ch
Feedback
حرف حساب

حرف حساب

前往频道在 Telegram

کانال: علمی، آموزشی، تکنولوژی، اطلاعات عمومی، اجتماعی، روانشناسی، متافیزیک، ظهور، بیداری، مطالب مفید، عجیب و جالب کانالِ «عروج با فرازمینی‌ها» @UFOLogy1 بورس سهام تحلیل @BourseSahaam ارتباط با ادمین @UFOLogy1bot پاورقی @harfhesaab1

显示更多
318
订阅者
无数据24 小时
-17
-730
帖子存档
🔴ویژه برنامه متمم به اندیشه برتر: پشت پرده ۲ ✔️ترامپ و شوالیه‌های معبدی ✔️اپستین و ترامپ ✔️منافع چین و روسیه و انگلیس و اسرائیل در آینده سیاسی ایران ✔️هر اینفورمیشنی یک موشنی تولید می‌کند ✔️داده‌های رندوم پشت پرده ✔️ظهور مسیح در تمپلارها ✔️ماجرای درگیری روتشلیدها با ترامپ ✔️چرا انگلستان دنبال توافق آمریکا با ایران است ✔️منافع چین در الیگارشی ایران ✔️هدف انجمن Q ✔️پرونده اپستین 🌹از کانال خرد جمعی🌹

۰۵/۰۵/۰۵ در این روز قشنگ از خدا برات می‌خوام؛ الهی بشود هرآنچه در دل داری ...🤍

وای چرا!؟ آی چرا؟ یه گروه اقلیت هستند که با مغز خاموش و دهان باز سال‌ها بدون تغییر هستند... بعد از کودتای ۵۷ از تعامل با دنیا نفرت داشتند... بعد از جنگ ۸ ساله که دیگه دنیا با ما کاری نداشت، می‌خواستند ایدئولوژی‌شون رو با زور به همه دنیا صادر کنند و کاری کنند که توی چشم بیان... شروع کردند میلیارد‌ها دلار از جیب مردم توی هسته‌ای ریختند؛ ولی عایدی نداشت هیچی کلی هم تحریم شدیم جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه گفتند آی چرا شد!؟ بعد از آتش بس گفتند وای چرا شد!؟ بعد از تفاهم‌نامه توی خیابون گفتند وای چرا؟ الان کائنات گفته صلح رو دوست نداری پس بیا اینم بمب! ولی این‌ها فقط یک چیز بلدند: وای چرا!؟ آی چرا!؟

باورت بشه کسی هستی، باختی...!

نسبت «طلاق به ازدواج» از ۱۰ درصد در دهه پنجاه به حدودا ۴۰ درصد در سال‌های اخیر رسیده!

کشور ها با بالاترین «شاخص فلاکت» و مهم‌ترین عامل آن تا سال 2025
کشور ها با بالاترین «شاخص فلاکت» و مهم‌ترین عامل آن تا سال 2025

پاکستان بعد از تنش‌های اخیر: من دیگه با شما کاری ندارم؛ هر غلطی می‌خواهید بکنید 😁

آمریکا وقتی دید خط قرمز ایران، جنوب لبنانه، از جنوب ایران شروع کرد! ظاهراً مشکلی نیست...

مردی دو دختر داشت یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد. چندی بعد همسرش به او گفت: ای مرد! سری به دخترانت بزن و احوال آنها را جویا شو. مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد. دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده‌ایم اگر باران ببارد خیلی خوب است؛ اما اگر نبارد بدبختیم. مرد به خانه کوزه گر رفت. دخترک گفت: کوزها را ساخته‌ایم و در آفتاب چیده‌ایم. اگر باران ببارد، بدبختیم و اگر نبارد خوب است. مرد به خانه خود برگشت؛ همسرش از اوضاع پرسید... مرد گفت: چه باران بیاید و چه باران نیاید، بدبختیم...

توماس جفرسون از نویسندگان قانون اساسی آمریکا مي‌گويد: ما وقتی مشغول نوشتن قانون اساسی آمریکا بوديم، دو الگو پیش رو داشتیم: «ن
توماس جفرسون از نویسندگان قانون اساسی آمریکا مي‌گويد: ما وقتی مشغول نوشتن قانون اساسی آمریکا بوديم، دو الگو پیش رو داشتیم: «نيكولو ماكياولى» و «كوروش هخامنشى» و ما کوروش را برگزیدیم

عنکبوت برای به دام انداختن مگس و دیگر حشرات تار و تله می‌بافد ولی در آن تاری که بافته نمی‌نشیند و اعلام نمی‌کند که «ای حشرات
عنکبوت برای به دام انداختن مگس و دیگر حشرات تار و تله می‌بافد ولی در آن تاری که بافته نمی‌نشیند و اعلام نمی‌کند که «ای حشرات بیایید و گرفتار شوید تا من شما را بخورم!» آیا این‌گونه مگسی در تار او می‌افتد؟ وقتی عنکبوت تارهایش را می‌بافد به مگس‌ها می‌گوید: «بیایید مگس‌ها، قدری چای بنوشید؛ بیایید قدری با هم باشیم! بیایید تا همنشینی نیکان (محفلی عارفانه) داشته باشیم و قدری بحث کنیم!» آنوقت است که مگس‌ها به دام می‌افتند... شبکۀ عنکبوتی نظریات و عقاید مذهبی نیز همین‌گونه هستند. آن‌ها اطراف شما را فراگرفته‌اند؛ اگر گرفتار آن‌ها بشوید در رنج و مصیبت پژمرده خواهید شد. عنکبوت‌ها خون شما را می‌مکند. این عنکبوت‌ها معلمان مذهبی شما هستند. آنان کسانی هستند که زندگی شما را کارگردانی می‌کنند! آنان شما را به راه‌ها و طریقت‌هایی دعوت می‌کنند و راه راست را به شما نشان می‌دهند.(مانند همان عنکبوت) البته آن‌ها خودشان هیچ راهی را نمی‌شناسند. آنان که خودشان هیچ تجربه‌ای از نور و حقیقت  نداشته‌اند در مورد روح و خدا صحبت می‌کنند. سخنانی توخالی، سخنانی دروغین در سخنان آنان نه زندگی و نشاط هست و نه قلبی در آن‌ها می‌تپد. «اوشو»

آشنایی با برنامه علمی-عرفانی ری‌استارت ✔️ برگرفته از قسمت ۱۰۲ «صفر» ری‌استارت

Repost from حرف حساب
(مجبور شدیم کلیپ رو مجدداً ارسال کنیم) سال‌ها پیش این طنز تلخ رو مهران مدیری ساخت که رفته رفته داره تبدیل به واقعیت جامعه میشه! با هنرمندی استاد رادش تعریفِ تفریح ... اون چیه که یه میله از وسطش رد شده !؟ (عکسش توی کتاب تاریخ‌مون هست) مامان چرا دهنش بازه !؟ آیا میوه همون پیازه

سوخت اصلی بیداری و جهش آگاهی...

🎥 01:29 گاهی تمام عمر دنبال «ابزار رهایی» می‌گردیم؛ بی‌آنکه ببینیمذهمان چیزی که گره را می‌بُرد تمام این مدت در دستان خودمان بوده است. و وقتی بالاخره درب چمدان ذهن را باز می‌کنیم، می‌فهمیم کمبود از جهان نبود؛ از نگاه ما بود. بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست در خود بطلب هر آن‌چه خواهی، که تویی

زلزله 7.8 ریشتری در جنوب فیلیپین و وقوع سونامی

وقوع زلزله ۷.۸ ریشتری در فیلیپین که منجر به سقوط ساختمان شد

فیلم: استخدام «اشتغال» (El Empleo) یک فیلم انیمیشن کوتاه آرژانتینی محصول سال ۲۰۰۸ است. این فیلمِ صامت، به کارگردانی سانتیاگو «بو» گراسو، یک اثر کلاسیک مدرن است که بیش از ۱۰۰ جایزه در سراسر جهان را از آن خود کرده است. این اثر به شیوه‌ای بسیار تکان‌دهنده و سورئال به «شیءانگاری انسان» در نظام سرمایه‌داری می‌پردازد.

حکایت سه پند گنجشک حکایت کرده‌اند که مردى گنجشکى شکار کرد در راه خانه، گنجشک به سخن آمد و مرد را گفت: در من فایده‌اى براى تو نیست. اگر مرا آزاد کنى، تو را سه پند مى‌گویم که هر یک، همچون گنجى است و اگر هر سه را به کار بگیری خوشبخت شوی که هر سۀ این پندها راز خوشبختی انسان است. دو پند را وقتى در دست تو اسیرم مى‌گویم و پند سوم را، وقتى آزادم کردى و بر شاخ آن درخت نشستم، مى‌گویم. مرد با خود اندیشید که سه پند از پرنده‌اى که همه جا را دیده و همه را از بالا نگریسته است، به خوردن گوشت او مى‌ارزد. 🤔 پذیرفت و به گنجشک گفت که پندهایت را بگو. گنجشک گفت: پند اول آن است که آنچه از دستت رفت بر آن افسوس مخور؛ زیرا اگر آن نعمت، حقیقتاً و دائماً از آن تو بود، هیچ گاه زایل نمى‌شد. پند دوم آن که سخن محال باور مکن و از آن درگذر. مرد، چون این دو پند و نصیحت را از گنجشک شنید طبق وعده، گنجشک را آزاد کرد. پرنده کوچک پرکشید و بر درختى نشست. چون خود را آزاد و رها دید، خنده‌اى کرد. 😆😂 مرد گفت: پند و نصیحت سوم را بگو! 😳 گنجشک گفت: اى مرد نادان، زیان کردى! 😉😊😁 در شکم من دو گوهر گرانبها است که هر یک بیست مثقال وزن دارد. تو را فریفتم تا از دستت رها شوم. اگر مى‌دانستى که چه گوهرهایى نزد من است، به هیچ قیمت، مرا رها نمى‌کردى. 😝😜 مرد، از افسوس و حسرت، نمى‌دانست که چه کند. 😢😡🤬 دست بر دست مى مالید و خود را ناسزا مى‌گفت. به گنجشک گفت: اگر پیش من برگردی تو را عزیز می‌دارم و دانه و آب فراوان به تو می‌دهم. 🙏😢🌹❤️ گنجشک گفت من رفتم، منتظر پند سوم مباش! مرد رو به گنجشک کرد و گفت : تو وعده دادی و حالا آخرین پندت را بگو. گنجشک گفت: تو دو پند قبلی مرا فراموش کردی! مرد ابله! با تو گفتم که اگر نعمتى را از کف دادى، غم مخور؛ اما اینک تو غمگینى که چرا مرا از دست داده‌اى. نیز گفتم که سخن محال و ناممکن را نپذیر؛ اما تو هم اینک پذیرفتى که در شکم من گوهرهایى است که چهل مثقال وزن دارد! آخر من خود چند مثقالم که چهل مثقال، گوهر با خود حمل کنم !؟ پس تو لایق آن دو نصیحت نبودى و پند سوم را نیز با تو نمى‌گویم که قدر آن نخواهى دانست. این را گفت و در هوا ناپدید شد...