بیت الحسن (پایگاه تخصصی شعر سبک مقتل)
前往频道在 Telegram
✅ کانال بیت الحسن (پایگاه تخصصی شعر سبک،مقتل ) http://Eitaa.com/paygahser ❌ انتشار مطالب همراه با نام شاعر و ذکر صلوات جهت تعجیل فرج و سلامتی آقا امام زمان (عج)❌ 🔷وقف زهراست همه گریه ما حَسنیه است حُسینیه ما 🔷 @khademollhasan ☜خادم شما در کانال
显示更多2 619
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+830 天
帖子存档
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 کاش میشد ما شهید اربعینت میشدیم💢
رشته در روز ازل دارد شدم شیدای تو
عشق در چنته ندارد تا ابد همتای تو
زینت دوش نبی و خار و خاشاک زمین
کاش میمردم هزاران مرتبه من جای تو
گاه از گودال و گاهی از عطش بر سر زنم
هر عمودی خون ببارم از غم لب های تو
چای می نوشم ولی دارم یقین که میخورم
خوشتر از هر ساغر مستانه ای صهبای تو
کاش میشد ما شهید اربعینت میشدیم
تا بیفتد هم حساب و هم کتابم پای تو
عاشقانت قطره و هر قطره ای دنبال توست
میرسد هر قطره آخر در دل دریای تو
خاک گرم این بیابانت به چشمم سرمه است
میکشم در دیده گانم خاک این صحرای تو
نیست اسرافی درون روضه ات در اشک و آه
کل عالم گر بمیرد از بلای نای تو
قطعه قطعه در دل گودال پاشیدی ز هم
جای بوسه نیست دیگر بر همه اعضای تو
خوب و بد روزی نمک گیر عزایت می شوند
این بُوَد معنای ناب رحمت گیرای تو
✅سجاد احمدیان ۱۴۰۵
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#طریق_الحسین
#پیاده_روی_اربعین
#ما_ملت_شهادتیم
#اربعین
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 از حرم جا مانده ام ، خیلی پریشانم حسین 💢
آتش هجرت بسوزاند همه جانم حسین
مثل عشاق جدا افتاده گریانم حسین
یا که می گریم برایت یا تباکی میکنم
از حرم جا مانده ام ، خیلی پریشانم حسین
بی قرار دیدنِ آن مضجع نورانی ام
تشنه ی یک نافله در زیر ایوانم حسین
لا تؤاخذْنی ، که از دوری تو دق میکنم
با حرم نه ، جور دیگر تو بسوزانم حسین
از قدیمی ها شنیدم ، قبه ات دارالشفاست
من مریض عشقم و محتاج درمانم حسین
در مفاتیح الجنانش، شیخ ما ذکری نگفت...
چاره ی دلتنگی خود را نمی دانم حسین
هر شب جمعه زیارت ، حسرت این نوکر است
ساکن کرب و بلایی و من ایرانم حسین
بهر تسکین دلم از داغِ دوریِ شما
روضه ی ویرانه را با آه میخوانم حسین
✅مرتضی عابدینی ۱۴۰۵
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#دلتنگ_زیارت
#جامانده_ایم
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 ای سر تنت با بوریا رفته است بین خاک💢
رفتی و سهمم بعد از این جز غم نخواهد شد
بعد از تو خنده با لبم محرم نخواهد شد
تا جان به تن دارم دو زمزم در غمت دارم
دریا حریف سیل این زمزم نخواهد شد
با زخمهای پیکرم بعد از تو میسازم
بعد از تو چیزی بر غمم مرحم نخواهد شد
هر چند لبریز غم و دردم حسین جانم
این غم حریف قوت قلبم نخواهد شد
قرآن بخوان راحت که راهت زنده میماند
با زینبت تاری ز پرچم کم نخواهد شد
قرآن بخوان از روی نیزه ای دلارامم
جز با نوای تو دلم محکم نخواهد شد
سرو سرافرازم به راهت راست خواهم بود
با این نسیم خشک زینب خم نخواهد شد
سنگ و سنان و نیزه و شمشیر و آتش هم
سدِّ و حجاب روشن راهم نخواهد شد
ای سر تنت با بوریا رفته است بین خاک
هر چند جسمت جمع در آن هم نخواهد شد
✅داریوش جعفری ۱۴۰۵
#مرثیه_اربعینی_حضرت_زینب_سلام_الله
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مصایب_کوفه_و_شام
#اربعین
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 جامانده ام ، چشم ترم را چاره ای نیست 💢
آشوب مانده در دلم را چاره ای نیست
جامانده ام ، چشم ترم را چاره ای نیست
تسکین به هر دردی شود پیدا ، ولیکن
داغ جدایی از حرم را چاره ای نیست
دور از تو در کنج قفس گیرم عزیزم
گویا که این دردسرم را چاره ای نیست
اشکم ، امانم را بریده یابن الزهرا
این حجمِ دلتنگی و غم را چاره ای نیست
دل را به تو بخشیدم و قابل ندارد
از من بخر این بار کم را ، چاره ای نیست
مردم مرا با نام نوکر می شناسند
بر من عنایت کن کرم را، چاره ای نیست
میسوزم از دردِ فراقت روز و شب ها
آه قنوت مادرم را چاره ای نیست
اقا نگاهی کن ، به آن لحظه که گفتی:
دشمن زده صاحب علم را چاره ای نیست
✅مرتضی عابدینی ۱۴۰۵
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#جامانده_ایم
#دلتنگ_زیارت
#اربعین
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 با دلی خون از سفر، برگشتهام 💢
منکه از عشقت چنین، سرگشتهام
با دلی خون از سفر، برگشتهام
نِی اسیرِ دستِ کافر گشتهام
من فنای راهِ دلبر گشتهام
عاشقم، عشقت اسیرم کرده است
جذبهی معشوق، پیرم کرده است
اولین حرفم سهساله دختر است
آنکه در ویرانه، گنجِ کوثر است
یکتنه مانند صدها لشکر است
نهضتش، در امتداد رهبر است
گرچه اقدامش نهانی میشود
انقلابِ او جهانی میشود
بعدِ من، او رهبری فرزانه شد
شمعِ بزمِ محفلِ جانانه شد
گِردِ او، یک قافله پروانه شد
یکشبه، کاخِ ستم ویرانه شد
با وجودِ این، بلاها دیدهام
کربلا در کربلاها دیدهام
وای از بزمی، که از بوی شراب
حالِ آلِ عصمتت، میشد خراب
یکطرف، راسِ عزیزِ بوتراب
یکطرف، اشک و نوا و اضطراب
یکطرف چشمانِ نحس و بیحیا
یکطرف خشمِ نگاهِ هَل اَتا
شهر شام از شوق، رنگارنگ بود
جشن بود و رقص بود و ننگ بود
از در و بام، آتشی از سنگ بود
جنگ بود و جنگ بود و جنگ بود
در میانِ ما، به اسمِ خارجی
پخشِ خرما بود کارِ رایجی
ای امان از کوفه، هنگام ورود
ظاهراً غوغایی از اسلام بود
لیک پشتِ صحنه، در دستِ یهود
راسِ تو، تنها چراغِ راه بود
باورم هرگز نمیشد یااَخا
بر فرازِ نیزهها بینم ترا
بدترین اوضاع، در گودال رفت
دخترت با دیدنت، از حال رفت
کاروانت با چنین احوال رفت
از کنارِ این تنِ پامال رفت
محرمی اینجا نبود ای سَرورم
تا سوار ناقهها گردد حرم
حال برگشتم کنار پیکرت
این ربابت، کو علیِ اصغرت
کو قدِ سَروِ علیِ اکبرت
کو علمدار و امیر لشکرت
خیز از جا یاری اَم کن دلبرم
تا مدینه، کاروانت را برم
✅محمود ژولیده ۱۴۰۵
#مرثیه_اربعینی_حضرت_زینب_سلام_الله
#اربعین
#زبانحال
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 هر زائری را حضرت زهرا سوا کرد 💢
تا عاشقانِ اربعین را حق صدا کرد
هر نوکری فی الفور، عزمِ نینوا کرد
دعوت شده این سیلِ جمعیت چرا که
هر زائری را حضرت زهرا سوا کرد
با قرض هم حتی شده باید بیائیم
یک لحظه ای اصلا نباید پا به پا کرد
صد مرحبا بر نو عروسی که ز شوقش
خرجِ زیارت چند النگوی طلا کرد
در این سفر هر طور هست و نیست باید
یک نوبه قصدِ کاظمین و سامرا کرد
سرتاسرِ مَشّایه تحت قبه ی اوست
پس تا اجابت هست می باید دعا کرد
هر موکبی بینِ نجف تا کربلا را
با دستهایش فاطمه شخصا بنا کرد
آبِ خنک را هم رباب آماده کرده
این سفره ها را مادرِ سقا به پا کرد
آه از دمی که حضرتِ سجاد اینجا
اهلِ تو را با هر مزاری آشنا کرد
آه از دمی که روضه ها می گفت زینب
از آنچه با جسمِ شما آن بی حیا کرد
می گفت زینب، قاتل آمد قبلِ هر کار
با ضربه ی پا پیکرت را جابجا کرد
گفتم رهایش کن ولی من را کتک زد
هر چه قسم دادم نشد، سر را جدا کرد
✅محمد صوفی ۱۴۰۵
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#مرثیه_اربعینی_حضرت_زینب_سلام_الله
#طریق_الحسین
#پیاده_روی_اربعین
#اربعین
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 حتّی برای «مای بارد» هم دلم تنگ است! 💢
حتّی برای «مای بارد» هم دلم تنگ است!
اصلاً مگر تا خانۀ تو چند فرسنگ است؟!
حتّی برای سنج و دمّامِ میانِ راه
که با تپشهای دل تنگم هماهنگ است...
حتّی برای میزبان مهربانی که
حتّی برایش تشنگیّ میهمان ننگ است...
شیرینترین طعم جهان را دارد آن چایی
یا قهوۀ تلخ عراقی که سرش جنگ است
مقصد همین راه است، راه سبز مشّایه
که عاری از بخل و دروغ و کید و نیرنگ است
دلشورهام از انقضای پاسپورتم نیست،
از نامۀ اعمال سنگین و دل سنگ است...
لحظهشماری میکنم تا آخر این راه،
چشمم بیفتد به بهشتی که طلا رنگ است
با شوق، با پای ارادت میرسم تا تو
هرچند در مشاّیه پای راستم لنگ است،
لطفی کن و امسال هم دعوت کن از آنکه
حتّی برای «مای بارد» هم دلش تنگ است...
✅ زهرا علیدوستی (آرزو) ۱۴۰۵
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#دلتنگ_زیارت
#پیاده_روی_اربعین
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 این اربعین به لطف خدا کربلاییام 💢
این روزها پر از تبِ مولا کجاییام
اما هنوز کوفهای از بیوفاییام
هم زخم میزنم به تو هم دوست دارمت
در گیر و دار تیرگی و روشناییام
گم کردهام مسیر تو را در غبار شهر
اما اسیر توست دل روستاییام
گفتند کربلای زمینی... نیامدم
حالا که راه بسته شده من هواییام
این بار چندم است که تا مرز آمدم
آه از شکستهبالی و بیدست و پاییام...
پلکم که گرم میشود از خواب میپرم
با سُرفههای همسفر شیمیاییام
آوردهام بضاعت مزجاة قوم را
انگشتر «عزیز»م و تسبیح «دایی»ام
آوردهام پناه به ششگوشهٔ غمت
برگشتهام به اصلیَتِ نینواییام
دستت همیشه روی سر ما پیادههاست
این اربعین به لطف خدا کربلاییام
::
شعر از سرم پرید... دلم پیش موکب است
این بار چندم است که یخ کرد چاییام
✅حسن بیاتانی
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#طریق_الحسین
#پیاده_روی_اربعین
#اربعین
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💢 حبسم نکن در این قفس دوری از حرم💢
ما تابعیم ، تا چه ببینی صلاح را
اما نکن دریغ ز ما این نگاه را
گفتی برای حشر چه داری ؟ گریستم
دقکرده از فراق میارم گواه را
حبسم نکن در این قفس دوری از حرم
بین قفس که دیده کلاغ سیاه را
خوش بودم از وصال و تمنا نداشتم
غفلت گذاشت بر سرم آخر کلاه را
از ما چه دیده ای که مجازات میکنی
با هجر خود تقاص نگیر اشتباه را
جون و وهب برای تو فرقی نمیکنند
درهم بخر دوباره سفید و سیاه را
ای آن که خاک را به نظر کیمیا کنی
تبدیل کرده ای به حرم قتلگاه را
ما را بسوز ما همه شرمندهی توییم
ما مثل زینبت نکشیدیم آه را
پای مخدرات تو تاول نشسته بود
ما گر نمرده ایم ببخش این گناه را
✅وحید عظیم پور ۱۴۰۵
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
#دلتنگ_زیارت
#پیاده_روی_اربعین
#کربلا
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💢 عجب جشن بزرگی بین شام است 💢
خداوندا گره افتاده در کار
گرفتارم گرفتارم گرفتار
دم دروازه خیلی ازدحام است
عجب جشن بزرگی بین شام است
زنان رقاصه، مردان مست و عیاش
همه بدچشم، بداخلاق و فحاش
یکی از آن زنان پست شامی..
مرا هل داد با بی احترامی
یکی ناخن به روی دختران زد
یکی هم آمد و زخم زبان زد
یکی میگفت زینب بی قراری؟!
چرا بر تن لباس پاره داری؟!
یکی با خنده گفت این قوم شومند
گمان دارم اسیر ترک و رومند
یکی میگفت نه!خارج ز دین است!
سزای دختر حیدر چنین است
در آن اوضاع ترسیدم برادر
سر بازار را دیدم برادر
خدایا روضه ی مارا بپوشان
امان از سکوی برده فروشان
کبودی هی کبودی هی کبودی
یهودی هی یهودی هی یهودی
امان از مردمان بدمرامش
امان از سنگ های روی بامش
بمیرم من برایت جانِِ خواهر
سرت از روی نی افتاد آخر
عجب زخم دل زینب نمک خورد
رقیه آن وسط خیلی کتک خورد
✅سید پوریا هاشمی ۱۴۰۵
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مصایب_کوفه_و_شام
#کاروان_اسرا
#اشعار_محرم
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💢 زینب چه خلاف کرده یا رب 💢
در شهر یهودیان به اجبار
وارد شده زینب عزادار
این بار نخست اوست والله
تا حال نرفته است بازار
جای علی اکبر و اباالفضل
دور و بر اوست خیل اشرار
زینب چه خلاف کرده یا رب
هستند همه از او طلبکار
می داد سلام و سنگ می خورد
سنگ است مگر زبان گفتار؟
این مجلس شوم مجلس کیست
جمع است در آن چقدر کفتار
از حد تصور است بیرون
فهمیدن روضه است دشوار
ناموس یزید در حجاب و
ناموس حسین بین انظار
با دختر فاطمه چه کردی!
نفرین به تو روزگار بی عار...
✅علی ذوالقدر ۱۴۰۵
#مصایب_کوفه_و_شام
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اشعار_محرم
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 کجاست عمه تان، شأن او اسارت نیست 💢
شبیه خیمه ی تو در جهان عمارت نیست
سحر به خانه ی تو در زدن، مرارت نیست
لباس سلطنت ما لباس نوکری است
و پادشاهی عالم بجز حقارت نیست
میان هیئت تان دائم الوضو شده ایم
کسی که گریه کنت شد غمش طهارت نیست
پدربزرگ مرا سفره ات بزرگش کرد
تنور خانه ی او بی تو پر حرارت نیست
-رفیق! کار خودت را گره نزن به کسی
بجز امام زمان، هیچکس کنارت نیست-
گذشت ماه محرم، گذشت کن از من
بخر مرا و ضرر کن، در آن خسارت نیست
دلم گرفته برای اذان شهر نجف
مرا فدای علی کن، اگر جسارت نیست
دوباره تشنه شدم، تشنه ی ضریح حسین
که غیر بوسه به خاک حرم بشارت نیست
خرابی دل ما را خودت درستش کن
مگو که قسمت ما اربعین زیارت نیست
هلال کوفه رسیده به شام، وای از شام!
کجاست عمه تان، شأن او اسارت نیست
سنان و شمر، دوتایی خجالتش دادند
تکان سر، روی نیزه بجز شرارت نیست
برو سنان! طلبت را گرفته ای ز حسین
میان قافله چیزی برای غارت نیست
✅رضا دین پرور ۱۴۰۵
#مناجات_محرمی_با_امام_زمان_عج
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#وداع_با_محرم
#مصایب_کوفه_و_شام
#کاروان_اسرا
#اشعار_محرم
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💢 بین این نامحرمان ، خون خدا کاری بکن 💢
راهمان افتاد بر شام بلا کاری بکن
باز شد دروازه های ناسزا کاری بکن
پیکرم زخمی شده ، اما فدای پیکرت
میکُشد زخم زبان ، ای سر جدا کاری بکن
سنگها میبارد از دیوار و در اما حسین
بر نگاه شامیان بی حیا کاری بکن
سایه من را مدینه هیچ همسایه ندید
حال گشتم سایبان بچه ها کاری بکن
بی وفایی رسم ما هرگز نبوده ای عزیز
بهر تسکین غمم ای با وفا کاری بکن
آشنایی نیست اینجا غیر سنگ و کعب نی
مرحم دردم بیا ، ای آشنا کاری بکن
خارجی خواندند ما را جان تو یک مشت مست
ای زلال کوثر و آل عبا کاری بکن
پشت پرده همسران شامیان ، من مانده ام
بین این نامحرمان ، خون خدا کاری بکن
چوب و لعل پاره و نامحرم و ناموس دین
غیرت الله حرم مشکل گشا کاری بکن
✅داریوش جعفری
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#زبانحال_حضرت_زینب_سلام_الله
#مصایب_کوفه_و_شام
#کاروان_اسرا
#اشعار_محرم
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💢 اول ماه صَفر بد سَفری بود حسین 💢
«اول ماه صَفر بد سَفری بود حسین
ساربانِ من عجب بدنظری بود حسین»
راهِ یکساعته یک روز به طول انجامید
کار این بی شرفان ، پرده دَری بود حسین
سنگ خوردم سرِ بازار عجب دردی داشت
دردِ سَر داشتَنَم ، دردسری بود حسین
ای جگردارترین مَحرَم زینب ، بر نِی
آنکه زن میزند از بی جگری بود حسین
بعدِ بازار همه صورت مان نیلی شد
بخدا از اَثرِ بی سپری بود حسین
ته بازار یکی نام محلّی را گفت
مردک مست عجب فتنه گری بود حسین
آن محل چشمِ خریدار به ما داشت فقط
کاش این شام بلا را سحری بود حسین
حرف بد زد به ربابه بخدا آب شدم
بی سبب بود فقط رهگذری بود حسین
**
سر تو بر روی نِی بند نمی شد دیگر
نیزه دارِ سر تو ، خیره سری بود حسین
چه شد آنشب که تو به خانه ی خولی رفتی
بعد از آن زلف سرت مختصری بود حسین
ما عزیزان تو بودیم ولی خوار شدیم
بعد تو قسمت ما دربه دری بود حسین
بیت اول تضمین از سیدپوریا هاشمی است
✅سید حسین میرعمادی
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مرثیه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#مصایب_کوفه_و_شام
#کاروان_اسرا
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💢 مقتل مجلس یزید ملعون - امام سجاد (ع) در خطر قتل 💢
امام باقر (ع) فرمود: ما دوازده کودک و جوان بودیم (با توجه به اینکه امام باقر (ع) در آن وقت حدود چهار سال داشت)بزرگترین ما علی بن الحسین (امام سجاد) (ع) بود همه ما را که دستهایمان را به گردنمان بسته بودند به نزد یزید بردند.
در روایت دیگر آمده: یزید به امام سجاد (ع) رو کرد و گفت: اوضاع را چگونه دیدی؟
امام سجاد (ع) فرمود: قضای الهی را که قبل از خلقت آسمان ها و زمین مقدر شده بود دیدم.
یزید گفت: حمد و سپاس خداوندی را که پدرت را کشت
امام سجاد (ع) فرمود:
لَعنَهَ اللهِ عَلی مَن قَتَلَ اَبیِ
لعنت خدا بر کسی باد که پدرم را کشت
یزید خشمگین شد و فرمان داد گردن آن حضرت را بزنند دژخیمان آن حضرت را برای کشتن ازمجلس یزید بیرون بردند طبق روایتی حضرت زینب (ع) خود را بر روی امام سجاد (ع) افکند و گفت: ای یزید این همه خونی که از ما ریختی کافی است.
امام سجاد (ع) فرمود: ای یزید اگر تصمیم بر قتل من داری پس کسی را مامور کن تا این بانوان و کودکان (بی پناه) را به مدینه برساند یزید با شنیدن این جمله از قتل آن حضرت صرفنظر کرد. (1)
♦️ احوال جانکاه سکینه در مجلس یزید:
در منتخب طریحی آمده: یزید ملعون دستور داد اسیران آل محمد (ص) را وارد مجلس کردند وقتی که آنها در مقابلش قرار گرفتند به آنها نگاه کردند و از یکی یکی پرسید اینها کیستند؟ شخصی گفت: این ام کلثوم کبری است و آن ام کلثوم صغری است و این ام هانی است و آن صفیه است و این رقیه (دختران علی (ع) ) است و این سکینه و آن فاطمه دختران حسین (ع) هستند و این علی بن الحسین (ع) است
در این هنگام فاطمه دختر حسین (ع) فرمود: ای یزید اینها دختران رسول خدا هستند که اسیر شده اند همه اهل مجلس گریه کردند و صدای گریه ازخانه یزید بیرون آمد حضرت سکینه بر اثر نبودن چادر با مچ دستش صورت خود را پوشانده بود.
یزید گفت:
مَن هذِهِ
این زن کیست؟
گفتند: سکینه دختر حسین (ع) است.
یزید گفت: تو سکینه هستی؟
سکینه گریه کرد و بقدری ناراحت شد که نزدیک بود جان بسپارد.
یزید گفت: چرا گریه می کنی؟
سکینه فرمود: چگونه گریه نکند کسی که پوشش ندارد تا صورتش را از نگاه تو و اهل مجلس بپوشاند؟
یزید گفت: ای سکینه پدرت حق مرا منکر شد و قطع رحم با من کرد و در ریاست و رهبری با من ستیز نمود.
سکینه گریست و فرمود: ای یزید از کشتن پدرم خوشحال مباش او مطیع خدا و رسول بود و دعوت حق را اجابت کرد و به سعادت (شهادت) نائل گردید ولی روزی خواهد آمد که تو را (بخاطر آن همه ظلمها) بازخواست می کنند خود را آماده پاسخگویی کن ولی از کجا تو بتوانی پاسخ بدهی؟
یزید گفت: ای سکینه ساکت باش پدرت بر من حقی نداشت. (2)
✅منابع:
1- معالی السبطین ج 2ص160
2- منتخب طریحی طبق نقل معالی السبطین ج2ص163
#مقتل_مصایب_کوفه_و_شام
#مجلس_یزید
#کاروان_اسرا
#مقتل
#روایت
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💢 مقتل مصائب شام -پناه بردن فاطمه و سکینه به زینب سلام الله علیهما 💢
از وقایع مجلس یزید اینکه:
وقتی فاطمه و سکینه دو دختر امام حسین علیه السلام نگاه کردند و دیدند: یزید بر لب و دندان امام حسین علیه السلام چوب خیزران می زند صدای گریه بلند کردند بطوری که از گریه آنها زنهای یزید و دختران معاویه به گریه افتادند سرانجام این دو خواهر دلسوخته نتوانستند تاب بیاورند به عمه خود زینب سلام الله علیها پناه بردند و گفتند:
یا عَمَّتاهُ اِنَّ یَزیِداً یَنِکتُ ثَنایا اَبِینا بِقَضیِبِهِ
عمه جان! یزید با چوبدستی خود دندان های پیشین پدرمان را می زند
زینب سلام الله علیها برخاست و گریبان خود را پاره کرد و به زبان حال چنین گفت:
اَتَضرِبُها شَلَّت یَمیِنُکَ اِنَّها
وُجُوهٌ لِوَجهِ اللهِ طالَ سُجُودُها
آیا چوب می زنی دستت شل گردد این سر و صورت از چهره هایی است که سالهای طولانی برای خدا سجده کرده است. (1)
✅منابع:
1- معالی السبطین ج 2 ص 156
-به روایت کبریت الاحمر ص 253 در این هنگام حضرت زینب سلام الله علیها خطبه خواند.
#مقتل_مصایب_کوفه_و_شام
#مجلس_یزید
#مقتل
#روایت
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💢 مقتل وارد کردن اهلبیت علیهم السلام به مجلس یزید لعنت الله علیه 💢
اسیران آل محمد (ص) را در حالی که به ریسمانی بسته بودند وارد مجلس یزید کردند امام سجاد علیه السلام فرمود: ای یزید اگر رسول خدا (ص) ما را در این حال ببیند به گمان تو چه خواهد کرد؟
یزید دستور داد آن ریسمان را بریدند.
زینب کبری سلام الله علیها وقتی که سر بریده برادر را در جلو یزید دید دست برد و از شدت مصیبت گریبان خود را پاره کرد و با صدای جگرسوز فریاد زد:
یا حُسَیناهُ یا حَبِیبَ رَسُولِ اللهِ یَابنَ مَکَّهَ وَ مِنی، یَابنَ فاطِمَهَ الزَّهراءِ سَیِّدَهِ النِّساءِ، یَابنَ بِنتِ المُصطَفی!
وای حسین جان ای حبیب رسول خدا (ص) ای فرزند مکه و منی ای پسر فاطمه زهرا سلام الله علیها سرور زنان ای پسر دختر محمد مصطفی (ص).
از آه جانکاه زینب کبری سلام الله علیها همه اهل مجلس به گریه افتادند:
گر بود در ماتمی صد نوحه گر
آه صاحب درد را باشد اثر
یزید سنگدل چوب خیزران خود را طلبید و در برابر اهلبیت حسین علیه السلام با آن چوب بر دندان های امام حسین علیه السلام می زد.
ابوبرزه اسلمی در مجلس حاضر بود صدا زد: وای بر تو ای یزید آیا چوب بر دندان های حسین پسر دختر پیامبر (ص) می زنی؟ گواهی می دهم که من پیامبر (ص) را دیدم دندان های ثنایای آن حضرت و برادرش حسن علیه السلام را می بوسید و می فرمود:
اَنتما سَیِّدا شَبابِ اَهلِ الجَنَّهِ
شما دو آقای جوانان اهل بهشت هستید.
یزید از گفتار او خشمگین شد و دستور داد او را بیرون کنید او را کشان کشان از مجلس بیرون بردند.
یزید همچنان بر لب و دندان امام حسین علیه السلام می زد و افتخار می کرد و7 نیشخند می زد و این اشعار را (که ابن زبعری در جنگ احد گفته بود متمثل شده و) می خواند:
لَیتَ اَشیاخی بِبَدرٍ شَهِدوُا
جَزَعَ الخَزرَجُ مِن وَقعِ الاَسَلِ
فَاَهَلُّوا وَ استَهَلُّوا فَرَحاً
ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لاتَثَل
قَد قَتَلنَا القَومَ مِن ساداتِهِم
وَعَدلناهُ بِبَدرٍ فَاعتَدَل
لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلکِ فَلا
خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحیٌ نَزَل
لَستُ مِن خُندفٍ اِن لَم اَنتَقِم
مِن بَنِی اَحمَدِ ما کانَ فَعَلَ
ای کاش پیران قبیله من که در جنگ بدر کشته شدند زاری کردن قبیله خزرج را بر اثر زدن نیزه (در جنگ احد) می دیدند.
پس از شادی فریاد می زدندو میگفتند: ای یزید دستت شل مباد.
بزرگان آنها را کشتیم و این را بجای (تلافی کشته های خود در جنگ) بدر کردم پس سر به سر شد.
قبیله هاشم با سلطنت بازی کردند نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد. من از دودمان خُندف نیستم اگر از آل محمد (ص) انتقام نگیرم. (1)
عصمت کبرای حق مطلع صبح جهان
زینب شوریده دل مظهر غیب وعیان
چونکه بدست یزید دید یکی خیزران
گفت: چه خواهی دگر از دل ما بی کسان
این سر پر خاک وخون ز راه دور آمده
موسی عمران من ز کوه طور آمده
چوب مزن ای یزید بر لب و دندان او
به پیش چشمان من در دم طفلان او
بر رخ فشاند اشگ و به تن جامه پاره کرد
وانگه به سوی زاده سیفان اشاره کرد
گفتا لبی که می زنیش چوب خیزران
دیدم که بوسه ختم رسل بی شماره کرد
گلزار چهره ای که پر از خاک و خون شده
شمس و قمر ز نور رخش استناره کرد
گشته کبود بر اثر تشنگی لبش
نبود روا کبود ز چوبش دوباره کرد
خواهی اگر که چوب زنی پیش ما مزن
بنگر سکینه بر سر بابش نظاره کرد
✅منابع:
1- بحار ج 45 ص133
نفس المهموم ص252
#مقتل_مصایب_کوفه_و_شام
#مصایب_کوفه_و_شام
#مجلس_یزید
#مقتل
#روایت
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💢 مقتل ورود به شام -خواسته حضرت ام کلثوم ازشمر 💢
الملهوف: سارَ القَومُ بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ونِسائِهِ وَالأَسرى مِن رِجالِهِ، فَلَمّا قَرُبوا مِن دِمَشقَ دَنَت امُّ کُلثومٍ مِنَ الشِّمرِ وکانَ مِن جُملَتِهِم فَقالَت: لی إلَیکَ حاجَةٌ. فَقالَ: وما حاجَتُکِ؟
قالَت: إذا دَخَلتَ بِنَا البَلَدَ فَاحمِلنا فی دَربٍ قَلیلِ النَّظّارَةِ، وتَقَدَّم إلَیهِم أن یُخرِجوا هذِهِ الرُّؤوسَ مِن بَینِ المَحامِلِ ویُنَحّونا عَنها، فَقَد خُزینا مِن کَثرَةِ النَّظَرِ إلَینا ونَحنُ فی هذِهِ الحالِ.
فَأَمَرَ فی جَوابِ سُؤالِها أن تُجعَلَ الرُّؤوسُ عَلَى الرِّماحِ فی أوساطِ المَحامِلِ بَغیا مِنهُ وکُفرا وسَلَکَ بِهِم بَینَ النَّظّارَةِ عَلى تِلکَ الصِّفَةِ، حَتّى أتى بِهِم إلى بابِ دِمَشقَ، فَوَقَفوا عَلى دَرَجِ بابِ المَسجِدِ الجامِعِ حَیثُ یُقامُ السَّبیُ.
الملهوف: سر حسین علیه السلام و نیز زنانش و مردان اسیر خاندان را حرکت دادند و چون به دمشق رسیدند، امّکلثوم به شمر که از افراد آن گروه بود نزدیک شد و به او گفت: درخواستى از تو دارم.
گفت: درخواستت چیست؟
گفت: هنگامى که ما را به شهر در آوردى، ما را از دروازهاى ببر که تماشاگر کمترى دارد و به آنها بگو که این سرها را از میان ما بیرون ببرند و دور کنند که از کثرتِ نگاههایشان به ما، در این حال، خوار شدهایم.
شمر، از سرِ سرکشى و ناسپاسى، در پاسخ درخواست او فرمان داد که سرها را بر سر نیزه و در وسط کاروان، حرکت دهند و به همان حال، آنها را از میان تماشاگران عبور دادند تا آنها را به دروازه دمشق رساند و بر راهپلّه مسجد جامع، آن جا که اسیران را نگاه مىدارند، ایستادند.
✅ الملهوف: ص ۲۱۰، مثیر الأحزان: ص ۹
#مقتل_مصایب_کوفه_و_شام
#مصایب_کوفه_و_شام
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله
#کاروان_اسرا
t.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💢مقتل ورود به شام- سهل ساعدی 💢
مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی عن زید عن أبیه [زین العابدین] علیه السلام: إنَّ سَهلَ بنَ سَعدٍ قال: خَرَجتُ إلى بَیتِ المَقدِسِ حَتّى تَوَسَّطتُ الشّامَ، فَإِذا أنَا بِمَدینَةٍ مُطَّرِدَةِ الأَنهارِ کَثیرَةِ الأَشجارِ، قَد عَلَّقُوا السُّتورَ وَالحُجُبَ وَالدّیباجَ ، وهُم فَرِحونَ مُستَبشِرونَ، وعِندَهُم نِساءٌ یَلعَبنَ بِالدُّفوفِ وَالطُّبولِ، فَقُلتُ فی نَفسی: لَعَلِّ لِأَهلِ الشّامِ عیدا لا نَعرِفُهُ نَحنُ، فَرَأَیتُ قَوما یَتَحَدَّثونَ، فَقُلتُ: یا هؤُلاءِ! ألَکُم بِالشّامِ عیدٌ لا نَعرِفُهُ نَحنُ؟!
قالوا: یا شَیخُ! نَراکَ غَریبا.
فَقُلتُ: أنَا سَهلُ بنُ سَعدٍ، قَد رَأَیتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله وحَمَلتُ حَدیثَهُ.
فَقالوا: یا سَهلُ! ما أعجَبَکَ السَّماءُ لا تَمطُرُ دَما! وَالأَرضُ لا تَخسِفُ بِأَهلِها! قُلتُ: ولِمَ ذاکَ؟ فَقالوا هذا رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام عِترَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله، یُهدى مِن أرضِ العِراقِ إلَى الشّامِ، وسَیَأتِی الآنَ.
قُلتُ: وا عَجَباه! یُهدى رَأسُ الحُسَینِ علیه السلام وَالنّاسُ یَفرَحونَ؟! فَمِن أیِّ بابٍ یُدخَلُ؟ فَأَشاروا إلى بابٍ یُقالُ لَهُ: بابُ السّاعاتِ، فَسِرتُ نَحوَ البابِ، فَبَینَما أنَا هُنالِکَ، إذ جاءَتِ الرّایاتُ یَتلو بَعضُها بَعضا، وإذا أنَا بِفارِسٍ بِیَدِهِ رُمحٌ مَنزوعُ السِّنانِ، وعَلَیهِ رَأسُ مَن أشبَهُ النّاسِ وَجها بِرَسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله، وإذا بِنِسوَةٍ مِن وَرائِهِ عَلى جِمالٍ بِغَیرِ وِطاءٍ.
فَدَنَوتُ مِن إحداهُنَّ فَقُلتُ لَها: یا جارِیَةُ مَن أنتِ؟
فَقالَت: سُکَینَةُ بِنتُ الحُسَینِ.
فَقُلتُ لَها: ألَکِ حاجَةٌ إلَیَّ؟ فَأَنَا سَهلُ بنُ سَعدٍ مِمَّن رَآى جَدَّکِ وسَمِعَ حَدیثَهُ.
قالَت: یا سَهلُ! قُل لِصاحِبِ الرَّأسِ أن یَتَقَدَّمَ بِالرَّأسِ أمامَنا، حَتّى یَشتَغِلَ النّاسُ بِالنَّظَرِ إلَیهِ فَلا یَنظُرونَ إلَینا، فَنَحنُ حَرَمُ رَسولِ اللّهِ.
قالَ: فَدَنَوتُ مِن صاحِبِ الرَّأسِ وقُلتُ لَهُ: هَل لَکَ أن تَقضِیَ حاجَتی وتَأخُذَ
مِنّی أربَعَمِئَةِ دینارٍ؟! قالَ: وما هِیَ؟ قُلتُ: تَقَدَّم بِالرَّأسِ أمامَ الحَرَمِ. فَفَعَلَ ذلِکَ وَدَفعتُ لَهُ ما وَعَدتُهُ.
سهل نقل میکند: به سوى بیت المقدّس، روانه شدم و به [شهرهاى] شام رفتم. در شهرى پُر آب و درخت دیدم که پارچه و پرده و دیبا آویختهاند و شاد و خوشحال اند و زنانى هم پیش آنان، دف و طبل مىزنند. با خود گفتم: شاید شامیان، عیدى دارند که آن را نمىشناسیم. دیدم مردمى سخن مىگویند. گفتم: اى مردم! آیا شما در شام، عیدى دارید که ما آن را نمىشناسیم؟!
گفتند: اى پیرمرد! تو را غریبه مىبینیم؟
گفتم: من سهل بن سعد هستم. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله را دیدهام و از او حدیث شنیدهام.
گفتند: اى سهل! آیا تعجّب نمىکنى که آسمان، خون نمىبارد و زمین، ساکنانش را فرو نمىبرد؟
گفتم: چرا این گونه شود؟
گفتند: این، سر حسین، از خاندان پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است که آن را از سرزمین عراق به شام، هدیه مىبرند و اکنون مىرسد.
گفتم: شگفتا! سر حسین را به هدیه مىبرند و مردم، خوشحالى مىکنند؟! از کدام دروازه مىآورند؟
مردم به دروازهاى به نام «دروازه ساعات»، اشاره کردند. به سوى آن رفتم و آنجا که بودم، پرچمهایى پى در پى آمد و اسبسوارى را دیدم که به دستش نیزه سرشکستهاى بود و سرى بر آن بود که شبیهترینِ صورتها به پیامبر خدا صلى الله علیه و آله بود و در پى آن، زنانى سوار بر شتران بدون جهاز آمدند.
به یکى از آنها نزدیک شدم و به او گفتم: اى دختر! تو کیستى؟
گفت: سَکینه دختر حسین.
به او گفتم: آیا درخواستى از من دارى؟ من، سهل بن سعد هستم که جدّت را دیده و از او حدیث شنیدهام.
سکینه گفت: اى سهل! به حامل سر بگو که سر را جلوى ما ببرد تا مردم به دیدن او سرگرم شوند و به ما نگاه نکنند، که ما حرم پیامبر خدا هستیم.
به یکى از آنها نزدیک شدم و به او گفتم: اى دختر! تو کیستى؟
گفت: سَکینه دختر حسین.
به او گفتم: آیا درخواستى از من دارى؟ من، سهل بن سعد هستم که جدّت را دیده و از او حدیث شنیدهام.
سکینه گفت: اى سهل! به حامل سر بگو که سر را جلوى ما ببرد تا مردم به دیدن او سرگرم شوند و به ما نگاه نکنند، که ما حرم پیامبر خدا هستیم.
سهل گفت: به حامل سر، نزدیک شدم و به او گفتم: آیا درخواستم را اجابت مىکنى تا در عوض، چهارصد دینار بگیرى؟
گفت: درخواستت چیست؟
گفتم: سر را جلوتر از اهل حرم، حرکت بده.
او چنین کرد و من هم آنچه را وعده داده بودم، به او پرداختم.
✅مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی: ج ۲ ص ۶۰؛ بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۱۲
#مقتل_مصایب_کوفه_و_شام
#مصایب_کوفه_و_شام
#کاروان_اسرا
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
💢 مقتل -ورود اهل بیت علیهم السلام به شام 💢
به هرحال اهل بیت رسول اکرم (ص) را همراه سرهای نورانی و پاک به طرف «دمشق» آوردند، چون نزدیک دروازه دمشق رسیدند، ام کلثوم علیها السلام، شمر لعنه الله علیه را صدا زد و فرمود:
ما را از دروازهای وارد دمشق کنید که مردم کمتر اجتماع کرده باشند و سرها را از میان محملها دور کنید تا نظر مردم به آنان جلب شده به نوامیس رسول خدا (ص) نگاه نکنند.
شمر ملعون کاملا” بر خلاف خواست ام کلثوم علیها السلام عمل کرد و کاروان اهل بیت را در روز اول ماه صفر(۵۹) از دروازه ساعات(۶۰) – که برای ورود کاروان تزیین شده بود و مردم زیادی در آنجا اجتماع کرده بودند – وارد شهر دمشق کرد، و اهل بیت عصمت علیهم السلام و سرهای مقدس را در این دروازه نگاه داشت تا در معرض تماشای مردم قرار گیرند، سپس آنان را در نزدیکی درب مسجد جامع دمشق، در جایگاهی که اسیران را نگاه میدارند، نگاه داشت!!(۶۱)
در بعضی از نقلها آمده است که:
اهل بیت را سه روز در این دروازه نگاه داشتند.
۱- مشهور بر سر زبانها، زجر بن قیس(با جیم) است ولی صحیح، زحر بن قیس میباشد.
۲- بعید نیست همانگونه که عمر بن سعد سر امام حسین علیهالسلام را زودتر از اهل بیت و در همان روز عاشورا به کوفه فرستاد، عبیدالله نیز قبل از اعزام اهل بیت به شام، ابتدا سر، مقدس امام حسین علیهالسلام را به نزد یزید فرستاده و بعد از آن اهل بیت را با سایر سرها روانه شام کرده باشد، همانگونه که از نقل شیخ مفید استفاده میشود و زندانی کردن اهل بیت که طبری و دیگران نقل آن را تأیید کردهاند، صحت این مطلب را تأیید میکند.
۳- تاریخ طبری ۵/۲۳۲ ؛ ارشاد شیخ مفید ۲/۱۱۸٫ همچنین نقل شده است که: عبیدالله بن زیاد پس از آنکه سر مبارک امام را برای یزید فرستاد دستور داد تا بانوان و کودکان آن حضرت برای سفر به شام آماده شوند و فرمان داد تا بر گردن علی بن الحسین علیهالسلام زنجیر نهادند و مجفر بن ثعلبه و شمر بن ذی الجوشن را به دنبال آنان روانه کرد، تا رفتند و به آن گروهی که سر امام را برده بودند رسیدند و علی بن الحسین علیهالسلام با کسی سخن نگفت تا به دمشق رسید.
(ارشاد شیخ مفید ۲/۱۱۹).
و در ضبط ارشاد مجفر بن ثعلبه (با جیم) آمده و در بعضی نقلها مخفر (با خاء) و در بعضی محفر (با حاء) ذکر شده است. و از این نقل چنین استفاده میشود که سر مقدس امام را عبیدالله قبل از اهل بیت به شام فرستاده است و این همان چیزی است که قبلا نیز بدان اشاره کردیم.
✅منابع:
🔹۵۹- صاحب کتاب کامل بهائی و ابوریحان بیرونی در الاثار الباقیه و کفعمی در مصباح، تاریخ ورود اهل بیت را به شام در روز اول ماه صفر نوشتهاند. (مقتل الحسین مقرم ۳۴۸).
🔹۶۰- وجه تسمیه این دروازه به «باب الساعات» این بوده است که در آنجا صورت حیواناتی را از نحاس درست کرده بودند و نطمی در آن ایجاد شده بود که ساعات روز را تعیین میکرد. و در مقتل خوارزمی آمده است که: اهل البیت را از باب توما وارد دمشق کردهاند و آثار دروازه توما هم اکنون در دمشق موجود است. (مقتل الحسین مقرم ۳۴۸).
🔹۶۱- الملهوف ۷۳.
#مقتل_مصایب_کوفه_و_شام
#مصایب_کوفه_و_شام
#کاروان_اسرا
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله
#مقتل
#روایت
T.me/paygahsher
Eitaa.com/paygahsher
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸
