمبود آب در بدنه. ۸- یک دفترچه یادداشت داشته باش و هربار دچار اضطراب و استرس شدی هرچی توی مغز و ذهنت هست روش بنویس، حتی اگر فکر می کنی با تانک باید از روی کسی رد بشی، ذهنت مرتب میشه. هرچند این با تانک رد شدن یا کارهایی مثل این رو ننویسی بهتره چون مستند میشه و بر علیه خودت استفاده میشه! 😅 ۹- بیشتر این آیفون ۱۷ و ۱۸ و یا چیزهایی مثل این که توی مجازی میبینی فیک هستن، بیشترش نمایشه، تقریبن اکثر آدمها توی زندگی واقعی مثل خودت هستن، با همین مشکلات و گرفتاری های روتین زندگی، باطن زندگی خودت رو با ظاهر فیک زندگی بقیه مقایسه نکن. ۱۰ - مقایسه قاتل خوشبختیه، اینکه ظاهر فیک زندگی بقیه رو که دارن توی مجازی نشون میدن فکر کنی واقعیه. البته تو عاقلتر از این حرفها هستی که باور کنی. ۱۱- سلامتی شما و ارزوهای خوب برای شماها که دارید تلاش می‌کنید و بهترین سعی و تلاشتون رو انجام میدید. ❤️ @ykbashar

+ بهش گفتم برو، اونم رفت! - پس خودت خواستی بره، چرا ناراحتی؟ + بعضی بروها یعنی بمون، یعنی بشین همینجا و چیزی نگو ولی بمون ... بمون و نگاهم کن. - اگر عاشقت بود می‌موند. @yekbashar

یک جایی توی زمان چیزهایی منجمد شده‌اند، مثل یک پیام از کسی که دوستش داشته‌ایم، یا یک صبح زود که توی خیابان فاطمی میرفتی نرسیده به میدان خورشید از پشت دماوند طلوع می‌کرد، یا یک ملاقات شیرین و حرفهایی که فرکانس درونت را روی موج درستی تتظیم کرده بود، یک چیزهایی توی زمان منجمد میشوند و گاهی یادت می‌آید، بوی آشنایی توی ذهنت رها میشود، سینه‌ات فشرده میشود، چشمهایت را می‌بندی ... زمان متجمد شده است. #از_میان_همینطوری‌های_روزانه @yekbashar

برگشت گفت: خونه‌ای که حالش خوبه بوی زن و غذا میده. گفتم یعنی زن بشینه توی خونه فقط غذا بپزه؟ گفت نه! نمیدونم چطور بگم، سر راستش میشه اینکه زن به خونه رنگ میده. از فلاسک استیل قدیمی پدرم دوتا چای ریختم توی لیوان کاغذی، یک جایی توی جاده ملایر زده بودیم کنار. برف سفید کرده بود همه‌جارو، نگاه کرد به ساعش و گفت ظهر میرسیم کارخونه، گفت میشینی پشت فرمون؟ گفتم با این چشما؟ نمیتونم. لیوان رو گرفت توی دستش نگاه کرد، بخار از روی لیوان بلند میشد و یک جایی توی هوا گم میشد، هورت کشید، پرسیدم دختره چی شد؟ نگاه کرد به ته‌مانده چای توی لیوان، روی پاهاش نشست، ته چای رو خالی کرد روی برفها، حفره قهوه‌ای رتگی روی برف باز شد، گفت: خیلی خوبه، خودت گفتی بهم خیلی زنه یادته؟ اولین بار که عکسش رو نشونت دادم و گفتم چطوره فقط تو گفتی خیلی زنه، هرکی دید گفت خوشگله فقط تو گفتی خیلی زنه، دلم قرص شد، امشب برگشتیم میبرمش بیرون، میخوام بگم تو زنی هستی که قراره به خونه‌ام رنگ بدی. لیوان خودم رو پر کردم، گفتم بریزم؟ گفت نه! رفت جلوی ماشین، تکیه داد، از توی پاکت سیگاری گذاشت لای لبهاش، روشن نکرد، برگشت طرف من و گفت: چند ساله ترک کردی؟ ۲۰ سال؟ گفتم ۲۱ سال و ۳ ماه، روزش رو دیگه یادم نیست. گفت منم باید ترک کنم، سیگار رو گذاشت توی پاکت، نشست توی ماشین، استارت زد، هوا سرد بود و نبود، آسمون آبی و زمین برفی منظره غریبی بود، چای رو خوردم فلاسک رو برداشتم نگاه کردم از توی شیشه عقب دیدم داره با گوشی حرف میزنه، برگشتم تکیه دادم به صندوق، نگاه کردم به ته اتوبان، جایی که میرفت بین تپه‌ها و گم میشد. #ازمیان_همینطوری_های_روزانه #روایت @yekbashar

Repost from کافی کتاب
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ، ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمیکرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم ...  احمد شاملو #شعر #کافی_کتاب @kafiketab

یکی از نمادهای جذابیت محترم بودنه و همراهش تواضع. @yekbashar

🎹🎙🎼 Time Hans Zimmer #موزیک @yekbashar

Repost from ای‌لیا
یک روز بلند میشوی و میبینی تبدیل شده ای به خاطره ای در ذهن آدمها, از آن بالا که می افتی از بین ابرها که میگذری, چشمی شاید نگر
یک روز بلند میشوی و میبینی تبدیل شده ای به خاطره ای در ذهن آدمها, از آن بالا که می افتی از بین ابرها که میگذری, چشمی شاید نگران تو را دنبال کند! #ازمیان_همینطوری_های_روزانه اینستاگرام من iliya.7 ** این مطلب برای ۱۰ سال پیشه، توی اینستا گذاشتم و اینجا هم منتشر کردم الان هم دارم این توضیح رو زیرش اضافه می‌کنم، چند ماهی هست اینساگرام رو بستم، فیسبوکم رو هم پارسال بستم، توییترم رو هم احتمالن همین روزا میبندم. میمونه فقط همین یک کانال تلگرام، تقریبن هرچی توی این ۲۰ سال نوشتم اینجاست. شماهایی که تمام این سالها خوندید. ارادتمندم ❤️ علی @yekbashar

اونجای زندگی رو دوست دارم که بارون میزنه، هوا ابره، آسمون بخاطر ابر تاریک روشنه، توی یکی از جاده‌های جنگلی شمال مثلن امام‌زاده ابراهیم شفت رانندگی می‌کنم و یادم میاد که آرامش همین لحظه‌ست. @yekbashar

باران شست تنهایی خاک نشسته بر دیوار را #ای_لیا @yekbashar