ch
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

前往频道在 Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

显示更多
941
订阅者
+124 小时
+57
+2430
帖子存档
دردت به جانم این ماه برای خانه کم است خودت بتاب! #افشین_صالحی @delnote

🎵”Castle in the sky theme piano” #Joe_Hosaishi #Instrumental @delnote

هر صبح، مثل یک آیین، پرده‌ها را کنار می‌زدم و به حیاط نگاه می‌کردم. گنجشک‌ها روی شاخه‌ها جیک‌جیک می‌کردند، و من با قهوه‌ام کن
هر صبح، مثل یک آیین، پرده‌ها را کنار می‌زدم و به حیاط نگاه می‌کردم. گنجشک‌ها روی شاخه‌ها جیک‌جیک می‌کردند، و من با قهوه‌ام کنار پنجره می‌ایستادم، انگار این کارهای کوچک می‌توانستند روز را به چیزی قابل تحمل تبدیل کنند. اما در آن تکرار، چیزی در من منتظر بود، مثل پرنده‌ای که نمی‌داند چرا بال‌هایش را باز کرده است. از كتاب: زندگی عزیز #آليس_مونرو @delnote

رویایی که مرتب تکرار شود عین واقعیت است. من دیشب تو را بوسیده‌ام. رویا #مارک_شاگال ۱۹۳۹ @delnote

در زندگی، دیگر هیچ‌چیز را حس نمی‌کنم. نمی‌دانم چه سرم آمده. می‌توانی بفهمی؟ بی‌حسی به آنچه می‌گزَد. ‌‌‌ #مارینا_تسوِتایوا تو مثل من فردا دنیا آمدی، نامه به پاسترناک، ترجمه‌ی نهال تجدد @delnote

آغوش تو، آبادیِ من بود. #معین_دهاز @delnote

غمگین نباشید؛ چرا که خوشبختی می‌تواند از درون تلخ‌ترین روزهای زندگی شما، زاده شود. #استیو_جابز @delnote

♥️ ملاقات ما وقتی است که کسی ما را، با هم، در خواب ببیند. ‌‌‌ #مارینا_تسوتایوا @delnote

🎵"دختر خورشید" #علیرضا_قربانی @delnote

‏روزِ دختر به دختران و پسران، به مادران و پدران، به کودکان و نوجوانان و جوانان و میان‌سالان و عاقله‌مردان و زنان، به آسمان و
‏روزِ دختر به دختران و پسران، به مادران و پدران، به کودکان و نوجوانان و جوانان و میان‌سالان و عاقله‌مردان و زنان، به آسمان و نسیم و زمین و دریا و کوه و دشت، به شعر و موسیقی و نقاشی و نمایش و سینما و داستان، به غم و شادی، به شور و شیرین و تند و ترش، به شب و روز و به رنگ‌های صورتی و لیمویی و بنفش و مشکی و سرخ و آبی و موهایِ کوتاه و بلند و صاف و موّاج، مبارک! گوارایِ وجودِ جهان! #حسین_دهباشی #روز_جهانی_دختر @delnote

ما قرن‌ها پای وطن، پیدا و پنهان مانده‌ایم ما پای فرهنگی کهن، با نام ایران مانده‌ایم #افشین_یداللهی @delnote

♥️ یک روزی همه چیز را رها می‌کنم « یک روزی همه‌چیز را اینجا رها می‌کنم، دره‌ها، تپه‌ها، مسیرها، مرغ‌های جیجاق باغ‌ها، خروس‌های صحرایی، کشیش‌ها، آسمان و زمین، بهار و پاییز، راه‌های خروج، عصرهای آشپزخانه، آخرین نگاه عاشقانه، همهٔ مسیرهایی که به شهر ‌می‌رفتند و تنم را به لرزه می‌‌انداختند، گرگ و میش غلیظی که بر زمین می‌‌بارید، جاذبه، امید، افسون و آرامش را اینجا رها می‌کنم، عزیزان و نزدیکانم را رها می‌کنم، و هر چیزی را که تحت تأثیرم قرار داد، هر چیزی که هوش از سرم برد، مجذوبم کرد، متعالی‌ام ساخت، آدم‌های نجیب، خیرخواه، دلنشین و آن‌هایی را که زیبایی شیطانی‌ای داشتند رها می‌کنم، جوانه‌ها را که باد می‌کردند، هر تولد و هر وجودی را اینجا رها می‌کنم، فسون، معما، فاصله‌ها، خستگی‌ناپذیری‌ها و سرمستی از ابدیت را اینجا رها می‌کنم؛ برای این که این زمین و این ستاره‌ها را اینجا می‌گذارم و می‌روم، برای این‌که هیچ چیزی با خودم نمی‌برم، برای این که من به آنچه خواهد شد نظر داشتم، بنابراین به هیچ چیزی که اینجا هست نیازی ندارم.» #لاسلو_کراسناهورکای برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات، ۲۰۲۵ ترجمهٔ عباس پژمان @delnote

♥️ نبوغ همين است كه بگذارى ويران شوى تا فقط ذره‌ای از تو‌ باقی بماند و بعد، از دل دوام آن ذره جهانی نو پدید آید. #مارینا_تسوتایوا @delnote

🎵”Seventh Heaven” #Jon_Brooks #Instrumental @delnote

“مرا به کودکی شور آب‌ها برسانید. و کفش‌های مرا تا تکامل تن انگور پر از تحرک زیبایی خضوع کنید. دقیقه‌های مرا تا کبوتران مکرر د
“مرا به کودکی شور آب‌ها برسانید. و کفش‌های مرا تا تکامل تن انگور پر از تحرک زیبایی خضوع کنید. دقیقه‌های مرا تا کبوتران مکرر در آسمان سپید غریزه اوج دهید. و اتفاق وجود مرا کنار درخت بدل کنید به یک ارتباط گمشده پاک. و در تنفس تنهایی دریچه‌های شعور مرا بهم بزنید. روان کنیدم دنبال بادبادک آن روز مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید. حضور «هیچ» ملایم را به من نشان بدهید." بابل، بهار ۱۳۴۵ #سهراب_سپهری @delnote

🎵”عشق تو” #محمدرضا_شجریان تنظیم: فریدون شهبازیان سنتور فرامرز پایور @delnote

یکی دیگر از هراس‌های ما این بود که مبادا زندگی شبیه ادبیات از کار درنیاید. #جولین_بارنز @delnote

🎵 "گل یخ" خواننده و آهنگساز: #کوروش_یغمایی ترانه‌سرا: #مهدی_اخوان_لنگرودی سال انتشار: 1350 @delnote

♥️ کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودم برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد آفتاب دیدگانم سرد آسمان سینه ام پر درد می‌شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زد وه... چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ‌آمیز بودم شاعری در چشم من می‌خواند... شعری آسمانی در کنار قلب عاشق شعله می‌زد در شرار آتش دردی نهانی نغمهٔ من همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می‌ریخت بر دلهای خسته پیش رویم: چهرهٔ تلخ زمستان جوانی پشت سر: آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه‌ام: منزلگه اندوه و درد و بدگمانی کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم #فروغ_فرخزاد شعر: اندوه پرست دفتر شعر: دیوار @delnote

مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز! که گریه‌های من از شب بزرگتر شده است... #مهدی_موسوی @delnote